مُنبثّات | پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر
Статистика✔️ مُنبثّات ( انْبَثّ : تفرَّق وانتشر ، فهو مُنْبَثٌّ) 🖌 پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر هادی معصومی زارع @Mhmasoumi84
- Последний пост
- 17 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 41
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
💢 سیر نشدید، خسته هم نشدید؟ ✅ پیرمرد هشتاد سالگی را پر کرده است. از اینعمر مبارک پنج دهه را در این مملکت مسئولیت عالی داشته است. از صدقه سر این نظام و این انقلاب دنیا را چرخیده و دیده است. پدرخوانده دو سه نسل از دیپلماتهای این کشور بوده اما هنوز نمیداند یا نمیفهمد یا نمیخواهد بفهمد که با ارشدترین مسئول یک کشور همسایه که بیشترین قرابت فرهنگی، مذهبی و اقتصادی را با ما دارد چهطور باید صحبت کند. پیرمرد کماکان از نقش پدرسالاریاش خارج نشده است. فکر میکند آنجا هم مثل ایران تیول آقایان است و جملگی مقامات کشور همسایه هم بردههای زرخرید و بندگان مطاع ایشان! ❇️ اوایل دهه نود در کوچه بنبست کنار ساختمان دانشگاه، دختر و پسری دو سه ساعتی کنج خلوتی پنهان پیدا کرده بودند و دل میدادند و قلوه میگرفتند و گهگهداری آن وسطها شیطنتهایی هم میکردند. آبدارچی پیر دانشگاه ما که مدتی طولانی از طبقه دوم نظارهگر ایشان بود، دست آخر طاقتش طاق شده و با همان لهجه شیرین آذری خطابشان کرد که سیر نشدید، خسته هم نشدید؟ ❎ هر چه فکر کردم دیدم جملهای بهتر از همان جمله پیرمرد به ذهنم نمیآید. سیر نشدید؛ خسته هم نشدید؟ به هر چه اعتقاد دارید دست از سر ما و سرنوشت نسل ما بردارید و بروید این روزهای آخر عمر استراحت کنید.
💢 اینکه عده ای از صفر تا صد یادداشت انتقامخواهی و الگوی نهضت شبکهای عقلشان صرفا به مقولههایی همچون تیم ترور قد میدهد دیگر تقصیر نویسنده نیست. اینکه یک امر اجتماعی از قبیل #نهضت را بخواهی به لایه خشن و صرفا نظامی-امنیتی آن تنزل دهی، حالا یا ناشی از قصور فهم است یا بیماری سیاسی. در این خصوص در این سالها مفصل صحبت کردهام و حوصله تکرار ندارم. دوستانی که کانال و مصاحبهها را دنبال کردهاند میدانند از چه صحبت میکنم. البته خب منکر آن نیستم که آنچه این روزها خرابکاری و ضربه سخت نامیده میشود بخشی از خروجی و عملکرد نهضت است اما آخرین لایه و بخش است نه همه آن. امر نهضت آنقدر بنمایههای اجتماعی و فرهنگی و غیرنظامی و غیرامنیتی (در معنی کلاسیکش) دارد که تمرکز بر آن کلید حل مشکلات متعددی است. با این حال گلوله و #داغی_حدید نیز بخشی از ماجراست و لذا بیمایه فطیر است. ✳️ شاید عدهای خجالت بکشند اما من (به عنوان یک شهروند ایرانی فاقد هرگونه مسئولیت) به پشتوانه خون قربانیان شورشهای معیشتی از سال 1396 تاکنون و خون بچههای #مدرسه_میناب ابایی ندارم از اینکه به صراحت فریاد بزنم که کسانی چون مقامات خزانهداری امریکا و معماران تحریم ایران در 15 سال گذشته شایسته چیزی جز گلوله نیستند و من اگر دستم برسد ریچارد نفیو را بیشتر مستحق مرگ میبینم تا مقامات پنتاگون و سی.آی.ای. ❎ حالا مسولان رسمی به هزارویکدلیل مصلحت نمیبینند این را علنا به زبان بیاورند یا اگر دوستان آکادمیک غیرمسئولِ ما میخواهند مودب و باشخصیت و عاقل بنمایند و تم حقوق بشری و تساهل و تسامح خود را حفظ کنند، اختیار خودشان است. من هم میتوانم اما نمیخواهم. جامعهای که عصبیت نداشته باشد و هزینهای برای متجاوز نتراشد، باید آماده تجاوز مستمر باشد. باور نمیکنید؟ به تجربه و سرنوشت فارسیزبانهای افغانستان در دوره بیستساله جمهوریت نگاه کنید. همین @Monbathat
💢 جنگ رمضان: نوشته سیوپنجم: انتقامخواهی و الگوی نهضت شبکهای 🕘 ۱۹ تیرماه ۱۴۰۵ ✅ خلال روزهای تشییع آیتالله خامنهای از زبان گروههای حاضر که از اساس صادقترین و پایکارترین بدنه حامی جاا بودند به تواتر فریاد #انتقامخواهی شنیده میشد. طیفی که شعار انتقامخواهیاش، دلالتهای خاص خودش را برای کارگزاران نظام جاا خواهد داشت. پررنگتر شدن این شعار خلال این روزها در کنار اسباب عاطفی ناشی از تازه شدن داغ در مواجهه با پیکر شهدا، اما بهنظر میآید بیشتر متاثر از خشم جماعت از کمرنگ شدن شعار انتقام و خونخواهی در رتوریک کارگزاران و رسانهها و تریبونهای رسمی نظام باشد. (بهویژه که شنیدههای غیررسمی حکایت از آن دارد که به شخصیتها و صاحبان ترییونهای رسمی و... نیز ابلاغ شده که تا جای ممکن فتیله انتقامخواهی را پایین کشیده و کوبیدن بر طبل انتقامخواهی را متوقف سازند.) ✳️ حالا اینها مقدمه بود تا به دو مساله اشاره داشته باشم. اولی توصیفی و بازنویسی طرح بحث چند دوست عزیز در یک گروه خصوصی است و دومی تجویزی و پیشنهاد صاحب این قلم به خونخواهان و انتقامخواهان! 1️⃣ شهادت پیدرپی و هدفمندِ اکثریت مطلق چهرههای طراز اول و مورد احترام نظام، در قالب یک کارزار مستمر از سوی دشمن، زخمی انباشته بر حافظه جمعی ملت برجای گذاشته و جامعه را به نقطهای رسانده که آمادگی روانی و عاطفی برای حمایت از یک «قیام مختارگونه» بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. 2️⃣ نگاه من اما آن است که شاید زمان آن رسیده باشد که خونخواهان به جای انتظار برای ظهور قائمی منتقم از جنس مختارها و یا تکیهکردن بر الگوی رایج سازمانی و هرمی نهضت، به عصر «نهضت شبکهای» گذار کنند؛ عصری که در آن ابتکارعمل میان شبکهای از هستههای همفکر و همسو توزیع میشود؛ بیآنکه سری و آقابالاسری در میان باشد. بهویژه که در عصر غلبه هوش مصنوعی و نظارت دیجیتال دوران نهضتهای صرفاً نهادی و سازمانی با آن خصلتِ هرمیِ مطلقاتصدیگر به پایان راه رسیده است؛ به ویژه نهادهایی از این جنس با مدیریتی از آن جنس. ✳️ در چنین فضایی خونخواهان بهتر است بدانند که اگر به هوای انتقام نهادی نشستهاند، حالا حالا تشییعها در پیش رو خواهند داشت. در نهادهای متولی انتقام، افرادی صادقانه در پی انتقاماند اما به دلیل ضعفهایشان نمیتوانند و افرادی میتوانند اما رندانه و به هزار و یک دلیل و توجیه شانه خالی میکنند. نتیجه اقدامات این دو طیف یا میشود تدابیر تاکتیکی بیفایده و عموما از پیششکستخوردهای که فقط هزینه روی دست کشور میگذارد یا میشود حوالهدادن انتقام به وعدههای ابطالناپذیر و دوربردی مانند آزادی قدس و از این صحبتها. بهراستی بعد از این باید چه کسی را هدف قرار دهند تا خیل انتقامخواهان این شش ساله (از دیماه ۱۳۹۸ تاکنون) بهخود آیند و باور کنند دخیل بستن به این امامزاده شفا نمیدهد؟ رهبر فعلی؟ باور نمیکنید؟ نگاه کنید و ببینید که در تمام این روزها، نهاد متولی انتقام بیشتر از هر کس و هر ارگانی، در ویترین برنامههای تشییع و سوگواری بوده است. در هر صورت اگر این جماعت از طرح شعار خونخواهی هدفی فراتر از رفع مسئولیت از خود یا فشارواردکردن به این و آن در بازیهای داخلی دارند، دست از سر کارگزاران نظام بردارند و خود آستین بالا بزنند. مسؤلان نظام (یا به تعبیر آن دولتمرد رند: اجماع نهادی) حالیه دغدغه زيرساخت و آب و برق و نان رعیت را دارد. شما اگر حقیقتا دغدغه خونخواهی دارید بسمالله! هم بهانهاش موجود است و هم فتوایش. میماند سازوکارش که آنکه مردش باشد خود راه بگویدش که چون باید رفت. ✳️ در الگوی غیرسازمانی نهضت از آنجا که غیرهرمی است و اقابالاسر ندارد هر فرد خود مسئول خونخواهی است و نه منتظر آن. فرد خود مکلف است و نه متوقع و مشاهدهگر. سوژه است و نه صرفا ابژه. خودش مدیر و مدبر است. تامینکننده مالی است. طراح است و در نهایت مجری است. فحوای همین آیه اینروزها متداولِ أن تقوموا لله مثنى وفرادى... ⏹️ پینوشتها پ.