- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 34
- Всего постов
- 34
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 25
- 1/48двое суток
- 28
- 1/72трое суток
- 30
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
منوچهری دامغانی 📰 ارسال توسط بهرام معینی تحلیلی بر زندگی واشعار منوچهری دامغانی مقدمه منوچهری دامغانی از برجستهترین شاعران سده پنجم هجری و از درخشانترین چهرههای شعر خراسانی است. او با آنکه عمری کوتاه داشت، توانست جایگاهی ماندگار در تاریخ ادبیات فارسی به دست آورد. ویژگی ممتاز شعر او، تصویرسازیهای زنده از طبیعت، بهرهگیری از دانشهای گوناگون و موسیقی دلنشین کلام است؛ ازاینرو بسیاری او را «شاعر طبیعت» در ادب فارسی میدانند. ز ... 📝 ادامه مطلب
وقتی آسمان کلاغها را فراموش کرد (فصل سوم) 📰 ارسال توسط فرید کیومرثیان فریدران وقتی آسمان کلاغها را فراموش کرد فصل سوم: جغدی که خبر مرگ را دوست نداشت میگویند هر محله، یک جغد دارد. نه آن جغدی که روی شاخهی خشک بنشیند و تا صبح چشمهای زردش را به تاریکی بدوزد. جغدِ محلهی ما، موتور هوندا سوار میشد. هیچکس اسمش را نمیدانست. فقط صدای موتور را که از ته کوچه بلند میشد، زنها آرام میشدند، مردها ساکت میشدند و بچهها بازی را نیمهکاره رها میکردند. انگار موتور، قبل ... 📝 ادامه مطلب
آئینِ جان 📰 ارسال توسط بهمن بیدقی علیرغم مشکلات ، همه چیز دراین عالم بدانگونه که باید ، بوقوع می پیوندد . تسلیم رفتاری ست که ازتواضع نشأت میگیرد. پذیرش اینکه زندگی رازی ست که اعماق آنرا ذهن انسان ، قادر نیست درک کند . بقول شاعر، اسحاق پاشویش: زندگی کتاب داستان خداست ، بگذار خدا آنرا بنویسد . قانون تسلیم ، مسیر را به وضعیت زیبایی رهنمون میکند ، راه را برای شکوفایی ایمان بازکرده و به درک وحدت وجود تمامی موجودات هدایت خواهد کر ... 📝 ادامه مطلب
«شبنشینی در ابدیتِ جهانی موازی» «خوانشی بر شعر «شبنشینی در ابدیت» از دکتر محمد گروکان» 📰 ارسال توسط وحیدى شیرازى «شبنشینی در ابدیتِ جهانی موازی» «خوانشی بر شعر «شبنشینی در ابدیت» از دکتر محمد گروکان» شعر شب نشینی در ابدیت: رفتن آرامتر از آن بود که زمان متوجهاش شود چیزی جا ماند نه برای یافتن نه برای داشتن عطرِ زندگی پخش شد در جایی که هیچ ظرفی نشکسته بود و ساعت در مرزی نامعلوم میانِ روز و شب از حرکت بازایستاد انتظار همانجا پوست انداخت و تبدیل شد ... 📝 ادامه مطلب
هیچِ هیچِ هیچ..! 📰 شاعر حسین احمدی خواه دوردستهای عاشق، مرغهای مهاجر، سرزمینی شور در زمین؛ خاطرهها و دلتنگی برای آن، جنگیدن و رقصیدن، در کنارِ چشمِ سیاه وزغِ پیر، غبغبِ بزرگ و شکمِ 📝 ادامه شعر
ترجمان صلح ... 📰 شاعر علی اکبر سلطانی مثل آیینه بیغبار شدی دشمن یأس و انکسار شدی با دو بال کرامت و حکمت مظهر صبر و اقتدار شدی هر که میدید روی ماهت را دل به مهر تو داد و مجن 📝 ادامه شعر
کرانهٔ خون 📰 شاعر فرید کیومرثیان فریدران امشب فرات، از گریه لبریزِ عزا بود هر موجِ او، آیینهدارِ کربلا بود از کوچههای خسته، بویِ آه میآمد انگار زخمِ مادر هنوز آنجا بهپا بود یا زهر 📝 ادامه شعر
