tgindex
شعر و متن های ادبی و ...

شعر و متن های ادبی و ...

Статистика
@sherbaranast2Музыкаперсидский

🔸 اشعار شاعران پارسی و مطالب ادبی فرهیختگان و ادیبان ایران و جهان،‌... ( تنوع سلایق جهت اندیشمندی) 📌کانال های دیگر ما👇 https://t.me/robaii2beiti https://t.me/hamidehaskari

Последний пост
10 июн.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
61
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Музыка (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
9 273
−8 за 4 дн.
Сутки
−4
−0,04%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
4 532
40 постов
Вовлечённость
48,9%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 61
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 10 июн.4 6681820

    اگر هوشمندی به معنی گرای که معنی بماند ز صورت به جای که را دانش و جود و تقوی نبود به صورت درش هیچ معنی نبود کسی خسبد آسوده در زیر گل که خسبند از او مردم آسوده دل غم خویش در زندگی خور که خویش به مرده نپردازد از حرص خویش زر و نعمت اکنون بده کان تست که بعد از تو بیرون ز فرمان تست نخواهی که باشی پراکنده دل پراکندگان را ز خاطر مهل پریشان کن امروز گنجینه چست که فردا کلیدش نه در دست تست تو با خود ببر توشه خویشتن که شفقت نیاید ز فرزند و زن کسی گوی دولت ز دنیا برد که با خود نصیبی به عقبی برد به غمخوارگی چون سرانگشت من نخارد کس اندر جهان پشت من مکن، بر کف دست نه هر چه هست که فردا به دندان بری پشت دست به پوشیدن ستر درویش کوش که ستر خدایت بود پرده پوش مگردان غریب از درت بی نصیب مبادا که گردی به درها غریب بزرگی رساند به محتاج خیر که ترسد که محتاج گردد به غیر به حال دل خستگان در نگر که روزی تو دلخسته باشی مگر درون فروماندگان شاد کن ز روز فروماندگی یاد کن نه خواهنده‌ای بر در دیگران؟ به شکرانه خواهنده از در مران #سعدی #بوستان @sherbaranast2

  • 10 июн.4 337618

    خداوندی‌ست تدبیرِ جهان را بَری از شِبه و مثل و جنس و هم‌تا اگر روزی، مُرادَت بَر نیارَد جَزَع، سودی ندارد؛ صبر کن، تا   #سعدی #مواعظ_قطعات @sherbaranast2

  • 10 июн.4 366929

    دیشب دلم عجیب هوای تو کرده بود ساز دلم غریب نوای تو می سرود عشقی عجیب در دل من رخنه کرده بود اشکم روان به شوق نگاهت ولی چه سود ؟ تو دل ز من ببریدی و بعد از آن کار دلم دوباره ز غم هم گذشته بود آهی و ناله ای و فغانی و بعد آن جمله دل و روان و غرورم شکسته بود شادی قلب خسته ی من در حضور توست وای از دلم حدیث تو را باز گفته بود آواز دلبری من و تو فسانه نیست باز این دلم به یاد دلت قصه گفته بود تو در حضور خود چه غریبانه غایبی غربت تمام کن ، بغض گلویم شکسته بود خنیاگران اگرچه غریبند در فلک اما نگاه تو غم دل را ربوده بود #ژهره_ارزه_گر @sherbaranast2

  • 4 июн.4 8941130

    هیچ کس از من نپرسید که در کدام خانه، در کجا، پشت کدام میز در کدام تختخواب و در کدام مملکت دوست دارم راه بروم، بخورم، بخوابم و یا چه کسی را از ترس دوست داشته باشم. #هرتا_مولر @sherbaranast2

  • 3 июн.4 411810

    خواب بودی که سینه خیز نوشتم تاریکی اتاق، تمامش نکرد خواب بودی و روی کاغذها تکرار قتل‌ها و آینه ها بود اما این گوشه از جهان که بی خبرم می‌کند اینجا که با تو گل می‌اندازم خطی از خون این خیابان ها برای چند لحظه فراموش می شود در را می بندیم تا نشنویم نبینیم چند سالمان شده آخر که هرچه غمگین‌تریم کمتر می شود بتوانیم  درست حسابی ، تمیز گریه کنیم جایی در پوستت مثل گوزن فرو می روم و فکر می کنم که سرنوشت مان این نیست باید به فکر تعمیر ساعتی باشیم که از بس به فکر ماست صبح ها بیدار باشش را نمی زند . #پگاه_احمدی @sherbaranast2

