shobeirisood
Статистикаراه مانا فضایی برای ابراز کشفها و گفت و شنود امن و مشفقانه
- Последний пост
- 24 дек.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
ان شاءالله از یکشنبه در نورسین با دوره جدید کارگاه رنج و گنج در خدمت بانوان عزیز هستم. اینستاگرام نورسین: @noursin.ir
#نوانمایش «روز کوری» در فرهنگسرای اندیشه این فقط یک بازی نیست… گروه فرهنگی هنری رَیاحین تقدیم میکند؛ ▪️تئاتر «روزِ کوری» 🗓 بیستوهشتم آبان تا ششم آذر ۱۴۰۴ ⏰ در دو سانس ۱۵ و ۱۹ ☑️جهت رزرو بلیط از طریق لینک زیر اقدام کنید: https://tiwall.com/p/koori5 🔺تنها میزبان بانوان هستیم. 🔺از پذیرش کودکان زیر ۷ سال معذور میباشیم. نویسنده: یاسین حجازی کارگردان: ثمین علما طراح صحنه: مصطفا مرادیان طراح نور: علی کوزهگر طراح گریم: مهتاب حسنی طراح فرم: مژگان حسین زاده طراح افکتهای صوتی: محمدصالح میلانی طراح پوستر: حسین کلاهی و محمدرضا قیصری طراح لباس: طهورا ابراهیمی و یاسمن ترکیان 🔔 از چهارشنبه ۱۴۰۴/۰۸/۲۸ به مدت ۹روز ⏰ از ساعت ۱۵:۰۰ «ویژه بانوان» 📌 #تهران، پایین تر از سیدخندان، فرهنگسرای اندیشه 📍 مسیریابی از طریق: نشان | بلد | گوگل | ویز به امید گوشه چشمی... گروه فرهنگی هنری رَیاحین instagram.com/rayahin_group @rayahingroup 〰〰〰〰〰〰 🤲 اللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَج 🤲 ©️ کانال مجالس مذهبی ©️ 🆔 @MajaleseMazhabi 🌐 MajaleseMazhabi.ir
امروز چشمان دلم را مهمان این تاتر کردم. کاری کاملا متفاوت و غنی به لحاظ متن و معنا با نویسندگی یاسین حجازی و بازی قوی بانوان. تماشای یکبازی مافیای تمام عیار. فکر کنم تا چند روز دیگر اجرا داشته باشن. گفتم تنهاخوری نکرده باشم.
این کارگاه را به کسانی که به دنبال برنامه کوتاه حضوری با موضوع مراقبت جنسی بودن پیشنهاد می کنم.
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
اینجا به همت دوست عزیزم قرار است توشه راه رشد را از ادبیات کهن فارسی بردارید. 👇
هفت سهشنبه قراره اینجا درباره زندگی با هم گفتگو کنیم. ان شاءالله
без подписи
«به قیافه زیادش نگاه نکن، تا میتونی فشرده کن تو قابلمه.» این حرف مامان قبل از پختن اسفناج بود. خیلی سال قبل. این بار وقتی داشتم یک کیلو اسفناج خرد شده را داخل قابلمه متوسط می فشردم یک لحظه خودم را در آیینه اسفناج دیدم. اسفناج جوان، انقدر حجیم بود که به زور در قابلمه جا میشد. حرارت دید و جمع شد و پخته شد، رفت سر جایش آرام گرفت. مثل مادری من. واقعا چرا فکر می کردم من کاره ای هستم؟ هر چه بیشتر گذشت بیشتر سر جایم نشستم. صفا! این ها را تو به من نشان دادی! دست و پایم همه جای زندگی ات پهن بود. رفته رفته جمعشان کردم. اگر یک بار دیگر برگردم عقب و مادری را در ظرفی تعارفم کنند من فقط و فقط خودت را انتخاب می کنم دخترم! با همه تفاوت ها و اختلاف نظرها! خودم را هم برای مادری ات انتخاب می کنم! با همه کمبودهایی که داشتم و با همه اداهای اسفناجی که در می آوردم! من کنارت بزرگ شدم صفا و فقر و خالی بودنم را کشف کردم. من کنارت ربوبیت رب را پیدا کردم! امروز بیست و دومین سال مادری ام کامل شد و تو الان خیلی زیباتر از تصویر مطلوب تقلاهای من هستی! هر وقت دست از سر خودم و تو برداشتم تقلا محو شد و راه باز شد. تا همیشه بالنده باش دختر مهربانم، خالی شو از هر کسی غیر خدا و تا می توانی عشق بورز.
