Abode of Wisdom
Статистика💠بسم الله الرحمن الرحيم 💠 Path of Erfan through living life طريق المعرفة من خلال الحياة المعيشية كانال “بيت الحكمه" English - عربي - فارسي - اردو https://t.me/AbodeofWisdom
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 22
- Всего постов
- 44
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Языки
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 54
- 1/48двое суток
- 61
- 1/72трое суток
- 66
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
🖤 This is what you would experience if you were at the shrine today: A mourning gathering for the Prophet Muhammad and Imam Hassan (AS) held in the Imam Khomeini Portico of the shrine of Imam Reza (AS). 🎥 Mohammad Mohammadzadeh 📥 The higher quality 🆔 @ImamRezaEN 📲 +989338604490
▪️Thursdays with Ulama Repaying the debt to Prophet Muhammad means performing complete jihad—not just military combat, but striving in science, politics, knowledge, and ethics—as a form of submission to God’s command (Quran 22:78). True repayment is fulfilling this all-encompassing struggle for Islam in every field of life. ▶️The Martyred Leader was not just a speaker of this truth—he was its living proof, and he brought his teachings to full fruition. 🆔 @ImamRezaEN 📲 +989338604490
🏴 Imam Reza (as) said, I am the one who will be killed, poisoned, and buried in a land of estrangement. أَنَا مَقْتُولٌ وَ مَسْمُومٌ وَ مَدْفُونٌ بِأَرْضِ غُرْبَةٍ 📚 'Uyun Akhbar al-Ridha (as), vol. 2, p. 263 🆔 @ImamRezaEN 📲 +989338604490
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
🖤🥀 Last night at the Holy Shrine of Imam Reza (as), the Imam Khomeini Portico felt different as the heartfelt voice of Mulla Basim al-Karbalaei filled the air; a night of tears, mourning, and heartfelt devotion to Ahl al-Bayt (as). 🆔 @ImamRezaEN 📲 +989338604490
💠Imām Hasan (peace be with him): 🟡He who trusts whatever Allah has chosen for him to be good, will never wish to be in any situation other than what Allah has chosen for him to be in. 📖Bihar-ul Anwar, 78/106, no. 6 💠الامام الحسن (عليه السلام): 🟡مَنِ اتَّكَلَ على حُسنِ الاِختيارِ مِنَ اللّه، لَم يَتَمَنَّ أنّهُ في غَيرِ الحالِ التي اختارَها اللّه لَهُ 💠امام حسن (عليه السلام): 🟡هر کس بر حسن انتخاب خدا تکیه کند، نمیخواهد در وضعیتی غیر از آنچه خداوند برای او برگزیده است قرار گیرد. 💠امام حسن (عليه السلام): 🟡جو شخص یہ بھروسہ کرتا ہے کہ اُس کے لیے خدا کا انتخاب بہترین ہے تو وہ اس کے علاوہ کسی اور صورت حال میں نہیں رہنا چاہتا جسے خدا نے اس کے لئے منتخب کیا ہے۔ Join👉🏻@AbodeofWisdom
