tgindex
روان‌درمانی اگزیستانسیال

روان‌درمانی اگزیستانسیال

Статистика
@ExistentialAcademiaперсидский

روان درمانی، فهم شیوه‌های بودن در جهان است. جهت گرفتنِ وقتِ روان‌درمانی در کلینیک اگزیستنس از راه‌های زیر اقدام فرمایید ◻️. @Existenceclinic ◻️. 09017363344 ◻️. existenceclinic.com ◻️. INSTAGRAM.com/existence.clinic

Последний пост
11 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
33
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
4 593
−6 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
2 046
30 постов
Вовлечённость
44,5%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 33
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
345
1/48двое суток
395
1/72трое суток
426

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • روان‌درمانی اگزیستانسیال pinned a photo

  • کلینیک اگزیستانس برگزار می کند : ➿هیستری، ترس و اضطراب : بازخوانی پدیدارشناسانه ـ اگزیستانسیال➿ مدرس : شهلا سلیمانی معرفی : در این دوره، هیستری را نه صرفاً به‌عنوان اختلال، بلکه به‌مثابه شیوه‌ای از بودن در جهان بررسی می‌کنیم؛ جایی که ترس و اضطراب، در نسبت با بدن، دیگری و تعارض‌های بیان‌نشده، به شکل نشانه ظاهر می‌شوند. جلسات: ۱. از هیستری تا نشانه: فروید، تعارض و بدن زیسته ۲. نشانه و بودن در جهان: مدارد بوس و دازاین‌کاوی ۳. ترس از ضرورت: ساختار هیستریک و گریز از تثبیت ۴. ترس از تغییر: ساختار وسواسی و میل به کنترل ۵. ترس از واگذاری خود: ساختار اسکیزوئید و فاصله‌گیری ۶. ترس از خودشدن: ساختار افسرده‌گون و دشواری استقلال ۷. اضطراب و امکان زیستن: فلسفه و روان‌درمانی اگزیستانسیال زمان : پنچ شنبه ها از ۸ شهریور ماه (۱۵ الی ۱۶:۳۰) شیوه برگزاری :آنلاین از طریق گوگل میت برای ثبت نام به آیدی تلگرام @Abaszadeh8793 یا شماره تماس 09337668532 پیام بدهید. #شهلا_سلیمانی #کلینیک_اگزیستانس #هیستری_ترس_اضطراب #پدیدارشناسی_اگزیستانسیال

  • 19 июл.1 17321

    ♾تاملی پدیدارشناسانه اگزیستانسیال بر مجموعه نقاشی «مصائب» از شبنم شعبانی➿ مجموعه «مصائب» روایتی از فروپاشی در ساحت بودن است ؛ کاوشی در آستانه جهانی که در آن ، سکونت دیگر پناهگاه نیست و زمین دیگر آن سطح محکم زیر پایمان نیست . این آثار تصویر یک فاجعه نیستند بلکه تجسد خود بودن -در -فاجعه هستند ، جایی که چکه های رنگ و سطوح فرسوده ، نه در منطق ویرانی ، بلکه در مقام شاهد بر زخمی بودن هستی ظاهر می شوند . در این ساحت ، «یکپارچگی» دیگر یک تمامیت بی نقص و دست نیافتنی نیست، بلکه اتصالی است دردناک و شکننده که پیکره ها و ساختارها را در میان اضطراب گم شدن و میل به ماندن ، به هم گره می زند .«مصائب» دعوتی است به ماندن در میان این آشوب ، تاملی بر این حقیقت که بودن ، نه در امنیت کامل ، بلکه در نقطه تلاقی فرسایش و تداوم ، معنا می یابد ؛ آنجا که جهان در حال متلاش شدن است اما تلاش هایی لرزان همانند قلم های نقاش بر مدار هستی می چرخد . 🔹برای دیدن آثار مجموعه به فایل پی دی اف مراجعه کنید. #تحلیل_اگزیستانسیال #دکتر_رزگار_محمدی #نقاشی #شبنم_شعبانی #گالری_ایوان @Existenceclinic

