tgindex
آرشیو بیگانه

آرشیو بیگانه

Статистика
@archiveniraКнигиперсидский

مطالبی که فکر می‌کنم مفید باشن رو اینجا می‌نویسم. و اگر دوست‌دارید دفترچه خاطراتم رو بخونید: @emicalll اینستا: nikally.me

Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
25
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
3 545
−3 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
177
25 постов
Вовлечённость
5,0%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 25
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
220
1/48двое суток
252
1/72трое суток
271

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 12 авг.16271из emicalll

    قبل‌تر ها نوشتم مشکل یک عده با کل مسئله‌ی قدرت و انحصار قدرت نیست، مشکلشون اینه که دست اونا نیست. یک عده‌ی دیگه رو هم می‌بینم این روزها که به نام‌های مختلف و شکل‌های مختلف، برای حفظ یک چیزی که بنظرشون مهمه، خیلی مشکلی با پیرزن جیغ زن داخل مترو که بهت حمله می‌کنه تا حجابت رو سرت کنی ندارن فقط می‌خوان توی جامعه اون خودشون باشن تا ارزش‌هاشون دفاع کنن من اما راه بهتری توی سر دارم برای کسانی که دغدغمندن چیزی رو در جامعه حفظ کنن بدون اینکه این شکلی نقض آزادی کسی رو کنن که نه استخدامش کردن و نه قراردادی باهاش بستن: برای حفظ آنچه که در جامعه رو داریم باید... ۱. پیش از هرچیز برعلیه قوانینی که راه اتفاق افتادنش رو سخت و غیرممکن میکنه بایستیم و از شیطان (دولت) پسش بگیریم. ۲ به افرادی که همسوی فکر ما هستن و در انجام اون دغدغه در سختی هستن به صورت داوطلبانه خیر برسونیم. ۳. بجای ترویج مسئله و رد صلاحیت کردن از هر مدل زیست دیگری با تقلیلش به مشکلات روان یا هرچیزی، بجای محترم شمردن آزادی اراده فردی (که میتونه منجر به بدبختی برای فرد و افراد نزدیکش بشه و ما اتفاقا این رو پذیرفتیم)، تلاش کنیم ما به عنوان نماینده ی فلان دغدغه در اون دغدغه آنچنان خوب عمل کنیم که دیگران جذب شن و داوطلبانه خواستار جزوی از دغدغه بودن بشن. من شخصا یه زمانی به خودم می‌گفتم مروج علم و به آدم‌ها بکنید نکنید می‌کردم و یک راه برتر برای زیستن