The Morals of Ahl al-Bayt 👥 Excerpt from a speech by Āyatollāh Sayyed Sājid Ali Naqavi: 💳 “We must strive to teach ourselves and our children the noble morals of Ahl al-Bayt (peace be with them). It is narrated from Imām Hassan (peace be with him) that he once passed by a man who insulted him and used abusive language. The Imam simply continued on his way, ignoring the man completely, as though the words were not directed at him at all. Such is the character and conduct of Ahl al-Bayt (peace be with them): (patience, dignity, and restraint). Let us learn from their example, embody these virtues in our lives, and pass them on to our children.” 🔗 https://t.me/FaithKeepers
Imam Hassan (peace be with him): “A man devoid of intellect and reason cannot have good manners.” الإمام الحسن عليه السلام: لا أدب لِمَن لا عَقْلَ لَهُ. 🔗 https://t.me/FaithKeepers
داستانی واقعی و تکاندهنده از کشور یمن 👞 زمانی که معلمی به شاگردانش قول داد به هر کسی که نمره کامل بگیرد، یک جفت کفش نو جایزه بدهد، همه با نمرات عالی موفق شدند. اما تکه کاغذ کوچکی درون جعبه، رازی را فاش کرد که باعث شد آن معلم تمام شب را در برابر همسرش گریه کند. استاد «نوال» در یک مدرسه ابتدایی کوچک در روستایی فقیر تدریس میکرد. شاگردانش هر صبح با لباسهایی ساده، دفترهایی قدیمی و رؤیایی بزرگتر از خانههایشان به مدرسه میآمدند. او آنها را مانند فرزندان خودش دوست داشت و از چهره هر کودک میفهمید که آیا شب سیر خوابیده است یا گرسنگیاش را از خانوادهاش پنهان کرده است. روزی خواست تا روحیه آنها را بالا ببرد، پس با لبخندی به آنها گفت: «هر کس در امتحان نمره کامل بگیرد، به او یک هدیه کوچک میدهم.» یکی از کودکان با هیجان پرسید: «خانم، هدیه چیست؟» معلم پاسخ داد: «یک جفت کفش نو.» کفش برای آنها یک شیء معمولی نبود، بلکه رؤیای کوچکی بود که روی دو پا راه میرفت. کودکان بسیار خوشحال شدند و با جدیت شروع به درس خواندن کردند و هر کدام آرزو داشتند که این هدیه نصیب او شود. در میان آنها دختری به نام «وفاء عبدالکریم» بود که انتهای کلاس مینشست؛ او بسیار آرام بود و همیشه پاهایش را زیر نیمکت پنهان میکرد. وفاء کفشی قدیمی و پاره داشت که نوک آن باز شده بود و بندش چندین بار گره خورده بود، اما هرگز شکایتی نمیکرد. روز امتحان فرا رسید و کودکان با پشتکاری عجیب نوشتند؛ تا جایی که معلم احساس کرد تمام این قلبهای کوچک میخواهند پیروز شوند. بعد از تصحیح اوراق، غافلگیری این بود که تمام دانشآموزان نمره کامل گرفته بودند! استاد نوال خوشحال شد اما درماند ماند؛ کفش را به چه کسی بدهد در حالی که همه شایستگی آن را داشتند؟ او به آنها گفت: «شما همه عالی هستید، اما هدیه فقط یکی است؛ راه حلی پیشنهاد بدهید که همه راضی باشند.» کودکان کمی با هم مشورت کردند و سپس گفتند: «نامهایمان را روی کاغذهای کوچک بنویسیم و در جعبه بیندازیم و شما یک ورق را به طور تصادفی بیرون بکشید.» معلم پذیرفت و هر کودک نامش را روی کاغذ نوشت، تا کرد و در جعبه انداخت. استاد نوال در مقابل دیدگان آنها یک کاغذ بیرون کشید، آن را به آرامی باز کرد و خواند: «وفاء عبدالکریم». وفاء با قدمهایی لرزان و در حالی که اشکهایش از شادی جاری بود، جلو آمد و در حالی که بقیه دانشآموزان صادقانه برایش دست میزدند، کفش نو را گرفت. او کفش را طوری در آغوش گرفت که انگار گنجینهای به دست آورده است و دست معلمش را بوسید و گفت: «به خدا قسم خانم، من واقعاً به آن نیاز داشتم.» نوال نتوانست جلوی