ن۱: الگوی نهضت شبکهای از آنجا که یک برساخت اجتماعی و شرعی است، از حیث سیاسی و حقوقی مسولیت چندانی را نیز متوجه کلیت ساختار سیاسی جاا نخواهد کرد. بلکه خدا را چه دیدی حتی شاید باعث آن شد تا آمریکاییها برای مهار این خودسرهای آتشبهاختیار هم که شده دست کمک به سوی کارگزاران خسته جاا دراز کنند و در این کویر وعدههای توخالی، امتیازی عینی و ملموس (از جنس امتیازات دهه هشتاد میلادی) به ایشان بدهند. اینطور انتقامخواهان و کارگزاران به جای آنکه به گیس و گیسکشی از یکدیگر مشغول باشند، مکمل همدیگر خواهند بود. اینطور دیگر نیازی نیست مقامات رسمی برای فرونشاندن خشم مردم وعدههای توخالی را تکرار کنند که کشور را مصداق آش نخورده و دهان سوخته کند. #جنگ_رمضان #هادی_معصومی_زارع #منبثات @Monbathat
💢 جنگ رمضان: نوشته سیوچهارم: چهارمین انقلابی_استشهادی الهامبخش تاریخ تشیع 🕘 ۱۵ تیرماه ۱۴۰۵ 🌍 طهران ✅ شاید بحث و گفتگو درباره میراث سیاسی و مدل حکمرانی آیتالله خامنهای تا دههها و سدهها محل نقاش و جدل فراوان باشد اما آنچه غیرقابل انکار است آن است که او یکی از راستکیشترین زمامداران تاریخ ایران و جهان بود؛ مخلص، استقلالگرا و مبناگرا و صادق و پایبند به مبانی ارزشی و فکری خویش. مردی که بر سر ارزشهایش تا پای مرگ نه سازش کرد و نه گریخت و به مخفیگاه رفت و نه تسلیم شد؛ چه آنکه تسلیمناپذیری هسته مرکزی هویت فکری و شخصیت او به شمار میآمد. ❇️ آیتالله پایبندیاش به گفتمان فکری و سیاسی خویش را با قربانیشدن خود و نزدیکترین اعضای خانوادهاش (آنهم بر روی زمین و نه آنطور که ادعا میشد در زیرزمین و سیاهچالهها) به اثبات رسانید. اتفاقی که در تاریخ لااقل چندصدساله و چه بسا چندهزارساله ایران شاید کمنظیر باشد. نمیدانیم میراث خامنهای پس از او برجای خواهد ماند یا کارگزاران جاا پس از وی راهی دگر را خواهند پیمود اما هرچه هست، سیدعلی خامنهای موفق شد در حافظه جمعی شیعیان پس از علیبنابیطالب، حسینبنعلی و زیدبنعلی خود را به عنوان چهارمین انقلابی_استشهادی الهامبخش تاریخ تشیع ثبت کند. زین روست که تا سدهها پس از این خامنهای به عنوان یکی از ستونهای بینش و کنش سیاسی طائفه شیعه باقی خواهد ماند. ✳️ گاه آدمی برای اثبات صداقت و اعتبار گفتههایش چارهای جز #بذل_خون ندارد. و برای #خامنهای نهم اسفندماه ۱۴۰۴ وقت آن #گاه بود. #جنگ_رمضان #خامنهای #هادی_معصومی_زارع #منبثات @Monbathat
💢 جنگ رمضان: نوشته سیوسوم: جنگیدن با غاصب زیر لوای غاصبان شایستهگی 🕛 ۱۰ تیرماه ۱۴۰۵ ✅ دیروز دوست شفیقی که مطلع شده در ایران هستم تماس گرفته که پاشو بیا یک جلسه بسیار مهم با یک مقام عالیرتبه در خصوص وضعیت منطقه. میخواهد بشنود. با تعجب میپرسم خب این کدام مسئول بلندپایه بوده که گوش شنوا داشته و در این سالها ما ندیده بودیم. اصرار که پشت تلفن نمیشود نامش را گفت. جلسه بسیار مهم است. به خاطر من بیا و از این صحبتها. ❇️ دست اخر از ترس جدش و بیشتر به دلیل ناتوانی ذاتی در نه گفتن، کوتاه میآیم و از خواب صبحگاهی میزنم و سه ساعت راه را میکوبم و ساعت ۹ صبح خودم را میرسانم به محل قرار. پشت در جلسه میپرسم حالا این بزرگوار کیست که گوشی چنین شنوا دارد؟ میگوید حاج فلان و ابوفلان. رئیس و معاونش. وا میروم. میگویم مومن! اینها کی شنیدهاند که این بار دومشان باشد. اینها با همین نشنیدنهایشان وضعمان در منطقه را به اینجا کشاندهاند. تو که بهتر میدانی اینها نیامدهاند که از من و تو بشنوند، آمدهاند یک ساعت از دستاوردهای نداشتهشان بگویند و حداکثر نیمساعتی هم وقت بدهند به طرف مقابل. لااقل نیمی از جمع که حکما در مقام ستایش و تجلیل خواهند بود. امثال من و تو هم اگر نقدی بکنیم با پاسخی جز این مواجه نخواهیم شد که - شما تجربه ندارید! - سنتتان قد نمیدهد. - چیزهایی هست که شما نمیدانید و نمیشود هم گفت. و از همین دست فرمایشات متفرعنانه دیگر. ✳️اصرار دارد حالا که تا اینجا آمدی از خر شیطان پایین شو و بیا نقدهایت را صریح و رودرو بگو. میگویم سید! تو که میدانی من از دست همینها و حرفنشنویهایشان از ایران رفتم. حالا هم چند روزی برای دیدار آشنایان آمدهام نه این تیپ جلسات بیثمر. بعد هم تو که خودت شاهدی! مگر قبل از این همه فاجعه، کلی محترمانه نگفتیم که دارد چه گردبادی میآید؟ مگر پذیرفتند؟ پذیرش که هیچ! اصلا تامل و درنگ کردند ببینند چه میگوییم؟ درنگ هم که هیچ! هر جا دستشان رسید ملکوکمان نکردند؟ بوقچیهای رسانهایشان را سرخط نکردند تا ما را بریده و مرجفون و هتاک و عامل رسانهای دشمن خطاب کنند؟ ✳️ ولی میدانی چیست؟ مساله نقد و سخن نیست. این دو عزیز اساسا ماقبل نقد هستند. به قول عربها مغلوب علی امره هستند. اینها هیچگاه شایستهگی منصبی که گرفتهاند را نداشتند و حالا هم که ارتقاء پیدا کردهاند به طریق اولی ندارند. مساله این است که بر اساس سنّت الهی با کسانی که منصبشان را بر اساس غصب شایستهگی به دست آوردهاند نمیتوان با رژیمی غاصب جنگید و به توفیق رسید. آنهم غاصبی که بر لبههای دانش نشسته و گردش نخبگانیاش مستمر و نظارت سازمانیاش مداوم است. مشکل اینجاست. مشکل بینشی نیست، انگیزشی است. از حب قدرت است. از پدرسالاری ساختاری است که اینها خلق کردهاند. از هزار چیز دیگر است که هم تو میدانی هم من. مشکل از ندانستن نیست. از نخواستن است. سیدجان! من اگر به جلسه وارد شوم و بمانم همینها را به صراحت خواهم گفت. اینطور هم حرمت این بندههای خدا در جمع شکسته میشود هم حرمت شما به عنوان میزبان. روز خودم هم خراب میشود. ◀️ پ.ن: سید دیگر کم میآورد. من هم از ساختمان خارج میشوم و میروم پیش محسن اسلامزاده. محمد مجیدپور تخممرغی میشکند و به بدن میزنیم. پرهیز از چنان جلساتی و نشستن با چنین رفیقانی برای سلامتی روانی خودمان ضروری است. #جنگ_رمضان #هادی_معصومی_زارع #منبثات @Monbathat
عَلَیْك مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ... روزهایی خواهد آمد که من نخواهم بود ولی هنوز... دوستت خواهم داشت!💔
