روزنوشتههای سمیه توحیدلو
Статистикаبه یاد وبلاگ قدیمیام «بر ساحل سلامت» بیشتر از جامعه مینویسم و جامعهشناسی اقتصادی. از کتابهایی که میخوانم یا میشنوم. ارائهها یا یادداشتهای گاه و بیگاه را هم میگذارم شاید به درد خورد. سمیه توحیدلو smtohidlou@gmail.com ایکس: @smtohidlou
- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 102
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 176
- 1/48двое суток
- 201
- 1/72трое суток
- 217
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
نامهای تاریخی از استاد عباس زریاب خویی در شمارۀ ۶۳ اندیشهٔ پویا سندی مهم منتشر شده است. نامۀ عباس زریاب به هیئت تجدید نظر دانشگاه تهران. انقلاب که شد زریاب را بازنشسته کردند. حقوق استاد فقید مدتی پرداخت میشد تا اینکه سال ۱۳۶۰ ایشان را از دانشگاه اخراج کردند و حقوقش هم قطع شد. زریاب را به عضویت در تشکیلات فراماسونری متهم کردند. اتهامی که سندش کتاب کذایی فراموشخانه و فراماسونری در ایران تألیف اسماعیل رائین علیه ما علیه بوده است (ج۳، ص۳۱، ۶۵۷،۵۴۴). زریاب در این نامه میگوید: آقایان انقلابی و مسلمان! به موازین شرع و قانون پایبند باشید. اصل بر برائت و بیّنه بر مدعی است. اتهام را باید با سند ثابت کنید. آنچه در کتاب رائین آمده سند محکمهپذیر نیست. خود رائین هم حرفش را پس گرفته است. در آخر هم با استفاده از قرآن نوشته غم و شکایتش را به خدا میبرد. که خدا روزیرسان است و روزی را بر هر کس که بخواهد گشایش میدهد یا تنگ و فروبسته میدارد. ای شمایان! سرخوش نباشید که دنیا به کام شما رفته و بر زندگی و آبروی مردم مسلط شدهاید. اینها می گذرد و اعتباری ندارد. اصل آخرت است. اصل قضاوت تاریخ است. اصل داوری داور زمان است. تاریخ داوری خود را کرده است. استاد بیهمتا مثل زرّ ناب از بوتۀ ایام بیغش برآمده است. مثل آفتاب میدرخشد. همان قومی که از دانشگاه اخراجش کردند، به او جایزۀ کتاب سال دادند. در صداوسیما برایش بزرگداشت گرفتند. این یعنی آن تهمتها که به او زدند به کردار بازی بوده است. حقوق زریاب را بریدند و استاد یگانهٔ روزگار، برای گذران معاش، پیرانهسر، مجبور شد به بچهمدرسهایها درس بدهد و برای دراهم معدود حقالتألیف، روضةالصفا را تجدید تحریر کند. خاتمت شاهنامهشناس بزرگ شد مثل خاتمت فردوسی. به مردمی که جهان سخت ناجوانمرد است. زریاب نمونهٔ ایراندوستیِ معتدل و خردمندانه و پخته و علمی است. از مصاحبانش شنیدهام که خلق و خویش عظیمتر از فضل و دانش عظیمش بوده است؛ روزگار حقیر شیرینعقل نتوانست استاد بزرگ را تلخ و کوچک کند. تا دم مرگ مهربان و مهرآئین و فروتن ماند. ایراندوست و مردمدوست ماند. با دل خونین لب خندان آورد. حکیما بخردا رادا به دانایی که میشاید اگر بر ناتوانیهای این خردان ببخشایی متن نامهٔ تاریخی استاد عباس زریاب را بخوانید: «هیئت محترم تجدیدنظر دانشگاه طهران در پاسخ مرقومه مورخ ۱۱/۱۲/۱۳۶۱ با شمارۀ۶۹۴ ه.ت که در آن مرا به «عضویت در تشکیلات فراماسونری» متهم داشتهاید، معروض میدارد: ۱.همچنانکه بارها در نامههای اعتراضیهٔ خود به دانشگاه طهران اظهار داشتهام من در تشکیلات فراماسونری عضو نبودهام و این معنی را به شدت تکذیب میکنم. ۲. دلیل اتهام را تأیید «مرکز اسناد انقلاب اسلامی ایران» ذکر فرمودهاید. حاشا که انقلاب اسلامی که خود را منبعث از اسلام و مجری احکام اسلامی میداند، چنین اتهام بیمأخذی را تأیید کند. لولا إذ سمعتموه ظن المؤمنون والمؤمنات بأنفسهم خيرا وقالوا هذا إفک مبين [نور/۱۲]. مسلمان واقعی کسی را بیجهت متهم نمیسازد. آن چه سندی است که من به موجب آن متهم به عضویت در تشکیلات مذکور هستم؟ ۳.اگر مقصود از سند کتاب فراماسونری در ایران تألیف اسماعیل رائین است باید بگویم که کتاب مذکور نه بر اساس موازین شرع اسلام و نه بر مبنای قوانین عرفی و دادرسی «سند» قانونی محسوب نمیشود. هر آنچه در آن هست اتهام است و اتهام باید با دلیل و مدرک ثابت شود. و لولا إذ سمعتموه قلتم ما يكون لنا أن نتكلم بهذا سبحانك هذا بهتان عظيم [نور/۱۶]. ۴.إن جاءكم فاسق بنباء فتبينوا [حجرات/۶]. این دستور اسلام است. اگر او [=رائین] را عادل میدانید شهادت عدل واحد در مورد اتهام ارزشی ندارد و شهادت عدلين لازم است. آن شاهد عادل دیگر کجاست؟ ۵. اگر او را عادل میدانید و شهادت عدل واحد را میپذیرید باید بگویم که او از شهادت خود رجوع کرده است و اتهام مذکور را در روزنامهٔ رویداد (مورخ ۲۰/ ۵/ ۱۳۵۸) و در روزنامهٔ بامداد (مورخ ۱٠/ ۶/ ۱۳۵۸) تکذیب کرده است و من فتوکپی تکذیبنامۀ او را در روزنامهٔ بامداد که در صفحۀ ۹ شمارۀ مذکور چاپ و منتشر شده است، برای شما میفرستم. هر دو شماره در کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران موجود است. اگر مرکز اسناد انقلاب اسلامی تهمتنامهای را به عنوان سند اتهام نگاه میدارد، باید تکذیبنامه را هم جزء اسناد داشته باشد. ۶.اما اگر بنا بر قبول اتهام مدعیان و ردّ تظلّم و دادخواهی متهمان است و اگر بنا بر این است که قول مدّعی را بدون بیّنه بپذیرد و قول منکِر و یمین او را نادیده بگیرند باید بگویم: فالي الله المشتکی. انما أشكو بثي وحزني الى الله [یوسف/۸۶: درد و اندوهم را فقط با خداوند در میان میگذارم]. الله يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر و فرحوا بالحياة الدنيا و ما الحياة الدنيا في الآخرة إلا متاع [ رعد/۲۶]. عباس زریاب». https://t.me/n00re30yah
