فرهنگ، تاریخ و تمدّن تورک
Статистикаاین کانال تلاش دارد با نشر مطالبی مفید اعضای خود را در سطحی عمومی و اولیه با فرهنگ، تاریخ و تمدن تورک آشنا کند.
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 26
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 329
- 1/48двое суток
- 377
- 1/72трое суток
- 406
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
سندی از سال ۱۳۱۷ مربوط به یکی از هزاران تغییر نامهای جغرافیایی تورکی (شهر، روستا، کوه، رودخانه و...) در دوران پهلوی وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه اداره کل انطباعات بخشنامه نمره ۱۴۷۲۰ - ۵۹۱۷ ۱۳۱۷/۵/۵ چون برطبق تصویبنامههای شماره ۱۰۲۹-۲۳۷۷۳_۱٣١٧/۴/۶ و ۱١٨١-۲۶۵۳١_۱۳۱۷/۴/۶ و شماره ۵۲۶۲_۱۳۱۷/۴/۲۹ هیئت وزیران مقرر است که: ۱ ـ بخش قشلاق بنام بخش آبیک و مرکز این بخش نیز بنام آبیک خوانده شود ۲ ـ بخش ینگی امام به بخش کرج و مرکز این بخش نیز بنام کرج خوانده شود ۳ ـ قصر قاجاریه بنام بیسیم خوانده شود بنابراین لازم است مراتب را به تمام کارکنان آن حوزه ابلاغ و اکیداً دستور دهید که در نوشتن و خواندن، نامهای تازه را بجای نامهای قدیم به کار برند. @TurkUygarligi
Türk Dünyası’na yönelik yayın yapan Telenews TV kanalı, “Altay’dan Tuna’ya” programının 11. ve 12. Bölümü Konuk: Tarihçi ve Türkolog Dr. Babek Cavanşir Konu: Azeri Aldatmacası @Babek_Cavanshir قسمت یازدهم و دوازدهم از برنامه «آلتای'دان تونا'یا» که در کانال Telenews TV خطاب به دنیای تورک پخش میشود مهمان برنامه: مورخ و تورکولوگ دکتر بابک جوانشیر موضوع: فریبکاری و جعلیات آذری Buradan 👇 👇 👇 İzleyiniz: 11. Bölüm & 12. Bölüm @Babek_Cavanshir
اقتصاد تورکیه؛ از افسانۀ توریسم تا واقعیت صنعت در میان برخی از ایرانیان این باور وجود دارد که اقتصاد تورکیه عمدتاً بر پایۀ درآمدهای حاصل از گردشگری، بهویژه توریستهای ایرانی، استوار است و در غیاب این مسافران، دولت تورکیه با ورشکستگی مواجه خواهد شد. این دیدگاه، تصویری ناقص و گمراهکننده از واقعیت اقتصادی این کشور ارائه میدهد. تورکیه، گرچه هنوز به سطح کشورهای پیشرفتهای چون ژاپن و آلمان نرسیده، اما در زمرۀ کشورهای تازهصنعتیشده قرار دارد و ستون فقرات اقتصاد آن را درآمدهای حاصل از صادرات صنعتی تشکیل میدهد. این کشور با تولید ناخالص داخلی بیش از ۱.۴ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۵، شانزدهمین اقتصاد بزرگ جهان محسوب میشود. در سال ۲۰۲۵، کل صادرات کالا و خدمات تورکیه به رقم بیسابقهای معادل ۳۹۶ میلیارد دلار رسید که سهم عظیم بخش صنعت در این موفقیت، غیرقابل انکار است. صنعت خودروسازی، به عنوان موتور محرکۀ صادرات تورکیه، در سال ۲۰۲۵ با فروش ۴۱.۵ میلیارد دلاری، رکوردی تاریخی ثبت کرد و ۱۵.۲ درصد از کل صادرات کشور را به خود اختصاص داد. این صنعت با تولید سالانه حدود ۱.۵ میلیون خودرو، تورکیه را به سیزدهمین تولیدکنندۀ بزرگ جهان و پنجمین تولیدکنندۀ بزرگ اروپا تبدیل کرده است. اروپا با سهمی حدود ۸۵ درصدی، مقصد اصلی صادرات خودروهای تورکی است. صنعت نساجی و پوشاک نیز که یکی از قدیمیترین پایههای صنعتی تورکیه محسوب میشود، همچنان سهم قابل توجهی در اقتصاد دارد. مجموع صادرات پوشاک و مواد اولیۀ نساجی در سال ۲۰۲۵ به ترتیب به ۱۶.۸ میلیارد و ۱۱.۴ میلیارد دلار رسید و تورکیه را به عنوان ششمین صادرکنندۀ بزرگ پوشاک و پنجمین تأمینکنندۀ بزرگ نساجی در جهان معرفی کرد. صنعت لوازم خانگی تورکیه با تکیه بر برندهای مطرحی همچون وستل و بکو، سهم بزرگی از بازار اروپا را در اختیار دارد. همچنین صنعت الکترونیک و برق در سال ۲۰۲۵ با صادراتی بالغ بر ۱۷.