- Последний пост
- 8 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 376
- 1/48двое суток
- 430
- 1/72трое суток
- 464
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
سرگشته چو باد میدوم در عالم یادداشتی در معرفی دیوان رباعیات مهستی دبیر گنجوی (پژوهش مهدی دهقان، تبریز، ۱۴۰۵ شمسی) مهستی دبیر، شخصیتی ویژه در تاریخ رباعی فارسی است. تقریباً اغلب آنچه دربارۀ او نقل کردهاند، در حالتی از افسانه و ابهام است و قابل راستی آزمایی نیست. عطار در الهینامه، در حکایتی، او را «مهستی دبیر» و از مقرّبان سلطان سنجر خوانده است. اگر مهستی در دستگاه سلطان سنجر دبیر بود یا با سلطان ارتباط ویژه داشت، این پرسش باقی است که چرا منابع تاریخی دربارۀ او سکوت کردهاند؟ بعضی منابع، او را همسر و به تعبیر حمد مستوفی «منکوحۀ» پور خطیب گنجه دانستهاند. در مورد پورخطیب گنجه نیز چیز زیادی نمیدانیم. ولی به واسطۀ تضمین شعری از او در غزلیات سنایی، حدس میزنیم که لااقل همعصر سنایی بوده است (در نیمۀ دوم قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری). داستانی در مورد روابط عاشقانۀ مهستی و تاجالدین امیر احمد یا همان پور خطیب گنجه در دست است که احتمال میرود عبدالله جوهری تبریزی (زنده در ۶۸۶ق) در اواخر قرن هفتم هجری آن را پرداخته باشد. جوهری، بر زبان شخصیتهای داستان (پور خطیب، مهستی، خطیب، پیر عثمان، شاه گنجه، محتسب و دیگران) رباعیاتی گذاشته که هر کدام از منبعی اخذ شده است و ممکن است تعدادی هم سرودۀ خودش باشد. اما عدهای فکر کردهاند که رباعیات مندرج در داستان، سرودۀ همین اشخاص است. در هیچ منبع معتبری از زادگاه مهستی یاد نشده، برخی او را گنجوی و عدهای او را خجندی میدانند. منبع هر دو گروه، نسخههایی از قصّۀ امیر احمد و مهستی است. هیچ دفتر مستقلی از رباعیات مهستی گنجوی به دست ما نرسیده، اما رباعیات منسوب به او در سفینهها و جُنگهای شعر، ظَهر و هوامش و انتهای نُسَخ خطی، کتب لغت، تواریخ و تذکرههای شعر نقل شده است. در منابع کهنی که تا پایان قرن هشتم به دست ما رسیده، نسبت زادگاهی مهستی قید نشده است. رباعیات منسوب به مهستی، اغلب حال و هوایی عاشقانه دارد و از لحاظ تکنیک اجرا و موضوع، دو گروه رباعی در آن چشمگیرتر است. نخست، رباعیاتی که در نوع ادبی شهرآشوب میگنجند و در وصف اصناف و پیشهوران است و دیگر، رباعیاتی که دارای صنعت جناس است و این جناس بیشتر در محل قافیه واقع شده است. تحقیق در رباعیات منسوب به مهستی گنجوی حدود یک قرن قدمت دارد و محققانی از ایران، آذربایجان، تاجیکستان و اروپا در این کار مشارکت داشتهاند. از میان آنها، کتاب مهستی زیبا (ویسبادن، ۱۹۶۴م) اثر فریتز مایر ایرانشناس نامدار سوئیسی جایگاهی در خور توجه