tgindex
مدرسه فکری تمهید

مدرسه فکری تمهید

Статистика

ما در این‌جا می‌کوشیم اندیشیدن را یاد بگیریم. همه‌ی ما در کنار هم هستیم و یکدیگر را سرزنش نمی‌کنیم. یادگیری به این معنی‌ است که همه‌ی کارهای خود را پاسخگوی هر آن چیزی سازیم که اساسی است و ما را مورد خطاب قرار می‌دهد. هایدگر/ چه‌باشد آن‌چه خوانندش تفکر؟

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Образование (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
764
+2 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
265
21 постов
Вовлечённость
34,7%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
33
1/48двое суток
37
1/72трое суток
40

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • از تبعات قهری نوع حکمرانی در ایران پسا۵۷ _در غیاب نهاد علم_، سربرآوردن این‌سنخ رتوریست‌هایی است که هیچ حد و مرزی در "تجاوز" به موضوعات برای خود قائل نیستند... @Tamhidschool

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • https://www.instagram.com/p/DZ7vfdKjMLn/?igsh=d3Ywd3diY2huNnFk

  • https://www.instagram.com/p/DZ7umWdjBwu/?igsh=MWZhdWxrcHNxajFnOQ==

  • без подписи

  • https://www.instagram.com/p/DZNET5JDPiF/?img_index=8&igsh=NWxqenkxamZqd3A1

  • 31 мая29637из nous_poetikos

    اساسا پرداختن به کانت در ایران از مقاله «از کانت تا هایدگر» فردید تا «سیر حکمت فروغی» و کارهای مطهری و حائری و باقی کسانی که حول فکر کانت گشتند (که لاریجانی میان آنها بیشتر به نخودی شباهت دارد) اساسا درکی از اخلاق کانت ندارند که سهل است درکی از اخلاق به طور کلی و باز هم بیشتر درکی از مفهوم «اراده» ندارند تا برسد به شیوه‌های تعیّن اراده با تکلیف یا وظیفه یا فضیلت و عوامل دیگر. این فقدان درک بیش از اینکه ناشی از فقدان دانش و دستگاه مفهومی باشد ناشی از فقدان «موضوعیت اراده و آزادی» در سپهر فکری ایران معاصر است همه آنچه درباره کانت در ایران کار شده پیرامون عقل نظری و در واکنش به نقد متافیزیک است، بدون اینکه بنیان این نقد که مفهوم «اراده آزاد» است کوچکترین اهمیتی بیابد و اخلاق کانت از حد یک شوخی و تعارف حاشیه‌ای اهمیت بیشتری پیدا کند. ژیژک هم مثل سایر نظریه‌بافان برای حرکات کور و کاتوره‌ای خاورمیانه با توسل به این کبرای مضحک که لاریجانی چند کتاب درباره کانت نوشته می‌خواهد فلسفه‌ای برای حرکات حکومت ببافد بیخبر که دیر زمانی است ندافان سرشکسته گذشته اند شرمسار اراجیف بی‌هنگام خویش. فلسفه هیچ مدخلیت و موضوعیتی در ایران معاصر ندارد و فلسفه عملی به طریق اولی. آنچه هست شارلاتانیسم عنان گسیخته است و بس. .

  • https://taamoq.ir/iran-from-heidegger-to-kant/ ایران: از هیدگر تا کانت

  • در نقد افاضات جدید این جناب ملیجک‌الفلاسفه، (تعبیر سیدجواد طباطبایی )، به‌زودی عرائضی خواهم داشت...