۷ میلیارد دلار، یکی از صنایع پیشرو و رکوردشکن تورکیه بود. صنعت هوافضا و دفاعی تورکیه نیز، با پیشرفتهای خیرهکنندهای که در سالهای اخیر داشته، به یکی از موفقترین بخشهای اقتصاد این کشور بدل شده است. صادرات این صنعت که در اوایل دهۀ ۲۰۰۰ تنها ۲۴۸ میلیون دلار بود، در سال ۲۰۲۵ از مرز ۱۰ میلیارد دلار عبور کرد و با رشدی نزدیک به ۴۹ درصد، رکوردی تازه به جای گذاشت. این موفقیت، تورکیه را بهعنوان دوازدهمین بازیگر بزرگ صنعت دفاعی جهان مطرح ساخته است. صنعت فولاد تورکیه نیز با رشد چشمگیری همراه بوده است. بر اساس گزارش «آمار جهانی فولاد ۲۰۲۶» منتشرشده از سوی اتحادیهٔ جهانی فولاد، تورکیه با افزایش تولید فولاد خام خود از ۳۶.۹ میلیون تن در سال ۲۰۲۴ به ۳۸.۱ میلیون تن در سال ۲۰۲۵، از آلمان پیشی گرفت و در جایگاه هفتمین تولیدکنندۀ بزرگ جهان قرار گرفت. سایر صنایع در حال رشد نیز نقش مهمی در سبد صادراتی تورکیه ایفا میکنند. صنعت جواهرسازی با صادرات ۷.۹ میلیارد دلاری و صنعت کشتیسازی با درآمد ۲.۲ میلیارد دلاری، نمونههایی از تنوع اقتصادی این کشور هستند. همچنین صنعت ساختوساز و سیمان که تورکیه در آن ظرفیت تولیدی قابل توجهی دارد و صنایع پتروشیمی، داروسازی و معدن که این کشور بهویژه در استخراج و صادرات مواد معدنی چون کرومیت و بور غنی است، هر یک سهم خود را در تولید ناخالص داخلی و صادرات ایفا میکنند. ارقام و آمار فوق نشان میدهد که اقتصاد تورکیه، فراتر از توریسم بوده و بر پایۀ تولید و صادرات صنعتی استوار است. اگرچه درآمد گردشگری تورکیه در سال ۲۰۲۵ به حدود ۶۰ میلیارد دلار رسید، اما این رقم در مقایسه با صادرات ۳۹۶ میلیارد دلاری کالا و خدمات صنعتی، سهمی حدوداً ۱۲ درصد از کل درآمدهای ارزی این کشور را تشکیل میدهد. اتکای اصلی اقتصاد تورکیه به صنایع متنوعی از جمله خودروسازی، نساجی، الکترونیک، دفاعی و دیگر بخشهای تولیدی است که هر یک با حجم صادراتی چند میلیارد دلاری، نقش اصلی را در تداوم رشد اقتصادی این کشور ایفا میکنند. بنابراین، دیدگاهی که اقتصاد تورکیه را صرفاً وابسته به گردشگری، بهویژه توریست ایرانی، میداند، با واقعیتهای اقتصادی این کشور همخوانی ندارد. #توریسم_تورکیه #صنعت_تورکیه #اقتصاد_تورکیه @TurkUygarligi
نکاتی در خصوص تورکگرایی نادرشاه و علاقه وافر وی به زبان تورکی بخش اول بخش دوم بخش سوم و پایانی @TurkUygarligi
نکاتی در خصوص تورکگرایی نادرشاه و علاقه وافر وی به زبان تورکی (بخش سوم و پایانی) ٥- نادر شاه تورکگرا بود: نادر شاه علاوه بر داشتن شعور ملی تورک، یک تورکگرا (مرکزیت داشتن هویت تورک برای نادر شاه در عمل سیاسی)، و برجستهترین شخصیت تاریخی و سلطان تورک معتقد به اتحاد قومی تورک در تاریخ است. برخی از دولتمردان آفشاری مانند میرزه مهدی خان استرآبادی و مصطفیخان شاملوی آفشار و... از نخستین تورکگرایان و ملیگرایان تورک و تورکیستها در تاریخ مودرن ملت تورک به شمار میروند. جالب توجه است که دومین شخصیت صراحتاً معتقد به اتحاد قومی تورک در تاریخ مودرن تورک، جمشیدخان سوباتایلی آفشار (مجدالسلطنه اورموی) هم یک آفشار است. اتخاذ سیاست «اتحاد اسلام» توسط نادر شاه (اتحاد مذهبی دولت آفشار با دولت عثمانی) و اتخاذ دیپلوماسی سکولار در ارتباط با امپراتوری عثمانی و دولتهای تورک آسیای میانه و شبه جزیره هند و تلاش او برای ایجاد همسویی و هماهنگی بین سلاطین تورک منطقه با استفاده از تز - دوکترین اصلیت تورکی - ریشه تورانی را هم میباید در متن و چهارچوب تورکگرایی نادر شاه، قرائت و تفسیر کرد. اما مهمترین نمود تورکگرا بودن نادر شاه، اعتقاد وی به ضرورت نزدیکی بین دو دولت تورک آفشار و عثمانی تا حد یگانگی و اتحاد و ادغام آن دو دولت در یکدیگر است. راغب پاشا در کتاب خود جملهای تورکی از نادر شاه را نقل میکند که در آن نادر شاه صراحتاً خواست خود برای تبدیل دو دولت به یک دولت و ادغام دو کشور به یک کشور را بیان کرده است. خواست نادر شاه برای الحاق دولت آفشاری به امپراتوری عثمانی، تبدیل شدن رسمی دولت آفشاری به یک دولت تحت الحمایه -خراجگزار (Formal Vassal) امپراتوری عثمانی مانند خانات تاتار کریمه و برخوردار شدن از حمایت سیاسی - نظامی سلطان عثمانی، نه یک تاکتیک، بلکه سیاست استراتژیک و نهادینه دولت آفشار و هدف غایی و درازمدت نادر شاه، از دوران نایب السلطنهگی تهماسب قولو خان بود که به