کانال چالش صنفی معلمان ایران
Статистикаچالش صنفی معلمان ایران رسانهای #مستقل و پرتلاش است که به پوشش دقیق، بیطرفانه و مسئولانه مسائل صنفی، حقوقی و اجتماعی معلمان و جامعه مدنی میپردازد. تریبونی برای بازتاب صدای معلمان و دیگر اقشار و اصناف سراسر کشور؛ از چالشهای کلاس درس تا مطالبات برحق آنان
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 12
- Всего постов
- 847
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Право
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 242
- 1/48двое суток
- 277
- 1/72трое суток
- 299
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🌅وزیر آموزش و پرورش: کمبود نیروی انسانی با حق التدریس معلمان جبران خواهد شد #پی_نوشت میگویند دروغگو کم حواس میشود! مگر نگفتند سال تحصیلی جدید کمبود معلم ندارند⁉️⁉️ 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 کانالی برای پوشش کنش های صنفی معلمان و فعالان صنفی و نیز آگاهی افزایی عمومی 🆔 @kchaleshFI
🌅روشنفکران معاصر من و برادرم در حدود ۹۰ درصد مسائل با یکدیگر همنظر هستیم و تنها در ۱۰ درصد موارد اختلاف نظر داریم. از این ۱۰ درصد نیز حدود ۵ درصد ناشی از سوءتفاهم و برداشت متفاوت است که با گفتوگو و توضیح برطرف میشود. از ۵ درصد باقیمانده نیز معمولاً در نیمی از موارد، یکی از ما پس از گفتوگو نظر دیگری را میپذیرد. اما در حدود یک تا دو درصد از مسائل، به نقطهای میرسیم که هیچکدام نمیتوانیم دیگری را قانع کنیم و هیچکدام نیز حاضر نیستیم نظر طرف مقابل را بپذیریم. نه لزوماً به این دلیل که یکی منطقی و دیگری غیرمنطقی است؛ بلکه چون دانش، اطلاعات، شرایط و احساسات فعلی ما اجازه نمیدهد از موضع خود عبور کنیم. در چنین مواردی شاید عاقلانهترین کار این باشد که بپذیریم: همه اختلافات قرار نیست امروز حل شوند. اما متأسفانه در چند مهمانی خانوادگی اخیر، دقیقاً بر سر همین یک یا دو درصد وارد مشاجره شدیم. این اتفاق در حالی رخ داد که پس از مدتها، بیشتر اعضای خانواده و فامیل درجه یک دور هم جمع شده بودند. طبیعی بود که از دیدن این مشاجرهها ناراحت و دلخور شوند. گمان میکنم بسیاری از آنها از هر دوی ما رنجیده و حتی دلسرد و ناامید شدند. این موضوع از آن جهت تلختر است که من و برادرم از تحصیلکردهترین اعضای خانواده هستیم و معمولاً مورد احترام دیگران قرار داریم. از چنین افرادی انتظار میرود نماد گفتوگو، عقلانیت و تحمل نظر مخالف باشند؛ نه اینکه بر سر یک یا دو درصد اختلاف، فضای یک جمع خانوادگی را متشنج کنند. اما همین اتفاق خانوادگی، برای من تبدیل به تمثیلی از وضعیت جامعه شد. قصه من و برادرم، در مقیاسی بزرگتر، قصه بخشی از روشنفکران و نخبگان جامعه ماست. بسیاری از نخبگان در بیش از ۹۵ درصد مسائل اساسی با یکدیگر اشتراک نظر دارند. درباره ضرورت پیشرفت کشور، کاهش رنج مردم، اصلاح حکمرانی، حفظ منافع ملی و عبور از شرایط نابهنجار، اشتراکات فراوانی دارند. اما به جای تمرکز بر این اشتراکات، گاهی تمام توان خود را صرف همان یک یا دو درصد اختلاف میکنند. و اینجاست که یک تراژدی شکل میگیرد: ۹۵ درصد سرمایه مشترک، قربانی یک درصد اختلاف میشود. به جای آنکه نخبگان دست در دست یکدیگر بگذارند و جامعه را به جلو ببرند، بخش بزرگی از انرژی خود را صرف اثبات اشتباه یکدیگر میکنند. اختلاف فکری به اختلاف شخصی تبدیل میشود؛ اختلاف شخصی به صفبندی؛ و صفبندی، امکان همکاری را از بین میبرد. در حالی که شاید آن اختلاف یک درصدی، اساساً چیزی نباشد که امروز بتوان آن را حل کرد. اگر با دانش امروز، اطلاعات امروز، شرایط امروز و احساسات امروز، من نمیتوانم برادرم را قانع کنم و او نیز نمیتواند مرا قانع کند، چرا باید این اختلاف را به میدان نبرد تبدیل کنیم؟ میتوانیم بگوییم: «در این موضوع اختلاف داریم. هیچکدام قانع نشدهایم. فعلاً آن را کنار میگذاریم و داوری را به زمان، تجربه و دانش آینده میسپاریم.» این عقبنشینی نیست. این بلوغ فکری است. جامعه برای پیشرفت، به انسانهایی نیاز ندارد که در همه چیز همنظر باشند؛ به انسانهایی نیاز دارد که با وجود اختلاف نظر، بتوانند با یکدیگر همکاری کنند. همه اختلافات را نباید حل کرد؛ بعضی اختلافات را باید مدیریت کرد، تحمل کرد و به آینده سپرد. شاید امروز مهمترین وظیفه نخبگان این نباشد که یکدیگر را در آن یک درصد شکست دهند؛ بلکه این باشد که آن ۹۵ درصد اشتراک را به نیرویی برای ساختن آینده تبدیل کنند. پرسش اصلی نباید این باشد: «چگونه دیگری را