tgindex
ادب‌ جو | adabjoo

ادب‌ جو | adabjoo

Статистика
@adabjooИскусствоперсидский

«ادبیات، فرهنگ و هنر» ‌زیان می‌کند مردِ تفسیردان/ که علم و ادب می‌فروشد به نان سعدی 🔹وب‌سایت: https://adabjoo.ir 🔸 یوتیوب: https://youtube.com/@adabjoo 🔹اینستاگرام: https://www.instagram.com/adabjoo.ir

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
4
Всего постов
143
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Искусство
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 716
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
206
40 постов
Вовлечённость
12,0%
к подписчикам
Постов в день
0,6
всего 143
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
51
1/48двое суток
58
1/72трое суток
63

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 14 авг.30из nashrenow

    ‍ -«من دیگر هیچ اعتمادی ندارم. گاهی به‌نظرم می‌آید این کشور نفرین شده، محکوم به درد و رنج و استبداد شده. علتش چیست، نمی‌دانم، کسی را هم ندیدم که بداند اما این‌طور... در این کشور دزدی و قلدری به این راحتی ریشه‌کن نمی‌شود.» -«اینقدر ناامید نباشید عزیزم... امیدمان را هم از دست بدهیم دیگر چه می‌ماند؟» حکمت‌بیک غمگینانه سرش را تکان داد: -«هیچ‌چیز نمی‌ماند راسم‌بیک، هیچ‌چیز نمی‌ماند. درواقع چیزی هم نمانده... جوانی‌ام را به پای یک خیال تلف کردم... گفتنِ این، فکر کردن به این خیلی سخت است اما حقیقت است. حقیقتِ این خاک است، معلوم نیست چند نسل قرار است این‌طور تباه بشود.» مردن آسان تر از دوست داشتن است | احمد آلتان | ترجمۀ علیرضا سیف‌الدینی @nashrenow

  • ‌ بر جای‌جای دشنهٔ او بوسه می‌دهم هیچم اگرچه عشق جز این زخم‌ها نداد ‌ #حسین_منزوی دفتر: از کهربا و کافور @adabjoo

  • видео или голосовое, без подписи

  • 13 авг.8712из en_ecrivant4

    از کنفوسیوس پرسیدند: برایِ رهایی از روزگاری سَخت وسیاه  چه تدابیرِ عاجلی باید اندیشید؟ او این جوابِ حیرت‌آور را داد: باید کاری کرد که واژه‌ها در معنایِ دُرُستِ خود به کار روند. باید مُحتوایِ آن‌ها را دریافت. بگذارید امیر امیر باشد، پدر پدر، و انسان انسان. اما مُدام به زبان خیانت می‌شود، و واژه‌ها دیگر با مَدلولِ خود مطابقت ندارند. هستی و زبان از یکدیگر جُدا می‌شوند… وقتی زبان آشفته گردد، همه چیز دچار آفت می‌شود. وقتی کلمات (نام‌گذاری‌ها و مفاهیم) دقیق نباشند، حُکم‌ها روشن نیست، کارها رونق نمی‌گیرد، مجازات‌ها به‌جا اعمال نمی‌شوند و مردم سر از کارها درنمی‌آورند.... از این رو، انسانِ آزاده واژه‌ها را چنان برمی‌گزیند که هیچ ابهامی پیش نیاید، و حُکم‌هایِ خود را به صورتی درمی‌آورد که بتوان بی‌دودلی آن‌ها را به عمل درآورد. انسان آزاده کمترین ابهامی را در سخنانِ خود برنمی‌تابد.... کارل یاسپرس، کنفوسیوس، احمد سمیعی، تهران، خوارزمی، ۱۳۸۸، صص. ۴۸-۴۹ https://t.me/en_ecrivant4

  • The Life Ahead La Vita Davanti Asَe زندگی در پیش رو سال ساخت: 2020 بازیگران: سوفیا لورن، بابک کریمی، ابراهیما گوئی کیفیت 720 زبان اصلی با زیرنویس فارسی چسبیده معرفی: ‌داستان درباره مادام رزا، بازمانده هولوکاست و زنی سالخورده است که از کودکانِ زنان روسپی مراقبت می‌کند. او پس از آشنایی با مومو، پسر ۱۲ ساله مهاجری که زندگی سختی داشته، ناچار می‌شود از او مراقبت کند. رابطه‌ای که ابتدا پرتنش است، به‌تدریج به پیوندی عمیق و انسانی میان دو آدم تنها تبدیل می‌شود. فیلم اقتباسی از رمان «زندگی در پیش رو» اثر رومن گاری است و موضوعاتی مانند تنهایی، مهاجرت، تبعیض، زخم‌های گذشته، دوستی و خانواده‌ای که لزوماً از پیوند خونی شکل نمی‌گیرد را دنبال می‌کند. @adabjoo ‌

  • 📝 سرگذشت پسری بدون والدین که در یک محله‌ی فقیرنشین تحت سرپرستی زنی به نام رزا قرار دارد و رزا روزهای آخر عمر خود را سپری می‌کند. 📖 #زندگی_در_پیش_رو 🖋 #رومن_گاری ✒ مترجم: لیلی گلستان 📚 #داستانی 📑 222 صفحه #کتاب 📖 🆔️ @NooreKetab