طور مکرر و مستمر توسط هئیتهای نمایندگی سیاسی - نظامی - دینی متعددی که نادر شاه برای انجام مذاکرات مذکور به عثمانی میفرستاد مطرح شده است. بیان و تحقق این تقاضا پس از قتل نادر شاه از طرف دیگر دولتمردان آفشاری از جمله ایلچی «مصطفی خان شاملوی آفشار» تعقیب شد. ارنست س. تاکر مولف کتاب «جستجوی نادر شاه برای مشروعیت در ایران بعد از صفوی» هم، ضمن ترجمه مضمون این نامه تورکی به انگلیسی، میگوید که این نامه تورکی آشکارا به قلم و خط خود نادر شاه و به تورکی رایج در ایران نوشته شده است. تاکر بر این نکته تأکید میکند که بر اساس مضمون این نامه، نادر شاه حتی قبل از رسیدن به پادشاهی، مشغول به تدوین و تکمیل ایده و کانسپت اصلیت و تبار مشترک تورکی و استفاده از آن در سیاست خارجی به منظور نزدیکی و اتحاد با عثمانی و دیگر دول تورک وقت بودهاست. اقتباس از وبلاگ سؤزوموز @TurkUygarligi
نکاتی در خصوص تورکگرایی نادرشاه و علاقه وافر وی به زبان تورکی (بخش دوم) ٣- اصلیت تورکی - ریشه تورانی سلاطین منطقه: نادر شاه شخصاً بر تورک بودن خود - آفشارها مباهات و در هر فرصتی بر آن تاکید میکرد. اما تاکید بر اصلیت تورکی خود و دیگر سلاطین عصر (عثمانی، گورکانیان هندوستان و...)، یک مولفه اساسی و سیاست راهبردی داخلی و خارجی نادر شاه هم بود. نادر شاه واقف بود که تورکیت - ریشه تورانی مشترک، حلقه اتصال واقعی از یک سو بین تورکان ساکن در ایران، آزربایجان و عراق با عثمانیان، اؤزبکها (تورکستان) و گورکانیان هند و از سوی دیگر با تاریخ تورک و گذشته تورکسالار است. از همین رو او خواستار استفاده ابزاری از این واقعیت به صورت عاملی تعیین کننده در روابط سیاسی - دیپلوماتیک و مناسبات بین المللی دولت آفشاری با دولتهای تورک منطقه بود. هدف نادر شاه از کاربرد کانسپت اصلیت تورکی - ریشه تورانی مشترک، مجاب ساختن دولتهای تورک منطقه به ترک مخاصمه و در عوض پذیرفتن متقابل حق حاکمیت سلاطین خویشاوند تورک از سوی یکدیگر، مصالحه و نزدیکی و همزیستی و همکاری و همیاری و اتحاد و اتفاق آنها به عنوان فرزندان یک خانواده بود. نادر شاه با درایت سیاسی، زبان مشترک تورکی (همچنین نزدیکی مذهبی فارسی) را هم برای بهبود روابط و مناسبات و تسهیل وصول به اهداف خود و تعمیق همبستگی سلاطین جهان تورک به کار میبرد. به همین سبب است که به صدراعظم عثمانی علی پاشا، قائمهای را که در آن تز و دوکترین اصلیت تورکی - ریشه تورانی خود را تشریح میکرد، به زبان تورکی نوشت. ٤- مشروعیت تورکی و حقانیت حاکمیت تورکها بر منطقه: نادر شاه مانند دیگر سلاطین تورک، بنیانهای مشروعیت سیاسی خود را از انتساب به طوایف تورک و اسطورههای تورک ابن یافث و اوغوز خان و متابعت از تؤره و یاسای تورک میگرفت؛ حاکمیت بر منطقه را حق طبیعی و موهبتی الهی برای سلاطین تورک، حاکمیت بر ایران و عراق و ... را حق مشروع تورکها، و خود را تالی چنگیز و تیمور میدانست. تاکید مکرر نادر شاه بر تورکیت و آفشاریت و اصلیت و دوده تورکی آفشارها و ماهیت تورکی دولت آفشاری و... در مکتوبات و وثیقههای قورولتایهای موغان و نجف و... همه به دلیل مشروعیتآوری آنها است. البته نادر شاه گفتمان «اصلیت تورکی» و کلاً «مشروعیت تورکی» بر اساس حقانیت حاکمیت تورکها بر جهان به کار میبرد: - نادر شاه در وثیقه موغان ممالک ایران را از آن تورک و آفشار میداند و از خود به صورت «طلای دست آفشار معدن پادشاهی» نام میبرد. - در وثیقه نجف تعبیرات «دودمانِ رفیع الشّانِ تورکمانیه»، «تاجبخشِ ملوکِ ممالکِ هند و توران»، «تواریخِ هند و تورک» و... را به کار میبرد. -در طی مذاکرات رسمی با محمد شاه امپراتور گورکانی هند پس از جنگ کارنال به سال ١٧٣٩، بر این واقعیت که هر دوی نادر شاه آفشار و محمد شاه اصلیت و تبار تورکی دارند تاکید بسیار میکند. -در شعر (ایکی نخلِ بوستانِ تورکمان) که به امر او به مناسبت مطلاسازی - آلتین قاپلاما - حرم امام علی در نجف سروده شده بر اصلیت تورکی هر دو خاقان تورک، نادر شاه آفشار و سلطان محمود عثمانی تاکید میشود. @TurkUygarligi
