tgindex
تفکر استراتژیک

تفکر استراتژیک

Статистика

💢در این کانال می آموزید که چگونه به مسائل و موضوعات، با عینک استراتژیک نگاه کنید. تفکر استراتژیک، کانالی جهت آموزش و تحلیل مفاهیم مرتبط با مدیریت استراتژیک است ⭕برای دریافت مشاوره کسب وکار به شماره ۰۹۱۹۰۶۵۲۱۶۲ پیامک بدهید 👈تماس با ادمین: @managementpd

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
6
Всего постов
36
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Образование
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
9 528
+12 за 4 дн.
Сутки
−1
−0,01%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
955
34 постов
Вовлечённость
10,0%
к подписчикам
Постов в день
0,9
всего 36
Упоминаний
18
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
349
1/48двое суток
399
1/72трое суток
431

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 💢همراهان گرامی 🆗 با توجه به اتصال مجدد اینترنت بین المللی در ایران و تقاضای بعضی از اعضای کانال، لیست ذیل که شامل چند کانال ارزشمند است خدمت شما تقدیم می شود. 🔸شاید رمز توسعه فردی و موفقیت شغلی شما  در یکی از نکاتی باشد که در این کانال ها ارائه شده است. 👇👇👇👇👇👇👇👇 📲 هوش مصنوعی در کسب وکار @management_ai 💸 آکادمی اقتصاد ایران @monetary_academy 💢مدیریت رفتار سازمانی @organizationalbehavior ✅مهارت های مدیریت @management_skill 🈵 برنامه ریزی و مدیریت زمان @planing_tm ⭕️تکنیک های مدیریت @management_technique ❌مدیریت به زبان ساده @management_simple 🈷 مهارت های زندگی @life_skills2022 🆗 موفقیت و توسعه فردی @success_pd 💲 هوش مالی @fqskill ✝ تفکر استراتژیک @strategym_academy 🉑 تعالی منابع انسانی @hrm_academy 📠 مدرسه کسب وکار @business_school2022 💄ترفند بازاریابی @tarfandbazaryabi 🏦 آکادمی استارتاپ و کارآفرینی @startups_academy 🎯 تغییر و تحول سازمانی @transformation_m 🆗  مدیریت کسب وکار MBA &DBA @mba_event

  • 13 авг.2666из arameshrouzkhoshcoach

    🔴 هر قانون‌شکنی، نشونه‌ی یک کارمند مسئله‌دار نیست. گاهی کارمند از یه قانون عبور می‌کنه، چون اون قانون با واقعیت کار جور درنمیاد. 🔻مقاله‌ای در Harvard Business Review با مرور بیش از ۲۵۰ پژوهش در چهار دهه، به یه نکته مهم می‌رسه: برای فهمیدن قانون‌شکنی کارکنان، فقط خودِ تخلف رو نبینید؛ انگیزه، شرایط و حتی سیستم رو هم بررسی کنید. ۱۰ اصل برای مواجهه با قانون‌شکنی کارکنان: ۱. هر تخلفی یه مسئله انضباطی نیست؛ گاهی یه پیام مدیریتیه. ۲. وقتی یه قانون مدام شکسته می‌شه، شاید وقتشه خودِ قانون رو هم بررسی کنید. ۳. تکرار یه تخلف می‌تونه درباره نقص سیستم بهتون اطلاعات بده. ۴. قبل از برخورد، بفهمید انگیزه پشت قانون‌شکنی چی بوده. ۵. همه قانون‌شکنی‌ها از منفعت شخصی نمیان. ۶. گاهی کارکنان برای کمک به مشتری، همکار یا حتی خودِ سازمان از یه قاعده عبور می‌کنن. ۷. دو رفتار مشابه ممکنه انگیزه‌های کاملاً متفاوتی داشته باشن. ۸. گاهی کارمند بین رعایت قانون و درست انجام دادن کار گیر می‌کنه. ۹. تنبیه ممکنه رفتار رو متوقف کنه، اما لزوماً علتش رو برطرف نمی‌کنه. ۱۰. یه تخلف ممکنه مسئله یک فرد باشه؛ تکرار یک تخلف می‌تونه مسئله سیستم باشه. 📌اگر مدیر یا صاحب کسب‌وکارید و دوست دارید با ایده‌ها و پژوهش‌های روز مدیریت جلو برید، آکادمی مدیران برجسته رو دنبال کنید 🖊️آرامش روزخوش آکادمی مدیران برجسته ✅ آدرس اینستاگرام: https://www.instagram.com/arameshrouzkhosh?igsh=N21lY3B3ajNmMXA5&igsi=N21lY3B3ajNmMXA5&utm_source=qr https://t.me/arameshrouzkhoshcoach

