tgindex
تغذیه متعادل

تغذیه متعادل

Статистика
@taghziyehmoteadelперсидский

تغذیه متعادل،بهره‌مندی هوشمندانه ازمنابع محدود طبیعت برای ایجاد هماهنگی، تناسب و تعادل میان جسم، ذهن و روان انسان در شرایط مختلف زیستی برپایه هوش متعادل میباشد. ارتباط با ما @ra_ekhlasmand https://instagram.com/Rahele.ekhlasmand

Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
4
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
637
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
107
20 постов
Вовлечённость
16,8%
к подписчикам
Постов в день
0,6
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
32
1/48двое суток
36
1/72трое суток
39

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ✅️بورانی نخود نخود آبگوشتی را خوب می‌پزیم؛ تا جایی که کاملاً نرم شود. نخود را همراه با آبِ پخت خودش میکس می‌کنیم تا بافتی لطیف و یکدست به دست بیاید. بعد، ماست را اضافه می‌کنیم؛ کمی روغن زیتون و مقدار بسیار کمی ارده برای کامل‌تر شدن طعم و ارزش غذایی. اگر دوست داشته باشیم، سیر هم اضافه می‌کنیم و در پایان، نوبت سبزی‌های معطر فصلی است؛ در این ترکیب، مرزه،نعنا و اندکی ترخون، عطر خاص خودشان را به غذا می‌دهند. 🔸نخود، منبع پروتئین گیاهی و فیبر، در کنار ماست و چربی‌های مفید، ترکیبی سیرکننده و خوش‌خوراک می‌سازد. برای ساختن یک غذای  مقوی،سالم  وخوشمزه به مواد عجیب و گران نیاز نداریم. 👈این خوراکی خوشمزه میتونه ساندویچ هم بشه.مراجعه به پیج اینستاگرام به آدرس https://www.instagram.com/rahele.ekhlasmand?igsh=aG5wa3BtdW4xcmgx #تغذیه_متعادل #خوش_خوراک #مدیریت_غذا #تغذیه_هوشمند @taghziyehmoteadel

  • ✅بورانی میراثی از دل تاریخ کم‌تر خوراکی را می‌توان یافت که پیوسته در دل تاریخ حرکت کرده باشد. بورانی، در لایه‌های زیرین خود روایتی بلند از فرهنگ، قدرت، مهاجرت و تغییر ذائقه‌ی انسان‌ها را حمل می‌کند. روایت کهن این خوراک از ایران ساسانی آغاز می‌شود. با فروپاشی ساسانیان و شکل‌گیری تمدن عباسی، آشپزهای ایرانی به بغداد رفتند و بخشی از حافظه‌ی غذایی ایران را با خود بردند. در کتاب‌های آشپزی قرن نهم میلادی، از «بورانیه» نام برده شده و آشکارا به ایرانی‌بودن آن اشاره شده است. بدین‌ترتیب بورانی از یک خوراک بومی، به بخشی از سفره‌ی جهان اسلام تبدیل شد. در امپراتوری عثمانی، بورانی با برنج و گوشت و کره‌ی داغ پیوند خورد و به شکلی گرم‌تر و پرحجم‌تر در سفره‌های آناتولی و بالکان نشست. هم‌زمان، از مسیر هند، با ادویه‌هایی چون زیره و تخم گشنیز درآمیخت و در خانواده‌ی بزرگِ رایته‌ها جای گرفت؛  ماست‌خوراک‌هایی که هندی‌ها قرن‌هاست کنار برنج و کاری می‌خورند. در قفقاز، ارمنی‌ها و گرجی‌ها آن را با گردو و سیر به ذائقه‌ی خود نزدیک کردند و در عراق و شام، با بادمجان و ماست محلی تلفیق شد. و سرانجام، در قرن بیستم، مهاجرت‌های بزرگ انسانی، میراث کهن را به اروپا و آمریکا برد. امروز در رستوران‌های مدیترانه‌ای، بورانی با نام‌هایی تازه مانند «دیپ ماست و اسفناج» سرو می‌شود؛ بی‌آنکه بسیاری از مخاطبان بدانند پیشینه‌ی آن به کاخ‌های ایران ساسانی بازمی‌گردد. 🔸بورانی همانند سند فرهنگی است. سندی که نشان می‌دهد خوراک‌ها نیز مانند زبان، موسیقی و آیین‌ها، در گذر زمان سفر می‌کنند، با فرهنگ‌ها گفت‌وگو می‌کنند و در هر سرزمین، چهره‌ای تازه می‌یابند. #تغذیه_متعادل #فرزند_پروری #تغذیه_هوشمند @taghziyehmoteadel