اشکهایش را بگیرد، اما لبخند زد تا شادی آن دخترک خراب نشود. شب هنگام، در حالی که جعبه کوچک کاغذها را با خود داشت، به خانه برگشت. همسرش پرسید: «چرا در حالی که داستانی زیبا تعریف میکنی، گریه میکنی؟» او در حالی که جعبه را باز میکرد گفت: «من به خاطر اینکه وفاء برنده شد گریه نمیکنم.» همسرش تعجب کرد و پرسید: «پس چرا؟» او کاغذها را یکی پس از دیگری بیرون آورد و در مقابل همسرش باز کرد. روی تمام کاغذها، فقط یک نام نوشته شده بود: «وفاء عبدالکریم». همسرش خشکش زد، اما نوال بیشتر گریه کرد و گفت: «تمام بچهها نام او را نوشتند و هیچکدام نام خودشان را ننوشتند!» او در حالی که میلرزید ادامه داد: «همه آنها کفش میخواستند، اما دیدند که نیاز او بیشتر از نیاز آنهاست.» روز بعد، نوال به مدرسه رفت در حالی که به تعداد تمام شاگردان کلاس، کفشهای نو به همراه داشت؛ چرا که همسرش تنها ساعتی را که داشت فروخت تا این کفشها را بخرد. وقتی وارد کلاس شد به کودکان گفت: «دیروز شما درسی به من دادید که در هیچ کتابی نیست.» وفاء گریه کرد، کودکان گریه کردند و آن روز در مدرسه به نام «روز قلبهای سفید» شناخته شد. اما زیباترین اتفاق زمانی رخ داد که پیامی از یک خیرخواه رسید که داستان را شنیده بود و متعهد شد لباس و کفش تمام دانشآموزان مدرسه را تا پایان سال تهیه کند. در پایان پیام نوشته بود: « کودکی که شادی خود را به خاطر دیگری کنار میگذارد، سزاوار است که دنیا تمام درهایش را به رویش باز کند...» https://t.me/AbodeofWisdom
قالَ أميرُالمُؤمِنين عليه السلام: فَإِنَّ الدُّنْيـا أَدْبَرَتْ، وَآذَنَـتْ بِوَدَاعٍ،وَإِنَّ الاْخِرَةَ قَدْ أَقْبَلَتْ وَأَشْرَفَتْ بِاطِّلاَعٍ،أَلاَ وَإِنَّ الْيَوْمَ المِضْمَارَ، وَغَدا السِّبَاقَ،وَالسَّبَـقَةُ الْجَنـَّةُ، وَالْغايَةُ النّـارُ. نهج البلاغة خ٢٨ حضرت على عليه السلام فرمود: اينك دنيا روى گردانده است و وداع مى كند و آخرت روى آورده است و طلايه هاى آن نمايان شده است. هشدار! كه امروز زمان تمرين و آزمايش است و فردا هنگام مسابقه، مسابقه اى كه بردش بهشت است و باخت آن، آتش. Imam Ali (peace be with him): “Surely this world has turned its back and announced its departure while the next world has appeared forward and proclaimed its approach. Today is the day of preparation while tomorrow is the day of race. The place to proceed to is Paradise while the place of doom is Hell.” https://t.me/AbodeofWisdom
قال رسول الله ﷺ: إذا ماتَ الإنسانُ انقَطَعَ عَمَلُهُ إلاّ مِن ثَلاثٍ: إلاّ مِن صَدَقَةٍ جاريَةٍ أو عِلمٍ يُنتَفَعُ بِهِ أو وَلَدٍ صالِحٍ يَدعُو لَهُ؛ ميزان الحكمه، ح ۱۴۲۸۷ پيامبر اعظم ﷺ: با مرگ انسان، رشته عملش قطع مىشود، مگر از سه چيز: صدقه جارى (و ماندگار)، دانشى كه مردم از آن بهرهمند شوند، و فرزند نيكوكارى كه برايش دعا كند. The Noble Prophet (peace be with him and his progeny): “When a person dies his deeds will cease to benefit him except three: continuous charity (i.e. building a water source, a mosque, opening orphanages, etc.), a knowledge that benefits humanity, and a righteous, pious child who supplicates for the person.” https://t.me/AbodeofWisdom