tgindex
آن‌سوی حصار

آن‌سوی حصار

Статистика
@beyond_the_fenceКнигиперсидский

اگه قراره آزادی و آرامش رو زندگی کنیم، اول باید بفهمیم قدرتش رو داریم که بعدش بتونیم از حصارها عبور کنیم. اینجا بخشی از تجربه‌های زیسته، آموخته‌ها و مشاهداتم رو در میون می‌ذارم. @Hamid_borhannejad

Последний пост
28 июл.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
1 064
−2 за 3 дн.
Сутки
−1
−0,09%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
3 328
22 постов
Вовлечённость
312,8%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 22
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
453
1/48двое суток
519
1/72трое суток
559

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 28 июл.5114014

    در زمینه رشد فردی توی هر قسمتی از زندگی، ما تاثیرات منفی تربیت ناسالم، یا کاستی‌های والدین رو بی‌اثر نمی‌دونیم. اما والدین ما هم سرپرست‌های ناآگاه و ناسالم داشتن و اونا هم به همین شکل الی بالا. سر این زنجیره رو هم که بگیریم، می‌رسه به دولت‌های توتالیتر و برده پرور که در تمام تاریخ تا همین امروز حقوق مالکیت فردی رو نقض کردن. پس دنبال مقصر نیستیم چون پیداست. بدترین چیز، خودمون رو قربانی شرایط دونستن و کاری نکردنه. اگه قراره در سطح کلان از ریشه حل بشه، باید روی آزادی فردی و حقوق مالکیت کار بشه. در مورد زندگی خودمون اما، باید با اتکا به چیزای خوبی که از خانواده و نیاکان بهمون رسیده، چیزایی که نداریم و می‌خوایم داشته باشیم رو بسازیم. نه آسونه و نه با یه بشکن حل می‌شه؛ اما چاره چیه؟ می‌شه دست رو دست گذاشت و توی کثافتی که برامون ساختن موند یا اینکه به هر اندازه که در توان‌مون هست زندگی رو بهتر کرد.

  • Morteza Pashaei – Asre Paeizi

  • 17 июл.8032621

    از لحاظ ریتم. پاپ ایرانی خیلی کانسپت جالبیه! روی ریتمیک ترین قِری‌های موجود در کهکشان، یه جوری مویه می‌کنه که انگار از ازل، غم رو تو تمام تار و پود یاخته‌هاشون مث مرواریدهای ریش فرعون بافتن. مث خلخال به مچ پای برهنهٔ دختر بلوچ روی تن خشک و داغ کویر. همون قدر زیبا، همون قدر غمگین.

  • 16 июл.8864010

    به غیر از درگیری‌های کوچیک روزمره، یه وقتایی یه چیزایی بدجور به هم می‌ریزه و اوضاع فعلی زندگی رو آشفته می‌کنه. تجربه سالیان زیاد زندگی خودم و مشاهداتم (هم از تک‌تک کیس‌های کاریم، هم تمام زندگی‌هایی که از نزدیک دیدم) بهم نشون داده (نه صددرصد مواقع، حدودا بالای ۸۰ درصد) هر اتفاق بدی که می‌افته، داره بخش کوچکی از یه اتفاق بدِ بزرگتر رو بهمون نشون می‌ده. اگه با رخداد بد، درست و اصولی برخورد کنیم، برای اتفاق بدِ بزرگتر واکسن ایجاد کردیم. اگه برخورد هیجانی (هیجان مثبت یا منفی) و غیر اصولی کنیم، مث سرطان متاستاز می‌کنه. اتفاق بد، اتفاق خوبه؛ اگه بتونیم باهاش جلوی یه اتفاق بدتر رو بگیریم.

  • 7 июл.2 4817226

    به کرّات شنیده‌ایم و خوانده‌ایم که «تاریخ را فاتحین می‌نویسند»؛ اما کمتر به این مهم اشاره شده که همان تاریخ را «جاکشین مصادره می‌کنند» و به نفع خویش از هر جایش که صلاح بدانند استفاده می‌کنند. چنان در بدنهٔ تاریخ گم شده‌ای که انگار بود و نبود تو به تخم تاریخ است، چنان‌که بدیهی ترین اصل را یادت رفته: «تو، خودِ خودِ تاریخ زنده‌ای» که تو مهمی. اینکه سالی که بر تو گذشته ۳۶۵ روزِ ۲۴ ساعته است که تمامش را «تو» زندگی کرده‌ای. خیلی مهم است که یادت بماند که مهمی. مبادا در این گیر و دار، خودت را و رنجت را فراموش کنی و مبادا که تعاریف و تفاسیر بزرگ و کوچکِ اطراف، شادی‌های کوچک و دستاوردهای مهم‌ت را کمرنگ کند. هر روز تو اهمیت دارد چون تو انسانی و زنده.

