مدرسه اخترشناسی
Статистикаبستری برای یادگیری اخترشناسی انتقادات، پیشنهادات و نیز سوالات نجومی خود را با نگارنده در میان بگذارید. انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز است ارتباط با من: https://t.me/MGhaffarzade مهدی غفارزاده 09106809718 مدال نقره و برنز المپیاد نجوم؛ مدرس نجوم و فیزیک.
- Последний пост
- 26 авг. 2024 г.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
#یادداشت_آموزشی_شماره_9 #سال_نوری (Light year) در میان گذشتگانِ ما بسیار متداول بود که هرگاه از آنان از مسافت میان دو روستا یا دو شهر سوال میشد (از اینجا تا فلان روستا چقدر راهه؟) پاسخ آن را با زمان ارائه میکردند (از اینجا تا روستای بعدی 2 ساعت راهه). با اینکه این نوع جواب دادن به چنین سوالی شاید از لحاظ علمی کمی نامطلوب باشد! چراکه ما از مسافت سوال کردیم، و پاسخ چنین سوالی اصولا باید از جنس مسافت باشد (مثلا از اینجا تا روستای بعدی 20 کیلومتر راه است) ولی تا همین امروز هم این رویه در بین ما انسانها متداول است و البته شنونده را نیز دچار ابهام نمیکند! اینکه قدما مسافت میان یک روستا تا روستای مجاور را با زمان بیان میکردند، به آن معنا بود که اگر با اسب یا الاغ (وسیله متداول حمل و نقل در آن زمان) اقدام به طی طریق کنیم، مثلا 2 ساعت دیگر به مقصد خواهیم رسید. سرعت اسب یا الاغ مقدار مشخصی بود و تقریبا همه اسبها و یا الاغها همین مقدار سرعت را داشتند. در روزگار ما هم مثلا میگوییم از تبریز تا تهران چقدر راه است؟ بلافاصله پاسخ می دهیم با ماشین شخصی حدود 8 ساعت. یعنی با سرعت متداول ماشینها در جادهها این مقدار مسافت حدودا 8 ساعته طی میشود. حالا اگر بپرسند از زمین تا ستاره قلبالعقرب چقدر راه است؟ چگونه باید پاسخ داد؟! اگر بخواهیم پاسخ را به کیلومتر بیان کنیم، یقینا تعداد صفرهای آن به حدی زیاد خواهد بود که برای خواندن آن دچار مشکل خواهیم شد. پس این روش را باید بیخیال شویم! منجمان نیز از همین رسم قدیمی برای بیان فواصل میان اجرام آسمانی استفاده میکنند! استفاده از زمان. ولی فرضا بخواهیم به سمت ستاره قلب العقرب سفر کنیم، با چه سرعتی این طی طریق انجام میشود؟ تا سرعت را ندانیم، پاسخ زمانی نمیتوانیم به چنین سوالی بدهیم و مطمئنا برای طی چنین مسافت بزرگی باید وسیلهای بسیار بسیار پر سرعت داشته باشیم. حال چه کنیم؟ گفته اند نور سریعترین پدیده ممکن در جهان است، سریعتر از نور ممکن نیست و جالبتر از همه اینکه سرعت نور مقداری ثابت و جهانشمول است و برای افراد مختلف و منابع نوری مختلف هیچ تفاوتی نمیکند (این یکی از اصول اولیه نظریه نسبیت خاص اینشتین است)، همیشه همان 300000 کیلومتر در ثانیه است. پس فقط کافی است که در دنیای خیال فرض کنیم سفینهای داریم که با سرعت نور حرکت میکند و قرار است ما را به ستاره قلب العقرب برساند! چقدر طول میکشد؟ آنگاه خواهیم گفت 550 سال. چون با سرعت نور در سفر بوده ایم، میگوییم: فاصله زمین تا ستاره قلبالعقرب 550 سال نوری است. مسافت را با زمان بیان کردیم! درست شبیه قدما. چند مثال: - فاصله زمین تا ماه حدودا 1.3 ثانیه نوری است. (برای رسیدن نور ماه به زمین فقط 1.3 ثانیه زمان لازم است). - فاصله زمین تا خورشید حدودا 8 دقیقه نوری است - فاصله خورشید تا نزدیکترین ستاره (پروکسیما قنطورس) حدودا 4.3 سال نوری است - قطر کهکشان راه شیری تقریبا 100000 سال نوری است - فاصله کهکشان راه شیری از کهکشان آندرومدا تقریبا 2.5 میلیون سال نوری است - کهکشانهای دوردستی که در تصویر فوق دیده میشوند حدود 13 میلیارد سال نوری از ما فاصله دارند. بنابراین اگر جسمی 5000 سال نوری با ما فاصله داشته باشد، نوری که از سطح آن جسم ساطع میشود 5000 سال در راه خواهد بود تا به چشم مبارک ما برسد! پس تصویری که از آن جسم میبینیم وضعیت 5000 سال گذشتۀ آن را به ما گزارش میدهد. پس نور ساطع شدۀ فعلی آن کی به ما میرسد؟ پاسخ: 5000 سال دیگه! (البته اگر تا 5000 سال بعد انسانی روی کره زمین باقی مونده باشه 🤔😂😂 ) نتیجه اینکه ما به وضعیت فعلی جهان دسترسی نداریم. این کیهان بزرگ همواره تاریخ گذشته خود را به ما نمایش میدهد. هر چقدر اجرام دورتری را مشاهده و کشف کنیم در واقع به گذشتۀ دورتر جهان نظاره کردهایم. سوال: اینکه ما به وضعیت فعلی جهان دسترسی نداریم و همواره گذشتۀ آن را میتوانیم مشاهده کنیم، خبر خوبی است؟ یا نه؟ اگر خوب است چه کمکی میتواند به ما بکند؟ در چه حالتی (به طور فرضی) امکان داشت که بتوانیم وضعیت فعلی و آنی جهان را مشاهده کنیم؟ (چه چیز باید تغییر میکرد تا امکان چنین چیزی را می داشتیم؟) https://t.me/astronomical_topics
تصویری از اعماق فضای دوردست موسوم به extreme Deep Field که توسط تلسکوپ فضایی هابل گرفته شده است. ظاهرا به هر نقطه ای از اعماق فضا که نگاه کنیم، هزاران کهشان ریز و درشت مشاهده خواهیم کرد. دورترین کهکشان موجود در این تصویر حدود 13 میلیارد سال نوری با ما فاصله دارد. #سال_نوری (Light year) https://t.me/astronomical_topics
#علم_و_شبه_علم
🌸🌸🌸 با سلام خدمت مخاطبین عزیز کانال مدرسه ستارهشناسی چندی پیش در محفلی دوستانه از بنده دعوت شد تا مباحثی پیرامون "شبه علم" و سوالاتی که دربارۀ آن مطرح میشود، ارائه کنم. البته بنده در این حوزه متخصص نیستم، ولی بواسطه علاقه و مطالعاتی که در این زمینه داشتم، مطالبی رو آماده کردم و در باشگاه 155 انجمن نجوم آیاز در تبریز، برای دوستان ایراد کردم. صوت ضبط شده سخنرانی را در اینجا نیز قرار میدهم👇👇، دوستان علاقمند اگر نظر یا انتقادی داشتند، خوشحال میشوم که از آنها بهرهمند شوم.
