tgindex
وطن‌یولی 🇮🇷 راه وطن

وطن‌یولی 🇮🇷 راه وطن

Статистика

نشریۀ وطن‌یولی (راه وطن) تلاش دارد در جهت معرفی فرهنگ و تاریخِ ایران‌زمین و تقویت همبستگی ملی حرکت کند. وطن‌یولی به هیچ فرد و گروهی وابسته نیست و مواضع و نگاه مستقل خود را در موضوعات ملی و قومی دارد. صاحب امتیاز و مدیرمسئول: داود دشتبانی @dashtbanii

Последний пост
15 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
5
Всего постов
37
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Новости и СМИ (по похожим)
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
1 383
+7 за 5 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
708
37 постов
Вовлечённость
51,2%
к подписчикам
Постов в день
0,7
всего 37
Упоминаний
5
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
29
1/48двое суток
33
1/72трое суток
35

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 📌نفوذ شدید قوم‌گرایی در دستگاه‌های اداری و فرهنگی تبریز وقتی صدای امام جمعه هم درآمد یاوه‌گویی‌های یک کارگردان‌نمایِ تبریزی در باب مقایسهٔ هشتمین امام شیعیان «حضرت رضا(ع)» و قهرمان ملّی ایران‌زمین یعنی «بابک خرّمدین»، واکنش‌های گوناگونی را برانگیخت. ازجمله…

  • 📌نفوذ شدید قوم‌گرایی در دستگاه‌های اداری و فرهنگی تبریز وقتی صدای امام جمعه هم درآمد یاوه‌گویی‌های یک کارگردان‌نمایِ تبریزی در باب مقایسهٔ هشتمین امام شیعیان «حضرت رضا(ع)» و قهرمان ملّی ایران‌زمین یعنی «بابک خرّمدین»، واکنش‌های گوناگونی را برانگیخت. ازجمله واکنشی از سوی امام جمعهٔ تبریز که در بخشی از سخنانش نسبت به آن مقایسهٔ سبک‌سرانه، با صراحتِ تمام گفت: «بنشینید سرجای‌تان! شماها نه سواد دارید نه دیدگاه! تو اصلا می‌فهمی؟! بعضی‌ها فکر می‌کنند چون به پزشکیان رای داده‌اند دست‌شان باز است و می‌توانند هر کاری بکنند؛ خیر! این‌گونه نیست! به اسم هنر، حرفای بی‌خود نزنید. من آخرین اخطارم را دادم. آخرین اخطارم را به مسئولین و ارگان‌های مختلف می‌دهم که یک عدّه‌ای به اعتبار مسعود پزشکیان هرکاری را نکنند و هرچیزی را ننویسند»! @vatanyolii

  • 📌«استعمار ستیزی» و مسأله کنوانسیون کاسپین(و ابطال معاهده ضد استعماری مودّت) ✍️سالار سیف توضیح: این جستار در مورد رویکردی است که علاقه‌دارد همه تحولات جهان را در قالب مناسبات استعماری توضیح دهد! عیار حرکت «استعمارستیزی» مبتنی بر شریعتی، ادوارد سعید و ایدیولوژی شرق‌شناسی جایی روشن می‌شود که در برابر معاهدات استعماری مثل ترکمانچای-که خود بلشویک‌ها در مودت ۱۹۲٠ پذیرفتند استعماری بود-دم بر نمی‌آورد اما در مورد سهم ایران در دریای #کاسپین ساکت است و ابطال معاهده ضداستعماری مودّت در کنوانسیون اکتائو را نادیده می‌گیرد. اگر استعمارستیزی نام دیگر بیگانه‌پرستی (منهای غرب) و حراست از منافع کشورهای جداشده از شوروی است، لطفا بگویید. اگر قرار است، به نام ایدئولوژی استعمارستیزی فقط نژاد ایرانی، حاکمیت ملّی و مناسبات ایران با جهان هدف حمله باشد، این حرکت نه ضدیت با استعمار به نفع ملّت ایران بلکه نوعی دیگر از بیگانه‌پرستیِ استتار کرده در کسوت استعمارستیزی است. در این دو هفته حتی یک نفر از بلاگرها، نویسندگان و کنشگرانی که تلویحاً یا مشخصاً خود را آنتی‌امپریالیست می‌نامند، متوجه نشدند که یک معاهده قدیمی ضداستعماری (موّدت) مربوط به مصالح ایران که متعلق به دوران ماه‌عسل لنین با همسایگان بود به پایان عمر خود نزدیک می‌شود! مگر می‌شود کسی خود را ضداستعمار بداند اما قراردادهای ضداستعماری ایران را نشناسند و نگران حیات و بقای آنها نباشد؟ یا یکبار از ترکمانچای حرف نزند یا منافع ایران را در همه حال نادیده بگیرد؟ @vatanyolii

  • 12 авг.8974228

    📌بُرشی از گفت‌وگوی«نیما عظیمی» سردبیر ماهنامهٔ وطن‌یولی، با مهندس«حبیب یکتا» 📎«حبیب یکتا» متولد۱۳۱۶ و از چهره‌های فعالِ سیاسی-اجتماعیِ تبریز است؛ که خاطرات و نکاتی از دوران فرقهٔ دموکرات آذربایجان_به سرکردگی پیشه‌وری_ در تبریز را بازگو می‌کند: 💢 وقتی پیشه‌وری فرار کرد، مردم از خوشحالیِ زیاد، شیرینی پخش کردند؛ تا جایی که همهٔ شیرینی‌فروشی‌های تبریز، خالی از شیرینی شدند. 💢 این حرف‌ها که پیشه‌وری خیابان‌ها را آسفالت کرد و خدمت کرد و...، از روی ناآگاهی است. یکی دو تا خیابان را ناقص و محدود کار کردند که بودجه و زیرساخت همان‌ نیز، متعلق به حکومت پهلوی بود. در ضمن، حکومتِ پهلوی خودش بلد بود خیلی بهترش را بسازد. 💢 آدم‌های پیشه‌وری، مادرِ همبازی دوران کودکی‌ام را جلوی چشمانم با گلوله کُشتند! 💢 طبق اسناد محکم، حرکتِ پیشه‌وری، تجزیه‌طلبانه بود. آن‌هایی که امروز سنگ پیشه‌وری را به سینه می‌زنند، پاسخ دهند که چرا پیشه‌وری فرار کرد؟! ❇️ تاریخ ضبط این گفت‌وگو: ۱۴٠۵/٠۵/۱۹ @vatanyolii