💢 جنگ رمضان: نوشته سیویکم: در خصوص متن تفاهمنامه 🕗 یکم تیر ۱۴۰۵ ✅ انتشار متن تفاهمنامه اولیه میان ایران و امریکا خلال روزهای گذشته بسیاری را غافلگیر و بسیاری را ذوقزده کرد. با وجود آنکه جنگ بیش از دو ماه قبل متوقف شده بود و ترامپ تا همین چند شب قبلتر از انتشار متن تفاهمنامه، رجز میخواند و ایران را به نابودی زیرساختهای ایران تهدید میکرد و حتی دوشب قبل از آن به شهرهای مختلف ایران حمله موشکی کرد پس چه شد که یکدفعه حاضر به امضای چنین متنی و خرید این حجم از شماتت در داخل و خارج از اسرائیل شده و در رسانه ها از خود از یک رئیسجمهور پیروز چهرهای بازنده نشان داد؟ در پاسخ به این پرسش، سه جواب بیشتر به ذهن نمیآید: ۱. ایران در جنگ نظامی امریکا را شکست داده و به مرحله استیصال رساند. در نتیجه امریکاییها از ترس تلفات و آسیبهای بیشتر وادار به اعطای چنین امتیازاتی شدند. ۲. آنطور که برخی از کارشناسان میگفتند عامل زمان به زیان آمریکا بود و بحران انرژی (ترکیب حجم + اضطرار زمانی) در نهایت ترامپ را وادار به پذیرش خواستههای ایران کرد. ۳. کاسهای زیرنیم کاسه است و ترامپ دارد دُهلی میزند که صدایش بعدها شنیده خواهد شد. ❇️ تجربه #جنگ_رمضان نشان داد که نقطه مزیت نظامی ایران در بستهنگاه داشتن تنگه هرمز و هدفقرار دادن زیرساختهای انرژی در منطقه بوده و در پرونده هدفقراردادن ارتش امریکا اما عملکرد بازدارندهای نداشته است. با این نگاه نمیتوان عامل تلفات را دلیل اضطرار امریکا و ترامپ دانست. ✳️ در حوزه انرژی اما گویا حق با کسانی بود که اضطرار امریکا در حوزه نفت و سوخت (بیشتر ناظر به ترکیب حجم و زمان تا قیمت) را در قالب ارقام و اعداد و بر روی بُردار زمانی نشان میدادند. اضطرار امریکا در حوزه انرژی حتما در پذیرش چنین متنی از سوی ایران نقش مهمی داشته و حتی شخص ترامپ نیز چندباری به صراحت همین مساله را عامل اصلی این تفاهم اعلام کرد. ❇️ اما به گمانم داستان باید فراتر از این باشد و قبول (کاغذی) چنین سطحی از امتیازات باید منطق دیگری هم داشته باشد. در واقع آن چیزی که آدمی را بیش از هر چیز نگران میکند، درست همان امتيازات حداکثری و بیسابقهای است که ترامپ روی کاغذ برای طرف ایرانی پذیرفته است. به گمان نویسنده امتیازات چشمگیری که در متن ارائه شده بیشتر از هر چیز میتواند برآمده از دو هدف باشد: نخست: شکستن اراده ایران برای ایحاد محدودیت در تنگه هرمز با هدف گسیل منابع نفتی به خارج از تنگه هرمز. دوم: خلق شکاف در جبهه داخلی ایران با ایجاد موجی از اختلافات بر سر پذیرش یا عدم پذیرش توافق نهایی. ❎ با این تفصیل از دید من این متن و توافق احتمالی پس از آن موقت خواهد بود. اساسا این متن نوشته شده تا اجرایی نشود. اجراپذیر هم نخواهد بود. باشد هم ارادهای حقیقی برای اجرایش وجود نخواهد داشت. ارادهای هم از سوی دولت ترامپ باشد باز موانعی از جنس کنگره و سنا و لابی رژیم إسرائيل و هزار عذر و بهانه دیگر عملا سد راهش خواهند بود. با این منطق ترامپ اجازه نخواهد داد ایران انتفاع چندانی از این تفاهم و آن توافق ببرد. ❇️ با درنظرگرفتن عامل زمانی، هر زمان که امریکاییها احساس کنند وضعیت در بازارهای انرژی به مرحله قبل از جنگ برگشته و وضعیت لجستیکی و اطلاعاتی به آمادگی مجدد خود برگشته است فاز سوم جنگ نظامی علیه ایران را به راه خواهند انداخت. حالا چه چند هفته و چه چندماه بعد. اگر بخواهیم روندی به مساله نگاه کنیم ما وارد ششمین مرحله فرایند فرسایش و کلنگیکردن ایران شدهایم: ۱. تحریمها ۲. توافق هستهای ۲۰۱۵ ۳. شورشهای معیشتی ۴. ترور سردار سلیمانی ۵. رویارویی مستقیم نظامی ۶. تعلیق ایران در میانه حلقهای از جنگ، مذاکره و شورشهای داخلی ✳️ درست برخاسته از همین نگاه روندی بود که پیشتر و در نوشته بیستویکم گفته شد که در نقطه نهایی امریکا به هیچ #توافق_غیرتسلیمی رضایت نخواهد داد. با چنین نگاهی هر توافقی موقت و تا جایی که ممکن است با پرداخت عملی حداقل امتیازات به طرف ایرانی خواهد بود. ولو با اعتراف حداکثری در روی کاغذ. ⏹ پینوشتها پ.ن۱: این متن به معنی رد اصل مذاکره یا خائنخوانی این و آن نیست؛ رمزگشایی از نیت طرف امریکایی از قبول اولیه و کاغذین چنین امتیازاتی در چنین ظرف زمانی است. اگر اضطرار امریکای ترامپ موقت است پس لاجرم توافقش هم موقت خواهد بود. و البته تجربه توافقهای قبلی نشان داده که امریکاییها تا جایی که سنبهشان زور داشته باشد از التزام به حداقل تعهداتشان نیز شانه خالی خواهند کرد. با افتخار و بیهیچ خجالتی و با هزار عذر و بهانه. والله عالم. #جنگ_رمضان #توافق #هادی_معصومی_زارع #منبثات @Monbathat
💢 جنگ رمضان: نوشته سیام: داستان لبنان 🕙 ۲۶ خرداد ۱۴۵ ✅ آیا حزبالله برای توقف ماشین نظامی رژیم اسرائیل به حملات موشکی ایران نیاز دارد؟ آیا این حملات اساسا تاثیری بر اراده رژیم دارد؟ (تاثیر بر اراده امریکا از طریق تهدید به کنارگذاشتن توافق و بستهماندن تنگه چیز دیگری است. لااقل برای مدتی کوتاه و در حد دو سه بار مثلا.) با این اوصاف راهحل در چیست؟ ❇️ من امروز به یکی از دوستان حزب میگفتم که به جای دخیل بستن به پهپادها و موشکهای ایران (که نشان داده که تاکنون تاثیر بازدارنده چندانی هم نداشته است) تمرکزتان را بر تحقیق و توسعه دانش ریزپرندهها، زیرساختهای تولید و مهمتر از همه آموزش بیوقفه و حرفهای مهارتهای اپراتورها و استراتژی اشباع میدان نبرد بگذارید تا در بازه زمانی کوتاهی ارتش اسرائیل را درگیر فرسایش کنید. (چیزی که علیرغم ظهور این تهدید اما هنوز به دلیل ضعف آموزش و تعداد کم عملیاتها چندان بازدارنده نبوده است.) با این تدبیر چند صباح بعد خواهید دید که رژیم مجبور است (ولو در قالب توافقی نسبی) به پشت مرزهای لبنان عقبنشینی کند. حتی اگر در دوره پیشرو مانند حمله ۱۹۸۲ موفق به اشغال بیروت هم شود. ✳️ گاه فقط کافی است، با عقل سرد به مسائل نگاه کنی و زاویه دیدت را عوض کنی. همین. ❎ نکته: این پیشنهاد به معنی فروختن مقاومت و شیعیان لبنان است؟! روشن است که خیر! به معنی توجهدادن به گزینههای کمهزینهتر و البته پربازدهتر است. نه باید به توافق با امریکا دل خوش کرد و نه به زور بازوی ایران دل بست که ممکن است گاه باشد و گاه نباشد. راهحل در بهروزرسانی و ارتقای ظرفیتها و تاکتیکهای حزب برای توسعه یک جنگ فرسایشی است. در چنین فضایی ایران بهتر است توانش را بیشتر از هر چیز صرف تقویت تابآوری اجتماعی شیعیان لبنان و رایزنی با کشورهایی همچون ترکیه و سعودی برای آرامکردن پشت جبهه و رامکردن دولت افسارپاره کرده عون-سلام و منصرف کردن دولت احمدالشرع از هر ماجراجویی نسنجیدهای در قبال لبنان کند. برای آرام کردن افکار عمومی جامعه مقاومت در ایران و لبنان نیز میبایست بیش از هر چیز از تکرار وعدههای پرحرارتِ غیرموثر پرهیز کرد. توضیح داد که موشک و پهپاد شلیکشده از ایران به رژیم ضرورتا نتیجه جنگ را عوض نمیکند. راههای کمسروصداتر اما موثرتری هست که باید آنها را تجربه کرد. #جنگ_رمضان #لبنان #هادی_معصومی_زارع #منبثات @Monbathat
💢 اگر در طول جنگ ۴۰ روزه به جای آسیب زدن به زیرساخت و کوبیدن در و دیوار، جنازه روی دست ترامپ گذاشته بودند امروز این روانی زنجیری نشسته در اتاق بیضی به جای تهدید به حمله و خط و نشان کشیدن برای زدن زیرساختهای کشور امروز هزاران بار از ایران تشکر میکرد که خلبانهایش زنده ماندهاند. اما چه سود که برخی به دلیل ضعفهایشان نتوانستند و برخی به دلیل دنیایشان نخواستند. وقتی در جنگی با آن عظمت و آن همه موشک و پهپاد تلفات دشمن به ۲۰ نفر هم نمیرسد باید منتظر این روزها باشی دیگر. تا دشمنت راست برود و بیاید و پوزخند بزند که ایران را بدون هیچ تلفاتی درهم کوبیده است.