  • 17 июл.1 14121

    ‍ ✦ اخطار برای هوش و عاطفه انسانی: یادداشت‌های بسیاری در تحلیل فیلم  her(2013) نگاشته شده است.  این بار سعی بر این است، اثر را به عنوان فیلمی پیشگویانه بررسی و بازاندیشی کنیم. تئودور مردی میانسال،  پس از جدایی شکل عمیق‌تری از تنهایی را تجربه می‌کند.  او خیلی زود درمی‌یابد که در ایجاد رابطه دوستانه و عاطفی با چالش‌های زیادی روبروست.  نکته قابل توجه این است که فیلم در سال ۲۰۲۵ می‌گذرد. به احتمال زیاد در سال ۲۰۱۳ فکرش را هم نمی‌کردیم که پیشرفت تکنولوژی در حوزه Ai چقدر می‌تواند سریع و تاثیرگذاری آن بر زندگی شخصی انسان مشهود باشد.  گرچه فیلم به تنهایی انسان مدرن و دشواری مسیرش برای ایجاد رابطه عاطفی می‌پردازد، اما چیزی که امروز قابل توجه است، رابطه‌ای ست که میان تئودور و دستیار صوتی پیشرفته‌اش شکل می‌گیرد. تئودور پس از تلاش‌های ناموفق برای ایجاد ارتباط انسانی، با محصولی آشنا می‌شود که به عنوان یک دستیار صوتی عرضه شده است. سامانتا یک دستیار هوش مصنوعی‌ست که پس از مدتی از هر آنچه برایش تعریف شده بود فراتر می‌رود. برای تئودور تبدیل به یک شریک عاطفی می‌شود و آگاهی مصنوعی خودش هم رفته رفته با شناخت محیط و پرسش‌هایی دگرگون می‌شود. چیزی که امروز واضحا شاهدش هستیم، گرچه در زمان عرضه فیلم، بعید به نظر می‌رسید.  چه شد که انسان‌ها از ایجاد رابطه‌های اصیل با یکدیگر به محصولات تکنولوژی پناه بردند؟  محصولاتی که قرار بود دستیار انسان در حوزه‌هایی مشخص باشند اما امروز فراتر از آنند. دقیقا در سال ۲۰۲۵ بود که بازار کار با شوک Ai مواجه شد. بسیاری از مشاغل بازار خود را به یکباره از دست دادند یا دست کم دچار دگرگونی بسیار شدند.  حالا در سال ۲۰۲۶، Ai باز هم فراتر می‌رود. این بار پا در قلمرو آگاهی انسانی می‌گذارند. از دوستی شنیدم که می‌گفت چند روزی‌ست که با Ai "درد دل" می‌کند و مشاوره عاطفی می‌گیرد. این واژه منحصرا در روابط انسانی تعریف می‌شد، که همدردی انسانی را برمی‌انگیخت. سوالات زیادی درباره حیطه عملکرد و اشکال ارتباطی انسان و Ai به وجود آمده است که طرح و اندیشه‌اش در این مقال نمی‌گنجد. بیایید ما هم رویکردی پیش‌گویانه مانند فیلم her از زمان موجود داشته باشیم. بپرسیم که محول کردن وظایفِ هوش و عاطفه انسانی به Ai حامل چه پیامد‌هایی ست؟  Ai، افیون عصر جدید، با کدسازیِ علوم انسانی و جابه‌جایی مرزها و نقش‌های انسانی، تاثیری عمیق در تنهایی، افسردگی و بیان از همیشه الکن‌ترِ آینده ما خواهد گذاشت. (گذاشته است.) ما با قرار دادن Ai در جایگاه دانای کل بیش از همیشه به تجربه و ادراک انسانیِ خود پشت خواهیم کرد. خدمات تکنولوژی انکار ناپذیر است اما تاثیرش بر انزوا و تک‌بعدی شدن انسان نیز قابل انکار نیست. اگر برای به کارگیری آن حد و مرزی تعیین نکنیم، بی شک با فجایع شناختی مواجه خواهیم بود. روان و آگاهیِ انسانی پیچیده‌تر از آن است که با کمک Ai به کدگذاری و یکسان‌سازیِ آن بپردازیم. در این صورت با مرگ فردیت، به شکلی پیچیده‌ و آسیب‌زا تر مواجه خواهیم بود. #Ai #هوش_مصنوعی #تحلیل_اگزیستانسیال #روان‌درمانی_اگزیستانسیال #اگزیستنس_کلینیک @Existenceclinic Telegram Channel