  • 📌ضرورت بررسی کارشناسی لایحه کاسپین ✍️احسان هوشمند/ گروه رسانه‌ای شرق 🔹هشت سال پس از تصویب کنوانسیون حقوقی دریای مازندران در مردادماه ۱۳۹۷ که به امضای سران کشورهای ساحلی دریای کاسپین رسید، دولت در هفته‌های گذشته و درحالی‌که کشور با تنش‌ها و احتمال آغاز دوباره جنگ روبه‌روست، یعنی کشور در شرایط جنگی است، اقدام به ارسال یک‌فوریتی این لایحه به مجلس کرد تا در مجلس به تصویب رسد. این در حالی است که در هشت سال گذشته دولت به صورت شفاف و روشن درباره این کنوانسیون و ویژگی‌های آن اطلاع‌رسانی نکرده است. حتی در ماه‌های ابتدایی تصویب این کنوانسیون در دولت دوم آقای روحانی، وزارت امور خارجه درباره این کنوانسیون حاضر به تشریح عملکرد خود و چرایی امضای کنوانسیون نشد و حتی حاضر نشد در محافل عمومی با برگزاری نشست‌های رسانه‌ای به تشریح عملکرد خود دراین‌باره و چرایی امضای این کنوانسیون بپردازد. 🔹این نکته هم دارای اهمیت است که در دفاع از امضای این کنوانسیون حقوقی وزیر وقت امور خارجه ایران از استدلال‌هایی برای توجیه امضای این کنوانسیون استفاده می‌کرد که باید از سوی وزرای خارجه کشورهای دیگر شنیده می‌شد نه از سوی وزیر خارجه ایران. اینکه دولت شوروی اجازه می‌داد یا نمی‌داد که ایران از سهم مشاع خود استفاده کند، توجیهی حقوقی نیست بلکه یادآوری یک رویه ظالمانه و نادرست شوروی سابق است. از این رویه نادرست نباید اصل حقوقی علیه منافع ملی ایرانیان استخراج شود. 🔹با فروپاشی کشور اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سابق در سال ۱۹۹۱ تعداد کشورهای ساحلی دریای مازندران از دو کشور ایران و شوروی سابق به پنج کشور ایران، روسیه، قزاقستان، جمهوری آذربایجان و ترکمنستان رسید. گروهی از تحلیلگران و حقوق‌دانان معتقدند که بر اساس معاهدات ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ میان ایران و روسیه، باید تکلیف دریای کاسپین مشخص می‌شد و پذیرش رویه جدید حقوقی منجر به ازدست‌رفتن حقوق قانونی ایران و تحدید مرزهای سرزمینی ایران می‌شود. بر مبنای این استدلال اگر کشور روسیه در حقوق بین‌الملل دولت تداوم‌دهنده شوروی سابق قلمداد می‌شود -هم کرسی شورای امنیت را حفظ کرده و هم تعهدات بین‌المللی شوروی را پذیرفته- چرا در موضوع دریای کاسپین تعهدات شوروی سابق به روسیه منتقل نشده است؟ 💢ادامهٔ یادداشت را در این‌جا بخوانید: https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-1120353 @vatanyolii

  • 7 авг.1 6594246

    ⁣📌روانشاد استاد جواد طباطبایی: عرب‌ها جایی عنوان کرده‌اند که عرب، نمی‌تواند شاهنامه داشته باشد. می‌بایست بیان کرد که، شاهنامه نوشتن مستلزم ملت داشتن است و اگر ملّت به اُمت مبدل شود؛ آن زمان دیگر نمی‌شود؛ شاهنامه داشت. اعراب نه تنها نمی‌توانند شاهنامه داشته باشند، بلکه حافظ و سعدی هم نخواهند داشت. حافظ، بیان اسطوره ملی ما است. ما ملت غیبیم و حافظ لسان الغیب است چون لسان یک ملت است. مفهوم ایرانشهری و اندیشه ایرانشهری، در واقع کوششی است برای توضیح اینکه ملت ایران، ملت متفاوتی است. منطق ما، متفاوت از منطق امت است و ما ملتی هستیم، با تاریخی خاص و تنوع اقوام و گویش‌های متفاوت. ایران همیشه یک کشور بوده است و کشور نیز، یک ملت واحد است.⁣ ⁣ @shahnamehpajohan⁣ @vatanyolii