  • https://www.instagram.com/p/DVPBCObk-13/?igsh=eTNwMjBqN3A0dmN2

  • 21 февр.3911из Tamhidschool

    без подписи

  • 21 февр.3294из Tamhidschool

    без подписи

  • 21 февр.33043из drakbarjabari

    بسیاری از دوستان با ارسال یادداشت آقای دکتر آذرفام، جویای نظر من شدند. حدس میزنم چرا چنین مطالبه‌ای از من دارند. چون از یکسو بیژن عبدالکریمی را دوست من می‌شناسند و یحتمل مایلند نظر مرا به عنوان دوست بدانند، از دیگرسو، بواسطه برخی از آثار تالیفی و ترجمه‌هایم از هیدگر گمان برده‌اند که باید به عنوان وکیل مدافع او، نظری داشته باشم!!! در خصوص ارتباط دوستی با عبدالکریمی، باید بگویم چنین ارتباطی مانع از دیدن حقیقت نمیشود. او دیرگاهی است که از اقلیم فلسفه به برهوت سیاست کوچیده و چیزی از آن اقلیم با خود به این برهوت نیاورده، از شیرمرغ تا جان آدمیزاد سخن می‌گوید و با ارباب قدرت نرد عشق می‌بازد. پس لامحاله دیگر نسبتی میان ما نیست. اما درخصوص وکالت از هیدگر، بینی و بین‌الله، این حدیث مکرر و ملال‌آوری است که از دهه ۶۰ برخی متکلمین بدان علاقه نشان میدادند ولی اکنون از قبض و بسط شریعت خود، پناه اورده‌اند به وجود و زمان تا بلکه در دکان خود چیزی برای عرضه داشته باشند. من و امثال من نیز به عنوان "هیدگری‌های ایران" (چه عنوان مضحک و پوچی) می‌بایست در قامت وکیل از فیلسوف دفاع کنیم! و البته این نیز طنزی است که به گمانم فقط در ایران یافت میشود! ولی ظاهرا آقای دکتر آذرفام، کمی دیر به این معرکه رسیده‌اند و یحتمل این بواسطه صغر سن ایشان باشد که البته حرجی نیست. صرفا این نکته را از باب یادآوری به ایشان و مخاطبان عرض کردم تا بدانند، نسبت دادن فاشیستهای ایرانی به فلسفه هیدگر، در این سراچه نومیدی، سابقه دیرینه دارد و چیز جدیدی نیست. با اینحال برای ادای احترام به دوستان متقاضی، این چند خط را صرفا به‌مثابه ملاحظاتی مجمل مینویسم و کاری هم به موضوع نوشتار که بیژن عبدالکریمی است ندارم، و صرفا به نسبت دادن رفتارهای این فلسفه خوانده به فلسفه هیدگر می‌پردازم. امابعد؛ مشکل روش‌شناختی این قبیل تحلیل‌ها این است که نه فلسفی است و نه روانشناختی. انطباق رفتار یک انسان با یک فلسفه، چه معنایی دارد؟ آیا چنین انطباقی یک تحلیل روانشناختی است یا یک تحلیل فلسفی؟ روانشناختی نیست، چون مطالعه رفتار و گفتار یک انسان، می‌بایست از یکسو براساس داده‌های دقیق و کامل باشد (که چنین تحلیل‌هایی فاقد این اطلاعات و داده‌های دقیقی هستند) و از دیگرسو می‌بایست بر طبق یک نظریه روانشناختی صورت گیرد. فلسفی هم نیست، چون معطوف به امر جزئی است و می‌کوشد رفتار و گفتار یک فرد جزئی را تحلیل کند. در حالیکه تحلیل فلسفی و اساسا فلسفه با امر کلی سر و کار دارد. از همینرو نه شناختی از رفتار و گفتار عبدالکریمی بدست می‌دهد، و نه کمکی به فهم فلسفه هیدگر میکند. البته برای دنیای ژورنالیسم خوراک خوبی است تا آنهایی که می‌خواهند از دور دستی بر آتش فلسفه هم داشته باشند، در محفل‌های روشنفکری حرفی برای گفتن داشته باشند. به هرحال هیدگر هم مد زمانه است و خیلی بی‌کلاسی محسوب می‌شود یک روشنفکر چیزی از هیدگر نداند! شاید نویسنده مدعی شود که تلاش کرده ریشه‌های فلسفی، گرایشات توتالیتاریستی عبدالکریمی را نشان دهد. یعنی مواضع سیاسی عبدالکریمی، ریشه در فلسفه هیدگر دارد! خوب. دو مشکل اینجا پدید می‌آید. نخست اینکه اگر ریشه‌های کنش سیاسی یک فاشیست ایرانی، فلسفه مارتین هیدگر باشد، آنگاه چگونه میتوان مبانی فلسفی کسی دیگر (از جمله خود مرا) که ضد توتالیتاریسم هستم و از قضا با فلسفه هیدگر نیز همدل و همزبانم، را نشان داد؟ آیا آزادی‌خواه بودن امثال من که همدل با هیدگر هستیم نیز ریشه در فلسفه هیدگر دارد؟! مشکل دوم این است که مواضع ضد حاکمیتی و ضد فاشیستی عبدالکریمی در گذشته، چگونه تحلیل میشود؟ عبدالکریمی همان موقع هم مترجم و نویسنده‌ای هیدگری محسوب میشد. ان عبدالکریمی ریشه در کجا داشت؟‌ واقعیت این است که نه آن مواضع و نه مواضع کنونی، هیچکدام ریشه در هیچ فلسفه‌ای ندارد، بل آدمها صرفا براساس خلقیات و اقتضائات زیستی و نفسانیات شخصی خود، تصمیم میگیرند چه رفتار و کنش سیاسی از خود نشان دهند .به قول "کانت" کدام حماقت است که نتوان جامه‌ی فلسفه‌ای بی‌کرانه بر آن پوشاند؟ و در واقع گاهی غم نان، از هزار فیلسوف و فلسفه پر زورتر است. https://t.me/drakbarjabari

  • https://www.instagram.com/p/DVA5illji53/?igsh=d21laWl5dHczMjU2

  • https://www.instagram.com/p/DU5HRtOjAR9/?igsh=cDM3NzgybWdpZzRj

  • https://www.instagram.com/p/DU2SU3PDIQc/?igsh=MWF1Y3Ezb2xyZ2p1Yg

  • 15 февр.39587из nous_poetikos

    این قوم اگر بتوانند همان سکوت هم کنند بد نیست. اگر دین ندارید آزاده هم نیستید حداقل دهن را ببندید، «که فردا قلم نیست بر بی‌زبان» به قول سعدی. نهایت می‌شوید "ساکتان فتنه" هزینه بیشتری ندارد که مجبور شوید منافقانه به فتوای «جهاد تبیین» لبیک بگویید.

  • https://www.instagram.com/p/DUv5zY0EX6W/?igsh=eHk0ZWtncDJxNzI1