در نظرم بود که اتفاقا به خیر و صلاح دیگری تصور می‌کردم باشه و به خیر و صلاح آزادی هم به نظرم می‌رسید باشه اما بعدا دریافتم من نباید به دیگران بکن نکن کنم یا کسی رو زورکی جذب کنم، من باید صرفا به عنوان کسی که علمی زیست می‌کنه به حدی خوب زیست کنم که دیگران داوطلبانه جذب این شکل زیستن بشن اینجوری حق آزادی دیگران رو نقض نکردم و در جامعه بجای رد صلاحیت کردن و بوجود آوردن ناامنی و درگیری، با رواداری در بین افراد خود جامعه که هم سطح من هستن و قوه قهریه نسبت بهم نداریم تغییراتی ایجاد کردم. یکی از چیزهایی که از جنت‌خواه یاد گرفتم این بود که ما با ناقض آزادی و شیطان (دولت) مشکل داریم. با تنوع زیستی، انتخاب‌های متفاوت و حتی انتخاب‌هایی که افراد رو ممکنه به سمت آسیب دیدن و بد زیستن ببرن مشکلی نداریم چون دقیقا همینا نوعی تست برای دیدن اینه که آیا واقعا آزادی وجود داره یا نه. مثلا بپذیریم افراد می‌تونن حجاب نذارن و بهشت نرن (برخلاف اونچه که شیطان کنونی انتظار داره و اگر افراد می‌تونستن اینکارو کنن می‌تونستیم بگیم آزادی بیشتری وجود داشت). یاد گرفتم که امر به معروف و نهی از منکر، صرفا برای دولت انحصاری و با قوه قهریه وجود داره نه برای افراد همسطح من در جامعه. یاد گرفتم نقد فقط زمانی باید بشه که یا کسی رو استخدام کرده باشم یا ازم خواسته بوده باشه. ما مبصران جامعه نیستیم. اگر دغدغه‌ی حفظ چیزی رو داریم سه راه براش توضیح دادم که نه آزادی کسی رو نقض می‌کنه، نه با تحلیل انتخاب‌های کسی، اراده‌ی آزادش رو تقلیل می‌ده و نه مارو به سمتی می‌بره که جامعه بخواد تنوعش رو از دست بده. قدیم‌تر‌ها می‌نوشتم که مرگ تنوع، مرگ آزادیه. چرا که اگر من نوعی، بدون قوه قهریه و صرفا یک آدم عادی در جامعه، نتونم بپذیرم دیگری جوری زندگی کنه که از نظر من مشکل داره و فرق داره و یا اشتباهه (بدون اینکه مجرم یا به عبارتی ناقض آزادی دیگری باشه) و برعلیهش بخوام اقداماتی کنم که ناقض آزادیشه (مخصوصا اگر بدون اجازه‌اش در جامعه بخوام با ترم‌های روانشناسی یا هر سازمان دیگه‌ای رد صلاحیتش کنم) دیگه نمی‌تونم از آزادی صحبت کنم. لینک‌ هایلایت نقد و عقده جنت‌خواه لینک هایلایت در تلگرام