💢 امروز در یادداشتی در Middle East Eye درباره نحوه بازسازی سازمان رزم حزب الله برای یک جنگ فرسایشی در برابر ارتش رژیم اسرائیل نوشتم. 📝 How Hezbollah rebuilt itself for a war of attrition with Israel 🖌 Hadi Masoumi Zare 🕗 8 June 2026
💢 جنگ رمضان: نوشته بیستونهم: در باب حمله موشکی امشب به اسرائیل 🕧 ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ نکته: این متن را اجمالا در گروهی تخصصی نوشتم. در اینمتن از انگیزه ایران برای حمله و درستی یا اشتباه بودن آن چیزی نگفتهام از الگوی رفتاری اسرائیل از فردای بحران سوریه برای فهم پاسخ احتمالی آن به ایران صحبت کردهام. ✅ لااقل از ۲۰۱۳ به این سمت اسرائیل اجازه نداده هیچ قاعده و معادلهای از سمت ما وضع و تثبیت بشود. به طور معین از ترور تیم جهاد مغنیه و شهید اللهدادی هم شروع کرد. علیالمبنا تن دادن اسرائیل به شکلگیری و تثبیت معادله ضاحیه در برابر سرزمینهای اشغالی توسط ایران تهدید موجودیتی برای رژیم هست که قبلا هم به آن تن نمیداد تا چه رسد به امروز و شرایط پس از ۲۰۲۴. ❇️ با این تفسیر پاسخ اسرائیل در راه خواهد بود. فکر میکنم با تمرکز بر زیرساختهای انرژی و برق. مگر اینکه ترامپ به هر دلیلی (مثلا تهدید معتبر از سوی ایران در تنگتین هرمز و باب المندب) مانع بشود. (این تحلیل بر فرض آن است که حمله به ضاحیه بدون اطلاع و رضایت ترامپ بوده و اساسا تله خود ترامپ نبوده است.) ✳️ ولی اگر واقعا ترامپ عملا مانع بشود شاید و می گویم شاید نشانه آن باشد که شرایط برای ترامپ خیلی جالب نیست و به هر شکلی به یک توافق با ایران نیاز دارد و جنگ جدید را مضر یا لااقل بیفایده میداند. شاید هم هدف امریکاییها فریز کردن جنگ سخت برای استمرار فرسایش اقتصادی ایران باشد. والله عالم. ❎ مشکل اما آنجاست که نتانیاهو هم مشکلات خاص خودش را دارد. نتانیاهو در آستانه انتخابات زودهنگام است و عدم پاسخ به ایران، ضربه شدیدی به پایگاه رای او خواهد زد. بماند که تن دادن به خواسته احتمالی ترامپ ممکن است موجب خواستههای بیشتر امریکایی ها در پروندههای جنگ با لبنان و ایران شود. لذا بعید است نتانیاهو تن به فشار امریکا بدهد. مگر آن که فشار واقعا سنگین باشد و به سطح ممانعت عملی برسد. ولی این ممانعت زور خیلی زیادی می خواهد که در تخصصم نیست که در شرایط کنونی ترامپ دارد یا خیر. #جنگ_رمضان #هادی_معصومی_زارع #منبثات @Monbathat
. #موقت 🎁 | بسته ویژه کتابهای دکتر هادی معصومی زارع در آستانهی نمایشگاه مجازی کتاب همین حالا میتونید بسته کتاب سه جلدی از تالیفات دکتر #هادی_معصومی_زارع رو با تخفیف ویژه (و با امکان خرید قسطی) از سایت آذردُخت تهیه کنید. این بسته شامل کتابهای زیر میباشد: 1- جانور قندهار (سفرنامه به امارت دوم طالبان در سال 1401) 2- بوی انار و انتحاری (روزنوشتهای نبرد با داعش در حویجه عراق در سال 1396) 3- از فرانکفورت تا رقه (مجموعه گفتگوهای نویسنده با اعضای داعش و القاعده در عراق) 🔻 جهت سفارش کتابها: ▪️ #خرید_قسطی ( در ۴ قسط) از سایت انتشارات (لینک) ▪️پیام به ادمین در پیامرسان ایتا : @Azarbook 🆔 @azardokhtpub
💢 جنگ رمضان: نوشته بیستوهشتم: مذاکرات و اهمیت تعادل میان خواستهها و توانستهها 🕤 ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ ✅ پیشتر هم نوشتم که در خصوص ماهیت مذاکرات نظری ندارم و چیزی نخواهم نوشت. به گمانم دلایلش برای مخاطب منبثات روشن باشد. اجمالا آنچه در فهم نویسنده بود و گفتنش به صلاح در نوشته بیستویکم انتشار یافت. ❇️ چیزی که با توجه به تحولات این روزها میخواهم اضافه کنم آن است که قاعده اساسی در هر مذاکرهای آن است که هر طرف یا باید توان و ظرفیت نظامی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعیاش را به اندازه خواستههایش بالا ببرد یا خواستهها و مطالباتش را به اندازه توان و ظرفیت در دسترساش پایین بیاورد. تعادل میان برایند خواستهها و توانستهها پیششرط (و ضرورتا نه شرط کافی) در موفقیت یک مذاکره و به سرانجام رسیدن هر توافقی است. مگر که هدف، وقتکشی و زمانخَری باشد. ❎ بیشبرآوردی یا کمبرآوردی از توان خود و دشمن و بیشخواهی یا کمخواهی در حوزه خواستهها و مطالبات خودی، مذاکرات را یا از پیش، بینتیجه و عقیم میسازد یا در پس، خسارتبار خواهد کرد. #هادی_معصومی_زارع #جنگ_رمضان #مذاکرات #منبثات @Monbathat
#بیروت
💢 جنگ رمضان: نوشته بیستوهفتم: بقای طائفه، هویت مقاومت و آینده بیت شیعی در لبنان 🕗 ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ 🌍 بیروت بخش سوم ❇️ متاثر از چنین وضعیتی است که علیرغم محبت کمنظیر جمهور مقاومت نسبت به شخصیت سیدحسن نصرالله و اعتماد کامل به تدابیر وی، اما توقع شیعیان در لبنان از اولین سخنرانی وی پس از طوفانالاقصی بیشتر از آن چیزی بود که ارائه شد؛ چه آنکه عموما بدنه مردمی آن روز بیش از هر چیز تصور اعلان جنگ تمامعیار از سوی حزبالله را داشت. بماند که در چنددهه گذشته این خصلت از حالتی فرهنگ و روانی به چارچوبی تشکیلاتی مبدل شده و یک نظام اجتماعی و اقتصادی درهمتنیده خاص خود را پدید آورده که عدول از آن و جایگزینی آن با الگویی دیگر (حتی اگر ممکن باشد) مستلزم صرف چنددهه زمان است. ✳️ با توجه به چنین واقعیتهایی است که حتی اگر حزبالله نیز سلاح خود را بر زمین بگذارد دیری نخواهد پایید که از دل طائفه شیعه و مردم جنوب، جریان یا جنبش جدیدی ظهور خواهد کرد و امر مقاومت را تصدی خواهد کرد. با این کار تنها نتیجهای که حاصل خواهد شد، بستهشدن پرونده تشکیلاتی حزبالله و از دست رفتن پایگاه مردمی آن خواهد بود. ❎ اصحاب این دیدگاه معتقدند که آنها که صادقانه نگران سرنوشت طائفه شیعه هستند باید بدانند که در ذیل محوربندیهای موجود داخلی و منطقهای، حزبالله به طور خاص و طائفه شیعه به شکل عام میان تسلیم سلاح و بازگشت به زندگی عادی مخیر نخواهد بود. چه آنکه تسلیم سلاح مستقیما به معنی آغاز سرکوب سیستماتیک و خشن طائفه شیعه از سوی دیگر بازیگران داخلی و منطقهای خواهد بود. در چنین شرایط خطرناکی، سلاح حزبالله به نوعی تضمینی برای حفاظت از موجودیت طائفه در برابر تهدیدات غیراسرائیلی نیز خواهد بود. در نتیجه آن سوی تسلیم سلاح و ترک پروژه مقاومت، آرامش و عادیشدن وضعیت جامعه شیعی نیست. تغییر جبهه است. انتخاب طرف مواجهه است. باز کردن دست طرفهای معین داخلی و منطقهای برای سرکوب و کشتار شیعیان (از جنس کشتارهای ایوبیان، ممالیک و عثمانی) و تغییر دموگرافیک قسری لبنان (از جنس تلاشهای بحرین و