..............................دانلود رایگان کتاب👆 جستارها و گفتارهایی دربارهی وضعیت (سیاست: ۱۴۰۴-۱۳۹۶) 📕 کتاب حاضر گزیدهای از گفتارها، جستارها و یادداشتهایی از دیماه ۱۳۹۶ تا دیماه ۱۴۰۴ است که پیشتر در رسانهها و کتابهای مختلف منتشر شدهاند. این مجموعه دربارهی هشت سال پرالتهابی است که شرایط امروز را رقم زدهاند و تصویری از فرآیند رسیدنمان به اینجا و اکنون را ترسیم میکنند. متن پیشرو تلاش دارد ایدهها و چشماندازهایی دربارهی شرایط امکان اکنونمان و آیندههای احتمالیِ پیشرویمان را مورد بحث قرار دهد. 📕 بخش آغازین کتاب شامل گفتوگویی پیرامون وضعیت اکنون و تحلیل رخدادهای اخیر است که برای نخستین بار در این مجموعه منتشر میشود. @HeydariArash آرش حیدری زمستان ۱۴۰۴
۱۲۰ سال تلاش برای رسیدن به رویای ایرانی ۱۴ مرداد 🖊سمیه توحیدلو 🏛امروز ۱۴ مرداد است؛ دقیقاً ۱۲۰ سال از امضای فرمان مشروطه میگذرد. این روز بهانهای است تا کمی درباره «رویای ایرانی» فکر کنیم؛ رویایی که یک روز جامعه را تکان داد و به میدان آورد و روز دیگر زیر فشار مشکلات زمینگیرش کرد. 🏛خیلیوقتها فکر میکنیم این که رویاهای ما در ایران دوام نمیآورند و یکشبه رنگ میبازند، یعنی مردم ثبات رأی ندارند. یا اینکه ما زود خسته میشویم . یک شبه رنگ میبازیم. مشکل اصلی اینجاست که ما عادت نکردهایم زیرساخت بسازیم و کارهایمان را ریشهدار و مستمر ادامه دهیم. توسعه و پیشرفت، محصول هیجانِ یکشبه نیست؛ به آموزش، فرهنگ و نهادهای پایدار نیاز دارد. اگر نهادی بسازیم اما فرهنگِ جامعه با آن همراه نباشد، یا زیرساختهایش را آماده نکنیم، آن نهاد در اولین توفان از بین میرود. 🏛بزرگترین کارِ مردمان در دوران مشروطه این بود که در دلِ یک حکومت سلطنتی، بذرِ «مجلس» و «قانون» را کاشتند؛ دو نهادی که اثرات مثبتشان تا به امروز با همه فراز و فرودها و حتی نقدها، در زندگی ما جاری است. اما چرا رویای اصلیِ آنها یعنی آزادی، عدالت، شورا و استقلال، هنوز هم کامل محقق نشده است؟ 🏛شاید بخشی از جواب به فرهنگِ خودِ ما برگردد. ما گاهی از مسیرِ طولانیِ توسعه خسته میشویم و به جای اینکه به دنبال دموکراسی و کارِ جمعی باشیم، منتظر میمانیم تا یک «قهرمان» بیاید و همهچیز را یکشبه نجات دهد. قهرمانها شاید در یک دوره گرهگشا باشند، اما وقتی میروند، جامعه دوباره به همان نقطهی قبل برمیگردد. تا وقتی به جای ساختنِ «نهادهای ماندگار»، چشمبهراهِ قهرمان بمانیم، رویاهایمان روی زمین میمانند. 🏛امروز بیش از هر زمان دیگری به تفکرِ مشروطه نیاز داریم. جامعه به انسانهایی احتیاج دارد که راهِ درست و علمی را میشناسند، میدانند حرفشان شاید به مذاق خیلیها خوش نیاید و تریبونی هم در اختیار ندارند، اما از گفتنِ حقیقت نمیترسند. آنها میدانند شاید خودشان روزِ به ثمر نشستنِ این تلاشها را نبینند، اما تخمی که میکارند بالاخره روزی رویای همه مردم ایران میشود. 🏛در تاریخ ما، نامهایی مثل مستشارالدولهها، محلاتیها، واعظها و فروغیها همین آدمها بودند؛ کسانی که در زمان خودشان سختی کشیدند و قدر ندیدند، اما راه را نشان دادند. رویای ایرانی یعنی همین؛ اینکه به جای چشمدوختن به قهرمانانِ زودگذر، به دنبال ساختنِ نهادهایی باشیم که بمانند، ریشه بدوانند و آینده را بسازند. #مشروطه #روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو @smtohidloo
اول زیستن با ایشان را آموختیم، حالا نوبت فهم فلسفه زندگی آنهاست! ۱۳ مرداد 🖊سمیه توحیدلو 📚سال ۱۳۹۷ به فراخور علاقه و دغدغه همیشگیام به مطالعات نسلی در ایران، کارهای افراد شاخص در این حوزه را فراتحلیل کردم تا بتوانم رویکردها و صورتبندیهایی را که از تغییرات نسلی داشتهاند به دست بیاورم. به طرز غریبی نفس این مطالعات برایم ماهیتی نسلی داشت. درواقع گویی یک نسل خود را و عملکرد خود را معیاری برای شناخت و تصویرکردن نسلهای بعد از خود کرده بودند. همه چیز حول خودشان میگشت. نسل جنگ. نسل انقلاب. نسل بعد از انقلاب و .... خیلی با مفاهیم آن روز که هنوز مثل امروز توسعه نیافته بود ور رفتم تا صورتبندی دیگری بتوانم داشته باشم. فردگرایی، مصرف، خودتنظیمی و خیلی مفاهیم دیگر این میان بود. من مفهوم «لذت» و برداشت از لذت را برگزیدم و باور داشتم که تفاوتی در نوع نگاه به این موضوع هست. مقاله دو سال بعد چاب شد. این مقاله از اینجا قابل دسترسی است. آن روز هنوز سبک زندگی به کانون تحلیل تحولات اجتماعی نیامده بود. و البته نقدهایی هم به آن وارد است که از اتفاق در کتابی که میخواهم معرفی کنم یکی از آنها آمده است. 📚 کار دیگری در سال ۱۴۰۰ درباره مطالعات سبک زندگی در ایران داشتم، که مثل بسیاری از کارهای دیگر که از جفای زمانه حتی اجازه متولد شدن نمییابند در فایلهای کامپیوترم خاک میخورند. اما فکر میکردم آنچه آن روز به نوع نگاه به لذت ربط داده بودم، به نگاه به زندگی قابل تعمیم است. که ۱۴۰۱ خود گواه روشنی بر این ادعا بود. این دغدغه از آن روز و خصوصا از سال ۱۴۰۱ به بعد برایم جزو دغدغههای مهمی بود که میشد مسائل اجتماعی، اعتراضات و حتی تاریخ ایران را به گونهای دیگر تحلیل کرد. ******* 📚 مدتها بود که کتاب «زیستن با فلسفهی دلقکها»ی علی اصغر سیدآبادی به روی میزم برای خواندن منتقل شده بود. معرفتشناسی نوجوانان و نسلی که به عنوان نسل زد مینامیم برایم همیشه جذاب بوده است. تا اینکه این ماجرای ایرانمال باعث شد کتاب را دست بگیرم و الحق کتاب خوشخوانی است. بدون تکلف و زحمت زیاد خوانده میشود. نویسندهای که کار با نوجوانان و نوشتن با آنها را بلد است، کتاب پرتکلف نمینویسد و این از محاسن بالای کتاب است. کتابی که آمارها و پیمایشهای اخیر را خوب دیده و کارهای دیگران را به خوبی خوانده و نسبت به آنها موضع دارد و مواضعش را در کتاب آورده. کاملا معلوم است به فرم پژوهشهای معمول که گویی باید فصلی درباره پیشینه بنویسند این بخش نوشته نشده، بلکه نویسنده با پیشینه مطالعات درگیر بوده و در رفت و برگشت است. 