رجبعلی لباف خانیکی
Статистика📌ارتباط با ما: 🆔️ @R_labbaf 📌ما را در اینستاگرام دنبال کنید: Instagram: @rajabalilabbaf
- Последний пост
- 10 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 59
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 596
- 1/48двое суток
- 683
- 1/72трое суток
- 736
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
📌خواجه بهاءالدین نقشبند در بازار بخارا به مستی برخورد کرد و از او روی برگرداند. مست گفت: ای خواجه من چنان که هستم خود را به مردم مینمایم، تو نیز چنینی؟ پس خواجه به لرزه و گریه در افتاد و مکرر میگفت: تو از من بیریاتری و مدتها سخن آن مست یاد میکرد و میگریست! 📚"شجاع شیرازی _ انیسالناس" 🆔 @labbafkhaniki
⭕️بند گلستان (بخش دوم) 🖋 #رجبعلی_لباف_خانیکی 🔹سلطان ابوسعید گورکانی بعد از قتل گوهرشاد خاتون گویی با نیات خیر او هم به مخالفت برخاسته و درصدد انحراف و قطع آبِ املاک و مزارع آبکوه بر آمده که گوهرشاد بر مسجد گوهرشاد مشهد وقف کرده بود. او ساخت بند گلستان را به منظورِ مهارِ آب «رود طرقبه» مد نظر قرار داد تا امکان آبیاری املاک اربابی، املاک وقف و املاک خالصه (متعلق به خود) را در پایین دست بند فراهم کند. با مهار آب رودخانه طرقبه کشاورزانی که در بالا دستِ بند گلستان و بر دو طرف رودخانه مزارع و باغاتی داشتند و از گذشتههای دور حق داشتند از مدارِ ۲۰روزه، ده روز آبِ رودخانهٔ طرقبه را برای زمینها وباغهای دو طرف دره طرقبه و ازغد مصرف کنند و ده روز دیگر آب را جهت آبیاری اراضی مزروعی قریهٔ آبکوه به نهرهای منتهی به آن زمینها رها کنند. آنها ظاهرا بعداز احداث سد از آبِ رودخانه محروم شدند و این وضع مدتها ادامه داشت تا این که در سال۱۳۰۰ ه.ق ناصرالدین شاه قاجار در سفر به مشهد مقدس برای گشت و گذار به روستاهای ییلاقی دره طرقبه رفت و زمینها و باغهای دو سوی رودخانه را خشک و بیدرخت دید و علت را جویا شد به او گفتند: حقابهٔ ناچیز رودخانه که به باغداران و زمینداران آن حوالی واگذار شده تکاپوی کشاورزی نمیدهد. 🔹ناصرالدین شاه طی فرمانی مقرر کرد که: مادامی که آب برای زراعت و درختکاری باغات رعایا در داخل روستاها مورد نیاز است، رعایا الزام و اجباری برای دادن آب به بند گلستان و اراضی قریه آبکوه نخواهند داشت. در پی صدور آن فرمان مالکان به مرور در باغات و زمینهای دو طرف رودخانه به کاشت درخت و زراعت پرداختند و مقدار زیادی از آبِ رود طرقبه را از بند گلستان دریغ داشتند به گونهای که از حجم آبِ پشت سد به شدت کاسته شد و نهرهایی که آب را از سر ریزهای بند به زمینهای پایین دست هدایت میکردند از حَیز انتفاع خارج شدند و آسیابهای کنار نهر شیشه به دلیل نبود آب از گردش افتادند زیرا در تابستان و پاییز آب به بند گلستان نمیرسید؛ با این وجود سیلابهای زمستانی گاه بند را لبریز از آب میکرد و در سالهای کم باران دریچههای خروجی بند را میبستند تا آبِ ذخیره در پشت سد قناتهای قاسمآباد و امامیه را تغذیه کند. بنابر این بند گلستان اگر چه در ابتدا بیشتر به نفع شخصی سلطان ابوسعید گورکانی احداث شد اما در نهایت نقش آبخوان بعضی قناتهای شهر مشهد را ایفا کرد و اکنون علاوه بر نقشی که در سر سبزی و اعتدال منطقه دارد یکی از جاذبههای گردشگری نزدیک مشهد محسوب میشود. 