  • 13 авг.35114из management_skill

    💢هوش‌های چندگانه؛ شما در کدام نوع باهوش‌ترید؟ 🧠 وقتی می‌گوییم «فلانی باهوش است»، معمولاً چه چیزی در ذهنمان می‌آید؟ نمره‌های خوب، توانایی حل مسائل ریاضی، سرعت یادگیری یا قدرت تحلیل؟ سال‌ها در روان‌شناسی، هوش عمدتاً با توانایی‌های شناختی و به‌ویژه استدلال منطقی و زبانی سنجیده می‌شد. اما هوارد گاردنر، در دهه ۱۹۸۰ با ارائه نظریه «هوش‌های چندگانه» (Multiple Intelligences) نگاه متفاوتی مطرح کرد: انسان فقط یک نوع هوش ندارد و توانایی‌های انسان را نمی‌توان صرفاً با یک نمره IQ توضیح داد. 🗣️ هوش زبانی ـ کلامی (Linguistic Intelligence) یعنی توانایی استفاده مؤثر از زبان، درک ظرافت‌های کلام، انتخاب واژه مناسب و انتقال دقیق افکار. نویسندگان، سخنرانان، روزنامه‌نگاران، وکلا و افرادی که می‌توانند ایده‌های پیچیده را به زبان ساده بیان کنند، معمولاً در این نوع هوش توانمندند. در محیط کار، مذاکره، ارائه، نوشتن گزارش و برقراری ارتباط مؤثر به این توانایی وابسته است. 🔢 هوش منطقی ـ ریاضی (Logical-Mathematical Intelligence) به توانایی استدلال، تحلیل روابط، کشف الگوها، حل مسئله و کار با مفاهیم منطقی مربوط است. دانشمندان، مهندسان، تحلیلگران داده و افرادی که در تصمیم‌گیری ساختاریافته توانمندند، معمولاً از این ظرفیت بیشتر استفاده می‌کنند. البته این هوش فقط به محاسبات ریاضی محدود نیست؛ توانایی تشخیص رابطه علت و معلولی نیز بخشی از آن است. 🧭 هوش دیداری ـ فضایی (Spatial Intelligence) یعنی توانایی تصور و دستکاری ذهنی اشیا، شکل‌ها و روابط فضایی. معماران، طراحان، عکاسان، مهندسان، جراحان و حتی افرادی که مسیرها را به‌خوبی در ذهن خود تصور می‌کنند، ممکن است از این نوع هوش بهره بیشتری داشته باشند. در کسب‌وکار نیز طراحی محصول، تجسم داده‌ها و درک نقشه‌ها و نمودارها به این توانایی مرتبط است. 🏃 هوش بدنی ـ جنبشی (Bodily-Kinesthetic Intelligence) به توانایی استفاده هماهنگ و ماهرانه از بدن برای بیان، ساختن یا حل مسئله اشاره دارد. ورزشکاران، بازیگران، رقصندگان، صنعتگران و جراحان نمونه‌هایی از افرادی هستند که این توانایی در فعالیتشان اهمیت زیادی دارد. گاردنر تأکید می‌کند که بدن فقط وسیله اجرای دستورهای ذهن نیست؛ خودِ بدن می‌تواند در فرایند شناخت و حل مسئله نقش داشته باشد. 🎵 هوش موسیقایی (Musical Intelligence) شامل توانایی تشخیص، تولید و درک الگوهای موسیقایی، ریتم، صدا و زیر و بمی است. نوازندگان و آهنگسازان نمونه‌های روشن این نوع هوش‌اند، اما حساسیت به ریتم و الگوهای صوتی می‌تواند در فعالیت‌های دیگری نیز کاربرد داشته باشد. 🤝 هوش میان‌فردی (Interpersonal Intelligence) توانایی درک دیگران، تشخیص احساسات و انگیزه‌های آنان و برقراری ارتباط مؤثر با آنهاست. مدیران، رهبران، مذاکره‌کنندگان، معلمان و فروشندگان موفق معمولاً به این توانایی نیاز زیادی دارند. شناختن اینکه «چه کسی چه می‌خواهد و چرا چنین رفتاری دارد»، بخشی از این هوش است. 🪞 هوش درون‌فردی (Intrapersonal Intelligence) به توانایی شناخت خود مربوط می‌شود؛ شناخت احساسات، انگیزه‌ها، نقاط قوت، ضعف‌ها، ارزش‌ها و اهداف شخصی. فردی که می‌تواند احساسات خود را تشخیص دهد و بفهمد چرا در موقعیت‌های مختلف واکنش خاصی نشان می‌دهد، از ظرفیت بالاتری در این حوزه برخوردار است. خودشناسی، تصمیم‌گیری و مدیریت رفتار تا حد زیادی به این توانایی وابسته‌اند. 🌿 هوش طبیعت‌گرا (Naturalistic Intelligence) توانایی تشخیص، تمایز و طبقه‌بندی پدیده‌های طبیعی و موجودات زنده است. شناخت گیاهان و حیوانات، تشخیص الگوهای طبیعی و حساسیت به محیط زیست نمونه‌هایی از این توانایی هستند. گاردنر این نوع هوش را بعدها به چارچوب خود اضافه کرد. 🌌 هوش وجودی (Existential Intelligence) نیز از سوی گاردنر به‌عنوان نامزدی برای یک هوش دیگر مطرح شد؛ توانایی درگیرشدن با پرسش‌های عمیق درباره معنا، زندگی، مرگ، هستی و جایگاه انسان در جهان. با این حال، گاردنر در مقایسه با هشت هوش دیگر، درباره قرارگرفتن آن به‌عنوان یک «هوش» کامل محتاط‌تر بود. ⚠️ نظریه هوش‌های چندگانه بسیار تأثیرگذار بوده، اما در روان‌شناسی علمی درباره اینکه این توانایی‌ها واقعاً «هوش‌های مستقل» هستند، بحث و نقدهای جدی وجود دارد. بنابراین بهتر است این نظریه را ابزاری برای شناخت تنوع توانایی‌های انسان بدانیم، نه اینکه تصور کنیم هر فرد دقیقاً یک «نوع هوش» دارد یا می‌توان توانایی‌های او را به چند برچسب ثابت محدود کرد. 🎯 برای مدیران، شاید مهم‌ترین پیام نظریه گاردنر این باشد که باهوش‌بودن فقط خوب حل‌کردن مسئله ریاضی یا گرفتن نمره بالا نیست. ممکن است فردی در تحلیل داده متوسط باشد، اما در شناخت آدم‌ها، مذاکره، برقراری ارتباط یا خلق ایده‌های جدید فوق‌العاده عمل کند. ✍ گاهنامه مدیر @management_skill

  • 13 авг.4374из UTCATP

    🎓 دانشکدگان فنی دانشگاه تهران برگزار می‌کند: 📌 دوره‌ی جامع مدیریت پروژه (ویژهٔ ورود به بازار کار + اخذ گواهی معتبر) 🗓 روزهای برگزاری: پنج‌شنبه‌ها، ساعت ۹ تا ۱۷ ⏳ مدت دوره: ۸ ماه 📖 نحوهٔ برگزاری: حضوری، آنلاین و آفلاین (هماهنگ با شرایط شما) 🎖 مدرک: گواهی پایان دوره از دانشگاه تهران 📞 برای ثبت‌نام و دریافت مشاوره رایگان، با ما تماس بگیرید: ☎️ 021-88225401 📱 09120242175 📱 09967067547 💬 پشتیبانی در تلگرام: 🆔 @saeedechoopani 🆔 @Utadmin7