📚اما کتاب برآمده از تجربه نویسنده برای کتابخوانی و پروژه گستردهاش درباره کتابخانهها در کل ایران است. در کنار آن پیمایشی کیفی و کمی درباره موضوعات مختلف را نیز به همراه دارد. در هر بخش بسته به موضوع هم پیمایشهای ملی و هم تجربه نویسنده روایت میشود و درباره آن سخن به میان میآید. کتابی کاملا پژوهشی که به خشکی گزارشهای پژوهشی مرسوم نیست و میتوان به راحتی به همه کسانی که با جوانان و نوجوانان در ارتباطند خواندنش را توصیه کرد. 📚 نویسنده به خوبی تحولات نسلی و تغییرات اساسی آن را گزارش میکند و به ایراندوستی و هویتخواهی، نوع علایق، سلیقههای فرهنگی و هنری و استیلای فرهنگ انیمه و مانگا، کیدرام و کیپاپ، سریالهای ترکیهای و ... اشاره میکند؛ وقتی از فرهنگ هواداری میگوید و تمایل نوجوانان به سفر به کشورها به ترتیب آمریکا، ژاپن، کره و ترکیه میشود. کتاب بعد از ۱۴۰۱ نوشته شده و طبیعی است که مختصات این جنبش را درون خودش دارد. نسبت نوجوانان را با خانواده، سلبریتیها، سیاست، حاکمیت و قهرمانان ملی و غیر ملی نشان میدهد. به خوبی بیمرجع بودن نسل را به تصویر میکشد و نبود نهادهای واسط رسمی و البته پیدایش جایگزینها را تصویرسازی میکند. طبیعی است که چنین کتابی مستقیم یا غیر مستقیم به کار حکمرانانی میآید که هنوز فکر میکنند چاره کار مدارس و کار با این نسل؛ پرورش مستقیم آنها از طریق کتابهای درسی ایدئولوژیک و استخدام روحانی برای تدریس بچههاست! این روزها که کارهایی از این دست زیاد انجام شده و مصاحبههایی با این موضوع زیاد شده، کار دوست ارجمندم دکتر محمد فاضلی در ایران تاک و مصاحبه قابل توجه و شنیدنیاش با دکتر نوید کلهرودی، جوان خوشآتیه و کتابخوان دهه هفتادی هم شنیدنی است. #از_کتاب #روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو @smtohidloo
درباره کتاب «زیستن با فلسفهی دلقکها» نوشته علیاصغر سیدآبادی در فرسته بعدی بخوانید. #از_کتاب #روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو @smtohidloo
درباره کتاب «تهران شهر بیآسمان» از امیرحسن چهلتن کتاب امیرحسن چهلتن کتابی خوب بود. پر از رفت و برگشت. در یک لحظه هم آدمها جابهجا میشدند و هم زمان روایت. تنها فرد ثابت داستان کرامت بود که آن هم زیاد عوض شده بود. داستانی که با ۱۳۲۰ شروع میشود و داستان لوطیهایی که یکبار با شعبون بیمخ علیه تودهایها و مصدق میایستند و شاه برای ماندن اجیرشان میکرد و یک روز چون طیب جدا شدند چون تختی را کشته یافتند. و یک روز رنگ چهرهشان عوض شد و خطی بر گذشته انداختند تا اینبار سواره باشند چون انقلاب شده بود. فراز و فرود آدمها در تاریخی که خودش پر از فراز و فرود است و آدمهایی که یک شبه میتوانند هزاران چرخ بخورند. کتاب تهران شهر بی آسمان پر از جزئیاتیست که خواندنش به حال و هوای این روزها میخورد. کتاب در دهه هفتاد نگاشته شده و اولین کتاب از سهگانه نویسنده درباره تهران است. کتاب را راوی قدری خوانده و میشود آن را شنید، کوتاه است و زود هم پروندهاش بسته میشود. https://ketabrah.ir/go/b30171 #از_کتاب #روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو @smtohidloo
بازسازی و مقاومت حین و پس از بحران (بخش دوم) ۱۰ مرداد 🖊سمیه توحیدلو 🔹تقویت تابآوری بنگاههای اقتصادی: توانمندسازی بخش تولید و کسبوکارهای خرد در برابر تکانههای ناشی از تعلیق و بحران. 🔹ایجاد امیدواری برای جامعه بیآینده: شکستن بنبستهای ذهنی و اقتصادی نسل جوان و اقشار جامعه از طریق ترسیم افقهای روشن و قابل دسترس. 🔹بهبود مدیریت مالی و بودجهریزی: بازآرایی بوروکراسی مالی کشور بر پایه انضباط بودجهای، تخصیص بهینه منابع و صیانت از طبقات آسیبپذیر در برابر شوکها. 4️⃣ مولفههای فرهنگی و رسانهای 🔸شکستن انحصار روایتگری و رفع لکنت رسانهای: به رسمیت شناختن جریان آزاد اطلاعات و بازنمایی صادقانه رنج و تجربه زیسته شهروندان. 🔸تقویت روایت ملی فراگیر و شمولگرا: گذر از روایتهای گزینشی و دیگریستیز به سوی هویتی که تمامی اقوام و طیفهای فکری را زیر چتر «ایران» جمع کند. 🔸احیای استقلال نهاد علم و دانشگاه: بازگرداندن جایگاه دانشگاه به مثابه «وجدان انتقادی جامعه» و کانون گفتگوهای عقلانی بینجریانها. 🔸مدیریت مناسک و آیینهای جمعی: جلوگیری از تبدیل شدن مناسک رسمی به «مناسک منازعه» و تلاش برای بازتولید معنای همدلانه در آیینها. 5️⃣مولفههای زیستمحیطی و فضایی 🔹ملیگرایی مدنی زیستبوممحور: توجه به ایده حفاظت از منابع حیاتی سرزمین (آب، هوا، خاک و زیستبوم) به عنوان دال مرکزی همبستگی جدید. 🔹اصلاح کالبدی و توسعه پدافند غیرعامل شهری: ایمنسازی کلانشهرها (بهویژه تهران به عنوان شهر بیدفاع) و ساخت پناهگاهها و سیستمهای هشدار عمومی. 🔹مقابله با امنیتیسازی فضاهای شهری: حفظ کارکرد فضاهای عمومی به عنوان بستر ارتباط، زندگی روزمره و مفاهمه مدنی در برابر تهدیدات شهرکشی. 