جامعهشناسی افقنگر ـ دکتر احمد بخارایی
Статистикаتلاش من در جهت توصیف، تبیین و تحلیل پدیدهها و مسائل اجتماعی ایران معطوف به «آینده» است… منتظر دریافت نظر شما پیرامون تحلیل ارایه شده هستم. با سپاس: 👈 https://t.me/drbokharaei www.dr-bokharaei.com Ahmad Bokharaei, Sociologist
- Последний пост
- 8 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Экономика (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 2 349
- 1/48двое суток
- 2 691
- 1/72трое суток
- 2 903
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
⟩ #فقر و #تبعیض: #اعتراضات دی ۱۴۰۴ و #جنگ اخیر! | شنبه ۱۷ امرداد ۱۴۰۵ | گفتوگوی روزنامه «جهان صنعت» با #احمد_بخارایی دربارهی ریشههای فقر، شکاف طبقاتی و علل شکلگیری اعتراضات دیماه ۱۴۰۴» | منتشر شده در ۱۱ امرداد ۱۴۰۵ | نمایش گزارش: 👇 https://jahanesanat.ir/?p=647859 | دقت: این گفتوگو در دو مرحله، یکی در پایان سال ۱۴۰۴ و دیگری به عنوان تکمله اخیراً صورت گرفت. ❓باتوجه به اینکه سال گذشته چه از نظر اقتصادی، چه اجتماعی و چه سیاسی سال سختی برای کشور بود و با نظر به سیاستهایی که دولت و حاکمیت اتخاذ کردند وضعیت فقر در جامعه را چگونه ارزیابی میکنید و کدام گروههای اجتماعی بیشترین فشار و آسیب را تحمل کردند؟ آماروارقام بهروشنی وضعیت موجود را نشان میدهند بهویژه زمانیکه توسط خود نمایندگان مجلس ارائه میشوند. براساس این آمار خط فقر مطلق ماهانه بین ۵۰تا۵۵میلیونتومان برآورد شده و اگر فقر نسبی را در نظر بگیریم ممکن است حدود ۸۰درصد جمعیت را شامل شود. این آمار بهوضوح بیانگر نابسامانی اقتصادی و فقر گستردهای است که در کشور وجود دارد. برای روشنترشدن وضعیت یکمثال ارائه میکنم: در سال۱۴۰۳ میانگین خرید با کارت بانکی افراد دهک اول حدود ۶هزارتومان بوده درحالیکه میانگین خرید افراد دهک دهم حدود ۵/۲میلیونتومان بوده یعنی حدود ۴۰۰برابر تفاوت. این آمار علاوهبر نشاندادن شکاف طبقاتی عمق فقر در طبقات پایین جامعه را نیز آشکار میکند. طبیعی بوده که این ارقام توسط نمایندگان مجلس ارائه شده و ممکن است آمار واقعی حتی بیش از این باشد. اعلام شده که حدود ۷۰میلیارد دلار ارز و طلا در اختیار مردم است. اگر این مقدار با دلار ۱۵۰هزارتومانی محاسبه شود معادل حدود ۱۱هزارهمت خواهد بود درحالیکه بودجه سال۱۴۰۵ حدود ۵هزارو۲۰۰همت است. این موضوع نشان میدهد که بیشاز دوبرابر بودجه سالانه کشور در اختیار دهکهای بالای جامعه(عمدتا دهکهای نهمودهم) قرار دارد. این نمونهای روشن از شکاف شدید طبقاتی در کشور است و نشان میدهد بیش از ۸۰درصد مردم زیر خط فقر نسبی زندگی میکنند. ❓ لطفا در این زمینه توضیح دهید که بهنظر شما آیا درحالحاضر با فقر چندبعدی در کشور مواجه هستیم؟ فقر در معناهای مختلفی مطرح میشود: نخست فقر طبیعی است که معمولا بهکمبود منابع پایه مانند معادن یا آب اشاره دارد. کشور ما از نظر منابع طبیعی بهویژه گاز وضعیت قابلتوجهی دارد و دومین رتبه جهانی را داراست بنابراین دچار فقر طبیعی نیستیم اما دو نوع فقر دیگر وجود دارد: فقر مطلق و فقر نسبی. فقر مطلق بهعدم توانایی فرد در تامین نیازهای اولیه و ضروری زندگی مانند غذا، پوشاک، بهداشت و خوراک اشاره دارد. براساس آمار موجود خط فقر مطلق در شهرها در حال حاضر حدود ۵۰تا۵۵میلیونتومان در ماه برآورد میشود. فقر نسبی نیز بسته بهشرایط زمانی و مکانی فرد تعریف میشود یعنی بهنسبت سطح زندگی و شرایط محیطی که فرد در آن زندگی میکند متفاوت است. در شهرها فقر نسبی معمولا گستردهتر از روستاهاست. باتوجهبه این معیارها و حضور گروههای کمدرآمد در حاشیه شهرها بیشاز ۸۰درصد افراد جامعه زیر خط فقر نسبی زندگی میکنند. ❓بهنظر شما فقر و فشار اقتصادی چهتاثیراتی بر رفتار و روحیه اجتماعی مردم داشته و تصمیمات اقتصادی و سیاسی دولت چهتاثیری بر طبقات مختلف جامعه گذاشته است؟ فقر پیامدهای منفی متعددی برای یک جامعه دارد بهویژه زمانیکه با تبعیض همراه باشد. در برخی مناطق روستایی ممکن است همه افراد فقیر باشند اما بهدلیل همسانی وضع زندگی تبعیض کمتر نمود پیدا میکند. درمقابل در شهرها فقر با تبعیض و نابرابری اقتصادی و اجتماعی ترکیب میشود و در کشور ما این تبعیض غالبا با فساد و رانت آمیخته است. از نگاه دینی پیامدهای فقر نیز قابل تامل است. در روایتی آمده که فقر انسان را در آستانه کفر قرار میدهد. کفر در این معنا بهمعنای پوشاندن حقیقت و واقعیت است نه صرفا انکار خدا. بهعبارتی فرد فقیر ممکن است بهسبب کمبود منابع و محرومیتها بهجهالت و پوشاندن حقیقت سوق داده شده و درنهایت دچار خواری و ذلت شود. مخصوصا هنگامی که فقر با تبعیض و نابرابری شدید اقتصادی همراه باشد پیامدها بیشتر آشکار میشوند. در ایران بیش از ۸۰درصد ثروت کشور در اختیار کمتر از ۲۰درصد افراد جامعه است که این وضعیت باعث احساس خوار و حاشیهایبودن در بخش وسیعی از مردم میشود. این حس نابرابری و محرومیت میتواند افراد را بههر وسیلهای برای دستیابی بهاهداف خود سوق دهد و یکی از عوامل شکلگیری جرائم باشد. بررسی زندانها نشان میدهد که بسیاری از مجرمان متعلق بهقشرهای…| ادامه:👇 https://blog.dr-bokharaei.com/2026/08/blog-post_08.html#more | دیگر یادداشتها و سخنرانیها: 👇 | dr-bokharaei.com | youtube.com/@AhmadBokharaei?hl=fa | t.me/dr_bokharaei | instagram.com/dr.bokharaei
⟩ تنشهای قریبالوقوع پس از آرام گرفتن «شور حسینی»! | شنبه ۱۰ امرداد ۱۴۰۵ | #احمد_بخارایی: جنگ است و شور و هیجان! تودهها و حتی برخی مدعیان روشنفکری هم درگیر هیجان شدهاند به گونهای که «#اعدام» دهشتناک #معترضان دی ماه هم به حاشیه و سایه رفتهاست. عجب شرایطی!!! #جامعه با تغییرات مواجه شده است. تغییرات معطوف به جنگ در ماههای اخیر در سه مقطع زمانی، عمدتا دو گونه است: درونجنگی و برونجنگی. منظور از «درونجنگی»، شور و هیجانی آمیخته با ایدئولوژی مذهبی و از نوع شور حسینی در زمان جنگ است که جنبهی فراگیر پیدا کرد و حتی گریبان بسیاری از مدعیان روشنفکری علاوه بر تودههای مردم را گرفت. در این زمان تنشهای گوناگون اجتماعی به تنش «امنیت وجودی» تقلیل پیدا کرد و اذهان و نگاهها و مواضع عمدتاً معطوف به پاسخگویی به حملهی نیروی خارجی بود. بر این اساس تجمعات شبانه شکل گرفت. در این ایام، بسیاری از مطالبات مردم به حالت تعلیق درآمد تا در فرصت دیگری مطرح شوند. البته در همین ایام صدای #اعتراض و #مطالبهگری بسیاری از مردم به گوش حاکمیت نمیرسید زیرا احساسات ضد دشمن، غلیان کرده بود و مدافعان جنگ اجازه نمیدادند صدای اعتراض منتقدان به وضع موجود در جامعه انعکاس یابد. اینها عوارض «درونجنگی» بود که طبیعتاً زمان کوتاهی به اندازه زمان جنگ دارند. اما تغییرات و عوارض «برونجنگی» آن چیزی است که پس از پایان یافتن جنگ گریبان جامعه را میگیرد. بر این اساس طبقهی متوسط و طبقهی پایین که هر کدام به نحوی با جنگ، زاویه داشتند یا از جنگ آسیب دیدهاند پس از پایان یافتن جنگ، با شدت مطالبهگری خواهند کرد. در این فضای پس از جنگ، دیگر نمیتوان به سهولت و صرفاً با شور حسینی تورم ۱۳۰ درصدی خوراکیها و عدم مشارکت اقتصادی چند ده میلیون نفر و نرخ روزافزون بیکاری را تحمل کرد در صورتی که افزایش حقوق حداکثر ۲۰ درصد بودهاست. قشر متوسط که در پساجنگ رمضان، نحیف و لاغر شدهبود و در تجمعات شبانه حضور فعال نداشت و منتقد وضع موجود بود و احساس کرده بود که با افت سرمایهی اجتماعی مواجه شده است پس از جنگ با صدای بلند، مطالبهگری خواهد کرد زیرا «جنگ شناختی» در ایام جنگ، نتوانست قلههای ذهنی بسیاری از افراد طبقهی متوسط را تسخیر کند. #طبقه_متوسط که احساس میکرد در این جنگ با تهدید #هویت فردی و اجتماعی مواجه شده است پس از جنگ با شدت به صحنه میآید تا فریاد بزند که در دوران #جنگ، «همگرایی» نداشته است و واقعیت به طور یکپارچه بیان نشدهاست و هجمهی تصاویر حکومتی در رسانههای داخلی، واقعیت را تقطیع کرده است. پس از طبقهی متوسط، طبقهی پایین جامعه در ایام پس از جنگ با واقعیتی مواجه خواهد شد که احساس میکند امنیت اقتصادیشان به شدت تهدید میشود. بنابراین طبقات اجتماعی هر یک به اعتباری در دوران پس از جنگ به صحنه خواهند آمد و رفتارشان و کنشهای اجتماعیشان متناسب با دوران «برونجنگی» شکل خواهدگرفت. | دیگر یادداشتها و سخنرانیها: 👇 | dr-bokharaei.com | youtube.com/@AhmadBokharaei?hl=fa | t.me/dr_bokharaei | instagram.com/dr.bokharaei