🔹سد یا بند گلستان در ابتدا از نوع سدهای خاکی با مصالح آجر، سنگ، شفته آهک و ساروج در نقطهای از درهٔ گلستان بر رودخانهٔ طرقبه ساخته شد که دو طرف دره به هم نزدیک شده و بدنهها از نوع سنگ گرانیت بود و دماغهٔ سنگی پیش آمده در جلو بند از آن پشتیبانی و از رانش دیوارهٔ بند پیشگیری می کرد. در حال حاضر طولِ تاج ۱۳۰ متر، عرض تاج در کف رودخانه حدود ۲۵ و در رأس ۱۰/۵ متر و ارتفاع آن از بستر رودخانه ۲۱ متر است. تا سال۱۳۵۱خ طول تاج سد ۱۰۲ متر وارتفاع آن ۱۵ متر بود. در آن سال ضمن تعمیرات، حدود ۶ متر به ارتفاع بند افزوده شد و طول تاجِ بند از ۱۰۲ متر به ۱۳۰ متر و ارتفاع آن به ۲۱ متر افزایش یافت و نمای بیرونی دیواره بند با آجر آراسته شد. قبل از آن تغییرات خروج آب از بند به صورت سرریز صورت میگرفت اما طی سالهای ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۲ دریچههای خروجی در دیواره تعبیه شد. بند گلستان پس از انجام تعمیرات و تغییراتی در فروردین ۱۳۵۳خ افتتاح و به بهرهبرداری مجدد رسید در آن سال حجم آبگیری دریاچهٔ پشت سد ۲/۷ میلین مترمکعب و عمق آن بین ۲۱ تا ۱۸ متر برآورد شده است. بند گلستان به عنوان یک اثر تاریخی از سال ۱۳۸۹خ در قالب پروژهای مورد مطالعه و مرمت مجدد قرار گرفته و بعد از طی آن مرحله آبگیری و جهت بازدید عموم بازگشایی، فضاسازی و ساماندهی شده است. 📌این بند در سال ۱۳۸۱ به شماره ۵۹۳۳ در فهرست آثار ملی ثبت شده و اکنون به عنوان یک جاذبهٔ گردشگری و فضایی تفریحی مورد استقبال و مراجعهٔ گردشگران است. 🆔 @labbafkhaniki
🔺سد گلستان، ابزار استثمار سلطان ابوسعید گورکانی، آبخوان برخی قناتهای مشهد و یکی از جاذبههای گردشگری ⭕️بند گلستان #بند_گلستان #رجبعلی_لباف_خانیکی 🆔 T.me/labbafkhaniki
معماری الموت؛ شاهکاری از عظمت، تنوع کاربری و شکوه سازهای/ تشریح ابعاد سیاسی، سازهای و فرهنگی دژ افسانهای اسماعیلیان - خبرگزاری میراث آریا https://share.google/q7tJ7f5gCcuebvRN1
🔺موسی علیهالسلام گفت: خداوندا چون مرا به رسالت و پیشوایی امر فرمودی، مُلکداری نیز فرمای که من شبانی کردهام و امروز پادشاهی میباید کرد. خطاب آمد: ای موسی پادشاهی همان شبانی است، چنانکه گوسفندان خود را از فتنهٔ گرگ نگاه میداری، بندگان ما را نیز از گزند گرگان در پناه دار. 📚"مجد خوافی _ روضهٔ خلد" 🆔 T.me/labbafkhaniki
⭕️بند گلستان 🖋 #رجبعلی_لباف_خانیکی 🔹رشته کوه بینالود واقع در شمال دشت نیشابور و جنوب دشت توس از گذشتههای بسیار دور منشاء آب و آبادانی و خیر و برکت در آن دشتها بوده و زیستگاههای متعددی را در دامان خود موجودیت بخشیده است. دامنههای آن رشته کوه بستر شاهراه بزرگ شرق (راه ابریشم) در دشت نیشابور و شاهراه توس به جرجان و ماوراءالنهر در دشت مشهد شده و دهها شهر و روستا را به هم ارتباط می دادهاند. در دو سوی این رشته کوه درههای متعددی به سمت شمال و جنوب کشیده شده و جریان آبهای جاری در آنها دشتها را سر سبز و جانداران را سیراب کردهاند از جمله: -دره اندرهزی -دره اخلمد -دره آبغد -دره گلمکان -دره کاهو -دره شاندیز -دره نغندر -دره طرقبه و عنبران و جاغرق -دره مایان و ازغد -دره مغان و خانرود -دره پیوه ژن -دره شریفآباد -دره دهسرخ -دره درًود -دره خرو -دره بوژان -دره فوشنجان -دره امیرآباد -دره باغرود و... 