  • 9 авг.27531из emicalll

    ناشناس https://t.me/HarfChatBot?start=5068b104a46a

  • 9 авг.24932из emicalllanonym

    ناشناس https://t.me/HarfChatBot?start=5068b104a46a

  • 8 авг.338610из emicalll

    سوالاتی که هوش‌مصنوعی نمی‌تواند پاسخگویشان باشد: اینکه برای چه چیزی می‌شه به هوش مصنوعی مراجعه کرد و برای چه چیزی نمی‌شه بهش مراجعه کرد رو فقط وقتی می‌شه فهمید که ما دائما به خودمون یادآوری کنیم هوش‌مصنوعی چیه. هوش‌مصنوعی شکل یه ماشین‌حساب بزرگ عمل می‌کنه. تمام دیتاهای ممکن رو براش گرداوری می‌کنن، تمام کتاب‌ها و فلسفه‌ها و اون طبق امار و ارقامی که ازشون در میاره، وقتی شما سوالی رو می‌کنید، پر تکرارترین رو (اگر الگوی اخلاقی و چهارچوب قانونی براش تعریف نشده باشه) براتون تکرار می‌کنه. چندروز پیش دیده بودم کسی ویدئو ساخته بود من باب اینکه چت‌جی‌پی‌تی در جواب چیستی خدا چی می‌گه. در این حالت چت‌جی‌پی‌تی تمامی متونی که دسترسی داشته رو گرداوری می‌کنه و بعد پرتکرار ترین رو به عنوان جواب درست برای شما بازگو می‌کنه. پرتکرارترین جواب ممکن در مطالب ثبت شده‌ای که چت‌جی‌پی‌تی روش آموزش دیده احتمال زیاد فلسفه اسپینوزایی در باب چیستی خداست و همون جواب‌هارو برای فرد نوشته بودش. از این رو خیلی مهمه سه چیز رو در نظر بگیریم: یک اینکه هوش‌مصنوعی دارای خلاقیت نیست پس نمی‌تونه با نظری شخصی یکی از گزینه‌های موجود در منابع رو برداره و بومی‌سازی و شخصی‌سازی کنه و پاسخ بده یا که گزینه‌ای جدید ارائه کنه. دو هوش‌مصنوعی هرگز به شما نه و نمی‌دونم نخواهد گفت مگر اینکه پرتکرارترین مطلب در منابعش این باشه که هنوز فلان چیز رو نمی‌دونیم. برعکس ما آدم‌ها ممکنه به دانسته‌هامون شک کنیم یا تصمیم بگیریم حتی با وجود اینکه منابع زیادی درباره‌ی مطلب فلان می‌دونیم، باز نتیجه‌ای کلی نگیریم و پاسخی ندیم و هنوز برای پاسخی قانع‌کننده‌تر صبر کنیم. سه، هوش‌مصنوعی همواره تنها براساس منابع محدودی آموزش دیده و هرگز قادر نیست تمامی منابع موجود رو در خودش داشته باشه. خیلی از این منابع به صورت نوشتاری نیستن. خیلی از این منابع در دسترس نیستن. خیلی از این منابع به فهم فرهنگی مربوطن. خیلی از این منابع مثل حس‌ها و رفتارها و فیزیک مکان‌ها و... اصلا قابل ثبت کلماتی نیستن. در نتیجه سوالاتی وجود دارن که برای پاسخ بهشون نمی‌شه سراغ هوش‌مصنوعی رفت و این سوالات، دقیقا تمام سوالاتین که برای جواب بهشون، جمع‌بندی پرتکرار‌ترین مطالبی که باهاش ترین شدن رو نمی‌خواید. مثلا برای پاسخ به یک معمای ریاضی عالی هستن. برای طراحی فلان شکل براساس فلان قاعده بی‌نظیرن. برای گرداوری کردن اینکه سفر کجا برید یا فیلم چی ببینید حتی عمدتا کارایی ندارن چون با احساس و سلیقه در ارتباطن. اما اگر قصد دارید چیزی رو طبق یک قاعده پرتکرار انجام بدید یا بدونید، فوق‌العاده‌ان. مثلا اگر مشخصا بدنبال فهم خدای اسپینوزایی هستید عالین. بهترین دوست شمان برای یادگیری. اما اگر قراره درباره‌ی مفهوم کلی خدا بدونید، باید بدونید نمی‌تونن برای چنین سوالی مناسب باشن. این رو می‌تونید تعمیم بدید به سوال‌های وجودی و بنیادی انسان و سوالاتی که نیازمند خلاقیت، تفکر فرهنگی و منعطف هستن. هوش‌مصنوعی به عنوان یه دستیار برای آسون‌تر کردن کارهای تکراری، فوق‌العاده عمل می‌کنه و من با هزاران تاکید می‌گم ازش استفاده کنید تا زندگی راحت‌تر بشه ولی برای سوالات مهم؟ باید بدونید که فقط پرتکرارترین‌هارو برای شما جمع‌آوری می‌کنه و در اون، لزوما حقیقتی نخوابیده.

  • видео или голосовое, без подписи

  • 8 авг.1661из emicalll

    خوبه به این نکته توجه کنیم.