| خشم فروخوردهی سیاسی و اجتماعی در میان دانشجویان! | شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ | گفتوگوی پایگاه خبری تحلیلی «اقتصاد نیوز» با احمد بخارایی، جامعهشناس دربارهی خشم جامعه پس از اعتراضات خونین دی ۱۴۰۴ | منتشرشده در ۷ اسفند ۱۴۰۳ | نمایش گزارش:👇 https://www.eghtesadnews.com/fa/tiny/news-771672 ❓آقای بخارایی! با توجه به اعتراضات اخیر، میخواهیم بررسی کنیم که آیا مطالباتی که اکنون در دانشگاهها مطرح میشود باید در امتداد جنبشهای دانشجویی گذشته تحلیل شود یا در ادامه مطالبات ۱۸ و ۱۹ دی؟ تحلیل شما از ماهیت اعتراضات دانشجویی که آغاز شده و ادامه دارد چیست؟ | #احمد_بخارایی: ببینید، هیچ واقعهای بدون پشتوانه و تاریخ نیست. شما ببینید اعتراضات دانشجویی مسبوق به سابقه است که شکل خیلی حاد آن در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ بود؛ زمانی که روزنامه سلام توقیف شد و قانون جدید مطبوعات وضع شد که تقریباً چهار پنج روز طول کشید. اوجش دانشگاه تهران و کوی دانشگاه بود، دانشگاه تبریز و جاهای دیگر. چند کشته داشت؛ یعنی فقط در کوی دانشگاه گفته شد شش نفر کشته شدند، منهای زخمیها، کسانی که چشمشان آسیب دید، کسانی که دستگیر شدند و بسیار اعتراضات تندی بود که نیروهای شخصی هم حمله کردند و در اصل برای اولین بار بعد از انقلاب اینگونه حرمتشکنی نسبت به دانشگاه و دانشجو صورت گرفت. دانشجوها در #اعتراضات ۸۸، بعد از ۸۸ و قبل از ۸۸ بالاخره کم و بیش حضور داشتند. بنابراین میخواهم بگویم این مطالبهگری دانشجوها امری است مسبوق به سابقه، حتی به قبل از انقلاب هم برمیگردد؛ شما ۱۶ آذر را دارید و وقایعی که در دانشگاهها اتفاق میافتد. این یک موضوع است. موضوع دوم این است که وقتی شما چهلم ۱۸ و ۱۹ دی را پشت سر میگذارید، یک واقعه بسیار اسفبار و غیرانسانی که متأسفانه معترضین زیادی کشته شدند، وقتی که مصادف میشود با چهلم این جانباختگان، طبیعتاً چه دانشگاه باشد، چه محصلین آموزش و پرورش باشند، چه رسانهها باشند مطالبهگریها شکل جدیدی پیدا میکند، طبیعتاً معطوف به آخرین واقعهای که حادث شده است و آخرین واقعه و رخداد تأسفبار همان ۱۹ دی است که در بیش از ۳۰۰ نقطه در کشور اتفاق افتاد.طبیعی است که دانشگاهها هم جزئی از جامعه و آینه جامعه هستند. طبیعی است که همان صحنه خشونتباری که در کف خیابانها دیده شد، آن صحنه به دانشگاه منتقل می شود. به ویژه که شما شاهد بودید بسیاری از کسانی که در آن چند روز در دیماه کف خیابانها بودند زیر ۳۰ سال بودند و درصد قابل توجهی زیر ۲۰ سال. بنابراین میخواهم بگویم این قشر جوان بود که آمد به صحنه و فریاد میزد. فقط مسئله اقتصادی نبود. ممکن است مسائل اقتصادی به عنوان جرقهای به بشکه باروتی که از قبل وجود داشت عمل کرده باشد. وقایعی که اتفاق افتاد، داستان افزایش بیش از حد و بیش از انتظار نرخ دلار، یک جرقه بود، ولی بشکه باروت خشم سیاسی و اجتماعی در جامعه وجود داشت. شما ببینید این #خشم_سیاسی را در #انتخابات_مجلس و در #انتخابات_ریاستجمهوری هم داشتیم، وقتی کمتر از ۴۰ درصد در #مجلس و کمتر از ۵۰ درصد در ریاست جمهوری #مشارکت میکنند یعنی با #بحران_مشروعیت مواجه شدیم، یعنی جامعه دارد پیام میدهد، ولی متأسفانه پیامشان شنیده نشد و همچنان، رئیسجمهور منتخب و نمایندگان بر رویه سابق ادامه مسیر دادند تا ۱۴۰۴ که این بار دیگر خشونتها جمع شد و به آن شکل بروز کرد. حالا دانشگاهها جزئی از #جامعه هستند، طبیعی است که خروش داشته باشند. این برخوردی که در دانشگاه صورت گرفت و عملاً دانشجو خشم خودش را نشان داد، خشمی که بعد از ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ متأسفانه تبدیل به کینه شده؛ یعنی امروز آن #خشم فروخفته گذشته تبدیل به یک کینه جمعی شده و این تأسفبار برای جامعه است. یعنی این اوج گسست اجتماعی است، اوج افول #سرمایه_اجتماعی است. بنابراین پیشبینی من این است که این روند در دانشگاه شدت میگیرد و بیش از پیش دانشجویان معترض خواهند بود. ❓این که بعد از همه این اتفاقات در کمتر از یک ماه مجدداً دانشجویان با این حجم اعتراض میکنند، از نگاه شما چه معنایی دارد؟ آیا جامعه از ترس عبور کرده یا مطالبات بیپاسخ مانده و فکر میکند تنها راه، اعتراض است؟ | #احمد_بخارایی: وقتی شما شاهد شکلگیری رقص سوگ در مراسم چهلم این عزیزان هستید، یعنی همین سوگواریها هنجارشکنانه است و انگار از سوگ، فریاد زندگی به گوش میرسد، یعنی میخواهند با رقص و با آهنگهای شاد نشان بدهند که آن جوانشان زنده است. در این شرایط دانشگاهها باز شدهاند، جوانان هم خشگمینند و قشری مسبوق به سابقه مطالبهگری، که خودش کف خیابان در ۱۸ و ۱۹ دی حضور داشته و شاهد آن خشونتها بوده … | ادامه:👇 eghtesadnews.com/fa/tiny/news-771672 | دیگر یادداشتها و سخنرانیها:👇 | dr-bokharaei.com | youtube.com/@AhmadBokharaei | t.me/dr_bokharaei | instagram.com/dr.bokharaei
| خشم جامعه پس از دی ۱۴۰۴: تداوم کینهی اجتماعی! | آدینه ۸ اسفند ۱۴۰۴ | گفتوگوی «خبرگزاری ایلنا» با احمد بخارایی، جامعهشناس دربارهی خشم جامعه پس از اعتراضات خونین دی ۱۴۰۴ | منتشرشده در ۶ اسفند ۱۴۰۴ | نمایش گزارش:👇 https://www.ilna.ir/fa/tiny/news-1754915 ❓پس از حوادث دیماه، به نظر میرسد، جامعه ایرانی چشم انداز روشنی نسبت به آینده ندارد.این شرایط چه تبعاتی به دنبال خواهد داشت؟ | #احمد_بخارایی: در شرایط کنونی با توجه به عدم وجود چشمانداز روشن، شاهد افزایش نرخ دلار و طلا، نابسامانی اقتصادی، باندبازی و رانت هستیم. این روندها همچنان ادامه دارند. مذاکرات نیز به وضوح نشان میدهد که طرفین هیچ اعتماد و امیدی به یکدیگر ندارند. این عوامل به ایجاد ناامیدی در جامعه دامن میزنند. آقای پزشکیان که به عنوان رئیسجمهور انتخاب شد، وعدههایی داد که به آنها عمل نکرد و عملاً در مجموعه حاکمیتی قرار گرفت و آن سیاستها را تأیید کرد و کار خاصی انجام نداد. نهایتاً، اولین اقدامی که انجام داد، حذف ارز ترجیحی بود. جامعه انتظار داشت و ما هم قبلاً گفته بودیم که به دلیل اینکه نظام ساختاری جامعه با مشکلات عدیده مواجه است و نابسامانیها و فسادها و رانتها جنبه ساختاری پیدا کردهاند، اگر بخواهید به این ساختار دست بزنید، در سایر نقاط جامعه واکنش نشان داده میشود و این امر قابل پیشبینی بود. آقای پزشکیان هم آمد و ارز ترجیحی را حذف کرد؛ به هر حال میخواست رانت را تا حدودی از بین ببرد. این اقدام منجر به افزایش قیمت دلار شد و جامعه به یک بشکه باروت تبدیل شد و شاهد رخدادهای دی ماه ۱۴۰۴ بودیم که عامل اقتصادی در اصل یک جرقه بود. عوامل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی از قبل وجود داشتند، مانند بشکه باروت که نهایتاً جرقهای به آن زده شد. ما شاهد جلوهگری خشم در جامعه بودیم که از دو طرف بروز کرد. از یک طرف، حدود هفتاد درصد کسانی که معترض بودند، زیر ۳۰ سال بودند و عمدتاً متعلق به طبقات آسیبپذیر اجتماعی بودند. آنها خشم فروخورده سالها و دهههای گذشته خود را بروز دادند. از طرف دیگر متأسفانه نظام سیاسی و حاکمیت و برخی نیروهای عملکننده برخوردی خشونتبار داشتند. خشم در جامعه همچنان افزایش پیدا کرده و اینطور نیست که خشمها به اصطلاح فروکش کرده باشند؛ بلکه اکنون به کینههای جدی تبدیل شدهاند. در شرایط کنونی با توجه به عدم وجود چشمانداز روشن، شاهد افزایش نرخ دلار و طلا، نابسامانی اقتصادی، باندبازی و رانت هستیم. این روندها همچنان ادامه دارند. مذاکرات نیز به وضوح نشان میدهد که طرفین هیچ اعتماد و امیدی به یکدیگر ندارند. این عوامل به ایجاد ناامیدی در جامعه دامن میزنند. وقتی کینهها و خشمهای نهفته و انباشته شده با ناامیدی نسبت به آینده ترکیب میشوند، اوضاع نابسامان اجتماعی و گسست اجتماعی تشدید میشود. این وضعیت میتواند به پیامدهای خاصی در آینده نزدیک از جمله افزایش احتمالی #اعتراضات، تنشهای اجتماعی و کاهش بیشتر کیفیت زندگی مردم منجر شود. در جامعه، گسست اجتماعی و عقبماندگی بیش از پیش پدید میآید و اهداف ترسیمشده بیشتر جنبه شعاری پیدا میکند و عملاً به آنها نمیرسیم. ❓به نظر شما راهکارهای برونرفت از این شرایط چیست؟ | #احمد_بخارایی: برای این منظور، #سرمایه_اجتماعی باید افزایش یابد که دو مولفه مهم #مشارکت و #اعتماد دارد. نظام سیاسی باید بتواند اعتماد مردم را جذب کند و این از طریق مشارکت ممکن است. زمانی که دافعه اجتماعی وجود دارد و مردم از نظام دور میشوند، طبیعی است که مشارکت و اعتماد کاهش یابد. اکنون اعتماد لازم بین مردم و عناصر نظام سیاسی وجود ندارد و مردم به مشارکت دعوت نمیشوند. همچنین، توزیع فرصتها و دسترسی به آنها بهطور برابر نیست و این امر موجب میشود که برخی افراد نتوانند از فرصتهای اجتماعی بهرهمند شوند. افرادی که از #رانت بهرهمندند و در باندهای قدرت و ثروت قرار دارند، به راحتی از فرصتها بهرهبرداری میکنند; این وضعیت موجب میشود که مشارکت در جامعه به حاشیه برود و اعتماد نیز به شدت کمرنگ شود. به عنوان مثال، مرجع رسانهای مانند صدا و سیما، مرجعیت خود را از دست داده و اعتماد مردم به آن کاهش یافته است. این عوامل به کاهش سرمایه اجتماعی دامن میزنند. سیر نزولی سرمایه اجتماعی در جامعه ما طی چند دهه گذشته آغاز شده و ادامه داشته است. در چنین شرایطی، آیندهای بسیار نابسامان و ناخوشایند برای جامعه پیشبینی میشود. | دیگر یادداشتها و سخنرانیها:👇 | dr-bokharaei.com | youtube.com/@AhmadBokharaei | t.me/dr_bokharaei | instagram.com/dr.bokharaei
| جمهوری اسلامی: ایجاد جامعهی دهشتناک دو قطبی! | پنجشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۴ | گفتوگوی «پیام ما» با احمد بخارایی، جامعهشناس دربارهی اعتراضات خونین دی ۱۴۰۴ | منتشرشده در ۵ اسفند ۱۴۰۴ | نمایش گزارش:👇 https://payamema.ir/payam/148075 #احمد_بخارایی: در این گفتوگوی مفصل اشاره داشتم که با وجود و استمرار خشونتهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی حاکمیت و نظام سیاسی علیه مردمان این سرزمین، در آیندهای نه چندان دور شاهد بروز اعتراضات خشونتبار نوینی خواهیم بود. ❓ در جامعه امروز ایران، نوعی دوقطبی اجتماعی شکل گرفته که نهتنها بین مردم و حاکمیت وجود دارد، بلکه حتی بین خود مردم نیز مشاهده میشود. همچنین، ناامیدی گستردهای در سطح جامعه وجود دارد. ریشه این دوقطبی چیست، چه آسیبهایی ایجاد میکند و چشمانداز آینده چگونه است؟ جامعه سالم، جامعهای است که در آن همبستگی اجتماعی وجود داشته باشد و گسست اجتماعی به حداقل رسیده باشد. این #همبستگی_اجتماعی، همان چیزی است که در علوم اجتماعی بهعنوان سرمایه اجتماعی شناخته میشود. #سرمایه_اجتماعی دو بعد اصلی دارد؛ #مشارکت و #اعتماد. مشارکت یعنی تمایل و فعالیت مردم در حوزههای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و اعتماد، یعنی باور به اینکه دیگران و نهادها با انصاف و مسئولیتپذیری عمل میکنند. در ایران، هر دو این مؤلفهها با تهدید جدی مواجه شدهاند. ❓این دو موضوع را کمی بیشتر باز میکنید؟ مشارکت اجتماعی و سیاسی یکی از شاخصهای سلامت جامعه است. برای مثال، در انتخابات مجلس ۱۴۰۲، میزان مشارکت در بسیاری از حوزهها به زیر ۴۰ درصد رسید، در تهران حتی حدود شش تا هفت درصد بود. این کاهش مشارکت نشان میدهد مردم اعتماد خود را به نظام سیاسی از دست دادهاند و احساس میکنند رأی آنها تأثیری ندارد. در انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳ نیز، در دور اول کمتر از ۴۰ درصد مردم شرکت کردند و برای اولینبار میزان مشارکت به زیر ۵۰ درصد رسید. این آمارها نمایانگر هشدار مهمی هستند؛ یعنی جامعه در حال هشدار دادن به حاکمیت است که سیاستها و عملکرد شما قابلقبول نیست، اما پاسخ مناسبی داده نشده است. ❓بیاعتمادی چه پیامدهایی دارد؟ بیاعتمادی تأثیرات گستردهای دارد. وقتی مردم اعتماد ندارند، نهتنها در انتخابات مشارکت نمیکنند، بلکه در فعالیتهای اجتماعی، اقتصادی و حتی فرهنگی نیز مشارکت کمتری دارند. این کاهش مشارکت باعث میشود سرمایه اجتماعی تحلیل برود و جامعه دچار گسست اجتماعی شود. نمونه ملموس این بیاعتمادی، عدم اعتماد مردم به صداوسیما است؛ رسانهای که بهعنوان مرجع رسانهای دولتی شناخته میشود، دیگر قادر به جلب اعتماد نیست و مردم به رسانههای خارجی و شبکههای ماهوارهای روی میآورند. ❓این دوقطبی و کاهش اعتماد چه تأثیری بر جامعه و نهادهای مدنی دارد؟ پیامدهای آن گسترده است. وقتی مردم احساس کنند صدایشان شنیده نمیشود، فاصله میان جامعه و حاکمیت بیشتر میشود، اعتماد کاهش مییابد و ناامیدی افزایش مییابد. نمونه بارز این موضوع اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ است. مردم بخشی از جامعه با خشم شدید به خیابان آمدند و بخش دیگری از مردم از سیاستهای حاکمیت حمایت کردند. این دوقطبی منفی بهجای ایجاد تضاد سازنده یا دیالکتیک اجتماعی، تبدیل به کشمکش و فاصله شدید شده است. در دیالکتیک اجتماعی، تضادها باید به سنتز و حرکت به سمت حل مسائل منجر شوند، اما در ایران این تضادها به تعمیق شکافها و افزایش کینه و خشونت تبدیل شدهاند. ❓چرا بین مردم دوقطبی دیده میشود؟ دلیل اصلی آن ریشه در نظام معرفتی و ایدئولوژیک ایران دارد. جامعه ایران تاریخی طولانی با ایدئولوژی دارد و وقتی این ایدئولوژی از حوزه خصوصی به حوزه عمومی منتقل شود، گروهی تابع و مرید آن میشوند و گروه دیگری مخالف شدید آن خواهند بود. نتیجه این است که جامعه به دو قطب شدید تقسیم میشود، گروههایی که هرگز واقعیتهای اجتماعی را نمیبینند یا تحلیل علمی را نادیده میگیرند و گروههایی که خواهان تغییر و اصلاح هستند. ایدئولوژی در عرصه عمومی بهجای ایجاد اتحاد، باعث تشدید اختلافات و ناتوانی در گفتوگو و حل مشکلات میشود. ❓این ایدئولوژیزدگی چه تأثیری بر دانشگاه و روشنفکران دارد؟ بسیاری از اساتید و پژوهشگران تحت فشارهای ایدئولوژیک نمیتوانند فارغ از چارچوب ایدئولوژیک تحقیق کنند. حتی جامعهشناسان و روانشناسان تحصیلکرده مجبورند مطابق نظام معرفتی عمل کنند. درنتیجه، تحلیلهای علمی محدود و بعضاً غیرواقعی میشوند و مسائل اساسی اجتماعی پنهان میمانند. این وضعیت باعث میشود تصمیمگیریهای کلان براساس واقعیتهای ناقص یا نادرست انجام شود و مشکلات اجتماعی و اقتصادی تشدید شوند. ادامه:payamema.ir/payam/148075 | دیگر یادداشتها و سخنرانیها:👇 | dr-bokharaei.com | youtube.com/@AhmadBokharaei/playlists | instagram.com/dr.bokharaei | t.me/s/dr_bokharaei
| آزادی در سوگواری: حق سوگواران! به بهانهی اعلام «سوگ دولتی» در چهلم جاویدنامان دی خونین.! | سهشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ | گفتوگوی «روزنامه توسعهی ایرانی» با احمد بخارایی دربارهی سوگواری جامعه و بازماندگان کشتهشدگان اعتراضهای دی ۱۴۰۴ | منتشر شده در ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ | نمایش گزارش:👇 toseeirani.ir/بخش-آرشیو-پی-دی-اف-64/87871-دوشنبه-بهمن-شماره | #احمد_بخارایی: ببینید، «#سوگ_جمعی» زمانی معنا دارد که یک رخداد، ماهیتاً جنبه جمعی داشته باشد؛ یعنی حادثهای اتفاق افتاده باشد که از وضعیت عادی خارج است، ناخواسته است و گریبان جمع بزرگی از مردم را میگیرد. مثل زلزله، سیل یا حوادث طبیعی. در این موارد، نوعی جبر طبیعی وجود دارد و کسی عامل مستقیم آن تلقی نمیشود. اما در مورد رخدادهای تأسفبار ۱۸ و ۱۹ دی، ما با یک مسئله کاملاً متفاوت مواجهایم. اینجا موضوع، جنبه شخصی و خصوصی دارد. انگار به حریم خصوصی افراد تجاوز شده، افراد مورد تعرض قرار گرفتهاند. این ماهیتاً متفاوت است با سیل و زلزله. اینجا پای حریم خصوصی در میان است و طبیعتاً «سوگ جمعی» به این معنا، بیمعنا میشود؛ بهویژه وقتی قرار است این سوگ از سوی مرجعی اعلام شود که خودِ آن مرجع در مظان اتهام قرار دارد. این در حالی است که اعتماد مردم به آن مرجع از بین رفته و میزان #مشارکت_اجتماعی نیز کاهش یافته است؛ دو موردی که از مؤلفههای اصلی #سرمایه_اجتماعی محسوب میشوند. وقتی از #مشارکت صحبت میکنم، منظورم مشارکت در #انتخابات_ریاستجمهوری و مجلس است که در سالهای اخیر به زیر ۴۰ درصد رسید. مردم با #عدم_مشارکت، در سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ در #انتخابات_مجلس و ریاستجمهوری پیام خودشان را دادند و این پیامها شنیده نشد. بعد مردم در دی ۱۴۰۴ پیامشان را در خیابان دادند که آن هم شنیده نشد. حالا همان کسانی که باید آن پیامها را میشنیدند خود را متولی سوگ جمعی اعلام میکنند. باید گفت این هم در امتداد همان نشنیدن پیام دی ۱۴۰۴ است. انگار هنوز متوجه نیستند که مردم میگویند که حق اجتماعی ما این است که اعتراضمان را بیان کنیم، نه اینکه چنین برخورد شود. بهصراحت بگویم، این کار وقتی از سوی نهادهای رسمی انجام میشود، یک کار نچسب است. اینکه در ابتدا گفته میشود این افراد «فریبخورده» بودهاند، اساساً خطاست. همه کسانی که به خیابان آمدند و هزینه سنگین دادند، تخریبگر و آتشافروز نبودهاند. خیلیها خانوادگی، آرام و مسالمتآمیز اعتراض کردند. در بسیاری از نقاط، اعتراضها آرام بود و حتی بنا به شواهد و گفتهها، بسیاری از تخریبها هدفمند بود و توسط عناصری مشکوک انجام شد. بنابراین اینکه دولت و حاکمیت با این پیشفرض غلط که جانباختگان فریب خوردهاند برای آنها یک سوگ جمعی برگزار کنند، کاملاً خطاست. این خطا هم خود را در آیندهای نهچندان دور، نشان میدهد. این خشم و غضبی که به کینه تبدیل شده، نتیجه عملکرد عنصر سیاسی است و این کینه در دل مردم باقی مانده و بروز و ظهور خواهد داشت. اگر واقعاً بحث فریب بود، فرد فریبخورده متنبه میشود و دست به تکرار نمیزند. اما اینجا مسئله فریبخوردگی نیست. آنچه به اسم سوگ جمعی مطرح میشود، یک عمل ظاهری و بیپایه است. این کار هرگز نمیتواند آتشی را که به جان مردم افتاده خاموش کند؛ به هیچ وجه. نهتنها خاموش نمیکند، بلکه کوچکترین اثر مثبتی هم ندارد و حتی میتواند باعث استهزا شود. به نظر میرسد دولت میخواهد چهره خود را، دستکم بهصورت ظاهری، تطهیر کند؛ اما به نظر نمیرسد که در این کار هم موفق باشد. #عدالت زمانی معنا دارد که فرد آن را در زندگی روزمرهاش، هم در حوزه خصوصی و هم در حوزه عمومی، تجربه کند. جامعهای که امروز با #بیعدالتی و #تبعیض مواجه است، طبیعی است که اعتراضش را گاه با #خشونت بروز بدهد. ما با جامعهای طرفیم که بنیادش تبعیض است، رانت در آن نهادینه شده و با #فساد_ساختاری مواجه است. در شرایطی که مردم با این حجم از بیعدالتی روبهرو میشوند و برای #اعتراض فریاد میکشند و حتی از جانشان مایه میگذارند، این تصور از سوی نظام سیاسی که با برگزاری یک سوگ جمعی بتواند عدالت را برقرار کند یا وانمود کند که عادل است؛ کاملاً غلط و باطل است. حق افراد است، حق طبیعی خانوادههاست که سوگواریشان را آنطور که خودشان میخواهند و بر اساس نظامهای قومی، خویشاوندی و فرهنگی خودشان برگزار کنند. هر آن چیزی که روند طبیعی زندگی است و به آرامش روانیشان کمک میکند. متأسفانه همین حق اولیه هم از آنها گرفته شد. از بعد از ۱۸ و ۱۹ دی، در زمان تحویل جسدها، از خانوادهها تعهد گرفته میشد که سوگواریها به شکل عادی برگزار نشود. این مسئله جای تأسف دارد. | ادامه:👇 toseeirani.ir/fa/tiny/news-87856 | دیگر یادداشتها و سخنرانیها: 👇 | dr-bokharaei.com | youtube.com/@AhmadBokharaei | t.me/dr_bokharaei | instagram.com/dr.bokharaei
| خشونت خونبار ایدئولوژیک در دی ۱۴۰۴ در ایران! | دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ | گزارش روزنامه «العربی جدید» قطر از علل و پیآمدهای اجتماعی «اعتراضات خونین دی ۱۴۰۴» در گفتوگو با احمد بخارایی، جامعهشناس | منتشر شده در ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ | نمایش گزارش: 👇 https://www.alaraby.co.uk/society/%D8%A7%D9%84%D8%A3%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D8%AB-%D8%A7%D9%84%D8%A5%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A9-%D8%B5%D8%AF%D9%85%D8%A9-%D8%AC%D9%85%D8%A7%D8%B9%D9%8A%D8%A9-%D8%B1%D8%B3%D9%91%D8%AE%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%AE%D9%88%D9%81-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%82%D8%A8%D9%84 | #احمد_بخارایی: جامعه ایران دهههاست در محیطی اشباعشده از اشکال مختلف #خشونت اعمالشده توسط نهاد سیاسی زندگی میکند. این امر بهطور مستقیم بر رفتارهای اجتماعی تأثیر گذاشته و در تبدیل برخی #اعتراضات_مسالمتآمیز به درگیریهای خشونتآمیز نقش داشته است. #خشونت_اقتصادی در شاخصهای استانداردهای زندگی مشهود است و #خط_فقر از ۵۰ تا ۵۵ میلیون تومان در ماه (بین ۳۱۰ تا ۳۴۰ دلار آمریکا) فراتر رفته است، در حالی که بیش از نیمی از فارغالتحصیلان دانشگاه از #بیکاری رنج میبرند. این امر با افزایش #شکاف_طبقاتی و ظهور طبقه جدیدی با ماهیت مذهبی ـ سیاسی به مناصب قدرت، در کنار ناپدید شدن تدریجی سایر اقشار اجتماعی، تشدید میشود. «#خشونت_سیاسی خود را در سازوکارهای طرد، عمدتاً طرد انتخاباتی و انتخابهای ایدئولوژیک که منجر به طرد افراد و متخصصان شایسته از حوزه عمومی میشود، همراه با نقش رو به گسترش #سانسور، نشان میدهد. واکنش جامعه به این نوع خشونت در #کاهش_مشارکت رأیدهندگان منعکس شده است. #مشارکت در آخرین #انتخابات_مجلس از ۴۰ درصد تجاوز نکرد، که در تاریخ ایران بیسابقه است، و مشارکت در #انتخابات_ریاستجمهوری بعدی (۲۰۲۴) به زیر ۵۰ درصد رسید.» #خشونت_اجتماعی نیز کمتر از این شیوع ندارد و در تسلط حوزه ایدئولوژیک و رویکرد سانسور امنیتی بر همه جنبههای جامعه، از جمله دانشگاهها، مؤسسات آموزشی و سایر بخشها، آشکار میشود. این امر به ایجاد فضایی کمک کرده است که #آزادی_بیان را در ایران محدود کرده و فرهنگ ترس را تثبیت کرده است. انباشت این نوع خشونتها منجر به تربیت نسلهایی در فضایی خشونتآمیز شده است. «توسل برخی از معترضان به خشونت پس از تظاهرات مسالمتآمیز اولیهشان، ناشی از این انباشت و سالها خشم سرکوبشده است که در اولین فرصت فوران میکند.» «راه حل در این است که بپذیریم توهم ایدئولوژیک به پایان خود رسیده است و مرحله فعلی نیازمند یک تحول واقعی در نحوه تفکر و حکومت ماست.» جامعه ایران در حال پیشرفت است، اما با هزینهای گزاف؛ تکرار چنین وقایعی، در غیاب یک راه حل اساسی، میتواند حتی خشونتآمیزتر و شدیدتر باشد. | دیگر یادداشتها و سخنرانیها: 👇 | dr-bokharaei.com | youtube.com/@AhmadBokharaei | t.me/dr_bokharaei | instagram.com/dr.bokharaei