  • ✅چرا «تغذیه متعادل» مهم‌ است؟ وقتی صحبت از تغذیه سالم می‌شود، خیلی‌ها فکر می‌کنند باید یک رژیم مشخص و سفت‌وسخت را دنبال کنند. اما از زاویه‌ی کار با خانواده‌ها، چیزی که بیشتر از جزئیات علمی رژیم اهمیت دارد، نوع رابطه‌ای است که خانواده با غذا می‌سازد. ۱. تنوع، پایه یک نگرش سالم است منابع تغذیه معتبر عموماً توصیه می‌کنند که تنوع در گروه‌های غذایی حفظ شود، و یک گروه کامل حذف نشود. جزئیات دقیق این موضوع در حیطه تخصص پزشک یا متخصص تغذیه است و برای هر فرد و شرایط خاص، بهتر است با آن‌ها مشورت شود. ۲. رژیم‌های سخت‌گیرانه معمولاً پایدار نمی‌مانند تجربه‌ی کار با خانواده‌ها نشان می‌دهد افرادی که رژیم‌های افراطی می‌گیرند، اغلب پس از مدتی به الگوی قبلی برمی‌گردند — گاهی همراه با احساس شکست. این موضوعی است که بیشتر به روان‌شناسی رفتار و انگیزه مربوط می‌شود تا صرفاً تغذیه، و همین‌جاست که نگاه مددکاری اجتماعی و خانواده‌محور می‌تواند کمک‌کننده باشد. ۳. تعادل یعنی رابطه سازنده با غذا وقتی غذا در خانه به «مجاز» و «ممنوع» تقسیم می‌شود، فضای سفره پر از اضطراب می‌شود. این موضوع، به‌ویژه در حضور فرزندان، می‌تواند پایه‌ی یک رابطه‌ی پراضطراب با غذا در آینده‌شان باشد. این بخش، دقیقاً حوزه‌ای است که در کارباخانواده و تربیت بیشتر به آن پرداخته می‌شود: نگرش و الگوی رفتاری، نه نسخه‌ی غذایی. ۴. الگو مهم‌تر از نصیحت است بچه‌ها الگوی غذایی را بیشتر از رفتار خانواده یاد می‌گیرند تا از حرف‌ و سخن. اگر سفره خانه با آرامش و تنوع همراه باشد،این نگرش بدون نیاز به نصیحت مستقیم در فرزندان نهادینه می‌شود. 🔴تعادل، یک مقصد نیست که برسیم و تمام شود؛ شیوه‌ی زندگی و نگرش خانوادگی است.  آنچه در این کانال به آن پرداخته می‌شود، نگاهی از منظر خانواده، رفتار و رابطه با غذا است. #تغذیه_متعادل #فرزند_پروری #بهداشت_روان @taghziyehmoteadel

  • без подписи

  • ✅موسیقی غذاست هنرمند:جیمز لست نام اثر: بیسکایا 🔴در تاریکی شب، نور امید را ببین؛ فردا روز دیگریست ✨ #تغذیه_متعادل #بهداشت_روان #غذای_قلب #غذای_ذهن #غذای_شنیداری #موسیقی @taghziyehmoteadel