  • 💢آلمان، چگونه آلمان شد؟ 🇩🇪 اگر امروز نام آلمان را بشنویم، احتمالاً به یاد خودروهای باکیفیت، کارخانه‌های پیشرفته، مهندسی دقیق، دانشگاه‌های معتبر و یکی از قدرتمندترین اقتصادهای جهان می‌افتیم. اما کمتر از یک قرن پیش، این کشور دو جنگ جهانی را پشت سر گذاشته بود؛ شهرهایش ویران شده بودند، صنایعش از کار افتاده بودند و آینده‌ای نامطمئن پیش روی مردم قرار داشت. با این حال، آلمان توانست در مدت چند دهه، یکی از چشمگیرترین بازسازی‌های اقتصادی و صنعتی تاریخ را رقم بزند. ❓اما آلمان چگونه آلمان شد؟ 🏛️ برای پاسخ به این پرسش، باید اندکی به عقب‌تر بازگردیم. در سال ۱۸۷۱، ایالت‌های آلمانی با رهبری پروس متحد شدند و امپراتوری آلمان شکل گرفت. این اتحاد، بازارهای پراکنده را به یک اقتصاد ملی تبدیل کرد و زمینه را برای توسعهٔ صنعت، تجارت و شبکه‌های حمل‌ونقل فراهم ساخت. راه‌آهن، صنایع فولاد، شیمی و ماشین‌سازی با سرعتی چشمگیر گسترش یافتند و آلمان به یکی از قدرت‌های صنعتی اروپا تبدیل شد. 🎓 هم‌زمان، نظام آموزشی و دانشگاهی آلمان به الگویی برای بسیاری از کشورهای جهان تبدیل شد. دانشگاه‌هایی مانند هایدلبرگ، مونیخ و برلین، پژوهش را در کنار آموزش قرار دادند و همکاری نزدیک میان دانشگاه‌ها، صنعت و مراکز تحقیقاتی شکل گرفت. همین پیوند، پایه‌های نوآوری صنعتی آلمان را استوار کرد. ⚙️ ویژگی مهم دیگر اقتصاد آلمان، توجه هم‌زمان به شرکت‌های بزرگ و بنگاه‌های کوچک و متوسط بود. هزاران شرکت خانوادگی و تخصصی، که در آلمان با عنوان «میتل‌اشتاند» شناخته می‌شوند، در تولید محصولات بسیار دقیق و باکیفیت فعالیت کردند. بسیاری از این شرکت‌ها، امروز رهبران جهانی در حوزه‌های تخصصی خود هستند؛ هرچند نامشان برای عموم مردم کمتر شناخته شده است. 🏭 پس از پایان جنگ جهانی دوم، بخش بزرگی از زیرساخت‌های آلمان ویران شده بود. اما دولت، بخش خصوصی و نیروی کار، با تکیه بر برنامه‌ریزی، سرمایه‌گذاری و اصلاحات اقتصادی، روند بازسازی را آغاز کردند. اجرای الگوی «اقتصاد بازار اجتماعی»، که ترکیبی از رقابت اقتصادی و حمایت اجتماعی بود، نقش مهمی در شکل‌گیری «معجزهٔ اقتصادی آلمان» در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ ایفا کرد. 🚗 از همان دوران، صنایع صادرات‌محور به موتور محرک اقتصاد آلمان تبدیل شدند. برندهایی مانند مرسدس‌بنز، ب‌ام‌و، فولکس‌واگن، پورشه، زیمنس، بوش و SAP، نه‌تنها بازارهای جهانی را به دست آوردند، بلکه نام آلمان را با کیفیت، دقت و مهندسی پیوند زدند. صادرات کالاهای صنعتی، همچنان یکی از مهم‌ترین پایه‌های اقتصاد این کشور است. 🔬 در دهه‌های اخیر، آلمان سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در پژوهش، نوآوری، آموزش‌های فنی و حرفه‌ای و فناوری‌های صنعتی انجام داده است. نظام آموزش دوگانه، که آموزش نظری را با تجربهٔ عملی در صنایع ترکیب می‌کند، یکی از مهم‌ترین عوامل تربیت نیروی انسانی ماهر در این کشور به شمار می‌رود. 🌍 امروز نیز جهت‌گیری آلمان بر پایهٔ همان مزیت‌های تاریخی ادامه دارد. سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی، صنعت نسل چهارم، انرژی‌های تجدیدپذیر، فناوری‌های سبز، هیدروژن، دیجیتال‌سازی صنایع و تولید پیشرفته، در کانون سیاست‌های اقتصادی و صنعتی این کشور قرار گرفته است. آلمان می‌کوشد جایگاه خود را به‌عنوان موتور صنعتی اروپا حفظ کند و در فناوری‌های آینده نیز پیشگام باشد. 📊 جایگاه کنونی آلمان در شاخص‌های مهم بین‌المللی، تصویری روشن از این مسیر توسعه ارائه می‌دهد. 🔹 رتبهٔ سوم جهان از نظر تولید ناخالص داخلی. 🔹 رتبهٔ سوم جهان از نظر صادرات کالا. 🔹 رتبهٔ نخست اروپا از نظر تولید صنعتی. 🔹 رتبهٔ دوم جهان از نظر صنعت خودروسازی ممتاز. 🔹 رتبهٔ چهارم جهان از نظر ثبت اختراعات. 🔹 رتبهٔ چهارم جهان از نظر هزینه‌های پژوهش و توسعه. 🔹 رتبهٔ سوم جهان از نظر صادرات ماشین‌آلات صنعتی. 🔹 رتبهٔ پنجم جهان از نظر شاخص نوآوری جهانی. 🔹 رتبهٔ سوم جهان از نظر تولید تجهیزات صنعتی و مهندسی. 🔹 رتبهٔ چهارم جهان از نظر رقابت‌پذیری صنعتی. ⌛ داستان آلمان، تنها روایت بازسازی یک کشور پس از جنگ نیست؛ روایت کشوری است که بیش از یک قرن، علم، مهارت، نظم، صنعت و نوآوری را در کنار یکدیگر قرار داد و از آن‌ها سرمایه‌ای پایدار ساخت. امروز، وقتی نام آلمان بر روی یک محصول، یک فناوری یا یک دانشگاه دیده می‌شود، بسیاری آن را نشانه‌ای از کیفیت و اعتماد می‌دانند؛ اعتباری که نه در یک دورهٔ کوتاه، بلکه در نتیجهٔ دهه‌ها سرمایه‌گذاری بر دانش، تولید و نهادهای کارآمد به دست آمده است. @strategym_academy

  • 💢مراقب باشیم، OKR داشته‌هایمان را نابود نکند! ✍️ ايوب موحدزاده یکی از ریسک‌های کمتر دیده‌شده ولی مهم در اجرای OKR این است که متولیان این حوزه، ذهن مدیران و کارفرماها را بیش از حد به سمت اهداف جدید می‌برند و در نتیجه، از حفظ اقدامات و مسئولیت‌های جاری یا جلوگیری از کارهای کم‌ارزش غافل می‌شوند. در حالی که لازم است میان چهار منطق هدف‌گذاری، یعنی دستیابی، حفظ، پیشگیری و حذف، توازن ایجاد شود. به عبارت دیگر برای ساختن آینده، آن‌قدر هدف جدید تعیین می‌کنیم که فراموش می‌کنیم چه چیزهایی را «نباید از دست بدهیم». به شکل عجیبی «هدف» ناخودآگاه مساوی می‌شود با بیشتر، بالاتر، سریع‌تر، جدیدتر، چالشی‌ترو هرچیز دیگری+تر! بسیار ضروری است که در کنار سوالِ «چه چیزی را می‌خواهیم به دست آوریم؟» سه سؤال دیگر هم بپرسیم: چه چیزی را باید حفظ کنیم؟ از چه چیزی باید جلوگیری کنیم؟ چه چیزی را باید حذف کنیم؟ @strategym_academy