دارد. اما متأسفانه هنوز به زبان فارسی ترجمه نشده است. در ایران، پژوهندۀ سختکوش آقای مهدی دهقان در سال ۱۳۹۳ وارد جرگۀ مهستیپژوهان شد. ویراست دوم اثر او با تغییرات بسیار امسال به بازار نشر آمد که الحق اثری قاعدهمند و با اهمیت در حوزۀ مهستیپژوهی است. دهقان، ۶۲ منبع مهم رباعیات منسوب به مهستی را به ترتیب تاریخی معرفی کرده که کهنترینش مجمع الرباعیات ابوحنیفه عبدالکریم است که در اواخر قرن ششم هجری گردآمده؛ و آخرینش، تذکرۀ شعله از عذری بیگدلی (درگذشتۀ ۱۱۸۵ق) است. یکی از این منابع، یعنی مجموعۀ خطی مورّخ ۷۲۵ق (منبع شمارۀ ۱۷) برای اولین بار توسط دهقان معرفی شده است. مؤلف در مقدمۀ کتاب، مباحث ارزندهای در نقد و معرفی تحقیقات پیشین مطرح کرده و در فصل «جعلیات و تحریفات»، مواردی از اشعار جعل شده به نام مهستی و تحریفات صورت گرفته پیرامون زندگی و اشعار او را مورد بررسی قرار داده است. مؤلف در چاپ اول کتاب، نیم نگاهی نیز به قصّۀ امیر احمد و مهستی داشت و برخی از رباعیات آن را به گزیدۀ خود راه داده بود. اما در ویراست دوم، با نگاهی انتقادی به این داستان نگریسته و چنین نتیجه گرفته که «مطالعۀ دقیق داستان مهستی و امیر احمد نشان میدهد که این اثر نمیتواند به عنوان منبع معتبری برای شناخت اشعار مهستی مورد استناد قرار گیرد». فصل پنجم کتاب به رباعیات مهستی اختصاص دارد و در آن ۱۷۴ رباعی بر اساس منابع کهن جای گرفته است. البته تعدادی از رباعیات این بخش، با وجود داشتن منبع کهن یا نسبتاً کهن، میان مهستی و شاعران دیگر مشترک است. در فصل ششم، ۸۲ قطعه شعر که اغلب رباعی است، به عنوان اشعار منسوب به مهستی که به احتمال زیاد سرودۀ او نیست، نقل شده و مورد ارزیابی قرار گرفته است. کتاب «دیوان رباعیات مهستی گنجوی» یکی از معدود تحقیقات روشمندی است که در مورد رباعیات منسوب به مهستی دبیر صورت گرفته و زحمات محقق بی ادعا و فاضل آن که بدون حمایت هیچ دستگاه فرهنگی این کار مهم را به سامان رسانده، شایستۀ قدردانی است. .. "چهار خطی" https://telegram.me/Xatt4
رباعیه: بر خشک فتاده ماهییی در تب و تاب میگفت: بــه جــوی رفته بــاز آيد آب بط گفت چو من مَصوص گشتم تو کباب عــالم پسِ مرگ مــا چه دريا، چه سراب! ▫️نقل از: نسخهٔ خطی شماره ۵۸۷ Fy کتابخانهٔ دانشگاه استانبول، کتابت ربع دوم سده ۸ هجری، برگ ۴۶. بط: مرغابی مصوص: گوشت بریانکردهٔ طیور 🔹 رباعی در سده ۱۱ در تذکرهٔ عرفات (ص ۷۰۵) به نام بُندار رازی (درگذشت ۴۰۱ ه.ق) آمده است. https://t.me/parniyan7rang