🔹مکان خوشه ستارهای M6 در صورت فلکی عقرب #خوشه_M6 👈👈برای آشنایی با خوشه M6 اینجا را لمس کنید. https://t.me/astronomical_topics
#آشنایی_با_اجرام_مسیه قسمت ششم: #خوشه_باز_M6 یا NGC6405 این خوشه ستارهای، نخستین خوشۀ بازی است که در فهرست مسیه مشاهده میشود. برخی شکل ظاهری آن را به پروانه شباهت میدهند، از این رو آن را خوشه پروانهای هم مینامند. همانطور که در تصویر هم مشاهده میکنید، خوشههای ستارهای باز شکل ظاهری منظمی ندارند، بر خلاف خوشههای کروی که همگی تا حدود زیادی به کره شباهت دارند. تفاوت دیگر خوشههای باز با کروی در این است که معمولا تعداد ستارههای موجود در یک خوشه کروی بسیار بیشتر از خوشه باز است. خوشه M6 چیزی در حدود 120 ستاره دارد! (مقایسه کنید با چند ده هزار یا حتی چند صدهزار ستاره در خوشه های کروی) این خوشه اولین بار در قرن هفدم میلادی توسط یک منجم ایتالیایی به نام جیووانی باتیستا هودیرنا ثبت شده است، هر چند که برخی از محققین تاریخ نجوم اظهار داشتهاند که به احتمال زیاد این خوشه توسط بطلمیوس در قرن دوم میلادی مشاهده شده است! قدر ظاهری آن 4.2 است، ولی خب با چشم غیر مسلح حتی در بهترین شرایط هم امیدی به رصد آن نداشته باشید! چرا که این مقدار روشنایی از یک منطقه گسترده و لکه مانند به چشم ما میرسد و نه یک ستارۀ نقطه ای. خوشههای باز معمولا بسیار جوانتر از خوشههای کروی هستند. این خوشۀ ما فقط 94 میلیون سال سن دارد (یعنی حتی جوان هم محسوب نمیشود، بلکه نوجوان است!) ابعاد فضایی آن در حدود 12 سال نوری است. بیشتر ستارههای پرنورِ این خوشه آبی رنگ هستند، ولی درخشانترین ستارۀ آن یک غول نارنجی رنگ است که در تصویر بالا هم به وضح قابل مشاهده است. به راستی چرا ستارگان رنگهای متفاوتی دارند؟🤔🤔 خوشه M6 در نزدیکیهای دُم صورت فلکی عقرب جای گرفته است، و ما در شبهای تابستان میتوانیم آن را رصد کنیم. پیشنهاد میکنم رصد آن را از دست ندهید چرا که بسیار زیباست! در تصویر زیر مکان M6 در صورت فلکی عقرب نشان داده شده است.
🔹تصویری از خوشه ستارهایM6 #خوشه_M6 🔹برای آشنایی با این خوشه ستارهای اینجا را کلیک کنید. https://t.me/astronomical_topics
اندازه گیری فاصله ستارگان با روش اختلاف منظر مثلثاتی مربوط به یادداشت آموزشی شماره 8 #فاصله_ستارگان #اختلاف_منظر_مثلثاتی https://t.me/astronomical_topics
#یادداشت_آموزشی_شماره_8 #فاصله_ستارگان #اختلاف_منظر_مثلثاتی محاسبات روش اختلاف منظر (برای دوستانی که به محاسبات نجومی علاقمند هستند) در یادداشت آموزشی قبلی توصیفی از روش اختلاف منظر برای اندازهگیری فاصله ستارگان نزدیک از نظرتان گذشت. با توجه به اینکه برخی از خوانندگان عزیز، به روشهای محاسباتیِ موضوع هم علاقمند هستند در این یادداشت به اختصار به جنبههای ریاضیاتی موضوع میپردازیم. گفتیم که منجمان ستاره مورد نظر را حداقل باید دو بار -با فاصله زمانی شش ماه- رصد کنند. به این ترتیب میتوانیم مثلثی شبیه آنچه در شکل زیر مشاهده میکنید ترتیب دهیم. زاویه راس این مثلث (که در عمل زاویه بسیار کوچکی است) در نهایت با مشاهدات رصدی معین خواهد شد. به نصف این زاویه، "زاویه اختلاف منظر" میگویند. آن را با حرف P نشان داده ایم. ارتفاع مثلث –که آن را با d نشان دادهایم- همان فاصله ستاره