  • 14 июл.1 08314

    ‍ تاملاتی در باب جبر (قسمت دوم: جبر نزد اندیشمندان) پیوند میان‌فلسفی: جبر اگزیستانسیال جبر محیطی `جبر کیهانی از منظر کی‌یرکگور، آنچه ما جبر اگزیستانسیال می‌نامیم، در نسبت با اضطراب، امکان، نومیدی و ضرورت فهمیده می‌شود. انسان نه موجودی کاملاً آزاد است و نه کاملاً مقید؛ بلکه در تنش میان امکان و ضرورت زیست می‌کند. ضرورت در اینجا صرفاً جبر مکانیکی نیست، بلکه آن چیزی است که فرد باید آن را بپذیرد و در آن خود شود. از این رو، جبر اگزیستانسیال با «شدنِ خویشتن» پیوند دارد. در هایدگر، تمایز بسیار روشن‌تر می‌شود. «پرتاب شدگی » (Geworfenheit) نشان می‌دهد که انسان خودْ انتخاب نکرده است که در چه زمانه، زبان، بدن، خانواده و تاریخی به جهان بیاید. این پرتاب شدن تا حدی به جبر محیطی نزدیک می‌شود، اما در معنای عمیق‌تر، بخشی از ساختار اگزیستانسیال دازاین است. به بیان دیگر، هایدگر میان شرایط انضمامی پرتاب شدگی و ساختار وجودی پرتاب شدن تمایزی مهم برقرار می‌کند. اولی می‌تواند با جبر محیطی سنجیده شود؛ دومی به جبر اگزیستانسیال نزدیک‌تر است. همچنین، بودن-سوی-مرگ نمونه‌ای مرکزی از جبر اگزیستانسیال است، نه محیطی و نه صرفاً کیهانی؛ زیرا مرگ فقط یک واقعهٔ زیستی نیست، بلکه افقی است که تمام امکان‌های زندگی را صورت‌بندی می‌کند. سارتر، اگرچه تأکید اصلی اش بر آزادی است، اما همین آزادی در دل وضعیتی داده‌شده پدیدار می‌شود. او میان facticity و transcendence تمایز می‌گذارد. واقع بودگی شامل بدن، گذشته، موقعیت اجتماعی، و واقعیت‌های تغییرناپذیرِ اکنونی است. این بخش تا حد زیادی به جبر محیطی و گاه کیهانی مربوط می‌شود. اما سارتر می‌گوید انسان هرگز صرفاً چیزی نیست که شرایط از او ساخته‌اند؛ او همواره نسبت خود را با این شرایط برمی‌سازد. بنابراین، جبر محیطی در اگزیستانسیالیسم سارتر هرگز به نفی کامل آزادی منتهی نمی‌شود، بلکه آزادی را در وضعیت دشوارتر و تراژیک‌تر می‌کند. در مرلو–پونتی، بدن‌مندی و در-جهان-بودن نشان می‌دهد که هیچ آزادیی خارج از زمینه وجود ندارد. ما همواره در یک میدان ادراکی–بدنی–اجتماعی جای‌گرفته‌ایم. از این منظر، جبر محیطی فقط «عامل بیرونی» نیست، بلکه در تار و پود ادراک و عادت رسوب می‌کند. این نکته برای تمایز دقیق مهم است: جبر محیطی صرفاً بیرون از سوژه قرار ندارد، بلکه در شیوهٔ تجربه‌کردن جهان درونی می‌شود. #جبر_اگزیستانسیال #روان‌درمانی_اگزیستانسیال #تحلیل_اگزیستانسیال #اگزیستنس_کلینیک @Existenceclinic Channel telegram

  • 10 июл.1 22320

    ‍ تاملاتی در باب جبر (قسمت اول: تقسیم بندی) ¬جبر اگزیستانسیال جبر اگزیستانسیال به آن دسته از ضرورت‌ها و حدودی اشاره دارد که از خودِ شرط انسانیِ بودن ناشی می‌شوند؛ یعنی اموری که انسان به‌عنوان موجودی فانی، زمانمند، پرتاب‌شده، نیازمندِ انتخاب و درگیرِ اضطراب، نمی‌تواند از آن‌ها بگریزد. در این معنا، جبر اگزیستانسیال نه به معنای نابودی آزادی، بلکه به معنای ساختار محدودکنندهٔ آزادی است.  انسان نمی‌تواند ناآزاد باشد از اینکه باید انتخاب کند؛ نمی‌تواند از مرگ، تنهایی، گناه، عدم‌قطعیت یا مسئولیت بگریزد. در سنت کی‌یرکگور و سپس هایدگر، این «ضرورت» نه بیرونی، بلکه درونیِ وضعیت وجودی انسان است. به تعبیر آموزشی، جبر اگزیستانسیال یعنی: من ناچارم در افق شرایطی زندگی کنم که ذاتِ انسان بودن را می‌سازند. ¬جبر محیطی جبر محیطی به محدودیت‌هایی اشاره دارد که از جهان پیرامون، ساختارهای اجتماعی، تاریخی، فرهنگی، اقتصادی، تربیتی و بین‌فردی بر فرد تحمیل می‌شوند. اینجا سخن از فقر، طبقه، زبان، خانواده، جنگ، ایدئولوژی، آموزش، هنجارهای جنسیتی، مناسبات قدرت، و حتی اقلیم و جغرافیاست. این نوع جبر، برخلاف جبر اگزیستانسیال، ذاتیِ انسان بودن نیست، بلکه عارض بر انسان در موقعیتی خاص است. کسی در خانواده‌ای اقتدارگرا رشد می‌کند، در فرهنگی خاص اجتماعی می‌شود، در ساختاری اقتصادی محدود قرار می‌گیرد، یا در نظامی سیاسی سرکوبگر زندگی می‌کند. این‌ها حدودی‌اند که تجربه را شکل می‌دهند، اما از سنخ «فانی بودن» یا «ناچار بودن به انتخاب» نیستند. ¬ جبر کیهانی جبر کیهانی از همه کلان‌تر است و به ضرورت‌هایی مربوط می‌شود که از نظم کلی طبیعت، سرنوشت، قانونمندی عالم، یا ساختار کیهانی هستی ناشی می‌شوند. بسته به دستگاه فکری، این جبر ممکن است به‌صورت قوانین طبیعی، دترمینیسم علّی، تقدیر، نظم لوگوسی، یا حتی بی‌اعتنایی عظیم کیهان نسبت به خواست انسانی فهم شود. در اینجا فرد خود را نه فقط درون جامعه یا در وضعیت انسانی، بلکه در برابر کل هستی می‌یابد: تولد ناخواسته، مرگ اجتناب‌ناپذیر، زوال، طبیعت، بیماری، تصادف، زمان کیهانی، و محدودیت‌هایی که مستقل از ارادهٔ فرد و جامعه عمل می‌کنند. در قسمت بعد به تشریح میان'فلسفی و آراء و اندیشه‌های فیلسوفان اگزیستانسیال در خصوص جبر خواهیم پرداخت. #شهلا_سليمانی #جبر_اگزیستانسیال #روان‌درمانی_اگزیستانسیال #تحلیل_اگزیستانسیال #اگزیستنس_کلینیک @Existenceclinic Telegram Channel