▫️مجموعۀ اشعار شماره ۵۸۷ دانشگاه استانبول (استنساخی از اشعار فارسی روضةالناظر و نزهةالخاطر در زمان حیات مؤلف) ✍ مهدی دهقان، امین یعقوبی (ماریف) زبان و ادب فارسی(نشریه سابق دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز) دوره ۷۹، شماره ۲۵۳، تیر ۱۴۰۵، صفحه ۸۷ - ۷۱ 🔹 با توجه به باببندی و فصلبندیهای ابتداییِ جُنگ شمارۀ FY587 کتابخانۀ دانشگاه استانبول و نیز مطابقت آن با نسخۀ روضةالناظر و نزهةالخاطر، و با عنایت به اینکه تقریباً تمامی اشعار موجود در آن (بهاستثنای یکی دو مورد) به زبان فارسی است، میتوان این جنگ را بخش فارسیِ روضةالناظر و نزهةالخاطر به شمار آورد. اگرچه میان این دو نسخه تفاوتهایی وجود دارد، اما این اختلافات به حدی نیست که بتوان ماهیت یکپارچۀ آنها را نادیده گرفت. به عبارت دیگر، اساس این نسخه همان روضةالناظر است و نمیتوان آن را جدا از آن تصور کرد. هر چند نسخه فاقد ترقیمه (تاریخ کتابت) است، اما با توجه به جملات دعاییِ بهکاررفته توسط کاتب و همچنین ویژگیهای نسخهشناختی، میتوان تاریخ کتابت آن را حدوداً بین سالهای ۷۱۳ تا ۷۳۸ هجری قمری تخمین زد. https://t.me/parniyan7rang
ویراست جدید رباعیات مهستی منتشر شد. دیوان رباعیات مهستی دبیر گنجوی تحقیق و تدوین: مهدی دهقان ویرایش جدید / خرداد ۱۴۰۵ مراکز فروش و پخش: تبریز - نشر اختر ۳۵۵۵۵۳۹۳ ۰۴۱ انتشارات شایسته ۳۵۵۶۱۹۶۱ ۰۴۱ https://t.me/parniyan7rang
در مورد رباعی بالا مصراع سوم «یک پارهٔ لعل» باید باشد و این اشاره دارد به رنگ کردن تخم مرغهای مخصوص بازی که با گیاهانی مختلف از جمله روناس قرمز در هنگام پخته شدن انجام میشد. این رسم در نوروز هنوز در جاهایی از ایران، انجام میشود. در این رسم، تخم مرغها را بیشتر به رنگ سرخ رنگ میکردند. تخم مرغ بازی در دو روش بازی میشود 1. بچِش 2. نَچِش. در شیوهٔ دوم آزمایش سفتی و سختی انجام نمیشود ولی در روش نخست عمل آزمایش سختی و سفتی با دندان پیشین انجام میشود که به این عمل چشیدن گفته میشود.
آن بت که فلک وِرا ستایش میکرد دُرهــا ز دهــان او گشـایش میکرد یک بـارهٔ لَعلِ اندرون پُر زَر و سیـم بــا دانــهی گــوهر آزمایش میکرد لمهستی فی وصف الفم والبیضة الحمراء فی ید صبی [از مهستی است در توصیف دهان، و تخممرغِ سرخ در دست پسر] ▫️نقل از: جُنگ نظم و نثر، دستنویس شماره ۲۸۰ کتابخانه سلیمانیه، مسعود بن منصور متطبّب، ۷۶۳ هجری قمری، برگ ۱۵. 🔸 این رباعی، نمونهای از شهرآشوبسرایی است و به ستایش پسری تخممرغباز اختصاص یافته است. 🔸 تخممرغبازی، که از سرگرمیهای رایج در جشنهای کهن بهویژه نوروز بود، در ادوار گذشته رواج بسیار داشت. کهنترین یادکردِ این رسم در متون فارسی، شاید همین رباعی مهستی باشد. 🔸 در این بازی، ابتدا تخممرغها را از سر (و ته) با دندانِ پیشین میسنجیدند تا پوستهی محکمتر برگزیده شود. مهستی با شگردی هنرمندانه، همین عملِ سادهی سنجش را به مضمونی لطیف بدل کرده است. https://t.me/parniyan7rang
