روانراهنما 🧠🚦
Статистикаلینک “گروه” روانراهنما: https://t.me/RavanRahnama_Group 🚦لطفا پس از ورود، حتما #قوانین را جستوجو و مطالعه نمایید🙏 ا 🧠🚦ا روانراهنما راهنمای روان شما
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 9
- Всего постов
- 209
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 110
- 1/48двое суток
- 126
- 1/72трое суток
- 135
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
#آهنگ_لایت ✨🎶 من اگر دل بدهم دل نشکستن بلدی؟ تا ابد مال تو باشم تو نرفتن بلدی؟ بلدی تکیه کنم جا نزنی رد نشوی من اگر شکوه کنم دست گرفتن بلدی؟ بلدی دل ببری عشوه کنی ناز کنی غیر از این ها تو بگو ناز کشیدن بلدی؟ خواستم شاعر چشمت بشوم، پرسیدی بیتی از عشق بگو شعر سرودن بلدی؟ چشم تو سوژه ی نقاشی امروز دلم بنشین، پلک نزن خوب نشستن بلدی؟ دو سه خط عشق برای دل عاشق بنویس همه ی دار و ندارم تو نوشتن بلدی؟ منبع اطلاعات روانشناسی [عمومی و آکادمیک] 🚦🧠 Channel: @RavanRahnama_Official Group: @RavanRahnama_Group
لوگوی جدید کانال روانراهنما هستن : )
Channel photo updated
🔴 مرز لذت و اعتیاد؛ تماشای پورن تا چه میزان طبیعی است؟ طی سالهای اخیر تعداد قابل توجهی از مراجعان مشاوره روابط، اعتیاد به پورن را بهعنوان یکی از عوامل اصلی مشکلات و حتی فروپاشی روابط خود مطرح کردهاند. این موضوع پرسشهای مهمی را مطرح میکند: تماشای پورن تا چه اندازه رایج و طبیعی است و چه زمانی این رفتار به یک اعتیاد مشکلساز تبدیل نمیشود ؟ سکس و رابطه جنسی برای بسیاری از مردان و زنان اهمیت زیادی دارد. انگیزه فیزیولوژیک قوی است و با احساس دوستداشتهشدن، ارزشمندی و مطلوب بودن گره خورده است. بسیاری از افراد با نیاز جنسی بالا، در مقطعی با احساس مشکل «کافی نبودن سکس» دستوپنجه نرم میکنند. در ۱۵ سال اخیر، حجم پورن موجود و سهولت دسترسی به آن از طریق اینترنت بهصورت تصاعدی افزایش یافته است. اکنون تخمین زده میشود که از هر ۸ جستوجوی آنلاین، یکی مربوط به سایتهای پورن است. از یک خیالپردازی ساده تا تهدیدی برای زندگی مشترک برای بسیاری، وعده ارضای جنسی آسان و بدون تعهد، بهویژه وقتی تصاویر، ویدئوها و چتها در هر ساعت از شبانهروز در دسترس هستند، مقاومتناپذیر به نظر میرسد. تماشای گاهبهگاه پورن معمولا تاثیر منفی جدی بر روابط ندارد. اما بسیاری از کاربران با تعجب متوجه میشوند که این رفتار چقدر سریع میتواند از یک سرگرمی یا خیالپردازی گاهبهگاه به عادت مشکلسازی تبدیل شود که جنبههای مختلف زندگی واقعی را تحت تأثیر قرار دهد. بر اساس آمارهای آکادمی وکلای امور خانواده در آمریکا، در ۵۶ درصد از پروندههای طلاق، یکی از طرفین دارای وابستگی وسواسی یا اعتیاد به وبسایتهای پورنوگرافی بوده است.اگرچه زنان نیز از این محتواها استفاده میکنند، اما ساختار مغزی و رفتاری مردان بهگونهای است که بیشتر در معرض خطر وابستگی سنگین به آن قرار میگیرند. مطالعات نشان میدهد که تماشای منظم پورن بهتنهایی رضایت جنسی را کاهش میدهد. خیالپردازی و خودارضایی با پورن باعث میشود فرد بهجای یافتن رضایت در صمیمیت با دیگری، خود را ارضا کند.با گذشت زمان، سکس واقعی کسلکننده به نظر میرسد و برخی مردان حتی دچار مشکلات نعوظ یا تاخیر در ارگاسم میشوند و بدون خیالپردازی درباره صحنههای پورن نمیتوانند عملکرد داشته باشند. پدیده نگرانکننده دیگر، اختلال عملکرد جنسی ناشی از اعتیاد به پورن در مردان جوان بیست و سیساله است. تحقیقات مرتبط نشان میدهد این افراد اغلب با کمبود نعوظ خودبهخودی، مشکل برانگیختگی با شریک واقعی، کاهش حساسیت آلت و تاخیر در انزال یا ناتوانی در رسیدن به ارگاسم هنگام سکس با شریک واقعی مواجه میشوند. بیشتر این مردان جوان این مشکلات را با یکدیگر در میان نمیگذارند، زیرا اعتراف به اختلال نعوظ بهویژه در دهه ۲۰ زندگی بسیار دشوار است. تماشای پورن چگونه بر شریک زندگی تاثیر میگذارد؟دو علامت بسیار رایج وجود دارد که شریک زندگی اغلب قبل از دانستن علت واقعی متوجه آنها میشود. اول کاهش میل جنسی به او است. زیرا بخش زیادی از توجه و انرژی جنسی شما صرف تصاویر فانتزی روی صفحه میشود.