قانع کنم که حق با من است؟» پرسش مهمتر این است: «چگونه میتوانیم با وجود این اختلاف، بر سر اشتراکاتمان با هم کار کنیم؟» اگر من و برادرم بتوانیم این درس ساده را بیاموزیم، میتوانیم دوباره جمع خانوادگی را به محلی برای شادی، آرامش و همدلی تبدیل کنیم. اگر نخبگان جامعه نیز چنین کنند، میتوانند بخش بزرگی از انرژی و سرمایه اجتماعی ازدسترفته را به جامعه بازگردانند. لازم نیست برای همکاری، همنظر باشیم؛ کافی است اختلاف نظرمان را مدیریت کنیم. زیرا گاهی بزرگترین پیروزی، پیروز شدن بر دیگری نیست؛ پیروز شدن بر وسوسه جنگیدن با دیگری است. بیایید آن یک درصد را به آینده بسپاریم و امروز، برای آن ۹۵ درصدی که میتواند ما را به یکدیگر پیوند دهد، کاری انجام دهیم. جامعه را نمیتوان با پیروزی بر یکدیگر ساخت؛ جامعه را باید با همکاری با یکدیگر ساخت. ✍علی مرادی 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 کانالی برای پوشش کنش های صنفی معلمان و فعالان صنفی و نیز آگاهی افزایی عمومی 🆔 @kchaleshFI
🌅 اعتراض یک معلم به وضعیت معیشتی معلمان در سفر وزیر آموزش و پرورش به سمنان؛ معلمان برای امرار معاش در اسنپ و تپسی کار می کنند ➖➖ #پی_نوشت جناب وزیر میگویند فکرهای زیادی کردهاند و اتفاقهای خوبی خواهد افتاد به نظر شما بهترین اتفاق چه خواهد بود⁉️⁉️⁉️ 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 کانالی برای پوشش کنش های صنفی معلمان و فعالان صنفی و نیز آگاهی افزایی عمومی 🆔 @kchaleshFI
🌅 وزیر آموزشوپرورش: بجای افزایش فوقالعاده ویژه معلمان، افزایش خدمات رفاهی را پیگیری میکنیم! علیرضا کاظمی، وزیر آموزشوپرورش : 🔹افزایش فوقالعاده ویژه معلمان را با جدیت پیگیری میکنیم؛ اما در صورت عملی نبودن پیشنهاد، افزایش خدمات رفاهی معلمان، به عنوان گزینه دوم مطرح است! 🔹قانون پرداخت ۸۰ درصد حقوق اعضای هیئت علمی دانشگاهها به فرهنگیان دارای مدارک تحصیلی بالاتر لغو نشده و اجرای آن میتواند فاصله حقوقی میان معلمان و اعضای هیئت علمی دانشگاهها را کاهش دهد. #پی_نوشت جناب وزیر خسته نشدید از این همه تکراری صحبت کردن ⁉️⁉️⁉️ 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 کانالی برای پوشش کنش های صنفی معلمان و فعالان صنفی و نیز آگاهی افزایی عمومی 🆔 @kchaleshFI
🌅ایران پنجمین کشور ثروتمند جهان از نظر منابع طبیعی 🔹بر اساس برآوردهای منتشرشده، ایران با حدود ۲۷ تریلیون دلار ارزش منابع طبیعی در رتبه پنجم جهان قرار دارد. در این فهرست، روسیه با ۷۵ تریلیون دلار در رتبه اول قرار گرفته و آمریکا، عربستان و کانادا بهترتیب رتبههای دوم تا چهارم را در اختیار دارند. 🔹بخش عمده ثروت طبیعی ایران به ذخایر عظیم نفت و گاز و همچنین منابع معدنی کشور مربوط میشود. ایران در حال حاضر یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر نفت و گاز جهان است. قضاوت با شما ⁉️⁉️⁉️⁉️ 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 کانالی برای پوشش کنش های صنفی معلمان و فعالان صنفی و نیز آگاهی افزایی عمومی 🆔 @kchaleshFI
🔴 پنج درس برای زندگی؛ پیام و نگاه سیامک صادقی چهرازی معلم زندانی به زندگی در دل رنج و زندان پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامهای مینوشت. بالاخره پرسید: «ماجرای کارهای خودمان را مینویسی؟ در بارهٔ من مینویسی؟» پدربزرگ از نوشتن دست کشید، لبخند زد و به نوهاش گفت: «درست است، دربارهٔ تو مینویسم. اما مهمتر از نوشتههایم، مدادی است که با آن مینویسم. میخواهم وقتی بزرگ شدی، مثل این مداد شوی.» پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید. «اما این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیدهام!» «بستگی دارد چطور به آن نگاه کنی. در این مداد پنج خاصیت است که اگر به دستشان بیاوری، تمام عمرت با دنیا به آرامش میرسی.» «خاصیت اول: میتوانی کارهای بزرگی کنی، اما نباید هرگز فراموش کنی که دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت میکند. اسم این دست خداست. او همیشه باید تو را در مسیر ارادهاش حرکت دهد. صفت دوم: گاهی باید از آنچه مینویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این باعث میشود مداد کمی رنج بکشد، اما آخر کار نوکش تیزتر میشود. پس بدان که باید رنجهایی را تحمل کنی، چرا که این رنج باعث میشود انسان بهتری شوی. صفت سوم: مداد همیشه اجازه میدهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاککن استفاده کنی. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست؛ در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگه داری، مهم است. صفت چهارم: چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست؛ زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است. و سرانجام، پنجمین خاصیت مداد: همیشه اثری از خود به جا میگذارد. بدان هر کاری در زندگیات میکنی، ردی به جا میگذارد و سعی کن نسبت به هر کاری که میکنی، هشیار باشی و بدانی چه میکنی.» 🌹🌹🌹🌹🌹 اثری از پائولو کوئیلیو ۱۴۰۵/۵/۲۲ #سیامک_صادقی_چهرازی / زندان مرکزی اهواز #شیبان رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید. کانال چالش صنفی معلمان ایران 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 https://t.me/kchaleshFI
✅ سه نشانه که بیان میکنه شما یک فرد خودشیفته هستید. رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید. کانال چالش صنفی معلمان ایران 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 https://t.me/kchaleshFI
▪️▪️▪️تسلیت سخت است باور به رفتن معلمی که جان و دلش فرزندان این مرزوبوم بود وآمالش حالِ خوب میهنش بود قلمش جز اعتلای سرزمینش بر صفحه روزگار چیزی ننوشت یادش همیشه گرامی ▪️▪️▪️ او امروز به مام میهنش پیوست حضور فعالان صنفی معلمی سراسر کشور،در مراسم وداع با زنده یاد ««سیروس فخرایی»» #پاینده_ایران ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ کانالی برای پوشش کنش های صنفی معلمان و فعالان صنفی و نیز آگاهی افزایی عمومی 🆔 @kchaleshFI
🔴 بازخرید خدمت؛ تغییر عنوان یک حکم یا تداوم محرومیت از معلمی؟ در ادامه روند رسیدگی به پروندههای انضباطی سه معلم کردستان، #مجید_کریمی، #غیاث_نعمتی و #جهانگیر_بهمنی، آرای جدید هیئت تجدیدنظر وزارت آموزش و پرورش بار دیگر مسئله نحوه برخورد با معلمان منتقد و فعالان صنفی را به موضوعی قابل تأمل تبدیل کرده است. در مرداد ۱۴۰۴، این سه معلم بر اساس آرای هیئت رسیدگی به تخلفات اداری آموزش و پرورش کردستان از ادامه خدمت محروم شدند. پس از پیگیریهای حقوقی، هیئت عالی نظارت بر رسیدگی به تخلفات اداری در تیرماه ۱۴۰۵ آرای صادرشده را نقض و پروندهها را برای رسیدگی مجدد به هیئت تجدیدنظر وزارت آموزش و پرورش ارجاع داد. در پی این تصمیم، معلمان یادشده تا زمان تعیین تکلیف نهایی پروندهها بهطور موقت به محل کار خود بازگشتند. اما در رسیدگی مجدد، بدون آنکه امکان دفاع حضوری برای این معلمان فراهم شود، آرای تازهای صادر شد. بر اساس این آرا، حکم انفصال دائم مجید کریمی و حکم اخراج دائم غیاث نعمتی به «بازخرید خدمت» تبدیل شده و حکم اخراج دائم جهانگیر بهمنی نیز به شش ماه انفصال از خدمت کاهش یافته است. هرچند «بازخرید خدمت» از نظر عنوان حقوقی با «اخراج» متفاوت است، اما برای معلمی که خواهان ادامه فعالیت حرفهای خود است، نتیجه عملی آن همچنان پایان رابطه استخدامی و محرومیت از ادامه خدمت در آموزش و پرورش است. از همین رو، نمیتوان صرفاً با تغییر عنوان مجازات، از کنار آثار سنگین آن بر زندگی شغلی و معیشتی این معلمان گذشت. نکته مهمتر، نحوه رسیدگی مجدد به پروندههاست. هنگامی که یک مرجع عالی نظارتی، آرای پیشین را نقض و پرونده را برای رسیدگی دوباره اعاده میکند، انتظار میرود رسیدگی جدید با دقت، بیطرفی و رعایت کامل حق دفاع انجام شود؛ نه اینکه همان سوابق و مبانی پیشین، بدون فراهم شدن امکان دفاع مؤثر، مبنای صدور تصمیم تازه قرار گیرد. مسئله فقط سرنوشت سه معلم نیست. تکرار چنین روندهایی این پرسش جدی را ایجاد میکند که آیا ارجاع پرونده به رسیدگی مجدد واقعاً فرصتی برای بررسی دوباره و اصلاح روند پیشین است یا صرفاً به صدور مجدد مجازات، با تغییر عنوان و میزان آن، منتهی میشود؟ حق برخورداری از دادرسی منصفانه، حق دفاع مؤثر و حق برخورداری از یک رسیدگی مستقل و بیطرفانه، حقوقی نیستند که با صنفی یا منتقد بودن یک معلم از میان بروند. انتظار میرود وزارت آموزش و پرورش و مسئولان آموزش و پرورش کردستان، به جای تداوم چرخه مجازات و محرومیت شغلی، نسبت به نحوه رسیدگی به این پروندهها و رعایت حقوق قانونی این سه معلم پاسخگو باشند. بازگشت به کلاس، حق طبیعی معلمی است که هنوز پروندهاش به شکل عادلانه و نهایی تعیین تکلیف نشده است؛ و تغییر نام یک مجازات، نباید جایگزین اجرای واقعی عدالت شود. رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید. کانال چالش صنفی معلمان ایران 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 https://t.me/kchaleshFI