🔹اما در میان آنها دره طرقبه و اندران و جاغرق جایگاه ویژهای دارد. در بالای طرقبه قریه عنبران و بالاتر از آن روستای جاغرق قرار گرفته است. به موازات دره طرقبه دره دیگری به نام دره مایان و ازغد واقع شده و انتهای آن دو دره به قدری به هم نزدیک میشوند که در قریهٔ حصار آب جاری هر دو دره به یکدیگر میپیوندند. پائینتر از روستای حصار قریهٔ دیگری است به نام گلستان که در حدود ۶۰۰سال پیش بند گلستان در اراضی این روستا بنا نهاده شده است. اگر چه درههای منتهی به بند گلستان آبِ مورد نیاز اهالی باغدار و کشاورز چندین روستا، آبادی و مزرعه را تامین میکنند اما نقش حیاتبخش بیبدیلی که آب آن درهها در بند گلستان ایفا میکنند بینظیر و منحصر به فرد است. جریانهای به هم پیوسته در نهایت «رود طرقبه» را تشکیل میدهند و بند یا سد گلستان بر روی این رودخانه ساخته شده است. 🔹در گذشتههای دور آبی که اکنون به سد گلستان میریزد، از بالادست از طریق «نهر مآمونی» به خارج از درهٔ گلستان هدایت میشده و اراضی معروف به «آبکوه» را آبیاری میکرده است. بعدها از میانهٔ دره نهر دیگری به نام «نهر شیشه» حفر شده و بخشی از آبِ رودخانه طرقبه اراضی جنوب مشهد را آبیاری میکرده است. آبی که از طریق نهر شیشه به زمینهای زراعتی میرسید مزارعی را آبیاری میکرد که «گوهرشاد بیگم» همسر شاهرخ تیموری در سال ۸۲۹ه.ق وقف بر مصارف مسجد گوهرشاد کرده بود. در طول این نهر چندین آسیاب ساخته شده بود. ظاهرا در اواخر عصر تیموری منافع شخصی اقتضا کرده است که در روستای گلستان بر روی رودخانهٔ منتهی به آن روستا سدی یا بندی ایجاد شود. بنا به نوشته شادروان «عبدالحمید مولوی»: در مورد این که بند گلستان را چه کسی ساخته است، اقوال مختلفی است. بعضی بنای بند را به میرزا شاهرخ تیموری نسبت دادهاند و برخی بند را از ابنیهٔ گوهرشاد بیگم میدانند و پارهای «گلستان» را نام کنیز گوهرشاد دانسته و قریه و بند را به نام او معروف میشمردند که البته به افسانه بیشتر شبیه است. اما پاسخ قطعی را گویا شادروان«دکتر عبدالحسین نوائی» در کتاب «اسناد و مکاتبات تاریخ ایران» داده است. 🔹دکتر نوائی در آن کتاب به فرمانی از «سلطان ابوسعید گورکانی» (مقتول به سال ۸۷۳ه.ق) استناد کرده که از قرار معلوم ابوسعید قصد داشته با ایجاد آن سد املاک وسیعی را به مالکیت خود در آورد و «املاک خاصه» اعلام کند و البته عوامفریبانه بخشی را نیز وقف نماید و به جهت معرفی شریک جرم در غارت و تصرف اموال عمومی بخشی را هم به ارباب واگذار کند. در آن سند خطاب به سادات، داروغه، مشایخ، معالی، اعیان، اعالی، ارباب، مباشران و اهالی ولایت توس مشهد اعلام کرده که چون تعمیر بلاد و ترفیه عباد وسیلهٔ حصول تمهید رضای حضرتِ باری به واسطهٔ وصول به منافع دین و دنیاست، لاجرم...به یاری توفیق حضرتِ باری، (این فرمان) به بستن « #بند_گلستان» شرف صدور یافت...اراضی که با آب آن مزروع میشود، چیزی ملک ارباب و بعضی وقف از هر بابت است. خاطر همایون چنان اقتضا نمود که تمام آن مزارع بر وجه مسابقه و طریق استبدال شرعی داخل املاک خاصهٔ شریفه شود. سلطان ابو سعید گورکانی نبیرهٔ امیر تیمور و نوهٔ میرانشاه فرزند خونخوار و سفاک تیمور و کسی بود که در سال ۸۶۱ ه.ق دستور قتل گوهرشاد بیگم بانوی نیکوکار و همسر شاهرخ را صادر کرد و خود نیز در سال ۸۷۳ ه.ق توسط «یادگار محمد» پسر بایسنغر و نوهٔ گوهرشاد به انتقام خونِ جدهاش گوهرشاد به قتل رسید... 🆔 @labbafkhaniki