دوم، وقتی سکس دارید، او احساس میکند بیشتر شبیه یک شیء جنسی است تا معشوق یا حتی یک انسان. او ممکن است تحت فشار قرار گیرد تا اعمالی را انجام دهد که با آن راحت نیست. در نتیجه اگر با این انتظارات موافقت کند ممکن است احساس ناراحتی و گاهی آسیب کند، و اگر نه بگوید احساس بیگانگی و خشم کند. علاوه بر این، چون همه ارگاسمها باعث ترشح اکسیتوسین میشوند، ارگاسمهای شما هنگام فعالیت پورن منجر به پیوند با تصاویر صفحه میشود نه با او. این باعث میشود او اغلب فاصله عاطفی و احساس کلی عدم نزدیکی را حس کند.برخی شرکا نیز درباره بدن، ظاهر یا عملکرد جنسیشان مورد انتقاد قرار میگیرند، چون شبیه تصاویر صفحه نیستند و این میتواند بهشدت بر عزتنفسشان تاثیر بگذارد و علاقه آنها به سکس و عشقورزی را کاهش دهد. چون استفاده از پورن معمولا با سطوح بالایی از پنهانکاری و عدم صداقت همراه است، شریک زندگی ممکن است بهطور ظریف احساس کند که همه چیز آنطور که به نظر میرسد نیست، حتی اگر نتواند انگشت روی آن بگذارد. محققان میگویند ترک پورن نیازمند تصمیم آگاهانه برای زندگی بهتر، صداقت، مسئولیتپذیری و اغلب کمک روانشناس است.مراحل کلیدی شامل پذیرش مشکل، شناسایی ارزشها، مواجهه با ترسها، ایجاد محیط بدون پورن، مراقبت از سلامت جسمی و عاطفی و بازسازی صمیمیت جنسی واقعی است. https://www.thehartcentre.com.au/watching-porn-how-normal-is-it-when-is-porn-an- addiction منبع اطلاعات روانشناسی [عمومی و آکادمیک] 🚦🧠 Channel: @RavanRahnama_Official✅ Group: @RavanRahnama_Group✅/
🔴 ابتلای همسر به زوال عقل، خطر ابتلای شما را تا ۷۴ درصد افزایش دهد خطر ابتلا به زوال عقل تنها به ژنتیک یا افزایش سن محدود نمیشود. پژوهشها نشان دادهاند که ازدواج به حفظ بسیاری از جنبههای سلامت کمک میکند، مثلا احتمال حمله قلبی یا مرگ بر اثر بیماریهای قلبیعروقی در افراد متاهل مبتلا به بیماری قلبی کمتر است، آنها کمتر در معرض چاقی قرار دارند و احتمالا طولانیتر عمر میکنند، اما واقعیت کمی پیچیدهتر است و مطالعهای جدید نشان داده احتمال ابتلا به زوال عقل در افرادی که همسرشان به این عارضه مبتلا است، در مقایسه با زوجهایی که هیچیک از آنها زوال عقل ندارند، بیشتر است. به گزارش نیویورکپست، این مطالعه در ادامه پژوهشی بود که سال گذشته انجام گرفت و نشان داد افراد بیوه، مطلقه یا کسانی که هرگز ازدواج نکردهاند، در مقایسه با افراد متاهل، کمتر در معرض ابتلا به زوال عقل قرار دارند. اکنون مطالعه اخیر دریافته که احتمال ابتلا به زوال عقل در افرادی که همسرشان به این عارضه مبتلا است، به میزان قابلتوجهی بالا است و در زنان به ۷۴ درصد و در مردان به ۶۹ درصد میرسد. زوال عقل بهخودیخود یک بیماری مشخص نیست، بلکه عنوانی کلی برای مجموعهای از علائم ناشی از افت تواناییهای شناختی مانند حافظه، گفتار و توان حل مسئله است. در این مطالعه، زوال عقل با هر منشأ بررسی شد. از جمله آلزایمر که با تشکیل غیرطبیعی پروتئینها ارتباط دارد و زوال عقل عروقی که بر اثر اختلال در جریان خونرسانی به مغز ایجاد میشود. در این مطالعه که روز دوشنبه منتشر شد، وضعیت نزدیک به یک میلیون فرد متاهل در تایوان بررسی شد. پژوهشگران دریافتند افرادی که همسرشان زوال عقل داشت، در مقایسه با زوجهایی که با این عارضه روبهرو نبودند، بیشتر در معرض بروز علائم مشابه قرار داشتند. این نتایج در هر دو جنس و در محیطهای گوناگون شهری، حومهای و روستایی مشاهده شد. نکته جالب اینکه احتمال ابتلا به زوال عقل در افراد با درآمد بالاتر و کسانی که فرزندان بیشتری داشتند، اندکی کمتر بود، با این حال ارتباط میان ابتلای زن و شوهر در این گروهها نیز دیده میشد. اما ازدواج که عشق، حمایت و شور زندگی را فراهم میکند، چگونه ممکن است به سلامت مغز آسیب برساند؟ پژوهشگران چند نظریه در این زمینه مطرح کردهاند و احتمال میدهند چند عامل در آن نقش داشته باشند، از جمله عواملی که مدتها پیش از بروز زوال عقل شکل گرفتهاند. نخستین عامل پدیدهای موسوم به «همسانهمسری» است، یعنی افراد معمولا شریک زندگی را انتخاب میکنند که از نظر میزان تحصیلات، وضعیت اجتماعیــاقتصادی و رفتارهای مرتبط با سلامتی به خودشان شباهت دارد. تحصیلات و درآمد بالاتر، رژیم غذایی سالم و ورزش منظم همگی میتوانند خطر ابتلا به زوال عقل را کاهش دهند یا بروز آن را به تاخیر بیندازند. این عوامل از سالهای نخست زندگی شکل میگیرند و در احتمال ابتلا به زوال عقل در سالهای بعد نقش دارند. عامل دیگر، زندگی مشترک زوجها است. زن و شوهر ممکن است طی سالهای طولانی، عادات مشابهی در زمینه رژیم غذایی و ورزش و همچنین شرایط اجتماعیــاقتصادی مشترکی داشته باشند که همگی بر روند پیر شدن تواناییهای شناختی تاثیر میگذارند. بنابراین ممکن است ابتلای یکی از زوجین به زوال عقل و سپس ابتلای همسر او، تا حدی ناشی از سالها زندگی در شرایط یکسان باشد.