هذیـــــــــــــون
Статистика«هذیان» ۱. (مص ل .) پریشانگویی ۲. بیهودهگویی در هنگام بیماری
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 56
- 1/48двое суток
- 64
- 1/72трое суток
- 69
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
آلبوم درست کردن برای این پرونده خیلی چیز جالبی بود. چندین و چند بار این چهارسال رو مرور کردم. 🥹
بعد نگاه کن که به چه صورت بندهی وسترن مدیسن هستیم. اصلا قبلا چجوری ممکن بوده بدون قرص و دارو؟ آمار قتل آنی چقدر بالا بوده؟
کاش آدمیزاد تابلوی اعلانات داشت. الان من نیاز دارم رو تابلوم بنویسم پزشک محترمم دوز داروم رو نصف کرده پس لطفا به سراغ من اگر میآیید نرم و آهسته بیایید مبادا که بزنم از نقطهی ثقل به چهار قسمت نامساوی تقسیمتون کنم!
امروز یاد اون روزایی افتادم که یه جوجه کالجی بودم بین کلاسا مینشستم توی سالن و اینجا برای شما سخنوری میکردم چون ماشین نداشتم جایی برم دوستی هم نداشتم چندان که باهاش وقت بگذرونم. بعد فکر میکردم چقدر غمگینم :)))
ز گهواره تا گور… داره سی سالهم میشه ولی هنوز کلاس دارم و درس!
گفته بودی پس این شام دژم عیدی هست پشت این ابر بههمدوخته، خورشیدی هست گفته بودی که خدا یار جوانمردان است به خدایی که عقیم است چه امیدی هست؟ #علی_اکبر_یاغی_تبار @Away_Dandelion
#جزء_از_کل
حتی مسی هم قرار نیست تو جام بعدی باشه ولی خانوم شکیرا تا جامی هست و جهانی قراره جوانتر و زیباتر وسط زمین باشه!
جام مال توعه بانو.
لطفاً پستهای زیر رو برای اهدای خون چک کنید و اطلاع رسانی کنید. مراکز اهدای خون تهران / شرایط اهدای خون / مراکز اهدای خون جنوب / از شهرهای دیگه هم خون بدیم به جنوب میرسه؟
خوب که مردم رو قضاوت کردم قرار شد فردا ما هم بریم فوتبال ببینیم. البته ترکیدن لولهی آب محل کار هم دستی در کار داشت.
میای خونه اینستا رو باز میکنی میبینی چه جالب همه ساعت دوی بعدازظهر در بارهای اقصی نقاط کشور درحال تماشای فوتبالن! شغل براشون شوخیه! من از این شغلا میخوام!
شیش ماه چیه؟ شیش قرن هم بگذره اون دو شب از حافظه ی ایرانی پاک نمیشه.
کاش همهی تابستون فنا با خورشید جمع میشدن یه طرف کره زمین. ما هم میرفتیم طرف مقابل نفس میکشیدیم.
دلم خنک شد. کاش آخوند هم همین طوری برد از توی مشتش سر بخوره. همون وقتی که عینک زده و داره با نیش باز عکس پیروزی میگیره! به این شکل!
البته که تیم آخوند کم از وحشیگری نداره.
فقط تو بازی مسلموناست که هر پنج ثانیه یک بار یکی پخش زمین میشه و لنگ در هوا منتظر میشه که داور خطا بگیره!
من شبیه کسی شدم که اینقدر دست و پا زده برای غرق نشدن که همین که روی آب معلق باشه و زنده بمونه براش کافیه.
همه چیز آرومه ولی نم گرفته و خاکستری و بیروح.
زندگی انگار داره توی مه میگذره.