  • 6 авг.747239

    📌بررسی جایگاه تمامیت ارضی در فرهنگ عامه با تکیه بر جشن تیرگان ✍️سعیده پراش چندی‌ست برخی، ازجمله حامیان نظریه "سیاست هویت" با طرح مباحث غیرعلمی پیرامون قومیت، زبان و نژاد در کنار تضعیف هویت ملی این بحث را هم عنوان کرده‌اند "که مقدمات نظری تشکیل دولت_ملت مدرن در نیمه دوم قرون وسطا و در حوزه فرهنگی مذهبی کاتولیک فراهم آمد و زمینه های عینی آن در دو قرن پایانی قرون وسطا در پرتو استراتژی‌های متضاد بازیگران سیاسی شکل گرفت و نخستین جلوهٔ آن در قالب دولت‌های مطلقه از قرن ۱۶ به تدریج نمایان شد و از قرن۱۹ به بعد در همهٔ نقاط جهان جای اشکال دیگر نظام سیاسی را گرفت."(دلیرپور: ۱۳۸۹، ۵) و با همین استناد ادعا می‌کنند در ایران نیز مفاهیمی مانند کشور، مرز و...، نو بوده و پس‌از تشکیل دولت‌ملت مدرن در ایران، نخست شناخته شده و... این نوشتار قصد دارد این فرضیه را رد کرده و با تحلیل عمیق‌ترین لایه فرهنگ عامه یعنی آیین‌های ایرانی _جشن تیرگان_ به این نتیجه برسد که... 💢ادامهٔ جستار(متن کامل) را در اینجا بخوانید:⬇️ https://t.me/vatanyolii/4343 📎ماهنامهٔ وطن‌یولی(راه وطن)، شمارهٔ ۷۳، تیرماه ۱۴٠۵، ص۶/ ایرانشهر @vatanyolii

  • 5 авг.603223

    📌در صفحهٔ خبرنامهٔ شمارهٔ ۷۳ ماهنامهٔ وطن‌یولی بخوانید: ✳️جایی که پُر نمی‌شود. درگذشت جلال خالقی مطلق 🔹رونمایی از کتابِ «یکی اُرموی مردِ شهنامه‌دان» در ارومیه. جشن‌نامهٔ چهل‌وپنج‌ سالگی «سجاد آیدنلو»، جوان‌ترین شاهنامه‌شناس جهان 🔹انتشار کتابِ «باکودکان شاهنامه بخوانیم». نویسنده: «جواد رنجبر درخشیلر» 🔹کتابِ درآمدی بر فولکولور ایران، نوشتهٔ «محمد جعفری قنواتی» به چاپ هشتم رسید ✳️درگذشت پروفسور«عبدالمجید ارفعی»، مترجم منشور کورش و گِل‌نبشته‌های هخامنشی ✳️درگذشت اصغر دادبه 🔴متنِ این خبرهایِ کوتاه را در صفحهٔ خبرنامهٔ ماهنامهٔ وطن‌یولی بخوانید:⬇️ https://t.me/vatanyolii/4343 @vatanyolii

  • 5 авг.268101

    📌تشدید رقابت ژئوپلیتیکی ترکیه و اسرائیل نشریه آمریکایی اکونومیست در گزارشی نوشت: برخی سیاستمداران اسراییلی اکنون ترکیه را در کنار ایران به عنوان تهدیدی علیه خود مطرح می‌کنند. در ۲۳ ژوئن، یکی از وزیران اسراییل مدعی شد که ترکیه و سوریه یکی از بزرگ‌ترین‌ تهدیدها علیه این کشور است. چند روز بعد نیز اسراییل با به رسمیت شناختن نسل‌کشی ارامنه در سال ۱۹۱۵، سطح تنش با آنکارا را افزایش داد. اکونومیست نوشت در مقابل، «رجب طیب اردوغان» رئیس‌جمهور ترکیه نیز از کشتار اسراییل در غزه انتقاد کرده و گفته است حملات این رژیم به سوریه و لبنان، امنیت ترکیه را تهدید می‌کند. همچنین وزیر کشور ترکیه در اوایل ژوئن گفته بود امیدوار است روزی به عنوان استاندار قدس منصوب شود. این نشریه تأکید کرد بخشی از این مواضع برای مصرف داخلی مطرح می‌شود. به نوشته گزارش، «بنیامین نتانیاهو» که در آستانه انتخابات قرار دارد، تلاش می‌کند تصویر «اسرائیلِ محاصره‌شده» را حفظ کند و اردوغان نیز در شرایط تورم بالا و نرخ‌های بالای بهره، به یک دشمن خارجی برای منحرف کردن افکار عمومی نیاز دارد. با این حال، اکونومیست معتقد است نگرانی‌های دو طرف تنها جنبه تبلیغاتی ندارد. اسراییل از نفوذ گسترده ترکیه در سوریه و شکل‌گیری همکاری‌های نظامی آنکارا با مصر، پاکستان و عربستان سعودی نگران است. در مقابل، ترکیه جنگ‌های اسراییل در غزه، ایران و لبنان و همچنین همکاری این رژیم با گروه‌های مسلح کُرد را تهدیدی علیه منافع خود می‌داند. به نوشته این گزارش، جنگ اسراییل علیه ایران نیز نگرانی‌های ترکیه را افزایش داده است. آنکارا از مدت‌ها پیش با هرگونه بی‌ثباتی در ایران مخالف بوده، زیرا کاهش ثبات در ایران را عامل شکل‌گیری موج جدید پناهجویان، اختلال در تجارت و انرژی و همچنین نفود اسراییل در امور داخلی ایران می‌داند. اکونومیست همچنین نوشت ترکیه از حمایت اسراییل از گروه‌های مسلح کُرد ناراضی است و طرح‌های آمریکا و اسراییل برای استفاده از نیروهای کُرد در جنگ علیه ایران، این نگرانی‌ها را تقویت کرده است. این نشریه، همکاری رو به گسترش اسراییل با یونان و قبرس در شرق مدیترانه را نیز یکی دیگر از عوامل تنش میان دو طرف دانست. بر اساس این گزارش، این همکاری‌ها شامل تبادل اطلاعات، رزمایش‌های دریایی و هوایی و برنامه‌ریزی برای حفاظت از زیرساخت‌های انرژی فراساحلی است. اسراییل همچنین نسبت به نقش ترکیه در سوریه حساسیت ویژه‌ای دارد. این گزارش می‌افزاید با وجود کاهش تنش‌ها از سال ۲۰۲۵، دو طرف همچنان اهداف متفاوتی در سوریه دنبال می‌کنند؛ به گونه‌ای که ترکیه خواهان شکل‌گیری یک دولت قدرتمند در سوریه است، اما اسراییل خواهان تضعیف این کشور است. اکونومیست در پایان نوشت: با وجود افزایش تنش‌ها، دو طرف هنوز روابط خود را به طور کامل قطع نکرده‌اند. سفارتخانه‌های ترکیه و اسراییل همچنان فعال هستند، هرچند سفیران دو دولت در سال ۲۰۲۳ فراخوانده شدند. همچنین با وجود اعلام تحریم تجاری از سوی ترکیه، صادرات کالاهای ترکیه از مسیر کشورهای ثالث یا تشکیلات خودگردان فلسطین همچنان به اسراییل می‌رسد و نفت باکو و شمال عراق نیز همچنان از طریق بندر جیهان ترکیه به اسراییل منتقل می‌شود. این نشریه نتیجه می‌گیرد که اگرچه وقوع درگیری مستقیم میان نزدیک‌ترین متحد آمریکا در منطقه و دومین ارتش بزرگ ناتو همچنان دور از انتظار است، اما تحولات سال‌های اخیر نشان داده است که بسیاری از جنگ‌های غیرقابل تصور، اکنون امکان وقوع یافته‌اند. 📎ماهنامهٔ وطن‌یولی(راه‌وطن)، شمارهٔ ۷۳، تیرماه۱۴٠۵، ص ۴/ سیاست @vatanyolii