با این حال پژوهشگران میگویند هیچیک از این دو عامل برای توضیح کامل یافتههای مطالعه کافی نیستند، زیرا ارتباط میان ابتلای یکی از همسران و ابتلای دیگری در همه گروهها مشاهده شد و بنابراین ثروتمندترین، سالمترین و تحصیلکردهترین افراد نیز از این پدیده مصون نیستند. پژوهشگران در نهایت به فشار ناشی از مراقبت از همسر بیمار اشاره میکنند. هنگامی که یکی از زوجین به زوال عقل مبتلا میشود، معمولا همسر او نخستین کسی است که مسئولیت مراقبت را بر عهده میگیرد. حدود یکسوم این مراقبان در حالی از بیمار نگهداری میکنند که خود نیز مشکلات جسمی یا روانی دارند. آنها اغلب بدون دریافت دستمزد این مسئولیت را بر عهده دارند و کمک چندانی هم دریافت نمیکنند. مراقبان با خطر بالای افسردگی، فشار روانی، احساس درماندگی مداوم، خشم و عذاب وجدان مواجهاند که حتی ممکن است به وابستگی به مواد مخدر یا الکل منجر شود. مجموعه این عوامل خطر ابتلا به زوال عقل را افزایش میدهد.این مطالعه در میان زوجهای بدون فرزند هم تفاوت اندکی میان زنان و مردان نشان داد. این یافته حاکی از آن است که وقتی فرزندی برای کمک وجود ندارد، بار اصلی مراقبت معمولا بر دوش همسر قرار میگیرد. منبع اطلاعات روانشناسی [عمومی و آکادمیک] 🚦🧠 Channel: @RavanRahnama_Official✅ Group: @RavanRahnama_Group✅
#آهنگ_لایت 💫🎶 عشق مانند باد است شما نمیتوانید آن را ببینید اما می توانید آن را احساس کنید منبع اطلاعات روانشناسی [عمومی و آکادمیک] 🚦🧠 Channel: @RavanRahnama_Official Group: @RavanRahnama_Group
🔴 ترتیب تولد خواهر و برادر بر سلامت آینده تاثیر دارد ترتیب تولد فرزندان میتواند بر خطر ابتلا به دهها نوع بیماری، از اوتیسم و آلرژی گرفته تا سومصرف مواد در طول زندگی اثر بگذارد.آیا ترتیب تولد کودکان میتواند خطر ابتلا به برخی اختلالها یا بیماریهای خاص را کم یا زیاد کند؟ یک پژوهش تازه نشان میدهد که ترتیب تولد بیش از آنچه پیشتر تصور میشد با خطر ابتلا به بیماریها ارتباط دارد. پژوهشگران دادههای بیش از ۱۰ میلیون نفر را در خانوادههای دوفرزندی بررسی کردند و برای ۱۵۰ بیماری، از اختلالهای روانپزشکی گرفته تا مشکلات گوارشی، ارتباطهای معنادار یافتند. یافتهها که در مجله Nature Health منتشر شده است نشان میدهد کودکان اول خانواده بیشتر در معرض چالشهای عصبرشدی مانند اوتیسم و بیشفعالی/کمتوجهی و همچنین آلرژیهای مرتبط با سیستم ایمنی قرار دارند. همچنین مشخص شد احتمال ابتلای آنها به سندرم تورت، یک اختلال دستگاه عصبی که از کودکی آغاز میشود، و نیز اختلال وسواس فکریعملی (OCD)، به اضافه آکنه و آسم، بیشتر است. در مقابل، خواهر و برادرهای کوچکتر مستعدتر به سوءمصرف مواد، مشکلات گوارشی و برخی بیماریهای عفونی مانند هرپس زوستر بودند. چرا این تفاوتها؟ نویسندگان مقاله معتقدند ترکیبی از سازوکارهای فیزیولوژیک، ایمنیشناختی و اجتماعی به احتمال زیاد پیوند میان ترتیب تولد و خطر بیماری را توضیح میدهد. این مطالعه درباره بیماریهای آلرژیک و مربوط به سیستم ایمنی و نیز بیماریهای تنفسی مانند تب یونجه، اگزما و آسم یادآور میشود فرزندان اول با خطر بالاتری روبهرو هستند چون در سالهای نخست زندگی در معرض میکروبهایی قرار نمیگیرند که خواهر و برادرهای کوچکترشان با آنها مواجه میشوند. از همان سنین پایین، فرزندان کوچکتر با طیف متنوعتری از میکروبهایی که توسط خواهر و برادرهای بزرگتر به خانه آورده میشود مواجه میشوند و این مواجهه زودهنگام برای شکلگیری تنظیم و تحمل سیستم ایمنی حیاتی است. این پژوهش همچنین نشان داد اثر محافظتی برای فرزندان کوچکتر زمانی قویتر است که فاصله سنی میان آنها کمتر باشد؛ یافتهای که فرضیه انتقال مستقیم میکروبها بین خواهر و برادرها را تقویت میکند. به گفته این مطالعه، افزایش خطر سوءمصرف مواد در فرزند دوم اغلب به عوامل جامعهشناختی نسبت داده میشود؛ از جمله الگوبرداری از رفتار خواهر یا برادر بزرگتر یا تمایل طبیعی فرزندان بعدی به رفتارهای پرخطر. https://www.nature.com/articles/s44360-026-0 0177-z منبع اطلاعات روانشناسی [عمومی و آکادمیک] 🚦🧠 Channel: @RavanRahnama_Official✅ Group: @RavanRahnama_Group✅