✅ راویان روشنایی 🖊️ ژینا سردشتی در محیطی که آغشته به بوی نابرابریهاست، ایستادن در برابر هر آنچه بوی زهمِ ناراستی و کجی میدهد دشوار است… وقتی فضا بسته و آکنده از ترس و هیاهوی پوچی باشد مقاومت کردن در برابر نیروی مرموزی که ذهنها را برای بیکنشی آماده میکند، دشوار است. اما معنا و روشنایی اگر از دل این سختیها زاده نشود، از چه برمیآید؟ از تاریکی و ظلمات، از سکوت و اختناق؟! ما راویانِ فشارِ ظلمِ تنیده در وجودمان هستیم. سر برمیآوریم و در تنهایی به حقیقتِ صیقلخورده دست مییابیم.. دستهایمان را میبرند، اما ما با ترنم هر پلک و هر نگاه، به حقیقت نزدیکتر میشویم. گامهایمان را کند میکنند و قهقههٔ تمسخر و تحقیر سر میدهند، ولی کلاممان رنگ میگیرد، از نفرت و سیاهی روی برمیتابد و با ملایمت، آن کریهٔ بدمنظر را نوازش میکند.. ما در پای حقیقت بست مینشینیم و از رنگ و جلوهٔ او جان میگیریم.. «حقیقت آن صدایی که باید در جایی، خود را بلند کند» .. اگر در مدرسه باشد، با همنوایی و دمیدن در باور دانشآموزان برای خواستن حقوق انسانیشان، برای آنکه از همان سالهای نخست بیاموزند ترس، هرچند قدرتمند، نباید جانشین اندیشیدن شود و سکوتِ آموختهشده فضیلت شمرده نشود. اگر در منزل باشد، برای گرفتن گاهبهگاه ظرف و جارو و بوییدن عطرِ لایههای کتابها، اگر در کوه و کمند و جمعهای کوهنوردی باشد، برای نوازش درختهایی که به دست رانت و ظلم بریده میشوند و نیز برای آنکه راه رفتن در مسیرهای دشوار، تمرینی باشد برای راست ایستادن، آنجا که بسیاری از بیمِ هزینهها و ترس از قدرت، ترجیح میدهند همرنگ جماعت شوند و از کنار حقیقت بیصدا عبور کنند. و اگر در مجامع مجازی و فضاهای سیاسی باشد، برای تشویق به نظر دادن، مشورت کردن و از یکدیگر رأی خواستن، تا آن خوی و خصلت دیکتاتوری، آن شاهِ فعالِ گوشهنشین در قلبها، بیدار نشود و نفس بالا نیاورد. تا ترسِ مزمنِ بهجا مانده در جان آدمیان، آنان را به سکوت و تبعیت نکشاند و عادتِ همرنگ شدن برای در امان ماندن، جای شهامت اندیشیدن را نگیرد. ما به رسالتمان پایبندیم، میجنگیم و کم نمیآوریم… اما امان، امان که ما انسانیم، تکهگوشتهایی نجیب که گاه از این همه طرد شدن خسته میشویم، از این همه نقاب که آدمیان بر چهره میزنند.. 📍آیا ایراد از ماست که همرنگِ خاموشانِ عافیتطلب نیستیم؟ که پرخاش و فحش را برنمیتابیم و سنگینی آن را نمیتوانیم تلافی کنیم؟ آیا خطای ما این است که سکوت را فضیلت نمیدانیم و در برابر آنچه ناراست میبینیم، چشم فرو نمیبندیم؟ در این دیار کوچکِ قحطیزده، آه که بیکنشی، انفعال و تملق چه بهایی دارد، و همرنگ جماعت نشدن، و راستی را ــ هرچند به گمان خویش ــ زیستن، چه دشوار است… رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید. کانال چالش صنفی معلمان ایران 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 https://t.me/kchaleshFI
🎥 مسائل و مشکلات آموزش وپرورش ایران ✅ در گفتگو با علی اصغر یاور ذاتی ستون نویس هفته نامه ی « قلم معلم » مجله ی « لوح » و بسیاری از مطبوعات دهه ی ۷۰ ———————— 🖌 توانایی های معلمان بازنشسته 🖌 مشکلات تربیت معلم 🖌 آموزش وپرورش در کنترل حکومت ایدئولوژیک 🖌 مدارس پولی 🖌 تصفیه و اخراج معلمان آگاه و خوش فکر 🖌 تاوان دگر اندیشی 🖌 سطح دانش افزایی معلمان 🖌 وضعیت ضمن خدمت 🖌 کمبود بودجه در آموزش وپرورش ‼️لطفا با بازتاب این پست برای دیگران و عضویت در کانال کشمات به بهبود آن کمک کنید. 📞 پیامگیر ادمین کانال : @keshmat57 🖌🖌🖌🖌🖌 لینک گفتگو با علی اصغر یاور ذاتی
🔴 دیدار و اعلام حمایت و همبستگی انجمن صنفی معلمان فارس و ممسنی با خانوادههای علی احمدی و جانمحمد احمدی جمعی از فرهنگیان #فارس و #ممسنی، روز ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، در نورآباد ممسنی با خانوادههای معلمان زندانی، #علی_احمدی و #جانمحمد_احمدی، دیدار کردند و با آنان ابراز همبستگی و همراهی کردند. این دیدار، تنها یک حضور ساده در کنار خانوادهها نیست؛ نشانهای روشن از همبستگی جامعه فرهنگیان با معلمانی است که بهدلیل فعالیتهای صنفی و مطالبهگری، با زندان و فشار روبهرو شدهاند. خانوادههای معلمان زندانی، روزهای دشواری را پشت سر میگذارند؛ روزهایی که نگرانی برای وضعیت عزیزانشان، بخشی از زندگی هر روزه آنان شده است. در چنین شرایطی، ایستادن در کنار خانوادهها یعنی یادآوری این حقیقت که آنان در این مسیر تنها نیستند. زندان نمیتواند صدای مطالبهگری را خاموش کند و فشار بر یک معلم، نمیتواند اراده جمعی برای دفاع از حقوق