Mahed's Xanadu
Статистикаماهد: گستراننده،عربی،از نام های الله نور خواهی، مستعد نور شو. Xanadu/ˈzanəduː/metaphor for an idyllic place. Mahed/māhed/The Quran name, bringer of ease, one who makes things even and uniform.
- Последний пост
- 12:05
- Последнее чтение
- ещё не заходили
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 82
- Тип
- открытый
- Язык
- английский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 56
- 1/48двое суток
- 64
- 1/72трое суток
- 69
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
https://t.me/music4youalbums/1230
عمل بر خلاف قواعد خویش مانند این است که در بازی با خودمان تقلب کنیم، از پوچی خیانت رنج ببریم و آسیب متعاقب آن را محتمل شویم. فراتر از نظم – جردن بی. پیترسون
یکبار در اردوگاه کندهای را در آتش گذاشتم و کنده پر از مورچه بود. همین که شروع به سوختن کرد، انبوه مورچهها بیرون ریختند و اول به طرف وسط رفتند که آتش میسوخت؛ بعد برگشتند و به ته کنده فرار کردند. هنگامی که به قدر کافی در ته کنده جمع میشدند توی آتش میافتادند. بعضیها در میرفتند، تنشان سوخته بود و له شده بودند و همینطور میرفتند و نمیدانستند کجا میروند، ولی بیشترشان به طرف آتش و ته کنده میرفتند و در انتهای خنک کنده جمع میشدند. سرانجام توی آتش میافتادند. یادم هست که در آن موقع فکر کردم این آخر دنیاست و فرصت خوبی است که آدم مسیح بشود و کنده را از آتش بردارد و بیرون بیندازد تا مورچهها بتوانند خودشان را به زمین برسانند. ولی من کاری نکردم، جز این که یک فنجان آب روی کنده پاشیدم تا فنجان را خالی کنم که ویسکی در آن بریزم و بعد آب به آن اضافه کنم. فکر میکنم پاشیدن آب روی کنده سوزان، مورچهها را فقط بخار داد. وداع با اسلحه ارنست همینگوی
ز بی دردان علاج درد خود جستن به آن ماند که خار از پا برون آرد کسی با نیش عقرب ها ... صائب تبریزی
https://t.me/LunaticBrainDamage/3099
سوال این است که وقتی به نیروانا(مسکنت سوبژکتیو) رسیدیم، بر سر کارمایمان چه میآید؟ پاسخ بودیسم این است ما در نیروانا هیچ ردی از خود به جا نمیگذاریم. و در این جا مشکلی وجود دارد: اگر اعمال نیک اعتدالی(همان اخلاق بودیسم) به ما کمک میکنند از شر وابستگیعلی افراطیمان خلاص شویم، نمیتوان گفت که اگر به نیروانا برسیم باید قادر به انجام اعمال شریرانهای باشیم که هیچ ردی از خود به جا نمیگذارند؟ رخداد، اسلاوی ژیژک #Book
آیین بودیسم با سلوک عملی آغاز میشود. ما هرگز در انزوا عمل نمیکنیم. منظور از مفهوم کارما همین است: رفتار ما همیشه از خود اثری به جا میگذارد و این آثار که میتواند خوب، بد یا علیالسویه باشند، هیچگاه دست از سر فاعلشان برنمیدارند. و دقیقا اینجاست که اخلاقیات متعارف وارد میدان میشود... . رخداد، اسلاوی ژیژک #Book
دغدغه بودیسم حل مشکل رنج است، بنابراین اولین قاعدهاش این است: ما نمیخواهیم رنج بکشیم. برای یک متفکر فرویدی این امر از آغاز مسئلهدار است و اصلا بدیهی نیست؛ نه به خاطر نوعی مازوخیسم مبهم، بلکه به خاطر رضایت عمیقی که هر نوع وابستگی شدید بهوجود میآورد. رخداد، اسلاوی ژیژک #Book
منبع رنج در میل تمامنشدنی انسان به چیزهایی است که حتی اگر به آنها برسد هم هرگز راضیاش نخواهند کرد. رخداد، اسلاوی ژیژک #Book
شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد خشت خشت و آجر آجر، پیکرم را باد برد آه... ای گنجشک های مضطرب، شرمنده ام! لانهی بر شاخه های لاغرم را باد برد حامد عسکری #Blogg
توهم ما از خودمان دقیقا تا جایی دوام میآورد که واقعیت را به مثابه چیزی بیرونی ببینیم، یعنی بیرون از "منی که اینجا هستم". رخداد، اسلاوی ژیژک #Book
چیزها-Things- وقتی پدیدار میشوند که تعادل بر هم میخورد، وقتی چیزی بیراهه میرود. رخداد، اسلاوی ژیژک #Book
درس خداناباورانهی فیزیک کوانتوم این است که خود خدا هم فرایند کوانتومی را کنترل نمیکند. رخداد، اسلاوی ژیژک #Book
هدف روانکاوی نابود کردن فانتزی نیست بلکه چیزی متفاوتتر و ریشهایتر از آن، یعنی عبور از فانتزی. رخداد، اسلاوی ژیژک #Book
به بیانی سادهتر فانتزی به این معنی نیست که اگر من هوس توت فرنگی کنم و در عالم واقع نصیبم نشود درباره خوردنش خیالپردازی کنم، مسئله این است که اصلا من از کجا میدانم از اول هوس توت فرنگی کردهام؟ رخداد، اسلاوی ژیژک #Book
بنابراین فانتزی چیست؟ فانتزی صرفا چیزی نیست که میل ما را در حالتی خیالآمیز محقق میکند؛ فانتزی مقوم میل ماست، مختصات میل را فراهم میکند- عملا به ما یاد میدهد چگونه میل بورزیم. رخداد، اسلاوی ژیژک
حکمت متعارف به ما میگوید که طبق آموزهی روانکاوی هر کاری بکنیم باز مخفیانه داریم به "آن"[رابطه جنسی] فکر میکنیم. رابطه جنسی مرجع عام نهفته در پس هر کاری است. اما پرسش واقعی فروید این است: وقتی داریم "آن" کار را میکنیم به چه فکر میکنیم؟ ...خودِ رابطه جنسی است که برای اینکه به مذاق ما خوش بیاید باید از پشتوانهی نوعی فانتزی برخوردار باشد. رخداد، اسلاوی ژیژک #Book
без подписи
شباهت در ارزشهای بنیادی، پیشبینیکنندهی بهتری برای رضایت رابطه است تا شباهت در علایق.
خطر یک رابطه ممکن است این باشد که دو انسان بسیار خودآگاه، آنقدر رابطه را بفهمند که کمتر آن را زندگی کنند! بیشتحلیلکردن ممکن است باعث شود رابطه به جای اینکه زندگی شود، مدام تحلیل شود.