  • 8 авг.1751из emicalll

    علیرضا امتیاز یه روزی توی زندگی من سر و کله‌اش پیدا شد که یه شروع جدیدی رو بهم داد و بخشی از کسی که امروز هستم رو بابت تلاش اون برای نشر آگاهیم. این روزها دلم براش گاها خیلی تنگ می‌شه. یک‌باری یک‌ حرفی زد که هرچی جلوتر می‌ره بیشتر و بیشتر متوجه صحبتش می‌شم. یک‌بار گفته بود دقیقا همون ویژگی‌ای که در کسی باعث می‌شه عاشقش بشیم همون در موقعیت‌های دیگه قراره بلای جونمون بشه. می‌گفت یه صفت انسانی فقط یک رو نداره بلکه نسبت به موقعیتی که توش قرار می‌گیری می‌تونه خوب و بد بشه. این رو برای روابط نزدیک می‌گفت. هرچی پیش‌تر می‌ره می‌بینم حرف درستیه. اگر کسی رو بابت اینکه مواظبته دوست‌داری، جایی بابت کنترلگریش آزار خواهی دید. اگر کسی رو بابت رهاییش دوست‌داری جایی بابت کنترل‌پذیر نبودنش آزار خواهی دید. اگر کسی رو بابت پشتکارش دوست‌داری روزی بابت اینکه استراحت بلد نیست بکنه آزار خواهی دید. اگر کسی رو بابت اخلاقی بودمش دوست‌داری جایی از اینکه از تو یا خودش دفاع نکرد آزار می‌بینی. انگار که این آزار دیدن غیرقابل جلوگیری باشه. به نظر من، اینکه چقدر آدم‌ها نسبت بهمدیگه انعطاف به خرج می‌دن و حاضرن توی موقعیت‌هایی که آزار می‌بینن باز هم تلاش کنن تا نقطه‌ی مشترکی پیدا کنن برای درک و برای اینکه از آزار برای هردو طرف کم بشه، عمر طولانی اون رابطه رو ارمغان میاره.

  • 8 авг.234из emicalll

    مارگارت مید از این صحبت می‌کرد که سن بلوغ، یک مسئله‌ی فرهنگی محدود به برخی فرهنگ‌های غربیه و لزوما در جوامع دیگه ما چیزی به اسم سن بلوغ نداریم یا داریم و برای سنین دیگری در نظر گرفته می‌شن و مثل برداشت فرهنگ‌های محدود غربی تا ۱۸ سال نیستن. مثلا برای شخص منی که کمی دیگه بیست و پنج‌ساله می‌شه، بلوغ آدمی ابدا در ده تا هجده سالگیش اتفاق نمی افته بلکه در بیست‌سالگی تا بیست و پنج‌سالگیش اتفاق می‌افته. بعدها باید دید این سن رو تا کجا جلو می‌برم. ولی تا اینجا همین رو بگم که تازه وقتی بیست و پنج سالته، وقتی کار کردی و زندگی رو دیدی و پات روی زمین اومده و دیگه کسی برات چیزی فراهم نمی‌کنه، بخش زیادی از تفکرات و اعتقادات و باورهات، مخصوصا نسبت به چگونگی یک اجتماع ایده‌آل، روابط و چگونه بودگی دستخوش تغییر می‌شه و تبدیل به کسی دیگه می‌شی. خلاصه که باید دید بعد از این چی می‌شه.

  • 8 авг.189из emicalll

    پ‌ن. دولت کنونی ایتالیا خودش رو راست افراطی می‌دونه. در اروپا به دلیل پیشینه‌ی نازی-فاشیسم تمامی درک‌ها از چیستی راست و چپ بهم ریخته تا جایی که موفق شدن نازیسم رو راست افراطی جا بزنن. از این رو در اروپا شما نمی‌تونید به سادگی راست-چپ متوجه ارزش‌هایی که در دستور کار دولتی قرار دارن بشید.‌ در آمریکا هم بجای اینکه در دو محور اقتدارگرا-آزادی‌خواه در کنار راست اقتصادی-چپ اقتصادی پیش برن کم کم همین اتفاق داره می‌افته و دیگه مشخص نیست چه مفاهیمی در جریانن. بهم ریختگی معنایی بهترین راه برای حکومت کردن و دریافت نکردن انتقادهای اصولیه.