افغانستان و اینک رفتهرفته کویت و امارات) خواهد بود. در نتیجه حتی با منطق رئالیستی نیز نابودی شیعیان توسط رژیم (در فرض امکان) لااقل از حیث هویتی و ارزشی هزاران بار بر نابودی در یک جنگ طائفهای داخلی و منطقهای ارجحیت دارد. هم عزتمندانهتر است و هم عامل بیداری تاریخ خواهد شد. این فداکاری پیروزی هویتی را به دنبال خواهد داشت که اثرات مثبتش در بلندمدت به سود تشیع است. شیعه میرود اما ارزشهای حقیقی مذهب تشیع تثبیت میشود و از آن به عنوان نماد ایستادگی بر مبانی و صداقت در گفتار و رفتار یاد خواهد شد. تمام اینها مبتنی بر آن است که شکست کامل مقاومت مفروض پنداشته شود. این در حالی است که پنجره فرصت برای پیروزی هنوز به طور کامل بسته نشده است. بهبود قابلتوجه عملکرد حزبالله در عرصه میدانی، ناکامی ترامپ در تحمیل خواستههای خود بر ایران و سيطره شبهمطلق ایران بر تنگه هرمز، نگرانی ترکها و سوریها و حتی مصریها و سعودیها از توسعهطلبی رژیم در فردای بدون حزبالله و ایران، اختلافات داخلی کشورهای عربی (مانند اختلافات امارات و سعودی) و همراهی نسبی برخی طرفهای مسیحی و دروزی با مقاومت یا لااقل ترس ایشان از فردای بدون حزبالله و امکان هیمنه مجدد سوریه بر مقدرات لبنان از جمله عواملی است که بارقههای امید برای امکان جمع میان بقای طائفه و هویت مقاومت در لبنان را کماکان زنده نگه داشته است. ❎ این گروه مدعی است که از واقعیتهای میدانی منسلخ نیست و میفهمد که وضعیت کنونی بهشکل بیسابقهای خطرناک است. نسبت به قدرنشناسی طرف مقابل نیز واقف است اما در عین معتقد است که راهحل در زمینگذاشتن سلاح و واگذاشتن مقاومت نیست که در تلاش بیامان برای ساختن پیروزی به هر قیمتی است. ❎ هرچه هست این روزها در محافل نخبگانی جامعه شیعه لبنان، در خصوص وضعیت آینده طائفه و جمع میان دوگانه «مصلحت طائفه» «ضرورت مقاومت» بحثهای داغی در جریان است. مشاهدات و گفتوگوهای نویسنده با اصحاب هر دو طیف اما حکایت از آن دارد که اکثریت مطلق نخبگان شیعی (حتی از جنبش امل) نیز به نظریه دوم گرایش و ایمان دارند. این روزها و تا این مرحله در میان نخبگان شیعی لبنان تقریبا شبهاجماعی وجود دارد که در شرایط کنونی نه امکانی برای تفکیک طائفه-مقاومت از یکدیگر وجود دارد و نه مصلحت چنین اقتضا میکند. با این حال تحولات میدانی و دستاوردسازی یا بیدستاوردی مقاومت میتواند در آینده بر کم و کیف وزن هر یک از دو دیدگاه اثر جدی بگذارد. چه آنکه عموما و در بستر تاریخ از زمان کنفوسیوس تاکنون بیش از هر چیز، این عامل قدرت بوده که در عرصه اجتماعی وزن هر ایدئولوژی یا باوری را تعیین کرده است. پایان @Monbathat
💢 جنگ رمضان: نوشته بیستوهفتم: بقای طائفه، هویت مقاومت و آینده بیت شیعی در لبنان 🕘 ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ 🌍 بیروت بخش دوم ✳️ اینگونه بود که رفتهرفته اقلیت تنها ماند و خواسته یا ناخواسته و آگاهانه یا ناآگاهانه مسئولیت اکثریت را بر عهده گرفت. در این فضا شیعیان باری را به دوش کشیدند که از اساس خارج از تحمل شانههای نحیف ایشان بود. و این درست در شرایطی بود که بخش مهم و موثری از طیف اکثریت (به ویژه در لایههای نخبگانی و حاکمیتی) در تمام این چنددهه نیز خود به بخشی از ماشین تضعیف و تنور خصومت با مقاومت تبدیل شدند. از دید ایشان داستان شیعیان در این چنددهه داستان غول سنگی انیمیشن «داستانی درباره حرکت و اینرسی» به کارگردانی کامرون گیتس است که تلاشش برای حفاظت از امّت در برابر تهدید وجودی اسرائیل به جای استقبال و تشکر با خنجرهایی از پشت پاسخ داده میشود. در شرایطی که در تمام دنیا اقلیت با طرف خارجی علیه اکثریت داخلی میبندد، این جا در لبنان اکثریت (سیاسی و نه ضرورتا عددی) با طرفهای خارجی علیه اقلیت (سیاسی و نه ضرورتا عددی) زدوبند کرده است. از نگاه این دسته در شرایط کنونی واگذاشتن ماموریت مقاومت به همان اکثریت و تلاش برای حفظ موجودیت طائفه عاقلانهترین سیاستی است که باید دنبال شود. چه آنکه شیعه نه میتواند و نه به مصلحت است که به تنهایی و به نیابت از سایر امّت بجنگد. البته این به معنی تطبیع نیست. به معنی پذیرش واقعیتهای تلخی است که بیتوجهی به آن میتواند فراتر از سازمان مقاومت، جمهور شیعه را نیز به مسلخ نابودی ببرد. توجه دادن به مالایطاق بودن تکلیف است. از دید ایشان در چنین شرایطی حزبالله باید انعطاف نشان داده و از فاز نظامی به فاز سیاسی و فرهنگی مقاومت گذار کرده و صرفا زمانی که کشورها و قوای عربی سنّی خود پیشقراول مقاومت و مبارزه با رژیم شدند، به کمک ایشان برود. طائفه شیعه به مثابه یک اقلیت نمیتواند و نباید پرچمدار جنبش مقاومت باشد. اکثریت چنین چیزی را برنمیتابد و بالطبع به جای تشکر از مقاومت، این پرچمداری را خطری هویتی برای خود تلقی میکند و با آن همان رفتاری را میکند که مردم شهر با غول سنگیِ داستانی درباره حرکت و اینرسی. کما اینکه تاکنون همینطور رفتار کرده است. چه آنکه برای ایشان رقابتهای مذهبی-ژئوپلیتیکی دروندینی بر مبارزه با رژیم اولویت دارد. ایشان معتقدند که اصرار حزبالله بر مقاومت پس از جنگ ۶۶ روزه دیگر نه با منطق قدرت و بر اساس معادلات رئالپالیتیک که صرفا با الهیات شرافت و ایدئولوژی قابل خوانش است. این در حالی است که در شرایط کنونی مساله اصلی شیعیان باید خروج از وضعیت محاصره و فشار چندبعدی کنونی باشد. هزینههای مقاومت یا باید بر روی دوش همه سرشکن شود یا بگذار سیل همه را با هم ببرد. 2️⃣ دیدگاه دوم اما ضمن رد تضاد ذاتی میان بقای طائفه و هویت مقاومت (حتی در شرایط کنونی) معتقد است که فارغ از رویکرد هویتی و ایدئولوژیک و با همان نگاه رئالیستیِ دسته نخست نیز، عزت و قدرت طائفه شیعه لبنان در چنددهه گذشته بیش از هر چیز محصول صداقت آن در قبال مساله فلسطین و مبارزه فداکارانهاش با رژیم اسرائیل بوده است. و گرنه تا پیش از دهه هفتاد میلادی و ورود شیعیان به مقاومت تشکیلاتی مستقل (ابتدا در قالب جنبش امل و سپس حزبالله) طائفه شیعه لبنان در معادلات سیاسی داخلی و منطقهای اساسا محلی از اعراب نداشت. در نتیجه حتی با نگاه سوداگرانه و تاجرانه نیز دست کشیدن از مقاومت بیش از هر چیز به بیمنزلتی و زوال قدرت طائفه شیعه منتهی خواهد شد. ❇️ این گروه پا را فراتر از این میگذارد و میگوید اساسا در ادوار مختلف حیات تشیع، هویت این طائفه با مفاهیمی همچون عدالت، ظلمستیزی، شهادتطلبی، انقلاب و مقاومت گره خورده است و اگر مفهوم نخست دالّ مرکزی گفتمان تشیع به حساب آید، مفاهیم دیگر ستون فقرات سبک زندگی و مدل زیست تاریخی آن را شکل دادهاند. در نتیجه تصور «تشیع غیرمقاوم» در رده مفاهیمی همچون روغن غیرچرب یا آب خشک است. به نوعی انتزاع و پوستکندن ذاتی یک موجود زنده از آن است. ✳️ اضافه بر این و فارغ از بُعد مذهبی، مقاومت نه یک پروژه سیاسی وارداتی که به گواه تاریخ، خصلت ذاتی مردم جبلعامل بوده است. در نتیجه تصدی پروژه مقاومت از سوی ایشان نه صرفا به دلیل شیعهبودن یا حمایت بیرونی که پیش و بیش از آن به دلیل خصلت مقاوم بودن مردم ساکن در این خطّه بوده است. درست به دلیل همین خلصت تاریخی و وراثتی است که جوانان شیعه حتی پیش از شکلگیری امل و حزبالله نیز ستونفقرات گروههای مقاومت چپ یا وطنی (ملی) را تشکیل میدادند. یا حتی چنددهه پیش از آن پیشقراول مبارزه با استعمار فرانسه بودند. در نتیجه به صورت تاریخی، التزام به گزینه مقاومت در میان شیعیان جبلعامل ریشهدار و متجذّر است. @Monbathat