«مامان! چرا این آقاهه مثل خانم ها آرایش کرده؟» «مامان! من ازش می ترسم!» این ها اولین سوالات دخترک 6 ساله من وسط انیمیشن یوز بود. . . آقای ترسناکِ با آرایش عجیب، کودکی که شخصیت اصلی داستان است (و خیلی طبیعی است که کودکان با او همزاد پنداری کنند) را می گیرد. روی میز می گذارد. دست ها و پاهایش را با دستبند آهنی به میز می بندد و او را به میز می چسباند. حالا نوبت وسیله شبیه چاقو است تا بتواند پوستش را قلفتی بکند! درِ کمد آقای ترسناک که باز می شود، می بینی سرتاسرش با لباس های پوست حیوانانی که خودش آن ها را کنده پر شده! حالا کودک داستان بزرگ شده و به دنبال والدینش می گردد. خودش را با روش های عجیب به سرزمین مادری می رساند تا والدینش را پیدا کند. با کمک دختر دایی اش به دنبال آن ها می گردد. وارد یک اتاق مرموز می شوند که متعلق به یک شکارچی حیوانات است که همه خانواده اش را در تصادفی از دست داده و حالا تنها با نوه اش زندگی می کند. شکارچی در تمام لحظه ها شبیه معتادهای بدحال روی یک صندلی افتاده و نوه نوزادش بی کس و تنها و گرسنه در حالی که خودش را کثیف کرده و کسی نیست که با او رسیدگی کند، در اتاقی گریه می کند. چراغ اتاق شکارچی ناگهان روشن می شود و نور یک به یک روی کله های بریده شده حیوانات روی دیوار می رود. چند تا از کله ها متعلق به یوزپلنگ هاست و از دختر دایی می شنوید: سرنوشت پدر و مادر تو هم شبیه همین بود. . . این ها فقط چند تا از صحنه های بی ربط انیمیشن یوز بود. داستان یوزپلنگی که به دنبال پدر و مادرش از امریکا خودش را به ایران می رساند. هر چه فکر می کنم نمی فهمم چرا این فیلمنامه بی داستان مجوز گرفته؟ چه کسانی در اتاق فکر انیمیشن نشسته بودند که شخصیت بد داستان را اینطوری طراحی کردند؟ چرا فکر کردند مطرح کردن علاقه و پیشنهاد ازدواج می تواند صحنه مناسبی برای کودکان باشد؟ اصلا فکر کردند وقتی که کودک تنهای انیمیشن را بدون پدر و مادر و با پدر بزرگ بیهوش بارها نمایش دادند؟ شاید کلمه هایم کمی خشمگین به نظر برسند ولی بیشتر از خشم متعجبم! همین!
