ژیانەوە
Статистикаاين كانال دغدغهها و دلنوشتههاى جلال معروفيان را منعكس مىكند و به انتقاد از نگرشها و رويههايى مىپردازد كه اوضاع نابسامان امروز ما، محصول آنهاست https://t.me/zhiyaneve
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 4
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 336
- 1/48двое суток
- 385
- 1/72трое суток
- 415
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
از گفتن و بیان جملات زیر ابایی نداشته باشید و تمرین کنید که به هنگام گفتنشان راحت باشید. چون به آرامش روانیتان کمک میکند: • من الان گنجایشش رو ندارم. • الان از عهدهش برنمیام. • این برای من خوب نیست. • باید اول بهش فکر کنم. • فکر کنم من آدم مناسبی برای این کار نیستم. • قراره آخر هفته استراحت کنم. • دوست ندارم درموردش حرف بزنم، میخوام شخصی نگهش دارم. • این رو انجام نمیدم. • الان نیازی به شنیدن این سخنان ندارم. ۰ این درخواست با شخصیت و دیدگاههای من همخوانی ندارد. https://t.me/zhiyaneve
جامعه را تماشاگران نمیسازند؛ گاهی میبینیم، میفهمیم، ناراحت میشویم؛ اما کاری نمیکنیم! در یک گروه مجازی، اطلاعات نادرستی منتشر میشود. چند نفر آن را میبینند؛ یکی میداند غلط است، دیگری از لحن توهینآمیزش ناراحت است و سومی میداند ممکن است به کسی آسیب بزند؛ اما همه سکوت میکنند. نه لزوما از بیتفاوتی؛گاهی هرکس منتظر است دیگری اولین قدم را بردارد. ما شدیداً به انسانهای معمولی نیاز داریم که گاهی، در لحظه مناسب، اولین قدم هرچند کوچک را بردارند. چون جامعه با انسانهایی ساخته میشود که بهوقت نیاز سکوت نمیکنند. https://t.me/zhiyaneve
هر اندازه زندگی پیامبر اسلام را مطالعه میکنم، جدا از کلام آسمانی یا قرآن که تنها معجزه و ماندگارترین اثر مکتوب در جهان است، کلمات و بیانات خود پیامبر(ص) نیز نوعی اعجاز است. ایشان در ۲۳ سال توانست: ✅جهل را به آگاهی، ✅نفرت را به عشق و ✅غم را به شادی ✅ناامیدی را به امیدواری ✅ترس را به شجاعت ✅شعار را به شعور و حرکت ✅شک را به یقین ✅دشمنان را به دوست ✅ و تفرقه را به وحدت تبدیل کند. ♥️هنوز هم جامعهی بشری به چنین شخصیت و چنین کلام سحرآمیزی به شدت نیاز دارد. https://t.me/zhiyaneve
🟥 بیایید امروز 👇 🔹دلی را نشکنیم، 🔹با نگاهخود، کسی را تحقیر نکنیم، 🔹با زبانخود، روان کسیرا زخمینکنیم. 🔹بدون افشاگریو سرزنش به درد دلهای کسی گوشکنیم. 🔹بهاندازه توانو قدرت خویش، بهنیازمندی کمک کنیم، 🔹با وساطت و پا درمیانی، دلهای دو نفر را که از هم رنجیدهاند بههم نزدیک کنیم، 🔹به نزدیکانو آشنایان مخصوصاً مادر و پدر زنگ بزنیم، 🔹بهکسانیکه مصیبتو آزاری دیدهاند، دلداری دهیمو 🔹به آنهاییکه پیروزیو موفقیتی را کسب کرده شادباشو تبریک بگوئیم و ♦️مهمتر از همهی اینها با چشمانی پُر از عشقو زبانی نرمو لطیف، روحو روان شریک زندگیمان را صیقل و به او عشق و امید بدهیم. ✅بسمالله نیت کنیم و با تمام توان آن را عملی نماییم. https://t.me/zhiyaneve
@zhiyaneve
هشدار به جوانان در رابطه با شبکههای اجتماعی. زبان فایل، کردی است. @zhiyaneve
امروز را با نام و یاد خدا و مناجاتی از دکتر شریعتی آغاز میکنیم: خدایا! به من توفیقِ تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن مداوم و مستمر، کار بی پاداش، فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، عظمت بینام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بدون خودنمایی، عشقِ بی هوس، تنهایی در انبوه جمعیت، و دوست داشتن را بدون آنکه دوستم بدارند روزی کن. علی شریعتی https://t.me/zhiyaneve
@zhiyaneve
