شوکرانی (محمدحسین روانبخش)
Статистикаروزنوشتهای محمدحسین روانبخش ادبیات، فرهنگ، تاریخ ... و بهناچار سیاست! (آگهیهایی که در کانال دیده میشود مربوط به تلگرام است و ربطی به کانال ما ندارد) ارتباط با نویسنده : @M_h_ravanbakhsh
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 4
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 646
- 1/48двое суток
- 740
- 1/72трое суток
- 798
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔴 بنزین ۸۷ هزار تومانی: توهم قله و پیش به سوی دره! 🔸 اعلام بنزین ۸۷ هزار تومانی و دوام چند ساعته آن، منتفی شدنش و حالا تاکید بر اینکه هیچ تصمیمی برای بنزین گرفته نشده، داستانی است که ناگفتههای بسیاری برای مردم دارد؛ مردمی که جایی در محاسبات دولتها ندارند و اگر تصمیمهای احمقانهای چون ۸۷ هزار تومان شدن بنزین لغو میشود، نه به خاطر آنها، بلکه از ترس آنهاست! 🔸 اولین ناگفته این داستان همین است: معیشت مردم، رنجی که آنها میکشند و فقیرتر شدن هر روزشان اصلا از سوی مسئولان کشور حس نمیشود. اینکه گهگاهی در نطق یا سخنرانی ظاهرا برای مردم دلسوزی میشود فقط یک نمایش کلیشهای است. کسانی که کیلومترها از زندگی عادی مردم فاصله دارند چه میفهمند که این ماهها مردم برای حفظ حداقلهای زندگی چه دست و پایی میزنند! بنزین ۸۷ هزار تومانی که سهل است، اگر زورشان برسد بنزین را ۲۰۰ هزار تومان هم میفروشند. فقط ترس از مردم است که مانع این کار است. 🔸 نکتهی دوم وضعیت اقتصادی ویرانی است که کشور با آن روبروست. لزوم افزایش قیمت بنزین فقط یک گوشه از وضعیت وخیمی است که داریم. خلاصه کردن همه چیز در شعار و ادعا، واقعیتی هولناک برای کشور آفریده است. فاجعهی اقتصادی نه نزدیک شده، که کشور را دربرگرفته ولی دریغ از یک مسئول که آن را بفهمد؛ که اگر یک نفر میفهمید فریاد میکشید که با مردم چه میکنید؟! یک نعره مستانه ز جایی نشنیدیم؛ ویران شود این شهر که میخانه ندارد! 🔸 نکتهی دیگر اینکه علاوه بر فشار اقتصادی، هزار مشکل دیگر هم هست: تراستیها پول نفت را میبرند و میخورند، رانتخواران ته مانده بیتالمال را جارو میکنند، مدیران بیفایده و بیعرضه حقوقهای نجومی میگیرند و... در نهایت کسری بودجه باید از جیب مردم بیرون کشیده شود. بنزین ۸۷ هزار تومانی یعنی کار دیگری بلد نیستند! نه عرضه دارند که پول بیتالمال را از نورچشمیها بگیرند، نه زورشان به مافیای نفتفروش و خودروساز و رانتخوار میرسد، نه دیگر میشود خیل مدیران بیعرضه و پرت را از مجموعه بیرون کرد و... فقط مردم باید چلانده شوند. 🔸 این وضعیت کشوری است که در طول این دههها ساخته شده است. حاصل نعمت دانستن تحریم؛ حاصل دست و دلبازیهای بینالمللی، حاصل سیاستگذاریهای غلط و اصرار بیفایده بر آن، حاصل شعارهای دروغین، حاصل باز گذاشتن دست خودیهای فاسد؛ و در یک کلمه حاصل مردم را به هیچ پنداشتن... حالا هم با همین دست فرمان جلو میروند: بنزین ۸۷ هزار تومانی! اگر جز این بود اصلا در چنین شرایطی، نباید چنین چیزی در فکر و خیال هیچکس وارد میشد. همین دست فرمان است که ما را پیش میبرد؛ با تصور قله و مستقیم به سوی دره! 🖋 #محمدحسین_روانبخش @shoukarani
🟢 مدعیان ما محمد را میشناسند؟ 🔸 نه اسطورهای بود دور از دسترس آدمها و نه تافتهای جدا بافته در آفرینش یا روی زمین؛ بلکه آمده بود تا بگوید که هم خویش و هم سایر فرستادگان خدا هیچ فرقی با انسانهای دیگر ندارند. آمده بود تا پایان باور به اسطورهها را اعلام کند و مردم را از تفرعن و اربابتراشی و کرامتبافی دور کند! اصلیترین، انسانیترین و آموزندهترین توصیفی که در قرآن از محمد آمده است، به نظر من، همین دستور اکیدی است که به پیامبر داده شده تا خود را چنین معرفی کند: «من بشری همانند شما هستم و تنها تفاوت این است که به من وحی میشود.» 🔸 آیات دیگر بسیاری هم هست که با زبانی دیگر همین «کاملا انسان» بودن پیامبر را بازگو میکند: گذشتهاش بیان میشود که یتیمی بودی و خدا پناهت داد و سرگشته بودی و هدایتت کرد. (ضحی - ۶ و ۷) زمانی به او هشدار میدهد که مبادا از ابلاغ رسالت کوتاهی کند: «آنچه را از پروردگارت بر تو نازل شده است به مردم برسان. اگر چنين نكنى امر رسالت او را ادا نكردهاى.» (مائده - ۶۷) و زمانی از ازدواجی دیگر ولو زمانی که زیبایی زنی را پسندیده باشد، نهی میشود: «از اين پس، ديگر [گرفتن] زنان و نيز اينكه به جاى آنان، زنان ديگرى، بر تو حلال نيست؛ هر چند زيبايى آنها براى تو مورد پسند افتد.» (احزاب- ۵۲) 🔸 کتاب او چطور؟ قرآن را نه برای عدهای خاص، که بیانی برای عامه آدمها میدانست: این بیانی برای آدمهاست تا هدایت شوند. (آلعمران - ۱۳۸) قرآن نه با زبانی ناآشنا یا رازگونه و مورد استفاده خواص، که به زبان عربی مردم زمان پیامبر نازل شد تا مردم بتوانند در آن بیندیشند. (یوسف -۲) آیین او هم نه با زور و اجبار و اکراه، که با روشن نمودن راه و گمراهی برای مردم و باز گذاردن انها در انتخاب معنا پیدا میکرد: «اکراهی در دین نیست؛ که راه از بیراهه آشکار شده است.» (بقره - ۲۵۶) 🔸 شیوهی زندگی او چطور؟ در قرآن آمده که یکی از ایرادهای کفار به پیامبر این بوده که «اين چه پيامبرى است كه غذا مىخورد و در بازارها راه مىرود؟ چرا فرشتهاى به سوى او نازل نشده تا همراه وى هشداردهنده باشد؟» (فرقان - ۷) و در تاریخ آمده که چون غریبهای به مدینه میآمد و در مسجد او را میجست، قادر به شناسایی او در بین مردم نبود. 🔸 محمد را چنین باید شناخت؛ و اگر او این گونه بود چه نسبتی است میان پیامبر و برخی مدعیان که ادعای پیروی او را دارند اما خود را تافتهی جدا بافتهای از مردم میدانند، آنها که همه چیزشان حتی لباسشان را از مردم جدا کردهاند، هزار کرامت و ادعا و عنوان بالاتر از مردم برای خویش تراشیدهاند، و میکوشند تا فقط و فقط خود را مفسر دین و راهنمای آیین معرفی کنند؛ دیگران را به زور به آنچه خود میخواهند بکشانند و ادعای به بهشت بردن مردم را داشته باشند... 🖌 #محمدحسین_روانبخش @shoukarani
🔸 «مردم در خواباند و وقتی مردند، بیدار میشوند»؛ این برای مردم است اما آنکه نامردمی میکند چه؟! آنکه زندگیاش کابوسی است برای دیگران چطور؟! آنکه مست از قدرت، بر جانها و دلها داغ میزند و داغ میگذارد، وقتی از این خواب مستی برمیخیزد، چه خواهد دید؟! بیداریاش، چشم باز کردنش بر هزاران آه مادران دردمند، بر سوگ استخوانسوز هزاران خانواده بیپناه و بر پرسش پر درد که «به کدام گناه کشته شدند؟» چه خواهد بود؟! 🔸 آن دنیا، آن بیداری در دادگاه الهی نزدیک است. کم نبودند قدرقدرتهایی که خیال خدایی داشتند و مرگی ذلیلانه بیدارشان کرد... اما کسانی هم هستند که سرنوشت در همین دنیا دامانشان را میگیرد؛ از سریر قدرت به ذلت زنجیرها و میلهها میافتند و مرگ با حکم اعدام ذره ذره در وجود ننگینشان میریزند. 🔸 درد و داغ آن نوجوانان سوری که به جرم شعار نوشتنی بر دیوار گرفتار دیوی چون عطیف نجیب شدند، با دیدن اینکه او چون موشی نیمهجان و زنجیر بر دست و پا به دادگاه میرود تا حکم اعدام را بشنود، پایان نمییابد... اما او باید برود برای بیداری در جهنم؛ او و امثال او! 🖋 #محمدحسین_روانبخش @shoukarani
🔵 کرامات؛ از شیخ انصاری تا محسن رضایی 🔸 نقل است که شیخ مرتضی انصاری وقتی با مریدان سفر میکرد. غروب، پشت دروازه رسیدند و به شهر راهشان ندادند. آنجا با مریدان نماز خواند و ماندند تا صبح داخل شهر شوند. مریدی گفت: ما توقع داشتیم مثل بسیاری از اولیای گذشته دروازه خود به خود به روی شما باز شود. شیخ پاسخ داد: بعد از مرگِ ما البته از این کرامات بسیار در حق ما نقل خواهند نمود. 🔸 شیخ انصاری این سخن را دربارهی عصر خودش گفته؛ کاش بود و میدید که در روزگار ما برای افراد با سابقه و وضعیت معلوم، نه بعد از فوت، که بعد از پست گرفتن چه کراماتی نقل میکنند! جایی دیدم که دیروز بعد از اعلام انتصاب محسن رضایی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی نوشتهاند: افرادی که در چند سال اخیر - خصوصا پس از ماجرای ۷ اکتبر - مهمان جلسات خصوصیِ «سرلشکر محسن رضایی» بودهاند، شهادت می دهند که تمام اتفاقات بُهتآور این روزها را «محسن رضایی» به دقت پیشبینی کرده بود. از این نظر هم به قله رسیدهایم؛ یا شاید قله را رد کردهایم! 🖋 #محمدحسین_روانبخش @shoukarani
🟠 تکنیکهای ناشناخته 🔸 چهارده ماه پس از آنکه محسن رضایی وعده به کارگیری تکنیکهای ناشناخته در برابر دشمن را داد و گفت با رمز ناشناختگی از آنها استفاده خواهد شد، از دو فروند از این تکنیکها رونمایی شد 🔸 در هفتههای اخیر محسن رضایی سه بار به عضویت یا دبیری شورای عالی امنیت ملی منصوب شده و دو بار این خبر تکذیب شده است. در مرتبهی آخر این خبر حذف شده است که این اقدام از تکذیب هم مهمتر است. با این تکنیک، دشمنان هم اکنون در یک بلاتکلیفی وسیع قرار گرفتهاند: آیا محسن رضایی دبیر شده است یا دکتر مانده است؟ ما خودمان خبرش را در اینترنت دیدهایم اما چرا خبرش غیب شد؟ نکند قرار است رئیسجمهور شود و اینها برای ردگمکنی است؟ الان باید چه کرد؟! 🔸 محمدباقر خرازی هم به تازگی تکنیک زده و گفته است که حرفهایی که قبلا گفته بوده را نگفته و در واقع آنها را هوش مصنوعی گفته است. ممکن است در روزهای آینده بگوید که حتی این تکذیبیه را هم هوش مصنوعی گفته است و ربطی به او ندارد. ممکن هم هست بگوید من کلا هوش مصنوعی هستم مگر این که خودم بگویم که نیستم، آن را هم نمیگویم! دشمن الان با این تکنیک مانده روی حرفهای این دانشمند بزرگ حساب کند یا نکند؟! اگر محسن رضایی استاد تکنیکهای ناشناخته است محمدباقر خرازی بروسلی این رشته است. دشمنان چی فکر کردهاند! 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 چند ساعت بعد از نوشتن مطلب بالا خبر آمد که محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی شد. هوش مصنوعی (محمدباقر خرازی سابق) هم چندی پیش گفته بود که ذوالقدر میرود و رضایی میآید. هوش مصنوعی خارجیها برود بمیرد، فقط هوش مصنوعی خودمان که پیشگویی هم میکند! 🖋 #محمدحسین_روانبخش @shoukarani