🔺چشمانداز زیبای بند گلستان، آبخوان قناتهای مهم مشهد ⭕️بند گلستان #بند_گلستان #رجبعلی_لباف_خانیکی 🆔 @labbafkhaniki
چرا بر خاک میگرید؟! این روزها در شبکههای اجتماعی فیلمی دست به دست میشود که در آن مردی آشفته بر خاک چنگ انداخته، ضجٓه میزند مثل کسی که عزیزش را از دست داده باشد. برخی او را عاشق توصیف کردهاند و برخی او را دیوانه پنداشتهاند. ارزیابی هر دو گروه درست است، او عاشقٍ دیوانه ایست مثل بسیاری از باستانشناسها و محیط زیستشناسها و آبشناسها و جنگلشناسها و ایرانشناسهای دلواپس و نگران از آینده این آب و خاک! او « #اسماعیل_یغمایی» هشتاد ساله و بچه تهران است که به گفته خودش رگ و ریشه در «خور»، روستایی در دل کویر دارد. اسماعیل باستانشناسی جان سخت و پرماجرا است. او شاهد پرپر شدن گلهای زندگیش، زن و فرزندش بود و شگفتا که آنها را که قادر به راه رفتن نبودند، تا زنده بودند به دوش میکشید و با خود به دشت و بیابان میبرد تا از کاوش و پژوهش باز نماند. در سال۱۳۷۴ در تپه حصار دامغان من شاهد عشق بازیهایش با خاک و خانوادهاش بودم! او خود گفته است: «کاوشهایم همیشه دردسرساز بود مثل کاوش تپه حصار که منجر به بازنشستگی اجباری و تعلیق دو ساله حقوقم شد» (در پی کاوش تپه حصار و کشف آثار ارزشمند معماری و گٍلنوشتههای میخی یغمایی پیشنهاد داده بود که خط دوم راهآهن را از دلٍ تپه حصار عبور ندهند و دادند!) یغمایی مثل بیشتر باستانشناسها عاشق خاک و دردمند و گلهمند است زیرا خاک و رمز رازهای دلٍ خاک را میشناسد و میبیند که دیگران حرمت خاک را پاس نمیدارند و به بهانههای گوناگون خاک را میکاوند و لایههای تمدنی خاک را مضطرب و آشفته میکنند و خاک را میآلایند و خاک را قاچاق میکنند و از زمین خجالت نمیکشند! او خوب میداند که لایههای تمدنی در هر تپه باستانی به منزله شناسنامه و سند هویت ملتاند و با کاوش علمی، مطالعه، تجزیه و تحلیل دادههای باستان شناسی آن لایهها، باستانشناس میتواند جوامع ساکن در آن تپه و حتی منطقه را از جهات مختلف بشناسد و به بسیاری از پرسشها پاسخ دهد. مویههای اسماعیل در آن فیلم، بر خاکٍ «ارجان» نزدیک بهبهان است، محوطۀ باستانی بسیار مهم حاصل انهدام شهری با عظمت از دوران عیلام و هخامنشی که در سال ۱۳۱۰ خ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده و در سال ۱۳۶۱ به دنبال خاکبرداری از آن محوطه جهت استقرار سد مارون کشف شاهکارهای هنری طلایی و مفرغی منحصر به فرد از آنجا جهان را به شگفتی وا داشت و اخیرا برای لولهکشی بر روی آن کانال حفر شده است. اسماعیل از خاندان فرهیخته «یغمایی»ها و نه تنها باستانشناسی پر تلاش که نویسندهای توانا است او در محوطههای باستانی زیادی کاوش و پژوهش کرده و علاوه بر مقالات متعدد، آخرین کتابش با عنوان «شوش (کاوشهای باستانشناسی شهر پانزدهم)» را اخیرا منتشر کرده و اینک کتابهای «گیسوی هزارساله»، «تخت جمشید»، «قلایچی» و «بردک سیاه» را نیز منتشر کرده یا آماده انتشار دارد فریادهای اسماعیل یغمایی فریاد همه ایرانیان آگاه به ظرفیتها و قابلیتهای سرزمین اهورایی ایران است. آیا فریادرسی هست؟
без подписи
اسماعیل یغمایی شمع سخت جانی که از سالها در غمِ وطن میسوخت و بر خاک میگریست خاموش شد! در گذشت آن دردانهٔ فرهیخته را به دلسوزان ایران، فرهنگ، هنر و باستانشناسی تسلیت میگویم.
