یادداشتهای زیرزمینی
Статистикаجایی برای نوشتههای روزانهام، فکر کردنم با صدای بلند. جایی برای به اشتراک گذاشتن چیزهایی که میبینم یا میخوانم./سجاد زند @SajadZandMTL تماس با نویسنده
- Последний пост
- 1 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 70
- 1/48двое суток
- 80
- 1/72трое суток
- 86
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
وبسایت آکسیوس از بالا گرفتن اختلافات میان جِی. دی. ونس، معاون رئیسجمهور ایالات متحده، و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، دربارهٔ دیپلماسی با ایران و نحوهٔ پیشبرد جنگ، خبر داد و نوشت که این امر به تنشهای شخصی میان آنها انجامیده است. این رسانه به نقل از مقامات آمریکایی و اسرائیلی گزارش داده که اصطکاک میان این دو رهبر از چند ماه پیش در پشت صحنه در حال شکلگیری بوده است. طبق این گزارش، نتانیاهو از انتقادهای علنی ونس از سیاستهای اسرائیل سرخورده و خشمگین بوده، در حالی که ونس معتقد بوده نتانیاهو به دستیاران و متحدان خود در رسانههای طرفدارش در اسرائیل و ایالات متحده اجازه میدهد از او انتقاد کنند و موقعیت سیاسیاش را تضعیف نمایند. در ادامهٔ گزارش آکسیوس آمده است که ونس در جلسات خصوصی، نتانیاهو را به تلاش برای از بین بردن تفاهمنامهٔ میان آمریکا و ایران متهم کرده و وفاداری نخستوزیر اسرائیل به دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، را زیر سؤال برده است. همچنین بر اساس این گزارش، نتانیاهو در گفتوگوهای خصوصی خود از نقش ونس در شکلدهی به سیاستهای آمریکا در طول مناقشه با ایران انتقاد کرده است. ادامه این گزارش را در وبسایت نیماد بخوانید: https://neemaad.com/nmd10033736.htm
افشای فایلهای صوتی لیندسی گراهام، سناتور محافظهکار آمریکایی که به تازگی درگذشته است، نشان میدهد که او و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، تبانی کرده بودند تا از اتهامات سوءرفتار جنسی مطرحشده علیه دادستان ارشد دیوان کیفری بینالمللی استفاده کنند و صدور حکم بازداشت نتانیاهو را به تاخیر بیندازند. کریم خان روز جمعهٔ گذشته با رای کشورهای عضو دیوان از سمت خود به عنوان دادستان ارشد برکنار شد، اما پرسشها پیرامون این برکناری همچنان باقی است. گزارشها مربوط به این فایلهای صوتی را روزنامه نیویورکتایمز منتشر کرده است، فایلهایی الکس هولدر، فیلمساز بریتانیایی، تهیه کرده بود؛ او به مدت سه سال برای ساخت مستندی دربارهٔ روابط گراهام با دونالد ترامپ و نتانیاهو، همراه این سناتور محافظهکار از ایالت کارولینای جنوبی بوده است. به نوشته میدلایست آی، این تماس تلفنی در ۲۹ اکتبر ۲۰۲۴ انجام شد؛ یعنی درست چند هفته پیش از آنکه قضات دیوان کیفری بینالمللی اعلام کنند برای نتانیاهو و وزیر دفاع وقت او، یوآو گالانت، حکم بازداشت صادر میکنند. خان در مه ۲۰۲۴ درخواست صدور این حکمها را ارائه کرده بود. ادامه این گزارش را در وبسایت نیماد بخوانید: https://neemaad.com/nmd10033701.htm