  • ✅از میدان مین تا میز مذاکره؛ 🔸در قسمت پیش گفتم که چگونه شکاف‌های حل‌نشدهٔ تاریخی و الگوریتم‌های قطبی‌ساز، خانواده را از نخستین محیط امن به میدان مین تبدیل می‌کنند و ما را به آغوش گروه‌های همفکر می‌رانند. وعده دادم این هفته از چرخه بیرون بزنیم و ببینیم با وجود این همه زخم و سنگر، چگونه می‌توان گفت‌وگویی سالم را آغاز کرد. هدف،  حذف اختلافات نیست، بلکه تبدیل خانواده از «جبهه» به «کارگاه ترمیم» است. 👈چرا اصلاً نمی‌توانیم حرف بزنیم؟؟! قبل از هر تکنیکی، باید بدانیم در لحظهٔ تنش چه اتفاقی در بدن و مغزمان می‌افتد. وقتی موضوعی بحث‌برانگیز (سیاست، سبک زندگی، ارزش‌ها) مطرح می‌شود، مغز ما آن را به‌عنوان یک تفاوت فکری نمی بیند، بلکه به‌عنوان یک تهدید هویتی پردازش می‌کند. تهدید هویتی یعنی بخشی از وجودم زیر سؤال رفته است. این ادراک، سیستم لیمبیک (بادامهٔ مغز) را فعال می‌کند و بدن وارد حالت «جنگ، گریز یا انجماد» می‌شود. در این حالت، مرکز منطق، همدلی و آینده‌نگری عملاً خاموش می‌شود. به زبان ساده، وقتی احساس کنید کسی دارد به اصل وجودتان حمله می‌کند، حتی اگر نخبه‌ترین آدم جهان هم باشید، به موجودی بدوی تبدیل می‌شوید که فقط می‌تواند حمله کند یا فرار کند. بنابراین، هر راهکاری که ارائه می‌دهیم، پیش‌شرطش «بازگرداندن امنیت به بدن» است. 👈گام اول: قبل از باز کردن موضوعات چالش‌برانگیز، باید سیستم عصبی  از حالت «تهدید» خارج شود. این کار را نمی‌شود با گفتن «آرام باش» انجام داد. یک راه علمی و ساده: تنفس آهسته است. پژوهش‌ها نشان می‌دهند بازدم طولانی‌تر از دم (مثلاً دم ۴ ثانیه، بازدم ۶ ثانیه) عصب واگ را فعال می‌کند و سیستم آرام‌سازی بدن را راه می‌اندازد. 🔴پیشنهاد: ۲ دقیقه در سکوت، فقط روی تنفستان تمرکز کنید. شاید عجیب به نظر برسد، اما این کار به بدن‌ می‌گوید: «اینجا خطر جانی نیست.» سپس گفت‌وگو را با یک جملهٔ صریح آغاز کنید: «قرار نیست آخر این بحث همدیگر را قانع کنیم. فقط می‌خواهم بفهمم چرا این موضوع برایت اینقدر حیاتی است.» این جمله، تهدید هویتی را کم می‌کند، چون هدف را از «تغییر دیگری» به «درک دیگری» منتقل می‌کند. 👈گام دوم: سپرِ قضاوت را زمین بگذارید مشاهدهٔ محض را از ارزیابی جدا کنیم. وقتی با مشاهده شروع می‌کنید، طرف مقابل کمتر حالت دفاعی می‌گیرد. تمرین علمی: یک موقعیت پرتنش را به زبان مشاهده‌ای توصیف کنید، بدون حتی یک قطره قضاوت. این کار نیازمند تمرین است، اما دیوارهای دفاعی را موقتاً پایین می‌آورد و پنجره‌ای برای ورود منطق باز می‌کند. 👈گام سوم:در هر اختلافی، آنچه می‌شنویم «موضع» است. پدری که می‌گوید «تو به سنت‌های من خیانت کردی»، موضع می‌دهد. اما نیاز پشت آن احتمالاً «امنیت روانی» است: او می‌ترسد جهانی که در آن معنا داشته از بین برود. فرزندی که می‌گوید شما مرا نمی‌فهمید، نیازش دیده شدن به‌عنوان یک فرد مستقل است. به جای چسبیدن به موضع متضاد، نیاز طرف مقابل را ترجمه کنیم. جملهٔ جادویی: «اگر درست شنیده باشم، چیزی که الان واقعاً برایت مهم است... [امنیت/ احترام/ استقلال/ تعلق] است. درست است؟» وقتی نیاز از زیر آوار موضع بیرون کشیده می‌شود، ناگهان دو طرف می‌بینند بر سر ارزش‌های انسانی مشترکی (امنیت، احترام، عشق) توافق دارند، فقط مسیر رسیدن به آن‌ها را متفاوت می‌بینند. 👈گام چهارم: درخواست شفاف و ملموس به جای گلهٔ کلی علم ارتباطات می‌گوید درخواست باید مثبت، مشخص و قابل انجام در زمان حال باشد. بطور مثال بجای «دیگر هیچ‌وقت گذشته را به رخم نکش»، اینگونه گفته شود «اگر امشب، فقط دربارهٔ اتفاق پیش امده حرف بزنیم و اشاره‌ای به اتفاقات سال قبل نکنی، به من کمک کرده‌ای.»  یعنی یک قرارداد کوچک صلح که قابل اندازه‌گیری است. موفقیت‌های کوچک، اعتماد را ذره‌ذره بازمی‌گردانند. 🔸 نکتهٔ آخر: گفت‌وگومثل یک عضله است؛ با تمرین‌های کوچک و منظم رشد می‌کند، این هفته یکی از این چهار گام را انتخاب کنید و روی کوچک‌ترین موضوع مشترک تمرینش کنید. رابطه را بر روایت، پیروز نشمارید. فردی که حاضر است برای حفظ رابطه، لحظه‌ای سپرِ قضاوتش را زمین بگذارد، شجاع‌ترین فرد در روزگار شکاف‌هاست💪 هفتهٔ آینده،به سراغ «ترمیم» می‌رویم هنگامیکه زخم‌ها عمیق‌ شده اند و کلمات کم آورده‌اند، چطور می‌شود رابطه را بازسازی کرد؟ #تغذیه_متعادل #فرزند_پروری #غذای_ذهن #غذای_قلب #غذای_پندار @taghziyehmoteadel