¶نقش احتمالی قندهای طبیعی در تأمین انرژی مغز طی تکامل انسان پژوهشی جدید، دیدگاه متفاوتی دربارهٔ یکی از مسائل مهم در تکامل انسان، یعنی چگونگی تأمین انرژی مورد نیاز مغز در جریان افزایش چشمگیر اندازهٔ آن، ارائه میکند. پژوهشگران با مدلسازی نیازهای گلوکز انسان و خویشاوندان تکاملی آن در بازهای حدود چهار میلیون سال، این احتمال را بررسی کردند که مواد غذایی طبیعیِ غنی از قند، از جمله میوه و عسل، پیش از رواج پختوپز و افزایش دسترسی به نشاستهٔ قابلهضم، نقش مهمی در تأمین انرژی مورد نیاز مغز داشته باشند. مغز انسان از نظر اندازه و مصرف انرژی، اندامی استثنایی محسوب میشود. اندازهٔ مغز در جریان تکامل دودمان انسان از حدود ۳۰۰ گرم در برخی از نیاکان اولیهٔ انسان به حدود ۱۵۰۰ گرم در انسان امروزی افزایش یافته است. این افزایش حجم مغز با افزایش نیاز متابولیکی آن نیز همراه بوده است. گلوکز یکی از مهمترین سوختهای مورد استفادهٔ مغز است و بنابراین، افزایش نیاز مغز به انرژی این پرسش را مطرح میکند که انسانهای اولیه چگونه میتوانستند مقدار کافی از این انرژی را از محیط دریافت کنند. بر اساس این پژوهش، یکی از نکات مهم در پاسخ به این پرسش، تفاوت میان نشاستهٔ خام و نشاستهٔ پختهشده است. نشاستهٔ موجود در بسیاری از غدهها، ریشهها و دانهها در حالت خام الزاماً بهآسانی در دسترس دستگاه گوارش انسان نیست. پختن، ساختار نشاسته را تغییر داده و دسترسی آن به آنزیمهای گوارشی را افزایش میدهد؛ بنابراین، ظهور و گسترش استفاده از آتش و پختوپز میتوانسته دسترسی انسانهای بعدی به انرژی حاصل از منابع نشاستهای را بهطور قابلتوجهی افزایش دهد. پیش از آنکه پختوپز به یک فناوری رایج تبدیل شود، منابع غذایی حاوی قندهای سادهتر میتوانستند مسیر متفاوتی برای دریافت کربوهیدرات فراهم کنند. میوهها، عسل و برخی دیگر از منابع طبیعیِ شیرین، بدون نیاز به فرآوری حرارتی پیچیده، حاوی قندهایی هستند که میتوانند پس از هضم به گلوکز یا سایر قندهای قابل استفادهٔ متابولیکی تبدیل شوند. از این منظر، پژوهشگران مطرح میکنند که غذاهای شیرین طبیعی ممکن است در دورههایی از تکامل انسان، بخشی از انرژی مورد نیاز بافتهای پرمصرفی مانند مغز را تأمین کرده باشند. این دیدگاه با یکی از روایتهای سنتی دربارهٔ تکامل انسان تفاوت دارد. در بسیاری از توضیحات کلاسیک، افزایش مصرف غذاهای حیوانی و بهویژه گوشت بهعنوان یکی از عوامل مهم در تغییرات متابولیکی و تکامل مغز مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر اهمیت احتمالی غذاهای حیوانی را نفی نمیکند، بلکه بر عاملی تأکید میکند که در برخی از بحثهای تکامل انسان کمتر مورد توجه قرار گرفته است: اقتصاد انرژی و دسترسی به گلوکز. از این منظر، مسئله صرفاً این نیست که انسان چه غذایی میخورده، بلکه این است که کدام منابع غذایی میتوانستهاند انرژی قابل استفاده را با چه هزینهای در اختیار بدن قرار دهند. مغز بزرگ، پرهزینه است و تکامل آن مستلزم وجود منابع انرژی پایدار و قابلدسترسی بوده است. بنابراین، تغییرات رژیم غذایی انسان را میتوان بخشی از یک مسئلهٔ گستردهتر در تکامل دانست: چگونه انسان توانست انرژی لازم برای حفظ یک مغز بزرگ و پرمصرف را از محیط به دست آورد؟ انسان امروزی گرایش قدرتمندی به غذاهای شیرین دارد و این ویژگی میتواند تا حدی با ارزش انرژی بالای منابع قندی در گذشتهٔ تکاملی مرتبط باشد. با این حال، این موضوع بهتنهایی نشان نمیدهد که میل به شیرینی مستقیماً برای تکامل مغز ایجاد شده است؛ چنین نتیجهای نیازمند شواهد تجربی و تکاملی بسیار بیشتری است. پ این مطالعه یک مدلسازی تکاملی و متابولیکی است و نباید نتایج آن را بهصورت اثبات قطعی یک علت واحد برای تکامل مغز تفسیر کرد. تکامل مغز انسان احتمالاً حاصل تعامل مجموعهای از عوامل بوده است؛ از تغییرات رژیم غذایی و افزایش دسترسی به انرژی گرفته تا تغییرات در رفتار، اجتماعیشدن، فناوری، بومشناسی، پختوپز و سایر فشارهای انتخابی. بنابراین، یافتهٔ اصلی مطالعه را بهتر است بهعنوان پیشنهاد یک مسیر انرژیشناختی مکمل در نظر گرفت، نه جایگزینی کامل برای فرضیههایی که بر نقش گوشت، نشاسته یا سایر منابع غذایی تأکید دارند. در مجموع، این پژوهش توجه را از یک پرسش ساده—آیا گوشت باعث بزرگشدن مغز شد؟