- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 28
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 358
- 1/48двое суток
- 410
- 1/72трое суток
- 442
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
سوالی که باید در هر لحظه از درمان روانکاوانه از خود بپرسید چیست؟ _در اتاق درمان چه چیزی را باید شفاف کنیم؟ _در چه مواردی مجاز به شفافکردن نیستیم؟ کلاسِ تمرین عملی تکنیک روانکاوانه تدریس علی نریمان #روانکاوی #علی_نریمان #TFP #شفافسازی #مدرسه_روانکاوی_زان 📇پرسش دربارهٔ ظرفیت کلاسها و ثبت نام ««««فقط»»» از طریق اکانت زیر: @paria13k آدرس کانال تلگرم: https://t.me/AliNariman اینستاگرم: https://www.instagram.com/alinariman.ir?igsh=ZWlyOTJzb2dvamlh&utm_source=qr کانال بله: https://ble.ir/alinarimanpsy
علی نریمان | Ali Nariman pinned a voice message
Why Doesn't the Narcissistic Patient Quit TFP When We Set Limits? چرا بیمار نارسیستیک در تیافپی در بدوِ چارچوبگذاری ترکِ درمان نمیکند؟ شاید چون درونش، همپیمانهایی ناهشیار گرسنهٔ ساختارند. کلاسِ تمرین عملی تکنیکهای روانکاوانه تدریس علی نریمان #تیافپی #علی_نریمان #کرنبرگ 📇پرسش دربارهٔ ظرفیت کلاسها و ثبت نام ««««فقط»»» از طریق اکانت زیر: @paria13k آدرس کانال تلگرم: https://t.me/AliNariman اینستاگرم: https://www.instagram.com/alinariman.ir?igsh=ZWlyOTJzb2dvamlh&utm_source=qr کانال بله: https://ble.ir/alinarimanpsy
علی نریمان | Ali Nariman pinned «متن طولانی و پر از اطناب نالازم است و تهش هم شاید چیز دندان گیری نباشد، اگر حالش نیست نخوانید.اگر هم خواندید که دمتان گرم و سرتان خوش. برای یکی از شاگردانم؛ دربارهٔ سوپرویژن امروز، و آنچه در آن گذشت… این متن را از دل نوشتم، پس اگر با دلتان بازی کرد بفرستیدش…»
خوب! بازی بس است! پایهاید لحظهای مطربی و مسخرگی را کنار بگذاریم؟ عالیست! بگویید ببینم از هر صدنفر(هرآنکه از لحظه تولدتان تا امروز در زندگیتان دیدهاید)، چند نفر غیرت و همت کانتین کردن داشتهاند؟! غریبه که نیستید، جای سفت ماجرا اینجاست دیگر نه؟ شاشیدن روی این زمین سفت کار هرکسی نیست! پس امروز برای این درمانگر و این رفیق نوشتم، نه به این سبب که تکنیک میداند، که صادقانه هنوز باید بیاموزد، نه به این علت که تفسیر عمیقی کرده که فروید را در گور لرزانده، که نکرده است، بلکه به این منظور که او جای سفتی شاشیده که کار هرکسی نیست… (رو به خودش میگویم میدانم با خواندن این خط معذب میشوی اما شاید لازمت شود!) باز هم از این جلسه و شاید جلساتی دیگر خواهم نوشت، پس: ادامه دارد… علی نریمان، بامداد یا همان نیمهشبی در مرداد
