شعر | taraneh.T
Статистикаگشتم نبــود آنکه بفهمـد زبــانِ مــا ¶¶¶ ۱۳۹۸/۱۰/۱۶ ¶¶¶ @rr33zza ادمین
- Последний пост
- 18 мар. 2025 г.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
بد مکن، از گردش دوران بترس... - وحشی بافقی |شعر۹|
دوستتر دارمت از هر دو جهان دوستتر دارم از خویشتنت - خاقانی |شعر۹|
میکنی ناز که قربان شوم این نازِ تو را - اهلی شیرازی |شعر۹|
عوضِ تو، من نیابم که به هیچکس نمانی... - سعدی |شعر۹|
«باور کن، من آنقدر برایت اشک ریختهام که حالا دیگر، چشم دیدنت را هم ندارم...!» - غزل آزاد |شعر۹|
تو باعث میشی حس خوبی داشته باشم. |شعر۹|
تا قوّت صبر بود، کردیم دیگر چه کنیم اگر نباشد؟ - سعدی |شعر۹|
مطلب تویی، طالب تویی هم منتها، هم مبتدا. - مولانا |شعر۹|
و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرها ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند - مولوی |شعر۹|
عالمی را یک سخن ویران کند... - مولانا |شعر۹|
جان چه میدانست از دنیا چهها خواهد کشید. - صائب تبریزی |شعر۹|
چشم دارم که مرا از تو پیامی برسد - خاقانی |شعر۹|
«من چگونه رد کنم این ترم آخر را گلم؟ در تمام جزوهام چیزی به جز اسم تو نیست » - علی صاحبکار |شعر۹|
ما برای هم مقدر شده بودیم. |شعر۹|
هله نومید نباشی که تو را یار براند گرت امروز براند نه که فردات بخواند؟ در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آنجا ز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند - مولوی |شعر۹|
تواضع گرچه محبوبست و فضل بیکران دارد نباید کرد بیش از حد که هیبت را زیان دارد - سعدی |شعر۹|
چون که تقدیر چُنین است، چه تدبیر کنم؟ - حافظ |شعر۹|
گر نیمشبی مست در آغوش من افتد چندان به لبش بوسه زنم کز سخن افتد - ملکالشعرای بهار |شعر۹|
آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود ما را زمانه گر شکند، ساز میشویم - صائب تبریزی |شعر۹|
تا شدم صید تو آسوده ز هر صیادم وای بر من گر ازین قید کنی آزادم - فروغی بسطامی |شعر۹|