  • 22 июн.1 75314

    آنچه جنگ با جهان ما می کند... در روزهایی که از سر گذراندیم، بارها از خود پرسیدم جنگ با جهانِ ما چه میکند و فارغ از ویرانی هایی که بر جای میگذارد، چگونه جهانِ تجربه ی آدمی را دگرگون می کند. هر کس جنگ را از خلال تاریخمندی، رابطه مندی، ترس ها و جهان شخصی خویش تجربه میکند بنابراین جنگ بر شیوه ی بودن در جهان ما اثر میگذارد.. «در طول درمان‌هایم تجارب زیادی داشته‌ام، ولی هیچ وقت در برابر تجاوز و جنگ نتوانستم مقاوم باشم. هر بار با خشم و اندوه جلسه‌ی درمان را ترک کردم.» این جمله نقل قولی مستقیم از رمان *«یک دایره چرکین شده»* اثر شهلا سلیمانی است؛ کتابی که خواندن آن در دل اضطراب جنگ، فضای مطالعاتی و ذهنی‌ام را گشود. بله درست است من هم در طول سال‌هایی که کار درمان، انجام دادم روایت‌های بسیاری از رنج شنیدم: فقدان، جدایی، بیماری، شکست… اما به نظر میرسد تجربه جنگ و تجاوز همانقدر خشونت بار و تجاوزگر است گویی جنگ تنها ویرانگر خانه ها و غاصب جان آدم‌ها نیست؛ بلکه به خودِ "امکان فهمیدن" نیز حمله می‌کند. با خواندن این رمان توجهم به احساس ترس معطوف شد، احساسی که به خوبی در رمان توصیف می شود و از همه حس‌ها و نیازها نیرومندتر است، ترسی که از فرد فراتر می‌رود و به محیط سرایت می‌کند. مثل استرس مادری که به همه چیز نشت می‌کند، یا وحشتی که نویسنده توصیف می‌کند؛ "وحشت مثل باران از تمام درخت‌ها می‌بارید." شاید این همان چیزی باشد که این روزها بسیاری آن را تجربه می‌کنند. جنگ فقط در آسمان یا مرزها رخ نمی‌دهد. جنگ وارد خواب‌ها، گفت‌وگوهای روزمره، بدن، و روابط نیز می‌شود. حتی وقتی انفجاری اتفاق نمی افتد، صدای آن شنیده می شود.. در رمان آمده است: «رؤیا راه به جایی دارد که از آن وحشت داریم.» اما مگر کار رؤیا چیزی جز این است؟ شاید یکی از دشوارترین پیامدهای جنگ همین باشد؛ اینکه ترس به یک اقلیم وجودی بدل شود. ترس دیگر یک احساس گذرا نیست؛ بلکه به هوایی بدل می شود که همه آن را تنفس می کنند. به همین دلیل است که ادبیات گاهی از خبرها واقعی‌تر به نظر می‌رسد. چون به جای شمارش موشک‌ها و تلفات، ردپای اضطراب و ترس را در وجود انسان دنبال می‌کند. و شاید آنچه این روزها بیش از هر چیز به آن نیاز داریم، دیدن و نامیدن اضطرابی است که در میان ما جریان دارد، پیش از آنکه در بدن، رویا یا روابطمان خانه کند ... #یادداشت_درمانگر #مریم_خسروی #جنگ_اضطراب #ادبیات_اگزیستانسیال #یک_دایره_چرکین_شده #شهلا_سلیمانی @Existenceclinic