  • 5 авг.188191из mfarasatkhah

    ما و مشروطه و قایق نویرات گروه گزارش/ نیما عظیمی: مشروطه، یک چرخش‌گاه بی‌مانند و بزرگ در سپهر سیاسی معاصر ایران است. این سپهرِ سیاسیِ درخشان در تاریخ پر فراز و نشیب ایران، بی‌شک‌ درخشانی خود را وام‌دار ستارگانی‌ست که روزگاری روی خاکِ ایران جان‌سپاری نموده‌اند و دشمنان این سرزمین را به خاک و خون کشیده‌اند. مقدمات جنبش مشروطه در جامعه ایرانی زمانی رخ نمود که ملت ایران نسبت به آشفتگی و سرگشتگی‌های آن دوران ایران، کمابیش به آگاهی رسید. بنابراین از مهم‌ترین کارهایی که در آن دوران انجام پذیرفت، این بود که پاک‌نهادان و دل‌دادگان به ایران‌زمین، با آرمانِ گذار از خودکامگی‌های بی‌مزرِ حاکمان، نخستین گام‌ها را برای پایه‌گذاری «حاکمیت قانون» برداشتند؛ که با کوشش‌ها و جان‌سپاری‌های این دلیران و گُردان جان‌برکف، نهال و نهادی کاشته شد که اکنون به درخت تنومندی تبدیل شده است. با مشروطه، مفاهیم ارزشمندی از جمله قانون اساسی، انتخابات مجلس و تفکیک قوا در ایران پدید آمد. ملت ایران به این آگاهی رسیده بود که باید خودش در سرنوشت سیاسی خود -زیر چتر قانون (حاکمیت قانون) – تأثیر بگذارد. https://telegra.ph/Farasatkhah-08-05

  • 5 авг.7882146

    🎙 سخنرانی جواد طباطبایی، فیلسوفِ سیاسی ایران، دربارهٔ پیدایشِ مفهوم «#مشروطه» در ایران 📎مرکز مطالعاتِ ایرانی ساموئل جردن کالیفرنیا. اردیبهشت ماه ۱۴۰۱ خورشیدی @vatanyolii