  • 8 авг.14411из NooreKetab

    اوایل نمی‌دانستم که مادر ندارم، حتی نمی‌دانستم که آدم باید مادر داشته باشد. رُزاخانم خوش نداشت در این مورد حرفی بزند چون نمی‌خواست من زیاد به این چیزها فکر کنم‌. نمی‌دانم چرا به دنیا آمدم و واقعا چه اتفاقی افتاده. دوستم لوماهوت که خیلی از من بزرگتر است، گفت: این وضع، نتیجه‌ی بدیِ شرایط بهداشت است. او در کازبای الجزیره متولد شده بود و حالا در فرانسه زندگی می‌کرد. وقتی به دنیا آمده، هنوز در آنجا بهداشت وجود نداشته، چون نه وسیله‌ی شستن بوده و نه آبِ آشامیدنی و نه هیچ‌چیز دیگر. لوماهوت همه‌ی این‌چیزها را بعدا فهمید ــ وقتی که پدرش می‌خواسته خودش را تبرئه کند و برایش قسم خورده که هیچ‌کس از ته دل نمی‌خواهد بدی کند. لوماهوت به من گفت که زن‌هایی که خودشان جورِ خودشان را می‌کشند حالا یک قرصِ بهداشتی دارند. اما او زودتر از آن قرص به دنیا آمده. 📖 #زندگی_در_پیش_رو 🖋 #رومن_گاری ☆ #طعم_ماندگار 🆔️ @NooreKetab

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • 2 авг.2041из tanz_pardazi

    ☝چاپ #دوم منتشر شد . لذت پرواز روی دست مردم چند ثانیه است، با این نگرانی که وقتی به سمت پایین می‌آیی آیا دست‌هایی منتظر گرفتنت هستند یا نه. نکند با مخ پخشِ زمین بشوم! درست مثل لذت گل کردن پنالتی‌ها بعد از وقت‌های اضافه است. هر پنالتی‌ای که گل می‌شود خوشحالی بی‌نهایتی آدم را لبریز می‌کند. به‌چشم‌برهم‌زدنی نوبت پنالتی حریف می‌شود. بازیکن حریف چند ثانیه بعد توپش را خلاف حرکت دروازه‌بان وارد دروازه می‌کند و دوباره دل آدم هُری می‌ریزد. . . 📚 #سگ_تو_فوتبال نوشته محمد پوررشیدی به چاپ دوم رسید. @tanz_pardazi

  • 2 авг.21822из adabjoo

    ‌کلاغا باغو گرفتن، دل خوشه ولی به ریشه می‌دونه که هر زمستون آخرش تموم میشه می‌دونه بهار میاد و در این باغو می‌کوبه پشت این شبای دلگیر آخرش یه روز خوبه #سید_مهدی_موسوی 🆔 @adabjoo

  • ‌ جز قلبِ تیره هیچ نشد حاصل و هنوز باطل در این خیال که اِکسیر می‌کنند گویند رمزِ عشق مگویید و مشنوید مشکل حکایتی است که تقریر می‌کنند صد ملک دل به نیم‌نظر می‌توان خرید خوبان در این معامله تقصیر می‌کنند فی‌الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر کاین کارخانه‌ای است که تغییر می‌کنند مِی خور، که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب چون نیک بنگری همه تزویر می‌کنند #حافظ @adabjoo

  • ‌ گوشِ مروّتی کو کز ما نظر نپوشد؟ دستِ غریق، یعنی فریادِ بی‌صداییم #بیدل_دهلوی @adabjoo

  • ‌ داغم مخواه ای انتظار از تهمتِ افسردگی تا یادِ نِشتر می‌کنم، خون در رگم هو می‌زند #بیدل_دهلوی @adabjoo

  • 26 июл.318из bukharamag

    شب ابوالحسن نجفی با سخنرانی نصرالله پورجوادی، حسین معصومی همدانی، علی صلح‌جو، مجید ملکان، امید طبیب‌زاده، علی‌رضا انوشیروانی و علی دهباشی شنبه سوم مرداد ۱۴۰۵ فرهنگسرای نیاوران، تالار خلیج فارس

  • 26 июл.3002из bukharamag

    видео или голосовое, без подписи

  • 23 июл.366из theapll

    شب ابوالحسن نجفی شنبه سوم مردادماه ۱۴۰۵ سالن خلیج فارس فرهنگستان نیاوران @theapll

  • ‌ باورها و اعتقادها را بشر خودش می‌سازد و خودش به آن اعتقاد پیدا می‌کند و بعد هم خودش منکرش می‌شود. (ص 147) رمان: #ناتمامی نویسنده: #زهرا_عبدی ناشر: چشمه @adabjoo

  • ‌ حوصله‌ی وقوف بر خودم را ندارم؛ وقتی یکی از آن ته داد می‌زند هی! تو که دلت برای حقارت همه می‌سوزد، حواست هست خودت دقیقا در همان شرایطی؟ (ص 232) رمان: #ناتمامی نویسنده: #زهرا_عبدی ناشر: چشمه @adabjoo

  • ‌ سخت است آدم وارد سیستمی بشود و دچار استحاله نشود و به شکل و شمایل بالاسری‌هایش درنیاید. (ص 69) رمان: #ناتمامی نویسنده: #زهرا_عبدی ناشر: چشمه @adabjoo

ادب‌ جو | adabjoo — tgindex