—به پرسشی بنیادیتر منتقل میکند: انسانهای اولیه چگونه انرژی کافی برای پشتیبانی از یک مغز رو به رشد را به دست میآوردند؟ بر اساس مدل ارائهشده، میوه، عسل و دیگر منابع طبیعی کربوهیدرات میتوانستهاند پیش از گسترش پختوپز و افزایش دسترسی به نشاستهٔ پختهشده،بخشی از این نیاز انرژی را تأمین کنند. منبع اطلاعات روانشناسی [عمومی و آکادمیک] 🚦🧠 Channel: @RavanRahnama_Official Group: @RavanRahnama_Group
¶ وقتی مغز در خواب، هم خاطره میسازد و هم ممکن است بیماری را تقویت کند بیشتر ما تصور میکنیم که هنگام خواب، مغز تقریباً خاموش میشود؛ اما واقعیت دقیقاً برعکس است. خواب یکی از فعالترین دورههای کاری مغز است؛ زمانی که اطلاعات و تجربههای روزانه مرتب، بازبینی و بخشی از آنها به حافظهٔ بلندمدت منتقل میشوند. این فرایند که تثبیت حافظه (Memory Consolidation) نام دارد، یکی از مهمترین وظایف خواب، بهویژه خواب عمیق یا خواب موجآهسته (Slow-wave Sleep)، محسوب میشود. در این مرحله از خواب، ساختارهایی مانند هیپوکامپ (مرکز اصلی ثبت خاطرات جدید)، تالاموس (هماهنگکنندهٔ انتقال اطلاعات) و قشر مخ بهصورت هماهنگ با یکدیگر فعالیت میکنند. پژوهشها نشان میدهند که مغز در این زمان، الگوهای فعالیتی مربوط به تجربههای روز را بارها بازپخش میکند؛ گویی آنچه آموختهایم دوباره تمرین میشود تا ارتباطات عصبی پایدارتر شوند. به همین دلیل، خواب کافی نقش مهمی در یادگیری، حافظه و حتی حل مسئله دارد. اما این سازوکار همیشه به نفع ما عمل نمیکند. در افراد مبتلا به صرع (Epilepsy)، فعالیتهای غیرطبیعی الکتریکی مغز میتوانند همین فرایند طبیعی را مختل کنند. اگر هنگام خواب تشنج یا حتی تخلیههای الکتریکی خفیف و بدون علامت رخ دهد، مغز ممکن است بهجای تقویت خاطرات مفید، همان الگوهای غیرطبیعی را نیز تثبیت کند. به بیان دیگر، سامانهای که برای یادگیری تکامل یافته، در شرایط بیماری ممکن است ناخواسته به تقویت شبکههای مولد تشنج نیز کمک کند. مطالعات نشان دادهاند که بسیاری از افراد مبتلا به صرع، اگر خواب عمیق و بدون اختلال داشته باشند، همچنان از مزایای خواب برای حافظه بهرهمند میشوند. اما وقوع تشنجهای شبانه یا تخلیههای الکتریکی میانتشنجی میتواند این مزیت را بهشدت کاهش دهد و باعث افت عملکرد حافظه در روز بعد شود. به همین دلیل، مشکلات یادگیری و حافظه در بسیاری از بیماران مبتلا به صرع فقط ناشی از خود بیماری نیست، بلکه با کیفیت خواب آنها نیز ارتباط نزدیک دارد. یکی از یافتههای جالب سالهای اخیر این است که پس از برخی تشنجها، مغز وارد دورهای از خواب عمیقتر میشود. در نگاه اول شاید این موضوع مفید به نظر برسد، اما پژوهشگران احتمال میدهند که همین خواب عمیق، علاوه بر تثبیت خاطرات طبیعی، به تثبیت مسیرهای عصبی مرتبط با تشنج نیز کمک کند. به بیان ساده، همان سازوکار زیستی که به ما کمک میکند رانندگی، نواختن یک ساز یا مطالب درسی را بهتر یاد بگیریم، ممکن است در شرایط بیماری، الگوهای غیرطبیعی فعالیت مغز را نیز پایدارتر کند. به همین دلیل، نگاه پژوهشگران به صرع در حال تغییر است. امروزه صرع تنها یک اختلال تشنجی در نظر گرفته نمیشود، بلکه بیماریای است که میتواند سامانههای یادگیری و حافظه را نیز درگیر کند. این تغییر نگاه باعث شده پژوهشگران به دنبال روشهایی باشند که نهتنها تعداد تشنجها را کاهش دهند، بلکه از آسیب به حافظه و فرایندهای شناختی نیز جلوگیری کنند. یکی از امیدبخشترین مسیرهای پژوهشی، استفاده از تحریک حلقهبستهٔ مغز (Closed-loop Brain Stimulation) است. در این روش، دستگاههایی فعالیت مغز را بهطور مداوم پایش میکنند و اگر الگوی غیرطبیعی در زمان خواب شناسایی شود، با ارسال تحریکهای بسیار دقیق و زمانبندیشده تلاش میکنند هماهنگی طبیعی شبکههای حافظه را حفظ و