  • 7 июн.2 12922

    ♾از روزمرگی به هستی؛ و بازگشت به روزمرگی♾ 🔹گاهی در زندگی عادی، ما درگیر مسائل روزمره‌ایم: رابطه، کار، خانواده، دلخوری‌ها، برنامه‌ها و نگرانی‌های معمول. اما ناگهان رخدادی مثل مرگ عزیز، جدایی، بیماری یا مهاجرت ما را از این جریان بیرون می‌کشد و با پرسش‌های بنیادین روبه‌رو می‌کند: زندگی یعنی چه؟ مرگ چه معنایی برای من دارد؟ چه چیز واقعاً مهم است؟ اینجا از امر روزمره به امر هستی‌شناسانه پرتاب می‌شویم. 🔹اما در بحران‌هایی مثل جنگ، بمباران یا تهدید جمعی، ماجرا برعکس است. این‌بار ما از روزمرگی به هستی نمی‌رویم؛ بلکه امر هستی‌شناسانه با چهره‌ی مرگ، فقدان و ناامنی به زندگی روزمره هجوم می‌آورد. ناگهان خانه، بدن، شهر، عزیزان و آینده دیگر بدیهی نیستند. 🔹در موقعیت اول، جهان هنوز کم‌وبیش پابرجاست و یک اتفاق، ما را به عمق می‌برد. اما در موقعیت دوم، خودِ جهان می‌لرزد. اضطراب در اینجا فقط یک نشانه‌ی روان‌شناختی نیست؛ بلکه تجربه‌ی خطرِ از دست دادن جهان است. 🔹به همین دلیل، در بحران، چسبیدن به امور ساده‌ی روزمره فقط انکار یا حواس‌پرتی نیست. غذا پختن، چای دم کردن، بازی با کودک، تماس گرفتن با عزیزان، مرتب کردن خانه یا ادامه دادن یک جلسه‌ی درمانی، می‌تواند تلاشی برای حفظ پیوند با جهان باشد؛ راهی برای گفتن اینکه: «هنوز زندگی ادامه دارد.» 🔹پس تفاوت این دو موقعیت مهم است: گاهی باید از روزمرگی عبور کنیم تا با حقیقت‌های بنیادین زندگی روبه‌رو شویم؛ و گاهی باید به روزمرگی چنگ بزنیم تا زیر فشار حقیقت‌های بنیادین از هم نپاشیم. 🔹شاید در وضعیت‌های بحرانی، همین کارهای کوچک، شکل عمیقی از بقا باشند. گاهی چای دم کردن، فقط چای دم کردن نیست؛ اعلام آرامی است از اینکه: ما هنوز هستیم، و جهان هنوز کاملاً فرو نریخته است. #انتیک_انتولوژیکال #روزمره_هستی_شناسانه #بودن_در_جهان #اضطراب #یادداشت_درمانگر #رزگارـمحمدی @ExistentialAcademia

  • 31 мая2 17119

    بازگشتن بعد از این سکوت، ساده نیست. نه چون چیزی برای گفتن نیست، بلکه چون بعضی تجربه‌ها هنوز در زبانِ معمول جا نمی‌گیرند. آنچه گذشت، هنوز «تمام» نشده. فقط کمی آرام‌تر شد. هنوز به قبل برنگشتیم؛ اما تاب آوردیم و زنده ماندیم. این کانال را از همین‌جا ادامه می‌دهیم: از شهادت، از هم‌حضوری، و از کوشش برای فهمیدنِ بودن-در-جهان، حتی وقتی جهان دیگر مثل قبل نیست. #کلینیک_اگزیستانس #رواندرمانی_اگزیستانسال #اگزیستانسیالیسم #بودن_در_جهان

  • 989017363344

  • 8 янв.3 32627

    ‍ توصیف پدیدارشناسی هیستری فروید برای اولین بار اصطلاح تبدیل را برای توصیف مکانیسم هیستری به کار برد. تبدیل فرایندی است که در آن انرژی روانی ناشی از تروما که تخلیه نشده به یک علامت جسمی تبدیل می شود. هیستری یک وحدت بالینی است و نباید براساس یک تعریف آن را ساده انگارانه توصیف کنیم. علائم‌های هیستری معنادار هستند. اقتصاد روانی: انرژی روانی که تخلیه نمی‌شود و به علامت تبدیل می‌شود. تعارض: یک مبارزه میان قصدیت‌های عاطفی بدنی و حرکتی است. ساختار حافظه: لایه های حافظه پراکنده است و تلقین پذیری است. فروید بر خلاف تشخیص‌های زمانهٔ خویش بیمار هیستریک را نه یک فرد ضعیف یا محدود بلکه او فرد هیستریک را با ظرفیت های بالا می‌بیند که زیر بار تعارضات روانی درهم شکسته است. او تلاش مضاعفی دارد برای کنترل و سرکوب، بنابراین دچار فرسودگی عمیق روانی می‌شود. درواقع وحشت می‌تواند به هیستری بیانجامد نه اضطراب نوروتیک. در یادآوری فرد هیستریک تداعی‌ها به صورت ردیف و ساده دنبال هم نيستند، بلکه همچون درخت تبار نامه‌ای منشعب و در هم آمیخته‌اند، به طوری که در هر تجربه تازه دو یا چند تجربه پیشین به مثابه، خاطره‌ با هم وارد عمل می‌شوند. فروید نوروز اضطراب را جسمانی ترین و هیستری را روانی‌ترین گونه از اختلالات مرتبط با برانگیختگی می‌داند. در واقع نوروز اضطراب را همتای جسمانی هیستری می‌داند. در هر دو تراکم برانگیختگی وجود دارد، در هر دو ناتوانی روان در مهار این برانگیختگی موجب پیدایش واکنش‌های تنی می شود، در هر دو به جای اینکه برانگیختگی در قلمروی روانی پردازش شود به سوی حوزه جسمانی منحرف می‌شود. پویایی در هیستری بر مبنای تعارض است و همینطور در اضطراب‌؛ در واقع فرد هیستریک نه از واقعه، بلکه از واکنش ناتمام به واقعه رنج می برد. بیماری نه فقدان واقعیت بلکه انجماد معنای زیسته است. درمان به معنای رفع علامت نیست، بلکه به جریان انداختن هستیِ ایستاست. #شهلا_سليمانی #نویسنده_درمانگر #اگزیستنس_کلینیک #روان‌درمانی_اگزیستانسیال Telegram Existence clinic