نکاتی در خصوص تورکگرایی نادرشاه و علاقه وافر وی به زبان تورکی (بخش اول) ١- نادر شاه آفشار سواد خواندن و نوشتن به زبان تورکی در هر دو لهجه غربی (اوغوز) و شرقی (جغتایی) داشت. زبان مکالمه و کاری روزمره نادر شاه تورکی بود. او در همه عرصهها و در خطاب به همه از هر ملیت و مذهب، در خطاب به نظامیان و مامورین دیوانی و مقامات دینی و در دیدارهای رسمی و غیر رسمی، در نطقها و سخنرانیهای خود، در مناسبات دیپلوماتیک با سفرا و حکام و سلاطین خارجی منحصرا به زبان تورکی صحبت مینمود. ٢- یکی از مهمترین نمودهای تورکگرایی نادر شاه آفشار، علاقه در حد تعصب او به زبان تورکی، اصرار وی بر کاربرد گسترده تورکی به عنوان زبان رسمی دوفاکتوی دولت آفشاری، و تدابیر مختلفی است که او برای حفظ و ارتقاء موقعیت تورکی به عنوان یک زبان نوشتاری - مکتوب و جاودانهسازی آن انجام داده است. از این لحاظ نادر شاه در میان حاکمان تاریخ تورک ایران موقعیت برجستهای دارد: الف- کاربرد تورکی به عنوان یک زبان رسمی دولتی دوفاکتو، هم در عرصه شفاهی و هم در عرصه مکتوب، در امور اداری - دیوانی و در مناسبات داخلی توسط دولت تورک آفشار و مقامات دیوانی آن. ب- زبان قورولتایها، عالیترین مجالس دولتی – رسمی دولت آفشاری، تورکی بود: قورولتای موغان چؤلو و مراسم تاجگذاری نادر شاه، قورولتای نجف که تمام دیدارها و مکالمات نادر شاه و دیگر مقامات آفشاری به زبان تورکی بود. ج- تورکی زبان رسمی، فرماندهی و کاربردی اوردوی آفشاری، زبان فرامین و ادعیه و سرودها و مارشهای نظامی، چه در داخل مرزهای قلمروی آفشاری و چه در سفرهای جنگی و ممالک و سرزمینهای فتح شده بود و به طور گسترده در نامهای مناصب نظامی آفشاری و عنوانها، سلاحها و... بهکار میرفت. د- نادر شاه تنها حاکم تورک در ایران است که اقدام به نویساندن کتیبههای تورکی (مانند کتیبه تورکی کلات نادری و کتیبه تورکی سردر حرم امام علی در نجف) در قلمروی دولت خویش کرده است. هـ- استفاده از زبان تورکی در مکاتبات رسمی دیپلوماتیک: نامه تورکی به سلطان عثمانی محمود اول، قائمه تورکی به خط خود نادر شاه به حکیماوغلو علی پاشا صدراعظم عثمانی، تومار مصالحهنامه - مسامحهنامه به زبان تورکی فصیح و بلیغ در پاسخ به تومار تورکی سلطان عثمانی که ایلچییان وی با خود آورده بودند، انجام مذاکرات رسمی دیپلوماتیک با محمد شاه امپراتور تورک گورکانی پس از جنگ کارنال به سال ١٧٣٩ به دستور ویژه نادر شاه، صحبت کردن نادر شاه آفشار با خلیفه آبراهام گیریتلی و پاداش دادن به وی که با نادر شاه به تورکی صحبت میکرد و... و-چاپ اسکناس چرمی «دهییرمه گؤتورو» با متن فارسی – تورکی ز- امر نادر شاه به سروده شدن اشعار ماده تاریخ متعدد به زبان تورکی: ماده تاریخ تورکی برای درج در کتیبه مقبره خودش، ماده تاریخ به تورکی جغتایی برای اوتاق و یا خیمه نادری توسط میرزه مهدی خان استرآبادی، اشعار ماده تاریخ تورکی (ایکی نخلِ بوستانِ تورکمان و...) به مناسبت مطلاسازی - آلتین قاپلاما - حرم امام علی در نجف، شعر تورکی که به امر نادر شاه آفشار برای اعلام و مژدهگویی (موشتولوق) تولد تیمورخان، نوه پسری او و نوه دختری محمد شاه گورکانی امپراتور تیموری هندوستان به وی ارسال شد و... ح- نامهای فرزندان نادر شاه همخوان با فرهنگ سنتی و معمول نامگذاری تورک در عصر وی، و نامهای نوههای وی نمادی از وجود شعور ملی تورکی قوی و تورکگرایی بارز در خاندان او است: چنگیز، اولدوز خان، تیمور خان، اوغوز خان، اؤگهدهی -اوکتای خان و... ط- حمایت نادر شاه از تالیف کتب لغت و قواعد زبان تورکی ی- اهدای نسخ خطی تورکی به آستان قدس رضوی توسط نادر شاه («سابقه وقف نسخههای توركی به كتابخانه آستان قدس رضوی به تاریخ ۱۱۴۵ ق حدود سیصد سال پیش باز میگردد كه نادر شاه آفشار اولین نسخه توركی را وقف كتابخانه نمود». (منبع: محمد وفادار مرادی. نسخههای خطی تركی در كتابخانه سركار فیض آثار رضوی) @TurkUygarligi