🔵 توقف حملهی گسترده؛ راز بازی ترامپ چیست؟ 🔸 تجارت در بازارهای مالی بزرگ قواعد خاص خودش را دارد؛ برخلاف آنچه بعضیها تبلیغ میکنند نه با فرمولهای ساده میتوان نوسانگیری کرد و نه با تحلیلهای دمدستی میتوان سودهای کلان به دست آورد. بازیگران اصلی این بازارها به سادگی دست خود را رو نمیکنند و اتفاقا چنان در بازار آشفتگی ظاهری و غیرمنتظره ایجاد میکنند که بسیاری از کسانی که وارد بازار میشوند تاب این همه تغییر سینوسی را نمیآورند، عطای بازار را به لقایش میبخشند و میروند سراغ سرمایه گذاریهای سرراست و چارچوبدار. 🔸 بسیاری از مردم تجربهی سرمایهگذاری در بورس را دارند و برخلاف آنچه در ابتدا میپنداشتند سرمایه گذاریشان موفق نبوده؛ گران خریدهاند و ارزان فروختهاند، تاب بحرانهای واقعی یا کاذب را نداشتند، در اوج امیدواری یکباره با تغییر جهت بازار روبرو شدهاند و... . معمولا منطقی که در ذهن سرمایهگذاران آماتور وجود دارد در عمل فقط برایشان سردرگمی و فرسودگی روحی و روانی به جا میگذارد؛ و بازیشان به نفع سرمایهگذاران بزرگ و حرفهای میدان را ترک میکنند. 🔸 کسی که در این زمینهی تجاری کار کرده و رشد کرده، اگر وارد صحنهی سیاست شود طبیعتا همین الگوی رفتاری را تکرار میکند... و این راز بازی ترامپ در ماههای اخیر و در مواجهه نظامی با ایران بوده است: القای مکرر امید و هراس، تغییرات سینوسی در مناسبات و محاسبات جنگی، ایجاد شوکهای غیرمنتظره و در نتیجه فرسودگی ذهن و توان رقیب یا رقیبان. ترامپ نشان داده که هیچ وقت روند تصمیم گیریاش بر مبنای پیشبینیهای منطقی حرکت نمیکند؛ در اوج مذاکرات حمله میکند و در نقطهی صفر درگیری دستور توقف را میدهد. 🔸 با این وصف، دستور توقف حملهی گسترده در زمانی که همه منتظر حمله بودند نه موفقیت و نه شکستی برای ایران و آمریکاست؛ این فقط یک حرکت در روند بازی است و فقط با گذشت زمان و مشاهدهی وضعیت بازی و بازیگران در هفتهها و ماههای بعد میتوان آن را واقع بینانهتر تحلیل کرد. 🖋 #محمدحسین_روانبخش @shoukarani
🔴 دانشگاههای از پایبست ویرانه! 🔸 نام دانشگاههای مختلف ایران در جمع رتبه بندی «دانشگاههای تأثیرگذار» در سال ۲۰۲۶ وجود ندارد. این خبر در روزهای اخیر مورد توجه بسیاری قرار گرفته است اما به نظرم اصلا خبر مهمی نیست. دانشگاههای ما، مثل بقیهی جاهای کشور وضعی ناخوشایند دارند. کدام مجموعه در سیلاب ویرانگر سوء مدیریت سالهای متمادی سالم مانده است که دانشگاه بماند؟! 🔸 این ادعا البته میتواند مورد قبول واقع نشود. حتما عدهای مثل همیشه پاسخ خواهند داد که نخیر، دانشگاههای ما، شبیه بقیهی مجموعههای کشور، بسیار موفق هستند ولی غربیها آن را نادیده میگیرند یا با تبلیغات دروغین موفقیتهای ایران و ایرانی را زیر سوال میبرند، و آنوقت عدهای مرعوب فرهنگ غرب شده هم حرف آنها را تکرار میکنند! ... اما مگر میتوان به این راحتی روی همهی چیز چشم بست؟ کافی است فقط خبر نشست تخصصی رئیس جمهور کشور با روسای دانشگاهها را بخوانیم و ببینیم که واقعا در دانشگاههای مملکت چه خبر است! 🔸 شاهبیت رئیس جمهوری که خود یک چهرهی دانشگاهی است در یک چنین نشست تخصصی چه بوده است؟ بخوانید: جذب اعضای هیئت علمی نیز باید صرفاً بر پایه شایستگی، صلاحیت علمی و نیاز واقعی دانشگاهها انجام شود نه بر اساس سفارش یا توصیه 🔸 در یک وضعیت نرمال، در کشوری که دانشگاهش دانشگاه است چنین چیزی اظهر من الشمس است و اصلا غیر از این نیست! در آن وضع و حال گفتن این حرف از سوی یک دانشجوی سال اولی هم خندهدار است، چه برسد به اینکه رئیس جمهور چنین توصیهای به روسای دانشگاهها بکند. همین یک حرف کافی است که بدانیم و بفهمیم خانه از پایبست ویران است و... اگر جز این بود و دانشگاههای ایران در جمع رتبه بندی «دانشگاههای تأثیرگذار» در سال ۲۰۲۶ بودند، تمسخرآمیز بود! 🖋 #محمدحسین_روانبخش @shoukarani
🟠 توافق و پایان جنگ، دور از دسترس طرفین 🔸 هر جنگی بالاخره یکروز تمام میشود ولی برای ما آن روز هنوز نیامده است. اینکه آمریکا حملات شبانهاش را قطع کرده، اینکه چین وارد معرکه میانجیها شده، اینکه دوباره ترامپ حرف از تماسها و توافق میزند هیچ کدام نشانهی پایان جنگ نیست بلکه بر اساس دو تجربهی قبلی افزایش خطر جنگ را گوشزد میکند. 🔸 اتفاقات جدیدی هم البته هست: اینکه اوکراین جرات پیدا میکند که به یک کشتی ایرانی حمله کند؛ اینکه ضربات حوثیهای یمن هم به عربستان بیشتر شده است... و از همه مهمتر اینکه اعدام در ملاءعام در اصفهان انجام میشود. هر کدام از این موضوعات در این زمان معنایی فراتر از خود پیدا میکند و پیام یا پیامهایی ویژه در خود دارد. وجه مشترک همهی آن پیامها این است که کوتاه آمدنی از هیچ سویی در کار نیست. 