без подписи
بازخوانی خاطره بازدید رهبر شهید انقلاب از توس پس از ۳۰ سال - خبرگزاری میراث آریا https://www.chtn.ir/news/1405042101430/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D8%B3-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%DB%B3%DB%B0-%D8%B3%D8%A7%D9%84
🔺عمرو لیث را غلامی بود، در حالت مستی امیر را دشنام داد. امیر به زندانش فرستاد. چون به هوش آمد، به عقوبتش فرمان داد. غلام گفت: ای امیر من بد کردم در حالتی که بیهوش بودم، تو در حالی که هوش داری بد مکن. عمرو بدین سخن از عقوبتش در گذشت. 📚"قاآنی شیرازی_ پریشان" 🆔 @labbafkhaniki
⭕️رباط قِلًی 🖋 #رجبعلی_لباف_خانیکی 🔸منطقه جاجرم و سنخواست در قدیم در مسیر شاخهای از راه ابریشم بوده که شهر مهمِ «جرجان» (در مجاورت گنبد قابوس فعلی) را به توس و در نهایت به سنگ بست در مسیر اصلی شاهراه بزرگ شرق یا راه ابریشم ارتباط می داده است. در این مسیرِ معتبر کاروانسراهای متعددی وجود داشته که «اعتماد السلطنه» از آنها به ترتیب از گرگان تا مشهد این گونه نام برده است: «اول رباط شهر گرگان، دویم رباط فرس، سیم رباط دهنهٔ گرگان، چهارم رباط دهنهٔ دشت، پنجم رباط قره بیل، ششم رباط عشق، هفتم رباط قِلًی، هشتم قرجه رباط، نهم رباط نصیر آباد، دهم رباط سلطانمیدان، یازدهم رباط حسن آباد چک، دوازدهم رباط چنبر غربال، سیزدهم رباط سیدآباد، چهاردهم رباط شانقله که از این رباط به شهر مشهد مقدس میرفتهاند». 🔸اعتمادالسلطنه بنای آن رباطها را به «امیر علیشیر نوائی» نسبت داده است. یکی از آن رباطها « #رباط_قِلًی» است که اعتمادالسطنه آن را در نیم فرسخی «قریهٔ قِلًی» یکی از چهار دهِ سنخواست نشانی داده و از آن به عنوان «سرای معتبری» نام برده است. او این گونه رباط قِلًی را در کتاب «مطلع الشمس» توصیف کرده است: «بنای آن یکجا از سنگ خاره و گچ خالص شده (است)، از کتیبه بالای در تقریبا چهار صفحه باقیست در طرف دست راست از القاب سلطنت این کلمات نوشته شده مالأستحقاق علی الاطلاق مزین سریر الخلافه و از طرف دست چپ این کلمات العالی شجاع الدین و الدنیا و این کتیبه را بخط ثلث بسیار خوش بر صفحات سنگ سخت کبود نقاری نمودهاند و لوح تاریخ افتاده است ولی جودت خطِ کتیبه شهادت میدهد که تاریخ بنا از اواسط عهد گورکانیه آن طرف نمیگذرد و بالای کتیبه در پیشانی سر در خطوطی گچبری کردهاند...شکل رباط مربع مستطیل است...در اطراف دیوار شش برج بوده...کلیهٔ این رباط را خیلی با استحکام و اهتمام ساختهاند و استادِ آن چنان مهارت داشته است که سنگ را مثل آجر کار برده است، روی کار از هر جا مثلِ بنای آجری در کمال صافی و استوار است...» 