▪️در خبرها آمده است که دولت آمریکا توافقی را تأیید کرده که میتواند به عربستان سعودی امکان غنیسازی اورانیوم برای برنامه هستهای غیرنظامی بدهد. ▪️اما پرسش اساسی این است: ▪️چرا ملتها برای استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای باید از امپریالیسم آمریکا کسب اجازه کنند؟ ▪️چرا کشوری که تنها دولتِ تاریخ است که در جنگ از بمب اتم استفاده کرده و با کشتار صدها هزار انسان در هیروشیما و ناگازاکی فاجعهای ماندگار آفریده، باید برای دیگر ملتها تعیین کند چه کسی حق غنیسازی دارد و چه کسی ندارد؟ ▪️این نظم جهانی بر پایه قانون بنا نشده؛ بر پایه قدرت و تبعیض بنا شده است. @zandsajad
🚨 طنز دردناک روزگار ما امینحسین رحیمی (وزیر دادگستری): «مردم میتوانند با وکالت رایگان، برای "آسیب روحی و روانی ناشی از فقدان رهبر" در مراجع داخلی و بینالمللی شکایت کنند!» ▪️فقط نگاهی به اولویتها بیندازید: کشور زیر بار جنگ، ویرانی و خسارتهای کمرشکن است، اما دغدغه آقای وزیر، طرح دعوا برای «فقدان رهبر» است! ▪️یعنی حتی به عقلشان هم خطور نمیکند که اگر قرار است دادگاهی تشکیل شود، باید برای خرابیها و خسارات واقعی مردم در جنگ باشد، نه این نمایشهای مضحک. ▪️مرزهای وقاحت و بیخبری از جامعه جابهجا شد. @zandsajad
هوای امروز شهری که در آن زندگی میکنم، دقیقاً شبیه همان روزهای کودکی است؛ خاکستری، ابری و سرد. اما این تنها چیزی نیست که مرا به کودکیام برمیگرداند. درگذشت پرویز قلیچخانی مرا به اتاق کوچکی میبرد؛ اتاقی با تخت چوبی، میز تحریر ساده، کتابخانهای در گوشه و چند تصویر روی دیوار که گویی هنوز نفس میکشند. در آن روزهای خاکستری، تنها هوا سرد نبود. کودکی ما هم سرد شده بود. کودکی من و بسیاری از همنسلانم، که باید رنگی و روشن میبود، زیر سایه بگیر و ببندها، خاکستری شده بود؛ رنگی شبیه همین آسمان امروز. یادم میآید یکی از نزدیکترین بستگانم، در فرار از سایه سنگین جمهوری اسلامی، مدتی مهمان خانه ما بود. روزها را با او میگذراندم؛ چون بیرون رفتن برایش ممکن نبود، انگار جهان برایش به همان اتاق محدود شده بود. او کیفی چرمی داشت؛ نه فقط یک کیف، بلکه چیزی شبیه یک پناهگاه کوچک. همیشه با خود حملش میکرد. درونش چند دست لباس، چند کتاب که جایشان در کتابخانه نبود، چند عکس و چند بریده روزنامه بود. و میان همه آنها، تصویری از پرویز قلیچخانی؛ مردی با دستانی به کمر، ایستاده در برابر جهان، با نگاهی مستقیم و بیتزلزل. انگار از دل همان عکس، جملهای خاموش بیرون میآمد: «من اینجا هستم. نترس.» حضورش چنان محکم بود که به یاد نمیآورم سرخ بر تن داشت یا آبی. آن تصویر در ذهن من فقط یک عکس نبود؛ نوعی حضور بود. حضوری که از قصهها الهام میگرفت. از