🔹طراحی دکترین «پادشکنندگی (Antifragility)» در مدیریت شهری: تغییر رویکرد از «تابآوری صرف» (مقاومت در برابر ضربه) به «پادشکنندگی»؛ یعنی طراحی سیستمهایی در کلانشهرها که از شوکها درس گرفته و پس از هر بحران، ساختار کالبدی و اجتماعی خود را هوشمندتر و مقاومتر بازسازی کنند. 6️⃣مولفههای بینالمللی و ژئوپلیتیک 🔸درک واقعگرایانه از نظم نوین جهانی: هوشیاری در برابر خشونت ساختاری نظام بینالملل و گذر از نگاههای رمانتیک یا سادهانگارانه به مناسبات قدرت. 🔸دیپلماسی فعال، متوازن و چندجانبه: جلوگیری از انزوای کشور و پیوند عاقلانه با معاهدات و سازوکارهای منطقهای و جهانی برای صیانت از منافع ملی. 🔸فعالسازی دیپلماسی عمومی و مدنی: استفاده از ظرفیتهای نخبگان، فعالان علمی، فرهنگی و بینالمللی برای پیشبرد گفتمان صلح و کاهش هزینههای پساجنگ. 7️⃣الزامات کلیدی برای «تابآوری» و «بازسازی» 🔹برای تابآوری در بحران: جامعه به «عاملیت زیرپوستی، همیاریهای خرد، شوخطبعی و طنز جمعی، و اکتیویسم شهری» نیازمند است تا در غیاب یا ناکارآمدی نهادهای رسمی، جریان زیستجهان و بقای خود را صیانت کند. 🔹برای بازسازی در پساجنگ: سیستم حکمرانی به «گذار از مدیریت قرارگاهی به حکمرانی مشارکتی، ترمیم شکافهای طبقاتی، به رسمیت شناختن تکثر روایی، و بازسازی قرارداد اجتماعی از پایین» نیازمند است تا از فرسایش بیشتر سرمایه اجتماعی جلوگیری کرده و به تعلیق فرساینده پایان دهد. #روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو @smtohidloo
بازسازی و مقاومت حین و پس از بحران (بخش اول) ۱۰ مرداد 🖊سمیه توحیدلو به فراخور شرایطی که در آن قرار گرفتهایم مقالات متعددی را مطالعه کرده بودم و همینطور جسته و گریخته موضوعاتی را نوشته بودم. امروز دنبال چک لیستی از چه باید کردهای فوری برای ارائه در نشستی میگشتم. فکر کردم یکبار این چک لیست را تهیه کنم و هربار به آن اضافه کنم. موضوع این است که حل مسئلهها همیشه چند وجهیست و وجوه کلان و میانی و خرد را با هم دربرمیگیرد. میشود این لیست را به صورتهای مختلف کامل کرد: 1️⃣ مولفههای اجتماعی و سرمایه اجتماعی 🔹ترمیم سرمایه اجتماعی عمودی و بازسازی مشروعیت: بازسازی اعتماد آسیبدیده میان شهروندان و نهادهای حاکمیتی از طریق شفافیت و رفع لکنت رسانهای. 🔹صیانت و ارتقای سرمایه اجتماعی افقی: تقویت همیاریهای خرد، شبکههای خودجوش محلی و اکتیویسم شهری به عنوان بازوهای اصلی تابآوری از پایین. 🔹رفع تبعیضهای ساختاری و بوروکراتیک: برچیدن مکانیسمهای گزینش سلیقهای و حذفکننده به عنوان «استخوانهای لای زخم همبستگی». 🔹التیام ترومای جمعی و روانشناختی: غلبه بر خستگی همدلی، پدیده تونلزدگی اخلاقی و سوگهای پیاپی. 🔹صیانت از حقوق و کرامت گروههای آسیبپذیر: مقابله جدی با مکانیسمهای طرد اجتماعی و مهاجرستیزی (پدیده قربانیسازی دیگری). 🔹تفکیک و تحکیم امنیت اجتماعی از امنیت سیاسی: تمرکز ویژه بر ارتقای امنیت اجتماعی (آرامش روانی، امنیت زیست روزمره و کرامت شهروندی) به عنوان پایهایترین نیاز جامعه پساجنگ. 🔹تضمین حضور فعال زنان و صیانت از اقلیتها: تضمین حضور مؤثر زنان در ساختارهای تصمیمگیری و مدیریت پساجنگ، همراه با پرهیز جدی از هرگونه خشونت علیه زنان و اقلیتها. 🔹گذار از «مناسک منازعه» به «آیینهای همبستگی فراگیر»:طراحی آیینهای ملی و مذهبی پساجنگ، انحصار روایی شکسته شده و فضایی برای مشارکت عاطفی تمام طیفهای اجتماعی فراهم شود تا مناسک به جای تولید شکاف، التیامبخش ترومای جمعی باشند. 🔹توانمندسازی عاملیت زیرپوستی و شبکههای خرد محلی: تدوین پروتکلهای رسمی برای به رسمیت شناختن و اتصال «اکتیویسم شهری و همیاریهای خرد مردمی» به ساختارهای مدیریت بحران شهری، به طوری که در بحرانهای آتی، شبکههای اجتماعی خودجوش به عنوان بازوهای رسمی تابآوری عمل کنند. 2️⃣مولفههای سیاسی و حکمرانی 🔸گذار از حکمرانی دستوری به مردمیسازی مشارکتی: به رسمیت شناختن عاملیت مدنی و مشارکت واقعی اقشار مختلف در تصمیمگیریهای کلان. 🔸بازنگری و ترمیم قرارداد اجتماعی: تدوین میثاقی نوین میان دولت و ملت بر پایه ملیگرایی مدنی، تکثر روایی و احترام به حقوق شهروندی. 🔸پاسخگویی به پرسشگری مزمن جامعه: پذیرش و پاسخدهی به مطالبات بنیادین جامعه درباره تجدد، دموکراسی، آزادی و فردیت به عنوان پیششرط پایداری. 🔸تضمین بیطرفی حکومت در حوزههای عمومی: ایجاد زمینههای رقابت منصفانه، شایستهسالاری و جایگزینی تخصصگرایی با تعهدگرایی فرمایشی. 🔸بازسازی امنیت و ارتقای کارآمدی: بازآرایی دکترین امنیتی مبتنی بر کارآمدی عملیاتی، کاهش شکاف میان دولت و ملت و پاسخگویی به مطالبات عینی جامعه. 🔸تحقق ابعاد سهگانه عدالت: استقرار «عدالت به مثابه نظم و امنیت»، «عدالت به مثابه مصالحه» (آشتی ملی و بخشش اجتماعی)، و «عدالت توزیعی، اجتماعی و سیاسی» برای ترمیم زخمهای ساختاری. 🔸بازسازی بوروکراسی و ترویج شفافیت: اصلاح ساختارهای اداری فرسوده، مبارزه ریشهای با فساد و نهادینهسازی شفافیت به عنوان ابزار بازگرداندن کارآمدی نهادی. 🔸پایش، ارزیابی و یادگیری مستمر از تجربهها: نهادینهسازی نظامهای ارزشیابی دقیق در حکمرانی، مستندسازی خطاهای بحرانهای گذشته و تبدیل تروماها به «دانش راهبردی و سازمانی» برای مواجهه با مخاطرات آتی. 🔸آشتی ملی و بازتعریف «عدالت به مثابه مصالحه»: برای ترمیم گسستهای عمیقِ نمایانشده در کلانروایتهای موجود، ایجاد سازوکارهای رسمی برای «بخشش اجتماعی، رفع انسدادهای سیاسی و آشتی ملی» ضروری است تا جامعه احساس کند صدای ناراضیان و اکثریت خاموش نیز شنیده میشود. 🔸ایجاد مجاری رسمی برای پاسخگویی به «پرسشگری مزمن جامعه»: راهاندازی میزگردها و تریبونهای آزاد نخبگانی در صداوسیما و دانشگاهها برای بحث پیرامون پرسشهای بنیادین نسل جوان و جامعه درباره تجدد، حقوق شهروندی و حکمرانی 3️⃣ مولفههای اقتصادی و معیشتی 🔹برقراری عدالت توزیعی در مخاطرات و منابع: ممانعت از تحمیل بارهای سنگین اقتصادی بحران به دوش طبقات فرودست و کارگران. 🔹مهار بیثباتکاری و پدیده «اوبری شدن کار»: حمایت فوری از نیروی کار غیررسمی، فریلنسرها و موقتیکاران با تضمین بیمه و حقوق کار. 🔹تثبیت سبد معیشت و رفع فقر سیاه: تضمین امنیت غذایی و خطوط قرمز معیشتی خانوارها در شرایط تورمی و تحریمی #روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو @smtohidloo