  • 3 авг.611308

    📌برای محمد معین فارسی، جانش بود ✍️منیره تقی‌پور دکتر محمد معین حق زیادی به گردن ادبیات فارسی دارد. استاد معین، زادۀ ۹ اردیبهشت ۱۲۹۷ در محلهٔ زرجوب رشت و درگذشتۀ ۱۳ تیرماه ۱۳۵۰ در تهران محققی برجسته و پدیدآورندهٔ یکی از مهم‌ترین لغت‌نامه‌های فارسی یعنی فرهنگ معین است.  پدرش شیخ ابوالقاسم از روحانیان شهر رشت بود. محمد اولین فرزند خانواده بود. او در سن شش‌سالگی مادرش را بر اثر بیماری حصبه از دست داد و پنج روز بعد از فوت مادر، پدرش نیز به سبب همین بیماری درگذشت. جد پدری او شیخ محمدتقی معین‌العلما که در سلک علمای روحانی بود، به تربیت وی همت گذاشت. محمد معین ترقیات علمی و معنوی خود را مدیون او می‌دانست. جد مادری او شیخ محمد سعیر نیز از علما و مدرسان علوم قدیمه بود. معین با نوشتن پایان‌نامه‌ای به زبان فرانسه دربارۀ شاعر فرانسوی «لوکونت دو لیل» در رشتهٔ ادبیات و فلسفه به اخذ مدرک کارشناسی نائل شد. در سال ۱۳۱۸ به تهران منتقل شد. او در روز سه‌شنبه، ۱۷ شهریور سال ۱۳۲۱ ازپایان‌نامهٔ دکترای خود با عنوان «مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات پارسی»دفاع کرد. پایان‌نامهٔ وی با راهنمایی ابراهیم پورداوود با قید «بسیار خوب» پذیرفته شد و محمد معین به‌عنوان نخستین فارغ‌التحصیل دورهٔ دکترای ادبیاتفارسی در ایران شناخته شد. از آن پس به سمت دانشیار سپس به سمت استاد کرسی «تحقیق در متون ادبی» در دانشکده ادبیات برگزیده شد. معین در ۱۳۲۱ ازدواج کرد که نتیجه آن چهار فرزند است. از آغاز سال ۱۳۲۵ شمسی که چاپ لغتنامه دهخدا طبق قانون، در مجلس شورای ملی آغاز شد، معین به همکاری علی‌اکبر دهخدا برگزیده شد. دهخدا در یک فایل صوتی که از وی به‌جا مانده می‌گوید: من محتاج به اشخاصی هستم که فاضل و دانشمند و مطلع باشند، من دو سه نفر پیدا کردم. یکی آقای دکتر معین است. جوانی بسیار حاذق و مطلع است و به من کمک می‌کند... دهخدا در بستر بیماری در وصیتی که‌ بر روی‌ تکه‌ کاغذی‌ کوچک‌ نوشت‌ و اکنون‌ جزو اسناد تاریخی‌ مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ است، تکمیل‌ و چاپ‌ لغتنامه‌ را به‌ محمد معین واگذار کرد که‌ با علاقه‌ و تلاش‌ خود توانسته‌ بود، اعتماد و اطمینان‌ دهخدای‌ سختگیر را به‌ خود جلب‌ کند. دقت علمی و وسواس در تألیف سبب شد، معین نام آوازه شود. همین رعایت امانت که در سرشت او نهادینه شده بود، سبب شد که نیما یوشیج، پدر شعر نوی ایران که چندان هم‌فکری با او نداشت در وصیتش معین را وصی انتشار آثارش معرفی کند. اینکه چرا نیما در میان این همه ادیب، شاعر و طرفدارِ شعر نو، به سراغ معین می رود، از آن رو اهمیت دارد که بدانیم خود نیما هم می‌دانست که معین میانه چندانی با شعر و به خصوص شعر نو ندارد و حتی ممکن است، مخالف ذوق او باشد، اما آنچه باعث شد تا نیما به معین روی آورد، امانت‌داریوی بود. به نظر جلال آل‌احمد، «نیما در امانت دکتر معین پناهگاهیمی‌جست». این بُعد اخلاقی در وصیت‌نامه دهخدا نیز به‌نوعی دیگر مورد اشاره قرار گرفته و از آن، به «دیانت ادبی که در نوع خود بی‌بدیل است» تعبیر شده بود؛ بنابراین کمتر اهل ادب و فضلی است که استاد معین را نشناسد و دانش وی را تحسین نکند. دانش یگانه ویژگی او نبود. او مردیاخلاق‌مدار، دقیق و پاک بود. هیچ مسئولیت دولتی و اداری را قبول نکرد و خود را تنها وقف گسترش دانش کرد. گرچه استاد دچار سکته شد و ۵۳ سال بیشتر عمر نکرد که از این مدت کوتاه عمر، چهار سال و هفت ماهش را هم در کما بود، اما در همین زندگی کوتاه آن قدر مؤثر عمل کرد که امروز تصور ادبیات فارسی بدون او ممکن نیست. 📎ماهنامهٔ وطن‌یولی(راه وطن)، شمارهٔ ۷۳، تیرماه ۱۴٠۵، ص۳/ زبان و ادبیات فارسی @vatanyolii