  • خطای «فروشندهٔ تازه‌کار» یک رفتار رایج که افراد آماتور تو شروع کسب و کار می‌کنن اینه که با سرعت و عجله می‌خوان مشتری رو به سمت خرید سوق بدن. بهشون تبیین شده فروشندهٔ خوب اونیه که دست خالی از گفتگو خارج نشه تمام تمرکز و هم ‌غم‌شون نهایی کردن فروش، در همون اول کاره. تبلیغ و تعریف اضافی، پیچیدن به پر و پای مشتری، رفتار معذب کننده، توی منگنه گذاشتن، ایجاد بازی‌های روانی، دادن حس گناه یا عذاب وجدان، توضیحات زیاد و پرگویی، تملق و تعریف فیک از مشتری، استفاده از کلی تکنیک و تریک و سیاست... خلاصه هر کاری می‌کنن که مشتری رو به سمت صندوق هدایت کنن؛ و در نهایت، اگه مشتری در همون دیدار اول خرید انجام نده یا نیاز به فکر کردن بیشتر داشته باشه، با رفتار سرد یا تیکه‌های آزار دهنده برخورد می‌کنن. پیامی که مستقیما یا در لفافه مخابره می‌کنن اینه: خریدار نبود، وقتم رو هدر داد، مردم چقدر بیکارن، می‌خواست مفت‌بری کنه، برا سرگرمی اومده بود، معلوم بود کلاه‌برداره... در صورتی که یه فروشنده حرفه‌ای، با صبر و حوصله‌ برای کسب و کارش سیستم می‌سازه: روی کیفیت محصول/ خدمات به خوبی کار کرده. فضای درست برای معرفی محصول یا خدماتش ایجاد می‌کنه. روی برندینگش کار می‌کنه. فضای امن برای ارتباط ایجاد می‌کنه. به مشتری فضای فکر کردن می‌ده در حالی که برای پاسخ به سوالاتش مشتاق و آماده است. و همیشه و همیشه با حفظ حدود و چارچوب‌های مبتنی بر سیستمی که داره، فضای امن رو برای گفتگو و مذاکره هموار نگه می‌داره. یه تازه‌کار، به کاسبی نگاه شکارچی داره و یه حرفه‌ای، نگاه کشاورز. این خطا دقیقا همونه که افراد نابلد توی مقولهٔ روابط دچارش می‌شن.

  • آدمایی که سیستم و چارچوب مشخصِ خودشون رو دارن، آدمای قابل احترامی هستن. کمترین تنش رو باهاشون داری چون تکلیفت باهاشون روشنه. اغلب با خودشون و بقیه در صلح هستن چون دغدغه‌‌شون رسیدن به ایستگاه‌هاییه که برا رسیدن به اهدافشون گذاشتن. و در ادامه، چون سیستمی که ساختن رو با هوشمندی به شکل منعطفانه‌ای ارتقا می‌دن، می‌بینی که کلیت زندگیشون همواره توی رشد و ترقیه و غالبا به تمام کارها و در ادامه اهدافشون می‌رسن و اگه احیانا چنتایی از کارا موند یا هدفی تیک نخورد، دستاوردهای مسیر براشون کلی ارزش افزوده داشته. وقتی برای زمانت برنامه مشخص نداشته باشی، آگاهانه یا ناخودآگاه به خدمت کسایی در میای که برنامه دارن. زمان ارزشمنده و اینو کسایی به خوبی درک می‌کنن که همیشه از کارا عقب می‌مونن. وقتی سیستم داشته باشی و اون رو اِعمال و اعلام کرده باشی، هم احترام و ارزشت حفظ می‌شه هم توی روابطت تنش ایجاد نمی‌شه هم زندگیت همواره در رشده. سال گذشته رو مرور کن و ببین چنتا از برنامه‌هات فقط برای عدم مدیریت زمان تیک نخورده. برا امسالت دو سه تا هدف بذار و زندگیت رو با تقویم و ساعت سیستم بندی کن آخر سال خودت تعجب می‌کنی. براتون سالی پر از سلامتی و رقص و آرامش و شادی و ثروت آرزو می‌کنم:) ❤️