🔸رباط قِلًی با پلان مستطیل در ابعاد ۴۳/۵×۳۷ متر و برخوردار از چهار ایوان است. در هر طرف ایوانهای شمالی و جنوبی دو غرفهٔ منتهی به حجره و در هر طرف ایوانهای شرقی و غربی نیز یک غرفهٔ منتهی به حجره در انتهای آن قرار دارد. ورودی بنا از انتهای ایوانی بلند در میانهٔ ضلع شرقی به درون باز میشود. ایوان و دالان ورودی رباط که از میانهٔ دو جرز ضخیم برج مانند گذشته، پس از هشتی و فضای مستطیل شکلی از طریق ایوان شرقی به میانسرا منتهی میشود. هشتی از دو طرف به فضاهای ستوندارِ مسقف و در نهایت به سالنهای طویل یا مالبندها ختم میشوند. نقشهٔ این رباط قابل مقایسه با رباط امیر علیشیر نوائی در سنگ بست و رباط عشق در دشت جاجرم است و در واقع ترکیبی از دو کاروانسرای زمستانی (مسقف در شرق) و تابستانی (باز در غرب) میباشد. فضاهای اشرافی که در این کاروانسرا تعبیه شده، به آن وجههٔ خاص بخشیده است. از جمله دو سالن مستطیل شکل خوش فرم با تزیینات معماری در گوشههای شمال غرب و جنوب غرب و دو اطاق وسیع در شمال شرق و جنوب شرق مجاور حجرهها. ساختار این فضاها به گونهای است که میتوان به آنها صفت «شاه نشین» اطلاق کرد که احتمالا مشاهیر یا رییس التجارها در آنها استقرار مییافته یا یکی از آنها کاربری مسجد داشته است. فضاهای ظاهرا غیر عادی و عجیبی هم در این رباط ساخته شده که منحصر به فرد به نظر میرسند مانند کوره پوشها یا سالنهای بلند و باریک با سقف کوتاه در دوسوی شمالی و جنوبی و بر بام، حد فاصل سقفِ حجرهها و مالبندها، احتمال دارد که از آنها به عنوان انبار علوفه یا هیزم جهت سوخت استفاده میکردهاند. 🔸در گوشهها و دو جانب شمالی و جنوبی برجهای استوانه و نیم استوانه به دو منظور تعبیه شده است اول با هدف استحکام بخشی و ایستایی بنا که مانند پشتیبان از رانش دیوارها پیشگیری کنند و دیگر با هدف تآمین امنیت و دفاع در مقابل راهزنان و متجاوزان. تعبیهٔ روزنههای دید و تیرکشها بر بدنهٔ برجها و دور تا دور بام این امر را مسجل میسازد که مدافعینی از این رباط و ساکنان آن حفاظت میکردند. بارزترین نشانهها وجود مسیر قراولها یا «مرد گرد» ها بر فراز دیوارها در بام و روزنهها و تیرکشهای تعبیه شده بر فراز دیوارها است. رباط قِلًی که اخیرا مورد مرمت قرار گرفته، بنایی استوار و مستحکم و بسیار زیبا است . زیبایی آن مرهون خلاقیت و ابتکار معمار هنرمندِ آن در توازن بنا، چیدمانِ سنگها و آرایش برخی فضاها است. 📌رباط قِلًی به لحاظ برخورداری از ارزش های فرهنگی و معماری در تاریخ ۱۴۰۳/۹/۲۵ در فهرست آثار ملی و در شهریور سال ۱۴۰۳ به همراه ۵۵ کاروانسرای فاخر دیگر در فهرست یونسکو به ثبت رسیده است. 🆔 @labbafkhaniki
🔺رباط قِلًی، سرایی معتبر و صحنهٔ عشقبازی معمار باسنگ ⭕️رباط قِلًی #رباط_قِلًی #سنخواست #رجبعلی_لباف_خانیکی 🆔 @labbafkhaniki
🔺گبری از ابراهیم(ع) مهمانی خواست. ابراهیم گفت: اگر مسلمان شوی تو را مهمان دارم. گبر برفت. خدای عزًوجل وحی فرستاد که: یا ابراهیم! هفتاد سال است تا وی را روزی همیدهیم بر کافری، اگر امشب تو او را طعام دادی چه بودی؟ ابراهیم از پس آن گبر شد و او را باز آورد و مهمانش کرد. گبر گفت: سبب این چه بود؟ ابراهیم قصه باز گفت. گبر گفت: اگر خدای تو چنین کریم است، اسلام بر من عرضه کن. 📚"ابوالقاسم قشیری _ رسالهٔ قشیریه" 🆔 @labbafkhaniki