تا خورشید است. یعنی چیزی که دنبال آن هستیم. خب، میدانیم که در یک مثلث قائم الزاویه، تانژانت یک زاویه عبارت است از: ضلع روبروی آن زاویه تقسیم بر ضلع مجاور به آن. یعنی تانژانت P برابر است با شعاع مدار زمین تقسیم بر d شعاع مدار زمین مقدار معلومی است و قبلا اندازه گیری شده است(حدودا 150 میلیون کیلومتر) در اخترشناسی مرسوم است که این مقدار را یک واحد نجوم (AU) میگویند. پس فقط کافی است که P را داشته باشیم، تا با قرار دادن آن در رابطه تانژانت بتوانیم فاصله ستاره را بدست بیاوریم. بدیهی است که در این رابطه، فاصله ستاره مورد نظر بر حسب واحد نجومی بدست می آید. شکل زیر را نگاه کنید👇 https://t.me/astronomical_topics
🌠ویژه برنامه هفته جهانی نجوم در تبریز پژوهشکده فیزیک کاربردی و ستارهشناسی دانشگاه تبریز، با همکاری انجمن نجوم آیاز و سایر گروههای فعال، برنامه پایانی هفته نجوم را شنبه ۲۹ اردیبهشت برگزار میکند. 🔰 در بخش سخنرانیهای این ویژه برنامه، سید هادی طباطبایی پژوهشگر تاریخ علم درباره نقش آذربایجان در نجوم ایران و جهان سخنرانی خواهد کرد. ✅️ برنامهها ✨️سخنرانیهای علمی ✨️غرفه نجوم کودکان ✨️غرفههای آموزش نجوم ✨️آموزش نجوم در افلاکنما ✨️رصد خورشید و ماه 🔰شرکت در این برنامه برای تمام شهروندان آزاد و رایگان است. ✅️زمان: شنبه ۲۹ اردیبهشت ساعت ۱۶ تا ۲۱ ✅️مکان: دانشگاه تبریز، پژوهشکده فیزیک کاربردی و ستارهشناسی ورود از درب قاضی(جنب بیمارستان امام رضا) امکان پذیر است. @AyazAstro
ادامه یادداشت آموزشی شماره 7 زاویه اختلاف منظر ( زاویه رأس مثلث) بسیار بسیار زاویه کوچکی است. توجه کنید که شکل رسم شده بسیار اغراق آمیز است، در عمل ارتفاع این مثلث خیلی خیلی خیلی از قاعده آن بزرگتر است. هر چه ستارهای دورتر باشد زاویه اختلاف منظر آن کوچکتر خواهد بود و برعکس. اختلاف منظرِ نزدیکترین ستاره به خورشید (ستاره آلفا-قنطورس) عددی است در حدود 0.00021 درجه. یعنی این بزرگترین زاویه اختلاف منظری است که میتواند وجود داشته باشد. حال اگر ستارهای بیش از حد دور باشد و زاویه اختلاف منظر آن بسیار کوچکتر از آن چیزی باشد که ابزارهای اندازهگیری ما میتوانند اندازه گیری کنند، استفاده از این روش امکان پذیر نیست و اخترشناسان باید فکر دیگری بکنند! واقعیت آن است که روش اختلاف منظر فقط برای آن دسته از ستارگان داخل کهکشان خودی که نسبتا نزدیک به ما هستند، کارایی دارد. فاصله ستارگان دورتر را چگونه اندازهگیری میکنند؟ فاصله کهکشانها را چگونه میتوان اندازهگیری کرد؟ اینها سوالاتی هستند که در یادداشتهای بعدی به آنها خواهیم پرداخت. به عنوان اشارۀ تاریخی، خوب است از فریدریک بِسِل دانشمند آلمانی که در سال 1838 میلادی اولین بار اختلاف منظر ستاره 61 -دجاجه را اندازهگیری کرد، یادی کنیم. شاید برخی از دوستان در درسهای دانشگاهی نام توابع بسل به گوششان خورده باشد! که از دیگر دستاوردهای این دانشمند است. اگر به محاسبات این روش علاقه دارید؛ در کامنت ها بیان کنید تا در یادداشتی جداگانه تقدیمتان شود. پایان قسمت اول #فاصله_ستارگان #اختلاف_منظر_مثلثاتی https://t.me/astronomical_topics
عکس شماره دو مربوط به یادداشت آموزشی شماره 7 برای توضیحات اینجا را لمس کنید #فاصله_ستارگان #اختلاف_منظر_مثلثاتی https://t.me/astronomical_topics