معلمان را به بند بکشد. هر دیدار و هر همراهی، پاسخی است به تلاش برای به سکوت کشاندن جامعه فرهنگیان. امیدواریم هرچه زودتر شاهد آزادی علی احمدی باشیم و او به آغوش خانواده و جمع همکارانش بازگردد. آزادی او خواستهای روشن و انسانی است که نمیتوان و نباید از کنار آن گذشت. برای جانمحمد احمدی و خانوادههایشان نیز صبر، استقامت و سربلندی آرزو داریم. همبستگی، زمانی معنا پیدا میکند که در روزهای سخت کنار یکدیگر بایستیم؛ و ما در کنار معلمان و خانوادههایشان ایستادهایم. #انجمن_صنفی_معلمان_فارس #معلمان_زندانی #علی_احمدی #جانمحمد_احمدی #ممسنی #فارس #همبستگی_صنفی #آزادی_معلمان_زندانی #اتحاد_قدرت_ماست رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید. کانال چالش صنفی معلمان ایران 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 @kchaleshFI
⚫️ عرض تسلیت به خانواده و جامعهی فرهنگیان وفعالان البرز امروز خبری تلخ از آسمانی شدن همکار عزیز ودلسوز وفعال صنفی البرز آقای سیدعلی فخرایی شنیدیم دلمان پر غصه شد وقتی معلم میمیرد... وقتی معلم میمیرد، جهان لحظهای سکوت میکند. نه بهخاطر مرگ یک انسان، بلکه به احترام خاموشی چراغی که راه را نشان میداد، به احترام دستی که نوشت تا هزاران دست بنویسند. وقتی معلم میمیرد، کلمات یتیم میشوند، حروف دلتنگ میشوند، و تختهی کلاس، دلتنگ صدایی میشود که به آن معنا میداد. معلم شاید برود، اما برف یادش تا همیشه بر شانههای شاگردانش مینشیند. او نمیمیرد، چرا که ریشهاش در جان کسانیست که فهمیدن را از او آموختند، انسانبودن را، صبوری را، اندیشیدن را... وقتی معلم میمیرد، درختی نمیافتد — جنگلی به سکوت میرود. باران نمیگیرد — ابری پر از حرف و حکمت، آرام آرام محو میشود. و ما میمانیم، با چراغهایی که او در جانمان روشن کرده است. درودت باد نام تو، که حتی مرگ، جسارت خاموشکردن صدای تو را ندارد 🏴 در پایان، از خانوادهی محترم سید علی فخرایی نیز صمیمانه میخواهیم پیام تسلیت و همدردی ما در «چالش صنفی معلمان ایران» را پذیرا باشند. https://t.me/kchaleshFI
✅ زنان در قدرت؛ بازتولید مردسالاری با چهرهای زنانه ✍️فتانه عبدالحسینی گاهی تصور میشود حضور زنان در ساختارهای مردسالار، به خودی خود به تضعیف مردسالاری میانجامد. این تصور بر این پیشفرض استوار است که با ورود زنان به جایگاههای تصمیمگیری، شیوه اعمال قدرت نیز تغییر خواهد کرد. اما تجربه بسیاری از نهادهای سیاسی، علمی و مدنی نشان میدهد که تغییر جنسیت مدیران، الزاماً به تغییر منطق قدرت منجر نمیشود. مردسالاری تنها به معنای سلطه مردان نیست، بلکه مجموعهای از هنجارها، ارزشها و شیوههای اعمال قدرت است که میتواند از سوی زنان نیز بازتولید شود. از این رو، زن بودن به خودی خود تضمینی برای شکلگیری روابط مبتنی بر مشارکت، همبستگی و برابری نیست. جودیت باتلر نشان میدهد که قدرت تنها از طریق قانون یا اجبار عمل نمیکند، بلکه با تکرار مداوم هنجارها، سوژههای خود را میسازد. افراد برای پذیرفته شدن در یک ساختار، قواعد آن را میآموزند، تکرار میکنند و به تدریج آنها را بخشی از هویت حرفهای خود میسازند. در نتیجه، ساختار قدرت فقط رفتار افراد را کنترل نمیکند، بلکه شیوه اندیشیدن، قضاوت کردن و حتی تعریف آنان از شایستگی و اقتدار را نیز شکل میدهد. از این منظر، زنانی که به موقعیتهای مدیریتی میرسند، الزاماً حامل سیاستی متفاوت نیستند، بلکه ممکن است خود به اجراکنندگان همان هنجارهایی تبدیل شوند که سالها مانع مشارکت برابر بودهاند. هرچه جایگاه فرد در سلسلهمراتب قدرت بالاتر میرود، وابستگی او به قواعد مسلط نیز بیشتر میشود. حفظ موقعیت و کسب مشروعیت، اغلب در گرو وفاداری به همان قواعدی است که ساختار آنها را طبیعی و ضروری جلوه میدهد. در چنین شرایطی، بسیاری از مدیران، فارغ از جنسیت، به جای تغییر ساختار، به حافظان آن تبدیل میشوند. تفاوت زمانی آشکار میشود که این فرایند از سوی زنان رخ دهد؛ زیرا حضور آنان این انتظار را ایجاد میکند که مناسبات قدرت نیز تغییر کند، در حالی که گاه تنها چهره قدرت تغییر کرده و نه منطق آن. البته همه زنان تجربه یکسانی از قدرت ندارند. برخی از آنان از آغاز با هنجارهای مسلط همسو هستند و میان باورهای خود و قواعد ساختار تعارضی احساس نمیکنند. برای این گروه، ساختار قدرت نه میدان مقاومت، بلکه عرصهای برای پیشرفت است. آنان ضرورتی برای تغییر قواعد بازی نمیبینند و حتی ظرفیتهای برآمده از تجربه زیسته زنان، مانند اعتماد، همدلی و سرمایه اجتماعی را در خدمت تثبیت