  • 💢اگر کسب‌وکار شما بدون حضورتان متوقف می‌شود، هنوز سیستم ندارید! بسیاری از مدیران فکر می‌کنند رشد کسب‌وکار یعنی بیشتر کار کردن؛ اما واقعیت این است که رشد واقعی از سیستم‌سازی شروع می‌شود، نه از افزایش ساعت کاری مدیر. سیستم‌سازی یعنی کارها به افراد وابسته نباشند، بلکه بر اساس فرآیندهای مشخص انجام شوند. ۳ نشانه اینکه کسب‌وکار شما به سیستم‌سازی نیاز دارد: ✅ هر روز باید خودتان پاسخگوی بیشتر مسائل باشید. ✅ با رفتن یک کارمند، بخشی از کارها مختل می‌شود. ✅ کیفیت خدمات به افراد بستگی دارد، نه به یک روش استاندارد. برای شروع فقط این سه کار را انجام دهید: 1️⃣ کارهای تکراری را شناسایی و مکتوب کنید. 2️⃣ برای هر فرآیند، یک مسئول مشخص تعیین کنید. 3️⃣ عملکرد فرآیندها را با چند شاخص ساده اندازه‌گیری و مرتب بازبینی کنید. 💡 نکته مهم: مدیران موفق همه کارها را خودشان انجام نمی‌دهند؛ آن‌ها سیستم‌هایی می‌سازند که کارها را درست انجام می‌دهند. ❓به نظر شما، اولین بخشی از کسب‌وکارتان که باید سیستم‌سازی شود کدام است؟ ✍ مدیران ایران @strategym_academy

  • 9 авг.1 004315

    💢 در بسیاری از سازمان‌ها، هنوز هم عملکرد سازمانی با شاخص‌هایی مانند فروش، سودآوری یا بهره‌وری سنجیده می‌شود؛ اما آنچه اغلب نادیده گرفته می‌شود، نقش منابع انسانی در شکل‌گیری همین نتایج است. تحقیقات جدید مدیریت نشان می‌دهد که واحد منابع انسانی زمانی بیشترین ارزش را ایجاد می‌کند که از یک نقش اجرایی و اداری فاصله بگیرد و به یک شریک استراتژیک برای کسب‌وکار تبدیل شود. یکی از مهم‌ترین وظایف منابع انسانی، هم‌راستا کردن سرمایه انسانی با اهداف سازمان است. جذب افراد توانمند به‌تنهایی موفقیت‌آفرین نیست؛ بلکه باید اطمینان حاصل شود که مهارت‌ها، انگیزه‌ها و رفتار کارکنان در راستای استراتژی سازمان هدایت می‌شوند. سازمان‌هایی که این هم‌راستایی را ایجاد می‌کنند، معمولاً تصمیم‌های سریع‌تر، نوآوری بیشتر و نرخ ترک خدمت پایین‌تری دارند. از سوی دیگر، منابع انسانی نقش مهمی در ایجاد محیطی ایفا می‌کند که کارکنان بتوانند بهترین عملکرد خود را ارائه دهند. این موضوع تنها به آموزش یا پرداخت حقوق محدود نمی‌شود؛ بلکه شامل طراحی تجربه کارکنان، توسعه فرهنگ سازمانی، ایجاد امنیت روانی، فرصت‌های یادگیری، بازخورد مستمر و مسیرهای شغلی شفاف است. زمانی که کارکنان احساس کنند سازمان به رشد آن‌ها اهمیت می‌دهد، تعهد و مسئولیت‌پذیری نیز افزایش پیدا می‌کند. امروزه منابع انسانی بیش از هر زمان دیگری به داده‌ها متکی شده است. استفاده از تحلیل داده‌های منابع انسانی (HR Analytics) به مدیران کمک می‌کند تا الگوهای عملکرد، دلایل خروج کارکنان، اثربخشی آموزش‌ها و حتی احتمال فرسودگی شغلی را پیش از تبدیل شدن به بحران شناسایی کنند. این رویکرد باعث می‌شود تصمیم‌ها بر پایه شواهد اتخاذ شوند، نه صرفاً تجربه یا حدس مدیران. نکته مهم دیگر، نقش منابع انسانی در توانمندسازی مدیران است. بسیاری از چالش‌های عملکردی سازمان، مستقیماً ناشی از ضعف مدیریت تیم‌هاست. منابع انسانی با آموزش مهارت‌هایی مانند رهبری، مدیریت تعارض، کوچینگ و ارائه بازخورد مؤثر، کیفیت تصمیم‌گیری مدیران را افزایش می‌دهد و در نتیجه عملکرد کل سازمان نیز بهبود پیدا می‌کند. در نهایت، عملکرد پایدار سازمان حاصل تلاش یک واحد خاص نیست؛ بلکه نتیجه همکاری همه بخش‌هاست. منابع انسانی زمانی ارزش واقعی خود را نشان می‌دهد که بتواند میان اهداف کسب‌وکار، نیازهای کارکنان و توانمندی مدیران تعادل ایجاد کند. در چنین شرایطی، منابع انسانی دیگر یک واحد پشتیبان نیست، بلکه به یکی از مهم‌ترین موتورهای رشد، نوآوری و مزیت رقابتی سازمان تبدیل می‌شود. ✍ کانال راهنمای منابع انسانی @strategym_academy

  • 7 авг.1 08412

    💢 طبق آمار رسمی بانک مرکزی، تورم سالانه به حدود ۸۸ درصد رسیده و میانگین تورم مواد غذایی به بالای ۱۰۰ درصد. 👈با توجه به این شرایط پیش بینی تورم و قیمت دلار، سکه و طلا برای امسال چقدر است؟ 👌 در شرایط با تورم بالای ایران چگونه سرمایه گذاری کنیم؟ 🆗 آیا در این شرایط می توانیم درآمدمان را افزایش دهیم؟ 💸 در این شرایط چگونه هزینه هایمان را مدیریت کنیم؟ ❌ سرمایه گذاری در بازار مسکن و خودرو در سال ۱۴۰۵ ارزندگی دارد؟ 🧠 آیا در شرایط اقتصادی دشوار کنونی می توان پس انداز هم داشت؟ 👈 جهت عضویت و دریافت اشتراک در گروه هوش مالی با ادمین در ارتباط باشید: @obhrm

  • 💢همراهان گرامی 🆗 با توجه به اتصال مجدد اینترنت بین المللی در ایران و تقاضای بعضی از اعضای کانال، لیست ذیل که شامل چند کانال ارزشمند است خدمت شما تقدیم می شود. 🔸شاید رمز توسعه فردی و موفقیت شغلی شما  در یکی از نکاتی باشد که در این کانال ها ارائه شده است. 👇👇👇👇👇👇👇👇 📲 هوش مصنوعی در کسب وکار @management_ai 💸 آکادمی اقتصاد ایران @monetary_academy 💢مدیریت رفتار سازمانی @organizationalbehavior ✅مهارت های مدیریت @management_skill 🈵 برنامه ریزی و مدیریت زمان @planing_tm ⭕️تکنیک های مدیریت @management_technique ❌مدیریت به زبان ساده @management_simple 🈷 مهارت های زندگی @life_skills2022 🆗 موفقیت و توسعه فردی @success_pd 💲 هوش مالی @fqskill ✝ تفکر استراتژیک @strategym_academy 🉑 تعالی منابع انسانی @hrm_academy 📠 مدرسه کسب وکار @business_school2022 💄ترفند بازاریابی @tarfandbazaryabi 🏦 آکادمی استارتاپ و کارآفرینی @startups_academy 🎯 تغییر و تحول سازمانی @transformation_m 🆗  مدیریت کسب وکار MBA &DBA @mba_event