نامه تورکی نادرشاه به خط خودش خطاب به صدراعظم عثمانی: اجدادِ بااستعدادِ ملوکِ عوثمانیهدن اوْلوب، وقایعِ چنگیزیه ایله توُرانزمینی ترک، و ایران و روُما هجرت ائدن روسایِ عشایرِ تورکمانیه - که جملهسی بیر دَوحه شعبهسی و بیر نَسَب نخبهسی دیرلر - اول وقت جدِّ اعلایِ خاندانِ دولتِ روزافزون جانبِ روُما شَدِّ خرامِ عزیمت، و بیزیم جدّیمیز ایران اؤلکهلرینده اختیارِ اقامت ائتمیشلر ایدی. مِن حِیث النَسَب چونکه مُشْتَبِک و مُلْتَحِم بولونولدوغو کیفیتی معلومِ حضرتِ خسروانه اولدوقدا، در میان اولان مصالحه مرامینا اِسعافِ ملوکانه مبذول بوُیورولماق مسئولدور. ترجمه فارسی: روسایِ طوائفِ تورکمان که از اجدادِ بااستعدادِ سلاطینِ عثمانی، و همه شاخههایِ یک درختِ تناور و چشم و چراغ و برگزیدهترینهایِ یک اصل و تبار هستند، با وقایعِ چنگیزی، تورانزمین [تورکستان] را ترک و به ایران و روُم مهاجرت نمودند. در آن هنگام جدِّ اعلایِ خاندانِ روزافزون طالعِ عثمانی به جانبِ روُم عزم سفر کرده، با تبختر روانه شدند. و جدِّ ما در ممالکِ ایران اقامت گزیدند. با معلوم شدنِ کیفیتِ درهم تنیدگی و به هم پیوستگیِ تباریِ این دو [آلِ عثمان و افشار] برای حضرتِ پادشاهی [سلطانِ عثمانی]، لطفِ ملوکانه مبنی بر برآوردنِ هدف و آرمانِ صلحِ مطرح شده در حالِ حاضر، مطلوب است. منبع: کتاب «تحقیق و توفیق» اثر قوجا راغب محمد پاشا افندی رئیس هئیت عثمانی در مذاکرات رسمی مصالحه با هئیت تهماسبقلی خان (نادرشاه بعدی) توضیح: راغب پاشا در کتاب خود مضمون این نامه تورکی به قلم تهماسبقلی خان و یا نادر شاه بعدی را نقل میکند که در آن او به تبار و قومیت تورکمانی مشترک عثمانی و تورکهای ساکن در ایران، ریشه گرفتن هر دوی آنها از تورانزمین (تورکستان) اشارهکرده و تنها تفاوت بین این دو را اسکان گروه نخست در روم (آناتولی) و گروه دوم در ایران میداند و این تبار و منشاء و هویت قومی مشترک تورکمانی - تورانی را شاهدی مقنع و مبنائی کافی برای عقد مصالحه بین دو دولت تورک عثمانی و قیزیلباش که نادر نائبالسلطنهی آن بود میشمارد. این سند از جهت نشان دادن رسمی بودن زبان تورکی در آن دوره، تورکینویسی تهماسبقلی خان و یا نادر شاه افشار بعدی، استفاده از «مشروعیت تورکی» برای موجه نشان دادن حاکمیت تورک بر ایران، و تز «اصلیت و تبار مشترک تورانی - تورکمانی» عثمانیها و تورکهای ساکن در ایران برای دعوت امپراتوری عثمانی به اتحاد، آن هم زمانی که وی هنوز به شاهی نرسیده و نائب السلطنه آخرین شاه قیزیلباش بود؛ و نشان دادن این مطلب که تهماسبقلی خان و یا نادر شاه افشار بعدی نخستین حاکم و فرمانروای رسماً و آشکارا «تورکگرا» در تاریخ مدرن میباشد، دارای اهمیت فوق العاده تاریخی و سیاسی است. بر اساس مضمون این نامه تورکی که آشکارا به قلم و خط خود تهماسبقلی خان و یا نادر شاه افشار بعدی و به تورکی رایج در ایران نوشته شده، او حتی قبل از رسیدن به پادشاهی، مشغول به تدوین و تکمیل ایده و کانسپت اصلیت و تبار مشترک تورکمانی و استفاده از آن در سیاست خارجی به منظور نزدیکی و اتحاد با عثمانی و دیگر دول تورک وقت بودهاست. اقتباس از وبلاگ سؤزوموز @TurkUygarligi
تیم ملی والیبال زنان تورکیه در دیدار نهایی لیگ ملتهای والیبال 2026 با نتیجه ٣ بر ١ برزیل را شکست داد و قهرمان این رقابتها شد. @TurkUygarligi
بخشی از گزارش یک مأمور مخفی انگلیس در ۱۹۱۸ شمار زیادی از تاتارهای قفقاز (تورکهای جمهوری آذربایجان) مایلاند تحت رژیم ترمیمشدهٔ امپراتوری روسیه بازگردند؛ بااینحال رهبران کنونی آنها هوادار عثمانی ـ آلمان هستند. این رهبران همگی اعضای مجلس قفقاز هستند و تا حد زیادی توسط یاگیف، ساکن ثروتمند باکو، تأمین مالی میشوند. آرزوی این رهبران سیاسی آن است که تمام آذربایجان جنوب ارس و بخش تورکنشین گیلان تحت یک قیومیت تورکی (اردوی تورک ـ اسلام قفقاز) به آنها بپیوندند [و یک آذربایجان بزرگ تشکیل دهند]. آنها حدود سه هفته پیش مذاکراتی را با کمیتهٔ دمکرات ایران در تبریز با همین هدف آغاز کردند. بااینحال، کمیتهٔ مذکور [به سرکردگی شیخ محمد خیابانی] مخالفت کرد و هیأتی به تفلیس فرستاد تا علیه گنجاندن خاک ایران [در آذربایجان] اعتراض کند. رهبران سیاسی آذربایجان شمال ارس همچنین نمایندهای به نام نرولیف را برای مذاکره با کوچکخان فرستاد. کوچکخان پول آنها را پذیرفت و قول داد که علیه بریتانیاییها به جمهوری آذربایجان کمک کند؛ بااینحال، او هم از موافقت با پیوستن مناطق جنوب ارس به آذربایجان شمال ارس خودداری کرد. @TurkUygarligi