| درد مشترک ما! | شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ #احمد_بخارایی: مطلب قابل تأمل زیر، فریاد یک درد مشترک میان بسیاری از اهالی قلم است. تصویرگر روزگار سیاه پس از ۱۸ دی ۱۴۰۴! _این دردنامه، نگارش جناب حمید آصفی است:👇 چرا دیگر مثل قبل نمینویسم؟ گفتوگویی صریح و دردناک با شما مخاطبان کانال، پس از دیماه خونین نوشتن برای من همیشه یک کار نبود؛ یک نفس بود. راهی برای دوام آوردن، برای فهمیدن، برای کنار آمدن با واقعیت. اما دیماه امسال، بهویژه روزهای هجدهم و نوزدهمش، نفس را برید. نه فقط از خیابانها، که از سینهها. از دلها. از قلم من. من، مثل میلیونها ایرانی، هنوز در شوکم. نه شوکی گذرا، بلکه شوکی ماندگار؛ شوکی که انگار قصد رفتن ندارد. آنچه در آن دو روز خونین بر این سرزمین گذشت، برای من «خبر» نبود؛ فروپاشی بود. فروپاشیِ حس امنیت، فروپاشیِ خیال بازگشت به زندگی عادی، فروپاشیِ این تصور ساده که میشود نوشت و سالم عبور کرد. دل من تکهتکه است. این یک تعبیر ادبی نیست؛ یک وضعیت واقعی است. دل شکست. روح دچار کوفتگیِ عمیق شد. واژهها از نفس افتادهاند. انگار زبان هم عزادار است. انگار حروف، سیاهپوش شدهاند. نوشتن دیگر روان نیست؛ میلنگد، مکث میکند، فرو میریزد. بعضی روزها حتی نمیتوانم خبرها را تا آخر بخوانم. نه بهخاطر ترس، بلکه چون ناگهان یادم میافتد آنهایی که در خبر از آنها مینویسند، صبحی داشتهاند، مادری داشتهاند، کفشی کنار در گذاشتهاند، شاید گوشیشان را شارژ کردهاند، شاید گفتهاند زود برمیگردم. همین فکر، نوشتن را از من میگیرد. همین جزئیات ساده، قلم را میشکند. بعد از هجدهم دی ۱۴۰۴، من دیگر آدمِ قبل نیستم. صادقانه بگویم، باور ندارم بتوان به پیش از آن تاریخ بازگشت؛ نه ذهنی، نه روحی، نه اخلاقی. چیزی شکسته که به این سادگیها بند نمیآید. چیزی فرو ریخته که با چند یادداشت و تحلیل و تیتر، دوباره سرِ پا نمیشود. گاهی از خودم خجالت میکشم که زندهام و میتوانم بنویسم، اما آنها دیگر نه. این خجالت، قلم را سنگین میکند. انگار هر جمله، بدهکارِ خونی است که من ندادهام. انگار هر کلمه باید از خودش بپرسد: حق داری نوشته شوی؟ از سوی دیگر، نوشتن وقتی واقعیت در محاصره است، کاری فرساینده است. وقتی حقیقت پشت دیوارهای خفقان خفه میشود، وقتی خبر پیش از انتشار دفن میشود، وقتی امکان روایتِ واقعی وجود ندارد، قلم هم دچار لکنت میشود. ناتوانی من فقط از اندوه نیست؛ از انسداد است. از نرسیدن صدا. از ناتمامماندن روایت. کاهش فعالیت من قهر نیست. بیتفاوتی نیست. اتفاقاً از زیادیِ احساس است. از سنگینیِ غم است. از اینکه تصویر هزاران جوان رعنا، هزاران جانِ بیگناهِ پرپرشده، هنوز از ذهنم کنار نرفته است. هنوز صدای افتادنشان در گوشم زنگ میزند. هنوز خیابانها برایم بوی خون میدهند. اگر یکی از شما که رفتید، این متن را میخواندید، شاید میگفتید بنویس. شاید میگفتید نگذار سکوت همهچیز را بپوشاند. اما من هنوز بلد نیستم چطور دربارهی نبودنِ شما، درست بنویسم. هنوز فاصلهی میان جمله و زخم، خیلی کم است. این روزها بیش از آنکه ننویسم، عزاداری میکنم؛ عزاداریِ خاموش. عزاداریِ کسی که میداند بعضی دردها را نمیشود تبدیل به جمله کرد، چون هنوز گرماند، هنوز تازهاند، هنوز اگر به آنها دست بزنی، میسوزی. اگر توانستم اندکی از این ماتمِ ممتد فاصله بگیرم، اگر روحم ذرهای ترمیم شد، اگر قلم دوباره جرأت راه رفتن پیدا کرد، باز هم بنویسم؛ پررنگتر، پیگیرتر. اما صادقانه بگویم: آن روز نزدیک نیست. هنوز زود است. هنوز خیلی زود است. در پایان، نه ادعایی دارم و نه توجیهی. فقط با تمام احترام، سر تعظیم فرود میآورم در برابر همهی جاویدنامانِ دیماه؛ در برابر خانوادههایی که زندگیشان برای همیشه دوپاره شد. به روان همهی آن عزیزان درود میفرستم و این را صریح مینویسم: اگر این روزها کمتر نوشتهام، از بیدردی نبوده است؛ از زیادیِ درد بوده است. #حمیدآصفی https://t.me/hamidasefichannel2 صفحه یوتیوب https://youtube.com/@hamidasefi-mf3jo | دیگر یادداشتها و سخنرانیها:👇 | dr-bokharaei.com | youtube.com/@AhmadBokharaei | t.me/dr_bokharaei | instagram.com/dr.bokharaei
| بیانیه شماره ۲ جمعی از جامعهشناسان داخل ایران در محکومیت سرکوب خشونتبار اعتراضات دی ۱۴۰۴ | پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ | منتشرشده در دیدارنیوز، ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ | نمایش گزارش:👇 https://www.didarnews.ir/000opv | متن بیانیه:👇 حفظ #حقوق_بشر و جان انسانها فراتر از هر مصلحت سیاسی است. با درد و اندوهی سترگ در سوگ کشته شدن هزاران تن از هموطنانمان، بر تداوم #کنشگری علمی و مسئولیت مدنی خود بهعنوان اجتماع علمی جامعهشناسان تاکید داریم و در راستای آموختهها و تبیینهای جامعهشناختی؛ نکات زیر را اعلام میداریم: ۱ـ روایتسازی یکطرفه از #اعتراضات و #سرکوب آن با فعالیتهای جانبدارانه صدا و سیما، رسانههای کنترل شده در قامت کارخانه تولید روایت رسمی و تکرار برچسبزنیهای امنیتی به معترضان؛ نشانگر ناشنیده انگاری یا بیاعتنایی به پیام اساسی #تحولجویی جامعه ایران است. این فضاسازی امنیتی و تک صدایانه، به معنای نادیده گرفتن علتهای بنیادین بروز اعتراضات و زمینهسازی مجدد برای تکرار #اعتراض مردم است. ۲ـ بررسی و تبیین جامعهشناختی چهار ساحت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی ایران کنونی در بردارنده این پیام است که جبران سرمایه اجتماعی و مشروعیت ازکف داده در جامعه با توسل به گفتمانسازی ملیگرایانه دوران هشت سال #جنگ ایران و عراق و حتی جنگ دوازده روزه با اسرائیل؛ دیگر امکانپذیر نیست. وضعیت کنونی حاصل برونداد سالها انسداد سیاسی و اقتصادی است که طیفهایی از مردم را برای برون رفت از بنبست کنونی، ناگزیر به سوی یاریگری کشورهای خارجی؛ رهنمون ساخته است و این امر اجتماعی بیسابقه را قابل درنگ و بررسی همهجانبه میسازد. ۳ـ تکرار جرم انگاری برای معترضان بازداشت شده و در رأس آنان متخصصان و فعالان حرفهای صنوف درمانی، حقوقی، رسانهای، هنری و دانشجویی؛ از مصادیق تضییع حقوق بشر بوده و جامعه را به دوران جدید اعتراضات گستردهتر و عمیقتر، پیش میبرد. ۴ـ ابهام در آمار و وضعیت کشتهشدگان، مجروحان و بازداشت شدگان؛ مورد پذیرش #جامعه_مدنی نبوده و یک ایران در انتظار شفافیت وقایع خونبار تاریخ این سرزمین است. وقایعی که هر از چندگاهی بخشی از سرمایههای انسانی ایران را از آن میستاند و هربار سوگی عظیم بر نهاد جامعه مینشاند که جبران ناپذیر است. ۵ـ ما جامعهشناسان ایران بر این باوریم که به رسمیت شناختن حق سوگواری جمعی، نه تنها یک ضرورت انسانی، بلکه پیششرطی جامعهشناختی برای جلوگیری از فروپاشی کامل پیوندهای اجتماعی است. ممانعت از برگزاری مناسک سوگ و نادیده انگاشتن ابعاد فاجعه، تنها به انباشت ترومای جمعی و تعمیق خشمهای فرونهفته میانجامد که در آینده به شکلی مهارناپذیر سر بر خواهد آورد. با این حال، تبیین جامعهشناختی وضعیت کنونی نشان میدهد که جامعه ایران، با وجود تحمل رنجی سترگ، از انفعال و ابژگی به عاملیت و سوژگی تغییر وضعیت داده است. امید ما به آینده ایران، نه یک خوشبینی سادهانگارانه، بلکه ریشه در پویایی همین بلوغ مدنی و اراده معطوف به زندگی دارد؛ ارادهای که در بطن خود، توان بازسازی ساختارهای فرسوده و حرکت به سوی حکمرانی مبتنی بر کرامت، #عدالت و عقلانیت را پرورانده است. ما همگام با جامعه، چشمانتظار طلوع نظمی هستیم که در آن، حقوق بشر و جان انسانها فراتر از هر مصلحت سیاسی شمرده شود. ایران ۱۴۰۴/۱۱/۱۴ | امضاکنندگان این بیانیه:👇 آرش احدی مطلق، میترا احیایی، امیر اراوند، محمدکریم آسایش، جواد اسلام دوست، وحید اسلامزاده، علی اصغر اصغری، مهدیه امیردشتی، حسن امیدوار، محمدرضا ایزد، احمد بخارایی، اردشیر بهرامی، زهرا پلمه، مجتبی ترکارانی، آذر تشکر، انسیه جلالوند، لیلی حاجی آقایی، حمیرا حاجیمحمد کاظمی، حسین حجت پناه، اسماعیل حسام مقدم، حسن حسنزاده، الهام حسینقلی زاده، عبدالعلی حسینیون، شبنم خان مصدق، گیتی خزاعی، سیدمجید خلیلی امین، صالحیه دردکشان، نازنین دلنواز، محترم رحمانی، نرگس رحمانی، امین روشنپور، محسن زمانی، زهره سروشفر، سمیه سعیدی، مهدی سلیمانیه، علی سمیعی، عالیه شکربیگی، شاهین شکوهی، علی شفقی، سیدهاشم صاحبداد، نعمتالله فاضلی، مقصود فراستخواه، وحید صدر فضلایی، حسن صارمی، مینا صالحی، مهران صولتی، فردین طهماسبی، طنین عصفوری، فاطمه علمدار، مهناز علیزاده، عادله فخری، شوکت قربانی، مرتضی قلبی، حسین کبیر، مریم کرمی، لیلا کریمی، محسن کلهرنیا، امین کنزی، محسن گلکار، پوریا گل محمدی، رضا محمدیان، سعید معیدفر، علی ملک پور، فاطمه موسوی ویایه، وحید مهاجری، بیدا میرحسینی، خلیل میرزایی، فاطمه میرمقتدائی، مهرداد ناظری، الهام نظری، فریبا نظری، فهیمه نظری، علی نوری، حمیدرضا نوری فرد، فاطمه نیکویی، محبوبه سادات هدی، حسین یاقوتی، نصرت یوسفی | بیانیه شماره ۱ | dr-bokharaei.com | youtube.com/@AhmadBokharaei/playlists | t.me/dr_bokharaei | instagram.com/dr.bokharaei