همزمان از گسترش فعالیت تشنجی جلوگیری کنند. این فناوری هنوز در مراحل پژوهشی قرار دارد، اما میتواند نسل جدیدی از درمانهای شخصیسازیشده را شکل دهد. شاید مهمترین پیام این پژوهشها این باشد که مغز میان خاطرهٔ خوب و الگوی بیماری از نظر سازوکار یادگیری تفاوتی قائل نیست. هر الگویی که بارها و به اندازهٔ کافی فعال شود، احتمال بیشتری دارد که در شبکههای عصبی تثبیت شود. به همین دلیل، سیستم انعطافپذیری مغز (Neuroplasticity) ذاتاً «خوب» یا «بد» نیست؛ بلکه همان قوانینی که یادگیری و حافظه را ممکن میکنند، در برخی شرایط میتوانند به پایداری فرایندهای بیماریزا نیز کمک کنند. در نهایت، این مطالعات بار دیگر اهمیت خواب را نشان میدهند. خواب فقط زمانی برای استراحت نیست؛ بلکه دورهای است که مغز آیندهٔ خود را بازسازی میکند. کیفیت خواب میتواند تعیین کند کدام ارتباطات عصبی تقویت شوند، کدام خاطرات ماندگار بمانند و حتی در برخی بیماریهای عصبی، کدام الگوهای فعالیت مغز پایدارتر شوند. به همین دلیل، محافظت از خواب سالم نهتنها برای احساس شادابی، بلکه برای حفظ حافظه، یادگیری و سلامت مغز اهمیت اساسی دارد. منبع اطلاعات روانشناسی [عمومی و آکادمیک] 🚦🧠 Channel: @RavanRahnama_Official Group: @RavanRahnama_Group
❓فشار بیپولی چه بلایی سر مغز میآورد؟ استرس مزمن میتواند باعث التهاب شود و بخشی از ظرفیت شناختی مغز را که باید صرف پردازش موارد دیگر شود، درگیر کند. نتایج پژوهشی تازه نشان می دهد، استرس ناشی از فقر میتواند آسیبهایی بلندمدت به مغز وارد کند.در این پژوهش که نتایج آن هفته گذشته منتشر شد، دانشمندان بریتانیایی گروهی متشکل از بیش از دو هزار و ۷۰۰ نفر را بررسی کردند که همگی در مارس ۱۹۴۶ متولد شدهاند و اکنون ۸۰ سال دارند. این افراد پذیرفته بودند که وضعیت سلامتی و شرایط اجتماعیشان طی سالهای متمادی پیگیری شود. محققان دریافتند افرادی که از اواسط دهه ۲۰ تا اوایل دهه ۵۰ زندگی خود، جزو ۲۰ درصد کمدرآمد این گروه قرار داشتند، در میانسالی آزمونهای شناختی را با سرعت کمتری انجام میدادند و در آزمونهای حافظه نیز امتیازهای پایینتری میگرفتند. همچنین افرادی که در اواخر دهه ۳۰ یا در دهه ۴۰ زندگی خود دستکم دو بار به پژوهشگران گفته بودند در پرداخت صورتحسابهایشان مشکل دارند، در سالهای بعد عملکرد ضعیفتری از خود نشان دادند. در این مقاله که در نشریه علمی نوآوری در سالمندی (Innovation in Aging) منتشر شد، آمده است که آثار منفی بر سلامتی مغز حتی وقتی پژوهشگران کوشیدند عواملی چون محرومیتهای دوران کودکی و تفاوتهای مربوط به میزان تحصیلات و تواناییهای شناختی افراد در کودکی را کنترل کنند، نیز در دادهها مشاهده میشد که نشان میدهد فشار مالی انباشتهشده در دوران بزرگسالی عامل ایجاد تغییرات مغزی بوده است. البته سرعت افت تواناییهای شناختی افراد گرفتار فشار مالی در سالهای پایانی زندگی کمتر از همسالان برخوردارترشان بود. با این حال، پژوهشگران احتمال دادند که دلیلش این باشد که آسیب اصلی پیشتر وارد شده بود و دیگر ظرفیت چندانی برای ازدسترفتن باقی نمانده است. به گفته ژاک ولز، یکی از نویسندگان این مقاله، آنچه این پژوهش را از مطالعات دیگری که آسیبهای شناختی ناشی از فشار مالی را نشان دادهاند، متمایز میکند، دسترسی به اطلاعات چندین دهه از زندگی شرکتکنندگان است، نه صرفا اطلاعات مقطعی خاص. ولز، جامعهشناس و پژوهشگر دادههای اجتماعی دردانشگاه کالج لندن، در مصاحبهای گفت این پژوهش نتوانست بهطور دقیق مشخص کند چه میزان از آسیب واردشده به مغز افراد فقیر مستقیم ناشی از فشار مالی بود که میتواند التهاب زیانبار ایجاد کند و بخشی از ظرفیت ذهنی را که در حالت عادی صرف فرایندهای دیگر میشود، به خود اختصاص دهد. همچنین مشخص نیست چه میزان از این آسیبها ناشی از رفتارهایی مانند سیگار کشیدن و نوشیدن الکل بود که احتمال بروز آنها در میان افراد فقیر بیشتر است.