قاجار: قربانی تاریخنویسی ایدئولوژیک (عباس امانت ـ مورخ) امانت یک معضل فکری صد ساله را در چند جمله تشریح میکند: قاجاریه نه با شواهد، که با نیاز محکوم شد. پهلوی اول برای مشروعیتسازی، به گذشتهای باستانی و باشکوه نیاز داشت و برای این کار، لازم بود گذشتهی نزدیک را تحقیر کند. قاجار همان قربانی مناسب بود: نه آنقدر دور که بتوان آن را افسانه کرد، نه آنقدر نزدیک که بتوان از آن دفاع کرد. این معادله ساده بود: هخامنشی = عظمت، شکوه، هویت ملی قاجار = انحطاط، ضعف، ننگ تاریخی اما این معادله سیاسی بود، نه تاریخی. آنچه امانت نشان میدهد این است که نگاه ما به قاجار، بازتاب خودِ قاجار نیست بازتاب ایدئولوژی دوران پهلوی است که هنوز در ذهن ما زندگی میکند. یک قرن گذشت. هنوز داریم با همان عینک میبینیم ... @Kacar
ناصرالدینشاه: نخستین شاه مشروطهطلب ایران در روایت غالب تاریخنگاری معاصر، فرمان تشکیل مجلس شورای ملی در سال ۱۹۰۶ نقطۀ آغاز نظام قانون اساسی و حکومت مشروطه در ایران تلقی میشود. این روایت که طی بیش از یک قرن در آثار تاریخنگاران با گرایشهای فکری پانایرانیستی و کمونیستی تکرار شده، به حافظۀ تاریخی جامعه نیز راه یافته است. بااینحال، بازخوانی اسناد و دادههای تاریخی تصویری متفاوت ارائه میدهد. شواهد نشان میدهد که ساماندهی حکومت و تحدید قدرت سلطنت از طریق قوانین و نظامنامههای مکتوب و بر پایۀ نهادهای پایدار دستکم نیم قرن پیش از تشکیل مجلس شورای ملی در اندیشه و عملکرد ناصرالدینشاه قاجار نمود یافته بود. از این منظر، میتوان ناصرالدینشاه را نخستین شاه مشروطهطلب ایران دانست. ناصرالدینشاه در دربار تبریز رشد کرد؛ در فضایی که دروازۀ ایران به عثمانی و اروپا محسوب میشد و ضرورت اصلاحات مهمترین دغدغۀ رجال سیاسی آن بود. اصلاحات عباسمیرزا بر مدرنسازی ارتش و آموزش علوم و فناوری جدید تمرکز داشت. ناصرالدینشاه این روند را به عرصۀ نهادهای حکومتی گسترش داد. ارتباط روزافزون با اروپا، آگاهی از اصلاحات تنظیمات عثمانی، گزارشهای دیپلماتها و فعالیت مترجمان نیز این نگرش را تقویت میکرد. در سال ۱۸۵۸، ناصرالدینشاه هیئت دولت و کابینۀ وزیران را بنیان نهاد و امور کشور را میان وزارتخانههای تخصصی تقسیم کرد. این اقدام، ادارۀ کشور را از اتکای صرف به تصمیمهای شخصی و درباری به سوی تقسیم وظایف و سازماندهی نهادی سوق داد و یکی از نخستین گامها در شکلگیری دولت مدرن در ایران بود. همان سال، ناصرالدینشاه دارالشورای کبرای ناصری را تأسیس کرد؛ نخستین مجلس مشورتی رسمی به سبک جدید که با الهام از تنظیمات عثمانی و مجلس اعیان انگلستان طراحی شده بود. این شورا از شاهزادگان، رجال بلندپایه، فرماندهان نظامی و عالمان برجسته تشکیل میشد و وظیفۀ بررسی امور مهم مالی، اداری و سیاسی کشور را بر عهده داشت. اهمیت آن تنها در ایجاد یک مجلس مشورتی نبود، بلکه در این بود که بخشی از تصمیمگیری حکومتی را از ارادۀ فردی شاه به سازوکاری نهادمند منتقل میکرد و ادارۀ دولت را بیش از گذشته بر قواعد و نهادهای پایدار استوار میساخت. ناصرالدینشاه این روند را در سالهای بعد نیز ادامه داد. تشکیل وزارت عدلیه در سال ۱۸۶۲، گسترش وزارتخانههای تخصصی و تدوین نظامنامههای اداری، در مجموع چهار رکن حکمرانی نوین را پدید آوردند: هیئت دولت، دارالشورا، عدلیۀ جدید و تنظیم حدود اختیارات سلطنت در قالب قواعد اداری. ازاینرو، اصلاحات ناصری را نمیتوان صرفاً مجموعهای از اقدامات اداری پراکنده دانست. اهمیت آنها در این بود که برای نخستین بار ادارۀ کشور بر پایۀ سازمانهای دائمی، تقسیم مسئولیتها و قواعد مکتوب بازتعریف شد؛ تحولی که از شاخصهای بنیادین دولت مدرن به شمار میرود. بنابراین، اگر