خیره بودیم و ظرفیتی میدیدیم که داشت پیش چشممان متبلور میشد… تعریف از خود نباشد ندیدبدید نیستم و بیش از یک دهه است در کلینیک مشغول به نان درآوردنم، پس اینکه انسان متحول شود با آنکه شگفتانگیز است اما برایم چیزی غریبی هم نیست، نمیدانم چرا این یکی چنین به وجدم آورد و حس کردم(و حس میکنم) فرق داشت. جلسه چه شد؟ از همانجا و همان لحظه، جلسه از تکنیک فاصله گرفت و به کار بالینی «واقعی» رسید. نشستیم و همین حسادت را باز کردیم. بیمارش که بود؟ بیمار او جوانی است اهل بخیه و مسکر و جوج و ماستخیار و سنگ و تونی مونتانا و غیره، و جا خوش کرده در طیف مرزی با رگههای پررنگ نارسیسیسم. کسی است که در جایگاه پارانوئیداسکیزوئید دستوپا میزند و با خودِ بزرگمنش، و بیقانونیاش هر مرزی را، از جمله مرزهای درمان، به بند تنبان میگیرد و در فانتزیهایش با نمادهای قدرت همپیمان میشود، تا حقارت و فروپاشی درونش به چشم خودش و شاهد نیاید که نیاید… اما این بازی فقط بیرون از اتاق اجرا نمیشود. بیمار همان چیز را به روان درمانگر ما هم تزریق میکند. بنا به قسم صادقهٔ کلاین و بیون، تا جان دارد از راه همانندسازی فرافکنانه هرچه هضمنشده و خام و ترسناک دارد به درون درمانگر قاچاق میکند و میگوید بفرما! این هم سهم تو... حق ویزیتت هم که پرداخت شده، بسوز و بساز! چرا چنین میکند؟ هیچی! میخواهد او را ناتوان کند، در جای حقیر بنشاندش، تا خودش بالای این خرابی، احساس قدرت کند و در نهایت بگریزد از ناتوانی انسانی خودش و گریه نکند! بله درست شنیدید، آدمها این جنگولکبازیها را در میاورند تا نکند از سر رحم بر خود، نمِ اشکی بر گونههای حساسشان بنشیند… حالا چرا این حسادت کردن دارد؟ بله که دارد! درمانگر ما در بند سوپرایگوی دژخیم خودش است و حالا مقابل کسی نشسته که اساسا آن دژخیم را ندارد! دژخیمش معتاد است و بیجان در گوشهای خسبیده! البته حسادت این رفیق، تنها ناشی از احوالِ خصوصی او نبود و از درون بیمارش خبر میداد و نشان میداد بیمار تا کجا توانسته حفرههای آن قدرتطلبی سادیستیک را در روان درمانگرش جا بگذارد. درمانگر این را حس کرده بود و همین مهم است، همین لازم است؛ او آن را انکار نکرد، آنطور که «درمانگر بد» میکند، و با رویاروسازی و تفسیرِ خشمآلود هم روی سر بیمار خالیاش نکرد. نگهش داشت، در دفترش نوشت… تحملش کرد، و آمد و پیش روی جمع فریادش زد! خوب خوب خوب! اینجا پای ستوان دومِ مفتخر، بزرگمان ویلفرد بیون به میان میآید. حرف او ساده است و اجرایش دشوار. چه حرفی؟ ستوان میگفت روانکاو باید بتواند اضطرابهای بینام و عناصر خام درون ذهن بیمار را در خود جا بدهد. باید ظرف شود. مثل کانتینرهای پشت ماشینسنگینها بار بکشد و دم نزند، وقتی رسید به بندرعباس، صحیح و سالم تحویل دهد! یعنی چه؟ ببینید حرف بیون این است که کانتین کردن پیش از هر چیز تحمل درد ندانستن است؛ شما در اتاق نشستهاید، بیمار روان شما را نشانه گرفته، پوستتان را هم خواهد کند! هرچه دارد و ندارد بارتان میکند و وقتی حسابی سنگین شدید مینشیند که واکنشتان را ببیند؛ پر از بدیتان میکند، حس بیکفایتی و خشم و حسادت تمام وجود شما را گرفته، باید چیزی بلد باشید؟ زیاد نه! تکنیک و فن میخواهد؟ راستش خیر! پس چه لازم دارد؟ غیرت!! شما مینشینید، کاری نمیکنید، فرار هم نمیکنید و این سموم را در خود نگه میدارید تا هضم شود و بعد در قالب یک خیالگردیِ آرام و یک تفسیر راهگشا به بیمار برمیگردانید… ویزیت را گرفته و این نانِ مازوخیستیک را سر سفرهٔ خویش میبرید و با خانوادهٔ محترم یا تنها، نوشجان میکنید. بله آقاجان! آنجا که پای ساختار مرزی و لایههای سایکوتیک در میان است، قصه نازنازی و آغوش گرم جواب نمیدهد که هیچ، سوال هم میکند. چه باید کرد؟ هیچ! همان نگاه خیرهٔ بیون به حقیقت کثیف روان آدمیزاده، بیآنکه رویش پرده بکشی لازم است. باز هم چه باید کرد؟ تحمل! چارچوب لازم است و غیرتِ ماندن در تاریکی. (اگر ولم میکردند و از نام بزرگ جنابان ابولحسن نجفی و محمد قاضی و رضا رضایی و داریوش آشوری و امثالشان برای جفتپا رفتن در امانتداری و دقت در واژهگزینی شرم نمیکردم، negative capability بیون را به غیرت ترجمه مینمودم! همین! درمانگر باید غیرت داشته باشد! خدا را چه دیدی شاید آن دلالت مسمومِ envious jealousy هم از پیشانی این واژهٔ بیچاره پاک میشد! یا حداقل ترجمهاش میکردم به «غیرة» که مدعی بداند اینها فرق دارند!) ادامه در پیام بعدی:
متن طولانی و پر از اطناب نالازم است و تهش هم شاید چیز دندان گیری نباشد، اگر حالش نیست نخوانید.اگر هم خواندید که دمتان گرم و سرتان خوش. برای یکی از شاگردانم؛ دربارهٔ سوپرویژن امروز، و آنچه در آن گذشت… این متن را از دل نوشتم، پس اگر با دلتان بازی کرد بفرستیدش برای آن کسی که مثل خودتان دلی دارد! شروع کنیم؟ بیایید امشب به این بیاندیشیم که «سوپرویژن روانکاوانه» چیست؟! همین اول کار بگویم من یکی که نمیدانم و تا پایان این متن هم نخواهم فهمید، پس اگر نکته کلاسی میخواهید، اینبار طمع نکنید که در کیسهام هیچ کوفتی چنین ندارم… واقعا نمیدانم چیست اما اگر بخواهم صرفا از سر نادانی توصیفش کنم، بهنظرم سوپرویژن بیشتر به اتاق پانسمان میماند تا به کلاس درس، البته اتاق درمان هم نیست، یک چیزی است بین این دو، فرزندی است که از رابطهٔ این دو زاده شده و شاید بیشباهت به آنچه تامس آگدن analytic third مینامدش نیست… روی صندلی سوپروایزر نشستن هم البته چشم انداز عجیبی است؛ درمانگر میآید سر کلاس شما، مینشیند و آنچه در اتاق درمان بر سرش آمده را روی میز میگذارد… همه هم نشستهاند، همدردانش را میگویم… همانها که نمیدانند، در کنار سوپروایزر، که او هم نمیداند. همه به درمانگر بیچاره که امروز نورافکن روی اوست گوش میکنند و گاهی یاد کیسهای خودشان میافتند، گاهی قضاوتش میکنند، گاهی خودشان را جای او گذاشته حساب کار دستشان میآید و گاهی هم سکوت میکنند… اما آنچه واقعا میدانم چیست؟ در این حرفه و در این جمع، قصههای خوشساخت و پایانهای دلچسب نداریم، مطلقاً. کار ما رفتوآمد مدام است به لایههایی از روان آدم که کسی دوست ندارد نامشان را ببرد. جلسهٔ امروز در یکی از کلاسها، از همین جنس بود، اجازه گرفتم با سانسور فراوان، بخشی از وویسش را در کانال بگذارم، اما وقتی پای وویس نشستم دیدم کار به این سادگیها هم نیست، با خود گفتم تنبلخان! بیخیال شو و بنویس، «که این برای تو بهتر است»! برویم سر اصل مطلب. درمانگری که نوبتش رسیدهبود، امروز باعث شد دوباره ایمان بیاورم که در این کسب و کار (بله بله از لفظ کسب و کار استفاده میکنم، و این را هم عامدانه میگویم که به باسن مدعیان بربخورد!) از هرچه خالی شویم از معنا تهی نخواهیم شد… القصه مسیرش در این حرفه را این مدت دیدهبودم… از آنهایی بود که کار خودش را میکرد! از آنها که بیتعارف علاقهای به حساب و کتابِ کار نداشت…حرصم را در میاورد! بیطرفی درمانی؟ نه ممنون! قائدهٔ پرهیز؟ صرف شده! تفسیر انتقال؟ خیر، به جایش بیمارم را نصیحت میکنم… فنون سهگانه؟ هیچکدام! جلسهٔ قبل متاسفانه عنان از کف دادم و برخورد نهچندان شیرینی بینمان رخ داد… با خود گفتم این یکی عمراً به کلاس من برگردد… مثل خیلیها که نمیمانند… بیتعارف! معصوم که نیستم با بعضی اصلا تلخی میکنم که نمانند… سرتان را به درد نیاورم، این رفیق، امروز هم آمد و دیگر آن کسی که وصفش را کردم نبود! چطور؟ مگر چه شده بود؟ اعجاز کلام؟ تاثیر مواجههٔ مستقیم؟ واقعا نمیدانم. امروز در سوپرویژن چیزی آورد که گفتنش آسان نیست… در چشمم(و چشمان جمع) نگاه کرد و گفت به بیمارش «حسادت» میکند! اولش باور نکردم این را شنیدهام، گفتم شاید مثلا دارد میگوید: «به بیمارم اصالت؟ خسارت؟ صیانت؟ رسالت؟ هدایت؟ یا هر چیزی بر وزن فعالة میکنم»! حتی اینکه جملهاش چنین بیمعنا باشد هم مانع نشد که سیستم ادراکیام باور کند او چنین عریان و رودرروی وجدان خویش ایستاده و این چنین آینه پیشروی خودش گرفته، دستمالی بر آینه کشیده و پتک به آسمان برده و ناظران پناه گرفته تا تکههای آینه بر سر و صورتشان فرو نرود و یکهو بوم!!! خود میشکند و آینه صحیح و سالم است! *این بندش را قشنگ نوشتم پدر نه؟؟ با شما نبودم، با جناب ابومحمد مشرفالدین مصلح بن عبدالله بن مشرّف شیخ اجل، یا همان سعدی خودمان حرف میزنم. بههر طریق! به این فکر کنید که در روانشناسی پدرسالار و مصلحتاندود و ایرانیزه و جریان اصلی دانشگاهی کشورمان(که این دوستمان حداقل در فهم من الفتی به قبیله مذکور داشت و همین حرصم میداد)، درمانگر کیست و چیست؟ مگر غیر از این است که موجودی است بیعیب و همیشه مهربان که خشم و حسادت و شقاوت و و هیزی و خیزی(این یکی از زبان کُردی است) و اینها از او سر نمیزند؟ گفتن ندارد رفقا که این تصویر دروغ است و دروغ کثیفی هم هست و کارکردش هم چیزی جز دفاع و به انقیاد بردن سوژهٔ آزاد نیست. همین شد که من پیش این اعتراف کمی درنگ کردم، او از حسادت گفت و من تغییر شنیدم و جسارت و جرأت… از اتو کرنبرگ پرسیدند درمانگر خوب باید چگونه باشد و گفت از خشم بیمار و هم از خشم خود نترسد که اگر بترسد هرچه سواد دارد و تکنیک میداند به دادش نخواهد رسید و خلاصه ریده. خوب. بعدش چه شد؟ طبعا من و رفقایم هم اعتراف این رفیق را ضعف ندیدیم.