💢 جنگ رمضان: نوشته بیستوهفتم: بقای طائفه، هویت مقاومت و آینده بیت شیعی در لبنان 🕘 ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ 🌍 بیروت بخش اول ✅ بازگشت مجدد حزبالله به میدان نبرد و آغاز حملات مجدد به اراضی اشغالی پس از تجاوز نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران بسیاری از تحلیلگران و ناظران سیاسی (و میتوان ادعا کرد که حتی خود رژیم) را غافلگیر کرد. به ویژه پس از آنکه رژیم در دوره پانزده ماهه پس از آتشبس سال ۲۰۲۴ با سکوت کامل حزبالله در برابر صدها تجاوز و ترور بیشتر از ۴۰۰ عضو این گروه مواجه شده و خیالش دیگر از بابت پیشدستی مقاومت اسلامی لبنان راحت شده بود. با این حال و فراتر از اسباب و عواملی که منجر به بازسازی حزب الله و بازگشت اعتماد به نفس به این گروه در دوره اخیر شده است (که در نوشته بیستوپنجم به آن اشاره شد) در برخی از محافل نخبگانی شیعی لبنان پس از طوفان الاقصی و به طور مشخص پس از خسارتهای سنگین ناشی از جنگ ۶۶ روزه و جنگ کنونی بحثی داغ درگرفته است که با مختصات کنونی لبنان و منطقه، مقاومت را تا کجا میتوان ادامه داد و یا اصلا در فرض توان تا کجا مصلحت است ادامه داد؟ در نتیجه این جا سوال هم از مقوله توان است و هم از عنصر مصلحت. ❇️ برای فهم بهتر زمینهها و عوامل خلق این پرسش میبایست ابتدا به شرایط سیاسی، نظامی و اقتصادی جامعه شیعی لبنان توجه کرد: ۱. در حوزه نظامی طائفه شیعه و مقاومت برای چنددهه و به تنهایی از جنوب با رژیم اسرائیل در حال مواجهه است و حالا پس از سقوط نظام اسد هر آن نگران هجوم غافلگیرانه دولت جدید سوریه از مرزهای شرقی به دره بقاع نیز هست. ۲. در حوزه سیاسی و در عقبه جبهه، درگیر جنگ سیاسی تمام عیاری است که از سوی ائتلافی از نیروهای سنّی-مارونی با هدف عادیسازی روابط با رژیم و خلعسلاح مقاومت آغاز شده است. ۳. در حوزه اقتصادی نیز تخریبهای گسترده و هدفمند از سوی رژیم و آوارهشدن صدهاهزار آواره فشار بیسابقهای را بر منابع مالی مقاومت و جامعه شیعی لبنان وارد میکند. آنهم در شرایطی که دولت لبنان تقریبا هیچ مسئولیتی را در قبال این وضعیت قبول نکرده است. ✳️ این فشارهای بیسابقه به موازات شبهاجماع داخلی، منطقهای و بین المللی علیه مقاومت و تلاش برای سازش با اسرائیل منجر به آن شده است تا حزبالله به طور خاص و جامعه شیعی لبنان به طور عام برای نخستینبار، همزمان وارد جنگی تمامعیار در چندجبهه شود. در تعامل با متغیرها و دینامیکهای نگرانکننده جدید هم اینک در محافل نخبگانی بیت شیعی لبنان دو نگاه و رویکرد مشاهده میشود: 1️⃣ دیدگاه اول با رویکردی رئالیستی و ژئوپلیتیکی و برآمده از واقعیتهای موجود، بقای طائفه را مقدم بر هر چیز میداند. از نگاه این دسته اساسا تصدی مقاومت از سوی بیت شیعی از دهه هفتاد بدین سو بیش از هر چیز مرتبط با امر واقعی به نام مجاورت جغرافیایی و افول یا زوال آلترناتیوهای مقاومت فلسطینی و چپ بوده است. الگوی فلسطینی مقاومت به دلایل متعددی از جمله بدرفتاری با ساکنان بومی جنوب و نیز مبدل شدن به ابزار رقابت میان محورهای عربی عملا توان مبارزه موثر با رژیم را به تدریج از دست داد. کشورهای حامی اهلسنت نیز به جای تلاش برای مبارزه با رژیم اسرائیل، درگیر جنگ نفوذ در لبنان بودند. ستاره گروههای چپ نیز با آغاز افول شوروی و درگیر شدنش در جنگ افغانستان و پیروزی انقلاب اسلامی در ایران رفته رفته رو به افول رفت. شکلگیری یک مقاومت سازمانیافته شیعی مرهون چنین شرایطی بود. با این حال از همان نقطه آغاز تصور بنیانگذاران شیعی مقاومت (چه سیدموسی صدر و چه موسسان حزبالله) آن بود که الگوی جدید مقاومت جنوبیها رفته رفته با همراهی و همدلی سایر طوائف لبنان و کشورهای عربی مواجه شده و پروژه مقاومت توسعه خواهد یافت. با این حال تجارب بعدی نشان داد که این تصور بسیار خوشبینانه بوده است. درست برعکس این تصور، خلال چنددهه گذشته جریانهای خوشخیم طوایف دیگر در داخل و خارج لبنان پروژه سیاسی را بر مقاومت ترجیح دادند و مقاومت مسلحانه را به شرایطی حواله دادند که اساسا ساختنی بود و نه یافتنی. بخش بدخیم این طوائف نیز فراتر از این رفته و اساسا اولویتشان را مبارزه با ایران و محور تازهبرخاسته مقاومت تعریف کردند. #لبنان #هادی_معصومی_زارع #منبثات @Monbathat
💢جنگ رمضان: نوشته بیستوششم: اعدامها، منطق موقعیت و عفو از موضع قدرت 🕗 ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ ✅ این روزها در کنار مسائلی مانند آینده جنگ و مذاکرات و تورم افسارگسیخته، بخشی از افکار عمومی #ایران کمابیش درگیر مساله إعدامهای اخیر نیز شده است. ❇️ بر اساس آنچه تاکنون در رسانهها انتشار یافته، محکومین به اعدام در سه دسته طبقهبندی میشوند: ۱. افرادی که به صورت سازمانیافته درگیر جاسوسی، تخریب و ناامنسازی محیط عمومی بودهاند. صدور هر حکمی برای این عده مادام که مطابق قانون و البته با تبیین ادله اثبات جرم در افکار عمومی باشد، کمتر چالش ایجاد خواهد کرد. ۲. آنها که در اتفاقات دیماه دستشان به خون آلوده شده است. داستان اینها طبیعتا با اولیای دم است. در این موارد کار باید به ولی دم واگذاشته شود و اگر دستگاه قضایی تسهیلگر عفو نیست میبایست لااقل مشوق قصاص نباشد. که در سنّت دینی، گذشت بر قصاص اولویت دارد. ۳. جوانانی که از سر احساسات و عواطف و هیجانات یا خشم و نفرت (و نه سازمانیافته) به خیابان آمده و جرمشان نهایتا در حد تخریب اموال عمومی است. نوشته از اینجا به بعد صرفا در خصوص این دسته صحبت میکند. ✳️ در خصوص این دسته عاقلانه و اقرب