  • без подписи

  • دوستان و همراهان عزیز سلام،مطلب امشب کانال،آماده بارگذاری نیست،از همراهی و صبر شما بسیار سپاسگزاریم☘🙏

  • без подписи

  • ✅موسیقی غذاست 🔸سنجاقک اثر کنیو فوکه پیانیست ، آهنگساز و تهیه کننده موسیقی اهل برزیل که در سال ۲۰۱۳ منتشر شده است. کنیو فوکه در بسیاری از آثارش تلاش میکند تعادل میان طبیعت ، جسم ، ذهن و روح را از طریق موسیقی ایجاد کند. #تغذیه_متعادل #بهداشت_روان #غذای_شنیداری #موسیقی @taghziyehmoteadel

  • ✅شکاف‌هایی که تاریخ به ارث گذاشت. 🔸در قسمت‌های پیش گفتیم که زخم‌های تاریخی حل‌نشده، مثل گسل‌هایی پنهان از دل خانواده‌ها می‌گذرند و الگوریتم‌های رسانه‌های جدید، بی‌وقفه روی این زخم‌ها دست می‌گذارند. اما امروز می‌خواهیم از لنز تخصصی مددکاری اجتماعی نگاه کنیم و بپرسیم: چرا محیط پیرامونی و گروه‌های همفکر، چنین کشش قدرتمندی دارند و چرا ماندن در آن‌ها گاهی به قیمت از دست رفتن رابطه با عزیزترین کسانمان تمام می‌شود؟ 👈دانش مددکاری اجتماعی یک اصل اساسی دارد: «فرد در محیط». یعنی هیچ انسانی در خلأ رفتار نمی‌کند و هر کنشی، پاسخی است به فشاری که از سوی سیستم‌های اطرافش (خانواده، دوستان، محله، جامعه و تاریخ) حس می‌کند. وقتی شکاف‌های نسلی و تاریخی، خانواده را که باید «نخستین محیط امن» باشد به میدان مین تبدیل می‌کند، فرد دچار نوعی بی‌خانمانی روانی می‌شود: از نظر فیزیکی زیر یک سقف است، اما از نظر عاطفی، تعلق خاطر خود را از دست داده. اینجاست که «محیط ثانویه» یعنی گروه‌های همفکر، نقش یک خانوادهٔ جایگزین را بازی می‌کنند. 👈 چرا جذب این گروه‌ها می‌شویم⬅️  در حوزه علوم اجتماعی به این موردصرفاً از منظر روان‌شناختی نگاه نمیکند، بلکه جذب در گروه ها را «راهبرد بقا» میداند. انسان برای حفظ یکپارچگی روانی خود به سه چیز نیاز دارد: تعلق، هویت و تأیید. وقتی در خانواده، هویت ما (به‌عنوان یک فرد با تجربهٔ زیستهٔ متفاوت) انکار یا بی‌ارزش می‌شود، ما دچار «خلأ هویتی» می‌شویم. گروه همفکر این خلأ را پر می‌کند. آن‌ها به ما یک «داستان جمعی» جدید می‌دهند که در آن، نه‌تنها بازنده یا عجیب‌وغریب نیستیم، بلکه قهرمان قصه‌ایم. پدری که در خانه متهم به «کهنه‌پرستی» است، در جمع همرزمان قدیمی یا دوستان هم‌نسل، نماد «مقاومت و معرفت» می‌شود. فرزندی که در خانه «یاغی و خودباخته» خوانده می‌شود، در گروه همسالانش، «آگاه و شجاع» است. گروه، این نیاز اساسی به «روایت شدن توسط دیگری» را برآورده می‌کند. اما نکتهٔ عمیق‌تر اینجاست: چرا در این گروه‌ها می‌مانیم، حتی وقتی می‌بینیم شکاف با خانواده عمیق‌تر می‌شود⬅️ اینجاست که مفهوم «سوگیری درون‌گروهی» و «قطبش گروهی» که در روان‌شناسی اجتماعی هست، در بستر مددکاری اجتماعی معنای عملی‌تری پیدا می‌کند. ترک کردن گروه همفکر، از دست دادن چند دوست نیست؛ مثل این است که دوباره به همان بی‌خانمانی روانی اولیه برگردی. این گروه تبدیل به «منطقهٔ امن هویتی» شده است. علاوه بر این، در بسیاری از فرهنگ‌ها و جوامع، گروه‌های همفکر تنها منبع «سرمایهٔ اجتماعی» جایگزین هستند؛ یعنی جایی که فرد می‌تواند در آن حمایت عاطفی، اطلاعاتی و حتی مالی پیدا کند که نظام رسمی یا خانواده از ارائهٔ آن عاجز است. 🔸 این گروه‌ها لزوماً شرّ مطلق نیستند. آن‌ها پاسخی طبیعی به یک نیاز سرکوب‌شده هستند. مشکل وقتی شروع می‌شود که این گروه‌ها از «پناهگاه» به «جبهه» تبدیل می‌شوند. در آن صورت، دیگر بحث بر سر درک متقابل نیست؛ بحث بر سر پیروزی روایت گروه خودی بر گروه رقیب است. خانواده، به جای یک سیستم که نیازمند ترمیم است، به «نماد سیستم سرکوبگر قدیمی» بدل می‌شود و گفت‌وگو جای خود را به اعلام موضع می‌دهد. 👈 ما برای زندگی در جهان امروز نیازمند  توانمندسازی  خودمان هستیم یعنی کمک به خودمان  تا بفهمیم «محیط» چطور انتخاب‌هایمان را شکل می‌دهد. هر گاه دیدیم تمام انرژی عاطفی ما صرف گروه همفکر می‌شود و از خانواده دریغ می‌گردد، بیاییم از خود بپرسیم: «آیا من این گروه را انتخاب کرده‌ام چون واقعاً رشد دهنده است، یا چون زخمِ طرد شدن از خانواده را تسکین می‌دهد؟ آیا آن‌ها به من کمک می‌کنند که پلی بزنم، یا فقط کمک می‌کنند که سنگرم را محکم‌تر کنم؟» توانایی نقد گروه خودی، در حالی که هنوز به آن تعلق داریم، نشانهٔ بزرگ‌شدنی واقعی است. ماندن در مرز، جایی که نه در سنگر خانواده منجمد شویم و نه در آغوش گروه همفکر محو، هنر زیستن در روزگار شکاف‌هاست. هفتهٔ آینده، می‌خواهیم از این چرخه بیرون بزنیم و ببینیم چگونه می‌توان با وجود همهٔ  زخم‌ها و سنگرها، گفت‌وگویی سالم  را آغاز کرد؟ #تغذیه_متعادل #فرزند_پروری #غذای_ذهن #غذای_قلب #غذای_پندار @taghziyehmoteadel