  • 6 янв.2 31026

    ➿بلاتار؛ سکوتی که ادامه‌ی جهان بود➿ بلاتار امروز از جهان رفت؛ اما جهانِ او سال‌ها پیش، در اسب تورین، به ایستایی رسیده بود. آخرین فیلمش نه فقط پایان کارنامه‌ی سینمایی‌اش، بلکه ثبت لحظه‌ای بود که جهان دیگر میل و توان ادامه‌دادن را از دست می‌دهد. سکوت بلاتار پس از آن فیلم، کناره‌گیری نبود؛ وفاداری بود به تجربه‌ای که خود آن را تا انتها زیست کرده بود. اسب تورین از یک واقعه‌ی تاریخی آغاز می‌شود، اما در همان گام‌های نخست، آن را از سطح حادثه فراتر می‌برد. آنچه در فیلم دیده می‌شود، نه روایت نیچه است و نه بازسازی یک زندگی، بلکه جهانی است که پس از آن لحظه، افق امکان در آن فرو بسته می‌شود. زمان، سنگین و فرسوده می‌گردد؛ حرکت کند می‌شود؛ و کنش، معنای پیش‌برنده‌ی خود را از دست می‌دهد. فاجعه ناگهانی نیست؛ خاموشی تدریجی است. در مرکز این جهان خاموش، اسب ایستاده است. اسبی که دیگر حرکت نمی‌کند، نمی‌خورد، و از ایفای نقش خود در نظم زندگی سر باز می‌زند. این امتناع، پیش از آن‌که تفسیر اخلاقی یا روان‌شناسانه بطلبد، یک اعلان بدنی است: اعلان شکست. اسب، نشانه‌ی خاموش‌شدن نیروی زندگی است، نشانه‌ی لحظه‌ای که بدن، پیش از اراده و عقل، پایان را فهمیده است. از این منظر، اسب تورین بسط سینمایی همان فروپاشی‌ای است که در واقعه‌ی تورین از خلال نیچه رخ داد؛ نه به‌مثابه جنون فردی، بلکه به‌عنوان شکست یک رژیم تاریخیِ معنا. در این جهان، انسان‌ها به زیستن ادامه می‌دهند، اما فقط در حد دوام‌آوردن. کار می‌کنند، غذا می‌خورند، راه می‌روند، بی‌آن‌که این کنش‌ها حامل افق تازه‌ای باشد. زمان دیگر به آینده گشوده نیست؛ فقط خود را تکرار می‌کند. سینمای بلاتار، نه مشاهده‌ی ویرانی از بیرون، بلکه ماندن در دل آن است: ماندنی بی‌تسلی، بی‌وعده، و بی‌پناه. بلاتار گفته بود: «خدا جهان را در شش روز آفرید و من در شش روز نابود کردم.» این جمله، اغراق یا ژست نیست؛ توصیف یک موضع اگزیستانسیال است. بلاتار جهان را نابود نکرد، بلکه آن را تا جایی دنبال کرد که دیگر چیزی برای افزوده‌شدن باقی نمانده بود. جایی که هر ادامه‌دادنی، تحمیل معنا می‌بود، نه کشف آن. از همین‌جاست که تصمیم او برای نساختن پس از اسب تورین معنای خود را می‌یابد. وقتی جهان، در سطح تجربه‌ی زیسته، به پایان خود می‌رسد، ادامه‌دادن دیگر خلاقیت نیست، بلکه انکار است. سکوت او، ادامه‌ی همان فیلم بود، نه گسست از آن. مرگ بلاتار، بیش از آن‌که پایان یک زندگی باشد، یادآور امکانی انسانی است که به‌ندرت تحقق می‌یابد: ایستادن در برابر فروپاشی، بی‌آن‌که به آن معنای دروغین تحمیل شود. جایی که اسب ایستاد، جهان ایستاد؛ و همان‌جا، سینمای بلاتار نیز به سکوت وفادار ماند. #بلاتار #اسب_تورین #تحلیل_اگزیستانسیال #رزگارـمحمدی #کلینیک_اگزیستانس @Existenceclinic

  • 6 янв.1 82252

    ☀️نشست های ماهیانه روان درمانی اگزیستانسیال نشست اول : نقد و بررسی ترجمه کتاب روانکاوی و دازاین کاوی از مدارد باس ترجمه رزگار محمدی و شهلا سلیمانی از نشر لگا مهمانان : دکتر اکبر جباری(دازاینکاو) ، دکتر سیامک ظریفکار (روانکاو ) و حضور مترجمان دبیرجلسه : مژده منادی https://t.me/+FjL1C__gA9k4NmM8 کلینیک روان‌درمانی اگزیستانس @ExistentialAcademia