اصلاحات عباسمیرزا را آغاز انتقال علوم و فناوری جدید بدانیم، اصلاحات ناصرالدینشاه را میتوان آغاز نهادیسازی ساختار دولت و روند مشروطیت در ایران دانست. تشکیل مجلس شورای ملی نقطۀ آغاز اندیشۀ حکومت قانون نیست، بلکه نقطۀ اوج فرآیندی است که از اصلاحات عباسمیرزا آغاز شد؛ فرآیندی که با نهادسازی سیاسی و اداری ناصرالدینشاه ادامه یافت و سرانجام با مشارکت نیروهای اجتماعی و تشکیل مجلس شورای ملی تثبیت شد. اگر مشروطیت را فرآیند تحدید قدرت مطلقۀ حکومت از طریق قانون و نهادهای پایدار تعریف کنیم، اصلاحات ناصرالدینشاه را میتوان نخستین کوشش نظاممند در این مسیر دانست؛ اصلاحاتی که زیرساختهای نظری، حقوقی و نهادی لازم را برای گسترش مشارکت سیاسی جامعه و استقرار نظام مشروطه فراهم ساخت. در نتیجه، ناصرالدینشاه را میتوان نخستین شاه مشروطهطلب و آغازگر فرآیندی دانست که حکومت خاندانی قاجار را به نهاد مدرن دولت ایرانی سوق داد. @Kacar
بازخوانی ریشههای تورکی بلغارها و نقش عثمانی در بقای آنان استویان دینکوف، مورخ برجستۀ بلغار، در آثار خود از جمله «تاریخ توران» و «امپراطوری عثمانی ـ روم، بلغارها و تورکها»، دیدگاههای تازهای دربارۀ ریشههای قومی بلغارها و نقش امپراطوری عثمانی در بقای آنان مطرح کرده است. دینکوف در این زمینه چهار استدلال اصلی را پی میگیرد. نخست، دینکوف بر اشتراک ریشۀ قومی بلغارها و تورکها تأکید میورزد. به گفتۀ او، بلغارهای امروزی نوادگان تورکهای هون هستند، شاخهای از تورکهای اوغوز غربی بهشمار میروند و با آوارها و خزرها نیز قرابت دارند. وی برای اثبات این مدعا به شواهد تاریخی و زبانی متعددی استناد میکند؛ از جمله حضور تورکها در بالکان از دوران باستان، اصالت تورکی برخی از پادشاهان نخستین بلغارستان و کاربرد زبان تورکی توسط آنها. دوم، دینکوف روایت مسلط تاریخنگاری بلغارستان مبنی بر «دورۀ بردگی بلغارها» نامیدن دوران عثمانی را به چالش میکشد و آن را سیاسی و فاقد پشتوانۀ تاریخی میداند. به اعتقاد او، حضور عثمانیها در بالکان در قرن چهاردهم، نهتنها سبب اضمحلال بلغارها نشد، بلکه از تجزیۀ قلمرو چندپارۀ آنان میان همسایگانی چون مجارستان، صربستان و بیزانس جلوگیری کرد و موجب بقای قوم بلغار گردید. او با استناد به اسناد تاریخی استدلال میکند که بسیاری از کلیساها و صومعههای ارتدکس بلغارستان در دوران سلطان محمد فاتح و با فرمانهای وی ساخته یا بازسازی شدهاند و از همین رو، ارتدوکسهای جهان را مدیون سلطان محمد فاتح میداند. سوم، دینکوف ریشۀ انکار حقایق بالا را در پروپاگاندای روسهای تزاری و بلشویک و رژیم کمونیستی در دو قرن گذشته جستوجو میکند. از نگاه او، روسیۀ تزاری برای نیل به اهداف توسعهطلبانهاش در بالکان و راهیابی به استانبول، روایت «بردگی بلغارها» را ساخت و آن را در افکار عمومی این منطقه نهادینه ساخت. این روایت سپس توسط کمونیستها در قرن بیستم بازتولید و تثبیت شد تا بلغارها از هویت تاریخی و خویشاوندی قومی خود با تورکها دور بمانند. وی روایت کشتار باتاک در سال ۱۸۷۶ را نیز در همین چارچوب، روایتی ساختگی و برآمده از مناقشات محلی بر سر غارت کاروانها میداند. چهارم، دینکوف از امپراطوری عثمانی بهمثابۀ الگویی برای جوامع چندفرهنگی امروزی یاد میکند. او با تأکید بر اینکه در نظام عثمانی هیچ آگاهی قومی و نژادپرستانهای وجود نداشت، این امپراطوری را پیشنمونۀ اتحادیۀ اروپا و آمریکای معاصر توصیف میکند. از منظر او، عثمانی با ایجاد نظمی مبتنی بر برابری ادیان و مذاهب و بیتوجهی به مرزبندیهای قومی، توانست اقوام گوناگون را در کنار یکدیگر حفظ کند و این ساختار حکومتی میتواند برای دولتهای مدرن چندفرهنگی الهامبخش باشد. به گفتۀ دینکوف، روایت رایج در تاریخنگاری امروز بلغارستان، برآمده از دگرگونیهای سیاسی دو قرن اخیر است و تصویر درستی از گذشته ارائه نمیدهد. او با تکیه بر اسناد و شواهد تاریخی، تلاش میکند روایتی متفاوت از نسبت بلغارها با تورکها و امپراطوری عثمانی ترسیم کند؛ روایتی که در آن عثمانی نه عامل عقبماندگی، بلکه عامل بقا و تداوم هویت بلغارها معرفی میشود. دیدگاههای او، گرچه در محافل آکادمیک بلغارستان چالشبرانگیز است، اما در بخشی از محافل فکری و فرهنگی جهان تورک بهعنوان روایتی تازه و بدیل از تاریخ مشترک، با استقبال روبهرو شده است. #تاریخ_تورک #امپراطوری_عثمانی #بلغار #سلطان_محمد_فاتح #تاریخنگاری_انتقادی #پروپاگاندای_روسی #چندفرهنگگرایی #تورکولوژی @TurkUygarligi