  • без подписи

  • سیب‌زمینی، انرژی مورد نیاز بدن را به‌آرامی تأمین می‌کند. هویج و فلفل دلمه‌ای نارنجی، سرشار از بتاکاروتن و ویتامین C هستند؛ ترکیبی که به سلامت چشم‌ها، پوست و عملکرد بهتر سیستم ایمنی کمک می‌کند. کدو سبز با فیبر و آب فراوان، غذایی سبک و مناسب برای دستگاه گوارش است و کاهو، طراوت و ریزمغذی‌های ارزشمندی به این وعده می‌بخشد. یک حبه سیر، علاوه بر عطر دلنشین، ترکیبات مفیدی برای سلامت قلب و بدن دارد. روغن زیتون، چربی‌های مفید این غذا را تأمین می‌کند و به جذب بهتر ویتامین‌های موجود در سبزیجات کمک می‌کند. زردچوبه، رنگ و عطر طبیعی غذا را کامل می‌کند و چند قطره آب‌لیمو در پایان، طعم را تازه‌تر کرده و جذب آهن گیاهی را نیز بهتر می‌کند. همه مواد را باهم ترکیب کرده و حدود ۱ ساعت استراحت میدهیم و بعد درون فر قرار داده یا ماهیتابه بدون افزودن اب. #تغذیه_متعادل #خوش_خوراک #تغذیه_هوشمند @taghziyehmoteadel