همان نظم موجود به کار میگیرند. در نتیجه، امر زنانه به جای آنکه نیرویی برای تغییر باشد، به عاملی برای مشروعیتبخشی به ساختار تبدیل میشود. در مقابل، زنانی نیز هستند که با آگاهی از نابرابریهای جنسیتی وارد ساختار میشوند، اما به تدریج درمییابند که بهای حفظ موقعیت، سازگاری با همان هنجارهایی است که روزی آنها را نقد میکردند. ساختارهای سلسلهمراتبی معمولاً تفاوت را تا جایی میپذیرند که نظم موجود را به چالش نکشد. به همین دلیل، ظرفیتهای انتقادی به مرور جذب میشوند و جای خود را به سازگاری میدهند. پیامد این وضعیت تنها در شیوه مدیریت آشکار نمیشود، بلکه در روابط میان خود زنان نیز قابل مشاهده است. هنگامی که هنجارهای مردسالارانه درونی میشوند، روابط زنان نیز بر اساس همان الگوهای حذف، انحصار، رقابت و کنترل سازمان مییابد. حذف صداهای متفاوت، تشکیل حلقههای همسو و محدود کردن مشارکت، به رفتارهایی عادی تبدیل میشوند که اغلب با استناد به قانون، آییننامه یا ضرورتهای سازمانی توجیه میشوند. در این وضعیت، قانون نه موضوعی برای نقد، بلکه ابزاری برای تثبیت تصمیمهای قدرت میشود و هر مخالفتی به عنوان بینظمی یا تخطی از قواعد معرفی میشود. پارادوکس اصلی اینجاست که مردسالاری برای استمرار خود، دیگر الزاماً به مدیران مرد نیاز ندارد. هنگامی که هنجارهای آن در ذهن و کنش مدیران نهادینه شود، زنان نیز میتوانند همان منطق حذف، کنترل و انحصار را بازتولید کنند. از این رو، معیار ارزیابی حضور زنان در قدرت، صرفاً تعداد آنان نیست، بلکه این است که آیا حضورشان به گسترش گفتوگو، پذیرش تکثر، گردش مسئولیت و ایجاد فرصت برای زنان دیگر انجامیده است یا نه. نقد مردسالاری، نقد زنان نیست؛ نقد ساختاری است که افراد را، فارغ از جنسیت، به تکرار هنجارهای مسلط و بازتولید روابط نابرابر سوق میدهد. از منظر باتلر، تغییر واقعی زمانی آغاز میشود که این هنجارها از بداهت خارج شوند و خود به موضوع نقد تبدیل شوند. تا زمانی که قواعد قدرت تغییر نکنند، جابهجایی افراد تنها چهره قدرت را تغییر میدهد، نه ماهیت آن؛ و این، شاید پیچیدهترین و ماندگارترین شکل بازتولید مردسالاری باشد. رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید. کانال چالش صنفی معلمان ایران 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 https://t.me/kchaleshFI
🎋 «اگر به بند کشند یک صدا را، هزاران صدا از نو برمیخیزد؛ که راه آزادی، از همبستگی میگذرد.» دیدار جمعی از فعالان صنفی #البرز، #اسلامشهر، #تهران، #قزوین و #گیلان با #مسعود_فرهیخته در آستانه چهلمین روز انتقال او به سلول انفرادی جمعی از فعالان صنفی، روز شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، در آستانه چهلمین روز قطع تماس و انتقال مسعود فرهیخته، معلم زندانی، به سلول انفرادی در زندان مرکزی کرج، با حضور در منزل او و دیدار با خانوادهاش، #همبستگی و #حمایت خود را از این معلم زندانی اعلام کردند. مسعود فرهیخته که در حال گذراندن حکم سه سال و شش ماه و یک روز حبس در زندان مرکزی کرج است، از دوم مهر ۱۴۰۴ تاکنون هفت بار به سلول انفرادی یا مکان نامعلوم منتقل شده است. تداوم قطع تماس و انتقالهای مکرر این معلم زندانی به سلول انفرادی یا مکان نامعلوم، موجب نگرانی درباره وضعیت و شرایط نگهداری او شده است. #اتحاد_قدرت_ماست #معلم_زندانی_مسعود_فرهیخته #فعالیت_صنفی_جرم_نیست #معلمان_زندانی رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید. کانال چالش صنفی معلمان ایران 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 https://t.me/kchaleshFI
🌅به نام قلم؛ به نام حقیقت امروز، روز خبرنگار است؛ اما من میخواهم از خبرنگار سخن نگویم، از قلم سخن بگویم. از همان تکه چوب و مرکبی که قرنهاست خواب قدرت را آشفته میکند؛ از همان کلمهای که گاهی از هزار سرباز، خطرناکتر است؛ و از همان حقیقتی که اگر نوشته شود، دیگر به آسانی نمیتوان آن را کشت. قلم، فقط ابزار نوشتن نیست؛ شاهدی است که حافظه انسان را از فراموشی نجات میدهد. قدرتها میآیند و میروند، حکومتها ساخته میشوند و فرو میریزند، پرچمها عوض میشوند، نام خیابانها تغییر میکند؛ اما آنچه یک خبرنگار صادق ثبت میکند، در حافظه تاریخ باقی میماند. و شاید به همین دلیل است که در تمام تاریخ، قدرت از دو چیز بیش از همه هراس داشته است: از مردمی که میپرسند، و از قلمی که پاسخ را مینویسد. خبرنگار، تماشاگر تاریخ نیست؛ چشم بیدار تاریخ است. او باید جایی بایستد که دیگران ترجیح میدهند کسی نایستد؛ سؤال کند، وقتی همه سکوت کردهاند؛ ببیند، وقتی دیگران چشم بستهاند؛ و بنویسد، وقتی نوشتن هزینه دارد. خبرنگار واقعی، بلندگوی قدرت نیست؛ بلکه آینهای است که قدرت باید جرأت نگاه کردن در آن را داشته باشد. قلم اگر قرار باشد فقط آنچه را صاحبان قدرت دوست دارند بنویسد، دیگر قلم نیست؛ بروشور است. و خبرنگاری اگر فقط تکرار آن چیزی باشد که از پیش گفته شده، دیگر خبرنگاری نیست؛ تریبون است. رسالت خبرنگار، تکرار حقیقتهای بیخطر نیست؛ رسالت او پیدا کردن حقیقتهای پنهان است. اما حقیقت، همیشه زیبا نیست. گاهی حقیقت، زخمی است. گاهی تلخ است. گاهی خشمآور است. و گاهی آنقدر سنگین است که نوشتنش، شجاعت میخواهد. اما تاریخ را کسانی نمیسازند که فقط حرفهای خوشایند میزنند؛ تاریخ را کسانی ثبت میکنند که حاضرند برای حقیقت، هزینه بدهند. من به خبرنگاری باور دارم که قلمش را برای حقیقت به گرو نمیگذارد؛ نه در برابر قدرت، نه در برابر ثروت، نه در برابر شهرت، و نه حتی در برابر محبوبیت. زیرا بزرگترین خیانت به قلم، دروغ گفتن نیست؛ گاهی سکوت کردن در جایی است که باید فریاد زد. جامعهای که خبرنگار شجاع داشته باشد، حتی اگر زخمی باشد، هنوز امید به درمان دارد. اما جامعهای که در آن پرسش کردن جرم، نقد کردن هزینه، و حقیقت گفتن خطر باشد، آرام به نظر میرسد؛ اما در زیر این آرامش، ممکن است یک انفجار تاریخی در حال شکل گرفتن باشد. خبرنگار باید صدای کسانی باشد که صدایشان به جایی نمیرسد؛ صدای کارگری که دیده نمیشود، مادری که فراموش شده، کودکی که سهمش از زندگی کمتر از دیگران است، و شهروندی که حق دارد بداند چه کسی برای سرنوشت او تصمیم میگیرد و چرا. قلم، متعلق به هیچ جناحی نیست؛ قلم متعلق به حقیقت است. و اگر روزی میان حقیقت و مصلحت مجبور به انتخاب شد، اگر خبرنگار حقیقت را انتخاب کند، شاید امروز تنها بماند؛ اما فردا تاریخ به احترامش خواهد ایستاد. من فکر میکنم خبرنگار واقعی، یک سرباز است؛ اما نه سرباز جنگ با انسانها، بلکه سرباز جنگ با دروغ، فراموشی و تحریف. سلاح او دوربین است، سنگرش کاغذ، فشنگش کلمه، و پرچمش حقیقت. و چه باشکوه است انسانی که میداند یک جمله میتواند برایش هزینه داشته باشد، اما باز هم آن جمله را مینویسد. امروز، در روز خبرنگار، باید از قلمهایی تجلیل کنیم که هنوز مینویسند؛ اما بیش از آن، باید از قلمهایی تجلیل کنیم که هنوز نمیترسند. زیرا ملتها فقط با جاده و ساختمان و کارخانه ساخته نمیشوند؛ ملتها با حافظه، آگاهی و حقیقت ساخته میشوند. و خبرنگار، نگهبان همین سه چیز است. پس بگذارید قلمها زنده بمانند؛ حتی اگر دستهایی بخواهند آنها را بشکنند. بگذارید پرسشها زنده بمانند؛ حتی اگر پاسخ دادن دشوار باشد. و بگذارید حقیقت گفته شود؛ زیرا هیچ قدرتی آنقدر بزرگ نیست که بتواند برای همیشه واقعیت را سانسور کند. روزی همه صاحبان قدرت از صحنه تاریخ عبور خواهند کرد؛ اما آنچه باقی میماند، روایت انسانهاست. و در آن روز، تاریخ خواهد پرسید: چه کسانی دیدند و سکوت کردند؟ چه کسانی دانستند و ننوشتند؟ و چه کسانی، در تاریکترین لحظهها، چراغی به نام قلم روشن نگه داشتند؟ امیدوارم نام خبرنگاران شجاع، در پاسخ به این پرسش آخر باشد. روز خبرنگار، روز کسانی نیست که فقط خبر مینویسند؛ روز کسانی است که اجازه نمیدهند حقیقت بمیرد. به احترام قلم.به احترام حقیقت.و به احترام خبرنگاری که هنوزمیپرسد، میبیند و مینویسد 🌷🌷🌷 لیلا حاجیان۱۴۰۵ 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 کانالی برای پوشش کنش های صنفی معلمان و فعالان صنفی و نیز آگاهی افزایی عمومی 🆔 @kchaleshFI
🔹 مدرسه آگاهی حقوقی معلمان | شماره ۱ آیا احضار تلفنی اعتبار قانونی دارد؟ یکی از رایجترین شیوههای احضار فعالان صنفی، تماس تلفنی از سوی نهادهای امنیتی یا قضایی است. بسیاری از افراد تصور میکنند موظفاند فوراً به این تماسها پاسخ دهند؛ اما از نظر حقوقی،…
🔴 پروندهسازی مجدد برای علیحسن بهامین، فعال صنفی معلمان یاسوج بر اساس اسناد رسیده به کانال چالش صنفی معلمان ایران، هیأت بدوی رسیدگی به تخلفات اداری آموزش و پرورش استان #کهگیلویه_و_بویراحمد، #علیحسن_بهامین، فعال صنفی معلمان و دبیر فیزیک مدارس یاسوج را به…