  • 3 июн.4 3311126

    شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردن است روز ستاره تا سحر تیره به آه کردن است متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردن است چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رو نهیم این هم از آب و آینه خواهش ماه کردن است نو گل نازنین من تا تو نگاه می‌کنی لطف بهار عارفان در تو نگاه کردن است لوح خدا نمایی و آیینهٔ تمام‌قد بهتر از این چه تکیه بر منصب و جاه کردن است ماه عبادت است و من با لب روزه‌دار از این قول و غزل نوشتنم بیم گناه کردن است لیک چراغ ذوق هم این همه کشته داشتن چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه کردن است من همه اشتباه خود جلوه دهم که آدمی از دم مهد تا لحد در اشتباه کردن است غفلت کائنات را جنبش سایه‌ها همه سجده به کاخ کبریا خواه نخواه کردن است از غم خود بپرس کو با دل ما چه می‌کند این هم اگرچه شکوه شحنه به شاه کردن است. عهد تو سایه و صبا گو بشکن که راه من رو به حریم کعبه لطف اله کردن است گاه به گاه پرسشی کن که زکات زندگی پرسش حال دوستان گاه به گاه کردن است بوسهٔ تو به کام من کوهنورد تشنه را کوزهٔ آب زندگی توشهٔ راه کردن است خود برسان به شهریار ای که در این محیط غم بی تو نفس کشیدنم عمر تباه کردن است   #شهریار @sherbaranast2

  • 2 июн.3 885923

    پادشاها جرم ما را در گذار ما گنه کاریم و تو آمرزگار تو نکوکاری و ما بد کرده‌ایم جرم بی‌پایان و بیحد کرده‌ایم سالها در فسق و عصیان گشته‌ایم آخر از کرده پشیمان گشته‌ایم روز و شب اندر معاصی بوده‌ایم غافل از یؤخذ نواصی بوده‌ایم دایما در بند عصیان بوده‌ایم هم قرین نفس و شیطان بوده‌ایم بی گنه نگذشته بر ما ساعتی با حضور دل نکرده طاعتی بر درآمد بندهٔ بگریخته آب روی خود بعصیان ریخته مغفرت دارد امید از لطف تو زانکه خود فرمودهٔ لاتقنطوا بحر الطاف تو بی پایان بود ناامید از رحمتت شیطان بود نفس و شیطان زد کریما راه من رحمتت باشد شفاعت خواه من چشم دارم کز گنه پاکم کنی پیش از آن کاندر جهان خاکم کنی اندر آن دم کز بدن جانم بری از جهان با نور ایمانم بری #عطار_نیشابوری @sherbaranast2

  • 2 июн.3 631714

    حالا پیاده رو خالی ست نیمکت ِ آشنای پارک خالی ست حال آنکه ، تمام شوری که عمری داشتم رد پاهایی بارانی بود. #ران_ویلیس #اسکاتلند @sherbaranast2

  • 2 июн.3 600829

    روزی تمام زن‌های درونم جان خواهند داد جایی در میان همین شعر زنی از اشتیاقِ آغوش‌ات زنی از بیماریِ لب‌ات زنی میان ویرانه‌ی خاطرات‌اش و‌ زنی روی ملافه‌ی تخت خواهد مرد فردا تیتر روزنامه‌ها می‌شود: تمامیِ زنانِ درون یک زنی به علت فراق، مرده‌اند… . #آزیتا_آریایی_تبار @sherbaranast2

  • 1 июн.4 172219

    خیری که برآیدت به توفیق از دست در حق کسی کن که درو خیری هست #سعدی #مواعظ_مفردات @sherbaranast2

  • 1 июн.3 874629

    به نام عشق که زیباترین سرآغاز است هنوز شیشه عطر غزل درش باز است جهان تمام شد و ماهپاره‌های زمین هنوز هم که هنوز است کارشان ناز است هزار پند به گوشم پدر فشرد و نگفت که عشق حادثه ای خانمان بر انداز است پدر نگفت چه رازی است این که تنها عشق کلید این دل ناکوک ناخوش آواز است به بام شاه و گدا مثل ابر می‌بارد چقدر عشق شریف است و دست و دل باز است بگو هر آنچه دلت خواست را به حضرت عشق چرا که سنگ صبور است و محرم راز است ولی بدان که شکار عقاب خواهد شد کبوتری که زیادی بلند پرواز است #سعید_بیابانکی @sherbaranast2

  • 1 июн.3 311515

    گوینده را چه غم که نصیحت قبول نیست گر نامه رد کنند گناه رسول نیست #سعدی #مواعظ_مفردات @sherbaranast2