  • 3 авг.6442515

    📌اتنیک یا پولیس؟ نزاع بر سر معنای سیاست است! ✍️سالار سیف چندی پیش کسی در بی‌بی‌سی گفت که از واژه «اتنیک» به‌جای «اقوام» به دلیل احترام به آن‌ها استفاده می‌کند. اما واژه اتنیک ذاتاً مودبانه نیست. «اتنیک» از واژه یونانی (ethnos) آمده است که در یونانی باستان برای اشاره به «دیگری» به کار می‌رفت، نه برای خودِ یونانیان. یونانی‌ها خود را با واژه‌هایی مانند demos (یا پولیس) تعریف می‌کردند، اما ethnos اغلب برای اقوام بیرون از پولیس (شهر) و عمدتاً برای «قبایل و عشایر غیرمتمدن و وحشی» استفاده می‌شد. در قرون وسطی همین واژه به معنای کافر به کار می‌رفت. در ترجمه یونانی کتاب مقدس هم، ethnos به معنای «اقوام غیر یهود» به کار رفت یعنی بار معنایی «غیریّت» و «بیگانه» در آن مستتر شد. در لاتین نیز به معنای «کافران» یا «غیریهودی/غیرمسیحی‌ها» استفاده می‌شد. در آمریکای شمالی به آسیایی‌ها و آفریقایی‌های مهاجری که به‌صورت «کلونی منزوی» زندگی می‌کردند و بخشی از هسته‌ملّی کشور نبودند، اتنیک گفته شد. در ادبیات علوم اجتماعی پس از دهه هفتاد میلادی، اتنیک با منازعه خشونت‌آمیز ملازمه دارد، در واقع مفهوم اتنیک و کشمکش لازم و ملزوم یکدیگر دانسته شده‌اند و ده‌ها کتاب با نام Ethnic Conflict نوشته شده که منازعات خشونت‌بار قومی در آفریقا، آسیا یا شرق اروپا را مطالعه کرده‌اند. ولی آن نیروی سیاسی که پیوسته علاقه دارد سیاست اتنیک را دنبال کند و از مفهوم اقوام [خویشاوندان] ایرانی منزجر است، بنیاد سیاسی خود را بر منازعه و جنگ/بحران داخلی قرار داده است. سیاست، همان‌طور که از نامش پیداست، مناسبات مدنی مربوط به شهر (پولیس) است و بیرون از شهر، در کوهستان [مثلاً قندیل] یا در میان قبیله [زندگی چادرنشینی]، سیاست (پولیس) وجود ندارد. پس مردم یا در شهر [و امروز به تعبیر هگل در دولت-کشور] زندگی می‌کنند یا در کوه و بیابان، بدون قانون و البته بدون مناسبات شهروندانه [مدنی]. اما آن نیروی سیاسی که بخواهد مناسبات شهروندانه را از میان بردارد و جامعه را تبدیل به جماعت [اجتماع بدون منفعت مشترک] کند، دشمن خیر عمومی و در نتیجه دشمن جمهوری است. زیرا جمهوری بیش از آنکه فرم حکومت باشد، محتوای حکومت است. جمهوری Respublic از دو جزء Res به معنای «امر» و پابلیک به معنای عمومی تشکیل شده است [پوزش از خواننده به خاطر توضیح واضحات] و جمهوری نیز حکومتی است که «امر عام» یا خیر عمومی را دنبال می‌کند. آن فعال سیاسی در بی‌بی‌سی که خود را جمهوری‌خواه «می‌پنداشت»، در واقع حتی به جمهوری‌خواهی نزدیک هم نبود، تا چه رسد به اینکه بتواند یک امر عمومی را دنبال کند. اما چرا موضوع‌ْکردنِ اتنیک، با سیاست سازگار نیست؟ چون اصلاً این پاردایم اصولاً سیاسی (مدنی، مربوط به مناسبات شهروندانه) نیست. مناسبات شهروندانه (یا در لاتین کلاسیک کیویتاس: civitas) به معنای «جماعت سازمان‌یافته شهروندان» است. اگر بحث ما ناظر به پولیس و شهر به‌مثابه پیکره سیاسی باشد، «نظم مدنی» یا «حیات‌مدنی» با اتنیک (در معنای اول یونانی) منافات دارد از آن رو که سیاست با هر تعریفی وظیفه ندارد که بربریت‌های جدید تولید کند (حتی اگر دغدغه فرهنگ‌مند کردن انسان را هم نداشته باشد). بلکه به دنبال قانونمندی و تولید نظم است. اما مناسبات شهروندی درون یک دولت معنا دارد و جایی است که حقوق و تکالیف سیاسیِ «فرد» تعیین می‌شود و اتفاقاً تمام بحث در مورد مفهوم فرد و فردیت انسان است. از سوی دیگر اتنیک؛ جماعت؛ قبیله و... جایی نیستند که بتوان درون آن از انتخابِ آزادِ فرد سخن گفت زیرا پاردایم آن فردیتی وجود ندارد و اصولا فردی شکل نمی‌گیرد که حقوقی هم داشته باشد. آن نیروی حزبی که به جای فردِ شهروند، اتنیک را موضوع خود قرار دهد، به دنبال جنگ داخلی از طریق همان اتنیک‌سازی است نه سیاست‌ورزی برای رسیدن به وحدتی بالاتر که غایت آن خیرجمعی است و بیش از همه در عالم فعالیّت سیاسی به معنای وارد کردن یک نیروی مخرب بنیادگرا به مناسبات مدنی است که هدف از آن روشن است. استراتژی برساختن موهومی توهین‌آمیز به نام اتنیک از شهروند ایرانی (که حامل ملیّت و فردیّت است) کژراهه‌ای است که نه تنها فرد، بلکه مفهوم کشور را نیز منحل می‌کند درحالیکه ما میخواهیم همه کثرت‌ها را مشمول نظم شوند، و طبیعت مناسبات اجتماعی ایران دست نخورده باقی بماند. چنانچه ارگانیسم تاریخی ایران به مرور و در طول تاریخ، همه کثرت‌های موجود را برگرفته (و در عین حفظ آن) مشمول نظم‌طبیعی کرده که در قالب «ادغام  ساختاریافته» (رفع و ترفیع) قابل توضیح است در جایی دیگری توضیح خواهم داد). فقط در قالب این نظم‌ملّی است که می‌توان همه کثرت‌ها را درون وحدت طبیعی و تاریخی حفظ کرد. 📎ماهنامهٔ وطن‌یولی(راه وطن)، شمارهٔ ۷۳، تیرماه ۱۴٠۵، ص۴/ سیاست @vatanyolii

  • 2 авг.248253из JavadTaba

    آگاهی کـاذب در ایدئولوژیِ روشنفکری شریعتی و نقدی بر نگاه سروش در «فربه‌تر از ایدئولوژی» ✍جواد طباطبایی مقدمه کتاب مکتب تبریـز، صص: ۲۷،۲۸،۲۹، انتشارات ستوده تبریز. ۱۳۸۶. اشاره: ۱- تیتر بالا از سوی کانال بایگانی طباطبایی انتخاب شده است. ۲- پاورقی صفحات کتاب در پست‌های جداگانه پیش از همین فرسته درج خواهد شد. روی اعداد کلیک کنید. [...] ایدئولوژی در تعارض آن با تاریخ آگاهی اگر بتوان تعبیرهای کهن ادب ایرانی را در این مورد به کار گرفت پرده پنداری است که دریدن آن غایت سلوک اهل عرفان بوده و ابوالفضل بیهقی در تعبیر تاریخی دیگری آن را با. افسانه های پیرزنان برای خواب کردن کودکان سنجیده است، اما نباید فراموش کرد که مبنای نظری پرده پندار ایدئولوژی های سیاسی جدید اندیشه تجدد خواهی با همه تالی‌های آن است. تبدیل ابوذر به نخستین سوسیالیست صرف تبدیل او به پیشگام نوعی عدالت خواهی نیست، بلکه فرستادن او در کام اژدهایی است که در نظام اندیشه سنتی «از غـم بی آلتی» افسرده بود، اما با افسون اهل ایدئولوژی بویژه در کشورهایی که به دنبال زوال اندیشه جز در درون نظام های ایدئولوژی های سیاسی نمی اندیشند، بیدار شده است. علی شریعتی که نه چیزی درباره مبانی ایدئولوژی های سیاسی جدید می دانست و نه دریافت درستی از تاریخ تمدن اسلامی داشت تصور می‌کرد که میتوان «مبنای بوعلى»[پاورقی ۱] تاریخ دورۀ اسلامی را با ایدئولوژی «ابوذر» نخستین سوسیالیست و مبنای «نهاد» را با تصور «حرکت» سودا کرد و بر انحطاط جهان اسلام، که سخت مزمن شده است، فائق آمد. مبنای نظری عصر زرین فرهنگ دورهٔ اسلامی ایران مبنای بوعلی و نهادهایی بود که اندیشهٔ خردگرای بوعلی شالودهٔ آن را استوار کرده بود. مبنای نظری «حرکتی» که گویا به گفتهٔ شریعتی ابوذر هوادار آن بوده است، ایدئولوژی «انقلاب مداوم» لئون تروتسکی بود و گرنه بر پایهٔ مقدمات اندیشهٔ سنتی تبدیل زهد جهانسوز ابوذر به دنیاداری انقلاب مداوم ممکن نمی‌شد [پاورقی ۲]. در نقادی عبدالکریم سروش از جنبه‌های ایدئولوژیکی گفته‌ها و نوشته‌های شریعتی بهره‌ای از حقیقت وجود دارد، اما آن‌جا که سروش در بحث از نظر شریعتی دربارهٔ ابوذر او را تاریخ‌نویس می‌خواند، با بی‌اعتنایی به تمایز میان تاریخ بیداری و پندارهای ایدئولوژی‌های سیاسی، نشان می‌دهد که با مبنای نظری شریعتی فاصلهٔ چندانی ندارد [پاورقی ۳]. شریعتی با هیچ چیزی به اندازهٔ تاریخ بیگانه نبود و تصور نمی‌رود که خود او نیز ادعایی در این مورد می‌داشته است. در نوشته‌های سروش، به‌رغم تمایزهایی که میان او و شریعتی وجود دارد، عرفان زاهدانه جانشین «جامعه‌شناسی» در ایدئولوژی شریعتی شده است و جای شگفتی نیست که آن دو، به یکسان، عرفان و «جامعه‌شناسی» را مقدمه‌ای برای نقادی مبنای بوعلی قرار داده‌اند تا آگاهیِ تاریخ بیداری را با آگاهی کاذب ایدئولوژی‌های سیاسی سودا کنند. این ملاحظات موقتی دربارهٔ برخی از نویسندگان معاصر را از باب تأکید بر این نکته می‌آوریم که بازسازی نوعی آگاهی کاذب زیر لوای روشنفکری و روشنگری جز به معنای نابودی بنیان آگاهی تاریخی نمی‌تواند باشد. در غیر تاریخی و ضد تاریخی بودن صورت‌هایی از ایدئولوژی‌های سیاسی که شریعتی و سروش تدوین کرده‌‌اند. @JavadTaba 🌲