What Is a Seductive Intervention? مداخلهٔ اغواگرانه چیست؟ چگونه یک روانکاو میتواند ظاهراً روانکاوانه تفسیر کند، درحالی که در باطن، مرکز هر مداخلهاش خودش است نه بیمار؟ کلاسِ تمرین عملی تکنیکهای درمان روانکاوانه تدریس علی نریمان #روانکاوی #علی_نریمان #اتو_کرنبرگ
علی نریمان | Ali Nariman pinned a voice message
Why Is Casual Chatting with Patients Unethical?!! ✔️چرا گپ زدن درباره مسائل روزمره با درمانجو و اصطلاحا WarmUp در ابتدای جلسه غیرفنی، غلط، و حتی غیراخلاقی و آسیبزننده است؟ ✔️کلاسِ تمرین عملی تکنیکهای روانکاوانه – تدریس علی نریمان #TFP #اتو_کرنبرگ #ناهشیار #روانکاوی #علی_نریمان #اخلاق_درمانی 📇پرسش دربارهٔ ظرفیت کلاسها و ثبت نام ««««فقط»»» از طریق اکانت زیر: @paria13k آدرس کانال تلگرم: https://t.me/AliNariman اینستاگرم: https://www.instagram.com/alinariman.ir?igsh=ZWlyOTJzb2dvamlh&utm_source=qr کانال بله: https://ble.ir/alinarimanpsy
علی نریمان | Ali Nariman pinned a voice message
چرا باید جلسه را سر وقت تمام کنیم و در پایان،محتوای جلسه را برای بیمار خلاصه نکنیم؟ خلاصه کردن در انتهای جلسه چه آسیبی به درمانجو و درمان میزند؟ کلاسِ تمرین عملی تکنیکهای درمان روانکاوانه تدریس علی نریمان #روانکاوی #علی_نریمان #چارچوب_درمانی #TFP #اتو_کرنبرگ 📇پرسش دربارهٔ ظرفیت کلاسها و ثبت نام ««««فقط»»» از طریق اکانت زیر: @paria13k آدرس کانال تلگرم: https://t.me/AliNariman اینستاگرم: https://www.instagram.com/alinariman.ir?igsh=ZWlyOTJzb2dvamlh&utm_source=qr کانال بله: https://ble.ir/alinarimanpsy
Why Is The Interpretation of Dreams a "Difficult Book"? چرا تاویل رویا «کتاب سخت»ی است؟ با کدام فروید مواجه خواهیم شد؟ چرا با «منشأ انواع» داروین مقایسه میشود؟ جلسهٔ صفر کلاس فرویدخوانی – بخش تاویل رویا تدریس علی نریمان #زیگموند_فروید #تاویل_رویا #علی_نریمان #فرویدخوانی 📇پرسش دربارهٔ ظرفیت کلاسها و ثبت نام ««««فقط»»» از طریق اکانت زیر: @paria13k آدرس کانال تلگرم: https://t.me/AliNariman اینستاگرم: https://www.instagram.com/alinariman.ir?igsh=ZWlyOTJzb2dvamlh&utm_source=qr کانال بله: https://ble.ir/alinarimanpsy
علی نریمان | Ali Nariman pinned a voice message
You're Not a Surgeon; You're a Psychotherapist. Drop the Surgical Temptation. شما جراح نیستید؛ رواندرمانگرید. این وسوسهٔ را دور بیندازید! در باب مداخلات نارسیسیستیک و حاکمانهٔ درمانگران تازهکار. کلاس: تمرین عملی مداخلات روانکاوانه – تدریس علی نریمان #روانکاوی #علی_نریمان #TFP 📇پرسش دربارهٔ ظرفیت کلاسها و ثبت نام ««««فقط»»» از طریق اکانت زیر: @paria13k آدرس کانال تلگرم: https://t.me/AliNariman اینستاگرم: https://www.instagram.com/alinariman.ir?igsh=ZWlyOTJzb2dvamlh&utm_source=qr کانال بله: https://ble.ir/alinarimanpsy