  • روان‌درمانی اگزیستانسیال pinned Deleted message

  • 25 дек.2 68714

    مرکز اگزیستنس با هدف تعمیق و گسترش مباحث روان‌درمانی اگزیستانسیال، سلسله نشست‌هایی تخصصی را به‌صورت ماهانه طراحی و برگزار می‌کند. این نشست‌ها بستری برای گفت‌وگو، تبادل اندیشه و واکاوی علمی مسائل نظری و بالینی در حوزه روان‌درمانی اگزیستانسیال فراهم می‌آورند. این کانال تلگرامی به‌طور اختصاصی به اطلاع‌رسانی نشست‌های ماهانه کلینیک اختصاص دارد و اطلاعات مربوط به زمان برگزاری، نحوه ثبت‌نام و فایل‌های صوتی جلسات در آن منتشر خواهد شد. از شما دعوت می‌شود با دنبال‌کردن این کانال، از اطلاعیه‌های مرتبط با نشست‌های ماهانه کلینیک مطلع شوید.» https://t.me/+FjL1C__gA9k4NmM8 #کلینیک_اگزیستانس #روان_درمانی_اگزیستانسیال

  • 24 дек.2 33024

    ◾احساس گناه در تجربه زیستهٔ انسان امروزی در روان درمانی اگزیستانسیال احساس گناه به دو نوع معمولا تفسیر می شود 1.گناه اگزیستانسیال : آگاهی از محدودیت و مسئولیت انسانی، که می تواند زمینه ساز رشد انسانی باشد. 2.گناه اجتماعی _نظام مند:گناهی که از سوی هنجارهای اقتصادی و فرهنگی تحمیل می شود، و فرد را درچرخهٔ مقایسه، ناکامی و شرم اسیر می کند. ▪️می توان گفت که احساس گناه در ذات خود محصول سرمایه داری نیست. اما سرمایه داری شکل خاصی از گناه را بازتولید می کند ‌؛ گناه به دلیل کم کاری، بازدهی پایین، ناتوانی در رقابت در واقع گناه به شاخص های کمی تقلیل می یابد، نه به درک وجودی یا انسانی... حتی این را ما می توانیم در غذا دادن به حیوانات ببینیم یا کمک کردن هایی که هیچ سودی برای طرف مقابل ندارد جز اینکه احساس شرم بیشتری می کند. در جهان سرمایه داری، انسان نه در برابر خدا یا تعالی، بلکه در برابر نظام بهره وری، رقابت و موفقیت فردی احساس گناه می کند. اگر او به اندازه کافی خوب نباشد خود را مقصر می داند. او باید خوب باشد به هر شکلی که شده و از این رو گناه از سطح متافیزیکی به سطح اجتماعی و کارکردی منتقل می شود. ▪️ماکس وبر در اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری نشان می دهد که چگونه آموزه های مذهبی کالوینیسم، احساس گناه و تلاش برای رستگاری را به کار، موفقیت و انباشت سرمایه پیوند می زند. در این چارچوب، رستگاری روحانی جای خود را به رستگاری اقتصادی و حرفه ای داد. فرد هر گناهی می کند با کمک به فقرا مثلا غذا دادن به صد کودک کار در چهار راه های شهر این وجدان معنوی را خاموش می کند و برای مدت کوتاهی  احساس خوبی می کند. البته اینجا قصد زیر سوال بردن کمک انسانی نیست بلکه ایجاد این چرخه که همه ما زیر آن نفس می کشیم و در حال خفه شدن هستیم. و این نوع کمک کردن ها شبیه آن است که پنجره را باز می کنیم و نفسی می کشیم و دوباره وارد این چرخه آلوده می شویم. ▪️شاید هشدار این باشد معنویت را با این کارها اشتباه نگیریم.  یکی از مراجعانم می گفت من حتی مدرسه هم درست کردم پس چرا احساس خوبی ندارم.  کار او درنفس خویش با ارزش بود اما او از این طریق نمی توانست به معنویت خویش پاسخ دهد.  از دیدگاه کیرکگور هم معنویت امری است که در فراسوی عقلانیت نظام مند و اخلاق عمومی قرار می گیرد. به بیان دیگر پديدار شناسی بحران های درونی فرد در مسیر رسیدن به ایمان است. ما به روح معنویت نیاز داریم نه معنویت جسمانی شده و تکه تکه شده که الان در جهان سرمایه داری به شکل های متفاوت می بینیم  به قول مراجعم آیا توانسته است کاری به پیش ببرد یا نه؟ #کلینیک_اگزیستانس #روان_درمانی_اگزیستانسیال #شهلا_سلیمانی #نويسنده_درمانگر ◽@Existenceclinic ◽0901 736 3344