چنان دیدم که هیچکس کتابی نمینویسد الّا که چون روز دیگر در آن بنگرد، گوید اگر فلان سخن چنان بودی بهتر گشتی و اگر فلان کلمه بر آن افزوده شدی نیکتر آمدی ... #عمادکاتب ( ۵۹۷ - ۵۱۹ ه.ق ) https://t.me/parniyan7rang
🔸 هیچ نبشته نیست که آن به یکبار خواندن نیرزد. ✍ابوالفضل بیهقی ( ۴۷۰ - ۳۸۵ ه.ق ) 📗 تاریخ بیهقی https://t.me/parniyan7rang
سانما اول سرخِ سحر، مهر فلکدیر گورونن هر سحر خون حسینایله گونش قان آغلار مپندار که سرخی شفق صبحگاهی از تابش مهر فلک است؛ بلکه خورشید هر سحر برای حسین خون میگرید. https://t.me/parniyan7rang
بر فرق عیش نام هنر چون بلارکیست در چشم بخت نوک قلم سخت بیلکیست گفتی که: بیگناه معاقب چرا شدی؟ ما را ز روزگار شکایت همین یکیست از ما قبول مینکند روزگار عذر آری گناه من هنر است، این نه اندکیست! #شاعرناشناس ▫️نقل از: دستنویس شماره ۵۸۷ دانشگاه استانبول، سده ۸، بیکا، برگ ۶۱. https://t.me/parniyan7rang
از واقعهای تو را خبر خواهم کرد وآن را به دو حرف مختصر خواهم کرد با عشق تو در خاک فرو خواهم شد با شوق تو سر ز خاک بر خواهم کرد. (سلطان بایزید بن محمد مظفر کرمانی) #مجمعالفصحا، رضاقلیخان هدایت، به کوشش مظاهر مصفا / ۳۴ @atefeh_tayyeh
#سلطانابویزید: از واقعهای تــو را خبر خواهم کــرد وان را به دو حرف مختصر خواهم کرد با عشق تو در خاک نهان خواهم شد بــا مهر تــو سر ز خــاک بر خواهم کـرد نقل از: ▫️جُنگ اشعار، دستنویس شماره ۱۹ دانشگاه کلمبیا، کتابت سال ۱۱۸۹ ه.ق، ص ۳۱۵. 🔹 این رباعی در دیوان منسوب به ابوسعید ابوالخیر چاپ شده و به نام او مشهور گشته است. استاد نفیسی رباعی را با استناد بر یک مجموعه شعری که در سال ۱۲۵۷ ه.ق کتابت یافته در دیوان ابوسعید آورده است. https://t.me/parniyan7rang
«نگاهی به واژههای ترکی شاهنامهٔ فردوسی» ✍ دکتر سجاد آیدنلو دکتر سجاد آیدنلو واژههای ترکی شاهنامهٔ فردوسی را بررسی کردهاند. ایشان این واژهها را در چند دسته، در بیتهای سرودهٔ خود فردوسی و آن بخش از بیتهای شاهنامه که سرودهٔ دقیقی است، بررسی کردهاند. در پایان نیز شماری دیگر از واژهای شاهنامه را آوردهاند که دربارهٔ ترکی بودن یا نبودنشان نمیتوان سخنی قاطع گفت و بدین منظور باید پژوهشهای زبانشناسانهٔ دقیقی انجام شود. https://t.me/parniyan7rang
لغتنامه جامع اتیمولوژیک ترکی فارسی (دیل دنیز = بحراللغه) ✍ زندهیاد اسماعیل هادی ( ۱۳۳۶ - ۱۴۰۵ )
#لمولفه: در مملکت شرع شهنشاه علیست وز هر دو جهان حقیقت آگاه علیست سرحلقهی اصحاب یمین، شیر خدا سلطان طریقت ، ولیالله علیست منبع: جُنگ خطی «روضةالناظر و نزهةالخاطر» تالیف عزالدین عبدالعزیز کاشی در اوایل سده ۸ هجری؛ برگ ۶ @parniyan7rang
