tgindex
Exulansis
@zabane_manotoКнигиперсидский

Based on true story @Exulansisrobot

Последний пост
15 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
5
Всего постов
23
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
609
+3 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
178
22 постов
Вовлечённость
29,2%
к подписчикам
Постов в день
0,7
всего 23
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
54
1/48двое суток
61
1/72трое суток
66

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • الان دیدم با خط ایرانم یکی تلگرام جوین شده با اینکه سیم‌کارتم اینجاست، توی کشوی کنار تخت، بین کاغذا. فک کنم واگذار شده، مثل بقیه‌ی چیزهام، بقیه‌ی چیزهایی که بعد مهاجرت سهم یکی دیگه شد.

  • без подписи

  • ‏این خیلی ترسناکه، اما چیزی که من در ۳۲ سالگی فهمیدمش اینه؛ ‏ده سال ایندت رو یه تصمیم به ظاهر کم اهمیت و کوچیک تعیین میکنه که تو یه روز عادی گرفتی *himnoun

  • 🌞🌚

  • میگن قراره یکی خورشید رو بگیره.

  • ادم‌هایی که قبلا بودیم هم نیستیم…

  • ما چیزهایی نیستیم که بهشون عادت کردیم...

  • راستش دیگه کسی به کسی گوش نمیده، واسه همین آدم عاشق کسی می‌شه که اجازه بده شنیده شه.

  • دارم می‌پرم توی لوپ تکراری. نمی‌دونم به کدامین طرحواره؟

  • من‌ چایی خوردن دو نفره با کسی که دوسش دارم رو به همه پارتیا و دورهمیا ترجیح می‌دم :)

  • این بامزه‌ترین اعلام تعطیلاتیه که تاحالا دیدم. “تعطیلات از ۲ تا ۱۷ اگست بابا دیگه توی قصابی نیست”

  • چشمام رو بسته بودم، اروم قدم می‌زدم. صدای جیرجیرک‌ها منو به خونه می‌رسونه. نسیم رو روی صورتم حس میکردم. فک کنم دوباره صدای توی سرم روشن شده، دوباره میپرسه میدونی داری چیکار میکنی؟ نمیدونم!

  • هوا گرمه، شهر داره کم‌کم خالی می‌شه. تا جایی که فقط ما می‌مونیم، من و خودم…

  • Lost in the memory

  • без подписи

  • 30 июл.2345из DarmangarDanial

    بزرگ‌ترین هدیه‌ی رنج، شاید اینه که دیگه نمی‌تونی به زندگی نیمه‌جون قبلی برگردی. مجبوری آدم جدیدی بشی و جور جدیدی زندگی کنی.

  • @Cadmiumm

  • 27 июл.2344из IReallyHopeSoTwo

    تقریبا برای هرکاری پیرم. زیاد خوشم نمی‌آد بخندم یا حرف بزنم یا بخوابم. بیشتر وقتهه دوست دارم بیدار و ساکت باشم و یه‌ منظره‌ای چیزی ببینم. تقریبا همیشه می‌تونم چیزی برای دوست داشتن زندگی پیدا کنم ولی اگه پیدا نکردم هم مهم نیست. یه صندلی خوب پیدا می‌کنم و می‌شینم. نشستن هم کیف داره. قبلا نگفتم؟

  • با چایی تابستون بارونی رو سر می‌کنم…

  • 24 июл.2693из RedTearsofOne

    من یه وقتایی یادمه ما در تجربه کردن این دنیا تنهاییم. تو یادت نره.