без подписи
گزارش فصلی اشتغال (بهار ۱۴۰۵) و قیمت مصرف کننده (تیرماه ۱۴۰۵) امروز منتشر شده است. در گزارش اقتصادی مرکز آمار، ماه گذشته سبزیها و حبوبات (۸.۳٪) ؛ نان و غلات (۵.۹٪) بیشترین تورم ماهانه را داشته. نرخ تورم نقطه به نقطه کشور ۸۷.۹ درصد و تورم خوراکیها ۱۲۸.۷ درصد بوده و به ظاهر نسبت به تورم خرداد کمتر است. نکته حائز اهمیت فاصله تورمی دهکها در این ماه است که به ۹.۶ واحد درصد رسیده و نسبت به ماه پیش افزایش داشته؛ یعنی در ماه گذشته علیرغم کاهش بسیار اندک تورم، دهکهای پایین تورم بیشتری را احساس کردهاند. دهک اول ۹۹.۹ درصد و دهک دوم ۱۰۰.۶ درصد و دهک دهم ۸۴.۷ درصد. نرخ بیکاری جوانان ۱۸ تا ۳۵ سال در بهار ۱۴۰۵ معادل ۱۸.۳ درصد بوده که این رقم در بهار ۱۴۰۴، ۱۵.۲ درصد محاسبه شده است. این نرخ در بین زنان ۲۸.۶ درصد است. در آخرین گزارش آمار اشتغال که امروز منتشر شده هم از جمعیت فعال کاسته شده و به ۴۰.۷ درصد رسیده و هم متوسط بیکاری افزایش یافته است. #از_آمار #روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو @smtohidloo
تجمع هواداران یک یوتیوبر توجهها را به تغییرات نسلی جلب کرد؛ نسل زد و آلفا فراتر از یک شکاف نسلی ✍️هدی هاشمی روزنامهنگار ▪️نیما تکیدو یا همان نیما رضایی بلاگری است که بیش از یک میلیون و ۵۰۰ هزار نفر دنبالکننده در اینستاگرام و حدود یک میلیون دنبالکننده در یوتیوب دارد. ▫️دو روز قبل ویدیوهایی از تجمع گسترده هواداران این یوتیوبر در ایرانمال پخش شد که فراتر از یک رویداد هواداری، بار دیگر توجه جامعهشناسان و تحلیلگران اجتماعی را به تغییرات نسلی در ایران جلب کرد. آتیه آنلاین 📢@atiye_online
جامعه موازی، سرمایهداری رسانهای و فوران زیرپوست فرهنگ ۴ مرداد متن کامل ارايه شده در سه پست گذشته در یک فایل (به بهانه تجمع ناگهانی و ۱۵ هزار نفری کودکان و نوجوانان ۸ تا ۲۰ ساله در مرکز تجاری «ایرانمال» برای دیدار با یک بلاگر فعال در یوتیوب و اینستاگرام (نیما تکیدو)) #جستار #روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو @smtohidloo
جامعه موازی، سرمایهداری رسانهای و فوران زیرپوست فرهنگ (بخش سوم) ۴ مرداد 🖊سمیه توحیدلو 5️⃣ پدیده نیتها (NEET)، فروپاشی رویای مدرک و وهم پولداری یکشبه 🔹در عرصه کلان اجتماعی و اقتصادی، یکی از تکاندهندهترین شاخصها، وضعیت جوانان و نوجوانانی است که نه در حال تحصیلند، نه مشغول به کارند و نه مهارتی میآموزند (شاخص NEET). بر اساس آخرین دادههای مرکز آمار ایران (زمستان ۱۴۰۴)، نرخ جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله غیرشاغل و غیرمحصل به ۲۴.۳ درصد در کل کشور رسیده است (این رقم برای زنان به ۳۴.۱ درصد و برای مردان ۱۵.۴ درصد است). 🔹این آمار تکاندهنده نشاندهنده یک انسداد ساختاری و ناامیدی عمیق از طی کردن مسیرهای کلاسیک پیشرفت است. نسل جدید میبیند که تحصیلات عالی و مدرک دانشگاهی دیگر تضمینکننده منزلت و امنیت اقتصادی نیست؛ اساتید دانشگاه و معلمان که روزگاری در صدر گروههای معتمد و مرجع جامعه بودند، زیر فشار تورم منزلت و توان اقتصادی خود را تضعیفشده میبینند. 🔹در مقابل، مشاهده زیست ویترینی و ثروتهای بادآورده بلاگرها و گیمرها در شبکههای اجتماعی، این باور را در ذهن نوجوانان تثبیت کرده است که مسیر ثروتمند شدن نه از راه درس و مهارت، بلکه از مسیر بلاگری و جلب توجه گذری میگذرد. این «وهم ثروتمند شدن یکشبه» دو گروه را شکل داده است: ▪️گروهی که خود وارد عرصه تولید محتوا، بلاگری و گیمینگ میشوند و دست به تابوشکنی میزنند. ▪️گروه عظیمی که مصرفکننده این محتواها هستند و با رویای دست یافتن به چنان زیستی، بلاگرها را دنبال میکنند. 🔹از آنجا که پدیده بلاگری نوپدید است، هزینههای سنگین روانی، بیثباتی شغلی، از دست رفتن حریم خصوصی و آسیبهای عمیق آن هنوز برای این نسل شفاف نشده و صرفاً لایه جذاب و پرزرقوبرق آن به چشم میآید. 6️⃣ اقتصاد توجه، فرهنگ مشارکتی و جابهجایی مرجعیت اجتماعی 🔹در تحلیل نظری سبک زندگی، مفهوم «اقتصاد توجه» که نخستین بار توسط هربرت سایمون مطرح شد، کلید فهم این ماجراست. در دنیایی که اطلاعات انباشته و بینهایت میشود، «توجه انسان» به نایابترین و ارزشمندترین کالا بدل میگردد. صاحبان کسبوکارها و بیزینسهای تجاری در ایران و خصوصا جهان، برخلاف مسئولان دولتی، والدین و پژوهشگران، منطق فضای مجازی را بسیار زودتر و دقیقتر شناختند. آنها دریافتند که توجه نوجوانان یعنی سرمایه مالی؛ لذا با تزریق مالی به برنامهها و ایونتهای بلاگرها، بر این موج سوار شدند و از قدرت بسیجکنندگی آنان برای بازاریابی استفاده کردند. 🔹مطابق نظریههای جامعهشناسی مصرف (مانند نظریات بودریار در باب جامعه مصرفی و گی دبور در جامعه نمایش)، ارزش افراد نه به «بودن» یا «دانستن»، بلکه به «نمایش دادن» و «دیده شدن» گره خورده است. بلاگرها و گیمرها با درک این منطق، پلتفرمی برای حضور مشارکتی نوجوانان میسازند؛ جایی که رازها، اعترافات و چالشهای مدرسهای خود آنان به محتوای اصلی برنامه بدل میشود. 