قهرمانی که شوتهایش افسانه بود، اما افسانه او تنها در زمین فوتبال تمام نمیشد. او بیرون از زمین هم چیزی را حمل میکرد؛ بار سنگین کتابها و جزوههایی که اجازه ماندن نداشتند. آنها را در ساک ورزشیاش میگذاشت و با خود به ایران میآورد، بیآنکه این کار را یک افسانه بداند؛ انگار که طبیعیترین کار جهان است. ادامه این یادداشت را در وبسایت نیماد بخوانید. https://neemaad.com/nmd10032494.htm
▫️علی کریمی اولین ورزشکار محبوب ایرانی نبود که وارد سیاست شد. پیش از او بسیاری بودند از جمله غلامرضا تختی و پرویز قلیچخانی که هر کدام به شکلی از زمین ورزش فراتر رفتند و به پدیدهای اجتماعی و سیاسی بدل شدند. اما تفاوت بنیادین و ساختاری علی کریمی با پیشگامانش شاید در این بود که او در عصر شبکههای اجتماعی ظهور کرد؛ عصری متمایز با گذشته که در آن، سرمایه اجتماعی با سرعتی باورنکردنی و در مقیاسی تودهای ساخته میشود و شاید با همان سرعتِ برخاسته از الگوریتمها، به هدر برود. ▫️برای درک این تفاوت باید به تبارشناسی این چهرهها نگریست. ▫️غلامرضا تختی در بستر جبهه سیاسی شناسنامهدار جبهه ملی و در پیوندی ارگانیک با بدنه سنتی بازار و طبقات فرودست معنا مییافت و از همینرو کنشگری او فرآیندی، زمانمند و مبتنی بر یک «کد اخلاقی عمیق و سنتی» بود. ▫️در نقطهای دیگر، پرویز قلیچخانی محصول دوران پرطنین چپگرایی چریکی، ادبیات متعهد و کافههای روشنفکری دهههای ۴۰ و ۵۰ بود؛ ستارهای که کتاب میخواند، نشریه منتشر کرد، با کانونهای فکری رفتوآمد داشت و زاویهاش با قدرت، برخاسته از یک مانیفست فکری، ایدئولوژیک و تشکیلاتی بود. ▫️ادامه این یادداشت را وبسایت نیماد بخوانید. https://neemaad.com/nmd10032342.htm
آیا آنچه در حال فرسایش است، صرفا قدرت آمریکا است، یا خودِ نظم امپریالیستی؟ یادداشتم درباره اتفاقهای اخیر را در وبسایت نیماد بخوانید: https://neemaad.com/nmd10032013.htm
▫️#ماکان_نصیری؛ کودکی هفتساله که نامش در میان دیگر کودکان #دبستان_میناب ثبت شد، اما پیکرش هرگز به خانه بازنگشت. ▫️او را در آمارها نوشتند، در فهرستها نشاندند، اما تن کوچکاش در شکاف همین واقعیت ناپدید شد؛ گویی زمین تصمیم گرفت این معصومیت کودکانه را دیگر در برابر ظلمتپرستیِ ما قرار ندهد. ▫️این نگاه که از دل تصویر بیرون میآید و بیواسطه به چشم ما مینشیند، چیزی نیست که بتوان زیر غبار حماقت پنهانش کرد. من مسیح خودم را در او میبینم؛ نه اسطورهای دور، بلکه کودکی که حضورش از زمان عبور میکند و در وجدان ما باقی میماند. ▫️او معجزهای ندارد جز همین: خندهای از ته دل کوچکش که میتواند پردهها را کنار بزند و آنچه را که سالها عادی شده، دوباره به چشم بیاورد. همین کافی است تا نظم تاریکی را برهم بزند. ▫️صلیب مسیح من، این بار نه چوب داشت و نه میخ؛ در سکوت ساخته شد، در انکار ادامه یافت و بر دوش ما گذاشته شد.