🔸 برگزیدن راه توافق احتیاج به زمینهای دارد که فعلا اصلا مهیا نیست. اگر ترامپ هم از توافق میگوید در ذهنش تسلیم را تصور کرده است. اتفاقا آنهایی که در ایران با توافق مخالفند نیز معتقدند که در این شرایط مذاکره راهی است به سوی تسلیم، نه توافقی با برد دو طرفه. در این نگرش، آنکه باید تسلیم شود ترامپ و همراهانش هستند. روز به روز هم فضا برای کسانی که در حاکمیت قائل به نرمشی مصلحتآمیز هستند بستهتر میشود و حتی امکان ابراز آن هم کمتر میشود. 🔸 در چنین شرایطی، جنگ تا تسلیم یک طرف ادامه پیدا خواهد کرد ولی این چنین وضعی راحت برای هیچیک از طرفین اتفاق نخواهد افتاد. لاجرم وضعیت جنگی برای مردم - چه از نظر روانی، چه اجتماعی و چه اقتصادی - تداوم خواهد داشت. به نظرم آگاهی بخشی در این خصوص بسیار مفیدتر از دادن امیدهای واهی به مردم است. 🖋 #محمدحسین_روانبخش @shoukarani
⚫️ دردهای اکبر عبدی 🔸 رفتن اکبر عبدی در روزگاری اتفاق افتاد که خنده با دلها و لبهای بسیاری از هموطنان قهر کرده است. داغ و درد در این روزها کم نیست. هر داغی، چه داغ آنهایی که عزیزانشان را در جنگ و بمباران دشمن از دست دادهاند تا آنهایی که در هجدهم و نوزدهم دی جگرگوشههایشان پرپر شده، داغی همگانی است. یک داغ دل بس است برای قبیلهای! با این وصف رفتن اکبر عبدی را نمادی دانست برای روزگاری که در آن گرفتاریم؛ روز و روزگار پایان دلخوشی و پایان خندهای که ریشه در امید و سرزندگی دارد. 🔸 این نماد البته برای نسل من بسیار معنادارتر است. ما که خاطرهای از سینما و تلویزیون قبل از انقلاب نداشتیم. اشکها و لبخندهایمان را بسیاری اوقات با نسل تازهی بازیگرانی تجربه کردیم که اکبر عبدی یکی از سرآمدترینشان بود. کسی که نه تنها خنداندن میدانست، که زیباترین لحظات احساسی را هم، مثل آن صحنهی شاهکار فیلم مادر، از او داشتیم. 🔸 آنچه از هنر عبدی بجا مانده و همه خاطرات و خوشیهایی که او برایمان آفریده البته یکسوی ماجراست. در طرف دیگر اکبر عبدی به عنوان یک هنرمند قرار دارد که مطمئنا در دورهای که اطوار جای هنر و لودگی جای طنز را گرفته است، رنج زیادی کشیده است. هنر فاخر در این زمانه، در دورهی همهکاره بودن هنرناشناسان و در روزگار تاخت و تاز بیهنران در این عرصه خریدار ندارد؛ و وای به هنرمندی که نمیخواهد همرنگ جماعت شود! 🔸 اتفاقا در این مجموعهی کارهای او یک فیلم متفاوت وجود داشت که او با همان نام اکبر عبدی در آن بازی کرده بود؛ فیلم هنرپیشه که روی دیگری از زندگی یک هنرپیشهی دغدغهمند را نشان میدهد؛ رنجهایی که میکشد و دردهایی که با خود دارد اما مردم حتی آنها را هم به خوشی و خنده تعبیر میکنند. عبدی خود هم به این فیلم علاقه داشت و زمانی که در سال ۹۰ سیمرغ گرفت اشاره کرد که باید خیلی زودتر سیمرغ میگرفت؛ از جمله برای فیلم هنرپیشه. 🔸 در ابتدای آن فیلم عبارتی بر پردهی سینما نقش میبست که فراموش نشدنی است: آنکه میگرید یک درد دارد و آنکه میخندد هزار و یک درد. دردهای عبدی، دردهایی هنرمندی بود که زوال هنر و ابتذال هنر را دید و گاهی خود هم به خاطر معیشت گرفتار آن شد؛ این دردهای اکبر عبدی بارها و بارها در گفتگوهایش، در شوخیهایش و حتی در رقصیدنش تبدیل به خنده و خوشی برای مخاطب شد و دریغ و حسرتی برای خود او که حتما دلش میخواست هنرش را در فیلمهایی چون مادر، دلشدگان، ای ایران و... تکرار کند. افسوس که چه آرزوهایی در خاک میشود. 🖋 #محمدحسین_روانبخش @shoukarani
🔴 حفره امنیتی چیست؟ 🔸حفره امنیتی یعنی: نفوذ موثر و گسترده یعنی وجود باندی مخفی اما پرقدرت در نهادهای مهم کشور یعنی شعارهای تندتر و گرفتاری بیشتر یعنی بولتن سازی یعنی سوق دادن ذهن مقامات به دشمن سازی یعنی خوراک سخنان تنشآفرین با ظاهری انقلابی یعنی سخنان پرضرر تعدادی از جاگرفتگان در نهادهای مهم یعنی هتاکی آنان که در استمرار وضعیت پررنج مردم پایداری می کنند. یعنی فلان عنوانداری که جز گزافه و دروغ و تهمت چیزی ندارد. یعنی روزی نامه شریعت ندار. یعنی توهم و تراکم توهم در ذهن مقاماتی که در خیالات خویش ماندگار شده اند. یعنی بی اعتنایی به خواست اکثریت ملت یعنی ناامید ساختن جوانان و نوجوانان بعنی منکوب کردن دلسوزان کشور یعنی هزینه کرد بیجا و بی ثمر برای کشور و درعوض پرکردن جیب عده ای ویژه خوار. یعنی نبود بودجه برای عمران و آبادی و ساخت زیربناها ولی وجود پول برای ریخت و پاشهای شعاری و تبلیعاتی یعنی هنوز هم نعمت دانستن تحریم و جنگ و ویرانی یعنی سوزاندن دنیای مردم یعنی تباه کردن دین و فرهنگ یعنی غزه ساختن ایران. یعنی هر رویداد و حادثه ای به سود روسیه و اسرائیل یعنی وضعیت کنونی ما. 🖋 ا. پورمصطفی @shoukarani