با این حال گفت نتایج قویا نشان میدهند که این فقر بوده که بر مغز اثر گذاشته است، نه اینکه مشکلات مغزی افراد را به فقر کشانده باشد، زیرا تغییرات مغزی تا پیش از ورود شرکتکنندگان به دهه ۵۰ زندگی آشکار نشده بود. ولز گفت: «کاری که توانستیم انجام دهیم، اثبات وجود رابطهای علی و معلولی میان فشار مالی و سلامتی مغز بود. ما شاخصهایی از سلامتی مغز مانند سرعت خواندن، سرعت محاسبه و اسکنهای مغزی را در اختیار داریم. اینها نشانههای زیستی روشنیاند که نشان میدهند در طول زندگی اتفاقی رخ داده است.» او گفت این پژوهش بهروشنی نشان نمیدهد افرادی که با فقر دستوپنجه نرم میکنند، برای محافظت از مغز خود چه اقدامهایی میتوانند انجام دهند. با این حال، به اعتقاد او این یافتهها به تصمیمگیرندگان سیاسی پیام میدهند که کاهش فقر میتواند به کاستن از مشکلاتی مانند زوال عقل در سالهای بعد نیز کمک کند، زیرا فشار مالی فضای بسیار زیادی از ذهن را اشغال میکند. با این حال آرلین جرونیموس، استاد دانشگاه میشیگان که در این پژوهش مشارکت نداشت، پس از مطالعه نتایج، این پرسش را مطرح کرد که آیا ممکن است افرادی که به شدیدترین عوارض جسمی ناشی از استرس مانند بیماریهای قلبی و سرطان، مبتلا شده بودند، پیشتر و در دهه ۵۰ یا ۶۰ زندگی خود جان باخته باشند؟ جرونیموس که تحقیقاتش بر تاثیر فرسایشی تبعیض بر بدن انسان متمرکز است، معتقد است ارتباطی که این پژوهش میان فشار مالی و تواناییهای شناختی ترسیم میکند، بیش از اندازه سادهسازی شده است. او گفت: «نباید تصور کنیم که مسئله صرفا به پول مربوط میشود. این پژوهش در واقع به نابرابریهای اجتماعی اشاره دارد که به سلامتی مغز آسیب میزنند.» https://www.yahoo.com/news/science/articles/how-financial-stress-can-affect-the-brain-over-the-long-term-090000099.html منبع اطلاعات روانشناسی [عمومی و آکادمیک] 🚦🧠 Channel: @RavanRahnama_Official✅ Group: @RavanRahnama_Group✅
#سکوت_شب🌙 "عشق" اتفاقیست که در یک نگاه می افتد و من بی خبر افتادم در عمق چشمانت که بی وصف شدنی ترین جای دنیاست... #مژگان_بوربور منبع اطلاعات روانشناسی [عمومی و آکادمیک] 🚦🧠 Channel: @RavanRahnama_Official Group: @RavanRahnama_Group
¶ غذاهای فرآوریشده؛ چرا «فرآوریشده» الزاماً به معنای ناسالم نیست؟ در بحث تغذیه، یکی از رایجترین سوءبرداشتها این است که واژهٔ فرآوریشده بهطور خودکار معادل مضر یا غیرطبیعی در نظر گرفته میشود. در حالی که از دیدگاه علوم غذایی، تقریباً تمام غذاهایی که انسان…
¶ غذاهای فرآوریشده؛ چرا «فرآوریشده» الزاماً به معنای ناسالم نیست؟ در بحث تغذیه، یکی از رایجترین سوءبرداشتها این است که واژهٔ فرآوریشده بهطور خودکار معادل مضر یا غیرطبیعی در نظر گرفته میشود. در حالی که از دیدگاه علوم غذایی، تقریباً تمام غذاهایی که انسان امروزه مصرف میکند به شکلی فرآوری شدهاند. فرآوری غذا به معنای هر نوع تغییر عمدی روی مادهٔ غذایی اولیه برای افزایش ایمنی، ماندگاری، قابلیت مصرف یا ارزش تغذیهای است. تبدیل شیر به ماست و پنیر، تخمیر غلات برای تولید نان، پختن حبوبات یا خشک کردن میوهها همگی نمونههایی از فرآوری هستند و بخش جداییناپذیری از تاریخ تکامل فرهنگ غذایی انسان محسوب میشوند. در واقع، فرآوری غذا یکی از عواملی بوده که امکان گسترش تمدنهای انسانی را فراهم کرده است. روشهایی مانند تخمیر، خشککردن، نمکسود کردن و حرارت دادن، به انسان اجازه دادند غذا را برای مدت طولانیتری نگهداری کند، خطر آلودگیهای میکروبی را کاهش دهد و منابع غذایی را در دورههایی که دسترسی به غذای تازه محدود بود حفظ کند. بنابراین، مسئلهٔ اصلی در علوم تغذیه این نیست که آیا یک غذا فرآوری شده است یا نه؛ بلکه این است که چه نوع فرآوری روی آن انجام شده و چه اثری بر ترکیب نهایی غذا گذاشته است. در طبقهبندیهای جدید تغذیهای، بهویژه سیستم NOVA، میان انواع مختلف فرآوری تفاوت گذاشته میشود. غذاهای کمفرآوریشده مانند سبزیجات شستهشده، مغزها یا سبزیجات منجمد، معمولاً تغییرات محدودی دارند. غذاهای فرآوریشده مانند پنیر، نان یا کنسروها معمولاً با افزودن موادی مانند نمک یا روغن برای افزایش ماندگاری تولید میشوند. دستهٔ سوم یعنی غذاهای فوقفرآوریشده (Ultra-processed foods) معمولاً شامل محصولاتی هستند که علاوه بر مواد غذایی پایه، دارای ترکیبات استخراجشده از غذا، افزودنیهای خاص، طعمدهندهها، رنگها یا ساختارهای صنعتی تغییریافته هستند. با این حال، حتی در مورد غذاهای فوقفرآوریشده نیز باید از نگاه سادهانگارانه پرهیز کرد. وجود یک مادهٔ افزودنی بهتنهایی به معنای