🔹این جابهجایی باعث شده مرجعیت اجتماعی از نهادهای سنتی (دین، دانشگاه، صداوسیما، روشنفکران) به سمت فیگورهای مجازی منتقل شود. نوجوان امروز به فردی اعتماد میکند که به او «صدا» میدهد، تجربیات زیستهاش را به رسمیت میشناسد و مطمئن است که رویدادش توسط نهادهای رسمی دستکاری نشده است. 7️⃣ افق آینده جامعه موازی تجمع ۱۵ هزار نفری در ایرانمال هشدار صریحی است به تمام کسانی که با الگوهای تحلیلی دهههای گذشته به جامعه ایران مینگرند. نسل زد و آلفا با عبور از تابوهای نسلی، گسست از نهادهای رسمی و ایجاد یک فرهنگ زبانی، ارتباطی و گیمینگ منحصربهفرد، دنیای موازی خود را ساخته است. این نسل، کنجکاویها و جستجوگریهای پنهانی گذشته را به تابوشکنی عیان بدل کرده است. نادیده گرفتن این تحول یا مواجهه دستوری و انتظامی با آن، تنها به عمیقتر شدن گسل نسلی و افزایش ناخوانایی جامعه برای سیاستگذاران میانجامد. قدرت اجتماعی در ایران به شدت در حال جابهجایی است و هر تحلیلی که این جوامع موازی، منطق اقتصاد توجه، زیستجهان گیمرها و گسست وبها را در نظر نگیرد، از فهم واقعیت جامعه امروز ایران عاجز خواهد بود. #جستار #روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو @smtohidloo
جامعه موازی، سرمایهداری رسانهای و فوران زیرپوست فرهنگ (بخش دوم) ۴ مرداد 🖊سمیه توحیدلو 3️⃣ شکست فرهنگ رسمی، ایدئولوژی درسی و قانون «واکنش معکوس» 🔹یکی از محوریترین علل شکلگیری این جامعه موازی، گسست کامل زیستجهان نوجوانان از «فرهنگ رسمی» اشاعه دادهشده توسط حاکمیت است. دههها سیاستگذاری فرهنگی متمرکز که تلاش میکرد از طریق صداوسیما و کتب درسی یکدست، الگوی زیستی خاصی را تزریق کند، امروز به بنبست رسیده است. کتب درسی مدارس به دلیل آکنده بودن از مفاهیم غیرجذاب ایدئولوژیک و بیتوجهی به نیازهای روزمره، برای گروهی از دانشآموزان صرفاً به ابزاری بیروح جهت عبور از سد کنکور و برای گروهی دیگر به سوژهای برای تمسخر و رهایی بدل شده است. 🔹در چنین بستری، قانون «واکنش معکوس» یا بازتاب انتقادی عمل میکند: در روانشناسی اجتماعی این نسل، هر آنچه از سوی نهادهای رسمی مانند آموزشوپروش ترویج یا مدح شود، جذابیت خود را از دست میدهد و در مقابل، هر آنچه نقد، بایکوت یا منع شود، به نماد نمادین آزادی، «کول بودن» و افتخار بدل میگردد. این نگاه انتقادی و حتی آکنده از فرار، نوجوانان را به سمت منابع بدیل هویتساز سوق داده است. 🔹در غیاب هرگونه تولید تصویری و رسانهای جذاب بومی برای گروه سنی نوجوان در داخل کشور، صنايع فرهنگی شرق آسیا به ویژه «کی-درام» (سریالهای کرهای) و بازیهای دیجیتال و انیمهها، این خلاء را پر کردهاند. این محصولات رسانهای با تمرکز بر محورهایی چون روابط دختر و پسر در سنین مدرسه، زیباییشناسی ظاهری، شادزیستی جمعی، دست انداختن الگوهای انضباطی بزرگسالان و شکستن تابوها، منطق اخلاقی و ارزشی خاصی را به نوجوان ایرانی (و هرکجای جهان) منتقل میکنند. نوجوان امروز از طریق این پلتفرمها دست به بازتعریف روابط، پوشش و تعاملات خود میزند و خردهفرهنگی را میسازد که با ارزشهای رسمی کاملاً ناخواناست. 🔹از طرفی نوجوان ایرانی شاهد ناملایمات و یا نرسیدنهای نسل پیشین خود است. روند مهاجرت همسالان را دنبال میکند. امید به آیندهاش بسیار پایین است. گاهی اینچنین غرق در تمایلات و برنامههای جهان وطنی ابزاری برای فراموشی و رهایی از آینده نامعلوم و کوتاه بودن افقهای آینده است. 4️⃣ تغییرات ساختاری خانواده: والدین دهه شصت، کرونا و تورم ساختاری برای تحلیل دقیقتر رفتارهای نسل زد و آلفا، باید بستر خانوادگی، تسریعکنندههای فناوری و شرایط کلاناقتصادی رشد آنها را واکاوی کرد: 🔹 تجربه زیسته و مقاومت والدین (متولدین دهه پنجاه و شصت): والدین این نوجوانان عمدتاً کسانی هستند که کودکی و نوجوانی خود را در شرایط انضباط سختگیرانه، جنگ، نایابی کالاهای فرهنگی و محدودیتهای شدید گذراندهاند. این والدین به دلیل تجربه زیسته خود، تا حد زیادی در برابر گفتمان و فرهنگ رسمی مقاومت روانی دارند و دیگر مایل نیستند همان الگوی فرزندپروری اقتدارگرایانه را روی فرزندانشان پیاده کنند. از این رو، نظام روابط درون خانواده به سمت ساختارهای افقی، آسانگیرانه و برابریخواهانه حرکت کرده و فرزندان از سنین پایین صاحب فردیت و حق انتخاب مستقل شدهاند. 🔹کوچک شدن بعد خانوار و شتاب دیجیتالی کرونا: طبق آمارهای رسمی مرکز آمار ایران، بعد خانوار از ۵.۱ نفر در سال ۱۳۶۵ به ۳.۲۹ نفر در سال ۱۳۹۶ و سپس به ۳.۱۲ نفر در سالهای اخیر رسیده است. غلبه الگوی تکفرزندی یا دوفرزندی همراه با انزوای شهری، کودکان را به سمت صفحههای نمایش سوق داد. در این میان، پاندمی کرونا به عنوان یک شتابدهنده عمل کرد؛ الزام آموزش آنلاین، تمام کودکان و نوجوانان کشور (حتی در خانوادههای کمدرآمد) را یکشبه به قلب زیستجهان دیجیتال پرتاب کرد. پس از آن، «فرهنگ چشموهمچشمی» و فشار همسالان همچون یک دومینوی مسری عمل کرد که خارج شدن از آن غیرممکن بود. 🔹 نابودی فضاهای تفریحی غیررسمی به دلیل تورم: فشار اقتصادی و تورم لگامگسیخته و حذف هزینههای مرتبط با تفریحات و فرهنگ از سبد نیمی از جمعیت خانوارها؛ تفریح خانوادگی یا سفرها و رفتوآمدهای خویشاوندی را به شدت کاهش داده است. در غیاب فضاهای تفریحی ارزان و سازمانیافته برای نوجوانان، مراکز تجاری (مالها) و تجمعات حول اینفلوئنسرها به تنها عرصه ممکن برای «دیده شدن»، «احساس تعلق جمعی» و «تخلیه هیجانی» بدل میشوند. #جستار #روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو @smtohidloo