  • 2 авг.8813419

    📌ایرانِ تمدنی، تقدم امر ملی و تأخر قومیت ✍️علی سعیدیان‌نژاد ایران یک کشور‌ملت تمدنی، قدیم و تاریخی است. ایران به عنوان یک پدیدار تمدنی علاوه بر اینکه یک واحد جغرافیایی است، به مثابه یک صورت‌بندی متداوم تاریخی ملی فهم می شود. تاریخ ایران همواره تاریخ ملی بوده است و پیش از جعل واژۀ ملی، ایرانیان دارای زیست جمعی ملی بوده اند. امر ملی در تاریخ ایران به عنوان تمدن ایرانی و حافظۀ جمعی ایران و نه صرفا آنچه دولت ملت ها در دورۀ مدرن نامیده می شود، تحقق یافته است. از جامعۀ ایران اوستایی و تصویر ایران ویج در متون کهن تا ایرانشهر به عنوان نام تاریخی ایران در دوران زمام داری ساسانیان تا ایران پس از اسلام، با تداوم یک روح تاریخی مواجه هستیم که در آن، زبان، فرهنگ، امرسیاسی و نظم اجتماعی در یک کلیت درهم تنیده شکل گرفته اند. در افق تمدن ایرانی مفهوم «ملت» نه یک جعل و اختراع مدرن، متأخر و وارداتی، بلکه صورت‌بندی مفهومی یک واقعیت پیشینی و همواره موجود است. از بطن تمدن تاریخی ایران، مسئله نسبت «ملت» و قومیت در ایران شکلی یکسره متفاوت نسبت به دیگر کشورها دارد. آنچه امروز در علوم اجتماعی قومیت نامیده می شود، در تجربۀ تاریخی ایران نه واحدهای مستقل و متقدم نسبت به ایران و امر ملی، بلکه نواحی فرهنگی تمدن ایران هستند که در بطن کلیت ایران معنا یافته‌اند و هیچ‌کدام به تنهایی واجد معنایی نیستند. به بیانی دقیق تر؛ در ایران به عنوان یک کشور تمدنی، امر ملی مقدم است و مسئله قومیت فرعی بر این امر ملی است. این تقدم و تأخر اما نه صرفا از حیث ارزش گذاری، بلکه، از جنبۀ تاریخ وجودی است. ایران در طول تاریخ پرفراز و نشیب خود در برخی دوره های طولانی تاریخ به رغم نداشتن دولتی ملی اما با اتکاء به ملت تمدنی و بلندمدت خود و فهم از خویشتن خویش و ملت بودگی ایرانیان توانسته است خود را تداوم ببخشد. اما کشورهایی همانند ترکیه، عراق، و سوریه برخلاف ایران، از بطن فرآیندهای فروپاشی خلافت عثمانی، ترسیم مرزهای استعماری و شکل گیری دولت های مدرنی که یکسره از تاریخ آنها گسسته بود، پدید آمدند. برخی از دیگر کشورها نیز متعاقب فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تبدیل به واحدهای مستقل سیاسی شدند. در این کشورها که بعضا زبان‌شان نیز زبان ایران ملی و فرهنگی بوده است، ابتدا دولت به عنوان یک ساختار حقوقی و سیاسی شکل گرفت و سپس آن دولت ها تلاش کردند تا ملت به مثابه یک هویت یکپارچه را تشکیل دهند؛ چرا که هیچ دولتی بدون وجود مردم نخواهد توانست حکمرانی کند. در نتیجه در این کشورهای نوتاسیس، گروه های قومی و زبانی پیش از تثبیت امرملی، به صورت تاریخی و اجتماعی وجود و حضور داشته‌اند و این تقدم تاریخی قومی مسئلۀ اقلیت و اکثریت را به یک مسئلۀ ساختاری بدل کرده است. در ایران اما وضعیت یکسره معکوس است. در ایران به عنوان یک کشور ملت قدیم، امر ایرانیت پیشاپیش به عنوان یک افق تاریخی شکل گرفته است و در درون آن، تنوع های زبانی، دینی و فرهنگی به مثابه نواحی درونی تثبیت شده است. همۀ اقوام ایرانی و گروه های زبانی، نه به عنوان واحدهای متقدم بر ایران، بلکه به عنوان اجزای درونی تاریخ تمدنی ایران فهم می شوند. اقوام ایرانی نه بیرون از ایران، بلکه درون ایران و در فرایند تاریخی آن شکل گرفته اند. در ایران و زبان سیاست ایرانی، اقلیت و اکثریت به معنای رایج قابل انطباق نیست. به طورمثال؛ کردها در ترکیه، عراق و یا سوریه با دولتی متاخر که پدیدآورنده ملت بوده است مواجه‌اند که در آن، امر ملی هنوز به طور کامل با تنوع های تاریخی سازگار نشده است. اما کردهای ایرانی نه به عنوان «دیگری بیرونی» بلکه، بخشی از تکوین تاریخی ایران هستند. ایران نه مجموعه ای از اقوام بلکه یک کلیت تاریخی است که اقوام به عنوان لایه های درونی آن به عنوان یک ملت تمدنی ظهور کرده اند. نمونه های تاریخی این واقعیت را تصدیق و تائید می کنند: سلجوقیان، غزنویان و حتی ایلخانان مغول، به وقت استقرار در ایران، درون منطق ایرانیت قرار گرفتند و با فرهنگ، زبان و ساختار سیاسی ایرانی به ادارۀ جامعه پرداختند. استمرار زبان فارسی در سیاست نامه خواجه نظام الملک طوسی وزیر سلجوقیان، در تاریخ نویسی بیهقی و، اشعار حافظ، سعدی، رودکی، جامی، فردوسی و... و در روزگار معاصر شهریار نه محصول بخشنامه و امر دولت های مستقر بلکه حامل حافظۀ تاریخی ایران و عامل اصلی پیوستگی ایران تمدنی بوده است. در نتیجه می توان گفت؛ ایران به عنوان یک تمدن، کانون مرکزی است که نه تنها وحدت سیاسی، بلکه امکان فهم تنوع های درونی خود را فراهم می نماید. مسئلۀ ایران نه حذف و یا یکسان سازی تفاوت های لایه های درونی، بلکه فهم کلیت ایران از منظر ایران تمدنی و ایران به مثابه ایران است. 📎ماهنامه وطن‌یولی(راه وطن)، شماره ۷۳، تیرماه ۱۴٠۵، ص ۸ @vatanyolii

