tgindex
من؟ یک‌‌انسان.

من؟ یک‌‌انسان.

Статистика
@thesoulendперсидский

می‌آرمم؛ دفن‌شده در بالهایم.." . @Overthemistbot

Последний пост
15 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
82
Всего постов
85
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
160
+2 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
24
40 постов
Вовлечённость
15,0%
к подписчикам
Постов в день
11,7
всего 85
Упоминаний
7
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
26
1/48двое суток
29
1/72трое суток
32

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • رنج هماره کاشفِ گنجینه‌ای پنهان بوده...

  • 15 авг.14из Zethology

    یادم می‌آید شبی دیگر نتوانستم تحمل کنم ... فکر‌نمی‌کنم هیچوقت در زندگی‌ام این قدر سختی کشیده باشم. هم به حیث روحی، هم از لحاظ جسمی. بماند اینکه واژهٔ «سختی» به اندازهٔ کافی گویا نیست. ... یک ساعت بعد، تمام مشکلات ناگهان حل شد و همه‌چیز به حالت عادی بازگشت. متوجه شدم گریه کرده‌ام. آن هم چه گریه‌ای، گریهٔ شادی. درست است گفتم تا آن شب هیچوقت تا این اندازه احساس خستگی نکرده بودم، ولی هم‌هنگام هیچوقت تا این اندازه نیز خود را خوشبخت و آرام نیافته بودم. [ ابلیس‌درون - امانوئل‌کارر ]

  • صبوریِ بسیار... تأمل، و به آغوش ‌کشیدنِ زمان.

  • 14 авг.22из L_ThankYoufortheMusic

    وقتی تو همچین حالتی گیر میکنی چیکار میکنی که به حالت سابق برگردی؟ https://t.me/thesoulend/3744

  • 〔 The Terror, 2018 〕

  • без подписи

  • — آنان از سرنوشتِ خویش مطلع نیستند، حتی بر کشتیِ خود تسلطی ندارند. اما نوعی میل، ارادهٔ آنها را وا‌می‌دارد تا راهی را که کشتیِ مخاطره‌انگیزشان در پیش می‌گیرد تعقیب کنند. آنان نه برای پاداشِ آتی که ارضاشان نخواهد کرد، بل به سبب دست‌زدن به عملی افتخارانگیز از هرگونه هوس و شهوتی دست می‌شویند. بسا که آن‌ها دیوانه باشند، به همین جهت هرگز آن‌ها را عاقل معرفی نمی‌کنم، با این‌حال کوششِ لجوجانهٔ خود را در راهی که پیش گرفته‌اند بیهوده نمی‌دانند زیرا در پیِ نوعی پیروزی‌اند که مافوقِ قوای انسان است... .

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • این بدین معناست که مرگش ناممکن است و وجودش مداوم. در همه‌جا با آن برخورد می‌کنیم و در هر موجودی تظاهری تازه دارد.

  • اما مگر اندیشه و انفعال را ما به وجود می‌آوریم؟ خیر، وجود دارد و وجودش بر هر آن‌چه آن را می‌نماید مقدم است. در حقیقت هر انفعالی تا به ما برسد جهان‌هایی را پشت‌سر گذاشته است، چنان‌که وجودش به وجود ما نیز ختم نمی‌شود.

  • همه‌چیز از پیش گفته شده است؛ اما چون کسی گوش نمی‌دهد، همیشه باید از نو شروع کرد. — آندره ژید

  • без подписи

  • без подписи

  • فلسفهٔ حیات: بشر از دیرباز همواره به این اندیشیده است که زندگانی چیست، چرا به دنیا آمده‌ایم، تا کی در این جهان خواهیم بود، به کجا خواهیم رفت و مرگ چیست؟ تا زمانی‌که برای این پرسش‌ها پاسخی مناسب یافت نشود، هرگز نمی‌توان چنان زیست که شایستهٔ بشر باشد و توشه‌ای به همراه برد که می‌بایست برده شود. ره گم‌کردگانی که در وادیِ حیرت سرگردانند و جز ستم روا داشتن به دیگران، تجاوز به حریم مردمان، به تاراج بردن دار و ندار کسان، ریختن خون بی‌گناهان و به زبان ساده لکه‌دار کردن نامِ انسان نمی‌شناسند، هرگز با فلسفهٔ حیات آشنا نشده‌اند و هیچ‌گاه به رمز و راز هستی پی نبرده‌اند. در چنگالِ امیال و خواسته‌های حیوانی اسیر ماندند، با تندباد شهواتِ نفسانی به هر سوی خم شدند، پند و اندرز ناصحان مشفق نشنیدند، از خصلت‌های والایِ بشری به دور افتادند، و "آسایش خویش را به بهای فرسایشِ دیگران به‌دست آوردند!" از این روست که اندیشه‌مندان از دیرینه سال‌ها کوشیده‌اند تا با ایما و اشاره، یا روشن و بی‌پرده، به صورت نظم یا در غالب نثر، به زبانِ داستان یا مستدل و منطقی، بشر را با دانسته‌ها و برداشتهای خود و دیگران از فلسفهٔ حیات آشنا سازند و همچون چراغی فرارویشان قرار گیرند تا راه را از چاه بازشناسند. به نوشتهٔ آنان باید با چشم جان نگریست و در پسِ واژه‌ها و جمله‌های ظاهری به جست‌وجوی معانی و مفاهیم عمیقی پرداخت که باید در رها شدن از دام‌های معنوی از آنان مدد جست. "چشمِ دل باز کن که جان بینی آن‌چه نادیدنی‌ست آن بینی!"

  • без подписи

  • ای کاش "اهمیت" در نگاهِ تو باشد، و نه در آن چیزی که بدان نگاه می‌کنی. — مائده‌های زمینی، آندره ژید

  • без подписи