| جامعهی ملتهب، سوگوار و آشفته! | سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ | گفتوگوی پایگاه خبری تحلیلی «فرارو» با احمد بخارایی دربارهی پیآمدهای «سرکوب #اعتراضات خونین دی ۱۴۰۴» و محدودیتهای ناشی از آن در جنبههای گوناگون اجتماعی | منتشر شده در ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ | نمایش گزارش:👇 https://fararu.com/fa/news/944766 | #احمد_بخارایی: «زمانی ما میتوانیم از مردم انتظار داشته باشیم و نقشی برای آنان تعریف کنیم که در آن جامعه، کلیت ساختارها ثباتی نسبی داشته باشند. یعنی #جامعه به معنای واقعی کلمه شکل گرفته باشد؛ در آن صورت میتوان برای مردم نقشی تعیین کرد. در حال حاضر مردم و صاحبان قدرت به شکلی مشابه رفتار میکنند. هماکنون، در سطح جامعه و نظام سیاسی، نظم، ثبات و کارکرد دستخوش التهاب شده است. بنابراین نمیتوان از مردم انتظار ویژهای داشت، چون آنان هم در همین فضا در حال تنفس هستند.» خشونت از پیشتر در سطح جامعه و نظام سیاسی هم دیده میشد. بنابراین مردم جامعه اینگونه تربیت شدند و با خشم فروخورده، نهایتا در جایی که میتوانستند ابراز کنند، در فضایی که جامعه اعتراض آرامی را در پیش گرفته بود، یکدفعه به سمت خشونت کشیده شدند.» در حال حاضر حتی از منظر اقتصادی ما با اعمال #خشونت مواجهیم. وقتی #شکاف_طبقاتی، #خط_فقر و تورم را ببینید، میبینید نوعی #خشونت_اقتصادی وجود دارد و مردم درگیر معیشتشان هستند که مستقیما با این خشونت اقتصادی گره میخورد. این مساله با #نظارت_استصوابی نیز ارتباط دارد. مردم پیشتر با این رویه به شکلی مدنی #اعتراض خود را نشان دادند و پای صندوق رای کمتر حاضر شدند. #مشارکت زیر پنجاه درصد نشان از چیست؟» در این شرایط نمیتوانیم به مردم بگوییم چشمانتان را ببندید، با هم مهربان باشید و به هم کمک کنید. در حال حاضر جامعه ملتهب و سوگوار است. در حالی که هزاران نفر جان باختهاند، نمیتوان توقع نقش موثر و همدلانه از مردم داشت. در حال حاضر در دل این وضعیت هستیم و ابعاد آن ممکن است به مرور عیان گردد. در این شرایط مردم عکسالعمل خودشان را دارند؛ آنان نمیتوانند عمل داشته باشند، چون عمل برای آنی است که صاحب اراده و قدرت است. مردم عکسالعملی رفتار میکنند و امروز به هر شاخهای چنگ میزنند.» بنابراین نمیتوان در حال حاضر در پاسخ به همدلی و همکاری مردم در چنین شرایطی نظر دقیقی داد. اگر ما توصیهای داشته باشیم، همچون توصیه #روانشناسی_زرد است که در شرایط بحرانی توصیه فردی دارند و فکر میکنند کلیگویی جواب میدهد. وقتی فشار از بیرون به فرد وارد میشود، تا وقتی این عامل بیرونی وجود دارد، از ناملایمات روحی درونی برخوردار شده و نمیتواند مستقل و فردی دست به ترمیم روح و روان خود بزند. جامعه آشفته است و همه، در هر ژست و نقشی، دچار این آشفتگی هستند؛ از یک مغازهدار گرفته تا خبرنگار و پزشک یا حتی پدر و مادر. در حال حاضر هیچ چیز عادی نیست و ما در شرایط ویژهای قرار داریم.» | دیگر یادداشتها و سخنرانیها 👇 | dr-bokharaei.com | youtube.com/@AhmadBokharaei/playlists | t.me/s/dr_bokharaei | instagram.com/dr.bokharaei
| دی خونبار، چرا؟ | دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ | گفتوگوی «باریخ نیوز» با احمد بخارایی، جامعهشناس دربارهی اعتراضات خونین دی ۱۴۰۴ در «اندیشکدهی آیندهاندیشی سیمرغ» | منتشرشده در ۰۸ بهمن ۱۴۰۴ | نمایش گزارش:👇 https://www.barikhnews.ir/fa/tiny/news-58 | #احمد_بخارایی: در این گفتوگوی مفصل اشاره داشتم که با وجود و استمرار خشونتهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی حاکمیت و نظام سیاسی علیه مردمان این سرزمین، در آیندهای نه چندان دور شاهد بروز اعتراضات خشونتبار نوینی خواهیم بود. ❓ریشه اعتراضات دیماه را چگونه باید واکاوی کرد؟ آیا صرفاً بحث اقتصادی در این وقایع عامل اصلی بود یا موضوعات دیگری هم در آن دخیل بودند؟ قبل از هر چیز باید به این نکته توجه داشت که رخدادهای اجتماعی هیچگاه تکعاملی نیستند؛ به بیان دیگر، هیچ پدیدهای مونوکوزال نیستند بلکه مالتیکوزال، یا چند علیتی است و بر همین اساس وقایع اخیر نیز از این قاعده مستثنی نیستند. ممکن است شروع این رخدادها، جرقه اقتصادی بوده باشد و قیمت ارز، سکه، تورم و ... بر آن تاثیر گذاشته باشد اما این تنها یکی از عوامل بود. عوامل اقتصادی و معیشتی که مدتها گریبان مردم را گرفته بود، همراه با سردرگمی ناشی از نابسامانیهای اقتصادی گذشته، بستری برای انفجار اجتماعی فراهم کرده بود و بازار، در اینجا، نماد و سمبل این جرقه بود، اما بستر اصلی، نارضایتی انباشتهشدهای بود که در ابعاد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نیز وجود داشت. این نارضایتی و خشم پنهان پس از جرقه اولیه آشکار شد و اعتراضات رنگ و بوی دیگری گرفت. در شعارها و حرکات مردم میتوان مشاهده کرد که ماهیت حرکت فراتر از مسائل اقتصادی رفته است. حتی اگر بخواهیم فقط به عنوان نمونه بررسی کنیم، میتوان گفت که این خشم و نارضایتی از مدتها پیش شکل گرفته بود. ❓دقیقاً از چه مدتی؟ مشارکت در انتخاباتهای اخیر، شاخص مهمی از این وضعیت به حساب میآید. به عنوان مثال در انتخابات مجلس سال ۱۴۰۲، حدود چهل درصد #مشارکت انجام شد؛ به این معنا که شصت درصد جامعه در انتخابات حضور نداشتند و حتی برخی نمایندگان در تهران با آرای بسیار پائین انتخاب شدند. در #انتخابات_ریاستجمهوری نیز، حتی با حضور نامزدهایی که مورد حمایت گسترده احزاب و گروههای مختلف بودند، مشارکت در دور اول حدود چهل درصد و در دور دوم به حدود پنجاه درصد رسید. این یعنی صدای کاهش #مشروعیت مدتها پیش از این اعتراضات به گوش رسیده بود. با این حال، در رخداد اخیر، بشکه باروتی که آماده انفجار بود، جرقه اقتصادی داشت. این در حالیست که تحلیلگران و کارشناسان اجتماعی، با دید و دقت علمی به این وقایع مینگرند و این مساله را تحلیل میکنند که اعتراضات اولیه اقتصادی، چگونه به سطحی دیگر ارتقا پیدا کرد. ❓در روزهای اخیر بسیاری از مقامات بر واکاوی ریشه اعتراضات اخیر تاکید داشتند. به عنوان مثال رئیسجمهور پزشکیان در نامهای خطاب به وزیر علوم خواستار آن شدند که از ظرفیت دانشگاهها، پژوهشگاهها و اندیشکدهها در مسیر شناخت زمینهها، ابعاد، علل و نحوه بروز اعتراضات و پیامدهای آن استفاده شود. در این میان بحث خشم و بروز خشونت از حیث جامعهشناسی به میان میآید. این مولفه تا چه حد در وقایع اخیر دخیل بوده است؟ واقعیت این است که در هر جامعهای خشم فروخفته وجود دارد و به نحوی بروز میکند. وقتی جامعهای مشاهده میکند که نظام سیاسی نسبت به آنها بیتفاوتی و سپس #خشونت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی روا میدارد، این خشم ظاهر میشود. به عنوان مثال، رفتارهای حراست در دانشگاهها یا تحمیل دیدگاههای ایدئولوژیک در آموزش و پرورش، نمونهای از خشونت اجتماعی است. نابسامانی اقتصادی و شکاف طبقاتی شدید نیز #خشونت_اقتصادی محسوب میشود و محدودیت در رقابتهای سیاسی هم #خشونت_سیاسی قلمداد میشود. در اعتراضات اخیر، شاهد بودیم که نوجوانان و جوانان به خشونت متوسل شدند، زنان با جدیت شعار میدادند و جمعیت عظیمی در اعتراضات حضور داشتند. البته ممکن است افرادی از قبل مسلح شده و برنامهریزی داشته باشند، اما به هر ترتیب باید گفت که خشونت، به دلیل شرایط ساختاری جامعه وجود دارد و نه صرفاً به دلیل اقدامات محدود گروهی. در این مسیر پیشبینی میشود که در ماههای آینده، وضعیت اقتصادی با تلاطمهای دیگر روبرو شود و این نابسامانیهای اقتصادی مجدد، بحرانهای جدیدی به همراه خواهد داشت و اعتراضات احتمالی، شدیدتر و گستردهتر خواهند بود. تجربه تاریخی نیز نشان میدهد که #اعتراضات از سال ۱۳۸۸ تاکنون، هر بار خشونتآمیزتر شدهاند. این نشان میدهد که خشونت به بخشی از ماهیت جامعه تبدیل شده است. | ادامه:👇 https://blog.dr-bokharaei.com/2026/01/blog-post_28.html | دیگر یادداشتها و سخنرانیها 👇 | dr-bokharaei.com | youtube.com/@AhmadBokharaei/playlists | t.me/s/dr_bokharaei | instagram.com/dr.bokharaei