ادامه یادداشت آموزشی شماره 7 #فاصله_ستارگان #اختلاف_منظر_مثلثاتی خب حالا چه ربطی به ستاره ها دارد؟! اول اینکه ما ناظر متحرکی هستیم، و سوار بر یک سفینه فضایی بزرگ به نام زمین در فضا حرکت میکنیم. اگر دقت کنید در یک بازه 6 ماهه، ما به اندازه قطر مدار زمین (معادل سیصد میلیون کیلومتر) در فضا جابجا میشویم. و دوم اینکه وقتی به یک ستاره معین نگاه میکنیم، در پس زمینه آن ستارگان دورتری وجود دارند، که میتوانند نقش آن صفحات رنگی که در بالا توضیح دادیم را ایفا کنند. پس همه چیز برای مشاهده اختلاف منظر ستارهها آماده است. حالا اگر یکبار دیگر توضیح اولی را که برای اختلاف منظر ستارگان نوشته بودم را بخوانید؛ انشاءالله معنای آن برایتان روشنتر خواهد بود. تصویر شماره دو را هم نگاه کنید. برای اندازه گیری اختلاف منظر هر ستاره؛ منجمان باید 6 ماه صبر کنند. وقتی جابجایی اختلاف منظری اندازه گیری شد (همان زاویه راس مثلث در شکل دو)، آنگاه فقط کافی است که ارتفاع مثلث را محاسبه کنیم(که با خط چین مشخص شده است). این ارتفاع همان فاصله ستاره از ناظر است. توجه کنید که قاعده این مثلث برای ما معلوم است (همان قطر مدار زمین). این فرایند هم بسیار زمانبر و دقیق است و هم بسیار مشکل. به نظر شما چرا؟ ادامه مطلب 👇 https://t.me/astronomical_topics
شکل شماره یک مربوط به یادداشت آموزشی شماره 7 برای توضیحات اینجا را لمس کنید #فاصله_ستارگان #اختلاف_منظر_مثلثاتی
#یادداشت_آموزشی_شماره_7 منجمان چگونه فاصله ستارگان را اندازهگیری میکنند؟ #فاصله_ستارگان #اختلاف_منظر_مثلثاتی قسمت اول بگذارید خیالتان را راحت کنم، واقعیت این است که هیچ روش مستقیم و سرراستی برای اندازه گیری فاصله اجرام آسمانی وجود ندارد! این مسئله همواره کاری مشکل و چالش برانگیز بوده است. ولی خب، اخترشناسان دست روی دست نگذاشتهاند و روشهای بسیار خلاقیت آمیزی برای اینکار ابداع کردهاند. اگر شما هم منجم با حوصلهای هستید، پس با من همراه شوید تا برخی از این روشها را با هم مرور کنیم. قدیمیترینِ این روشها، فرآیندی است که به آن اختلاف منظر (Parallax) میگویند. اختلاف منظر چیست؟ توصیف فنی آن اینگونه است: ما انسانها از روی زمین به ستارگان نگاه میکنیم. ولی زمین، خانۀ ثابتی نیست! و میدانیم که دور خورشید میگردد. با جابجا شده زمین در مدارش، اینگونه به نظر میرسد که ستارگان مجاور ما (آنهایی که فاصله کمتری دارند) نسبت به ستارگان دورتر، متحرک به نظر میرسند. منجمان این جابجایی زاویهای را اندازهگیری میکنند و با کمی محاسبه، فاصله ستاره را بدست میآورند. (خیلی سعی کردم که گویا و روشن توضیح دهم، ولی میدانم که چندان قابل فهم نبود 😐) پس بیایید با شکل و تصویر زیر شروع کنیم. به عکس شماره یک نگاهی بیاندازید: یک شئ زرد رنگ در مرکز تصویر داریم. ناظر در سمت چپ قرار دارد و شئ را رویت میکند. در سمت راست و در فاصلهای دورتر از شئ زرد رنگ، صفحههای رنگیای قرار داده شده است. سه رنگ مختلف در سه مکان مختلف. حال ناظر محترم ما، اول به نقطه A میرود و به شئ زرد نگاه میکند. در این حالت امتداد خط دید ناظر به صفحه آبی رنگ میرسد، یعنی ناظر A شئ را طوری میبیند که گویی در جلوی صفحه آبی رنگ قرار گرفته است. (در قسمت