✅ آزادی را به نامها گره نزنیم؛ حمایت از زندانی سیاسی، چک سفیدامضا نیست یکی از آسیبهای جدی در جنبشهای آزادیخواه، تبدیل افراد به «چهره»، «نماد» و گاهی حتی «رهبر» است؛ آن هم پیش از آنکه کارنامه و مواضع واقعی آنان در بزنگاههای تاریخی سنجیده شده باشد. گاهی فردی به دلیل فعالیت سیاسی، مدنی یا صنفی زندانی میشود و جامعه، فعالان، رسانهها و جریانهای مختلف برای آزادی او تلاش میکنند. این حمایت، در اصل دفاع از حق آزادی، کرامت انسانی و مخالفت با سرکوب است. اما یک مرز مهم را نباید فراموش کرد: دفاع از حقوق یک زندانی، به معنای تضمین وفاداری سیاسی او به مردم نیست. هیچکس صرفاً به دلیل آنکه روزی زندانی سیاسی بوده، از حق نقد شدن مصون نیست. سابقه زندان، هزینهای که فرد پرداخته یا ظلمی که بر او رفته، نمیتواند برای همیشه جایگزین سنجش مواضع، عملکرد و انتخابهای سیاسی او شود. مشکل از جایی آغاز میشود که حمایت از یک زندانی، از «دفاع از حق» به «دفاع از شخص» تغییر ماهیت میدهد؛ شخص به نماد تبدیل میشود، نماد به مرجع، و مرجع به موجودیتی فراتر از نقد. اینجاست که جنبش، به جای آنکه بر اصول، حقوق و خواست عمومی مردم استوار باشد، به افراد وابسته میشود. و این دقیقاً همان نقطهای است که باید متوقف شویم. اگر امروز کسی را میبینیم که زمانی از او حمایت کردهایم، اما اکنون در کنار مردم نیست، در برابر مطالبات آنان سکوت میکند، یا در بزنگاههای مهم مواضعی برخلاف خواست و منافع جامعه اتخاذ میکند، نباید از حمایت گذشته خود شرمسار باشیم. ما در آن زمان، از حقی دفاع کردهایم که باید از آن دفاع میکردیم. اما امروز وظیفه دیگری داریم: واقعیت امروز را ببینیم، قضاوت کنیم و اگر لازم است، موضع خود را اصلاح کنیم. اشتباه، حمایت از یک انسان در برابر سرکوب نیست. اشتباه آنجاست که حمایت از انسان را با تأیید همیشگی اندیشه و عملکرد او یکی بدانیم. اشتباه آنجاست که به خاطر هزینهای که فردی در گذشته پرداخته، چشم خود را بر رفتار و مواضع امروز او ببندیم. و اشتباه بزرگتر این است که اگر واقعیت برخلاف تصور قبلی ما آشکار شد، به جای پذیرش آن، برای حفظ تصویر ساختهشده از یک «قهرمان» به توجیه، انکار و تحریف متوسل شویم. هیچکس مالک حمایت مردم نیست. اعتماد عمومی، سرمایهای نیست که یکبار به کسی واگذار شود و برای همیشه در اختیار او بماند. اعتماد باید با رفتار، مسئولیتپذیری و ایستادن در کنار مردم، بارها و بارها به دست آید. اگر در گذشته چهرهای را بیش از اندازه بزرگ کردهایم، نباید خود را سرزنش کنیم؛ اما باید از آن تجربه درس بگیریم. اگر فهمیدهایم در قضاوت خود اشتباه کردهایم، شجاعت اصلاح اشتباه، نشانه ضعف نیست؛ نشانه بلوغ سیاسی است. لازم نیست از حمایت گذشته خود شرمسار باشیم؛ اما لازم است مراقب باشیم همان اشتباه را دوباره تکرار نکنیم. اگر چهرهسازی ما به فردی اعتبار و سرمایهای داده که امروز در مسیر دیگری از آن استفاده میکند، بخشی از مسئولیت ما این است که با نقد صریح، آگاهیرسانی و بازنگری در معیارهای خود، در جبران آن نقش داشته باشیم. جنبشهای آزادیخواه به قهرمانانی که بالاتر از نقد قرار بگیرند نیاز ندارند؛ به جامعهای آگاه، شهروندانی مسئول و معیارهایی روشن نیاز دارند. ما برای آزادی مبارزه میکنیم، نه برای جایگزین کردن یک بت با بتی دیگر. برای همین باید یک اصل ساده را همیشه به خاطر بسپاریم: از زندانی سیاسی دفاع کن، اما او را مقدس نکن. از حق انسان دفاع کن، اما عملکردش را نقد کن. از آزادی دفاع کن، اما آزادی را به هیچ فردی گره نزن. و اگر روزی فهمیدی قضاوتت اشتباه بوده، به جای پافشاری بر اشتباه، شجاعانه مسیرت را اصلاح کن. 📍 وفاداری ما باید به آزادی و اصول انسانی باشد، نه به چهرهها. #نه_به_چهره_سازی #حق_نقد #آزادی_خواهی #آگاهی 📌این مطلب اختصاصی تیم تحریریه #چالش_صنفی_معلمان_ایران است. از شما دعوت میکنیم با همراهی و حمایت خود، ما را در مسیر آگاهیبخشی، دفاع از حقوق معلمان و دانشآموزان و پاسداری از حقیقت یاری کنید. رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید. کانال چالش صنفی معلمان ایران 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 https://t.me/kchaleshFI
🔴 ثبت سفارش کتابهای درسی سال تحصیلی ۱۴۰۶–۱۴۰۵ 📚 ثبت سفارش کتابهای درسی همه پایهها فعال است. 🔺 ثبت سفارش از طریق my.medu.ir و سامانه irtextbook.ir انجام میشود. 🔺 ثبت سفارش فقط پس از ثبتنام قطعی دانشآموز در سامانه سیدا امکانپذیر است. 👥 مدیران مدارس میتوانند سفارش کتابها را بهصورت گروهی ثبت کنند. ⚠️ برای جلوگیری از تأخیر در تأمین و توزیع کتابها، ثبتنام و سفارش را به روزهای پایانی موکول نکنید. رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید. کانال چالش صنفی معلمان ایران 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 https://t.me/kchaleshFI