Use it or Lose it
СтатистикаSocial Neuroscientist, Neuroanthropologist Multi/Interdisciplinary researcher — Use it well 🧠
- Последний пост
- 30 июл.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 921
- 1/48двое суток
- 1 055
- 1/72трое суток
- 1 138
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
جلاد، شبی در بستر خویش از خواب بیدار شد، گفت: خدایا، این چه معمای دشواریست، هرچه آنها را میکُشم، آدمیان فزونتر میشوند؛ و هر بار که میکُشم، خود هلاک میشوم. Behramoğlu, A. (1980). Dörtlükler. ABeCe Yayınları. Zeferli. (c. 2018-2019). Horror view of guillotine.
اگر می توان همه احساسات بشری را با چند کلمه ی محدود بیان کرد، پس این همه لغت را بشر برای چه اختراع کرده است؟ برای بیان بهتر مقصود؟ اگر انسان اولیه برای بیان مقصود بیشتر از چند کلمه در اختیار نداشت آیا بدان معناست که ما نسبت به انسان اولیه احساسات پیچیده تری داریم؟ Ghassemi, R. (1996). The Nocturnal Harmony of Wood Orchestra. Dille, L. (1961). Man Pushing a Pram Containing His Wares and a Standing Dog.
جامعه در حقیقت قراردادی است... شراکتی است نه فقط میان زندگان، بلکه میان زندگان، مردگان و آنان که هنوز زاده نشدهاند. Burke, E. (1790). Reflections on the Revolution in France. Frank, R. (c. 1951-1953). Wales.
وظیفه شگفت اقتصاد این است که به آدمیان نشان دهد درباره چیزهایی که گمان میکنند میتوانند طراحی کنند، چه اندک میدانند. Hayek, F. A. (1974). The pretence of knowledge. Nobel Memorial Lecture, December 11, 1974. The Nobel Foundation.
وظیفه شگفت اقتصاد این است که به آدمیان نشان دهد درباره چیزهایی که گمان میکنند میتوانند طراحی کنند، چه اندک میدانند. Hayek, F. A. (1974). The pretence of knowledge. Nobel Memorial Lecture, December 11, 1974. The Nobel Foundation.
چه انگلیسیها در رأس خود پادشاهی داشته باشند، چنانکه در انگلستان دارند، و چه رئیسجمهوری، چنانکه در ایالات متحده دارند، حکومتشان همواره همان ویژگیهای بنیادی را خواهد داشت: نقش دولت به کمترین حد فروکاسته میشود و نقش افراد و ابتکار شخصی به بیشترین حد میرسد؛…
اما تودهها چطور هستند؟ لوبون معتقده که تودهها اهل فکر نیستند؛ اونها خیلی راحت هر نظری رو یا میپذیرند یا رد میکنند. این گروهها اصلاً تحمل مخالفت رو ندارند و حتی ممکنه برای آرمانهایی که بهشون القا شده، خودشون رو هم فدا کنند. تودهها بیشتر بر اساس احساسات…
پروپاگاندا مردم را فریب نمیدهد؛ فقط به آنان کمک میکند خودشان را فریب دهند. Hoffer, E. (1955). Passionate State. Bourke-White, M. (1937). Louisville Flood.
در وضعیت بیگانهوار کنونی در رسانههای ارتباط جمعی، هر شهروند معمولی یک دوجین شخصیت تلویزیونی میشناسد که هر بعدازظهر لبخندزنان به اتاق نشیمنش میآیند، ولی خودش هرگز شناخته نمیشود. در این وضعیت از خودبیگانگی و گمنامی که تحملاش برای هر کسی دردناک است، یک انسان به راحتی میتواند خیالپردازیهایی داشته باشد که به ناهنجاری واقعی پهلو میزند. خلق و خوی فرد گمنام این است که اگر نمیتوانم بر کسی تاثیر بگذارم یا لمسش کنم، دست کم میتوانم تو را با احساسی شوکه کنم، بهوسیلهی جراحت و درد، شور و اندوهی را به تو تحمیل کنم؛ دست کم باید مطمئن شوم که هر دو ما چیزی احساس میکنیم و باید وادارت کنم مرا ببینی و بدانی من هم اینجا هستم! بسا کودک و نوجوانی که با رفتار ویرانگر، یک گروه را واداشته بشناسندش. و با اینکه مقصر شناخته شده، دست کم مورد توجه جمع قرار گرفته است. فعالانه مورد نفرت واقع شدن تقریبا به همان اندازهی فعالانه مورد علاقه بودن خوب است؛ زیرا وضعیت تحملناپذیر گمنامی و تنهایی را درهم میشکند. May, R. (1393). Love and Will - S. Habib, Trans. Danjeh. William Klein, Gun 1, New York, 1954
انسان آنگاه به شرافت میرسد که رنج، همهی بهانههای فرو افتادن را پیش پایش بگذارد، اما او همچنان ایستادن را برگزیند. Seneca, L. A. (1928). De Providentia. Ahmed, S. (n.d.). Nudes & Noises.