به صواب آن است که یا حکم غیرقابل بازگشتِ اعدام صادر نشود یا اگر صادر شده به احکام دیگری تخفیف یابد یا لااقل فعلا در اجرای آن عجله نشود. کمی تعلل شود تا بلکه فرجی شود؛ حتی اگر صدور این احکام، حدّی نیز باشد باز حاکم شرع این اختیار را دارد که برای رعایت مصلحت جامعه، آن را لغو کند. که جانِ رفته از بدن چونان آب رفته به جوی، بازنمیگردد. جبرانناپذیر است. کما آنکه آن ۳۰۰۰ هزار جان، دیگر به تن بازنخواهند گشت. شرط اول حکمرانی بهرهگیری هوشمندانه و حداقلی از قدرت در داخل است. باید فرق باشد میان حکمرانی مدبرانه و بلندنظر و سیاستورزی واکنشی و عاطفی. ✳️ در چنین مواردی که پای جان در میان است، باید حتیالامکان شرایط مخفّفه جرم را درنظر گرفت. تفسیر مضیق از قانون برای چنین مواردی لحاظ شده است دیگر. وضعیت معیشتی و اقتصادی کشور در سالهای اخیر و قصور یا تقصیر جبهه خودی در پدافند ادراکی و اقناعی در برابر تحریکات رسانههای جبهه مقابل، نقشی اساسی در شکلگیری فرایند روحی و روانی مشوق حضور اکثریت این جوانان در خیابان داشته است. بد نیست یکبار انگیزه و عملکرد این دسته از جوانان (و نه اقلیت سازمانیافته مسلح) را با منطق موقعیت (Situational Logic) بازخوانی کرد. اینگونه شاید بسیاری از این جوانان را قربانی سیاستها یا سوءحکمرانی خود یافتیم. شاید خشم و ناراحتی آنها را بهتر درک کردیم. و اگر اینگونه دیدیم شاید پذیرفتیم که گاه نباید با قربانی از موضع انتقام که از موضع رأفت و بازپروری رفتار کرد. ❇️ واقعیت آن است که افراد در شرایط سیاسی و اجتماعی مختلف و در حالتهای روحی و روانی متفاوت، رفتارهای متضادی از خود نشان میدهند. قاضی این را باید در صدور هر حکمی درنظر داشته باشد. نشان به آن نشان که کم ندیدیم جوانهایی که در شب و روزهای جنگ چهلروزه در کف خیابان پای کار کشور بودند اما در آن دو روز سیاه و لعنتی هم کف خیابان حاضر بودند و شعار دادند و حتی اینجا و آنجا را به آتش کشیدند. ❇️ گذشت از موضع قدرت چیزی است و از موضع ضعف چیزی دیگر. آنچیزی که نتیجه عکس دارد این دومی است نه اولی. بماند که بدون توجه به ریشه خلق و استمرار چنین خشم و نفرتی، هیچ اعدامی بازدارنده که نخواهد بود برعکس تحریککنندهتر نیز خواهد بود. به گمانم بهتر است نظام تصمیم بگیرد تا به شکرانه انسجام اجتماعی پدیدآمده پس از جنگ اخیر و تا پیش از آنکه ترامپ و رسانههای ترامپلیس این پرونده را دستمایه فشار مذاکراتی کرده و آزادی آنها را به نام خود سند بزنند، برای افرادی که جرمشان فراتر از تخریب مادی نبوده و نیز برای زندانیان سیاسی که در این سالها کارشان چیزی فراتر از انتقاد صرف نبوده عفو عمومی صادر شود. ✳️ با این وضعیت اقتصادی و حکمرانی معلق و نصفونیمه، دور نخواهد بود که موج جدیدی از شورشهای خیابانی معیشتپایه در کشور با قربانیانی چندبرابر موج قبلی روی دستمان باشد. چنان اعدامهایی جدای از بُعد شرعی و قانونیشان از حیث سیاسی و ادراکی نیز میتواند حکم بنزین روی آتش این اتفاقات را داشته باشد. ممانعت از درگرفتن شورشهای جدید بخشیاش منوط به تدابیر اقتصادی حمایتگرانه دولت است و بخش دیگر مشروط به تدابیر سیاسی و اجتماعی. برای مثال با اعلان عفو عمومی از این عده و یا الغای سیاستهای مخالفپروری مانند قطع یا طبقهبندی اینترنت بینالملل که بیش از ۶۰ روز است بیهیچ منطقی ادامه دارد. @Monbathat
💢 جنگ رمضان: نوشته بیستوپنجم: حزباللهی که بود؛ حزباللهی که هست 🕤 ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ 🌍 بیروت ✅ با گذشت ده روز از حضور در لبنان و بر اساس ترکیبی از مشاهدات مستقیم و گفتگوهای متعدد به وضوح و فارغ از پروپاگاندای رسانهای، میتوان مدعی شد که امروزه مقاومت از جهت میدانی و سازمانی در شرایط بسیار مطلوبتری نسبت به جنگ ۶۶ روزه بهسر میبرد. به طور مشخص، عملکرد میدانی #حزبالله در رویارویی اخیر نشاندهنده نوعی بازتنظیم درونسازمانی و عبور از برخی الگوهای پیشین (فراتر از سطح تجهیزات یا تاکتیکهای جزئی) است: 1⃣ در حوزه کنترل و فرماندهی، تداوم عملیات در چند محور و فقدان وقفه در عملکرد میدان و نیز تداوم ارتباط میان ستاد و میدان، بیانگر آن است که سازوکارهای ارتباطی و تصمیمگیری نسبت به جنگ ۶۶ روزه بسیار کارآمدتر شدهاند. درست به همین دلیل است که حتی در بدترین شرایط، زنجیره فرماندهی توانسته انسجام خود را حفظ کرده و مانع از فروپاشی سازمان رزم شود. وضعیت کنترل و فرماندهی چنان قابل قبول است که برخلاف جنگ قبلی، کماکان جایگزینی نیروهای میدانی در بازههای زمانی مشخص و بر اساس جدولهای از پیشتعریف شده و به سهولت صورت میگیرد. در وضعیت جدید منطق جایگزینی نیروها، نه صرفاً پر کردن خلأ عددی، بلکه حفظ سطح تعریفشدهای از کارایی رزمی است. یکی از اصلیترین دلایل این موفقیت، سیاست دبیرکل جدید در متمرکزسازی فرماندهی نظامی و میداندادن به فرماندهان جوان و باانگیزه است. 2⃣ در سطح سازمان رزم، نشانههایی از حرکت بهسوی ساختارهای منعطفتر دیده میشود. بهنظر میرسد تجربه جنگ ۶۶ روزه، فرماندهان مقاومت را به سمت کاهش نقش ستاد در اتخاذ تصمیمات و افزایش آزادی عمل واحدهای میدانی سوق داده است. این تغییر بهویژه در شرایطی که فشارهای عملیاتی بالا بوده، امکان تداوم #نبرد_موثر را بدون وابستگی مطلق به ستاد فرماندهی جنگ فراهم کرده است. 3⃣ ترجیح کیفیت بر کمّیت در هر دو بعد انسانی و تسلیحاتی از دیگر درسهای حزبالله از جنگ قبلی است: ترجیح نیروی ویژه و سلاح کیفی و موثر بر سیاهیلشکر و آتش انبوه؛ تمرکز بر #اِعداد به جای #تعداد. حزبالله در جنگ قبلی با عقلیه و الگوی جنگ سوریه وارد نبرد شد که نتایج تلخی را در پی داشت. این تغییر رویه اما نقشی اساسی در کاهش شهدای خودی و افزایش تلفات در جبهه دشمن داشته است. این روزها با تعداد زیادی از رزمندگان مقاومت برخوردهام که با وجود پافشاریشان اما با گذشت دو ماه از آغاز جنگ هنوز با حضورشان در خطوط مقدم موافقت نشده است. اینک تنها بخش اندکی از یگانهای تخصصی مقاومت در میدان نبرد حاضرند و اکثریت نیروها در وضعیت احتیاط و در عقبه هستند. 