  • ✅برای سالم غذا خوردن، همیشه به مواد غذایی گران‌قیمت نیاز نیست. سبزیجات تازه، اندکی روغن زیتون وپخت مناسب. همین‌ها کافی است تا غذایی خوش‌طعم، مغذی و در دسترس روی سفره بنشیند. تغذیه هوشمند از انتخاب‌های آگاهانه آغاز می‌شود. بیشتر به سراغ غذاهای گیاهی، فصلی و کم‌فرآوری‌شده برویم که سهمی در حفظ سلامت بدن دارند. یکی از زیباترین ویژگی‌های غذاهای گیاهی این است که،فیبر، ویتامین‌ها، مواد معدنی و طعمِ واقعی وطبیعی انها از افزودنیها نیست. سلامت، بیش از آنکه حاصل غذاهای گران باشد، نتیجه انتخاب‌های درست و تکرار آن‌ها در زندگی روزمره است. #تغذیه_متعادل #مدیریت_غذا #غذای_پایدار @taghziyehmoteadel

  • ✅ معیار اقتصادی بودن غذا – قسمت چهارم (پایانی) 🔸 مغز ما یک همراه بسیار قدیمی، وفادار و باهوش است؛ میلیون‌ها سال تجربهٔ بقا دارد. یکی از قدیمی‌ترین قانون‌هایی که در دفتر راهنمایش نوشته شده، ساده است: «اگر چیزی شیرین بود، یعنی کمیاب و ارزشمند است. تا می‌توانی از آن لذت ببر و ذخیره کن.» این قانون، روزگاری نوشته شد که تنها شیرینی‌های دنیا، میوه‌های رنگارنگ فصلی بودند یا اندکی عسل که در لابه‌لای سنگ‌ها پیدا می‌شد؛ شیرینی‌هایی که همیشه با فیبر، ویتامین، خواص طبیعی و سیری همراه بودند. 👈 حالا یک خوردنی و نوشیدنی شیرین امروزی را تصور کنیم. حجم شیرینی‌ای که در چند دقیقه وارد بدن می‌کند، در طبیعت هزاران‌سالهٔ اجداد ما هرگز وجود نداشته است🧐. اما مغز، از این دنیای جدید و صنعتی بی‌خبر است. مغزهمان فرمول قدیمی را اجرا می‌کند: «به‌به! چه منبع عالی‌ای! ثبتش کن و دوباره بخواه.» واکنشی  میان نیازهای بقا در گذشته و وفور مصنوعی امروز است. 🔸 بدن ما همواره به دنبال «تعادل» است. وقتی ناگهان با سیلی از شیرینی روبه‌رو می‌شود، برای آنکه از شدت تحریک کم کند، اندکی از حساسیت خود را پایین می‌آورد. نتیجه: دفعهٔ بعد، برای رسیدن به همان حس خوب قبلی، به شیرینی بیشتری نیاز داریم. چرخهٔ طبیعیِ عادت، شبیه کسی که در خیابانی شلوغ زندگی می‌کند و پس از مدتی دیگر صدای بوق ماشین‌ها را نمی‌شنود. هیچکس در این میان «مقصر» نیست. نکتهٔ دلگرم‌کننده این است که مغز ما به طرز شگفت‌انگیزی انعطاف‌پذیر است. همان‌طور که با تکرار یک رفتار به آن عادت می‌کند، با کمی صبر، تمرین و جایگزینی‌های آگاهانه می‌تواند دوباره حساسیت طبیعی‌اش را بازیابد. هدف، جنگیدن با خودمان نیست؛ هدف، شناختن این چرخه و یافتن روزنه‌هایی برای تغییرات کوچک و ممکن است. 