🟢 قیمت شریف ماندن گران است! 🔸 «چه فایده که جهانی را ببری اما خودت را ببازی»؛ این حکمت انجیلی را، بخصوص در جغرافیا و تاریخ ما، بسیاری نمیفهمند. وقتی راه پیشرفت در بله قربانگویی است و آنکه بالاتر رفته چاپلوس حرفهایتری است، انتخاب باشرف زیستن سخت است، راه سنگلاخی است، رنج دارد، به صفر رسیدن دارد و.... باید شریف و با اصالت باشی تا بفهمی ارزشش را دارد که شرافتت را نفروشی، حتی اگر جهانی را از دست بدهی. 🔸 همین سخن کوتاه فردوسیپور، همین پنج ثانیه کافی است. بیشخصیت که باشی ظاهرا رشد میکنی، دست و بالت باز میشود و به قدرت میچسبی، بلهقربان میگویی و همچنان که دم تکان میدهی بالا میروی. کیف هم میکنی، چون نمیدانی شرافت چیست. نداری تا بدانی... اما وقتی داری آن را با دنیا عوض نمیکنی. قیمت شریف بودن گران است؛ هر کدام از ما، تا وقتی شرافتی باقی است، باید انتخاب کنیم که فردوسیپور باشیم یا یکی از دار و دستهی چاپلوسان صاحب عنوان؟! 🖋 #محمدحسین_روانبخش @shoukarani
🔴 پناهیان؛ وقتی جهالت انسانی را بیچاره میکند «اگر بیبرقی و بی آبی را تحمل کنیم؛ آب و برق جهان را از دست ستم صهیونیستها آزاد خواهیم کرد.» علیرضا پناهیان 🔸 بیچاره پناهیان. سخن گفتنش حالا فقط تحقیری است که در حق خودش روا میدارد. مثل آدمی پیزوری که وظیفهی جابجا کردن سنگی بسیار بزرگ را به عهده گرفته؛ کنار سنگ نشسته و برای رفع تکلیف و خالی نبودن عریضه زور میزند اما در چشم جماعتی که تماشایش میکنند زور زدنش مضحکهی تاسفباری است. اینکه یک انسان چنین خفیف شود حتی خندهآور هم نیست، رنجآور است... 🔸 پناهیان هم جز سخن گفتن کاری بلد نیست؛ اما بارها سخنان از سر جهالتش نشان داده که علیرغم سالها استمرار این کار، چون پشتوانه فکری و زمینهی تحلیلی ندارد، به جای پیشرفت، فرو رفته است! بیلزنی است که باغچهی خودش دست نخورده باقی مانده؛ اما تا وقتی که این واقعیت علنی نشده بود باز اعتماد به نفس کاذبی بود که کمی او را پیش ببرد ولی الان چه؟! حالا چیزی نمانده که با گفتن حرفهایی از قبیل آنچه به تازگی از او شنیده شده، از دست برود! 🔸 داستان جهالت او زمانی مورد توجه قرار گرفت که گفت اخلاق این ظرفیت را دارد که مقابل دین بایستد. شاید اگر کمی باهوش بود از آن به بعد سعی میکرد کمتر در رسانهها حرف بزند... اما دریغ که جهالت ته ندارد. به این ترتیب آبروریزی آغاز شد. بعد از اینکه ابراهیم رئیسی، فریب دور و بریهایش را خورد و با تتلو دیدار کرد، پناهیان این دیدار را با کمک خواستن امام حسین (ع) از زهیر مقایسه کرد تا نشان دهد چطور جهالت میتواند به سقوطی هولناک منجر شود. جهالت ویرانگر ادامه پیدا کرد و پس از آن این بیچاره، با «گوشتتلخ» دانستن پیامبر که در قرآن رحمت برای همهی جهانیان توصیف شده، ضربهی آخر را به خودش زد. 🔸 این پیشینهی حقارتبار را برای این گفتم که بگویم تحقیری که امروز پناهیان با گفتن جملات بالا بر خود روا میدارد، اصلا عجیب نیست. پناهیان با اصرار بر جهالت به درهای سقوط کرده که فقط بیچارگی برایش گذاشته است؛ در این بیچارگی چه میتوان کرد جز این چنین سخن گفتن. 🖋 #محمدحسین_روانبخش @shoukarani
🟢 این بار داستان جنگ متفاوت شده است 🔸 در میانهی جنگی که هر روز گستردهتر و مخربتر میشود، حساب مردم و مسئولان بیشتر از هم جدا میشود. دیگر نمیشود در چشم مردم نگاه کنند و بگویند: مردم عزیز، این راهی است که خودمان انتخاب کردهایم! باید مقاومت کنیم، سختی را به جان بخریم؛ جنگ هم مثل تحریم نعمت است... تاریخ مصرف این شعارها گذشته است، حالا که جنگ چهرهی تلخش را بیشتر دارد عیان میکند. 🔸 مردم، اگرچه در یکسال اخیر تجربهی دو جنگ را پشت سر گذاشتهاند اما انگار این بار با وضعیت تازهای روبرو شدهاند. در روزهای جنگهای قبل، اقتصاد و معیشت مردم تغییر محسوسی نکرد. تورم و گرانی بود اما در آن ایام تشدید نشد؛ اما در این یکهفته رکوردزنی دلار آغاز شده است و به نظر میرسد در هفتههای پیشرو اقتصاد به کلی ویران شود. در جنگهای قبل، علیرغم همهی تبلیغات رسانههای خارجی، معیشت مردم به خطر نیفتاده بود اما اینبار جنگ بر بستری از اقتصاد متلاشی شدهی خانوادههای متعدد جریان دارد. در جنگهای قبل کسی از مردم رویارویی را به صاحبان پست و صندلی تعارف نمیزد اما این بار خیلیها میپرسند که چرا آنهایی که ضد مذاکره و طرفدار جنگ بودند به جنوب اعزام نمیشوند؟! 🔸 شاید بخش زیادی از این تغییرات ناشی از این سوال بیجواب مانده است که چه شد که تفاهم یکباره کاملا از دست رفت؟! در دیوانگی و بهانهجویی دشمن شکی نیست اما آنچه بر آتش این بهانهجوییها میافزود از کجا هدایت میشد؟! چطور صدای واحدی که از مجموعهی نظام دربارهی مذاکره وجود داشت دوشقه شد؟! میتوان کمی عمیقتر شد و به این نکته توجه کرد که در خرداد و تیر ۱۴۰۴ و در جنگ ۱۲ روزه ایران با اسرائیل میجنگید ولی حالا جنگ فقط با آمریکاست و البته دامان کشورهای عربی منطقه را گرفته است و هیچ خبری از اسرائیل یا حمله به اسرائیل نیست! این چرخش بسیار مهم و تغییر عجیب چطور این قدر راحت صورت گرفت؟! 🔸 شاید بتوان همه ابهامات را با وجود جنگ بیپاسخ گذاشت اما این تصور که آنها در زیر اخبار مداوم زد و خورد دفن میشود، سادگی است. این بار داستان جنگ متفاوت شده است. 🖋 #محمدحسین_روانبخش @shoukarani
