ماهی قرمزِ بی تنگ در راهِ زمستان؛
Статистика" ما چیزی بیشتر از تکه هایی هستیم که وجودمونو تشکیل میدن" 🛖: https://t.me/harfmanrobot?start=643089257 صندوقچه ی فیلما و کتابا : https://t.me/cakeandteatree
- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 6
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 141
- 1/48двое суток
- 161
- 1/72трое суток
- 174
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
بدجنسی آدما ته نداره بسه داداش بسه
کاش یکی یه چندتا ساقه طلایی بندازه توی دریای احساسم تا خشک بشه.
به موهبت تد لسو باور دارم، همیشه وقتی که خیلی بهش نیاز داری خودش رو نشون میده
هیچ نمیدونستم انقدر دلم برای شنیدن تیتراژ تد لسو تنگ شده بود
видео или голосовое, без подписи
Ted lasso, S4 E1
چه میدونم! به چیزهای عجیبی فکر میکنم. مثلا راستش دوست دارم در آینده، توی یک خونهی جدید، کتابخونهم رو با کتابخونهی یک نفر دیگه یکی کنم. بعد متوجه بشیم که از چندتا کتاب دوتا نسخه داریم. دلم میخواد سر اینکه بهترین راه چیدن کتابها بر طبق چیه بحث کنیم؛ بر اساس رنگ؟ اسم کتاب؟ نویسنده یا ژانر؟ دلم میخواد کتابهای محبوب یک نفر که دوستش دارم رو بخونم و یادداشتهاش رو ببینم و بپرسم چرا زیر فلان کلمه یا جمله خط کشیده.
видео или голосовое, без подписи
اگه به داستان های فولکلور و افسانه ها و اساطیر تمدن های مختلف علاقه دارید بهتون پادکست قصه گو رو معرفی میکنم که از قضا خیلی از داستان ها هم از افسانه های ایرانیه. به تازگی پیداش کردم و خودم هموز یه چنتایی بیشتر نشنیدم اما بشدت داستان ها گیرا ست و راوی هم خیلی…
مثلا اخیرا قصه ی مرلین جادوگر رو شنیدم و اگر بنای استون هنج رو بشناسید خیلی برام جالب بود که توی این قصه وجود داشت یا شمشیر اکسکالیبور که همیشه دیده بودم ولی نمیدونستم داستانش چیه:)
اگه به داستان های فولکلور و افسانه ها و اساطیر تمدن های مختلف علاقه دارید بهتون پادکست قصه گو رو معرفی میکنم که از قضا خیلی از داستان ها هم از افسانه های ایرانیه. به تازگی پیداش کردم و خودم هموز یه چنتایی بیشتر نشنیدم اما بشدت داستان ها گیرا ست و راوی هم خیلی زیبا قصه گویی میکنه
بعضی از مردم کارت بازی جمع میکنن، بعضی ها لگو جمع میکنن، بعضی ها خودکار، بعضی ها عکس،مجله،دوربین یا ساعت. من؟ من غم جمع میکنم. هر تکست غمگینی که بخونم نگهش میدارم؛ یا توی دفترم یا توی نوت گوشیم. هر اهنگی که ردی از غم داشته باشه توی پلی لیستم جمع میکنم. هر عکسی که سکوتش از غم بگه نگه میدارم. هر خاطره ای که از بقیه بیشتر درد داشته باشه نقش و نگارش توی ذهنم پر رنگ تره. فکر میکنم من یه اقیانوسم برای غم هایی که ماهی میشن.
видео или голосовое, без подписи
هیچ چیز هیچ چیز هیچ چیز به اندازه ی داستان های شاهنامه در من احساساتی به وجود نمیاره
پارسال به خودم قول دادم شطرنج یاد بگیرم امسال با خودم عهد میکنم شاهنامه بخونم. حالا یا خودش رو یا شاهنامه به نثر.
مردم همیشه یه چیزی پیدا میکنن که تو رو بخاطرش مسخره و قضاوت کنن. به خودت بودن ادامه بده.
صبح🙇🏻♀️
مانیکا جون فعلا پلن اینه که زنده بمونم( که واقعا هر جور حساب میکنم پلن سختیه)
خلاصه که نمیدونم
تو مغزم فقط یه کلمه ی خیلی بزرگ و واضح هست: " نمیدونم. "