  • 6 авг.81057из mba_event

    💢سوگیری هزینه از دست رفته در جلسه مشاوره، فردی با این مشخصات سراغم آمد: آقا، کارمند با حقوق ماهیانه 35 میلیون تومان، صاحب 2 فرزند، سن 45 سال مشکلش این بود که این حقوق کفاف مخارج زندگی‌اش را نمی‌داد بطوری که بحث بر سر پول به یکی از بگومگوهای اصلی با همسرش تبدیل شده بود. این را هم اضافه کنم که وی از چند سال پیش در حوزه دیگری سرمایه گذاری کرده بود اما نهایت پولی که توانسته بود سال گذشته یعنی سال 1404 از این راه بدست بیاورد حدود 80 میلیون تومان بود. در این گفتگو از او خواستم تصور کند هیچ درآمدی نداشت نه از راه کارمندی و نه از راه آن شغل پاره وقت، چه می‌کرد. پاسخ داد سؤال سختی است. بنظرم سختی این سؤال از آن رو نبود که پیدا کردن راه‌های جایگزین برای کسب درآمد دشوار است که البته این هم کار آسانی نیست بلکه سختی‌اش به دلیل دیگری بود که در ادامه توضیح می‌دهم. او فکر می‌کرد که اگر دیسیپلین داشته باشد و بهتر بتواند زمان را مدیریت کند خواهد توانست پول بیشتری از آن شغل پاره وقت بدست بیاورد. اما من مخالف بودم زیرا بنظرم این بازار همچون جویی است که اگر صبح تا شب هم بطور منظم بر سرش بنشینیم و قلاب بیندازیم نهایت خواهیم توانست چند ماهی ریز صید کنیم و خبری از ماهیان درشت نخواهد بود. از او خواستم توضیح دهد چرا در تایم بعدازظهر به کار دیگری مشغول نمی‌شود گفت دلم نمی‌آید این شغل پاره وقت را کنار بگذارم. پرسیدم: چرا؟ گفت احتمالاً به دلیل سوگیری «هزینه از دست رفته». یعنی بدلیل هزینه‌های پولی و زمانی که این سالها در این راه صرف کردم و الان باید آن را کنار بگذارم. واقعیت آن است او که کاملاً درست می‌گفت؛ ما بسیاری از اوقات دلبسته روش، رویکرد، راه حل و شغلی می‌شویم که منفعت چندانی برایمان ندارد اما نمی‌توانیم آن را کنار بگذاریم چون وقتی با خود فکر می‌کنیم این همه هزینه در این راه صرف کرده‌ایم و الان باید آن را نادیده بگیریم خیلی دردمان می‌آید. به تعبیر راسل، فیلسوف انگلیسی، مثل آن است که راهی پر سنگلاخ را سالها با پای برهنه پیموده و الان کسی به ما می‌گوید که مسیر را اشتباه رفته‌ایم. قطعاً حس خیلی بدی به ما دست می‌دهد. بنظرم در این مواقع اگر با تحلیل و منطق به این نتیجه رسیده‌ایم که به این سوگیری گرفتاریم، شهامت داشته باشیم و به جای تفکر به گذشته، به حال و آینده‌ای فکر کنیم که پیش رویمان است. هیچ توجیه منطقی ندارد که حال و آینده را خراب کنیم چون به گذشته گند زده‌ایم. @mba_event

  • 6 авг.479211из iranbusinessacademy1

    🔥سخنرانی آقای مهندس علمداری در ایونت 7 مرداد در جمع شرکت‌های B2B حوزه کامپیوتر و قطعات کامپیوتر این ایونت مشترک با همکاری آقای دکتر کیان و آقای مهابادی برگزار شد. سرفصل‌های سخنرانی آقای مهندس علمداری: 🧲تفاوت سیستم‌سازی با مدیریت منابع انسانی 🧲 نشانه‌های سیستم‌سازی کارآمد 🧲جذب و استخدام پرسنل 🧲 نحوه ارزیابی رزومه‌ها و طراحی فرایند جذب 🧲سوالات ضروری مصاحبه استخدامی 🧲نحوه محاسبه پورسانت 🧲آموزش صحیح پرسنل با SOPهای مکتوب اگر صاحب کسب‌وکار هستید و مایلید در ایونت مشترک بعدی به‌صورت رایگان شرکت کنید، اسم و شماره تماس خود را به آیدی زیر ارسال کنید تا کارشناسان ما با شما ارتباط بگیرند 👇 @alamdarihr_admin