تکملهای با تأخیر فراوان! اوایل دهۀ 90، با استناد به نُه دستنویس تازۀ دیوان هلالی جغتایی، مقالهای نوشته و به بررسی تصحیح چاپیِ سعید نفیسی و شناساندنِ بسیاری از اشعار نویافتۀ وی پرداخته و آن را برای انتشار، به نشریهای معتبر سپرده بودم. در این مقاله انواع اشعار نویافتۀ هلالی را در قوالب قصیده، مثنوی، غزل، قطعه و رباعی، معرفی کرده و برخی نابسامانیهای دیوان چاپی و دستنویسهای تازه را نیز بررسیده بودم. این مقاله پذیرش گرفت و در نوبت چاپ بود، اما همزمان -به خواست خودم- مقالۀ دیگری از من منتشر شد و آن مقالۀ هلالی را بنا بر دلایلی پس گرفتم. بعدها، برخی پژوهشها در گزارش و معرفی اشعار جدید هلالی منتشر شد و کاستیهای تصحیح جناب سعید نفیسی و شیوۀ مختار ایشان در تصحیح نقد شد، کارهایی پیدا شد و دیگر فرصتی و رغبتی برای نشر آن مقاله نداشتم. در این جستار ضمن معرفی پژوهشهای تازه دربارۀ اشعار نویافتۀ هلالی، با استناد به پژوهش قدیمی و منتشرنشدۀ خود، نکاتی را که در این مقالات مغفول مانده بیان خواهم کرد: سال 402، مقالهای از جناب علی میرافضلی در مجلۀ آینۀ پژوهش منتشر شد که رباعیاتی تازه از هلالی را با استناد به برخی نسخ تازه معرفی نموده بودند (ش 199، فروردین و اریبهشت 1402). ایشان در مقالۀ خود اطلاع دادند که دستنویس ش 8179 مجلس، علاوه بر رباعیات، غزلیات تازه هم دارد. آقایان محمدرضا یوسفی و داود رفیعی نیز در همان سال، قصایدی تازه از هلالی را در قالب مقالهای معرفی و در نشریۀ دانشگاه تهران (سال 13، ش2، پاییز و زمستان 1402) منتشر نمودند. اما، یکی از منابع مهمی که از چشم نویسندگان مجلۀ دانشگاه تهران پنهان مانده، خلاصةالاشعار کاشی است. کاشی گزیدهای از اشعار هلالی را ثبت نموده و یکی، شعری 15 بیتی جدید با مطلع زیر است که در مقالۀ مورد بحث جای ندارد: بیا که باز خبر میدهد نسیم بهار// که شاهدان چمن گلرخند و لالهعذار نویسندگان قصیدهای با ردیف نرگس را با استناد به جنگی از سدۀ 13 معرفی نمودهاند؛ اما گویا نام ممدوح در آن به ثبت نرسیده است. این قصیده نیز در خلاصةالاشعار به ثبت رسیده و ممدوح خواجه مظفر نامیده شده است: حضرت خواجه مظفر که ز خاک قدمش// کحل بینایی خود کرده تمنا نرگس به زعم نگارنده، احتمال دارد ممدوح، خواجه سیفالدین مظفر بتکچی باشد که در زمان شاه طهماسب حاکم استرآباد بوده است (جعفریان 1376: 39). گویا از مشوقان هلالی بوده که وی در شعری او را ستوده است. در بین اشعار نظام استرآبادی (شاعر همدورۀ هلالی) نیز مدح او به چشم میخورد؛ از جمله دو بیت زیر که در دو قصیدۀ جداگانه آمده است: معالی جاه سیفالدین مظفر محض دانایی// که اقبالت بنای معدلت را کرده معماری (دیوان خطی ناظم استرآبادی 976ق : 104) نیز: خورشید ملک خواجه مظفر که قدر تو// برتر ز اوج پایۀ عرش مجید باد (همان: 128) خواندمیر