پایین تصویر، سمت چپ چیزی که ناظر A مشاهده کرده است را با هم می بینیم). حال ناظر محترم ما مکانش را عوض میکند و به نقطه B میرود. باز هم به شئ زرد رنگ نگاه میکند، اینبار امتداد خط دید ناظر به صفحه قرمز رنگ میرسد، یعنی ناظر B شئ را طوری میبیند که گویی صفحه قرمز در پشت آن (زمینه) قرار گرفته است. (پایین سمت راست، چیزی که ناظر B می بیند رسم شده است). پس ناظری که به شئ معینی چشم دوخته است، اگر مکان خود را تغییر دهد مشاهده میکند که موقعیت ظاهری شئ مورد نظر نسبت به اشیاء دورتر تغییر میکند، مانند این است که بگوییم شئ مورد نظر ما نسبت به اشیاء پس زمینه حرکت میکند و جابجا میشود. البته که همه اینها "واقعاً " ناشی از حرکت و تغییر مکان ناظر است، که ما آنها را "مجازاً" به جابجایی شئ نسبت میدهیم. این پدیده را اختلاف منظر میگویند. شما هم میتوانید در هر جایی که هستید با اشیاء پیرامونی خودتان آنرا آزمایش کنید! خب حالا چه ربطی به ستاره ها دارد؟! ادامه مطلب👇
🌸سلام بر همه دوستان اخترشناس اخیراً یکی از دوستان بزرگوار ، در مورد چگونگی اندازهگیری فاصله ستارگان سوالی پرسیدن. پاسخ مشروح این سوال در طی یادداشتهای زیر تقدیم همه علاقمندان میگردد. 👇👇👇👇👇
نرم نرمک می رسد اینک بهار میرسد اینک بهار خوش به حال روزگار...🌸🌸 نوبهار رو خدمت همه دوستان تبریک میگم و امیدوارم دل و جانتون همیشه بهاری باشه. https://t.me/astronomical_topics
سلام بر همه دوستان اخترشناس🌺🌸 امیدوارم حال و احوال همه تون خوب باشه🌸🌸 چند روز پیش یکی از دوستان سوالی راجع به هندسه دیفرانسیل و نظریه نسبیت عام اینشتین پرسیدن، بنده هم در پاسخ مطالبی رو براشون نوشتم. اون مطالب رو در اینجا هم قرار میدم، شاید مدنظر علاقمندان قرار بگیره. هندسه دیفرانسیل یه شاخه ای از ریاضیات هستش که با استفاده از حساب دیفرانسیل و انتگرال و جبر خطی و .... به مطالعه انواع خمها و رویه ها در فضاهای هندسی اقلیدسی و نااقلیدسی می پردازه. تو هندسته دیفرانسیل مفهومی مهم به نام مَنیفُلد مطرح میشه . منیفلد به فضایی میگویند که وقتی از نزدیک و به صورت موضعی با اون مواجه میشیم شبیه فضای اقلیدسی هستش (همین فضای هندسی که از دوره دبیرستان باهاش آشنایی داریم و در کاربردهای روزمره استفاده می کنیم)، ولی وقتی ازش فاصله می گیریم و از دور به صورت کلی تری اون رو مورد بررسی قرار میدیم، دیگه خواص هندسه اقلیدسی رو از خودش نشون نمیده! مثلا سطح یک کره، یک منیفلد هستش. وقتی ما روی سطح کره باشیم و نقاط مجاور و بسیار نزدیک به خودمون رو بررسی کنیم، این حس به ما دست میده که انگار روی یک صفحه تخت قرار داریم که کاملا قوانین هندسه اقلیدسی رو داره، در واقع روی کره زمین ما همین حس رو داریم، و اصلا کروی بودن و انحنای زمین رو حس نمیکنیم. اگر روی سطح زمین یک مثلث رسم کنیم، می بینیم که این مثلث خواص اقلیدسی از خودش نشون میده، مثلا مجموع زوایای اون برابر با 180 درجه هستش. قانون کسینوسها و فیثاغورث برقرار هستش و... ولی اگر ابعاد این مثلث خیلی بزرگ باشه (موضعی نباشه) مثلا یک راس اون در تهران باشه، راس دیگه در استانبول و راس دیگه در بندرعباس باشه، اونوقت دیگه قضیه فرق میکنه. کرویت زمین کاملا خودش رو نشون میده، دیگه مجموع زوایا 180 درجه نیست، بلکه بیشتر از 180 هستش، قانون کسینوسها دیگه به اون شکل برقرار نیست و... منیفلدها در کل همچین خواصی دارن. اینشتین تو نظریه نسبیت عام، از هندسه دیفرنسیل برای بررسی هندسه فضا استفاده میکنه... اونجا هم منیفلدها مطرح میشن... یعنی فضایی که در اون هستیم، ممکنه به صورت موضعی اقلیدسی به نظر برسه؛ ولی در مقیاس های بزرگ تحت اثر نیروی گرانش دیگه اقلیدسی نیست و هندسه دیگه ای بر اون حاکمه! https://t.me/astronomical_topics