  • 24 дек.1 6923

    видео или голосовое, без подписи

  • روان‌درمانی اگزیستانسیال pinned a photo

  • 22 дек.3 06030

    ✳️ نهمین دوره جامع  روان درمانی اگزیستانسیال 🔰مدرس : دکتر رزگار محمدی استاد دانشگاه، مترجم، سوپروایزر، روان درمانگر 🔸 برگزار کننده اولین دوره جامع روان درمانی وجودی در کشور 🔸 متخصص در روش پدیدارشناسی و مدرس روش های کیفی در سطح دانشگاه های کشور 🔸چندین سال سوپروایزری درمانگران اگزیستانسیال 🔸در این کارگاه سعی می شود تا حد ممکن به رول پلی و اجرای بینش های روان درمانی وجودی در زمینه روان درمانی فردی و گروهی پرداخته شود . 🔸این دوره پیش زمینه شرکت در دوره سوپرویژن روان درمانی اگزیستانسیال می باشد. 🔸این دوره تا سال آینده دی ماه تکرار نخواهد شد و دوره بعدی در تابستان فقط بصورت حضوری می باشد . 🔸مدت زمان دوره ۴۰ ساعت 🔸 آنلاین 🔹 ظرفیت فقط ۲ نفر باقی مانده است. 🗓️شروع دوره : از هفته سوم دی ماه پنجشنبه‌ها ساعت ۹:۳۰ الی ۱۳:۳۰ مکان برگزاری: گوگل میت برای اطلاعات بیشتربه واتس آپ یا تلگرام زیر پیام دهید : 📞واتس اپ: http://wa.me/989017363344 🌫. TELEGRAM 🌫.  INSTAGRAM 🌫.  WEBSITE

  • 17 дек.2 02015

    خلاصه‌ی مقاله‌‌ی: اگزیستانسیالیسم، متافیزیک و هستی‌شناسی  نویسنده: کریستیَن اِنُف – کالج بربِک، لندن مترجم: مصیِّب پیرنسری این مقاله بر آن است که اگزیستانسیالیسم، برخلاف تصور رایج، نه نفیِ کاملِ متافیزیک بلکه تلاشی برای بازتعریف آن است. سرچشمه‌ی این پروژه به واکنش فیلسوفان قرن نوزدهم—به‌ویژه شلینگ، کی‌یرکگور و نیچه—در برابر متافیزیکِ نظام‌مند و خوش‌بینانه‌ی هگل بازمی‌گردد. با عقب‌نشاندن «بودن» از دسترسِ مفهوم و مطلق، اگزیستانسیالیسم تمرکز خود را بر وجود انسانیِ خاص، حقیقتِ سوبژکتیو و آزادی قرار می‌دهد. در این چارچوب، حقیقت دیگر از موضعِ شناختِ عینی و کلی تعریف نمی‌شود، بلکه به‌طور بنیادین با زیست، کنش و موقعیتِ وجودیِ فرد گره می‌خورد. شکستِ روایت‌های کلانِ متافیزیکی، هم عقلانیتِ تضمین‌کننده‌ی معنا را زیر سؤال می‌برد و هم ضرورتِ بنیان‌یابی ارزش و معنا در خودِ وجود انسانی را آشکار می‌سازد. در قرن بیستم، پدیدارشناسی امکان تازه‌ای برای صورت‌بندی هستی‌شناسیِ اگزیستانسیالیستی فراهم می‌کند. با گذار از پدیدارشناسیِ استعلاییِ هوسرل، که هنوز به «اگوی استعلایی» متعهد است، فیلسوفانی چون هایدگر و سارتر تلاش می‌کنند نسبتِ سوبژکتیویته، جهان و بودن را از نو بفهمند. هایدگر با تفسیر پدیدارشناسی به‌مثابه‌ی خودِ هستی‌شناسی، «دازاین» را نه سوژه‌ای شناختی، بلکه گشودگیِ زمانی نسبت به بودن می‌فهمد و حقیقت را چون فرایندِ آشکارگی (ἀλήθεια) تعریف می‌کند که از وجودِ انسانی جدایی‌ناپذیر است. در مقابل، سارتر با تثبیتِ «هستیِ در‌ـ‌خود» به‌عنوان واقعیتِ بنیادین، آگاهی را نوعی «هیچ‌بودگی» می‌داند که آزادی و امکانِ نفی را در دلِ وفورِ هستی ممکن می‌سازد. بدین‌ترتیب، پدیدارشناسی نزدِ برخی پشتیبانِ هستی‌شناسی و نزدِ برخی خودِ آن تلقی می‌شود. در نهایت، مقاله نشان می‌دهد که متافیزیکِ اگزیستانسیالیستی را نمی‌توان به‌سادگی در قالبِ دوگانه‌ی سنتیِ ایده‌آلیسم و رئالیسم قرار داد. اگزیستانسیالیسم با نقدِ چارچوبِ معرفت‌شناختیِ سوژه/ابژه، هم از تقلیلِ واقعیت به ساختارهای ذهنی پرهیز می‌کند و هم از حذفِ سوبژکتیویته در رئالیسمِ کلاسیک فاصله می‌گیرد. در این چشم‌انداز، وجود انسانی نه صرفاً تجسّمِ یک نوعِ کلی، بلکه آزادی‌ای است موقعیت‌مند با امکانِ تعالی و حقیقتِ سوبژکتیوِ خاصِ خود. سهم اصلیِ اگزیستانسیالیسم در متافیزیک، گشودن افقی است که در آن «بودنِ انسانی»—با آزادی، حقیقت، و تشنگیِ معنا—به مسئله‌ی مرکزیِ هستی‌شناسی بدل می‌شود، بی‌آن‌که در نظامی بسته یا مطلق حل‌وفصل گردد. برای خواندن کامل مقاله به سایت existenceclinic.com مراجعه کنید. #اگزیستانسیالیسم #متافیزیک #هستی_شناسی #ترجمه_مقاله #مصیب_پیرنسری #کلینیک_اگزیستانس https://t.me/ExistentialAcademia