یادداشتم در نیماد درباره مدرسه میناب، سکوت رضا پهلوی و فرهنگ نقد: https://www.instagram.com/p/DV6UKt-kYSc/?igsh=a2w0OTFrN29vc21t
▫️چند وقت پیش دوستی به من پیام داد و پرسید: «تو یه چپی هستی؟» جوابی که دادم، در واقع جواب نبود، یک جورهایی باید آنرا طفره رفتن از جواب دانست؛ با شوخی نوشتم: « دادگاه تفتیش عقایده؟» و بعد یک شکلک خنده فرستادم. این جواب نه از سر بیحوصلگی، بلکه به این دلیل بود که حس کردم خودِ پرسش بر یک پیشفرض استوار است؛ پیشفرضِ اینکه میتوان آدمها را با یک برچسب، خلاصه و تمام کرد. احساس کردم که «چپ» بودن یک گناه نابخشودنیست و گفتوگویی به این شکل، هرگز به نتیجه نخواهد رسید. ▫️ادامه این متن را در اینستاگرام بخوانید. https://www.instagram.com/p/DUynYNogY_w/?igsh=bDMxZGs3dGl5eHR6
🔹سچاد زند ـ داستان فرانکشتاین از جایی شروع میشود که نیت خوب، جای فهم را میگیرد. دانشمندی که شیفته زندگی است، میخواهد از تکههای بیجان، موجودی زنده بسازد؛ نه از سر شرارت، بلکه از سر امید. اما نتیجه، چیزی میشود که از کنترلش خارج است. مشکل، بدخواهی نبود؛ مشکل، ندانستن پیامدهاست. سیاست هم گاهی همینطور پیش میرود: نسخههایی فوری، راهحلهایی هیجانی، و وعدههایی برای «نجات سریع» که از تکههای پراکنده تاریخ، خاطره، خشم و آرزو دوخته شدهاند. ظاهرشان زنده و پرانرژی است، اما چون از یک روند طبیعی و فهم عمیق بیرون نیامدهاند، انسجام ندارند. 🔹اینجاست که «فقر نظریه» خودش را نشان میدهد؛ نه کمبود حرف، بلکه کمبود چارچوب. وقتی آموزش علوم انسانی ضعیف باشد، تفکر انتقادی تمرین نشده باشد، تاریخ سانسور شده باشد و «تحصیلکرده» بودن به مدرک فنی تقلیل پیدا کند، جامعه بیشتر واکنش نشان میدهد تا تحلیل کند. در این فضا، باور جای اندیشه را میگیرد. جامعهای که نیاموخته فکر کند، مجبور میشود باور کند. و سیاستی که بر باورهای هیجانی و وصلهپینهای بنا شود، ممکن است شبیه همان مخلوق فرانکشتاین باشد: ساخته با نیت خوب، اما بیآنکه کسی بداند در نهایت به کجا خواهد رفت. 🔹کامل این یادداشت را در وبسایت نیماد بخوانید: https://neemaad.com/nmd10030042.htm
فاشیسم چیه؟ پرندهاس یا لکلک؟ ▫️وقتی در روزهای کودکی، زیر بمبارانها و صفهای طولانی برای خریدن نان و تخممرغ، «فاشیسم چیه؟ پرندهاس یا لکلک؟» را میخواندم، هیچ شناختی از ییلماز گونی، نویسنده و فیلمساز ترکیهای این کتاب نداشتم. بیشتر از نقاشیهای کتاب خوشم میاد تا محتوایش. و هیچ وقت فکر نمیکردم که روزی بدل به کابوسم شود. ▫️البته همان سالها هم فضا سبک نبود؛ از اعدام بیرحمانه چپها به دست جمهوری اسلامی گرفته تا جوانهایی که اسیر جاهطلبی آخوندها میشدند و در جبههها جان میدادند. اما آنچه آن زمان میدیدیم، بیشتر شبیه سرکوب عریان بود؛ زور، زندان، اعدام. گورهای دستهجمعی معترضان و مادرانی که بیصدا ضجه میزدند. فاشیسم اما همیشه اینقدر مستقیم و خشن شروع نمیکند. ▫️فاشیسم وقتی شروع میشود که