  • اگه زمستون عاشق بی برگیِ باغت نباشی، تابستون میوه‌ای برای چیدن نداری. گاه‌شمارِ زندگی آدم پائیز‌های زیادی داره؛ گاهی سالی یک بار گاهی ماهی یک بار. اونجا که باد سرد می‌وزه و دونه دونه برگای باغت رو زرد می‌کنه و می‌ریزونه، آروم بمون و صبر داشته باش؛ یادت باشه دقیقا همونجاست که باید عاشقی کنی. اگه رو شاخه‌هاش چیزی ندیدی نترس و کمک کن ریشه‌هاش جون بگیره. تو زمستون اگه لختیِ باغت رو مدارا کنی، بهار که بیاد برات تور عروس تن می‌کنه.

  • کارفرمایان و نسل زد

  • اینکه فکر کنی «می‌تونم انجامش بدم» و فکر کنی «نمی‌تونم انجامش بدم» هیچ فرقی ندارن؛ جفتشون به یک اندازه بی ارزش و فاقد اهمیتن اما اولی، علاوه بر چرت بودن، خطرناک هم هست. اگه فکر کنی نمی‌تونی، شاید یه روزنه و راهی پیدا کنی که یه روزی بتونی؛ اما اگه فکر کنی می‌تونی ولی دست به اقدام نزنی، تو صرفا یه متوهم خیال‌باف هستی و همین باقی می‌مونی. کسی که بخواد انجام بده می‌گه چطور می‌تونم انجامش بدم؟ چطور باید یاد بگیرم که انجامش بدم؟ این جملهٔ خیلی بدیهی و پیش پا افتاده رو بخون: شرط لازم برا انجام دادن، حرکت کردنه. شرط لازم و کافی، یاد گرفتنِ چگونه یاد گرفتن و چگونه انجام دادن.

  • ● Artist: kavinsky ft Lovefoxxx ● Title: nightcall ● Album: OutRun ● Genre: Synthpop/ New Wave/alternative dance ● Year: 2010 @beyond_the_fence

  • رشد، حاصل به تعویق انداختن لذته.

  • رشد، حاصل به تعویق انداختن لذته.

  • رشد، حاصل به تعویق انداختن لذته.

  • رشد، حاصل به تعویق انداختن لذته.

  • خود عشق‌ورزی مهمه اما خودآگاهی مهم تره. اگه قراره زندگی عاطفی یا اجتماعی یا کاری درستی بسازیم، باید بدونیم که گاهی وقتا هم خیلی عوضی بازی در میاریم! اگه بدونیم، اصلاحش هم می‌کنیم. خودآگاهی، پایهٔ خود عشق‌ورزی حقیقیه.

  • سوال: چرا احساس می‌کنم یک کار احمقانه انجام دادم؟ جواب: این حس حاصل وجود ترس یا امیده. ترس از تنبیه یا محرومیت امید به تشویق یا پاداش. بچه‌ها(ی زیر ۳ سال) اینا رو ندارن لذا نسبت به گوزیدن هم حس خاصی جز راحتی شکم ندارن. نداشتن این حس در کودک میتونه براش خطر جانی به همراه داشته باشه: پریز برق، عقرب، ارتفاع... برا همینه که کودک، سرپرست لازم داره. اگه سرپرست به جای برچسب زدن مدیریت درست بلد باشه، بچه پِین و گِین رو به شخصیتش سنجاق نمی‌کنه. برای بزرگسال داشتن این حس باعث سرکوب و عدم رشد می‌شه، به این شرط که به این حس زیادی کلید کنه. اما نداشتنش فقط در یک صورت امکان‌پذیره: اون آدم، سایکو باشه. اگه بجای کلید کردن رو حس، به شکل منطقی نگاهش کنیم و چرخهٔ بازخورد و اصلاح رو روشن نگه داریم، این حس باعث رشدمون می‌شه.

  • 15 сент. 2024 г.2 7904829из riverclub_co

    Daily Reminder: مهم‌تر از پول، روش رسیدن به اونه! و پول درآوردن از راه خلق ارزش، شریف‌ترین کاریه که انسان می‌تونه انجام بده. @RiverClub8

  • این نسخهٔ رودنامه هم منتشر شد بچه ها توی این شماره، در مورد جوانگی🌱 حرف زدن. در مورد از زیر صفر شروع کردن‌ها. از خاک در اومدن‌ها.

  • 28 авг. 2024 г.3 830196из riverclub_co

    رودنامه، فردا ۸ شهریور ساعت ۸ شب منتشر میشه!