| زوال مشارکت و سقوط مرجعیت؛ کالبدشکافی یک فاجعه اجتماعی! | یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ | گزارش مجلهی تجارتفردا دربارهی گسست اجتماعی و بیهنجاری در ایران با همکاری احمد بخارایی، جامعهشناس | منتشرشده در ۲۲ آذر ۱۴۰۴ | نمایش گزارش:👇 https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-50997 | توجه: این گفتگو تقریبا در آذر ۱۴۰۴ و یک ماه قبل از #خشونت خونبار حاکمیت علیه معترضان در دی ۱۴۰۴ صورت پذیرفت و مثل همیشه به گسست و #انزوای_اجتماعی جوانان و نوجوانان و پیامدهای این مسئلهی اجتماعی اشاره شد که مقدمهای بر #اعتراضات دی ماه بود. 📊 ویترین بحرانهای نهادی (۱۴۰۴): 🔸 #مشارکت_انتخاباتی: سقوط به زیر ۱۰٪ در کلانشهرهایی مثل تهران 🔸 فاجعه آموزشی: سقوط میانگین معدل مدارس دولتی به زیر ۱۰ 🔸 #بیکاری_نخبگانی: بیکاری بیش از ۵۰٪ فارغالتحصیلان دانشگاهی 🔸 #گسست_نسلی: افزایش ۳۰ تا ۴۰ درصدی آسیبهای روانی در جوانان 🔸 ساختار قدرت: جایگزینی «تخصصمحوری» با «خودیسالاری» | #احمد_بخارایی: «در جامعهای که #مشارکت سیاسی و اجتماعی معنای واقعی خود را از دست داده، انزوای اجتماعی بهطور طبیعی بروز پیدا میکند. وقتی نمایندگانی با ۴ یا ۵ درصد آرا وارد پارلمان میشوند و سپس برای اکثریت جامعه تصمیمگیری میکنند، فاجعهای رخ میدهد که نتیجه آن "بینیازی از مقبولیت" است. این گسست، خود را در نظام آموزش نیز بازتولید کرده است؛ جایی که معدل دانشآموزان به زیر ۱۰ رسیده و معلم دیگر "گروه مرجع" نیست. وقتی نوجوان و جوان ما فاقد گروه مرجع باشند، در وضعیت آنامیک (#بیهنجاری) قرار میگیرند؛ یعنی در یک «خلأ» زندگی میکنند که آنها را آماده پذیرش هر نوع الگوی رفتاری انحرافی میکند. جامعه در حال اتمیزه شدن است؛ فرد از جامعه جدا شده، در خودخواهی غرق میشود و منافع فردی را بر مصالح جمعی مقدم میشمارد. این بحران تنها به سیاست و اجتماع محدود نمیماند؛ اقتصاد بیسامان ما و حتی خشکسالی امروز، محصول همین نگاه غیرتخصصی و "خودیسالاری" در دهههای گذشته است. وقتی بیش از نصف فارغالتحصیلان بیکار هستند، زنجیرهای از مفاسد شکل میگیرد که هیچ راه خروجی ندارد. حتی فضای مجازی که میتوانست ابزاری برای توسعه باشد، در این فضای بحرانزده، به پناهگاهی از سر ناچاری تبدیل شده است. نظامی که از منابع عظیمی چون نفت و آموزشوپرورش نمیتواند بهدرستی استفاده کند، از فضای مجازی هم بهرهای توسعهبخش نخواهد برد؛ چرا که فضای مجازی فرع بر امور واقعی است، نه جایگزین آنها.» | دیگر یادداشتها و سخنرانیها 👇 | dr-bokharaei.com | youtube.com/@AhmadBokharaei/playlists | t.me/s/dr_bokharaei | instagram.com/dr.bokharaei
| فقر ساختاری: پیآمدهای اجتماعی فقر! | شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ | گزارش مجلهی تجارتفردا دربارهی پیآمدهای اجتماعی فقر در ایران با همکاری احمد بخارایی، جامعهشناس | نمایش گزارش:👇 https://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-51257 🔸 #خط_فقر (تهران): ۵۵،۰۰۰،۰۰۰ تومان 🔸 حداقل دستمزد: ۱۷،۰۰۰،۰۰۰ تومان 🔸 نرخ فقر مطلق: ۳۵٪ جمعیت کشور 🔸 سهم مسکن از درآمد: ۵۰٪ تا ۷۰٪ 🔸 اختلالات روانی (کلانشهرها): ۳۷٪ 🔸 خروجی #طبقه_متوسط: ریزش سالانه ۲ میلیون نفر به دهکهای فقیر | #احمد_بخارایی: «در تقویم اقتصادی ایران، #فقر دیگر یک عارضه موقت نیست، بلکه به یک خصیصه ساختاری تبدیل شده است. امروز جامعه ایران دچار نوعی «خستگی تطبیقی» شده؛ فرآیندی که در آن انسان ایرانی برای حفظ بقای بیولوژیک، استانداردهای انسانی، فرهنگی و هویتی خود را تعلیق کرده است. گزارشهای سازمان غذا و کشاورزی (FAO) تا پایان سال ۲۰۲۵ میلادی، نشاندهنده یک بحران #سلامت_عمومی است؛ وقتی ۵۰ درصد کودکان در مناطق محروم لبنیات مصرف نمیکنند، ما در حال تولید نسلی با #سوءتغذیه فیزیکی و ذهنی هستیم. این همان «#فقر_قابلیتی» است؛ یعنی فرد نهتنها امروز فقیر است، بلکه توانایی خروج از فقر در آینده را نیز از دست میدهد. باید میان #تابآوری و انفعال تمایز قائل شد. تابآوری در علوم اجتماعی مفهومی مثبت و همراه با امید است، اما در ایران، تحمل مردم ناشی از ناامیدی عمومی و نوعی «بیحسی موضعی» است. فقر در شهرهای بزرگ هرگز «عادی» نخواهد شد. نابرابریهای ملموس، فقر را به آتش زیر خاکستری تبدیل کرده که میتواند به اعتراضات گسترده منجر شود. وقتی در سال تحصیلی جاری، نزدیک به ۲ میلیون #بازمانده_از_تحصیل داریم، یعنی در حال بمبگذاری در مسیر توسعه دهه ۱۴۱۰ هستیم. فرار مغزها اکنون به لایه نیروهای ماهر و تکنسینها سرایت کرده است. ما از مرحله بحران اقتصادی وارد مرحله «تخریب ساختار اجتماعی» شدهایم. خروج از این وضعیت نیازمند چیزی فراتر از دستورالعملهای بانکی و نیازمند یک قرارداد اجتماعی جدید است.» | دیگر یادداشتها و سخنرانیها 👇 | dr-bokharaei.com | youtube.com/@AhmadBokharaei/playlists | t.me/s/dr_bokharaei | instagram.com/dr.bokharaei
| پیام مردم روشن بود! | آدینه ۱۰ بهمن ۱۴۰۴ | گفتوگوی دیدار نیوز با احمد بخارایی دربارهی اعتراضات مردم در دیماه ۱۴۰۴| منتشرشده در ۴ بهمن۱۴۰۴ | نمایش گزارش:👇 https://www.didarnews.ir/000ofs | #احمد_بخارایی: برای اینکه بدانیم چرا اتفاق افتاد باید نگاهی به گذشته داشته باشیم و آن را تحلیل کنیم و اینکه حالا باید چه کنیم نگاه به آینده دارد، اما یک موضوع مشخص است و آن هم اینکه هیچ پدیده و اتفاقی مانند اعتراضات تک عاملی نیست و بی شک چند دلیل منجر به بروز حوادث اخیر شد. درست است که جرقه #اعتراضات اخیر به باروت مساله اقتصادی و معیشتی خورد، اما به سرعت گسترش پیدا کرد به مسایل سیاسی و اجتماعی کشیده شد و هر چند که انتظار نمیرفت ماجرا به اینجا کشیده شود. جامعه و مردم پیام خود را در #انتخابات_مجلس و ریاست جمهوری به حاکمیت دادند، #مشارکت ۴۰ درصدی در انتخابات مجلس و ۵۰ درصدی در ریاست جمهوری و رای هفت درصدی نمایندگان #مجلس حامل این پیام بود که نه مجلس و نه ریاست جمهوری #مشروعیت ندارد. جرقهای که به انبار باروت افتاد نشانه اقتصاد ناپایدار است و من تصور میکنم که این روند ادامه دارد و در ماههای پیش رو قیمت دلار بین ۱۸۰ تا ۲۰۰ هزار تومان خواهد شد و آنچه واضح است اینکه با ارزپاشی این مشکلات حل نشد بلکه فقط صورت مساله پاک شد. جامعهای که با خشم فروخفته دست و پنجه نرم میکند دامنه اعتراضات آن از اقتصادی به سیاسی، فرهنگی و اجتماعی با عمق بیشتر و خشونت بیشتر کشانده میشود. در حال حاضر حاکمیت همه خشونتهای اشاره شده را نسبت به مردم روا داشته است. #خشونت_اقتصادی همان #تبعیض و #شکاف_طبقاتی رایج در شرایط کنونی میداند است و پا به صحنه گذاشتن طبقه نوظهور و ایدئولوژیک همان شکاف طبقاتی و خشونت اقتصادی است؛ #نظارت_استصوابی و حذف کردن متخصصان اهل فن هم همان #خشونت_سیاسی، پررنگ شدن نقش حراست در مراکز فرهنگی، دانشگاهها، وزارت علوم و آموزش و پرورش هم #خشونت_فرهنگی و اجتماعی است و قطع اینترنت با هدف مسدود کردن راههای اطلاع رسانی هم #خشونت_رسانهای است. جمع شدن تمام این خشونتها به همین اتفاقهایی که دیدید منجر شد به تعبیری اعتراضات آرام شروع شد، اما به #خشونت کشیده شد. | دیگر یادداشتها و سخنرانیها: 👇 | dr-bokharaei.com | youtube.com/@AhmadBokharaei/playlists | t.me/dr_bokharaei | instagram.com/dr.bokharaei
| خشونت خونبار حاکمیت با معترضان: توهم ایدئولوژیک! | پنجشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۴ | گفتوگوی روزنامه «همدلی» با احمد بخارایی به بهانهی بیانیهی جمعی از جامعهشناسان در دفاع از اعتراضات مردم در دی ۱۴۰۴ | منتشر شده در ۴ بهمن ۱۴۰۴ | نمایش گزارش: 👇 https://blog.dr-bokharaei.com/2026/01/blog-post.html | #احمد_بخارایی: مجموعهی نظام سیاسی ما نگاه مثبت و معنایی به علم نداشته است. حالا علم، چه در حوزهی #جامعهشناسی باشد یا اقتصاد یا سیاست، متأسفانه در یک چهارچوب ایدئولوژیک مسائل را طی این بیش از چهار دهه دیده و بررسی کرده است. به همین خاطر هیچوقت اقبالی به سمت جامعهشناسان، اقتصاددانان و عالمان علوم سیاسی نبوده و ما طی چهار بند در این بیانیه به موضوعاتی پرداختیم؛ از جمله #اعتراضات به حقی که در جریان است و باید به آن توجه شود و اینها حق مردم است که #اعتراض کنند؛ و ما کنارشان ایستادهایم. در نهایت هم اشاره کردیم که متأسفانه از ظرفیت جامعهشناسی در این مملکت استفاده نمیشود که این هم بازمیگردد به آن نگاه ایدئولوژیکی که در بین نظام سیاسی ما ریشه دوانده و ساختاری شده؛ و گاه این نگاه ایدئولوژیک در حد افراطی به یک توهم نزدیک شده است که متأسفانه گریبان بسیاری از عناصر نظام سیاسی ما را گرفته است. راجع به بیانیهای که با تأخیر منتشر شد، باید بگویم علتش این بود که امکان دسترسی به شبکههای مجازی نبود و ما با تأخیر منتشرش کردیم. و در یک بند هم اشاره کردیم که این #خشونت_اطلاعاتی و رسانهای که اکنون در جریان است ــ #قطع_اینترنت ــ خشونتی است علاوه بر خشونتهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی قبلی که از سوی نظام سیاسی به ملت ما روا داشته شده است. هیچ رخدادی، هیچ حادثهای در صحنهی اجتماعات انسانی، بدون دلیل، بدون علت، بدون تاریخ، بدون گذشته و بدون عامل نیست. همیشه مجموعهای از عوامل دخیلاند در بروز یک رخداد. تکعاملی نیست، چندعاملی است. از جمله همین اعتراضات اخیر. رویدادی که ما در دیماه شاهدش بودیم و متأسفانه خشونتبار شد و به #کشتار انجامید که بیسابقه بوده در این حد وسیع. و عملاً یک حرکت غیرانسانی رخ داده که به هر حال عواقب ویژهای خواهد داشت؛ عواقبی متفاوت از گذشته، عواقبی که گریبان نظام سیاسی ما را خواهد گرفت. این رخداد هم مجموعهای از عوامل در آن دخیل بودند، هرچند عامل اقتصادی و معیشت به عنوان جرقهای بود که به بشکهی باروت زده شد؛ و بشکهی باروت هم همان خشم فروخفتهای بود که در جامعه وجود داشت: #خشم_سیاسی، #خشم_اجتماعی، #خشم_فرهنگی؛ و #خشم_اقتصادی هم که بود یعنی فشار معیشتی یک نوع خشمی است که از جانب نظام سیاسی به مردم روا داشته میشود. در این شرایط است که مردم هم از نظام سیاسیشان میآموزند که متأسفانه خشمناک ظاهر شوند در صحنهی اعتراضات. ای کاش این اتفاق نمیافتاد و اعتراضات آرام ادامه پیدا میکرد. اما هیجانات فروخفته و فشارهای زیادی که به مردم وارد شده طی چند دهه، به نحوی است که بهویژه جوانان و نوجوانان را از حد نرمال خارج میکند و ما شاهد بروز چنین صحنههایی بودیم که خشونتبار بود. آخرین #انتخابات_ریاستجمهوری ما، دور اول آن کمتر از چهل درصد و دور دوم نهاییاش کمتر از پنجاه درصد مردم #مشارکت داشتند. یعنی بیش از نیمی از جامعه همانجا حرفشان را زدند که نظام سیاسی ما، ا#نتخابات ریاستجمهوری با #بحران_مشروعیت مواجه است. چند ماه قبل از آن هم در #انتخابات_مجلس، در بهمن ۱۴۰۲، مردم حدود چهل درصد مشارکت داشتند. شصت درصد مشارکت نداشتند و بعضی شهرها مثل تهران حدود ده درصد مشارکت داشتند. بسیاری از نمایندگان ما در مجلس، چهار درصدی و پنج درصدیاند. این یعنی بحران جدی مشروعیت. یعنی آنکه #مجلس اصلاً #مشروعیت ندارد. این اعتراضات سابقه داشته و بروز داده شده اما متأسفانه صدای مردم را نشنیدند و کتمان کردند و سر زیر لحاف فرو بردند. خشم انباشتهشده با این جرقهی اقتصادی که نشان از ساختار نابسامان اقتصادی ما دارد، فوران کرد. ساختار یعنی نهادینهشدن نابسامانی در اقتصاد ما! با ارزپاشی و سیاستهای کوتاهمدت و لو رفته نمیشود این اقتصاد را درمان کرد. و این بار هم با یک جرقهی اقتصادی، اتفاقاتی افتاد که شاهدش هستیم. | ادامه:👇 https://blog.dr-bokharaei.com/2026/01/blog-post.html | دیگر یادداشتها و سخنرانیها: 👇 | dr-bokharaei.com | https://www.youtube.com/@AhmadBokharaei | t.me/dr_bokharaei