  • 6 авг.764412из planing_tm

    💢فرمول ساده شادکامی 💐گاهی تصور می‌کنیم شادکامی نتیجه داشتن پول بیشتر، شغل بهتر یا وقوع اتفاق‌های بزرگ است؛ اما پژوهش‌های روان‌شناسی نشان می‌دهند که بخش مهمی از احساس شادی، حاصل رفتارهای کوچک و تکرارشونده‌ای است که هر روز انجام می‌دهیم. 💚 عادت اول: هر روز مهربانی کنید. یکی از ساده‌ترین راه‌های افزایش شادکامی، انجام رفتارهای مهربانانه است. 🪻در یک پژوهش بین‌المللی که روی ۶۸۳ نفر از ۲۹ کشور انجام شد، شرکت‌کنندگانی که تنها به مدت یک هفته هر روز رفتارهای محبت‌آمیز انجام دادند، افزایش معناداری در احساس شادکامی و رضایت از زندگی را تجربه کردند. 🥀این رفتارها می‌تواند بسیار ساده باشد؛ مانند کمک به یک همکار، فرستادن پیام محبت‌آمیز برای یک دوست، تشکر صمیمانه از کسی، کمک به یک غریبه یا حتی اختصاص زمانی برای مراقبت از خود. 🪷دانشمندان این احساس خوشایند را «لذتِ یاری‌رسانی» (Helper's High) می‌نامند. هنگام انجام کارهای مهربانانه، مغز میزان بیشتری دوپامین (مرتبط با احساس پاداش) و اکسی‌توسین (مرتبط با اعتماد و پیوند اجتماعی) ترشح می‌کند. نتیجه این تغییرات، افزایش احساس آرامش، صمیمیت و رضایت از زندگی است. 🌺نکته جالب اینکه این اثر تنها به کمک کردن به دوستان محدود نیست؛ مهربانی نسبت به افراد ناشناس یا حتی مراقبت از خود نیز می‌تواند آثار مشابهی بر سلامت روان داشته باشد. 🚶 عادت دوم: بدن را حرکت دهید. دومین عادت مؤثر برای افزایش شادکامی، فعالیت بدنی است. 🌸بررسی‌های علمی متعدد نشان داده‌اند که حتی مقدار کمی تحرک نیز می‌تواند خلق‌وخو را بهبود ببخشد. لازم نیست ورزشکار حرفه‌ای باشید یا ساعت‌ها در باشگاه وقت بگذرانید؛ چند دقیقه پیاده‌روی تند، حرکات کششی، دوچرخه‌سواری، بالا رفتن از پله‌ها یا حتی انجام کارهای پرتحرک خانه نیز می‌تواند مفید باشد. 🌼فعالیت بدنی باعث افزایش ترشح اندورفین‌ها و سایر انتقال‌دهنده‌های عصبی مرتبط با خلق‌وخو می‌شود. علاوه بر این، کیفیت خواب را بهبود می‌دهد، استرس را کاهش می‌دهد و ذهن را برای تصمیم‌گیری و تمرکز آماده‌تر می‌کند. 🌻بیشتر دستورالعمل‌های علمی، انجام حداقل ۱۵۰ دقیقه فعالیت بدنی با شدت متوسط در هفته را برای سلامت جسم و روان توصیه می‌کنند؛ اما حتی شروع با چند دقیقه فعالیت در روز نیز بهتر از بی‌تحرکی کامل است. ✨ جمع‌بندی: شادکامی یک اتفاق نیست؛ یک مهارت است. اگر هر روز فقط دو کار ساده انجام دهید: 💚 یک رفتار مهربانانه نسبت به دیگران یا خودتان انجام دهید. 🚶 چند دقیقه بدن خود را به حرکت درآورید. به‌تدریج مغز، بدن و روابط اجتماعی شما در مسیری قرار می‌گیرند که احساس شادی، آرامش و رضایت بیشتری را تجربه کنید. 🌹فرمول ساده شادکامی: مهربانی روزانه + تحرک روزانه = زندگی شادتر ✍منابع پیشنهادی: Nelson, S. K., et al. (2026). The Journal of Social Psychology. Journal of Happiness Studies (مرورهای نظام‌مند درباره رابطه فعالیت بدنی و شادکامی). World Health Organization (WHO). Guidelines on Physical Activity and Sedentary Behaviour (توصیه‌های فعالیت بدنی برای سلامت جسم و روان). @planing_tm

  • 3 авг.1 2991316

    💢 مغزهای فسیل زنگ‌زده "سازمان برنامه، و وسواسی عبث بر اندازه‌گیریِ قطاری که حرکت نمی‌کند" .✍ علی میثمی (دکترای سیاستگذاری نوآوری) ▫️فسیل زنگ نمی‌زند؛ زیرا برای زنگ‌زدن باید هنوز آهنی باقی مانده باشد؛ برای فسیل‌شدن نیز، حیات باید مدت‌ها پیش پایان یافته باشد. بااین‌حال، برخی نهادها به‌طرزی عجیب هر دو کار را هم‌زمان انجام می‌دهند: اندیشه در آنها می‌میرد و ابزارهایشان، از فرط کهنگی، صدا می‌دهند. ▫️بیراه نیست اگر سریال Hell on Wheels را یکی از درخشان‌ترین روایت‌ها از توسعه اقتصادی آمریکا در یکی از بحرانی‌ترین دوره‌هایش بدانیم. آمریکا در میانه جنگ داخلی است و خزانه برای پروژه عظیم راه‌آهن شرق به غرب پول کافی ندارد. دولت لینکلن می‌توانست هزینه هر مایل را حساب کند، کسری بودجه را قرمز نشان دهد و بنویسد: «به علت نبود اعتبار، فعلاً این پروژه شدنی نیست». اما دولت او پرسید: چه امکانات دیگری برای کدام بازیگر جدید در اختیار داریم؟ و سپس دو شرکت ریلی را به بازیگران اصلی این مأموریت ملی تبدیل کرد و حقوق و امتیازاتی استثنایی در اختیارشان گذاشت: به آنها حق عبور و بهره‌برداری از اراضی عمومی و قطعاتی از زمین‌های دو سوی مسیر را داد تا از افزایش ارزش زمین‌ها، هزینه پیشروی خط را تأمین کنند. در واقع، دولت لینکلن فقط منابع موجود را میان دستگاه‌های قدیمی تقسیم نکرد؛ بازیگر تازه‌ای برای یک مأموریت ملی ساخت، و دارایی عمومی را به اهرم تبدیل کرد. دولت لینکلن اجازه نداد بحران و نبود منابع، رؤیای یک ملت را متوقف کند. ▫️اکنون سری به ساختمان مهمی در میدان بهارستان بزنیم: فایل‌های اکسل بی‌شمار، انبوه شاخص‌های عددی، ستون‌های اعتبار مصوب، و درصد تحقق شاخصهای مذکور. البته بیرون ساختمان، بخش‌های حیاتی کشور، از آب و انرژی گرفته تا سرمایه و فناوری، به بن‌بست خورده‌اند؛ اما داخل ساختمان، دغدغۀ همه این است که در اکسل، عدد خانه ۳۷ با عدد خانه ۴۲ همخوانی دارد یا نه. همه اهل فن میدانند که طرح‌های سازمان در میدان عمل مرده‌اند، اما شاخص‌هایشان در فایل اکسل هنوز زنده‌اند. ▫️یک گفتگوی کوتاه با مدیران سازمان برنامه و بودجه، شما را به یقین می‌رساند که فلسفه وجودی این سازمان، سالهاست به سنجش و حسابداری صِرف تقلیل یافته است. این سازمان سالهاست که مسئله‌ای را حل نکرده است اما به‌خوبی بلد بوده است برای مسائل شاخص بسازد؛ بازیگر جدیدی رشد نداده است اما تا دلتان بخواهد از بازیگران فرسوده گزارش خواسته است؛ و آینده را طراحی نکرده است اما بارها و بارها گذشته را با اعداد تازه بازنویسی کرده است. سالهاست که ابزارهای این سازمان، صرفا برای پرکردن شکاف مالی دولت‌ها به کار رفته‌اند و صد افسوس که این ابزارها، کوچکترین ارتباطی با رشد بازیگران جدید برای تحقق رؤیاهای بزرگ نداشته و ندارند. ▫️متاسفانه این ذهن زنگ زده، متعلق به یک دولت یا جناح نیز نبوده است. دهه‌هاست که دولت‌ها با وعده تغییر آمده‌اند، اما خیلی زود گفتارشان به گفتار سازمان برنامه تبدیل شده است: «ردیف ندارد» و «منبع نیست». بیراه نیست اگر بگوییم گویی فراماسونری بی‌نام و قدرتمندی از اذهان فسیل‌شده شکل گرفته است که هر دولت تازه‌نفس را به‌تدریج رام می‌کند. ▫️تجربۀ کشورهای آسیای شرقی نیز نشان داده است که توسعه، هنر ساختن بازیگر و زمین بازی جدید است. کره جنوبی، چائبول‌هایی مانند سامسونگ و هیوندای را به بازیگرانی بزرگ برای اجرای مأموریت‌های صنعتی تبدیل ساخت و ورود آنها به صنایع پرریسک و دارای ارزش افزوده مانند نیمه‌هادی‌ها و الکترونیک را تسهیل کرد. دولت ژاپن نیز، محیطی جدید ساخت که در آن، بانکها، کی‌رتسوها، و زنجیره تأمین‌کنندگان بتوانند ریسک سرمایه‌گذاری بلندمدت، افزایش مقیاس و یادگیری فناورانه را میان خود تقسیم کنند. در چین نیز، به‌ویژه در صنایع ارتباطات وخودروهای برقی و پاک، شرکت‌هایی مانند هواوی و BYD در زمین بازی تازه‌ای رشد کردند که دولت برایشان ساخته بود: برای مثال، BYD در بازاری بالید که دولت با استانداردگذاری، ایجاد شبکه شارژ، اعطای امتیازهای تردد و تبدیل ناوگان عمومی به مشتری اولیه، ریسک ورود به فناوری جدید را کاهش داده بود. در هر سه تجربه، دولت بود که تشخیص داد چه بازیگری برای تحقق رؤیای ملی غایب است و چه مانعی باید از برابرش برداشته شود. ▫️ایران امروز، زیر فشار جنگ، تحریم و فرسایش بسیار سریع سرمایه، قطعاً به آن چیزی که نیاز ندارد یک سازمان حسابداری شاخص‌هاست. بالعکس، ایران امروز، نظیر آن کمیتۀ چهار نفرۀ دهه طلایی ۱۳۴۰، به افرادی دارای حداقلی از خلاقیت نیاز دارد که از دل کمبود، معامله‌های بزرگ بسازند و برای بازیگران جدید و ریسک‌پذیر، زمین بازی جدید طراحی نمایند. ایران امروز به سازمانی با مغزهای فسیل زنگ‌زده که فقط بلد است میزان توقف را دقیق‌تر اندازه بگیرد، نیاز ندارد. ✍کافه استرانژی @strategym_academy