🟢 لباسهای جنگی که ته انبارها مانده است! 🔸 اردیبهشت ۰۳ عدهای در قم در تجمعی برای دفاع از حجاب، لباس نظامی پوشیدند؛ گویی برای مبارزه با دشمنانی آماده شدهاند که مردم همین کشور بودند! عکسهای این تجمع، انگار تجسم همان اندیشهای بود که سالها و بارها، در تریبونها و مجلسها و محفلها از خودی و غیرخودی بودن میگفت، و بسیاری از مردم را بیگانههایی تعریف میکرد که حرمتی نداشتند! 🔸 قسمت این بود که یک سال پس از آن جنگ با دشمن بیگانه آغاز شود و حالا هم، دو سال بعد از آن مانور، جنوب مظلوم ایران و سربازان میهن هدف موشک دشمن قرار گرفتهاند و احتمال جنگ زمینی هم میرود؛ وضعیتی که برای اعلام آمادگی با پوشیدن کفن و لباس رزم بسیار مناسبتر و بجاتر است، و اگر کسی غیرت لباس جنگ پوشیدن داشت باید با اتفاقات این یک سال اخیر لباس میپوشید و لااقل مانوری میداد، که نداد... 🔸 آن لباسها لابد الان در گوشهی انباری خاک میخورد تا روز و روزگاری دیگر، که بازهم لباس رزم فقط برای نمایشی محض به کار بیاید... غافل از اینکه روزگار دیگری آمده؛ و فقط بیعملی مانده است برای اهالی ادعا! 🖋 #محمدحسین_روانبخش @shoukarani
🟢 در تقدیس «صلح» ( برای سربازان مظلوم شهید ) 🔸 تازه در مطبوعات شروع به کار کرده بودم. یک همکار و دوست جدیدم داستان کوتاهی نوشته بود که داد بخوانم و نظرم را بگویم. داستان درباره سربازی بود که در جنگ حاضر به جنگیدن نبود، حمله که شروع میشود با سربازان دیگر به طرف دشمن میدود ولی خودش را زمین میاندازد و در طول جنگ شبانه همانجا ثابت میماند. در این ساعتهای طولانی و دشوار با خود فکر میکند که چطور برای همیشه از جنگ بگریزد، نقشه میکشد که فرار کند یا خودش را مجروح کند، دعا میکند که آنشب را زنده بماند، به خانوادهاش فکر میکند و... صبح که میشود حمله پایان یافته و اطرافش دیگر خبری نیست، برمیخیزد و منفجر میشود. او در طول شب روی مین خوابیده بود. 🔸 هنوز مزه خواندن داستان زیر زبانم است و پیام زیبایی که داشت: در جنگ همه قربانی هستند، چه آنکه میجنگد و چه آنکه از جنگ میگریزد. جنگ چیز خوبی نیست! این را ما، نسلی که نوجوانیاش را با جنگ، با آژیر قرمز، با شهادت جوانهای فامیل و محله، با کندن پناهگاه در حیاط مدرسه و تقدیس جنگ گذرانده، نسلی که جوانیاش را با مصیبتهای بعد از جنگ تباه شده دیده و نسلی که هنوز هم سایه جنگ را بر سر کشور و خانوادهاش میبیند، خوب میفهمد. 🔸 این واقعیت را زندهیاد قیصر امینپور، به زبانی دیگر هم گفته بود، از زبان شهیدی که در لحظه پایان حیات خویش، آرزویی دیگر برای دیگران داشت: شهيدی كه بر خاك میخفت سرانگشت در خون خود میزد و مینوشت دو سه حرف بر سنگ: «به اميد پيروزی واقعی نه در جنگ، كه بر جنگ!» 🔸 در جایی و در همان سالهای جوانی از محسن مخملباف خوانده بودم که «من چه کنم که صلح را حتی بر عدالت ترجیح میدهم. چرا که میپندارم ملتها در نبود عدالت، نیمی از هستی خود را از دست میدهند اما در نبود صلح، همه آن را» (دیدن و ندیدن، ص ۵۹) و سالها پس از آن این واقعیت را در حال و روز امروز و فردایمان میبینم. 🔸 میدانم که آرزوی صلح، آرزوی محالی است، همیشه جنگطلبان و دژخیمانی چون چنگیز و هیتلر و نتانیاهو هستند. تاریخدانی چون ویل دورانت نوشته است که «صلح فقط یک کلمه است!» اما من دلم میخواهد آنچه برای من، برای خانوادهام و برای همهی هموطنانم مبنا و نزدیک و محتملترین گزینه ممکن باشد، همین «یک کلمه» باشد، کلمهای که از آن «یک کلمه» دیگر که از دوران ناصری آرزوی ایرانیان است (قانون) هم مهمتر است! 🖋 #محمدحسین_روانبخش @shoukarani
🟠 برخی حرفها پاسخ نمیخواهد، خودمان را خسته نکنیم! 🔸 «جنگ خواهد شد و مذاکره به نتیجه نخواهد رسید»؛ اگر روزگاری تحلیل مسئولان کشور جور دیگری بود، حالا آنقدر معادلات ذهنی و عینیشان عوض شده که چنین میاندیشند. همه چیز، از باز گذاشتن دست شعاردهندگان در خیابان گرفته تا خط داده شده به سیدعلی خمینی، و در نهایت بسته شدن دوباره تنگه هرمز همین را نشان میدهد. 🔸 این گزاره ذهنی البته تازه شکل گرفته است و ربطی به حملهی آمریکا در بین مذاکرات در خرداد و اسفند سال پیش ندارد. دو ماه پیش امید به مذاکره وجود داشت و اگر کسی علیه تیم مذاکره حرفی میزد فورا تذکر لازم را میگرفت؛ اما حالا دور دور مخالفان مذاکره است. در واقع این منطق در ذهن تصمیمسازان حاکم است که وقتی جنگ قطعی است چرا باید زمان شروع آن را دشمن تعیین کند؟! 