tgindex
شعر تنها

شعر تنها

Статистика
@sheretanhayiперсидский

اشعار دلدادگی ، زیباترین اشعار ، شعر تنها ، تک بیت ، آشنایی با شاعر

Последний пост
7 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
23
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
398
+2 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
357
23 постов
Вовлечённость
89,7%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 23
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
87
1/48двое суток
99
1/72трое суток
107

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • #شیخ_بهایی گدایان بهر ِ روزی طفل خود را کور می‌خواهند طبیبان جملگی خلق را رنجور می‌خواهند گمانم مرده‌شویان راضی‌ا‌ند بـر مُردن مردم بنازم مطربان، کاین خلق را مسرور می‌خواهند #شیخ_بهایی

  • #حسین_جنتی چترها در شُرشُر دلگیر باران می‌‌رود بالا فکر من آرام از طول خیابان می‌رود بالا من تماشا می‌کنم غمگین و با حسرت خیابان را یک نفر در جان من مست و غزلخوان می‌رود بالا خواجه در رؤیای خود از پای‌بست خانه می‌گوید ناگهان صدها ترک از نقش ایوان می‌رود بالا گشته‌ام میدان ‌به‌ میدان شهر را، هر گوشه دردی هست ارتفاع درد از پیچ شمیران می‌رود بالا درد من هرچند درد خانه و پوشاک ارزان نیست با بهای سکه در بازار تهران می‌رود بالا گاه شب‌ها بعد کار سخت و ارزان خواب می‌بینم پول خان با چکمه‌اش از دوش دهقان می‌رود بالا جوجه‌های اعتقادم را کجا پنهان کنم وقتی شک شبیه گربه از دیوار ایمان می‌رود بالا فکر من آرام از طول خیابان می‌رود پایین یک نفر در جان من اما غزلخوان می‌رود بالا #حسین_جنتی

  • #تک_بیت گر به صحرا دیگران از بهر عشرت می‌روند ما به خلوت با تو ای آرام جان آسوده‌ایم #سعدی

  • #تک_بیت ای شبِ آشفته بُرو وی غمِ ناگفته بُرو ای خِرَدِ خفته بُرو دولتِ بیدار بیا #مولانا

  • #تک_بیت شهری که شه و شحنه و شیخش همه مستند شاهد شکند شیشه که بیم عسسی نیست #فرخی_یزدی

  • به حرفهای عجیبش عجیب شک دارم به این خدای عجیب و غریب، شک دارم! به ساده لوحی آدم، به حیله شیطان به راز باغ درختان سیب، شک دارم! به سوز آتش دوزخ، به لطف آب بهشت به این حکایت انسان فریب، شک دارم! ز بسکه تیر دعایم به سنگ خورده دگر به صدق آیه امن یجیب، شک دارم ! همیشه سایه ای از ترس پیش رویم بود در آن زمان که سرودم عجیب شک دارم... #امیر_حسین_خوشنویسان (بیداد)

  • #تک_بیت با شیخ از شراب حکایت مکن که شیخ تا خون خلق هست ننوشد شراب را #شهریار

  • #تک_بیت از خَدَنگِ انتقامِ آهِ مظلومان بِترس ای ستمگر، تکیه بر زورِ کمانِ خود مَکُن #صائب_تبریزی

  • #وطن هرگز ندیده بودم چشم تو را چنین در خون و اشک غوطه‌ور، ای مامِ رنج‌ها! ای میهنی که در تو به خواری مثل اسیر جنگی یک عمر زیستیم زین گونه زیستیم و به هِق‌هِق گریستیم #شفیعی_کدکنی

  • #وطن پاک کن از چهره اشکت را ، ز جا برخیز ! تو در من زنده ای ، من در تو ، ما هرگز نمی میریم من و تو با هزارانِ دگر ، این راه را دنبال می گیریم . از آن ماست پیروزی از آن ماست فردا ، با همه شادی و بهروزی #هوشنگ_ابتهاج

  • #تک_بیت عشق ما را پی کاری به جهان آورده است ادب این است که مشغول تماشا نشویم #صائب_تبریزی

  • #تک_بیت اثر ظلم محال است به ظالم نرسد ناله پیش از هدف از پشت کمان می خیزد #صائب_تبریزی

  • #تک_بیت دیدی آن قهقههٔ کبکِ خِرامان حافظ؟ که ز سرپنجهٔ شاهینِ قضا غافل بود #حافظ

  • #وطن دوباره می‌سازمت وطن! اگر چه با خشت جان خویش ستون به سقف تو می زنم، اگر چه با استخوان خویش دوباره می بویم از تو گُل، به میل نسل جوان تو دوباره می شویم از تو خون، به سیل اشک روان خویش دوباره ، یک روز آشنا، سیاهی از خانه میرود به شعر خود رنگ می زنم، ز آبی آسمان خویش اگر چه صد ساله مرده ام، به گور خود خواهم ایستاد که بردَرَم قلب اهرمن، ز نعره ی آنچنان خویش کسی که « عظم رمیم» را دوباره انشا کند به لطف چو کوه می بخشدم شکوه ، به عرصه ی امتحان خویش اگر چه پیرم ولی هنوز، مجال تعلیم اگر بُوَد، جوانی آغاز می کنم کنار نوباوگان خویش حدیث حب الوطن ز شوق بدان روش ساز می کنم که جان شود هر کلام دل، چو برگشایم دهان خویش هنوز در سینه آتشی، بجاست کز تاب شعله اش گمان ندارم به کاهشی، ز گرمی دمان خویش دوباره می بخشی ام توان، اگر چه شعرم به خون نشست دوباره می سازمت به جان، اگر چه بیش از توان خویش #سیمین_بهبهانی

  • #تک_بیت پـر و بـال ما بریدند و در قفـس گشـودند چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد #صادق_سرمد

  • #تک_بیت اي ملائک که به سنجيدن ما مشغوليد بنويسيد که اندوه بشر بسيار است #حامد_عسکری

  • هرکه شد خام، به ‌صد شعبده خوابش کردند هر‌که در ‌خواب نشد، خانه خرابش کردند بازی اهل سیاست که فریب‌ست و دروغ خدمتِ خلقِ ستمدیده، خطابش کردند اوّل کار بسی وعده‌ی‌ شیرین دادند آخرش تلخ شد و نقشِ بر ‌آبش کردند آنچه گفتند شود سرکه‌ی نیکو و حلال در نهانخانه‌ی تزویر، شرابش کردند پشت دیوار خری داغ نمودند و به ما وصفِ آن طعم دل‌انگیز کبابش کردند سال‌ها هرچه که رِشتیم به امّید و هوس بر سرِ دارِ مجازات، طنابش کردند گفته بودند که سازیم وطن همچو بهشت دوزخی پُر ز بلایا و عذابش کردند زِ که نالیم که شد غفلت و نادانیِ ما آنچه سرمایه‌ی ایجاد سرابش کردند لب فروبسته ز دردیم و پشیمانی و غم گرچه خرسندی و تسلیم، حسابش کردند #از_ماست_که_بر_ماست

  • #تک_بیت من ماهی خسته از آبم تن میدهم به تور #گروس_عبدالملکیان

  • #تک_بیت چنان از طرح وضع ناپسند خود گریزانم که گر دستم دهد از خویش هم سازم جدا خود را #وحشی_بافقی

  • #دو_بیتی بر درگه خلق بندگی ما را کشت هر سو پی نان دوندگی ما را کشت فارغ نشویم یک دم از فکر معاش ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت! #واعظ_قزوینی