  • 3 авг.1 324417

    💢معمای جزیره: چگونه «نداشتن‌ها» تبدیل به «برگ برنده» شدند؟ تصور کنید کشوری را که در سال ۱۹۶۵، با اندوهی عمیق از فدراسیون مالزی جدا شد. کشوری بدون نفت، بدون منابع معدنی، حتی بدون آب شیرین؛ جزیره‌ای که کارشناسان وقتِ دنیا با اطمینان می‌گفتند: «اینجا هیچ آینده‌ای ندارد.» ۶۰ سال بعد، همان «هیچ‌چیز» به «همه چیز» تبدیل شد. سنگاپورِ امروز، تورمی مدیریت‌شده (معمولاً در محدوده ۱ تا ۳ درصد) دارد، پاسپورتش در صدر فهرست قدرتمندترین‌های جهان است و میانگین امید به زندگی در آن به ارقام خیره‌کننده‌ای رسیده است. اما راز این جهش چیست؟ سنگاپور یک «ایدئولوژی» متفاوت داشت. آن‌ها برخلاف جریان‌های مرسوم دنیا، یک میثاق ملی نانوشته بستند: «حکمرانیِ مغزها، نه پیوندها.» آن‌ها فهمیدند که در دنیایِ بدون منابع، تنها «سرمایه انسانی» است که تولید ثروت می‌کند. پس سیستمی بنا کردند که در آن، صندلی‌های تصمیم‌گیری نه با «رابطه»، نه با «دوستی» و نه با «سهمیه‌بندی حزبی»، بلکه صرفاً با «شایستگیِ اثبات‌شده» اشغال می‌شوند. نکته طلایی سنگاپور فقط جذب نخبگان جهانی نبود؛ بلکه «مزاحم نشدن» بود. آن‌ها بستری ساختند که سرمایه و دانشِ جهان، امنیت و ثبات را در آن حس کند. دولت سنگاپور با حقوق‌های رقابتی (که با مدیران ارشدِ بزرگترین شرکت‌های دنیا برابری می‌کند)، باهوش‌ترین‌ها را به خدمت گرفت تا «سیستم» را بسازند. نتیجه؟ درآمد سرانه‌ای که از ۳۲۰ دلارِ سال ۱۹۶۵ به بیش از ۸۴,۰۰۰ دلار رسیده است. تبدیل شدن به هاب جهانی ترانزیت، بدون داشتن حتی یک چاه نفت. جذب ده‌ها میلیارد دلار سرمایه خارجی در سال، نه با شعار، بلکه با «ثباتِ ساختاری». درسِ سنگاپور برای ما چیست؟ سنگاپور ثابت کرد که تورم، رکود و عقب‌ماندگی، هیولاهایی نیستند که با دعا یا اتفاقات ناگهانی از بین بروند. آن‌ها با «شایسته‌سالاریِ بی‌رحم» و «سیستم‌سازیِ مهندسی‌شده» عقب رانده می‌شوند. این جزیره کوچک، با یک تصمیم بزرگ به تاریخ جهان دیکته کرد: «اندازه مملکت، هرگز به وسعت جغرافیایی‌اش نیست؛ به وسعتِ مغزهایی است که آن را اداره می‌کنند.» آیا ما در کسب‌وکارها و سازمان‌های خودمان، به دنبال «بهترین‌ها» هستیم یا «نزدیک‌ترین‌ها»؟ سنگاپور پاسخِ این سوال را با اعدادِ غیرقابل‌انکارش داده است. ✍مدیران ایران @strategym_academy

  • 28 июл.1 635411из mba_event

    💢همه تصمیم‌های خوب، محبوب نیستند یکی از اشتباهات رایج مدیران جوان این است که تلاش می‌کنند تصمیم‌هایی بگیرند که همه از آن‌ها راضی باشند. اما در دنیای مدیریت، بسیاری از تصمیم‌های درست در کوتاه‌مدت با مخالفت، مقاومت یا حتی نارضایتی همراه هستند. برای مثال: 🔸حذف یک پروژه کم‌بازده 🔸تغییر ساختار سازمانی 🔸بازنگری در شیوه ارزیابی عملکرد 🔸توقف برخی فعالیت‌های قدیمی ممکن است در ابتدا محبوب نباشند، اما در بلندمدت ارزش خلق کنند. 📌 معیار کیفیت یک تصمیم، میزان محبوبیت آن نیست؛ میزان ارزش‌آفرینی آن است. مدیران حرفه‌ای میان «رضایت لحظه‌ای» و «منافع بلندمدت» تفاوت قائل می‌شوند. ✍آکادمی مدیریت استراتژیک @mba_event