  • 8 авг.172из emicalll

    قانون اساسی ایتالیا براساس کار نوشته شده. با اجبار قانونی، شما به صورت دوره‌ای باید توسط پزشک کار دیده بشید و پزشک میزان کارآمدی شمارو تشخیص بده. اگر تشخیص بده که قادر نیستید براساس استانداردها(ی دولتی) کار کنید به پرونده شما برچسبی رو می‌چسبونه که به صورت معنی کلمه‌ای و ریشه‌شناختی کلمه می‌شه "بی‌اعتبار/بی‌صلاحیت" و اینگونه امتیاز کار کردن از شما گرفته می‌شه و باید با حداقل حقوق دولتی (در حدود ۴۰۰ یورو) زندگی رو پیش ببرید (اگر درست و به موقع پرداخت شه). این یعنی برای افرادی که برای مثال معلول هستن امکان کار کردن به صورت قانونی از بین می‌ره. در یک جهان آزاد، چنین کنترل‌های اجباری، با استانداردهای دولتی نباید وجود داشته باشن و جامعه با توافق‌های دوجانبه فردی می‌تونه فرصت‌های شغلی‌ای ایجاد کنه که هرنوع فردی بتونه کار بکنه و از مزایای در اجتماع بودن و صاحب مال و آینده خود بودن بهرمند بشه.

  • видео или голосовое, без подписи

  • 8 авг.1411из emicalll

    چرا دولت باید محدود بمونه؟

  • 8 авг.187из emicalll

    یک فان‌فکت درباره‌ی مسئله‌ی رئیس جمهور! اگر دقت کنید توی خیلی از خبرگزاری‌ها و مقالاتی که از انگلیسی ترجمه می‌شه یا درباره‌ی آمریکاست، سمت ترامپ رو رئیس جمهور می‌نویسن و این یک خطای فاحش در گفتمان سیاسی و فلسفه‌ی سیاسیه. سمتی که ازش حرف می‌زنیم در سیستم‌های متفاوت، اسامی متفاوتی داره. اگر دقت کنید توی انگلیسی به سمت ترامپ می‌گن POTUS یا به عبارتی President of the United States. فرقش در اینه که خیلی از حکومت‌ها با ساختار راست‌گرایانه تمایل به استفاده از واژه‌ی خالی پرزیدنت دارن چرا که رئیس جمهوری یا پرزیدنت آو ریپابلیک از ایده‌ی فلسفی res publica یا آنچه که عمومیست میاد و به عبارتی فرد رو انگار رئیس جمع و کسی که مامور نمایندگی و اجرای خیر و صلاح جمعیه معرفی می‌کنه. توی ساختارهای راست‌گرایانه اما این پسوند حذف شده و صرفا پرزیدنت به عنوان یک سمت برای یک سازمان استفاده می‌شه و ایده‌ی جمهوریت رو نمایندگی نمی‌کنه. توی ترکیب POTUS ما می‌بینیم چطور مقام فردی (بدون اینکه انتزاعی و ابسترکتش کنه و حرف از جمهوریت و خیر جمعی و فلسفه جمع‌گرایانه بزنه) در کنار ایده‌ی فدرال بودن و ایالتی بودن آمریکا قرار گرفته. خلاصه اینکه زین پس ترجمه‌هارو که می‌خونید یا با تحلیلگران که طرفید از همین که چه کسی فرق اینو میدونه و چه کسی نمیدونه یکم دستتون میاد با چه سطح سواد سیاسی‌ای طرف هستید هرچند که نکته کوچیکی باشه.

  • 8 авг.122из emicalll

    کوندرا جایی نیچه رو وارونه می‌کنه و میگه اگر رنج و وقایع تاریخی هرگز دوباره تکرار نشن، گذرا و سبک می‌شن و نشون می‌ده چطور این سبکی تحمل‌ناپذیره چرا که وقتی رنجی گذراست، تکرار نمی‌شه و اهمیتش رو رفته رفته از دست می‌ده انگار بی‌معنا بوده و برای هیچ هدف شکوهمندی رخ نداده. من این چندوقت خیلی رنج خودم و رنج دیگران رو از بیرون و به شکل سوم شخص نگاه کردم و حقیقتا خود سختی تحمل رنج یک طرف و این فکر که در آینده هیچکس تخمش هم نخواهد بود صرفا از روی این روزها گذرخواهد شد این روزهارو تبدیل به روزهایی تحمل ناپذیر برام می‌کنه. بعد فکر می‌کنم همین تفکر اگر بخواد منجر به این باشه که نذاریم درد از ذهن آیندگان بره منجر به ساختن هانگر گیمز می‌شه. پس شاید همین بهتره. اینکه آیندگان فراموش کنن و آدمی بپذیره که بالاخره نسلی باید رنج می‌کشید و این رنج نصیب ما شده‌.