سیاست به یک داستان ساده و خطرناک تبدیل میشود؛ داستان «ما» و «آنها». وقتی یک عده میگویند فقط ما مردم واقعی هستیم، فقط ما حق داریم حرف بزنیم، و هر کس شبیه ما نیست یا دشمن است یا فاسد یا مزاحم. فاشیسم با اسلحه آغاز نمیشود، با زبان آغاز میشود؛ با تحقیر، با تمسخر، با ترساندن مردم از دیگری. با این ایده که کشور در خطر است و فقط یک صدا، یک رهبر، یک راه میتواند نجاتش دهد. ▫️فاشیسم گذشته را اسطوره میکند؛ گذشتهای خیالی، پاک و باشکوه که گویا همهچیزش درست بوده و فقط «دیگران» آن را خراب کردهاند. بعد وعده میدهد که اگر همراه شوید، اگر سؤال نپرسید، اگر شک نکنید، میشود به آن گذشته برگشت. در این منطق، گفتوگو نشانه ضعف است، تردید نشانه خیانت، و خشونت کمکم تبدیل میشود به فضیلت. آدمها یاد میگیرند به جای فکر کردن، طرف انتخاب کنند. ▫️یک فکت ساده شاید تصویر را روشنتر کند: بسیاری از حکومتهای فاشیستی تاریخ نه با کودتا و تانک، بلکه با حمایت بخشی از جامعه به قدرت رسیدند؛ با رأی، با شعارهای ساده، با وعده نظم، امنیت و عظمت. کسی مثل هیلتر. به همین دلیل است که فاشیسم از دیکتاتوری خطرناکتر است. دیکتاتوری میخواهد مردم ساکت باشند و کنار بکشند؛ فاشیسم میخواهد مردم وارد بازی شوند، باور کنند، هیجانزده شوند و خودشان مراقب همدیگر باشند. و شاید ترسناکترین بخش ماجرا همینجاست: جایی که سرکوب فقط از بالا نمیآید، بلکه از میان جامعه بازتولید میشود. @zandsajad
وقتی به ونزوئلا نگاه میکنم، کشوری که هماکنون عفریته جنگ را بیش از هر زمان دیگری بیشتر حس میکند، نخستین چیزی که میبینم فقط یک بحران سیاسی-امنیتی نیست؛ بلکه فروپاشی آرام و در عین حال هولناکِ یک جامعه است؛ شهروندان از یک سو با مسایل اجتماعی-اقتصادی روبرو هستند و از سوی دیگر سایه جنگ را بالای سر خود میبینند. متن کامل را در اینستاگرام نیماد ببنید.
ساحلهای استرالیا، کودکان غزه و دروغِ جهانشمولی حقوق بشر ▫️تصاویر تیراندازی امروز در استرالیا دردناک است؛ جان انسانهایی گرفته شد که بیدفاع بودند. اما این همدردیِ فوری و جهانی، یک سؤال ساده را عریان میکند: جان انسانِ کدام انسان؟ ▫️چرا مرگ در ساحلهای استرالیا فاجعه است، اما مرگ کودکان در غزه «پیچیدگی ژئوپلیتیک»؟ چرا خون در اروپا تیتر اول میشود، اما در سودان، فقط یک عدد در حاشیه خبرهاست؟ مردم ونزوئلا امروز زیر سایه تهدید جنگ و قلدری ترامپ زندگی میکنند، اما وقتی قربانی میشوند، نامش «تحریم»، «فشار» یا «ثبات جهانی» است. ▫️در جهان سرمایهداری، جان انسان ارزش ذاتی ندارد؛ ارزشش را جایگاهش در نظم سرمایه تعیین میکند. مرگ در مرکز نظام، تراژدی است و مرگ در حاشیه، هزینه. ▫️حقوق بشر بورژوایی، نه جهانشمول است و نه انسانی؛ابزاریست برای مشروعیتبخشی به جنگ، تحریم و غارت. همان نظمی که بمب میریزد، همان نظم از «حقوق انسان» سخن میگوید. ▫️حقوق بشرِ لیبرالی، حقوق بشر نیست؛ یک ابزار سیاسی است برای ارزشگذاری جانها. جان «ما» مقدس است، جان «دیگران» قابل اغماض. ▫️این تناقض، خطا نیست؛ سازوکار است.و تا وقتی پذیرفته شود، هیچ ساحلی در جهان امن نخواهد بود. @zandsajad
سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد( یونسکو) سبک هنر مینیاتوری کمالالدین بهزاد را به عنوان میراث فرهنگی ناملموس افغانستان در فهرست میراث جهانی به ثبت رساند، امری که پیش از این دولت ایران نسبت به آن هشدار داده بود. در اعلامیه سازمان یونسکو که روز سه شنبه ۱۸ قوس/ آذر نشر شد، به اهمیت نقش این هنر در حفظ هویت فرهنگی و تاریخ ادبیات جوامع اشاره شده و سبک مینیاتوری بهزاد به عنوان یکی از سبکهایی که الگوی اصلی شمار زیادی از هنرمندان است، معرفی شده است. کمالالدین بهزاد، یکی از بزرگترین استادان مکتب مینیاتوری هرات است که در دورهٔ تیموریان در قرن نهم زندگی میکرد که با خلاقیت، ظرافت بینظیر و مهارت در ترکیببندی،سبکنوینی در نگارگری ایجاد کرد. ایران نیز آثار او را جزو میراث فرهنگی خود میداند و دراینباره به قلمروی فرهنگی و حوزه تمدنی ایران بزرگ اشاره دارد که هرات هم جزو آن بوده است. از این رو اقدام افغانستان در گشودن پروندهای برای ثبت هنر کمالالدین بهزاد به عنوان میراث فرهنگی این کشور، اعتراض وزارت میراث فرهنگی ایران را به دنبال داشته است. اما این اعتراض راه به جایی نبرد. اعلامیه یونسکو ضمن ستایش از هنر مینیاتور میگوید که شمار زیادی ازهنرمندان و مراکز هنری از طراحی و سبک آثار کمالالدین بهزاد الهام گرفته و آثار بهزاد توانسته هویت فرهنگی و پیوستگی جامعه افغانستان را حفظ کند. این اعلامیه میافزاید مینیاتور شکلی ظریف، دقیق و نمادین از نقاشی صحنههای تاریخی و ادبی است که کارکرداصلی آن آشنا ساختن جوامع با عناصر فرهنگ، تاریخ و ادبیات است؛ هنری که دانش وبینش گذشتهی مشترک مردم را مجسم میکند. آثار کمالالدین بهزاد که سرشار از حرکت، رنگپردازی ظریف وروایتگری بصری است، امروز در موزههای معتبر جهان نگهداری میشود و الهامبخش مکاتب هنری بسیاری است. https://neemaad.com/nmd10028959.htm
شمار پژوهشگران منتسب به جریانات چپ فکری که روز دوشنبه به بازداشت مامورای امنیتی ایران درآمدهاند، به چهار نفر رسیده است. به دنبال انتشار خبر بازداشت پرویز صداقت سردبیر مجله «نقد اقتصاد سیاسی»، گزارشها حاکی از بازداشت مهسا اسداللهنژاد دانشآموخته دکترای جامعهشناس سیاسی، شیرین کریمی مترجم، و رسول قنبری اقتصاددان، است. همچنین در همین روز محمد مالجو نیز برای بازجویی احضار شده اما ساعتها از ورود او به دفتر نهاد امنیتی گذشته و هنوز مرخص نشده است که همین امر احتمال بازداشت او را بالا میبرد. دلایل بازداشت و احضار این پژوهشگران هنوز اعلام نشده است، اما برخی فعالان داخل کشور در گفتوگو با نیماد از نگرانی خود برای آغاز موج جدید برخوردهای امنیتی و قضایی با نمایندگان جریانات فکری چپگرا سخن گفتهاند و احتمال دادهاند که تعداد بازداشتیها بیشتر شود.