🔸 شیرینی، نوشابه یا نوشیدنی شیرین می‌خورید. ابتدا انرژی خوبی دارید، اما یکی دو ساعت بعد، احساس خستگی، بی‌حوصلگی یا کلافگی می‌کنید. این حالت را «افت انرژی پس از اوج» می‌نامیم. داستان از این قرار است: قند وارد خون می‌شود. بدن، دقیق و هوشمندانه، هورمون انسولین ترشح می‌کند تا این قند را به سلول‌ها برساند. گاهی این فرآیند با کمی اشتیاق زیاد 🤭انجام می‌شودو قند خون اندکی پایین‌تر از حد معمول می‌آید. مغز که بزرگ‌ترین مصرف‌کنندهٔ قند بدن است، در این لحظات با یک کمبود موقت انرژی روبه‌رو می‌شود. یک واکنش گذرای طبیعی است.  وقتی بدانیم این فراز و نشیب‌ها چطور رخ می‌دهند، می‌توانیم انتخاب‌های مهربانانه‌تری برای خودمان داشته باشیم؛ انتخاب‌هایی که قند را آهسته‌تر وارد خون می‌کنند، مثل میوهٔ کامل با پوست، تکه نان سبوس‌دار با کمی مربای خانگی. 🔸 یکی از شگفت‌انگیزترین کشف‌های علم تغذیه و روان، «محور روده-مغز» است. در رودهٔ ما میلیاردها میکروب مفید زندگی می‌کنند. بخش بزرگی از سروتونین – همان ماده‌ای که به ما حس آرامش، ثبات خلقی و تاب‌آوری می‌دهد – در روده ساخته می‌شود. میکروب‌های دوست‌داشتنی، عاشق فیبر هستند. وقتی به‌جای میوه و غلات کامل، مدام قند و خوراکی‌های بدون فیبر دریافت کنند، حالشان خوب نمی‌شود و تعادلشان به هم می‌خورد. در نتیجه، پیام‌رسان‌های آرامش‌بخش کمتری به مغز مخابره می‌شود. 👈 مغز ما برای تمرکز، حافظه، یادگیری و آرامش، به پروتئین‌های ترمیم‌کننده و ضدالتهاب‌های طبیعی نیاز دارد. تحقیقات نشان می‌دهد رژیم‌های سرشار از قند ساده و فقیر از مواد مغذی، می‌توانند به‌مرور زمان، التهاب خفیفی در بدن و مغز ایجاد کنند؛ التهابی که انرژی مغز را برای کارهای مهمی مثل یادگیری، تصمیم‌گیری و مدیریت هیجانات کاهش می‌دهد. 🔴 کلام آخر: انتخاب‌های آگاهانه، یاری‌گر ما هستند. هیچکس از ما نمی‌خواهد کامل باشیم یا شیرینی را برای همیشه کنار بگذاریم. دعوت اصلی، توجه به «روند کلی زندگی» و «سفرهٔ روزانه» است. غذای خوب، غذای گران یا دست‌نیافتنی نیست. غذای خوب، غذایی است که علاوه بر سیر کردن شکم، مواد اولیهٔ حیات، یادگیری و آرامش را هم به بدن و مغزمان برساند. بیاییم با انتخاب‌های کوچک، آگاهانه و بدون خشونت با خود، یاور این سیستم هوشمند و مهربان باشیم. #تغذیه_متعادل #فرزند_پروری #تغذیه_هوشمند #مدیریت_غذا @taghziyehmoteadel

