جامعه باز ➖THE OPEN SOCIETY
Статистикаفلسفه-عرفان-ادبیات-سینما محور اصلی گفتگوها در این کانال می باشد. اعضای این گروه نیز می توانند مطالب خود را با استفاده از این لینک به کانال ارسال نمایند. @TheopensocietyBot
- Последний пост
- 10 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 32
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Искусство (по похожим)
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 178
- 1/48двое суток
- 203
- 1/72трое суток
- 220
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
✨در هوای بوستان جلسه چهلم دکتر سروش دباغ
Live stream finished (2 hours)
Live stream started
https://t.me/theopensociety?livestream=39e0285a19bc617e54 ✨ “در هوای بوستان” جلسه چهلم بازخوانى هرمنوتيكى بوستان سعدى امروز یکشنبه ساعت ۴ عصر بوقت آمریکای شمالی و ۲۳:۳۰ بوقت تهران
Live stream scheduled for Aug 9 at 20:00
Stenarna i själen: Form och materia från antiken till idag — Sven-Eric Liedman Stenarna i själen، به معنای «سنگهای روح»، سومین بخش از پروژه بزرگ تاریخ اندیشه Sven-Eric Liedman است؛ کتابی که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد و در حدود ۶۳۸ صفحه، یکی از بنیادیترین دوگانههای…
Stenarna i själen: Form och materia från antiken till idag — Sven-Eric Liedman Stenarna i själen، به معنای «سنگهای روح»، سومین بخش از پروژه بزرگ تاریخ اندیشه Sven-Eric Liedman است؛ کتابی که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد و در حدود ۶۳۸ صفحه، یکی از بنیادیترین دوگانههای…
Stenarna i själen: Form och materia från antiken till idag — Sven-Eric Liedman Stenarna i själen، به معنای «سنگهای روح»، سومین بخش از پروژه بزرگ تاریخ اندیشه Sven-Eric Liedman است؛ کتابی که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد و در حدود ۶۳۸ صفحه، یکی از بنیادیترین دوگانههای اندیشه غرب، یعنی فرم و ماده، را از جهان باستان تا جهان معاصر دنبال میکند. نقطه عزیمت کتاب پرسشی است که در ظاهر ساده به نظر میرسد: جهان از چه ساخته شده و چه چیزی به آن شکل میدهد؟ اما Liedman نشان میدهد که پاسخ به همین پرسش، بخش بزرگی از تاریخ فلسفه، علم، هنر و حتی تصور ما از انسان را شکل داده است. «ماده» آن چیزی است که از آن ساخته میشویم و «فرم» چیزی است که به آن ساختار و معنا میدهد؛ اما نسبت این دو در طول تاریخ بارها دگرگون شده است. @theopensociety
. زمزمۀ 7. « زندگی یعنی : یک سار پرید/از چه دلتنگ شدی ؟/دلخوشی ها کم نیست : مثلا این خورشید/کودک پس فردا/کفتر آن هفته/یک نفر دیشب مرد/ و هنوز، نان گندم خوب است/و هنوز، آب می ریزد پایین اسب ها می نوشند/قطره ها در جریان/برف بر دوش سکوت.» روزگاری که مشغول درس و مشق فلسفی بودم و رسالۀ دکتری خود درحوزۀ فلسفۀ اخلاق و فلسفۀ زبان را می نوشتم، روی آراء دیوید راس، فیلسوف انگلیسی معاصر و مکتبِ « اخلاق در نظر اولِ» اش و بصیرت هایی که در آن موج می زد،کار می کردم. به روایت او « سپاسگزاری»، یکی از وظایف اخلاقیِ در نظر اولِ( prima facie) من و توست؛ که اگر مانع و رادعی در میان نباشد و با وظیفۀ اخلاقی در نظر اول دیگری تعارض نداشته باشد، بدل به « وظیفۀ واقعی( actual duties) می گردد و قوام بخش داوری و کنش اخلاقیِ موجه. دو دهه گذشت و مجددا با مفهوم سپاسگزاری ( gratitude) مواجه گشتم، اما این بار در حوزۀ روان درمانی و سلامت روان. « سپاسگزاری از خود»، « سپاسگزاری از دیگران» و « سپاسگزاری از هستی»، به رغم همۀ کژیها، کمبودها و کاستی هایی که من و تو در زندگی داریم و به رغم تمام بادهای ناموافق و تلخی که در پیرامون می وزد، بر حجم سلامت روان ما می افزاید. ثبت کردن و نگاشتنِ آنها برای خود، در قالب نامۀ سپاسگزاری (gratitude journal)، چنانکه روان درمانگران توصیه می کنند، در جای خود روحنواز است و بر میزان هیجانات مثبت می افزاید؛ سپاسگزاری های واقع بینانه ای که داشته ها و برخورداریهای خرد و درشت را در خود، دیگران و هستی می بیند، برجسته می کند و فرا یاد می آورد. سهراب، در فقراتی از شعرِ « پاکی خوشۀ زیست» که در پیشانیِ این زمزمه قرار گرفته، با یاد کردن از خورشید، کودک پس فردا، کفتر آن هفته، نان گندمِ خوب، آب نوشیدنِ اسبان، «سپاسگزاری از هستی» را به تصویر کشیده؛ همچنان که در دفترهای «صدای پای آب» و «حجم سبز»، «سپاسگزاری از خود» را با خویش زمزمه کرده و بر صفحۀ کاغذ آورده؛ سپاسگزاری هایی که بر میزان سلامت روان و « آرمیدگی» او البته افزوده: « روزگارم بد نیست/تکه نانی دارم، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی/ مادری دارم، بهتر از برگ درخت» و « من چه سبزم امروز/ و چه اندازه تنم هوشیار است! نکند اندوهی سر رسد از پس کوه...» روزگاری که دلمشغول مفهوم «سپاسگزاری» در حوزۀ اخلاق بودم؛ هیچ تصور نمی کردم که دفتر روزگار ورق آشکاری می خورد و در حوزۀ روان پژوهی و روان درمانی، مجددا با مقولۀ «سپاسگزاری» مواجه می شوم و سر و کار پیدا می کنم. زندگی و تجربۀ زیستۀ آدمیان، بسان طوماری است که رفته رفته باز میشود و متضمنِ نادیده ها، ناشنیده ها، ناخوانده ها، ناگفته ها و شگفتی های فراوانی است؛ ناشنیده ها و ناخوانده هایی که گاه من و تو را غافلگیر میکند، در کام میکشد و لبخندی بر لبانمان می نشاند.» نقل از : کتاب « زمزمه های مخملین»، جلد دوم نویسنده: سروش دباغ https://www.instagram.com/reel/Dbtac_aK_sa/?igsh=MWFwdGMxZmIxdWRkNQ==
همچنین بخاطر می آورم سخن داریوش شایگان فقید را، در یکی از دیدارهایی که به اتفاق دوست نازنینم محمد منصور هاشمی با او داشتیم و مهمانش بودیم. وقتی صحبتمان گل انداخته بود، دکتر شایگان که از انس عمیق من با زیست-جهان سپهری با خبر بود، ما را به یکی ازاتاقهای منزلش برد و تابلوی نقاشی ای را که سهراب کشیده و به او یادگاری داده بود، به من و منصور نشان داد. خوب خاطرم هست برای لحظاتی سکوتی عمیق در اتاق برقرار شد. پس از آن شایگان نگاهی به ما کرد و گفت: به قول هندوها، این دنیا از جنس عالم « مایا» است؛ بسان خواب خیال انگیز بلندی که داریم می بینیم و وقتی روی در نقاب خاک می کشیم، از این خواب بلند بیدار می شویم. سپهری در دفتر « شرق اندوه» با خود زمزمه می کرد: « و شکستم آویز فریب/ و دویدم تا هیچ/ و دویدم تا چهرۀ مرگ/ تا هستۀ هوش». شعر سهراب برایم تداعی کنندۀ رباعی خیام و خاطرۀ منزل شایگان است و سخت بر دلم می نشیند. این روزها، مشغول بسامان کردنِ فرزند معنوی جدیدم «روایت های رنج و جنگ» به اتفاق ویراستار محترم هستیم. کتاب متضمنِ جستارها و نوشتارهایی است که طی سیزده ماه گذشته طی دورانِ جنگ دوازده روزه، کشتار دیماه، جنگ چهل روزه و پس از آن، بر قلم ام جاری گشته است. وقتی به سالیان سپری شده نظر می کنم؛ از منظری جزئیاتِ تتبعات و تاملات و جدّ و جهد و اوقاتی که صرف نوشتن، ویرایش و نهایی شدن کتابهای سی و سه گانه ام طی بیست و دو سال گذشته شده را بخاطر می آورم. در عین حال، از منظری دیگر، تو گویی این سالیان بسرعت باران بهاری رعد آسایی که می بارد و زود بند می آید، سپری گشته و بخشی از یک خواب خیال انگیز بوده است. احوال غریبی است و طرفه موجودی ست آدمیزاد!...