جامعه موازی، سرمایهداری رسانهای و فوران زیرپوست فرهنگ (بخش اول) ۴ مرداد 🖊سمیه توحیدلو 🔹 تجمع ناگهانی و ۱۵ هزار نفری کودکان و نوجوانان ۸ تا ۲۰ ساله در مرکز تجاری «ایرانمال» برای دیدار با یک بلاگر فعال در یوتیوب و اینستاگرام (نیما تکیدو)، بار دیگر افکار عمومی، نهادهای رسمی و جامعهشناسان را دچار شوک تحلیلی کرد. برای غالب بزرگسالان، مسئولان و تحلیلگران رسمی، این نام کاملاً ناشناخته بود؛ اما هجوم یکباره نسل جدید برای دیدن او، گسل عمیقی را در ساختار اجتماعی عیان ساخت. پیشتر نیز جامعه ایران در حوادثی چون پدیده مرتضی پاشایی در سال ۱۳۹۳، تجمع آببازی نوجوانان در بوستان آب و آتش یا گردهماییهای زنجیرهای در پاساژ کوروش با صحنههایی مشابه مواجه شده بود. اما تقلیل این اتفاقات به رفتارهای هیجانی چند نوجوان، چشم بستن بر تحولی ساختاری است. نیما تکیدو یا فیگورهای مشابه، نه علت پدیده، بلکه صرفاً «نوک کوه یخ» عیانشدهای هستند که بخش اعظم و ناپیدای آن زیر پوست جامعه در حال حرکت است. این رویدادها نشانه شتابان شکلگیری «جوامع موازی» در ایران، سیطره منطق سرمایهداری رسانهای و جابهجایی بنیادین در ساختار مرجعیت اجتماعی است. 1️⃣ سرمایهداری رسانهای، منطق شبکهها و گسست نسلی وبها (از وب ۱ تا وب ۳) برای فهم چرایی ناخوانایی این نسل برای بزرگسالان، باید به الگوی متفاوت «مصرف رسانهای» و گسست میان نسلهای وب پرداخته شود: 🔹 نسلهای پیشین و مصرف وب ۱ و ۲ ابتدایی: والدین و نسلهای گذشته در بستری جامعهپذیر شدهاند که رسانه در آن خصلتی یکسویه، متمرکز و مبتنی بر متن یا تصویر ایستاده داشت (وب ۱). تماشای صداوسیما، خواندن روزنامه یا در نهایت استفاده از شبکههای اجتماعی اولیه مانند وبلاگها و فیسبوک، افق رسانهای بزرگسالان را میساخت. پیمایشهای ملی دهه ۷۰ و ۸۰ نشان میدهند که الگوی گذران اوقات فراغت در نسلهای قبل، کاملاً «خانهمحور» و متکی بر رادیو، تلویزیون و شبکه محدود خویشاوندی بوده است. 🔹نسل زد و آلفا در الگوریتمهای زیستجهان وب ۲ و ۳: نسل جدید در فضایی رشد کرده که مشخصه آن الگوریتمهای هوشمند، پلتفرمهای تصویری تعاملی، پخش زنده (استریم) و ورود به آستانههای وب ۳ و هوش مصنوعی است. نسلهای پیشین نه تنها مصرفکننده این شبکهها (تیکتاک، یوتیوب، دیسکورد و...) نیستند، بلکه اصلاً شناختی از منطق کارکرد آنها ندارند. 🔹سرمایهداری رسانهای جهانی: منطق سرمایهداری جدید، فرهنگها را در یک بستر جهانوطنی دیجیتال ادغام کرده است. نوجوان ایرانی همزمان با همسالان خود در توکیو، سئول یا نیویورک، همان انیمهها، ویدیوهای یوتیوب و موزیکهای کی-پاپ را مصرف میکند. این ادغام جهانوطنی، با زبان و خردهفرهنگ بومی این نسل ترکیب شده و منطق ارزشی متفاوتی را رقم زده است. 2️⃣ روانشناسی جذابیت: صراحت، هیجان پنهانی و فرهنگ گیم و گیمرها منطق جذب مخاطب در شبکههای اجتماعی برای این نسل بر پایه چند مؤلفه روانشناختی و رسانهای استوار است: 🔹 قانون «هرچه صریحتر و خفنتر، جذابتر»: نوجوان امروز از ادبیات محافظهکارانه، کنایی و پندآموز نسلهای قبل گریزان است. محتوایی برای او جذاب است که بیپرده، صریح، بیواسطه و عاری از سانسور باشد. 🔹جذابیت ویدیوهای نیازمند «پنهانی دیدن»: هرچه یک محتوا به مرزهای تابو نزدیکتر باشد، از نظر بزرگسالان خط قرمز محسوب شود و دیدنش نیازمند پنهانکاری از چشم والدین یا اولیای مدرسه باشد، ارزش نشانهای و هیجان مصرف آن برای نوجوان بالاتر میرود. افشای اطلاعات ارتباطی شخصی، بیان رازها و بیپردهگویی درباره روابط، ذاتاً برای این نسل جذابیت افشاگرانه دارد. 🔹 دنیای گیمرها و ویدیوهای پربازدید گیمینگ: بازیهای ویدیویی (گیمها) دیگر صرفاً ابزار تفریح نیستند، بلکه زیستجهان، اصطلاحات زبانی و منطق زیستی این نسل را میسازند. استریمرها و گیمرهای محبوب یوتیوب با ریاکشنهای هیجانی، ادبیات خاص، شوخیهای تند و عاری از آداب سنتی، میلیونها بازدید را به خود اختصاص میدهند. گیمر بودن برای این نسل به معنای تعامل، قدرتنمایی، تخلیه هیجان و عضوی از یک جامعه مخفی و شبکهای بودن است که بزرگسالان هیچ راهی به آن ندارند. #جستار #روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو @smtohidloo
без подписи
گفتگوهایی پیرامون جنگ دوازدهروزه ۳ مرداد 🖊سمیه توحیدلو از علاقمندیهای جدی من خواندن و تحلیل متونی با سلایق مختلف است. بعد از اتمام جنگ دوازدهروزه سلسله نشستهایی را در انجمن جامعهشناسی ایران برگزار کردم. ۶۰ سخنران از حوزههای مختلف علوم انسانی در آنها سخن گفتند. تحلیل محتوای این سخنرانیها را در یک مقاله آوردهام ) @iransociolog1404. در مقاله دوم تلاش کردم گفتمان رقیب را نیز از جنگ تحلیل کنم. مجموعه فیلمهای پژوهشکده فرهنگ مجموعه حوزه هنری و برخی مصاحبههای صدا و سیما را مجددا تحلیل و با سخنرانان پیشین مقایسه کردم. دوگفتمانی بودن تحلیلها موضوع مقاله دوم است. #مقاله #روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو @smtohidloo