  • без подписи

  • ✅موسیقی غذاست قطعه: شن های ساحلی هنرمند: فریبرز لاچینی #تغذیه_متعادل #بهداشت_روان #غذای_ذهن #غذای_پندار #غذای_شنیداری @taghziyehmoteadel

  • ✅شکاف‌هایی که تاریخ به ارث گذاشت. 🔸فضای مجازی نمک بر زخم می‌پاشد قسمت پیش گفتیم که تجربه‌های بزرگ تاریخی مثل جنگ یا بحران، در قالب حافظهٔ جمعی و زخم‌های بین‌نسلی به زندگی خانوادگی راه پیدا می‌کنند و میان نسل‌ها فاصله می‌اندازند. حالا ببینیم فضای مجازی و رسانه‌های جدید چه نقشی بازی می‌کنند. 👈 آنها نه تنها این شکاف‌ها را بی‌صدا  نمی‌گذارند و یا کمک به ترمیم نمیکنند بلکه مدام رویشان دست می‌گذارند و آنها را تازه و شعله‌ور نگه می‌دارند. 🔸 چرا یک توییت یا پست اینستاگرامی می‌تواند مثل کبریت روی انبار باروت عمل کند⬅️ برای فهمش باید با دو ویژگی مهم ذهن و رسانه آشنا شویم. 👈نخست، "سوگیری تأیید" است: مغز ما به‌طور طبیعی دنبال اطلاعاتی می‌گردد که باورهای قبلی‌مان را تأیید کند. دوم👈"حباب فیلتر" الگوریتم‌هاست. شبکه‌های اجتماعی با رصد رفتار ما، محتواهایی را نشان‌مان می‌دهند که با آن باورها هم‌جهت باشد. نتیجه این می‌شود که پدری که خاطرهٔ ناامنی را در تن خود حمل می‌کند، مدام خبرهایی از تهدید و بی‌ثباتی می‌بیند و فرزندی که دغدغهٔ آزادی‌های فردی دارد، پیوسته روایت‌هایی از اعتراض و سرکوب دریافت می‌کند. هر دو در دنیای موازیِ اطلاعاتی زندگی می‌کنند که شکاف میان "دنیای امنیت-محور" و "دنیای آزادی-محور" را عمیق‌تر می‌کند. 👈ماجرا از تأیید باور فراتر می‌رود؛ فضای مجازی زخم‌های تاریخی را دوباره زنده می‌کند. روان‌شناسان از پدیده‌ای به نام «یادآوری ناگهانی تروما» یا trigger حرف می‌زنند: محرکی که بی‌اختیار احساسات و واکنش‌های بدنی مربوط به یک آسیب قدیمی را فعال می‌کند. برای نسلی که جنگ، کوپن و پناهگاه دیده، دیدن یک تصویر از درگیری‌های خیابانی یا شعارهای تند سیاسی می‌تواند ناخودآگاه همان ترس از فروپاشی و هرج‌ومرج را زنده کند. از آن سو، برای نسل جوان‌تر که در فضای پر از کنشگری دیجیتال تنفس می‌کند، سکوت یا هشدار مدام والدین ممکن است امتداد همان خفقانی به نظر برسد که در پست‌ها و هشتگ‌ها علیه آن می‌خواند. 🔴نکتهٔ دردناک اینجاست: این فضای دوقطبی شده، خانواده را از مخاطب گفت‌وگو به نمایندهٔ دو اردوگاه تبدیل می‌کند. وقتی پشت  بحث ها، سایهٔ کلان‌روایت‌های سیاسی و تاریخی شبکه‌های اجتماعی ایستاده باشد، دیگر پدر، "پدر"نیست؛ به نمادی از "نسل محافظه‌کار ترس‌خورده" بدل می‌شود و فرزند نیز در چشم او به نمادی از "نسل عاصیِ خطرناک". در چنین فضایی، همدلیِ از جنس درک کردن که هفتهٔ پیش از آن گفتیم، تقریباً غیرممکن می‌شود، چون طرفین به جای شنیدن حرف یکدیگر، مشغول دفاع از هویت تاریخی خود در برابر برچسب‌های مجازی‌اند. 👈 این چرخه را  شاید با یک کار می‌توان شکست،"سواد رسانه‌ای عاطفی". یعنی بیاموزیم که پیش از واکنش نشان دادن به یک پیام یا پست، از خود بپرسیم: الگوریتم چه حسی را در من بیدار کرده و چرا طرف مقابلم احتمالاً محتوایی کاملاً متفاوت دیده است؟دفعهٔ بعد که بحثی داغ در خانه با جرقهٔ یک خبر یا ویدئوی شبکه‌های اجتماعی آغاز شد، شاید بهتر باشد لحظه‌ای مکث کنیم و به جای حمله به شخص، بگوییم: به نظر می‌رسد ما دو دنیای اطلاعاتی متفاوت را زندگی می‌کنیم. می‌خواهی بگویم رسانهٔ من چه تصویری به من نشان داده و تو هم بگویی رسانهٔ تو چه تصویری؟ این سؤال، فاصلهٔ میان دو عینک تاریخی را کم نمی‌کند، اما دست‌کم به ما یادآوری می‌کند که طرف مقابلمان "دشمن نیست" او هم در حباب الگوریتمی خودش گیر افتاده است. 🍀هفتهٔ آینده، از زاویه دیگری موضوع را خواهیم دید. #تغذیه_متعادل #فرزند_پروری #غذای_ذهن #غذای_قلب #غذای_پندار @taghziyehmoteadel

  • без подписи

  • ✅کتلت گیاهی لپه غذای  اقتصادی است، از نگاه علم تغذیه یک وعده غذایی هوشمندانه محسوب می‌شود. 🔸لپه منبع غنی از پروتئین گیاهی، فیبر محلول و نشاسته مقاوم است. فیبر آن علاوه بر ایجاد سیری طولانی، به سلامت میکروبیوم روده کمک می‌کند(۲واحد پخته) · سیب‌زمینی نیم پز(۱واحد) · تخم‌مرغ · ادویه‌های گرم: زردچوبه (کورکومین) و فلفل سیاه (پیپرین)که هر دو خاصیت ضدالتهابی دارند. پیاز: رنده شده و آب‌گرفته(۱/۲واحد) آرد نخودچی #تغذیه_متعادل #تغذیه_هوشمند #مدیریت_غذا #خوراک_غنی_شده @taghziyehmoteadel