без подписи
واقعیت تورکنشین بودن روستای سنه (شهر سنندج کنونی) در سال ۱۸۱۵ میلادی از زبان سر جان مالکوم فرستادهٔ بریتانیا در ایران: وقتی به روستای «سنه» [سنندج] که محل سکونت قبایل تورک خوزال و آفشار است رسیدم، از من دعوت شد تا در خانهٔ یکی از رؤسای قبیله اقامت کنم و در مدت اقامتم، بیشترین توجه را از تمام خانوادهاش دریافت کردم. خانمها که طبق رسم بیحجاب بودند، بسیار مهربان بودند. دختر میزبان من که حدود پانزده سال داشت، زیباتر از آن بود که بتوانم توصیف کنم. وقتی گفتم تشنهام، دوید و یک فنجان آب زلال برایم آورد. منبع: The History of Persia, from the most early period to the present time: containing an account of the religion, government, usages and character of the inhabitants of that kingdom. @TurkUygarligi
ناپلئون بناپارت: عظمت انسانها از دو عامل نشات میگیرد: جسارت مردان و نجابت زنان. در کنار این دو عامل عنصر دیگری است که انسان را به عظمت واقعی میرساند و آن عشق به وطن و عدم تردید در فدا نمودن جان در راه وطن میباشد. تورکها دارای تمامی این عناصر بوده و به همین دلیل است که شما میتوانید تورکها را بکشید ولی هرگز نمیتوانید آنها را شکست دهید. @TurkUygarligi
без подписи
без подписи
دیدگاه دو پژوهشگر برجسته، مارتین فان بروینسنو و دیوید مکداول در خصوص نامهای «کرمانج» و «کُرد» 📖 مارتین فان بروینسن نشان میدهد که واژه «کرمانج» (Kurmanç) در دورهها و مناطق مختلف، معانی متفاوتی داشته است. این واژه در برخی مناطق به گویشوران کرمانجی و در برخی دیگر به دهقانان ایرانی با ساختار زندگی غیرایلی یا غیر عشایری و جایگاههای اجتماعی اطلاق میشده است. از قرن نوزدهم میلادی کرمانجها به اشتباه [در واقع در نتیجه فعالیتهای مهندسی قومی دول استعماری] زیر چتر «کردی» تعریف شدند.. 📖 دیوید مکداول نیز توضیح میدهد که واژه «کرد» (Kürd) در منابع تاریخی اولیه، بیشتر مفهومی اجتماعی و مرتبط با شیوه زندگی کوچنشینی داشته و در گذر زمان، بهویژه از سده نوزدهم [در واقع در نتیجه فعالیتهای مهندسی قومی دول استعماری] معنای قومیتی گستردهتری یافته است. پ.ن: در نتیجه فعالیتهای مهندسی قومی دول استعماری، حدود ۵٠ گروه قومی مختلف کوچک در راستای منافع دول مذکور، زیر چتر هویت جعلی کُردی متحد شدند، در حالیکه هیچکدام زبان دیگری را متوجه نمیشود. @TurkUygarligi
رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور تورکیه، در پیامی به مناسبت یکصدمین سالگرد نخستین کنگره تورکولوژی که در مراسم افتتاحیه «هفته جهان تورک» در باکو قرائت شد، اعلام کرد که آرزوی صمیمانه تورکیه، پاسداری جهان تورک از تاریخ، زبان و فرهنگ مشترک خود و ساختن «قرن تورک» با تکیه بر این میراث است. اردوغان در این پیام با اشاره به اینکه اندیشمندان شرکتکننده در نخستین کنگره تورکولوژی با پژوهشها و تصمیمات خود چشماندازی روشن برای آینده به یادگار گذاشتند، گفت: «زنده نگه داشتن، تقویت و انتقال این آرمان در سراسر جغرافیای فرهنگی و معنوی جهان تورک، مسئولیت مشترک همه ماست.» وی افزود که تورکیه با الهام از شعار اسماعیل گاسپیرالی، «وحدت در زبان، اندیشه و عمل»، همکاریهای خود را در چارچوب سازمان دولتهای تورک هر روز عمیقتر و گستردهتر میکند. رئیسجمهور تورکیه همچنین ابراز امیدواری کرد اجلاس سران سازمان دولتهای تورک که پاییز آینده در آنکارا برگزار خواهد شد و طی آن ریاست دورهای این سازمان از جمهوری آذربایجان به تورکیه واگذار میشود، به نقطه عطفی در مسیر تقویت وحدت و همگرایی جهان تورک تبدیل شود. @TurkUygarligi