  • 1 авг.1 05412

    без подписи

  • 1 авг.1 0703412

    📌«لیلی خبّازی» در گفت‌وگو با وطن‌یولی: آذربایجان در شاهنامه جایگاه خیلی خاصی دارد خبرنگار✍: فرزانه هاشم‌پور به گواه تاریخ، آذربایجان و شاهنامه همواره پیوندی ناگسستنی با یکدیگر داشته‌اند؛ پیوندی که از عشق و دلبستگی مردم آذربایجان به ایران، هویت ایرانی و فرهنگ و تمدن کهن این سرزمین حکایت می‌کند. در همین راستا، ماهنامهٔ «وطن‌یولی» گفت‌وگویی با دکتر لیلی خبّازی، دانش‌آموختهٔ فرهنگ و زبان‌های ایران باستان انجام داده است. در این گفت‌وگو، موضوعاتی چون جایگاه و اهمیت آذربایجان در شاهنامه، زبان و هویت ایرانی، کلاس‌های شاهنامه‌خوانی در تبریز و دیگر مباحث مرتبط مورد بررسی قرار گرفته است. 📎ماهنامهٔ وطن‌یولی(راه وطن)، شمارهٔ ۷۳، تیرماه ۱۴٠۵، ص ۵ / گفت‌وگو 💢متنِ کاملِ این گفت‌وگو را در اینجا بخوانید: ⬇️ https://t.me/vatanyolii/4343 @vatanyolii

  • 1 авг.1 35643

    без подписи

  • 1 авг.1 4384543

    📌نمونه‌ای از «زبان تبریزی» پیش از تُرکیِ آذری شدنِ زبانِ مردم آن بیتی از دو غزل از هُمام تبریزی: دهی ڤشروب رانگ چِتو لَو عقل کری دانگ چِتو لَو *ژ دل برند ژانگ چِتو لَو اوخ چِلَوونُر بِمِرون لبت به شراب رنگ می‌دهد لبت عقل را حیران می‌کند لبت از دل زنگار می‌برد آخ برای لبانت بمیرم! مرجع: کتاب فهلویّات، به قلم دکتر پژمان فیروزبخش. دو غزل همام تبریزی از نسخۀ خطّی محفوظ در کتابخانهٔ مرعشی است با تاریخ کتابت ۷۳۹ هجری. در بالای غزل نخست نوشته شده: «و له بزبان تبریزی» و غزل دوم: «و ایضاً له» تصویر هر دو غزل از کتاب فهلویّات است با خوانش و ترجمهٔ دکتر فیروزبخش. امیرعباس خسروی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی 📎ماهنامهٔ وطن‌یولی(راه وطن)، شمارهٔ ۷۳، تیرماه ۱۴٠۵، زیرِ تا/ نیمهٔ پایینیِ ص نخست @vatanyolii

  • 31 июл.1 1583831

    📌منافع‌ حَیَوان و پاسخی متقن درباره زبان آذربایجان ✍️عرفان ایمانی 👇👇 @vatanyolii