با گذشت ۱۵ روز از آغاز آتشبس میان حماس و اسرائیل، وزارت بهداشت غزه اعلام کرده است که دستکم ۹۳ نفر از شهروندان فلسطینی در این مدت بر اثر حملات و تیراندازی نیروهای اسرائیلی کشته شدهاند. قرار بود این آتشبس، سکوت و آرامش را به غزه بازگرداند و مسیر ورود کمکهای انسانی را هموار کند، اما واقعیت در خیابانهای ویرانشده غزه چیز دیگری است. از نخستین ساعات بامداد شنبه به وقت محلی، گزارشها از زخمی شدن دستکم شش فلسطینی در نقاط مختلف نوار غزه حکایت دارد. در محلههای جنوبی شهر، خانههای نیمهویران هنوز بوی دود و خاکستر میدهند؛ کودکانی که روزی در کوچه بازی میکردند، حالا میان ویرانهها به دنبال تکهای نان یا آب تمیز میگردند. ادامه این گزارش را در وبسایت نیماد بخوانید. https://neemaad.com/nmd10028001.htm
سجاد زند- جایزههای نوبل امسال، شاید از جمله جهتدارترینها تقدیرنامههایی بودهاند که در طول برگزاری این رویداد فرهنگی – علمی اهداٰء شدهاند. انگار برگزارکنندگان میخواستهاند گرایش سیاسی خاص خود را به رخ بکشند. آنها در کنار اهدای جایزه #صلح_نوبل به ماریا کورینا ماچادو که به نگرشهای راست افراطیاش مشهور است، با لقب «بانوی آهنین کاراکاس» شناخته میشود و از طرفداران سرسخت #نسلکشی در #غزه است، کسی را در بخش ادبیات جایزه شایسته دریافت جایزه دانستهاند که گرچه منتقد جدی سرمایهداری متاخر و فرهنگ استفاده ابزاری از انسان است، اما هرگز در برابر رویدادهای خونین معاصر واکنشی نداشته است. این نوع نگاه به احتمال بسیار، نمیتواند بیجهت و خنثی باشد. https://neemaad.com/nmd10027732.htm
▫️این یادداشتیست درباره مشکلات و فضای فوتبال در ایران. متن یادداشت را میتوانید در وبسایت نیماد بخوانید،
▫️از چتجیپیتی پرسیدم «اگر آن فرانک زنده بود، درباره عملکرد اسرائیل در غزه چه میگفت؟ » و پاسخ او: ▫️«این پرسش طبعاً جنبهی فرضی و اخلاقی دارد، چون نمیتوان با قطعیت گفت آن فرانک اگر امروز زنده بود چه موضعی میگرفت. اما میشود بر اساس زندگی و نوشتههایش (بهویژه خاطرات او) حدسهایی زد: ▫️آن فرانک در نوشتههایش بارها از امید به انسانیت، صلح، عدالت و همزیستی صحبت میکند، حتی در شرایطی که خودش قربانی مستقیم نازیها بود. ▫️او قربانی جنگ، تبعیض و بیرحمی دولتی شد؛ بنابراین به احتمال زیاد هر نوع ستم علیه غیرنظامیان، بهویژه علیه کودکان و خانوادهها، برایش تکاندهنده و غیرقابلقبول میبود. ▫️آن فرانک شخصاً تجربهی محاصره، ترس دائمی، و محرومیت از آزادی و امنیت را داشت. همین باعث میشود بتوان تصور کرد که او نسبت به وضعیت مردم غزه ـ که در محاصره و تحت حملات مکرر زندگی میکنند ـ همدلی زیادی نشان میداد. ▫️ در عین حال، او یهودی بود و تجربهی آزار شدید یهودیان را در اروپا زیسته بود. به همین دلیل ممکن است نگرانی برای امنیت یهودیان و اسرائیلیها را هم بیان میکرد. ▫️اگر بخواهیم جمعبندی کنیم: به احتمال زیاد آن فرانک با تکیه بر تجربهی زیستهاش، نسبت به خشونت علیه غیرنظامیان در غزه صدای اعتراض بلند میکرد، و همزمان خواهان صلحی میشد که هم امنیت فلسطینیها و هم یهودیان تضمین شود.» ▫️اگر آن فرانک را نمیشناسید، او دخترکی یهودی زاده در آلمان بود که در دوران جنگ جهانی دوم همراه خانوادهاش در هلند پنهان شد. او در دفترچهاش خاطرات زندگی در خفا را نوشت. سرانجام دستگیر و به اردوگاه نازیها فرستاده شد و در ۱۵ سالگی جان باخت. نوشتههایش بعدها منتشر و به نمادی از امید و انسانیت در دل تاریکی بدل شد. @zandsajad