4⃣ تحول مهم دیگری که در سطح دکترین رزمی حزبالله اتفاق افتاده است: فاصله گرفتن از الگوی "دفاع از زمین به هر قیمت" و محوریتبخشی به "تحمیل هزینه به دشمن به هر روش". این رویکرد، که بر فرسایش تدریجی و افزایش تلفات دشمن متمرکز است، نشاندهنده نوعی بازتعریف از مفهوم موفقیت و پیروزی در میدان نبرد است. در این معنا ممانعت از تثبیت، مهمتر از ممانعت از اشغال زمین خواهد بود. بر اساس این دکترین احتمالا حزبالله اینگونه میاندیشد که حتی سقوط منطقه جنوب لیتانی نیز (که متصور هم هست) دیگر شکست تلقی نخواهد شد. چنین اتفاقی اگرچه تلخ است اما فارغ از آنکه تقویتکننده مشروعیت اجتماعی و سیاسی مقاومت بوده و کاهش فشار داخلی از روی حزب را به دنبال خواهد داشت، با افزایش پتانسیل تلفاتگیری (به ویژه با بهرهگیری از الگوی ریزپرندهها) در نهایت اسرائیل را وادار به عقبنشینی خواهد کرد. ولو در بازه زمانی بلندمدت و چندساله؛ مانند وضعیت دهه هشتاد و نودمیلادی. 5⃣ در کنار تحولات فوقالذکر، روحیه جمهور مقاومت و نیروهای میدانی آن نیز به طرز ملموسی افزایش یافته است. به طور معین انباشت حس تحقیر ناشی از ناکارآمدی در جنگ اِسناد و جنگ ۶۶ روزه، سرخوردگی ناشی از شهادت صدها عضو حزبالله در دوره آتشبس بدون شلیک حتی یک گلوله از این سمت، خشم و غضب برآمده از ترور آیتالله خامنهای و در نهایت نتایج مثبت بازسازی سازمان رزم در میدان (به ویژه با انتشار فیلم ریزپرندهها) از مهمترین دلایل بهبود انگیزه و افزایش روحیه و تابآوری دوگانه #جمهور_سازمان مقاومت است. ❎ با این همه، چالش و تهدید اصلی حزبالله در این مقطع نه لزوماً در میدان، بلکه در تحولات محیط داخلی لبنان است. بحران پناهندگان و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از آن و همچنین تلاش برخی بازیگران داخلی برای تشدید تنشهای سیاسی و طائفهای، عواملی هستند که میتوانند بر عملکرد مقاومت در میدان تأثیر منفی بگذارند. در نتیجه با وجود نشانههای آشکار از بهبود کارایی و سازگاری در میدان نبرد، اما تداوم این وضعیت بیتاثیر از نحوه مدیریت چالشهای داخلی لبنان نخواهد بود. @Monbathat
💢 عملیات رمضان: نوشته بیستوچهارم: حزبالله، ریزپرندهها و نسل جدید جنگها 🕗 ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ بیروت ❇️ تنها چندماه پس از آغاز هجوم روسیه به اوکراین، پارادایم جنگها به طرز آشکاری تغییر کرده و قدرت آتش انبوه جایش را به نبرد رباتها (با دو ویژگی هوشمندی و اشباع) داد. برخلاف پیشبینیها، اوکراینیها با خلاقیتی مثالزدنی و تکمیل مسیری که داعش سالها قبل آن را ابداع کرده بود، با ارزانترین قیمت موفق شدند یکی از قدرتمندترین ارتشهای جهان را از طریق انبوهی از ریزپرندهها، زمینگیر کرده و در مدت زمانی کوتاه تلفاتی قابلتوجه به روسها وارد سازند. ✳️ از روزهای آغازین طوفانالاقصی دلسوزانی به حزبالله پیشنهاد کردند تا عطف به تجربه جنگ اوکراین، بهروزرسانی سازمان رزم خود بر محور اولویتدهی به ریزپرندهها را در دستور کار فوری قرار دهد. پیشنهادی که به دلیل هیمنه نسل قديم فرماندهان و فربگی نامتوازن پارادایم موشک و پهپاد در ذهنیت ایشان متاسفانه مورد بیتوجهی محض قرار گرفت و متعاقب آن جنگ اسناد و ۶۶ روزه با ذهنیت جنگ ۳۳روزه و تجربه سوریه اداره شد و در نهایت شد آنچه نباید میشد. ❇️ برخلاف تصور رایج، ریزپرندهها بیشتر از آنکه یک ابزار یا یک «تجهیز» باشند یک «منطق» و یک پارادایم هستند. ساخت آسان و کمهزینه، قدرت پراکندگی و استتار بالا، دشواری رهگیری، قدرت اشباع هوشمندانه آسمان و رعبافکنی بینظیر در نبرد نزدیک، از جمله ویژگیهایی است که به ریزپرندهها کمک کرد تا الگوی جنگ نزدیک را متحول سازند. ✳️ با گذشت ۱۵ ماه از ناکامی حزبالله در دو جنگ اسناد و ۶۶ روزه و با فروپاشی هیمنه نگاههای بخشی (موشکی و پهپادی) حالا نشانههای سرمایهگذاری حزبالله بر ریزپرندهها در سازمان رزم خود به وضوح دیده میشود. دیر اما قابل ستایش. با این حال چیزی که مقاومت باید درک کند آن است که ریزپرندهها صرفا یک ابزار تاکتیکی الحاقی موقت نیستند که بتوان آن را به یک ساختار قدیمی و منسوخ سنجاق کرد. اینها ابزاری راهبردی و تغییردهنده بازی (Game Changer) هستند که باید به سرعت به روح سازمان رزم و منطق مسلط بر آن تبدیل شوند. ❇️ پیروزی رزق کسانی است که مستمرا خودشان را بازطراحی و بهروز میکنند؛ نه آنها که (ولو با ابزار جدید اما) با منطق و پارادایم قدیمی میخواهند جنگ را ادامه دهند یا از خود دفاع کنند. بزرگترین درسی که از شکستهای جنگ ۶۶ روزه باید گرفت آن است که تأخیر در فهم پارادایم، خود یک شکست است؛ حتی پیش از آن که جنگ شروع شده باشد. درگرفتن جنگ، تنها آن شکست پیشینی را نمایان میسازد. ❇️ طبیعا رژیم هم بیکار نخواهند نشست. این قوم خداوندگاران درس گرفتن از اشتباهات و اصلاح خطاها و عقبماندگیهای تاکتیکی و تکنولوژیک هستند. در نتیجه پنجره برتری ضرورتا همیشه به روی مقاومت باز نیست. فرصت کوتاهتر از آن چیزی است که بتوان فکرش را کرد. پس تا میتوان میبایست بر توسعه و تحقیق بر ریزپرندهها و ضدریزپزندهها سرمایهگذاری کرده و سازمان رزم را بر مبنای آن بازسازی کرد. در یکسالونیم گذشته در گفتگوهایم با اصحاب فن بارها گفتهام که در حوزه تاکتیکی (جدای از مسلح نکردن زمین) ما سوریه را دست بالا به چندده ریزپرنده باختیم. پس درست با همین الگو میتوان جنوب را نیز به قتلگاه اسرائیلیها تبدیل کرد. گیرم که رژیم تمام قلمروی جنوب لیتانی را اشغال و مانند جولان الحاق هم بکند (که طرح محتوم اسرائیل همین است و نابودی زیرساختها را با همین هدف انجام میدهد) در دنیای ریزپرندههای ارزانقیمت، نگهداشت بی/کمهزینه زمین تا چه زمانی ممکن است؟ برای حزبالله امروزه اف.پی.وی حکم استشهادهای دهههای هشتاد و نود میلادی را دارد؛ با همان میزان رعبافکنی اما با دسترسی به مراتب آسانتر به حتی عقبه دشمن. ❇️ این روزها در لبنان با هرکس که مینشینم نمیتواند شوروشعف خود نسبت به کارآمدی ریزپرندهها را مخفی کند. این ابزارهای ارزانقیمت اما موثر اگر درست و در حد انبوه استفاده شوند میتوانند نتایج جنگ را تغییر دهند. کما اینکه تاکنون فضای رسانه و روح جمعی را به شدت تحتتاثیر قرار دادهاند. این روزها گاه حسرت میخورم که کاش در فاصله زمانی اکتوبر ۲۰۲۳ تا سپتامبر ۲۰۲۴ فرماندهان شهید حزبالله با مساله ریزپرندهها کمی منعطفتر برخورد میکردند و مثلا به جای آمادهسازی هزاران استشهادی برای فتح الجلیل به ۶۰۰ ریزپرنده انتحاری فکر میکردند. اینطور شاید کار به اینجا نمیکشید. ✳️ ما در ایران نیز نیاز به این تحول ادراکی و پارادایمی داریم؛ هم در ادراک و هم در سازمان رزم. تمرکز بر نسل قبلی سلاحها و آموزشهای مرتبط با آن، چیزی جز تلفات بیشتر، کارآمدی کمتر و هزینه مادی بیشتر را بهدنبال نخواهد داشت. امروز از نان شب واجبتر، تجهیز سازمان رزم به منطق، الگو و ابزار ریزپرندههاست. مُنبثّات @Monbathat