  • 8 авг.1531из emicalll

    ژست برتری اخلاقی، اینکه یه سری ارزش اخلاقی نایس طرح کنی و درنهایت نه منجر به پیشبرد چیزی بشه و فقط هزینه باشه و غیر واقع‌بینانه کار آدم‌های بزدل و بی‌کار و عار در جهانه. یک سری ارزش اخلاقی نایس دارن که انتظار دارن همه بابت نایسیشون به به و چه چه کنن درصورتی که حاضر نیستن کاری از پیش ببرن چون می‌دونن اگر بخوان کار عملی و حدی کنن باید دستاشون رو کثیف کنن و پا روی زمین بذارن و متاسفانه چیز نایسی در هیچ کدوم این دو نخوابیده. از این رو فقط دوست‌دارن ژست بگیرن و بگن دیدید ما چقدر خوشگل و مشگل و گوگولی هستیم و به اخلاقیات خیلی بها می‌دیم و شما مردم عام و توده و رعیت چیزی حالیتون نیست؟ همین دیگه. اره.

  • 8 авг.163из emicalll

    من نظرم اینه هروقت هرکسی حرف درشتی بهتون زد که روا نبود دوتا بذارید روش و پسش بدید. این واویلا بازیا که ای وای بهمون توهین شد، ای وای بی‌ادبه، ای‌وای فلان فقط شمارو تبدیل به یک موجود رقت‌انگیز می‌کنه. مشالله ادبیات فارسی به حدی غنیه که ادبی و غیرادبی می‌شه طرف مقابل رو با خاک یکسان کرد. از قدیم گفتن تمدن از جایی شروع شد که دو فرد بجای سنگ زدن بهم، بهم فحش دادن. وقتی لازمه آدم باید حرف درشت بزنه. هروقتم لازم شد دوتا بذاره روش جواب بقیه رو بده. چیه هی راه میفتن می‌گن فلانی بی‌ادبه، فلان گروه بی‌ادبن، طرفدارای فلانی بی‌ادبی می‌کنن... بی‌ادبی که نباید راه گفت‌و‌گو و تعامل رو ببنده. شما هم مختص به شرایط رفتار کن بذار به نتیجه برسیم. از نقش قربانیت ولی هیچی درنمیاد عزیزم.