مناقشهٔ کوهوت و کرنبرگ در باب نارسیسیسم؛ آغوش یا قانون؟ مادر یا پدر؟ آغوش گرم مادر بدون حضور پدر از نوزاد چه میسازد؟ جلسهٔ اول کلاس «درمان نارسیسیسم بیمارگونه» – تدریس علی نریمان #نارسیسیسم #هاینتس_کهوت #اتو_کرنبرگ #TFP #Self_Psychology 📇پرسش دربارهٔ ظرفیت کلاسها و ثبت نام ««««فقط»»» از طریق اکانت زیر: @paria13k آدرس کانال تلگرم: https://t.me/AliNariman اینستاگرم: https://www.instagram.com/alinariman.ir?igsh=ZWlyOTJzb2dvamlh&utm_source=qr کانال بله: https://ble.ir/alinarimanpsy
علی نریمان | Ali Nariman pinned a photo
فراخوان ثبتنام در دوره جامع یکسالهٔ «تشخیص روانتحلیلی بر اساس PDM-3» کتاب راهنمای PDM-3 چیست؟ راهنمای تشخیصی روانپویشی (PDM-3) ویراست سال ۲٠۲۵ یکی از دقیقترین ابزارهای فرمولاسیون بالینی از مناظر چهارگانهٔ روانکاوی(رانه، ابژه، خود و ایگو) است. در این…
فراخوان ثبتنام در دوره جامع یکسالهٔ «تشخیص روانتحلیلی بر اساس PDM-3» کتاب راهنمای PDM-3 چیست؟ راهنمای تشخیصی روانپویشی (PDM-3) ویراست سال ۲٠۲۵ یکی از دقیقترین ابزارهای فرمولاسیون بالینی از مناظر چهارگانهٔ روانکاوی(رانه، ابژه، خود و ایگو) است. در این دورهٔ جامع یکساله، تمرکز ویژهای بر خوانش ساختارمند ابعاد تشخیصی در تمامی مراحل رشد انسان خواهد بود: 👶 دوران نوزادی و اوایل کودکی (تا ۶ سالگی): بررسی temperament، الگوهای اولیهٔ ارتباطی، خودتنظیمگری، پردازش حسی و شکلگیری نخستین ساختارهای ناهشیار و هشیار. 🧒🏻کودکی میانی و نوجوانی (۶ تا ۱۸ سالگی): تحلیل فرآیندهای هویتی، بحرانهای بلوغ، دفاعهای روانی در حال شکلگیری و روابط ابژه ای و همسالان. 👨👩👧بزرگسالی: سنجش یکپارچگی هویت، تایپهای کامل شخصیتی و الگوهای تکرارشوندهٔ ارتباطی و دفاعی. 👴سالمندی: تبیین پویاییهای روانکاوانهٔ ویژهٔ دوران کهنسالی، مواجهه با فقدان، یکپارچگی خود و تغییرات در ظرفیتهای شناختی و ذهنی. 🔹 محورهای سهگانهٔ تشخیصی مورد بررسی: محور P (شخصیت): سنجش سطح سازمانبندی شخصیت از طیف سالم تا روانپریش. محور M (عملکرد ذهنی): ارزیابی دقیق ۱۳ ظرفیت شناختی و عملکرد ذهنی. محور S (تجربه ذهنی نشانهها): تحلیل تجربهٔ درونی و پدیدارشناختی بیمار از علائم بالینی. و 🎁آموزش ابزار ارزشیابی و نمودار PDC. اطلاعات دوره: مدرس: علی نریمان زمان: پنجشنبهها، ساعت ۱۲:۰۰ ظهر تا ۲ بعدازظهر آنلاین و آفلاین ضوابط حضور: جهت حفظ کیفیت علمی جلسات، حداکثر غیبت مجاز در هر ترم ۳ جلسه بوده و شهریهٔ جلسات غیبت مسترد نخواهد شد. 📩 جهت ثبتنام و دریافت اطلاعات بیشتر، به آیدی زیر پیام ارسال فرمایید: @paria13k
علی نریمان | Ali Nariman pinned a voice message