⭕️آئینه خانه و عمارت مفخم (بخش سوم) 🖋 #رجبعلی_لباف_خانیکی 🔸شکوه و عظمت آئینه خانه را میتوان بر قامت دیوارهای داخلی فضای تالار آئینه مشاهده و احساس کرد. علاوه بر عکسهای مقامات و شخصیتها، ۱۳ قاب دیگر در بر گیرندهٔ آیههای قرآنی با خط نستعلیق و شکسته خوشنویسی و تذهیب به آئینهخانه، جنبهٔ ادبی و دینی دادهاند. ازارهٔ دیوارها از کف تا شروع آئینهکاری با سنگهای مرمر مرغوب پوشیده شده و پس از آن آیینه کاری آغاز گردیده و تمامی رویهٔ دیوارها و سقف را پوشش داده به گونهای که بازدید کننده خود را محصور در آئینهها میبیند. از جملهٔ جالبترین نگارههای آئینه خانه تجلی اسطورههای کهن در درون قابهای کاشی بر نمای ورودی صشاست. بر میانهٔ تاج یا سنتوری نیم دایرهٔ فراز ورودی قاب دایرهای شکل از کاشی زرد رنگ ایجاد شده و درون قاب بر زمینهٔ کاشی فیروزهای و در میان گل و برگهای رنگارنگ شیری به رنگ زرد با اژدهایی به رنگ بنفش در جدال است. در دو صحنهٔ دیگر بر فراز طاقنماهای طرفین ورودی و محصور در منارههای دو سوی ورودی اصلی آئینه خانه، جدال شیر با گاو ترسیم شده است. در این صحنههای متقارن که در درون قاب زرد رنگ لوزی شکل اطلسی مانند بر زمینهٔ فیروزهای و همراه با گل و برگ نقش بسته، شیر به رنگ زرد و گاو به رنگ سیاه نمایانده شده است. تردیدی نیست که این صحنهها از صحنههای جدال شیر و گاو در پلکان آپادانای تخت جمشید الهام گرفته و به تقلید از نقاش هنرمند کاخ گلستان اسطوره کهن ایرانی حلول سال نو یا نوروز را به تصویر کشیده است. پس از سقوط سلسلهٔ قاجار بخش اعظم املاک خانواده شادلو از جمله آئینه خانه و عمارت که محل سکونت «سردار معزز» نوه سردار مفخم بود به تصرف رضا شاه در آمد و «سرهنگ رخشا» فرماندار و رئیس کل املاک پهلوی در آن اقامت گزید. 📌آئینه خانه مفخم در تاریخ ۱۳۵۴/۹/۱۸ به شماره ۱۱۶۷در فهرست آثار ملی ثبت شده و از سال ۱۳۷۹به عنوان موزه اسناد و نسخ خطی کاربری یافته است. عمارت مفخم 🔸این بنا هم مانند آئینه خانه به دستور یارمحمد خان شادلو جهت سکونتگاه خانوادهاش به فاصلهٔ کمی از آئینه خانه ساخته شد. نقشهٔ این عمارت را هم «میرزا مهدی خان شقاقی» نخستین معمار ایرانی تحصیل کردهٔ فرنگ تهیه کرد به گونهای که بنا هم به لحاظ ساختاری و هم تزئینات بیشتر از شیوههای معماری و هنری غربی تآثیر پذیرفت تا معماری و هنر سنتی ایرانی. بنای عمارت در دوطبقه و ابعاد ۵۰×۲۳متر و ارتفاع ۹متر ساخته شده و در مجموع ۳۴اتاق دارد. به استناد ویکی پدیا، «کلنل ادوارد ییت» انگلیسی که حدود یک قرن پیش در این بنا با سردار مفخم دیدار داشته، در توصیف یکی از اتاقها