| چرا اعتراضات دی ۱۴۰۴ شعلهور شد؟ | آدینه ۳ بهمن ۱۴۰۴ | گفتوگوی پایگاه خبری تحلیلی «فرارو» با احمد بخارایی دربارهی علل «اعتراضات و ناآرامیهای دی ۱۴۰۴» | منتشر شده در ۱۸ دی ۱۴۰۴ | نمایش گزارش:👇 https://fararu.com/fa/news/939778 | #احمد_بخارایی: «یکی از این عوامل بعد سیاسی بود که در #انتخابات دیده شد؛ زمانی که مردم با #عدم_مشارکت در #انتخابات_مجلس یا #مشارکت کم در #انتخابات_ریاستجمهوری، مسئله سیاسی را بروز دادند. مسئله اقتصادی نیز مشکلی عینی و ملموس در هر جامعهای است و در جامعه امروز ایران جامع و واضح است. مشکل اقتصادی زمانی اوج گرفت که مشکل ارز، طلا و دلار بهصورت بسیار افسارگسیخته و بیرویه شروع به افزایش کرد.» «درواقع مشکلات مختلفی وجود داشت؛ از مشکلات جنسیتی و قومیتی تا سیاسی و اجتماعی، و این مشکل اقتصادی حکم جرقه داشت. نمیتوانیم تاثیر عامل اقتصادی را در بروز اعتراضات کمرنگ ببینیم، اما این #اعتراضات تکعاملی نیست. به همین خاطر شما در آبدانان مشاهده میکنید که وقتی هم قومیها و هم شهریها آسیب میبینند یا کشته میشوند، اعتراض فراتر از مقوله اقتصاد میشود و به همین دلیل، آنان زمانی که به فروشگاه وارد میشوند، در حالی که انتظار میرفت کیسههای برنج را با خود ببرند، آن را به زمین میریزند. این چندعاملی بودن را باید مدنظر قرار داد.» «اما این موضوع که چرا برخی نقاط تهران، همچون نقاط شمالی آن یا سایر کلانشهرها، وارد ناآرامیها نمیشوند، به این دلیل است که آنان احساس ناامنی نمیکنند و دغدغه سیاسی و اقتصادی آنچنانی ندارند. اگر دغدغه سیاسی هم دارند، پررنگ نیست؛ زیرا فضای امنی برای آنان ایجاد شده و زندگی خود را ادامه میدهند. در این وضعیت، نظام اقتصادی که شکاف طبقاتی را دامن زده، موجب شده طبقه یک وضعیت خوبی داشته باشد و در دل این طبقه، طبقه مرفه نوظهوری که پس از انقلاب پدید آمده و منافعش تامین میشود، اهل اعتراض نباشد.» «در منطقهای مثل #آبدانان، شاهد طایفه و قومهایی هستید که انسجامی مکانیکی دارند. این انسجام بسیار قویتر از مسائل سیاسی و اقتصادی جاری است؛ بنابراین نوع #اعتراض آنان با نوع اعتراض در تهران متفاوت میشود. در شهرهای بزرگ، محاسبات بیشتر است و بحث ریسک و مخاطره مطرح میشود؛ اینکه در چه شرایطی مخاطره میکنند و در چه شرایطی هزینهگری میکنند. اما در محیطهای سنتی، این حسابگری هزینه و فایده کمتر است و انسجام قومی بیشتر به صحنه میآید.» «واقعیت این است که جامعه امروز ایران وارد فاز جدیدی شده است و اتفاقاتی که در سال ۱۴۰۴ در حال رخ دادن است، کاملا متفاوت از اتفاقات قبلی است. در جنبش «زن، زندگی، آزادی» (وقایع 1401) عدالت جنسیتی بود که پا به صحنه گذاشت؛ عدالتی که با مسئله حجاب و گشت ارشاد گره میخورد و کمتر رنگ و بوی اقتصادی داشت. این انتظار میرفت که اگر این جنبش رنگ و بوی اقتصادی پیدا کند، ماهیت آن تغییر کند و گستردهتر، عمیقتر، غیرقابل بازگشت و کنترلناپذیر شود.» «به نظر میرسد که این نظام اقتصادی نمیتواند قیمتها را کنترل کند. زمانی که تورم ماهانه رشد چشمگیری پیدا میکند، یعنی در مسیر رسیدن به ابرتورم و مصداق تعریف آن قرار گرفتهایم. این ابرتورم تنها در عرصه اقتصادی باقی نمیماند، بلکه به عرصههای دیگر نیز تسری پیدا می کند.» «این بحرانها زمانی که بر هم انباشته میشوند، به یک ابربحران تبدیل میشوند. به نظر میرسد این ابربحران بیش از هر چیز خود را در مشروعیتزدایی از دولت نشان میدهد.» «مسئله معیشت اقتصادی مردم شوخی نیست و دادن یک میلیون تومان کالابرگ بیشتر شبیه به طنز است؛ اکنون اگر مردم روزی یک میلیون تومان هم کالابرگ دریافت کنند، از زیر #خط_فقر نجات پیدا نمیکنند. این سیاستها نشاندهنده بیبرنامگی و آشفتگی است.» | dr-bokharaei.com | youtube.com/@AhmadBokharaei | t.me/dr_bokharaei
| فریاد معیشت ریشهی ناآرامیهای دی ۱۴۰۴! | پنجشنبه ۲ بهمن ۱۴۰۴ | گفتوگوی روزنامه «جهان صنعت» با احمد بخارایی دربارهی زمینههای «#اعتراضات دی ۱۴۰۴» | منتشر شده در ۲۰ دی ۱۴۰۴ | نمایش گزارش: 👇 https://jahanesanat.ir/?p=598935 | #احمد_بخارایی: هیچ پدیده اجتماعی تکعاملی نیست. مجموعهای از عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دستبهدست هم میدهند تا یک رخداد اجتماعی شکل بگیرد. اعتراضات اخیر نیز دارای سابقه و ریشههای متعدد است. از منظر اجتماعی، هنگامی که در دانشگاهها حراست نقش اول و آخر را دارد، دانشجویان و اعضای هیات علمی ناراضی هستند و فضا به لحاظ علمی محدود میشود. در آموزش و پرورش نیز شرایط با نقدهای جدی روبهرو است. از بعد سیاسی، بحران در انتخاباتهای اخیر مشهود بوده است؛ در #انتخابات_مجلس #مشارکت زیر ۴۰درصد و در #انتخابات_ریاستجمهوری نهایتا زیر ۵۰درصد بوده است. از نظر اقتصادی، در طول ۱۴دولت و ۱۲مجلس گذشته، #شکاف_طبقاتی و #تبعیض عمیقتر شده، گرانی و #فقر افزایش یافته و افراد زیر #خط_فقر بیشتر شدهاند بنابراین آنچه امروز مشاهده میشود، ریشه تاریخی داشته و محصول چند عامل همزمان است. همواره رخدادهای اجتماعی علاوه بر فشارهای ساختاری نیازمند یک جرقه هستند. این جرقهها معمولا جنبه عمومی دارند و در شرایط کنونی، مساله معیشت و گرانی همان جرقه است که به «بشکه باروت» تعبیر میشود. این جرقه موجب اعتصابات و شروع حرکتهای اجتماعی شده است. اعتصابات اولیه از بازاریها آغاز شده و ریشه اقتصادی و معیشتی داشته اما گسترش آن به سطح جامعه، تابآوری معنادار جامعه را کاهش داده است. در چنین شرایطی جامعه به نقطه جوش رسیده است؛ حالتی که ماهیت آن از اعتراضات آبان و دی سال۱۴۰۱ کاملا متفاوت است. این اعتراضات نشان میدهند که جامعه در مسائل سیاسی ممکن است تابآوری داشته باشد اما در مسائل اقتصادی و معیشتی که نیازهای اولیه افراد باید تامین شود، تابآوری محدود است. بحران اقتصادی یک شبه ایجاد نشده و فساد و ناهنجاریهای ساختاری ریشهدار است. سکوت طولانیمدت جامعه باعث شده است که خشم به صورت ناگهانی بروز کند. اعتراضات اخیر ماهیت اقتصادی و معیشتی دارند و گستردگی آن بیسابقه است بهویژه مشارکت بازاریان که طی بیش از چهار دهه اخیر در چنین ابعادی مشاهده نشده است. این نشان میدهد که ساختار اقتصادی ایران در بحران است و این بحران یک شبه پدید نیامده و با ابلاغیهای نیز رفع نخواهد شد. باتوجه به این شرایط انتظار میرود اعتراضات در آینده نزدیک گسترش یابد، مگر آنکه شیوه مدیریت مسوولان تغییر کند و پاسخگو باشد. ماهیت اعتراضات فعلی نشاندهنده ریشههای تاریخی و ساختاری مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است و بدون اصلاحات بنیادی، فشارها و نارضایتیها ادامه خواهد یافت. | دیگر یادداشتها و سخنرانیها: 👇 | dr-bokharaei.com | https://www.youtube.com/@AhmadBokharaei | t.me/dr_bokharaei
| بیانیهی جمعی از جامعهشناسان در حمایت از اعتراضات مردم در دیماه ۱۴۰۴ | دوشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۴ | نویسندگان این بیاینه اعلام کردند، به دلیل #قطع_اینترنت و عدم دسترسی مردم به منابع خبری این بیانیه با تأخیر در رسانهها منتشر شد. | منتشرشده در دیدارنیوز، ۲۸ دی ۱۴۰۴ | نمایش گزارش:👇 https://www.didarnews.ir/000obJ | متن بیانیه: 👇 ما جمعی از جامعهشناسان ایرانی، ضمن تاکید بر #حق_شهروندی و مدنی ملت ایران در #اعتراض به وضعیت اسفبار اقتصادی - اجتماعی، و انسداد سیاسی و فرهنگی؛ هرگونه سرکوب صدای #جامعه_مدنی و #خشونت علیه زنان، مردان و کودکان این سرزمین را محکوم میکنیم. #مسئولیت_مدنی و اجتماعی ما با آموختههای دانش #جامعهشناسی بهعنوان علمی انتقادی، خلاق و تحولجو، ما را با تصریح نکات زیر بدین حمایت و همراهی با اعتراضات گروههای مختلف ملت ایران؛ رهنمون میسازد: ۱- انکار و به رسمیت نشناختن #اعتراضات با ادبیات امنیتی، واقعیت اجتماعی امروز ایران را بازتاب نمیدهد و آن را به لایههای درونی و عمیقتر هدایت میکند تا در فرصتی دیگر سربرآورد. این شیوه رویارویی با اعتراضات بخش گستردهای از ایرانیان، تکرار راهبردهای غیرملی و ناکارآمد پیشین است. ۲- #سرکوب معترضین و مطالبات آنان با ادعای درآمیختگی با خشونت و امنیتی سازی فضا، به معنای سلب حقوق مدنی و شهروندی گروههای مختلف معترض و از مصادیق بارز تضییع حقوق بشر است. ۳- قطع راههای ارتباطات داخلی و بین المللی جامعه مدنی با تکصدایی، روایت یکسویه و غیر ملی صدا و سیما که مدتهاست مرجعیت رسانهای خود را در حوزه عمومی از دست داده؛ از مصادیق آشکار انسداد حق آزادی بیان بهویژه برای اندیشمندان و نمایندگان جامعه مدنی در اعتراضات دی ماه جاری است. ۴- ما با توصیف و تبیین واقعیات اجتماعی ایران کنونی بهعنوان وظیفهای ملی در کنار ملت ایران ایستادهایم و همچنان بر حق #اعتراض_مدنی خشونتپرهیز و مطالبات تحولجویانه بدون رویکرد مداخلهگرانه امنیتی تاکید داریم. یادآوری میکنیم ظرفیت اجتماع علمی جامعهشناسی ایران برای گفتوگوی انتقادی، آزادانه، علمی، و بدون روایتسازی تحریف شده از مطالبات جامعه مدنی معترض؛ یک سرمایه اجتماعی و فرصت فراموش شده از سوی سیاستگذاران نظام حکمرانی است. | امضاکنندگان این بیانیه:👇 امیر اراوند، محمدکریم آسایش، شهرام اقبال زاده، حسن امیدوار، احمد بخارایی، لیلی حاجی آقایی، حمیرا حاجی محمد کاظمی، حسین حجت پناه، مردان حیدری، الهام حسینقلی زاده، گیتی خزاعی، عبدالعلی حسینیون، سید مجید خلیلی امین، نازنین دلنواز، محترم رحمانی، پیام روشنفکر، محسن زمانی، زهره سروشفر،علی سمیعی، عالیه شکربیگی، الناز شیری، سید هاشم صاحبداد، حسن صارمی، مهران صولتی، فردین طهماسبی، جواد عظیمی، فاطمه علمدار، محمد علی پور، مهناز علیزاده، عادله فخری، مرتضی قلبی، اسماعیل قنواتی، علیرضا کرمانی، محسن کلهرنیا، امین کنزی، ندا گل بهاری، پوریا گل محمدی، میترا معدنی، سعید معیدفر، علی ملک پور، علیرضا ملکلی، فاطمه موسوی میرک، فاطمه موسوی ویایه، وحید مهاجری، بیدا میرحسینی، خلیل میرزایی، ندا میلانی، مهرداد ناظری، الهام نظری، فریبا نظری، فهیمه نظری، علی نوری، حمیدرضا نوری فرد، محبوبه سادات هدی | دیگر یادداشتها و سخنرانیها: 👇 | dr-bokharaei.com | youtube.com/@AhmadBokharaei/playlists | t.me/dr_bokharaei | instagram.com/dr.bokharaei