  • 31 мая3 5541212

    دوری از یار اختیاری نیست لیک ما را ز بخت یاری نیست چه کنم؟ با ستیزه رویی بخت چاره الّا که سازگاری نیست هم ز عشقت بپرس حال دلم گر بقول من استواری نیست تا بگوید که بی توام شب و روز کار جز ناله ها و زاری نیست ازعشق و نام نکو چگونه بود؟ عشق جز رنج و جان سپاری نیست ای که در عشق عافیت طلبی غلطست این که می شماری نیست هر کجا عشق، مستی و پستی ست علم و زهد و بزرگواری نیست عاشق تر از سرزنش کجا ترسد؟ عاشقی جز که بردباری نیست بر سر کوی عاشقان چه کند هر کرا برگ عجز و خواری نیست؟ گو برو آب روی خویش مبر هر کرا روی خاکساری نیست #کمال_الدین_اشماعیل   @sherbaranast2

  • 31 мая3 31696

    بر پهنای سطحِ صاف و ماهوی برف دو نفر می روند و آیا به یاد می آوری که چه هنگام آخرین بار بر کناره‌ی دریا قدم زدیم؟ نه! که این آذرماه سرد مرده ست آه که برگ ها، شبیه گوش‌های الاغ بر درخت ها آویزانند وقتی که برای آخرین بار در این ساحل چرخیدیم و آن شادی به یغما رفته! و حالا میداس شوهرت به این پچ‌پچه ها گوش خواهد داد اشک هایی ست بر تابوت آن شادی و چنانچه که آن‌ها راه می روند به قصرهای عظیم چینی می مانند و تمامِ طناب ها که شل شده اند از فرازِ ابرها به ناقوسی سخت می ماند بر تورِ شکوفه ها که بردرخت‌هاست و لحنی محکم به خود گرفته اند پرشور و برای عشق کفنی بافته‌اند. #ادیت_سیتول #انگلیس @sherbaranast2

  • 30 мая3 949614

    اگر که بیهده زیباست شب برای چه زیباست شب برای که زیباست؟ ــ #احمد_شاملو @sherbaranast2

  • 30 мая3 6091212

    بغض دارد، لبالب سخن است آسمان در بهار مثل من است یک بغل داغ، یک بغل آتش پشت این دکمه های پیرهن است سینه ام مثل آسمان خدا کشور ابرهای بی وطن است آخرین چهارشنبه سالَم در دلم سوز آتشی کهن است با جهان در ستیزه ام، چه کسی فاتح این نبرد تن به تن است؟                              با جهان در ستیزه ای شاعر! و جهان گرم زیر و رو شدن است  #محمد_مهدی_سیار  @sherbaranast2

  • 30 мая3 329515

    شقایق منجی عشق و تنها پرنده‌ایست که با باد به پرواز در‌می‌آید پس چرا قبل از تو من پرواز نکردم؟ #شقایق_سرحدی @sherbaranast2

  • 29 мая3 8891120

    داد از من و تو ، حاصل اگر داد نباشد می شد که زمین شاهد بیداد نباشد قانع نشده چشم من از باغ تو هرگز سیبی که به رنگش نگرم شاد نباشد ای کاش زمین شوق تکامل کند ، ای کاش سرخوش شود و در پی امداد نباشد با قحطی و آواره گی جنگ ستیزد عمری که فنا رفته و برباد نباشد امروز لبت وا شود از شادی فردا زشتی و بدی در پی بنیاد نباشد ای کاش دلم روی دلت بند پذیرد اندوه وصالت،دگر “ای داد” نباشد #محمد_علی_رستمی @sherbaranast2

  • 29 мая3 7751332

    زیبا آنگونه عاشقم که حرمت مجنون را  احساس می کنم آنگونه عاشقم که نیستان را یکجا هوای زمزمه دارم آنگونه عاشقم که هر نفسم شعر است زیبا چشم تو شعر چشم تو شاعر است من دزد شعرهای چشم تو هستم. @sherbaranast2

  • 22 сент. 2025 г.15,7 тыс49110

    همه جا را  پرچم خواهیم افراشت مهمان عزیزی داریم! کسی دارد می آید ، کسی به وسعت آسمان به لطافت باران ، به صمیمیت عشق به مهربانی خورشید ، به  نازپروردگیِ تمامیت فصول بله! پاییز دارد می آید! چرا که پاییز نقش و نگین عشق است در دفتر شعر روزگار در سطوح نرم دل ها و در باور سبز تمامی مردم عالم! هر کجا پاییز را دیدی و تبسم برگ های رنگو وارنگش را سلام ما را هم برسان و بگو؛ قدمت سبز باد در دل و جانمان، پاییز  ای زیبای  پُرنشان و بی امان... #حمیده_عسکری @sherbaranast2