انسان آنگاه به شرافت میرسد که رنج، همهی بهانههای فرو افتادن را پیش پایش بگذارد، اما او همچنان ایستادن را برگزیند. Seneca, L. A. (1928). De Providentia. Ahmed, S. (n.d.). Nudes & Noises.
کرامول میگفت: نُهدهم مردم از من بیزارند؛ اما چه باک، وقتی آن یکدهمِ باقیمانده مسلحاند. Silone, I. (1938). The School for Dictators. Schutzer, P. (1961). West Berliners at the Berlin Wall, Berlin, Germany.
اگر آگاهانه تصمیم بگیرید به کمتر از آنچه از شما برمیآید قانع شوید، هشدار میدهم که تا آخر عمر عمیقاً ناراضی خواهید بود. در واقع، دارید از تواناییهای خودتان و از امکانهایی که در وجودتان هست، فرار میکنید. Maslow, A. H. (1971). The Farther Reaches of Human Nature. Walter, N. (1978). The Great Walsertal, Austria.
هر که باشی و ز هر جا برسی آخرین منزل هستی این است آدمی هر چه توانگر باشد چون بدین نقطه رسد، مسکین است اندر آنجا که قضا حمله کند چاره تسلیم و ادب، تمکین است Etesami, P. (1941). This piece was written for my own gravestone. In Divan-e Parvin Etesami. Le Gall, P. (1973). Le Havre, France.
دلیل اینکه انسانها وارد جامعه میشوند، حفظ داراییها و حقوقشان است؛ و هدف از آنکه قوه قانونگذاری را برمیگزینند، به آن اختیار میدهند و به رسمیت میشناسند، این است که قوانینی وضع شود و قواعدی برقرار گردد که همچون نگهبان و حصار، از داراییها و حقوق همه اعضای جامعه محافظت کند، قدرت را محدود سازد، و سلطه و نفوذ هر بخش و هر عضو جامعه را مهار کند. زیرا هرگز نمیتوان تصور کرد که خواست جامعه این باشد که قانونگذار قدرت نابود کردن همان چیزی را داشته باشد که هرکس برای حفظ آن وارد جامعه شده است، و مردم نیز برای همان هدف خود را تابع قانونگذارانی کردهاند که خودشان پدید آوردهاند. پس هرگاه قانونگذاران بکوشند داراییها و حقوق مردم را از آنان بگیرند و نابود کنند، یا آنان را زیر سلطه قدرتی خودسرانه به بردگی بکشانند، خود را در وضعیت جنگ با مردم قرار دادهاند؛ و مردم، در نتیجه، از هرگونه فرمانبرداری بیشتر آزاد میشوند و به همان پناهگاه مشترک بازمیگردند که خداوند برای همه انسانها در برابر زور و خشونت فراهم کرده است. Locke, J. (1689). Second Treatise of Government.
جنبشهای تودهای اغلب برای تحقق تغییرات شدید و ناگهانی لازماند. عجیب به نظر میرسد که حتی تحقق تغییرات عملی و مطلوب، مثل نوسازی جوامع راکد، به فضایی سرشار از شور و هیجان نیاز داشته باشند و به ناچار با همه خطاها و حماقتهای یک جنبش تودهای فعال همراه شوند.…
видео или голосовое, без подписи
جنبشهای تودهای میتوانند بدون باور به خدا پدید آیند، اما هرگز بدون باور به شیطان شکل نمیگیرند. Hoffer, E. (1951). The True Believer. González Ximénez, C. (2008). Onso de Bielsa.
جنبشهای تودهای میتوانند بدون باور به خدا پدید آیند، اما هرگز بدون باور به شیطان شکل نمیگیرند. Hoffer, E. (1951). The True Believer. González Ximénez, C. (2008). Onso de Bielsa.
ما باید تصمیم بگیریم برای چه چیزی ارزش قائل هستیم و چه چیز ارزش مبارزه را دارد و سپس باید برای آن بجنگیم. اگر این کار مهم را نکنیم قافیه را به کسانی که به چیزهای پستتر باور دارند، میبازیم؛ و در مقابل آنهایی شکست خواهیم خورد که به ارزش زندگی و آزادی اعتقادی ندارند و برای تحمیل تصورات تیره و تارشان به بشریت، مبارزه میکنند. Kasparov, G. (2015). Winter Is Coming. (A. Fazeli Moghadam, Trans.) Ignatovich, B. (1935). Chess Tournament.