مرغ سحر (فرزاد جمشیدی) 📰 شاعر صهبا جمشیدی سحرگاهان چوخورشیدی به عرش تیره تابیدی سفیر مهر بودی، با کلامت نور پاشیدی تو همچون باغبانی واژه های سرخ و شیرین را ز باغ معرفت برداشتی، در دامنت 📝 ادامه شعر
تقویمِ بی افق 📰 شاعر عاطفه گودرزی همه برایم هدیه آوردند؛ کاغذهای رنگی، روبانهای بازنشده، شاخهگلی که بویش خانه را پر کرد؛ خندههایی که هنوز دورِ میز مانده بود، فقط یک صندلی جا 📝 ادامه شعر
تپش تند کبوتر، ایران 📰 شاعر مسعود یعقوبی نوتاش برگ هایی نازک شاخه ها خشکیده و درختان مدهوش سرفروبرده به هم سرد، ساکت، خاموش حنگلی شب زده در مِه در برف که در آن ناله ی جغدی بیمار انعکاسی 📝 ادامه شعر
نور میداند 📰 شاعر حجت اله یعقوبی سایهام بی درخت بیدیوار و دلم در نوسان فریادی که هنوز در گلویم ماندهست نور میداند
رسمِ خشکی 📰 شاعر محیا لواسانی کیا آب میداند راز بیبرگ و باری درخت را و روزی به گوش باد خواهد خواند باد اگر به شجاعت بوزد و گوش دیگر درختان را به آگاهی بنوازد که خشکی یعنی جن 📝 ادامه شعر
غزل به عبرت تاریخ 📰 شاعر احمدحسنی غزل به عبرتِ تاریخ میشود استاد قدم زنان قلمم مینویسد از بیداد حماسه می شود آغاز و از دل دفتر خطاب می کند ای هرچه در جهان جلاد من از تبارِ ه 📝 ادامه شعر
اعدامی... 📰 شاعر وحیدى شیرازى مثل داری که سحر منتظر زندانی ست چشم من نیز چو آن صبحدم بارانیست مرگ اگر فرض بر این عشق محالم شده است شعلهی عشق به خاک جسدم پنهانی ست 21 2 📝 ادامه شعر
مه و معنا: چرا حقیقت در مه کاملتر است؟ 📰 ارسال توسط نعمت طرهانی کدورت پربار درآمدی بر فلسفهٔ مه پیشگفتار چرا این کتاب؟ این کتاب از یک بیقراری آغاز شد. بیقراریِ انسانی که در جهانی بسیار روشن ایستاده است و ناگهان احساس میکند چیزی را گم کرده؛ نه حقیقت را، بلکه فضایی را که حقیقت در آن میتوانست نفس بکشد. ما در زمانهای زندگی میکنیم که هر روز چیزهای بیشتری میبینیم. تلفنهای همراه، اخبار را از دورترین نقاط جهان به اتاق ما میآورند. ا ... 📝 ادامه مطلب
بُغضهای فراوان... 📰 شاعر سینا امیرخسروی دل من از رفتنِ تو باز پریشان شده است شبِ من بیتو گرفتارِ زمستان شده است عقل میگفت که از خاطرهات دست بکِش دلِ دیوانه ولی عاشقِ باران شده است شب 📝 ادامه شعر
ققنوسِ کبود 📰 شاعر احسان پیرحیاتی پرده را کنار میزنم آنسویِ پنجره ققنوسِ کبود به سویِ افقِ جهنمی اوج میگیرد نه با شعله، که با زخمِ آبیِ پرهایی که از شبِ سوخته چکیدهاند 📝 ادامه شعر
دو دلِ غریب 📰 شاعر عاطفه گودرزی تنِ من، حاشیهی امنِ هوسهای توست؛ دلِ تو، بیخبر از تپشِ پنهانِ من. دستهایت را دورِ تنم حلقه میکنی اما نگاهت مرا نمی بیند چه س 📝 ادامه شعر
شبی دیگر 📰 شاعر جمشید أحیا پرده پس رفت سحر بود نسیم شانه در دست به پیرایشِ گل ها در باغ شاپرک بوسه به آن غنچهً کوچک می زد شبنمی صورتِ زیبایِ گلِ یاسِ سپیدی می شست 📝 ادامه شعر
همهمه 📰 شاعر طیبه ایرانیان همهمه چیزی در سرم دیوارها را پس میزد؛ صداها از رگهایم بالا میآمدند. لبهایم زیر بارِ واژهها جا ماندند، حرفها پشتِ دندانهایم 📝 ادامه شعر