. یادش بخیر! همین روزها بود، در یکی از روزهای گرم مردادماه سال 1381 خورشیدی. گیوه ها را برکشیدم، رخت سفر به تن کردم و برای ادامۀ تحصیل در رشتۀ فلسفه عازم انگلستان شدم. « این قافله عمر عجب می گذرد!». طی قریب به ربع قرن گذشته، چه زیر و زبرها و بالا و پایین هایی که در زندگی ام رخ نداده؛ افزون بر تحولات و تلاطم های بسیاری که فضای اجتماع و سیاست کشورمان طی این سالیان را تحت تاثیر خود قرار داد. پس از اتمام تحصیل در دانشگاه واریک به ایران برگشتم و پنج سالی عضو هیئت علمی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران بودم. در ادامه، پس از طوفان سیاسی ای که در آسمان خانوادۀ ما وزید و از قضای روزگار ساکن امریکای شمالی گشتم، پنج سالی در دپارتمان «مطالعات تاریخیِ» دانشگاه تورنتو، دورۀ پسا- دکترا را سپری کردم. پس از آن، همزمان با تدریس در «بنیاد سهروردیِ» تورنتو، دوباره لباس دانشجویی به تن کردم و سه سال در دانشگاه یورک ویل مشغول درس و مشق شدم و فوق لیسانسِ « روانشناسی مشاوره ای» را دریافت کردم. در حال حاضر، بیش از پنج سال است که در کسوتِ روان درمانگر ثبت شده ( Registered Psyhotherapist)، مشغول به کار و بار تراپی و روان درمانی در کانادا هستم. اکنون که در 52 سالگی این سطور را می نویسم و به نظارۀ سالهای سپری شده نشسته ام، تو گویی در حال دیدنِ خواب خیال انگیزِ بلندی هستم که به سرعت باد گذشته و تنها خاکستری از خود بر جای نهاده است. این روزها این رباعیِ پر مغز خیام را با خود زمزمه می کنم: « شادی بطلب که حاصل عمر دمی است هر ذره ز خاک کیقبادی و جمی است احوال جهان و اصلِ این عمر که هست خوابی و خیالی و فریبی و دمی است». 👇👇👇 https://www.instagram.com/p/DboZl96qgqp/?igsh=MW52ZG9vaWF2bDA5Mg==
Specters of Marx: The State of the Debt, the Work of Mourning and the New International — Jacques Derrida Specters of Marx یکی از مهمترین آثار متأخر ژاک دریدا و یکی از تأثیرگذارترین کتابهای فلسفه سیاسی پس از پایان جنگ سرد است. این کتاب در سال ۱۹۹۳ و در…
Specters of Marx: The State of the Debt, the Work of Mourning and the New International — Jacques Derrida Specters of Marx یکی از مهمترین آثار متأخر ژاک دریدا و یکی از تأثیرگذارترین کتابهای فلسفه سیاسی پس از پایان جنگ سرد است. این کتاب در سال ۱۹۹۳ و در…
Specters of Marx: The State of the Debt, the Work of Mourning and the New International — Jacques Derrida Specters of Marx یکی از مهمترین آثار متأخر ژاک دریدا و یکی از تأثیرگذارترین کتابهای فلسفه سیاسی پس از پایان جنگ سرد است. این کتاب در سال ۱۹۹۳ و در واکنش به فضای فکری پس از فروپاشی اتحاد شوروی و اعلام «پایان تاریخ» توسط فرانسیس فوکویاما نوشته شد. در زمانی که بسیاری مارکسیسم را پایانیافته میدانستند، دریدا استدلال کرد که اندیشه مارکس نهتنها نمرده، بلکه همچون «شبح» همچنان در جهان مدرن حضور دارد @theopensociety
✨ "در هوای بوستان" جلسه سی و نهم دکتر سروش دباغ @theopensociety
Live stream finished (2 hours)
Live stream started
https://youtu.be/wVgLxHek8NM مارک ریونهیل این نمایشنامه را در دورهای نوشت که آثارش بیش از پیش به پرسشهای وجودی و فلسفی گرایش پیدا کرده بود. او بهجای آنکه از «شبح» بهعنوان عنصری ترسناک استفاده کند، آن را استعارهای برای گذشتهای میداند که همچنان در زندگی انسان حضور دارد. Ghost Story تلاشی است برای فهم این حقیقت که حافظه، فقدان و سوگواری، صرفاً تجربههایی شخصی نیستند؛ بلکه بخشی از هویت فردی و حتی هویت جمعی را شکل میدهند. نمایش از مخاطب میخواهد بپرسد آیا میتوان بدون رویارویی با گذشته، واقعاً آزاد شد؟ و آیا فراموشی، درمان است یا صرفاً تعویق حقیقت؟ @theopensociety
https://t.me/theopensociety?livestream=0862fcda232cba9561 ✨ “در هوای بوستان” جلسه سی نهم
Live stream scheduled for Aug 3 at 20:00