انسانهای زیر را اینگونه بشناسید👇 ۱-اقوام و خویشان را هنگامِ غربت ۲-مرد را در بیماریِ همسرش ۳-زن را در هنگامِ فقرِ شوهرش ۴- دوستان را هنگامِ سختی و مصیبت ۵-مؤمن را در بلا و امتحانِ الهی ۶-فرزندان را هنگام پیریِ پدر و مادر ۷-برادران و خواهران را هنگام تقسیمِ ارث https://t.me/zhiyaneve
در سفرهای طولانی و ناشناخته، حتی با داشتن بهترین نقشه، باز هم داشتن یک راهنما که قبلاً آن مسیر را رفته باشد، ارزشمند است. راهنما، کسی است که میداند کجاها خطرناک است، کجاها میتوان استراحت نمود، و چگونه میتوان از دشواریها عبور کرد. در سفر زندگی، چنین راهنمایانی «مربی» یا «معلم زندگی» هستند. آنها لزوماً اساتید دانشگاه یا روحانیون نیستند؛ میتوانند پدر و مادری دانا، دوستی با تجربه، یا حتی نویسندهای باشد که کتابش زندگی ما را دگرگون میکند. آشنایی با سرگذشت بزرگان، بهویژه پیامبران و بزرگانی از سقراط و مولانا تا معاصرانی که در مسیر زندگی نور افشاندهاند، یکی از بهترین راهها برای یافتن راهنماست. بهقول حافظ: ای بیخبر بکوش که صاحبخبر شوی تا راهرو نباشی کی راهبر شوی؟ گر در سرت هوای وصال است حافظا باید که خاک درگه اهل هنر شوی https://t.me/zhiyaneve
без подписи
без подписи
✅مکتب درد!! دردها معلماند، اما معلمانی سختگیر و هدفمند! هیچ دردی بدون رسالت نیست، هیچ دردی بدون درس نیست، هیچ دردی بدون تکلیف نیست. آدمی از بدو تولد، معلمان زیادی دارد، اما دردها بیرحمترینشان هستند. در سختترین شرایط، بهجای رهایی، زخمیترت میکنند تا به شیوهی خودشان قدبکشی و رشد کنی. دردها صبر و طاقت تو را اندازه میگیرند و تا جاییکه طاقتت هست، تحت فشارت میگذارند و تا درسَت را یاد نگرفتی رهایت نمیکنند. مکتب درد، مکتبی واقعیتگراست و بدون تمایز، از شاگردانش آزمون میگیرد و بدون ارفاق، نمرات را روی رفتار و گفتار آنها حک میکند. درد، آدمها را قدردان داشتههایشان میکند و بیتفاوتتر به نداشتههایشان. فارغالتحصیلان مکتب درد، زندگی را جور دیگری میفهمند، جور دیگری نفس میکشند و جور دیگری احساس میکنند، فارغالتحصیلان مکتب درد، دو گونهاند؛ یا مهربانتر از قبل میشوند، یا نامهربانتر، خشمگینتر، بیرحمتر... انتخاب با خودت است. ♦️متن مال من نیست https://t.me/zhiyaneve
без подписи
خدایا...! دریافتهام کسیکه میگوید: «برایم دعا کن»، از روی عادت نمیگوید..! واقعاً کم آوردهاست...! صبرش تمام شدهاست...! اما باز هم از درگاه رحمت تو ناامید نیست...! چقدر دردناک و خالصانه است شنیدن جملهٔ: «برایم دعا کن» پروردگارا ! دعایم را برای تمامی بندگانت که از من خواستهاند برایشان دعا کنم، قبول کن. بهنظر آنها، من نزد شما اعتبار و جایگاهی دارم. خداوندا ! استجابت دعای من در درگاه تو از لطف و کرم و خزانهی بیانتهایت چیزی کم نمیکند ولی گرهی از کار انسانهای درمانده میگشاید. https://t.me/zhiyaneve
без подписи
کوک چهارم ( حکایتی منسوب به علامه محمدتقی جعفری) روزی پس از پایان کلاس شرح مثنوی، استاد علامه محمدتقی جعفری فرمودند: «سالها اندیشیدهام و به این نتیجه رسیدهام که رسالت ۱۲۴ هزار پیامبر را میتوان در یک جمله خلاصه کرد؛ و آن، کوک چهارم است.» سپس با همان لهجه شیرین و دلنشین خود حکایتی نقل کردند: مردی کفش خود را برای تعمیر نزد کفاش برد. کفاش پس از نگاهی دقیق گفت: «این کفش سه کوک لازم دارد؛ هر کوک ده تومان. هزینه تعمیر میشود سی تومان.» مشتری پذیرفت، مبلغ را پرداخت و رفت تا ساعتی بعد برای تحویل کفش بازگردد. کفاش مشغول کار شد؛ کوک اول... کوک دوم... و سرانجام کوک سوم. کار تمام شده بود. اما... وقتی کفش را دوباره در دست گرفت، با خود اندیشید: «اگر یک کوک دیگر هم بزنم، عمر این کفش بیشتر میشود؛ محکمتر میشود و بهتر دوام میآورد.» اینجا بود که در برابر یک دوراهی قرار گرفت. از یک سو، توافق میان او و