او را از نواب سلطان خوانده و گفته: «حضرت مملکت پناهی معدلت دستگاهی، خواجه سیفالدین مظفّر ... منظور نظر عنایت مظفر حسین میرزا گشت و در سلک امراءِ عظام انتظام یافت» (خواندمیر1380: 4/199) خواجه مظفر از معتقدان به تشیع بوده است که جریان خطبهخوانی وی در روز جمعه و آمیختن آن با «ذکر مناقب و مفاخر ائمۀ اثنی عشر و اسامی و القاب قدوه اولاد خیر البشر» (همان: 515) و نیز شرفیابی وی به پابوسی حضرت رضا (ع) (همان: 510) در تاریخ حبیبالسّیر درج است. نکتۀ دیگری که شایسته بود در مقالۀ مذکور بدان توجه شود این است که در دیوان چاپی هلالی، 4 قصیده با مجموع 78 بیت از سوی نفیسی درج شده است. بررسی نسخ تازه -مطابق با تحقیق قدیمی من- نشان میدهد همین 4 قصیده حداقل 20 بیت تازه و نویافته دارد و معلوم میکند نسخی که در اختیار نفیسی بوده تا اندازه نقص داشته است. اخیراً آقایان امین یعقوبی و مهدی دهقان به بهرهمندی از دستنویس ش 8179 مجلس -که برای نوشتن مقالۀ رباعیات نویافتۀ هلالی در دسترس میرافضلی هم بود- و دو منبع دیگر، در مقالهای که در متنشناسیِ ادب فارسیِ اصفهان (سال 18، ش1، 1405) چاپ شده، تعداد 38 غزل و 2 قطعه از هلالی را معرفی کرده و این اشعار را نویافته پنداشتهاند. میگویم: امیر حسن عابدی -محقق هندی- هم در سال 1982، با بررسی اشعار هلالی در مقالۀ «غزلیات ناشناختۀ هلالی جغتایی»، با بهرهگیری از نسخۀ دیوان هلالی که در کتابخانۀ غالب انستیتو دهلی نو با شمارۀ 35321 موجود است، تعداد 38 غزل نویافته از او را معرفی کرده و طبق بررسی وی، 234 بیت از اشعار هلالی در تصحیح نفیسی موجود نبوده است. آقایان یعقوبی و دهقان این مقاله را مشاهده نکردهاند. طبق بررسی اجمالیِ من، تعداد 28 غزل از 38 غزلی که در مقالۀ اصفهان گزارش شده، نویافته نیست و پیشتر در مقالۀ امیرحسن عابدی معرفی و بررسی شده است. * https://t.me/gahnameyeadabi
▫️واکاوی کاستیهای تصحیح دیوان هلالی جغتایی و کشف سرودههای نویافته ✍ امین یعقوبی (ماریف) ، مهدی دهقان متنشناسی ادب فارسی دانشگاه اصفهان: دوره ۱۸، شماره ۱ - شماره پیاپی ۶۹، فروردین ۱۴۰۵، صفحه ۸۹-۱۰۲ 🔹 هلالی جغتایی از شاعران برجستۀ سدۀ نهم و دهم هجری است. دیوان شعری باقیمانده از او، عمدتاً مشتمل بر غزلیات است. تصحیح نفیسی از دیوان هلالی گرچه از ارزش ادبی و پژوهشی برخوردار است، اما با کاستیهایی نیز روبهروست. مهمترین این کاستیها: استفاده از نسخههای متأخر و کماعتبار، روش نامشخص و غیرعلمی تصحیح، ثبتنشدن اختلاف نسخهها، بیتوجهی به نسخههای متقدم دردسترس، غفلت از اشعار نویافته در منابع کهنتر و رعایتنشدن اولویتهای نسخهشناسی در گزینش ابیات است. این پژوهش با ارائۀ نمونههای عینی از نارساییهای تصحیح موجود و اشاره به اشعار نویافتهای که در دیوان چاپی هلالی ذکر نشدهاند، بر ضرورت انجام تصحیحی جدید و علمی از این دیوان تأکید میورزد. https://t.me/parniyan7rang
صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمند بــر اثــر صبــر نــوبت ظفــر آیــد بگذرد این روزگار تلختر از زهر باز یکی روزگار چون شکر آید #قاضیهمامالدینمحمودصائن ▫️منبع: جُنگ شعر، دستنویس شماره ۲۴۴۶ کتابخانهٔ دانشگاه تهران، بیکا، بیتا (ظ.ق سده ۱۰ ه.ق)، ص ۷۸۶. 🔹 پیشتر و در اواخر سده ۷ هجری عبدالعزیز کاشی مولف روضةالناظر این دو بیت را ذیل عنوان «بیتان» (بیت + «ان» علامت تثنیه، به معنای دو بیت) آورده است. کاشی همچنین در برخی مواضع در ذکر دوبیتها به جای «بیتان» از «بیتین» (بیت + «ین» علامت تثنیه) نیز استفاده کرده است. 🔹 مؤلف تذکرهٔ عرفات در سده ۱۱ این ابیات را به نام #حکیمتبیان ثبت کرده است. اینکه بلیانی شخصی به نام تبیان را شاعر این ابیات پنداشته، ناشی از اشتباه در خوانش متن است. (بیتان ==>> تبیان) 🔹 این دو بیتِ بسیار معروف در دیوان #حافظ وارد شده، اما سرودهٔ او نیست و با توجه به منابع و مطالب ذکر شده، مدعی دیگری جز #محمودصائن ندارد. شاید این شاعر همان #صائنشیرازی باشد که عبدالعزیز کاشی اشعاری از او در روضةالناظر آورده و در برخی مواضع نیز او را صائن تبریزی خوانده است. https://t.me/parniyan7rang
▫️مَهستی گنجوی در چنبرۀ تحریف: از انتسابهای اشتباه تا جعلیات عمدی ✍ مهدی دهقان، محمدعلی موسیزاده مجله تاریخ ادبیات دانشگاه شهید بهشتی، دوره ۱۸، شماره ۲، شماره پیاپی ۸۹، زمستان ۱۴۰۴، صفحات ۲۴۷ تا ۲۶۴. 🔹 مهستی گنجوی، شاعرۀ نامدار سدۀ ششم هجری، از چهرههای برجستۀ ادبیات فارسی است که رباعیاتش از لطافت و زیبایی بینظیری برخوردارند. با این حال، میراث شعری او در گذر زمان دستخوش اقسام تحریفها و انتسابهای نادرست شده است. برخی از این تغییرات ناشی از سهو در نقل منابع و برخی دیگر حاصل جعلهای عمدی است که با اهداف مختلف صورت گرفتهاند. این تحریفها هم در اشعار منسوب به او، هم در احوال و زندگانی او و گاه حتی در نام مهستی رخ داده است. مقالۀ حاضر تلاش دارد مجموعهای از تلاشهای ناصواب، همچون تحریف نام و هویت مهستی، انتسابات نادرست شعری، تحریف و جعلهای عامدانۀ تاریخی را که شاعر و شعر او از زمانهای دور تا دوران معاصر بدانها گرفتار آمده است بررسی کند تا راه برای تصحیح دیوان او و تنظیم مجموعهای منقح از رباعیاتش هموار گردد. https://t.me/parniyan7rang
رباعیه: عهـدیست کزو لاف بسی نتوان زد یک گام به کام با کسی نتوان زد صافیتر و یکرویتر از آینه کیست؟ با این همه با او نفسی نتوان زد ▫️نقل از: دستنویس شماره ۳۰۴۷ کتابخانه مرکزی تبریز [روضةالناظر]، ص ۳۷۹. https://t.me/parniyan7rang