«یک دل، دو مسئولیت؛ شغل و والدگری با همدلی» وقت کم، عشق زیاد؛ چگونه رابطه با کیفیت با فرزند را در میان مشغله کاری حفظ کنیم؟ به مناسبت روز والدین شاغل وبیناری برای والدین بهخصوص مادران شاغل با هدف آرامشبخشی، همدلی و ارائه راهکارهای کاربردی برای ایجاد تعادل بین کار و خانواده بسیاری از والدین شاغل (مخصوصاً مادران) با احساس عذاب وجدان یا استرس مواجهاند؛ گاهی فکر میکنیم زمان کمی برای فرزندانمان داریم، اما حقیقت این است که کیفیت رابطه مهمتر از کمیت آن است. در این وبینار یاد میگیریم: ✔️ چطور بین نقش شغلی و والدگری تعادل برقرار کنیم ✔️ تکنیکهای مدیریت زمان و انرژی برای والدین شاغل ✔️ راهکارهای کاهش عذاب وجدان و استرس روزمره ✔️ روشهایی برای ایجاد «رابطه باکیفیت» با فرزند حتی با وقت کم این وبینار رایگان برای همه والدین شاغل طراحی شده، اما تمرکز ویژهای بر حمایت از مادران شاغل دارد. تاریخ : سه شنبه ۲۵ شهریور زمان: ساعت ۱۷ تا ۱۸:۳۰ آنلاین در بستر اسکای روم لینک ثبت نام : https://rahemaanaa.landin.ir/qarar1404 مدرسه سیمرغ
🌿از کودکی تا بزرگسالی، سفری پرماجراست... نوجوانی ، مرحلهای شگفتانگیز و پیچیده است؛ دورهای میان کودکی و بزرگسالی که پر از تغییرات جسمی، عاطفی و ذهنیست. لحظهای پر از شور و هیجان، لحظهای دیگر در خود فرورفته و غمگین. این نوسانها هم برای خود نوجوان گیجکننده است و هم برای ما والدین. اما سؤال اصلی اینجاست: من چه والدی باشم که کنارم یک نوجوان توانمند، متعادل و مستقل رشد کند؟ نوجوانی که در آینده بتواند روی پای خودش بایستد، تصمیمهای عاقلانه بگیرد و ارتباطات سالمی با خود و جهان پیرامونش بسازد؟ در دوره پرنیان، با هم به این سؤالها پاسخ میدهیم؛ عمیق و همدلانه. 🔸 اگر میخواهی رابطهات با نوجوانت، نه میدان جنگ بلکه مسیر رشد باشد... 🔸 اگر دغدغهات شناخت نوجوانت و آمادهسازیاش برای زندگی مستقل است... به پرنیان خوش آمدی 🌱 📱 برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره ۰۹۲۱۵۰۶۵۳۱۰ در پیامرسان بله یا واتساپ یا آیدی @Fateme_rahmani_7 در تلگرام در ارتباط باشید. با تشکر
🌿از کودکی تا بزرگسالی، سفری پرماجراست... نوجوانی ، مرحلهای شگفتانگیز و پیچیده است؛ دورهای میان کودکی و بزرگسالی که پر از تغییرات جسمی، عاطفی و ذهنیست. لحظهای پر از شور و هیجان، لحظهای دیگر در خود فرورفته و غمگین. این نوسانها هم برای خود نوجوان گیجکننده است و هم برای ما والدین. اما سؤال اصلی اینجاست: من چه والدی باشم که کنارم یک نوجوان توانمند، متعادل و مستقل رشد کند؟ نوجوانی که در آینده بتواند روی پای خودش بایستد، تصمیمهای عاقلانه بگیرد و ارتباطات سالمی با خود و جهان پیرامونش بسازد؟ در دوره پرنیان، با هم به این سؤالها پاسخ میدهیم؛ عمیق و همدلانه. 🔸 اگر میخواهی رابطهات با نوجوانت، نه میدان جنگ بلکه مسیر رشد باشد... 🔸 اگر دغدغهات شناخت نوجوانت و آمادهسازیاش برای زندگی مستقل است... به پرنیان خوش آمدی 🌱 📱 برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره ۰۹۲۱۵۰۶۵۳۱۰ در پیامرسان بله یا واتساپ یا آیدی @Fateme_rahmani_7 در تلگرام در ارتباط باشید. با تشکر