  • 8 авг.149из emicalll

    راز خونه‌های هم‌شکل و رنگی ایتالیا حتما متوجه این شدید که هرجای ایتالیارو نگاه کنید کوچه‌ها و خونه‌های بسیار شبیه به هم می‌بینید و این یه چهره زیبا از شهر ساخته اما مهمه بدونیم چرا و چطور چنین چیزی وجود داره. دولت ایتالیا متوجه اینکه چقدر چنین المانی قابلیت کلان‌روایت شدن داره رو شد و تصمیم گرفت از این شاخصه استفاده کنه و ایتالیارو این شکلی حفظ کنه. برای اینکار قوانینی طرح کرد که هر تغییری در نمای ساختمون چه موقت و چه غیر موقت، هر تغییری در داخل خونه و احیانا باغ یا حیاط خونه باید با مجوز شهرداری انجام شه، براش نقشه‌کش بیاد و مجوز بگیره (که این پروسه باید پول خرج شه و مالیات داره). این تغییر میتونه از نصب کولر باشه تا رنگ کرکره‌ها فرقی نداره. اگر اینکار انجام نشه با کنترل‌های دوره‌ای جریمه میشن صاحب خونه‌ها و کم کم ممکنه خدمات از دست بدن یا به دلیل بدهی نتونن خونه رو بفروشن. این راز حفظ یکدستی زیبایی خونه‌هاست که توریست‌ها عاشقشن. حتما ممکنه با خودتون فکر کنید که چه عالی! پول میاد و رونق بوجود میاد که باید بگم اینطور نیست. خود ایتالیایی‌ها از این حجم توریست خسته‌ان و ازدیادشون باعث برهم خوردن نظم اجتماعی و بازار منطقه‌ها شده و اغلب اون پول توی جیب دولت میره که صاحب مناطق توریستیه. مثلا معضل خونه وجود داره چون همه تبدیل به b&b یا خونه مسافرتی شدن. ایتالیایی‌ها این اعتراض رو درطول زمان دارن با حتی خشونت زیاد بروز می‌دن. اینارو تعریف کردم که بگم دولت و محدودیت‌هاش هیچوقت با وعده‌های بد و زشت نمیان بلکه با وعده رونق و زیبایی شهری و نظم محیطی میان اما چون خودجوش نیستن فقط مشکلات بیشتری میتراشن و نظم زندگی اجتماع رو بهم میزنن. جامعه‌ی مسئولیت‌پذیر می‌پذیره که اگر شهر زیبایی میخواد باید به صورت خودجوش بهش برسه و نگهداری کنه یا اینکه بپذیره زیبایی الویت اجتماعی که باهاش زندگی میکنه نیست و با چیزی که هست کنار بیاد یا نقل مکان کنه اما جامعه مسئولیت‌ناپذیر می‌ذاره چنین اختیاری رو دولت بگیره و دولت تعیین کنه و هزینه‌اش رو به صورت نقض حق مالکیتش تقبل باید بکنه. این بود قصه ما.

  • 8 авг.123из emicalll

    یکی از مهم‌ترین چیزهایی که یاد گرفتم اینه وقتی می‌افتی توی مسیر رقابت و باید برتری پیدا کنی، مهم‌ترین کاری که نباید بکنی اینه که رفتار طرف مقابلت رو حدس بزنی و براساسش بخوای پایان تعیین کنی. اگر بیای اینکارو کنی طرف مقابلت به دلیل اینکه چنین چیزی رو متوجه می‌شه، شروع می‌کنه بهت سیگنال‌های عمدی اشتباه دادن و پوست موز انداختن و تو ناچارا چون استراتژیت رو بر این چیدی هی می‌ری روش و هی باخت می‌دی. این رو توی خیلی از شرکت‌ها و سیاست‌های دولتی می‌شه دید. راه حلش هم اینه بدونی یه آخرتی برای این بازی وجود داره ولی حدسش نزنی و اون رو براساس رفتار طرف مقابلت نچینی اینجوری همواره اون حتی اگر سیگنال اشتباه بده و بخواد برای تو پوست موز بندازه تو حواست جمع کاریه که باید بکنی و دیگه گول نمی‌خوری. این توی مقابله با پروپاگاندا هم خیلی به کار میاد. این داستان آخرت نامعلوم و اصولی برای پیروی داشتن رو در عقاید باستانی و دینی ایرانیان به وفور میتونید پیدا کنید و خیلی از داستان‌های پندآموز ما دارن می‌گن کارت نباشه تهش چیه و کِیه، سرتو بکن تو کار خودت و اصول خودت رو داشته باش. برای مقابله با پروپاگانداهای امروز هم باید همینکارو کرد. باید اصولمونو بار دیگه مرور کنیم و نتیجه رو وابسته به حرف‌ها و سیگنال‌ها نکنیم بلکه کلان‌روند‌هارو ببینیم. این هم یکی از چیزهایی بود که جنت یاد من داد و توی این ویدئو خودش با مثال توضیح داده. یادآوری کنیم که جای متفکر توی زندان نیست و کسی بابت نشر عقایدش نباید زندانی بشه و امیدوارم به زودی آزاد ببینیمش.