نوشته است: «دیوار با تعدادی نقشه تزئین شده بود. اتاق پذیرایی با شمعدانها و آئینههای زیبا پوشیده شده و کفِ آن نیز با قاليهای قالب دوزی شدهٔ ابریشمیِ رشتی فرش شده بود. در پشتِ این اتاق نارنجستان بود که سقف آن با ورق آهنی پوشیده شده بود و بر روی دیوارها نیز پوست پلنگ، ببر، خرس، گربهٔ وحشی و چند حیوانِ دیگر که در جنگلهای شمالِ این ناحیهٔ یافت میشود آویزان کرده بودند». معمار کوشیده است که عمارت مفخم را متناسب با شآن و منزلت یارمحمد خان مجلل و باشکوه بسازد بنابر این از عناصر معماری ایرانی و غیر ایرانی بخصوص معماری کشور فرانسه حداکثر استفاده کرده و البته به نمادهای اسطورهای ایرانِ کهن نیز توجه نشان داده است. عمارت مفخم در دوطبقه با استفاده از ستونهای ستبر احداث شده و در دو سمت شمالی و جنوبی طبقه اول دو ایوان به طول ۳۸متر و عرض۳/۱۴متر ایجاد شده که در جلو هر ایوان ۹ستون هشت ضلعی قطور و دو نیم ستون آجری بر افراشته شده تا بامها وسقف را بدوش کشند. معمار کوشیده است با کمک کاشیهای درخشان چند رنگ و هفت رنگ و معرق، بنا را چشمنواز و زیبا جلوه دهد بنابر این علاوه بر ترسیم گل، گیاه و اسلیمی در زیر طاقها، لچکیها و سرستونها و تلفیق آجر و کاشی بر بدنهٔ ستونها و دیوارها از نقوش انسانی، جانوری و هندسی نیز بهره گرفته و سعی کرده بر نمای جنوبی بنا تمرکز بیشتری داشته باشد و دلیل آن شاید این باشد که نمای جنوبی عمارت در مقابل ورودی آئینه خانه قرار داشته و بیشتر در معرض دید بوده است. نقوش انسانی عبارتند از تصویر دو فرشته در حال پرواز بر دو لچکی طرفین طاق مرکزی سمت جنوبی که احتمالا از طاق بستان کرمانشاه الهام گرفته و نقوش انسانی دیگر، تصویر یک دختر بر بالای آخرین ستون سمت راست و یک پسر بر بالای آخرین ستون سمت چپ. نقش حیوان منحصر به دو تصویر شیر و خورشید زرد رنگ مقابل یک دیگر است که به قرینه بر مرکز قاب مثلثی که سطح استوری یا تاج فراز ایوان مرکزی را پر کرده، نقش بسته است. این نقش هم نمایانگر اسطوره شیر و خورشید در فرهنگ کهن ایرانی است. 📌عمارت مفخم در تاریخ ۱۳۵۲/۶/۱۰ به شماره ۹۵۲ در فهرست آثار ملی ثبت شده است. 🆔 @labbafkhaniki
🔺عمارت مفخم هم مانند آئینه خانه نشانه شکوه و جلال یک حاکم محلی و نماد تاثیر پذیری هنر و معماری عصر قاجار از غرب است. ⭕️ آئینه خانه و عمارت مفخم #بجنورد #عمارت_مفخم #رجبعلی_لباف_خانیکی 🆔 @labbafkhaniki
منبع: میراث آریا https://www.chtn.ir/news/1405040200099/%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8-%DA%AF%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1
📌مردی با شوق و دردی تمام گور اولیاء را طواف میکرد. شبی ندایی به گوشش رسید که او را گفت: تا کی میخواهی گورِ مردانِ خدا را بپرستی؟ به گرد اعمال آنها بگرد تا رهایی یابی. 📚"عطار نیشابوری_ اسرارنامه" 🆔 @labbafkhaniki