| بیعدالتی خانمانسوز! | شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ | #احمد_بخارایی: مطلب قابل تأمل زیر از جناب حمید آصفی است:👇 عقیل کشاورز اعدام شد؛ اما نفوذ از کدام فقر و کدام شکست عبور کرد؟ ✍️ نفوذ از آسمان نمیبارد، نفوذ نتیجهی یک زنجیرهی فرسایش است، فرسایش اعتماد، فرسایش معیشت، فرسایش قانون و فرسایش روایت رسمی، پروندههایی از جنس آنچه درباره «عقیل کشاورز» روایت شد، بیآنکه دفاعی از فرد اعدامی در میان باشد، بیش از آنکه نمایش اقتدار امنیتی باشند، آینهی شکستهای ساختاری جمهوری اسلامیاند. ✍️ روایت رسمی میگوید، «ارتباط با موساد»، «دریافت ارز دیجیتال»، «ارسال اطلاعات»، «همکاری با منافقین»، اما پرسش اصلی عمداً حذف میشود، چرا چنین امکانهایی اصلاً شکل میگیرند؟ چرا ارتش و سرویس اطلاعاتی اسرائیل میتوانند در جامعهای نفوذ کنند که سالهاست از «امنیت مثالزدنی» سخن میگوید؟ پاسخ را نه در شجرهنامهی افراد، که در کارنامهی حکمرانی باید جست. ✍️ فقرِ سازمانیافته نخستین مسیر نفوذ است، جامعهای که زیر تورم مزمن، بیکاری، سقوط ارزش پول ملی و تبعیض ساختاری له شده، مستعد ریسکپذیریهای خطرناک میشود، وقتی مسیرهای قانونی پیشرفت بسته است و آینده به افسانه شبیهتر است تا برنامه، «پیشنهاد» بیرونی، هرچقدر هم آلوده، شنیده میشود، این توجیه نیست، توضیح زمینه است، امنیت بدون معیشت، شعار است. ✍️ بیاعتباری روایت رسمی دومین شکاف است، حاکمیتی که هر بحران را با «دشمن» توضیح میدهد اما هیچگاه مسئولیت نمیپذیرد، سرمایهی اجتماعی خود را میسوزاند، حقیقتهای گزینشی و دیرهنگام اعتماد نمیسازند، در این خلأ، روایتهای بیرونی، حتی خصمانه، مخاطب پیدا میکنند، شکست ارتباطی، پیشدرآمد شکست امنیتی است. ✍️ امنیتزدگی بهجای امنیت هوشمند مسئلهی سوم است، هر نارضایتی تهدید تلقی شد و هر نقدی با برچسب امنیتی خفه شد، نتیجه؟ نهاد امنیتی فربه، جامعه لاغر، ابزار فراوان، مشروعیت اندک، نفوذ از دیوارهای بلند عبور نمیکند، از شکاف مشروعیت رد میشود. ✍️ اقتصاد رانتیِ بیپاسخگو مرزهای اخلاق عمومی را مخدوش میکند، وقتی رانت قاعده است و قانون استثناء، پولِ بیردپا وسوسهبرانگیز میشود، این نه ستایش جرم است و نه تطهیر مجرم، تشخیص بیماری است. ✍️ عدالتِ نمایشی اما نقطهی کور ماجراست، دادگاههای امنیتی از این جنس تقریباً هیچگاه علنی نبودهاند، افکار عمومی قاضی را نمیشناسد، روند رسیدگی را نمیبیند و امکان راستیآزمایی ادعاها وجود ندارد، وکیل مستقل یا حذف میشود یا به حاشیه میرود، دسترسی آزاد به پرونده محدود است و «اعتراف» به ستون اصلی کیفرخواست بدل میشود، اعترافی که جامعه هرگز نمیداند تحت چه شرایطی اخذ شده است، سرعت رسیدگی جای دقت را میگیرد و نتیجه، پیش از آنکه فرآیند طی شده باشد، اعلام میشود، چنین دادرسیای حکم صادر میکند، اما عدالت تولید نمیکند، فقط تردید میسازد. ✍️ پرسش کلیدی همچنان بیپاسخ است، اگر دشمن «همهجا» هست، چرا پاسخ همیشگی فقط اعدام و اعلامیه است؟ چرا هیچگاه گزارش ملی از اصلاحات ساختاری نمیآید؟ چرا از بازسازی اعتماد عمومی، اصلاح سیاست خارجی تنشزا، خروج از اقتصاد تحریمی و بازگشت عقلانیت به حکمرانی خبری نیست؟ ✍️ نفوذ را نمیتوان با تیترهای پرطمطراق مهار کرد، نفوذ با اصلاح سیاست مهار میشود، کاهش تنشهای غیرضرور خارجی، باز کردن گره اقتصاد، بازگرداندن شأن قانون، آزادی رسانه و نقد و پایان دادن به امنیتیسازی جامعه، تا وقتی فقر تکذیب میشود، اعتراض جرم است و هر شکست به «دشمن» حواله میشود، پروندههای مشابه تکرار خواهند شد و هزینهاش را همین جامعه میپردازد. ✍️ این یادداشت دفاع از هیچ فردی نیست، دفاع از یک اصل است، امنیت پایدار از چوبهدار نمیآید، از سفرهی مردم، اعتماد عمومی و عدالت شفاف میآید. #حمید_آصفی https://t.me/hamidasefichannel2 صفحه یوتیوب https://youtube.com/@hamidasefi-mf3jo | دیگر یادداشتها و سخنرانیها 👇 | dr-bokharaei.com | https://www.youtube.com/@AhmadBokharaei/playlists | t.me/s/dr_bokharaei
| تشدید «خودخواهی» در سایه ایدئولوژی مذهبی کنونی! | پنجشنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۴ | گفتوگوی پایگاه خبری تحلیلی «فرارو» با احمد بخارایی دربارهی «عواقب انفجاری قریبالوقوع فشار اقتصادی به مردم» | منتشر شده در ۲۶ آذر ۱۴۰۴ | نمایش گزارش:👇 fararu.com/fa/news/933104 | #احمد_بخارایی: «فشار اقتصادی مردم را با دگرگونیهای عمیق مواجه میکند. فشار اقتصادی شوخیبردار نیست؛ شاید بتوان فشارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را تاب آورد، اما فشار اقتصادی، آسیبپذیرتر و تعیینکنندهتر است.» به زبان دینی گفته میشود «کادَ الفقرُ أن یکونَ کُفراً»؛ به این معنا که نزدیک است #فقر به کفر بینجامد. کفر تنها به معنای نفی وجود خدا نیست، بلکه به معنای پوشاندن است؛ بنابراین میتواند به معنای پوشاندن حقیقت نیز باشد. از این منظر، فقر باعث میشود دنیای معرفتی یک فرد به بیراهه برود و حقیقت، واقعیت و اخلاق که خود جزئی از حقایق هستند، به حاشیه رانده شوند. این بیان دینی بهروشنی توضیح میدهد که فقر چه تاثیری میتواند بر ارزشهای اخلاقی داشته باشد.» همین مساله در علوم روانشناختی و در هرم سلسلهنیازهای #مازلو نیز مطرح است. وقتی فرد درگیر پاسخگویی به نیازهای اولیه مانند خوراک، پوشاک و مسکن باشد و همچنان در این مرحله درجا بزند و پاسخ روشنی نگیرد، وضعیت به همین سمت سوق پیدا میکند. جدای از مساله گوشت، برنج تایلندی و هندی که مصرف کمتری دارد، اکنون در بازار ۱۸۰ تومان قیمت دارد و برنج ایرانی تا نیم میلیون تومان میرسد؛ وضعیتی که نشان میدهد مردم درگیر پاسخگویی به نیازهای اولیه هستند و در همین نقطه متوقف ماندهاند.» مازلو اشاره دارد زمانی که فرد در این مرحله درجا میزند، مراحل بعدی نیازها نیازهای اجتماعی، احساس امنیت، خودشکوفایی و هر آنچه جنبه جمعی دارد به حاشیه میرود. اخلاق نیز در همین ساحت قرار دارد. هر زمان شکم سیر شود و امکان پاسخگویی به معیشت فراهم آید، فرد میتواند به دیگری بیندیشد؛ چراکه با ورود مساله اخلاق، پای «دیگری» به زندگی باز میشود. در این وضعیت، خودخواهی به حداقل و دیگرخواهی به حداکثر میرسد و هرچه این روند تقویت شود، رفتار اخلاقی پررنگتر میشود. اخلاق همین است.» این مساله در نهایت به ساختارهای جامعه بازمیگردد؛ به نگاهی ایدئولوژیک که جاری و ساری است، خودی و غیرخودی میسازد و تخصص را به حاشیه میراند. امروز حتی آنچه به عنوان سوانح طبیعی، بحران محیطزیستی، خشکسالی و موارد مشابه مطرح میشود نیز معلول همین تفکر جاری است؛ تفکری که با مدیریت و گزینش ناکارآمد، روزمرهگرایی و شکلگیری طبقهای تنآسا همراه شده است. طبقهای نوپدید با رنگوبویی ایدئولوژیک. خروجی چنین وضعیتی این است که افراد صرفا در پی پاسخگویی به نیازهای اولیه خود هستند و نیازهای جمعی، اجتماعی و اخلاقی ناگزیر به حاشیه رانده میشوند.» «وقتی افراد درگیر پاسخگویی به نیازهای اولیه خود هستند، خودخواه میشوند؛ یعنی منافع فردی بر منافع جمعی ارجحیت پیدا میکند. این منافع فردی نیز دیگر حد و حصری ندارد. به این معنا که وقتی فرد در فضایی زندگی میکند که خودخواهی در آن غالب است، حتی اگر از توانایی مالی برخوردار باشد، به دلیل تنفس در همین فضا، به فکر خود میافتد.» «خودخواهی تنها به این معنا نیست که صرفا افرادی که درگیر تامین نیازهای اولیه خود هستند چنین رفتاری داشته باشند؛ حتی کسانی که توانایی مالی دارند نیز به همین سمت کشیده میشوند و این اصل غیراخلاقیِ رایج شکل میگیرد که خودخواهی مقدم بر دیگرخواهی است. این وضعیت، یک فاجعه اخلاقی است. بنابراین، این روند دقیقا در شرایط اقتصادی نا به سامان اوج میگیرد؛ از #بیکاری، #تورم و فقر گرفته تا دیگر المانهای اقتصادی که جامعه ما با آن درگیر است.» «شاید ما اکنون درگیر #ابرتورم نشده باشیم، اما بیتردید با ابر بحران مواجهایم. ابر بحران زمانی پدید میآید که بحران بهصورت همزمان در حوزههای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، یعنی در چهار خردهنظام، گریبان جامعه را بگیرد. وقتی هر یک از این حوزهها دچار بحران باشد، مجموع آنها به ابر بحران منتهی میشود.» «به همین دلیل است که انگار زیر پای جامعه لغزنده شده و هر اتفاقی آن را آسیبپذیرتر میکند؛ چه باران بیاید یا نیاید، چه نفت فروخته شود یا نشود، چه دولت #اصلاحطلب روی کار باشد یا #اصولگرا، چه جنگ رخ دهد یا ندهد، جامعه همچنان آسیبپذیر است. پرسش اینجاست که مدیریت کلان چه شرایطی برای جامعه فراهم کرده که در هر وضعیت و با هر تصمیمی، جامعه آسیبپذیر میشود؟» «فشار اقتصادی مردم را با دگرگونیهای عمیق مواجه میکند. فشار اقتصادی شوخیبردار نیست؛ شاید بتوان فشارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را تاب آورد، اما فشار اقتصادی، آسیبپذیرتر و تعیینکنندهتر است.» | dr-bokharaei.com | youtube.com/@AhmadBokharaei | t.me/dr_bokharaei