  • 8 авг.121из emicalll

    یکی از دلایلی که من چندوقت یه بار به دیالوگ هانگر گیمز یعنی REMEMBER WHO THE REAL ENEMY IS اشاره می‌کنم اینه که مشکل من تنها یک سیستم و اینکه من داخلش نیستم نیست بلکه تمامی سیستم‌های ناقض آزادی و حق مالکیت فردی هستن و برای فردا روز تمایلی ندارم همین رفتارهای قهری و کنترلگر به شکل و عقاید من دوباره اجرا شه. من خواستار اینم که آدم‌ها آزاد باشن و تحت هیچ سیستمی، تحت هیچ عنوانی و تحت هیچ بهونه‌ای کسی آزادیش نقض نشه مگر اینکه حق مالکیت فردی دیگری‌ای رو نقض کرده باشه که اینم خودش نیازمند بررسی چی و چقدر و چطورشه. این هم در دیالوگ مشخصه و هم در اخرین قسمت هانگر گیمز ۲۰۱۵. شاید تا حالا بهش فکر نکرده باشیم. شاید الان زمان خوبیه. زمان خوبیه که فکر کنیم ما واقعا با چی مشکل داریم؟ آیا با بنیان ماجرا مشکل داریم یا اگر طبق عقاید ما اجرا بشه باهاش مشکلی نداریم؟ و اگر مشکلی نداریم پس فرق ما چیه جز اینکه صرفا پوشش متفاوتی به یک رفتار اشتباه می‌دیم؟ از اینجاست که لعن بر هر سیستم ناقض آزادی، از همه نوعش، به هر شیوه‌ و شکلش. از امروز تا ابد.

  • 8 авг.1091из emicalll

    این چندروز به صورت گسترده واکنش‌ها نسبت به دستگیری جنت‌خواه رو دارم دنبال می‌کنم و سیلی محکمی بوده برای من از جنس حقیقت. به عبارتی متوجه شدم چطور عده‌ی خیلی زیادی که خودشون رو مخالف سیستم کنونی می‌دونن، مشکلشون بنیاد سیستم نیست مشکلشون فقط اینه که چرا خودشون و عقاید شبیه به خودشون در چنین سیستمی نیستن. یعنی مشکلی با بگیر و ببند، کنترل، فساد، دخالت در زندگی و اینکه زندگی فرد دست خودش نباشه و همه پیچ و خمش دست یه سیستمی باشه ندارن مشکلشون فقط در اینه که چرا طبق تفکر و خواست اون‌ها انجام نمی‌شه. مشکلشون اینه که چرا آدم‌هایی که اونا باهاشون مشکل دارن رو نمی‌گیرن، چرا تو چیزایی که اونا میخوان دولت دخالت نمیکنه، چرا ادمایی که خودشون دوستدارن یا خودشون جزوی از فساد موجود نیستن و... از این رو مشکلی با این ندارن که جنت‌خواه صرفا بخاطر نوشتن عقایدش بدون ایجاد هیچگونه مسئله‌ی دیگه‌ای دستگیر شده، چه بسا خیلی هم خوشحالن چرا که فردی که باهاش مشکل داشتن (مثلا بلاکشون کرده یا تفاوت عقیدتی داشتن ولی حتی آسیبی بهم نزدن) دستگیر شده یا در موارد خیلی زیادی حتی این رو کار درستی می‌دونن. خلاصه اینکه چنین رفتارهایی رو این روزها می‌شه زیر نظر گرفت و دید کی از بنیاد با چنین سیستم بزرگ و ظالم و کنترلگر مشکل داره و کی صرفا مشکلش اینه که قدرت دستش نیست.

آرشیو بیگانه — tgindex