با ظهور هوش مصنوعی، نظام کار و تحصیل تا حد زیادی دستخوش تغییر و تحول بنیادین قرار گرفته است. این فناوری پیشرو توانسته فاصلههای زمانی، مکانی و زبانی را بهکلی از میان بردارد،؛ بهطوری که امروزه میتوان در لحظه، آخرین پاسخهای علمی و شایسته را در هر کجا و به هر زبانی از این طریق دنبال کرد. در واقع، دنیای بزرگ و دسترسناپذیر پیشین اکنون به مراتب کوچکتر شده و سرعت عمل در تمامی عرصهها بالاتر رفته است. این دگرگونی، نظام معرفتی جدیدی را برقرار میسازد که به موجب آن، نظام کار، روابط تولید و ساختار مشاغل کاملاً متفاوت خواهد شد. طبیعی است که کنار هم قرار گرفتن ابزاری که خوب فکر کند و ماشینی که عمل کند، تا مدتی دیگر بخش زیادی از عملکرد انسانی را تحت تأثیر قرار خواهد داد. ادامه این یادداشت را میتوان در سایت قلمرو رفاه ایران دنبال کرد. #یادداشت #روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو @smtohidloo
حکمرانی و اقتصاد اینترنت و فیلترنت ۱ مرداد 🖊سمیه توحیدلو 🌐 انتشار تازهترین پیمایش ملی مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) با هماهنگی وزارت ارتباطات درباره مصرف اینترنت و نکاتی که مشاور وزیر ارتباطات درباره آن و چرخش مالی ماهانه ۱۱ تا ۱۵ هزار میلیارد تومانی (همت) برای خرید فیلترشکن ارائه کرده، تنها یک عدد آماری شوکهکننده نیست؛ بلکه تصویری از حکمرانی فضای مجازی را به رخ میکشد. ارقام این گزارش نشان میدهند که سیاست فیلترینگ نهتنها دسترسی جامعه را مسدود نکرده، بلکه هزینهای سنگین را بر دوش طبقه متوسط و فرودست بار کرده و منابع مالی کشور را از گردونه رسمی اقتصاد به سمت یک «اقتصاد رانتی موازنه» سوق داده است. 🌐 از منظر جامعهشناسی اقتصادی، بازار مکاره فیلترشکن نشاندهنده شکلگیری مجموعهای از ذینفعان است. وقتی ۷۴.۴ درصد از کاربران جامعه مجبور به استفاده از VPN هستند و با وجود تمایل ۶۶.۷ درصد مردم به استفاده از ابزارهای رایگان، میانگین هزینه پرداختی خریداران فیلترشکن (۳۵ درصد) به ۲۶۲ هزار تومان در ماه میرسد، یعنی دسترسی به حق اولیه دیجیتال کاملا کالایی شده است. حادتر اینکه ۱۸.۲ درصد کاربران ماهانه زیر ۵۰۰ هزار تومان، ۶.۳ درصد بین ۵۰۰ هزار تا ۱ میلیون تومان و ۶ درصد بیش از ۱ میلیون تومان صرف خرید فیلترشکن میکنند. پایداری، قابلیت ردیابی و کارکرد مداوم این ابزارها روی شبکه اپراتورها ثابت میکند که این گردش مالی ۱۵ همتی در اختیار گروهها و نهادهای خاصی است که از وضعیت موجود نفع مالی مستقیم میبرند. این «کاسبان فیلتر» به بزرگترین جریان مقاومت در برابر رفع فیلترینگ تبدیل شدهاند. از سوی دیگر، اتکای اجباری ۶۶ درصد جامعه به فیلترشکنهای رایگان که اغلب بدافزار هستند، نوعی «ناامنی مزمن» در زیرساختهای شخصی مردم ایجاد کرده که نتیجه مستقیم این مدل حکمرانی است. 🌐 در شرایط تحریم، تورم و کاهش ارزش پول ملی، ناپایداری اینترنت مستقیماً امنیت روانی و زیستی خانوادهها را نشانه رفته است. دادهها نشان میدهند ۲۹.۶ درصد (حدود ۳۰ درصد) از مردم صریحاً اعلام کردهاند که با قطعی یا اختلال اینترنت بینالملل، درآمد و کارشان مختل میشود. همچنین معیشت ۲۰.۳ درصد کاربران به میزان «زیاد و خیلی زیاد» و ۹.۳ درصد «متوسط» به اینترنت وابسته است. وقتی ۵۸ درصد مردم کسبوکارهای اینترنتی را عامل خلق فرصتهای شغلی جدید میدانند و طی یک سال گذشته ۵۷.۱ درصد خرید آنلاین انجام داده و ۵۵.۵ درصد از خدمات حملونقل آنلاین استفاده کردهاند، یعنی شبکه اینترنت بستر اصلی «بازتولید اجتماعی و اقتصادی» است. اصرار بر سیاستهای محدودکننده، آسیب زدن به معیشت خرد طبقات محرومی است که در اقتصاد غیررسمی دیجیتال بهدنبال بقا هستند. 🌐 تداوم این نگاه، جامعه را دچار نوعی «ناامیدی انباشته» کرده که طلیعه آن در گسیل جامعه به سمت راهکارهای جایگزین دیده میشود. نارضایتی ۷۲.۳ درصدی مردم از سرعت اینترنت، اولویت ۵۶.۹ درصدی برای «افزایش سرعت» و مطالبۀ ۵۱.۸ درصدی برای «رفع فیلترینگ» (با پیشتازی اینستاگرام با ۴۷.۸٪ و تلگرام با ۲۰.۹٪)، شکاف میان «مطالبات جامعه» و «تصمیمات حکمران» را عمیقتر کرده است. جامعه فعال و پویای ایران که ۵۴ درصد از جوانان زیر ۳۰ سال آن با شجاعت در حال استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی (عمدتاً ChatGPT با ۹۰.۳٪) برای یادگیری و مهارتآموزی هستند، در صورت استمرار محدودیتها و افت کیفیت علمی دانشگاهها ناشی از عدم دسترسی به اینترنت (مبتنی بر آمار جدید رتبههای دانشگاهها در دنیا)، مسیر خود را کج خواهد کرد. آشنایی ۴۳ درصدی مردم با اینترنت ماهوارهای «استارلینک»، درخواست ۴۷.۵ درصدی برای آزادسازی و تمایل ۳۰.۹ درصدی برای استفاده از آن (علیرغم تبلیغات مستمر مبنی بر جرمانگاری استفاده از آن)، زنگ خطری است که نشان میدهد جامعه منتظر تصمیمات رسمی نمیماند و انحصار دولت بر زیرساخت را به رسمیت نخواهد شناخت. 🌐 انتشار شفاف این دادهها توسط مرکز افکارسنجی ایسپا و مسئولان وزارت ارتباطات، جهت تحلیل دقیقتر زیستبوم دیجیتال کشور، اتفاق ارزشمندی بود و انتظار میرود گزارش کامل این پیمایش به همراه جداول متغیرهای جمعیتشناختی (از جمله تفکیک سنی، جنسیت، سطح تحصیلات، دهکهای درآمدی و پراکندگی جغرافیایی) در اختیار پژوهشگران قرار گیرد. تحلیل متغیرهای سنی بهویژه در نسل جدید میتواند افق واقعی مطالبات، خشمها و امیدهای جامعه را روشن کند و نشان دهد که چرا بازنگری بنیادین در حکمرانی اینترنت دیگر یک پیشنهاد نیست، بلکه یک «ضرورت عاجل ملی» است. #از_آمار #روزنوشتههای_سمیه_توحیدلو @smtohidloo
🎥 دفاعیهی ۷ دقیقهای عادل فردوسیپور دربارهی هجمههای ۷ سال اخیر 🔹نمیدانم قرار است چه بلایی سرم بیاورند اما من بلهقربانگو نمیشوم 📌هممیهن را در فضای مجازی دنبال کنید: سایت ـ بله - تلگرام - روبیکا - اینستاگرام