🔸به نظرم اگر کسی احتمال اندکی بدهد که میتوان از جنگ پیشگیری کرد، آنوقت مذاکره منطقی است. اما اگر قطعی بودن جنگ را بپذیریم، اینکه «دیگر مذاکره معنی ندارد» حرف درستی است. در چنین شرایطی مذاکره فقط ناامیدی را در مردم بیشتر میکند. درست است که امروز پرهیز از جنگ، تخریب زیرساختها و افزایش گرفتاریهای اقتصادی و اجتماعی بسیار مردم از هر مسالهی دیگری ضروریتر است؛ اما دریغ که گاهی حتی کورسویی از امید هم وجود ندارد. سایهی جنگ چنان سنگین شده که نمیتوان آن را انکار کرد و شروطی هم که آمریکا در مذاکره دارد چنان است که احتمال قبول آن از این سو صفر است. 🔸 به این ترتیب دادن شعارهایی از جنس آنچه سیدعلی خمینی گفت، آزاد و زیاد میشود. به ادبیات آن کاری ندارم، اما اصل و فرع این جور شعارهای پرطمطراق نه تصمیمی را عوض میکند و نه چیزی را در واقعیت تغییر میدهند، مبنایی هم ندارند و فقط مبتنی بر این زیرساخت هستند که حالا که جنگ حتمی است، چرا ژست اقتدارخواهی و انتقامجویی نگیریم؟! ته ماجرا همین است و برای همین، اینها پاسخگویی نیاز ندارد. خودمان را خسته نکنیم! 🖋 #محمدحسین_روانبخش @shoukarani
🟢 تاجزاده؛ آزادهای گذشته از دیوار ترس و تردید « او در زندان بود، اما من هرگز کسی را آزادتر از او ندیدم. زندانِ او، دیوارهایی از سنگ داشت، و زندانِ دیگران، دیوارهایی از ترس و تردید.» 🔸 این جملات جبران خلیل جبران در «فرزند انسان» گویی برای روزگار ما و در توصیف آزادگانی گفته شده که آزادگی را به قیمت رنج بر خویش خریدهاند. آنهایی که عافیتطلبی را با توجیه مصلحت انتخاب نکردهاند و ثابتقدم، پای در راهی نهادهاند که سنگلاخش فراتر از تحمل بسیاری از مدعیان است. 🔸 «دیوارهای ترس و تردید» سالهاست پیرامون سیاستورزان مدعی، مبارزان قلابی، روشنگران بدلی و از همه مهمتر، نامداران مدعی دیانت را فرا گرفته است. اینگونه، مدتهاست کسی توقع کلامی حقگویی و ستمستیزی از صاحبان کلمه و عنوانهای پرطمطراق ندارد. انگار که زبانبریده و کر و کور گوشهای افتادهاند و گاهی اگر ...نالهای میکنند در طمع لقمهنانی بیشتر است. در مقابل پشت دیوارهای سنگی و سنگین، پشت میلهها آزادگانی هستند که قدرتمداران را با همه هیبت ظاهری ریشخند کردهاند. 🔸 مصطفی تاجزاده از این جنس است. در روزهایی که طمع رسیدن به آلاف و الوف، راندگان قدرت را به مجیزگویی کشانده است، او نمادی است برای آزادگی. او وارد یازدهمین سال حبس خود شده است اما آیا گذشتن از دیوارهای ترس و تردید به یازده سال ماندن پشت دیوارهای سنگی میارزد؟! 🔸 از آنها که پای دیوار ترس و تردید زانو زدهاند و میلرزند نپرسید که فقط با چشمهای پر از وحشت نگاهتان میکنند. از تاجزاده و آزادگانی که در زندان هستند بپرسید و جواب بشنوید که بهای شرافت بسیار بیشتر از این است. 🖋 #محمدحسین_روانبخش @shoukarani
🔴 پایان هر نوع مذاکره و تفاهم؛ روزگار سخت مسئولیت رسیده است 🔸 تفاهمنامهای که چندان امیدی به آن نبود، خیلی زودتر از آنچه تصور میشد تمام شد. حالا، مهمتر از اینکه چرا چنین شد، این است که از این به بعد چه باید کرد؟ شوربختانه باید گفت که مقامات ایرانی باید مذاکره را فراموش کنند. مذاکره اگر پیش از این هزار اما و اگر داشت، حالا فقط ضرر دارد. 🔸 اگر پیش از این تجربهی آغاز دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه در زمان مذاکرات، بدبینی عمیق دوطرفه، تفسیرهای متناقض متن توافق، مخالفت تندروهای دوطرف با توافق، تحریک کشورهایی مثل روسیه و اسراییل، و همچنین کارشکنی کاسبهایی که منافعشان با تفاهم تامین نمیشد و... فهرستی بود که احتمال در نطفه خفه شدن تفاهم را تقویت میکرد، از این به بعد روی آوردن به مذاکره فقط نشان دهنده ضعف مفرط و شکست است. وقتی تفاهمنامه اینقدر ساده باطل میشود چه منطقی دارد که دوباره به آن روی آورد؟! 🔸 در میان سخنانی که دربارهی مذاکره گفته شده، یک سخن از محسن رضایی را انتخاب کردهام تا بر اساس آن این نوشته را پیش ببرم. بخوانید: کسانی که مخالف مذاکرات هستند کمی صبر کنند، زیرا خواهند دید که خود آمریکا زیر میز خواهد زد و تفاهم را نقض خواهد کرد. 🔸 این سخن در دقیقه نود پایان تفاهم گفته شده و بازگو کننده این است که امثال محسن رضایی آمریکا را فعال در جنگ میدانند و خودشان را منفعل! مطمئنا این ذهنیت به خاطر مذاکره و تفاهم نیست، اما ادامهی اصرار بر مذاکره و تفاهم بهشدت بر آن دامن میزند و این احساس را شدیدا گسترش میدهد. حالا به نظر میرسد تصمیمگیری در ایران به مرحلهای شفافتر، قاطعتر و با توضیح بیشتر برای مردم رسیده است. 🔸 تاریخ مصرف تاکتیک قالیبافی (مذاکره و توافق کنیم امضا و مسئولیتش با دیگری) تمام شده است. از این به بعد تصمیمگیری و قبول مسئولیت بسیار سخت است ولی چاره دیگری نیست. 🖋 #محمدحسین_روانبخش @shoukarani