مکان خوشه کروی M5 در صورت فلکی سرِمار لمس کنید: -مشاهده تصویر M5 -آشنایی با M5 #خوشه_کروی_M5 https://t.me/astronomical_topics
#آشنایی_با_اجرام_مسیه قسمت پنجم: #خوشه_کروی_M5 یا NGC5904 پنجمین جرم فهرست مسیه، عبارتست از یک خوشه کروی زیبا در صورت فلکی سَرِ مار (Serpens Caput). این خوشه با چشم برهنه (بدون ابزار رصدی) به مانند یک ستاره از قدر 5.6 مشاهده میشود، البته در بهترین شرایط رصدی! برای مشاهده تصویر M5 اینجا را لمس کنید. یک روش برای پیدا کردن M5 این است که ابتدا صورت فلکی حوا را پیدا کنید، سپس در سمت راست آن در جایی مابین صورت فلکی میزان و اکلیل شمالی، صورت فلکی سرمار را شناسایی کنید و سپس ستاره بتا-سرمار را به دلتا آن وصل کنید و تقریبا به همان اندازه امتداد دهید، به این ترتیب به نزدیکیهای M5 میرسید، حالا با استفاده از بزرگنمایی کمتر میتوانید با کمی جستجو در آن محدوده، این خوشه کروی را در میدان دید خود بیابید. خوشه M5 در سال 1702 توسط یک منجم آلمانی به نام "گاتفرید کِرچ" کشف شد، مانند بسیاری دیگر از منجمان آن دوران، آقای کرچ هم درواقع در پی رصد دنبالهدارها بود که به طور تصادفی لکهای کوچک را کشف کرد که به نظر میرسید نه دنبالهدار است و نه ستاره معمولی! چند ده سال بعد شارل مسیه، منجم معروف فرانسوی-که فهرست مسیه حاصل تلاشهای اوست- این جرم را در فهرست خود به عنوان یک سحابی ثبت کرد. این را به حساب بیدقتی مسیه نگذارید، چراکه امروز هم اگر شما با تلسکوپهای کوچک به آن بنگرید، چیزی جز یک لکۀ ابرمانند مشاهده نخواهید کرد. در اواخر قرن هجدهم بود که ویلیام هرشل (همان کاشف سیاره اورانوس) با تلسکوپ استثنایی خود و دقت خاصی که در رصدها داشت توانست حدود 200 ستاره از آن را تفکیک کند و بشمارد، و به این ترتیب نشان داد که M5 سحابی نیست، بلکه تجمعی از ستارگان است. در این خوشه نیز ستارگان متغیر زیادی وجود دارد، که بیشتر آنها از خانوادهRR-شلیاق هستند. با استفاده از همین ستارگان متغیر است که اخترشناسان میتوانند فاصله چنین اجرامی را از زمین محاسبه کنند. در یادداشتهای آموزشی آینده در این مورد توضیح بیشتری خواهد آمد. در خوشۀ M5 دو تپ اختر میلی ثانیهای مشاهده شده است. منجمان به ستارگان نوترونی چرخان، تپ اختر میگویند. تپ اخترهای میلی ثانیهای با سرعت بسیار زیادی حول خود چرخش میکنند: چند صد بار در یک ثانیه. این موجودات در محدوۀ ایکس و گاما تابش میکنند. کشف و مطالعه چنین تپ اخترهایی در درک ماهیت ستارگان نوتروتی اهمیت بسیاری دارد. فاصله M5 از ما حدود 25000 سال نوری است. خوشههای کروی یادگار دوران نوجوانی کهکشان ما میباشند، بنابراین ستارگان آنها بسیار کهنسال هستند. عمر این خوشه را حداقل 10 میلیارد سال تخمین زدهاند. https://t.me/astronomical_topics