مشتری تنها سه کوک بود و حق نداشت هزینه بیشتری مطالبه کند. از سوی دیگر، وجدانش او را به زدن آن کوک چهارم فرا میخواند؛ کوکی که نه برای سود، بلکه برای کمال کار بود. این انتخاب، تقابل میان منفعت و اخلاق بود؛ میان انجامِ وظیفه و انجامِ آنچه از سر انسانیت است. اگر کوک چهارم را نزند، هیچ خلافی نکرده است؛ به قرارداد پایبند مانده و از قانون فراتر نرفته است. اما اگر آن کوک چهارم را بزند، به رسالت همه پیامبران لبیک گفته است. کوک چهارم، همان جایی است که انسان از مرزِ «وظیفه» عبور میکند و به سرزمین «فضیلت» قدم میگذارد؛ جایی که کار را نه فقط برای مزد، بلکه برای وجدان، عشق و خدا بهتر انجام میدهد. دنیا سرشار از فرصتهای «کوک چهارم» است... و من و تو، هر روز، در نقش همان کفاشِ دودل، بارها در برابر این انتخاب قرار میگیریم. امیدواریم در زندگی، همیشه آن «کوک چهارم» را برای یکدیگر بزنیم؛ همان کار کوچکی که شاید هیچکس از ما نخواسته باشد، اما میتواند دنیا را اندکی بهتر و انسانیتر کند. https://t.me/zhiyaneve
یکی دیگر از خطاهای زبان در محاورات و گفتگوهای روزمره، برچسبزنی (Labeling)است: «تو یک ........هستی!» یا «او یک ........است!» تعریف برچسپ زنی: یعنی بهجای توصیف رفتار، به افراد برچسب هویتی میزنیم. این خطرناکترین خطای زبانی است؛ زیرا هویت طرف مقابل را نشانه میگیرد. روایت مشاورهای: پدری که پسرش را «تنبل»کرد. آقای محمدی،پدری سختکوش، از پسر ۱۵سالهاش ایمان شاکی بود. در جلسه مشاوره، جلوی پسرش گفت: «آقا! واقعاً ایمان یه آدم تنبل و بیمسئولیتی است. فقط میخوابه و بازی میکنه.» وقتی از ایمان پرسیدم نظرت چیست؟ با چشمهای پایین گفت: «خب وقتی بابام میگه من تنبلم، دیگه تلاش کردن چه فایدهای داره؟» تحلیل زبانی: پدر بهجای گفتن «ایمان امروز درس نخوند» (توصیف رفتار)، گفت «او تنبله» (برچسب هویت). این برچسب مانند خالکوبی روی پیشانی روح کودک میماند. چون همیشه باخودش می گوید: «من همان هستم که او میگوید.» https://t.me/zhiyaneve
همهی ما از نقش و تأثیر زبان در ابعاد مختلف زندگی تجربه داریم و در دین، و سخنان بزرگان ادب و عرفان، جملات و کلمات قصار و پند و امثال زیادی را در این باره شنیدهایم. امروز میخواهم از منظر روانشناسی شناختی،نگاهی متفاوت به موضوع زبان داشته باشیم تا نقش آن را در زندگی بیشتر لمس کنیم و از این پس در زبان و گفتار خود بسیار دقت کنیم: مریم و میلاد زوج ۳۲ و ۳۵ سالهای بودند که برای مشاوره پیش از طلاق به من مراجعه کرده بودند. در همان جلسه اول، مریم با چشمانی اشکآلود گفت: «ایشان هرگز به من گوش نمیدهد. همیشه سرش توی موبایل یا کارش است.» میلاد با ناراحتی جواب داد: «تو نیز همیشه داری غر میزنی. هیچوقت از من راضی نیستی.» تحلیل زبانی:کلمات «هرگز» و «همیشه» چه میکنند؟ آنها گذشته را تحریف و آینده را مسدود میکنند. آیا میلاد در طول ۱۰سال زندگی مشترک، حتی یکبار هم به حرف مریم گوش نداده بود؟ قطعاً که اینطور نبوده! اما مریم با گفتن «هرگز»، تمام آن لحظات خوب را پاک کرد. مداخله زبانی در جلسه: از آنها خواستم قانون «ممنوعیت کلمات همیشه و هرگز» را به مدت یک هفته اجرا کنند. بهجای «تو همیشه دیر میای» بگویند: «امروز دیر آمدی و من ناراحت شدم.» نتیجه: جلسهی بعد مریم با تعجب گفت: «فکر نمیکردم اینقدر سخت باشه. مجبور شدم خیلی دقیقتر حرف بزنم. اولین بار بود فهمیدم آدم (میلاد) بعضی وقتها واقعاً خسته است، ولی نه همیشه.» این تکنیک سادهٔ زبانی، نگاه و ذهن آنها را از «همسری که ذاتاً بد است» به «رفتار نادرست همسر در این لحظه» تغییر داد و با تمرینات بیشتر و دقت در کاربرد زبان، تغییرات محسوسی زندگیشان دیده شد. ادامه دارد..... https://t.me/zhiyaneve