🔵 جامجهانی و ایران؛ دنیا شگفتزده است! 1⃣ همچنان که بازیهای جام جهانی پیش میرود، شگفتیهای آن هم بیشتر میشود. در یک شگفتی بزرگ تیم ایران توانست با نتیجهی خیره کننده ۴ بر یک تیم آمریکا را شکست بدهد و میزبان پرادعا را حذف کند. چطور؟! کافی است شما منطق ریاضی بلد باشید. آنوقت تائید میکنید که وقتی ایران با بلژیک مساوی باشد، آن وقت بلژیک ۴ بر یک آمریکا را شکست دهد، در واقع ایران هم آمریکا را ۴ بر یک شکست داده است: A=B & B>C => A>C 2⃣ شگفت زدهتر میشوید وقتی بفهمید در برد ۴ بر یک ایران مقابل آمریکا، دقیقا آمریکا ۴ گل را خورده است اما آن یک گل را ایران نخورده است؛ بلکه بلژیک خورده است. به این ترتیب باید گفت که ایران ۴ بر صفر آمریکا را شکست داده است! 3⃣ شگفتزدهترتر خواهید شد اگر بدانید که نتیجه بازهم بالاتر بوده است. بازی در زمین حریف انجام شده است و طبق سنت دیرین فوتبال هر یک گل در خانه حریف دو گل به حساب میآید. به این ترتیب در واقع ایران توانسته است با نتیجه شگفتآور و خیره کنندهی ۸ بر صفر بر آمریکا پیروز شود! 4⃣ شگفتزدهترترتر خواهید شد اگر باز هم از منطق ریاضی استفاده کنید و نتایج تیم ایران را با تیم بلژیک مقایسه کنید: تیم بلژیک توانسته امریکا را ۴ بر یک شکست دهد اما ایران ۸ بر صفر شکسته داده است. اگر این دو نتیجه را باهم مقایسه کنید میبینید که در واقع ایران ۵ گل جلوتر از بلژیک است و به این ترتیب بلژیک هم از ایران ۵ بر صفر باخته بوده و ما خیال میکردیم مساوی شده است! 5⃣ شگفتی دیوانهکننده اینکه با توجه به باخت ۵ بر صفر بلژیک مقابل ایران، ما در مرحلهی گروهی در واقع ۵ امتیاز آوردهایم و در واقع تیم اول گروه بودیم که الان به جای بلژیک به جمع هشت تیم نهایی صعود کردهایم... 6⃣ مطمئنا شگفتیهای تیم ایران ادامه خواهد داشت و اصلا بعید نیست قهرمان واقعی جام جهانی ما باشیم. کاش این را بیوجدانهایی که توقع برکناری تاج و قلعهنوعی را دارند، بفهمند. کاش باور کنیم که مراسم استقبال درخوری برای عزیزانمان برگزار نکردیم... قهرمانی تیم فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ را هم پیشاپیش تبریک میگویم! 🖋 محمدحسین روانبخش @shoukarani
🟢 ۱۴ تیر؛ روزنامهی سلام قربانی قتلهای زنجیرهای 🔸 بیستوهفت سال تمام از شبی که روزنامهی سلام توقیف شد و برای همیشه به تاریخ پیوست میگذرد؛ ۱۴ تیر ۱۳۷۸. اما حکایت آن ایام هنوز هم کهنه نشده است و اتفاقا حالا بعد از گذشت سالها بازخوانی آن روشنگر بسیاری از اتفاقات در این سه دهه است. به اختصار آن اتفاق را مرور کنیم: 1⃣ میتوان گفت که همه چیز از دوم خرداد شروع شد. آن انتخابات پایهگذار اتفاقاتی بود که حتی خود آقای خاتمی هم تصور یا آمادگی برای پذیرش برخی از آنها را نداشت؛ از جمله افشای مسائلی که معمولا افشایشان مصلحت نبود! وقتی قتلهای زنجیرهای اتفاق افتاد و مشخص شد که کار عدهای در وزارت اطلاعات است، متاسفانه تعللی در اعلام آن به مردم شکل گرفت. ۱۵ دی ۱۳۷۷ در صفحه دوم روزنامهی سلام یادداشتی منتشر شد که افشا میکرد قتلها کار نیروهای امنیتی بوده است. وزارت وقت اطلاعات بلافاصله پس از انتشار این یادداشت، آن اطلاعیهی معروف را داد و اعلام کرد که برخی عوامل خودسر این وزارت قتلها را انجام دادهاند. 2⃣ زمانی که سلام آن یادداشت را نوشت روزنامهها حرفهای دیگر میزدند. برای مثال حسین شریعتمداری در کیهان، قتل فروهرها را به دوستانشان نسبت داده بود! رسالت هم قتلها را کار سیا و پنتاگون دانست. آنها هنوز هم هستند و مینویسند و افتخارآفرینی میکنند اما سلام فقط شش ماه دیگر عمر کرد. سلام ۱۴ تیر ۱۳۷۸ نامهای از سعید امامی را چاپ کرد که توصیه به تغییر قانون مطبوعات کرده بود. دستور توقیف بعد از شکایت وزارت اطلاعات دولت خاتمی (با عنوان چاپ نامهی محرمانه) صورت گرفت. یک روز بعد وزارت شکایتش را پس گرفت ولی سلام دیگر باز نشد! 3⃣ روزنامهی سلام ظاهرا به خاطر انتشار آن نامه توقیف شد ولی در دادگاه شکایتهای دیگری مطرح شد و حکم توقیف ۵ ساله صادر شد. اما آیا علت توقیف همان افشاگری ۱۵ دی ۷۷ نبود؟ دادگاه سلام با حضور احمدینژاد به عنوان یکی از شکات برگزار شد اما کمتر کسی او را میشناخت. او هنوز کارآموزی میکرد ولی پس از آن پلههای ترقی را به سرعت پیمود. سلام دیگر هیچگاه منتشر نشد. در دورهی دولت همان احمدینژاد خبر دادند که سلام به دلیل عدم انتشار لغو امتیاز شده است! 4⃣ بعد از توقیف سلام، فاجعهی کوی دانشگاه رخ داد. اتفاقی که در آن زمان باعث حیرت شد اما حالا با توجه به اتفاقات ۸۸ و فجایع بعدی عجیب نیست؛ بلکه اتفاقی ساده به نظر میرسد! توقیف سلام به شکل محترمانه ابلاغ شد و جرات برخورد شدید وجود نداشت اما پس از آن روزگار تاخت و تاز سعید مرتضوی رسید که هیچ شخصیتی برای مطبوعات و روزنامهنگاران باقی نگذاشت. مدیرمسئول سلام عضو مجمع تشخیص مصلحت بود که دیگر در جلسات شرکت نکرد و عطای آن را به لقایش بخشید. بعد از آن روزنامههایی آمدند که مدیرانشان با نصف صفحه آگهی یا یک حکم مشاورهی الکی کل روزنامه را میفروختند... روزگار خیلی عوض شد! 🖋 محمدحسین روانبخش @shoukarani