خطرناک بودن آن نیست. بسیاری از افزودنیهای غذایی پس از بررسیهای گستردهٔ سمشناسی و ایمنی توسط سازمانهای نظارتی مانند سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) و سازمان ایمنی غذایی اروپا (EFSA) مجاز شناخته شدهاند. برای مثال، مواد نگهدارنده میتوانند با جلوگیری از رشد قارچها و باکتریها، خطر مسمومیت غذایی را کاهش دهند. نیتریتها در برخی محصولات گوشتی نمونهای از موادی هستند که از یک سو برای کنترل میکروبهای خطرناک مانند Clostridium botulinum استفاده میشوند و از سوی دیگر، مصرف زیاد و طولانیمدت برخی محصولات حاوی آنها میتواند با نگرانیهای سلامت همراه باشد. بنابراین ارزیابی علمی یک ماده نیازمند بررسی مقدار مصرف، شرایط استفاده و اثر کلی آن در رژیم غذایی است، نه صرفاً نام شیمیایی آن. یکی از باورهای رایج دیگر این است که غذای تازه همیشه از نظر تغذیهای بهتر از غذای منجمد یا فرآوریشده است؛ اما این موضوع همیشه درست نیست. ارزش تغذیهای غذا به عوامل متعددی مانند زمان برداشت، شرایط نگهداری، دما، نور و مدت حملونقل بستگی دارد. برخی سبزیجات تازه ممکن است در طول روزها یا هفتههای نگهداری، بخشی از ویتامینهای حساس مانند ویتامین C را از دست بدهند. در مقابل، برخی محصولات منجمد معمولاً مدت کوتاهی پس از برداشت منجمد میشوند و میتوانند بخش قابل توجهی از مواد مغذی خود را حفظ کنند. بنابراین «تازه بودن» بهتنهایی معیار کاملی برای قضاوت درباره کیفیت غذایی نیست. اما دفاع علمی از غذاهای فرآوریشده نباید به این معنا برداشت شود که همه غذاهای فوقفرآوریشده سالم هستند. پژوهشهای اپیدمیولوژیک متعدد در سالهای اخیر نشان دادهاند که مصرف بالای این گروه از غذاها با افزایش خطر برخی پیامدهای نامطلوب سلامت مانند چاقی، بیماریهای قلبیعروقی و دیابت نوع ۲ ارتباط دارد. با این حال، نکته مهم این است که این ارتباطها معمولاً ناشی از یک «ماده منفرد» نیستند؛ بلکه نتیجهٔ مجموعهای از ویژگیها هستند: تراکم انرژی بالا، فیبر کم، سرعت بالای خوردن، طعم بسیار پاداشدهنده، اندازهٔ بزرگ وعدهها و جایگزین شدن غذاهای کامل با محصولات صنعتی. 👇
❓ آیا فرزند چندم خانواده بودن با خطر ابتلا به بیماریها ارتباط دارد؟ پژوهشگران در یک مطالعه بزرگ که در مجله Nature Health منتشر شده (لینک)، با بهرهگیری از دو طراحی مکمل شامل یک کوهورت بینخانوادگی (روی ۱/۶ میلیون نمونه همتاسازی شده) و یک مقایسه درونخانوادگی (روی ۵/۱ میلیون خانواده) به بررسی ۵۶۹ بیماری مختلف پرداختهاند تا تاثیر ترتیب تولد (Birth Order) را بر الگوی بروز بیماریها ارریابی کنند. بر اساس یافتههای این پژوهش، فرزندان اول (First-borns) بیشتر در معرض خطر ابتلا به اختلالات تکاملی-عصبی، بیماریهای روانی و اختلالات ایمنی و آلرژیک قرار دارند. در این گروه، بیماریهایی مانند اوتیسم، اختلال نقص توجه و بیشفعالی (ADHD)، اختلال وسواس فکری-عملی (OCD)، سندروم تورِت (Tourette syndrome)، اضطراب، افسردگی، اختلالات خوردن (Eating disorders) و همچنین آلرژیهای غذایی و التهاب بینی آلرژیک، شیوع بیشتری نشان میدهند. در مقابل، فرزندان دوم (Second-borns) ریسک بالاتری را برای ابتلا به اختلالات رفتاری، گوارشی، عفونی و عضلانی-اسکلتی تجربه میکنند. سوءمصرف مواد، بیماریهای گوارشی (Gastritis / Duodenitis)، میگرن، سردردهای عودکننده، عفونتهایی نظیر زونا و بیماریهای منتقلشونده از راه جنسی، مشکلات عضلانی-اسکلتی مانند تنگی کانال نخاعی و همچنین آریتمیهای قلبی از جمله مواردی هستند که در فرزندان دوم غلبه دارند. تطابق ۷۴/۲ درصدی یافتهها در مقایسه های درونخانوادگی نشان میدهد که ترتیب تولد یک فاکتور ساختاری در الگوی بروز بیماریها در انسان است که احتمالا تحت تاثیر فاکتورهای محیطی اولیه و ایمونولوژیک در دوران کودکی شکل میگیرد. منبع اطلاعات روانشناسی [عمومی و آکادمیک] 🚦🧠 Channel: @RavanRahnama_Official✅ Group: @RavanRahnama_Group✅
#سکوت_شب 🍃 گر ز چشمانت بگويم شعر بیپايان شود گر ز موهايت بگويم رازِ شب عنوان شود گر بگويم از جمالت ماه رسوا میشود میرود تا پشت ابری در خفا پنهان شود #علی_مرعشی منبع اطلاعات روانشناسی [عمومی و آکادمیک] 🚦🧠 Channel: @RavanRahnama_Official Group: @RavanRahnama_Group