- مامان با من "اونو" بازی می کنید؟ - بذار یه ذره خونه رو منظم کنم آرامش پیدا کنم. - اگر خودتون رو به بی نظمی عادت بدید آرامشتون برمیگرده -🙄 #زندگی_بر_مدار_سه_نقطه #واقعا_قانع_کننده_بود #پرورش_کودک_منظم😁 #کودک_خود_را_به_ما_بسپارید
https://www.instagram.com/reel/DMIi4rkMEu5/?igsh=aTFkdTZqbGt0NWNl
https://www.instagram.com/reel/DMIi4rkMEu5/?igsh=aTFkdTZqbGt0NWNl
*واکنش جمعی به رویدادهای سنگین: شوخی و طنز* ◾️شوخیها، واکنشهای روانی و دفاعی رشدیافتهای هستند در برابر فشار، درد، اضطراب، ترس، ناامنی؛ که ظرفیتی برای روان باز میکنند تا فرد مواجهه موثرتری با بحرانهای طاقتسوز بیابد و بتواند اقدامات موثر بعدی خود را بسازد. مردم از طریق طنز، بحرانهای تلخ را دستکم، تاحدی و موقتاً قابلهضم میکنند، تا فرصتی بیابند که روانشان خود را در شرایط جدید، *بازیابی* کند. ◾️شوخی یا طنز یک مکانیسم دفاعی رشدیافته محسوب میشود. یعنی فرد به جای سرکوب یا انکار واقعیتهای ناراحتکننده، آنها را به شکل قابلتحملتری بازگو میکند، بدون اینکه شدت اضطراب یا درد روانیاش او را از پا درآورد. که البته همچون سایر مکانیزمهای روان، نیاز به آگاهی بر کنترلشده به کار بستن دارد تا تبدیل به انکار، کوچکنماییدرد و گریز از واقعبینی نگردد. ◾️شوخیها چطور کار میکنن؟ ۱. پایین آوردن سطح اضطراب جمعی: وقتی اتفاقهای بزرگ و ترسناک (جنگ، ناامنی، نابسامانیهای اجتماعی، اعتراضات واحد خشونت، بحرانهای اقتصادی و ...) رخ میدهند، مغز احساس بیپناهی و بیقدرتی میکند. طنز بهنوعی «تسلط روانی» بر روی شرایط میدهد. ۲. ایجاد احساس هویت جمعی: جوکها اغلب بهصورت جمعی تولید یا بازنشر میشوند. وقتی یک ملت با یک موضوع مشابه میخندد، نوعی همدلی و «همبستگی عاطفی» ایجاد میشود. این حس، مثل چسب روانیست در بحران. ۳. فاصلهگیری روانی از درد: شوخی کمک میکند بین خودمان و اتفاقات دردناک، فاصلهای بیخطر ایجاد کنیم. ◾️جوکها اغلب برای ما ایرانیها تبدیل به «بمباران پادزهر» شده؛ یعنی مردم از طریق شوخیها میفهمند که وضعیت جدی است و باید گوشبهزنگ باشند و در برابر زهر، پادزهر بپاشند. 🔸️و در یک جمله: شوخیها جدیترین واکنش ما به تلخترین لحظاتند. آنها نشانه سستی ما نیستند، نشانه مقاومت عاطفیمان هستند. طنز، صدای مردمیست که هنوز انتخاب میکنند کمی حتی تلخ بخندند، تا بتوانند بلند شوند. مردمی که همهچیز را نمیشود از آنها گرفت. ◽️این متن بازیابی امید به بازیابی سلامت روانی فردی ما نوشته شده است. که هرچند عرصه نظامی، میدان کنش و واکنش ما مردم عادی نیست، اما محافظت از روان خود و نزدیکانمان مسئولیت و بلکه وظیفه ماست. با امید به روزهایی آرام و شاد برای ایرانیان و ایرانی امن و مقتدر. 🖊 عادله_صمیمی. رواندرمانگر و روانشناس