  • تفکر استراتژیک pinned a video

  • 28 июл.1 63114

    دانشگاه تهران برگزار می‌کند: 💠 دوره کارگاهی «هوش مصنوعی در کسب‌وکار» (Executive AI for Business) همراه با اعطای گواهینامه معتبر پایان‌دوره از دانشگاه تهران در دنیای امروز، هوش مصنوعی صرفاً یک ابزار مدرن نیست؛ بلکه شتاب‌دهنده‌ای قدرتمند و مزیتی کلیدی برای پیشگامی در بازار به شمار می‌رود. این کارگاه به‌صورت هیبرید (حضوری و آنلاین) برگزار می‌شود؛ بنابراین علاقه‌مندان محترمی که خارج از تهران نیز سکونت دارند، می‌توانند به‌راحتی در این دوره تخصصی شرکت نمایند. پیشنهاد می‌کنیم در ویدیوی پیوست، ضرورت و اهداف استراتژیک این دوره را از زبان مدرس محترم بشنوید. 🏛 محل برگزاری: دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران 📅 تاریخ شروع کارگاه: ۷ مرداد ۱۴۰۵ 🪑 ظرفیت محدود جهت بررسی دقیق سرفصل‌ها و ثبت‌نام در این کارگاه تخصصی، از طریق لینک زیر اقدام فرمایید: 🔗 https://stc.efut.ir/44 با ما در مسیر توسعه حرفه‌ای همراه باشید. عضویت در کانال رسمی دپارتمان دوره‌های کوتاه‌مدت: t.me/stcefut

  • 27 июл.1 7891248

    💢انیمیشنی قابل تامل در خصوص مواجهه شکارچی با کلاغ‌ها یک ژنرال بزرگ، در همه جبهه‌ها نمی‌جنگد. او می‌داند که شکست، اغلب به خاطر جنگیدن با دشمن اشتباه است. آیا انرژی ذهنی شما صرف نگرانی‌های بی‌ارزش، بحث‌های بیهوده و آدم‌های سمی می‌شود؟ از استراتژی هزینه پنهان بهره گیرید یعنی بفهمید که چطور یک بحث ۱۰ دقیقه‌ای، ۳ ساعت از مطالعه مفید شما را به خاطر ترشح کورتیزول و پسماند توجه نابود می‌کند. یاد بگیرید چرا برای سریع‌تر بودن، باید بارهای اضافی ذهن‌تان را دور بریزید و گلوله های طلایی انرژی ذهنی‌تان را خرج کلاغ‌های سیاه نکنید. @strategym_academy

  • 26 июл.1 548212

    💢هوش مصنوعی بدون سیستم استراتژیک کور است! این عبارت از کانت، فیلسوف نامی مشهور است که «افکار بدون محتوا پوچ، شهودهای بدون مفاهیم کور هستند.» اینکه مقصود و منظور کانت از این عبارت چیست محل بحث نیست که بی‌اغراق نیازمند گذراندن حداقل 2 واحد فلسفه کانت است. اما شاید بتوان از این عبارت به شکل استعاری استفاده کرد برای جمله‌ای دیگر در زمان حاضر: «بازاریابی بدون هوش مصنوعی کج‌سلیقگی و هوش مصنوعی بدون سیستم و استراتژی کور است.» بی‌شک باید پذیرفت که حداقل از یکی دو سال قبل که هوش مصنوعی ورود جدی‌تر به زندگی شخصی و حرفه‌ای ما پیدا کرده، کارها به‌مراتب راحت‌تر شده است. دیگر مجبور نیستیم برای تهیه یک تصویر ساده دست به دامان فتوشاپ شویم. فقط کافی است پرامپت خوبی به هوش مصنوعی بدهیم تا حتی تصویری به‌مراتب بهتر از آنچه مدنظرمان بوده به ما تحویل دهد. اما اگر بخواهیم از زاویه مارکتینگ به موضوع نگاه کنیم باید گفت که پیشرفت هوش مصنوعی به‌مراتب چشمگیر بوده است. امروزه با عامل‌ها یا همان ایجنت‌های (agent) هوش مصنوعی روبروییم که کارها را ماشینی‌تر و بلکه خودکارسازی‌تر کرده‌اند. این ایجنت‌ها خود قادرند ایمیل بنویسند، مخاطب برای آن پیدا کنند، محتوای سئوشده بنویسند، زمانی که خواب هستیم پاسخگوی نیاز مشتریان باشند و خیلی کارهای دیگر که هرچه جلوتر می‌رویم بر تعداد و کیفیت آن‌ها اضافه خواهد شد. با تمام این اوصاف یک واقعیت تغییر نکرده است: بازاریابی و بهتر بگویم تاکتیک‌های بازاریابی بدون استراتژی و سیستم نه‌تنها فاقد کارایی‌اند بلکه چه‌بسا بر سرگردانی افزوده و حتی موجب نقض غرض می شوند. اجازه دهید با یک مثال موضوع را روشن کنم. فرض کنید کسب‌وکاری هستید که در استراتژی بیزینس مشکل دارید مثلاً محصول یا خدمتتان نه‌تنها قیمت مناسبی ندارد بلکه قیمت آن چند برابر محصولات مشابه است. فکر می‌کنید در چنین وضعیتی هوش مصنوعی با تمام پیچیدگی‌هایش چه‌کاری می‌تواند انجام دهد؟ آیا جز این است که با آن سریع‌تر به جامعه بیشتری نشان می‌دهید که گران فروش‌اید؟ یا فرض کنید در میان رقبا از مزیت رقابتی برخوردار نیستید آیا غیرازاین است که مدام مجبورید بر سر قیمت بجنگید؟ یا این مثال را در نظر بگیرید: فرض کنید همین‌الان تمام قطعات خودروی تویوتا لندکروز را جلوی ما گذاشته‌اند. آیا بدون وجود مهندس یا تیم مهندسی که با ظرافت و دقت این اجزاء را کنار هم می‌چیند می‌توان انتظار خودروی لندکروز داشت؟ بی‌شک در دنیایی که هر روز بر تعداد تاکتیک‌های بازاریابی افزوده می‌شود و هوش مصنوعی روزبه‌روز دامنه دخالت انسان را کوتاه‌تر می‌کند، ضرورت یک سیستم استراتژیک بیش‌ازپیش احساس می‌شود؛ سیستمی واحد که می‌داند هر قطعه کارش چیست، کی و کجا باید آن‌را به سایر قطعات متصل کرد و چطور از آن بهره برد. جان کلام اینکه: هرچند عدم توجه به هوش مصنوعی نهایت کج‌سلیقگی است، بدون سیستم استراتژیک خود را وارد دریایی مواج کرده‌ایم که ممکن است نه‌تنها ماهی‌های موردنظر را صید نکنیم بلکه حتی خوراک کوسه شویم. ✍ مهدی امیریان @strategym_academy