راحُ الأرواح
Статистикаبادهٔ لعلِ لبش کزلبِ من دور مباد راحِ روحِ که و پیمان ده وپیمانهٔ کیست حافظ روزنه ای به خمریّه سُرایی درادب پارسی وعربی
- Последний пост
- 28 февр.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
«قِندیل و ساتکین» در روزه چو نیست رویِ می نوشیدن گل را به چه کارست چنین خندیدن مشکل کاری به وقتِ گل اندر پیش قندیل به جایِ ساتکینی دیدن¹ «کمال الدّین اسماعیل» «توضیح» قِندیل: چراغ. چیزی است که در آن چراغ می افروزند و آن معرب کندیل است. (از آنندراج رسالهٔ معربات). چراغدان و فانوس. (ناظم الاطباء). شمعدان. {لغت نامهٔ دهخدا}. ساتکین: ساتگین: به معنی مطلوب و محبوب باشد. (جهانگیری). مجازاً پیالهٔ شرابخوری. (جهانگیری). قدح را ساتگین و ساتگنی گفته اند یعنی دوستگانی، [ بمناسبت معنی حقیقی آن که محبوب و معشوق است ] و آن عبارت است از پیالهٔ بزرگ که پر کرده به یاد دوستی از دوستان حاضر و غایب نوشند. این لغت فارسی نیست بلکه ترکی است اما در اشعار فارسی بسیار است. (انجمن آرا).{ لغت نامهٔ دهخدا} . ___ 1_دیوان کمال الدّین اسماعیل اصفهانی{ غزلیّات و رباعیّات}، تصحیح وتعلیق محمّدرضا ضیاء، چاپ دوّم، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۲ ه ش، صفحهٔ ۳۰۱ #رمضانیّات 💐💐@rahearwah
«گل در مهِ روزه» کمال الدّین اسماعیل این رباعی را هنگامی سروده که ماهِ رمضان، مقارن شکفتن گل{ فصل بهار} بوده است: گل درمهِ روزه همچنان می خندد گویی که به طنز برجهان می خندد میْ روشن و نوبهار و مردمْ هُشیار گل را عجب آمده ست ازآن می خندد¹ #رمضانیّات _ 1_دیوان کمال الدّین اسماعیل اصفهانی{ غزلیّات و رباعیّات}، تصحیح وتعلیق محمّدرضا ضیاء، چاپ دوّم، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۲ ه ش، صفحهٔ ۳۰۸ 💐🍃🍃@golvabolbol110
«زیارتِ میکدهٔ عشق» ثوابِ روزه و حجِّ قبول آن کس بُرد که خاکِ میکدهٔ عشق را زیارت کرد¹ «خواجه حافظ شیرازی» ____ 1_دیوان خواجه شمس الدّین محمّد حافظ شیرازی، به اهتمام محمّدقزوینی ودکتر قاسم غنی ،به خطّ حسن زرّین خط ،چاپ اوّل ،تهران ،انتشارات زوّار ،۱۳۶۹ه ش ،صفحهٔ۲۸۲ #رمضانیّات 💐💐@rahearwah
«میکدهٔ عشق» زان باده که در میکدهٔ عشق فروشند مارا دو سه ساغر بده و گو رمضان باش¹ «خواجه حافظ شیرازی» __ 1_دیوان خواجه شمس الدّین محمّد حافظ شیرازی، به اهتمام محمّدقزوینی ودکتر قاسم غنی ،به خطّ حسن زرّین خط ،چاپ اوّل ،تهران ،انتشارات زوّار ،۱۳۶۹ه ش ،صفحهٔ ۳۷۷ #رمضانیّات 💐💐@rahearwah
«دستِ تولّا» تا به دامان تو ما دست تولّا زده ایم به تولّای تو بر هر دو جهان پا زده ایم در خور مستی ما رطل و خم و ساغر نیست ما از آن باده کشانیم که دریا زده ایم همه شب از طرب گریهٔ مینا، من و جام خنده بر گردش این گنبد مینا زده ایم تا نهادیم به کوی تو صنم روی نیاز پشت پا در حرم و دیر و کلیسا زده ایم زنده شد تا دلِ ما از لبِ جان پرورِ دوست سنگ بر شیشهٔ اعجازِ مسیحا زده ایم نشوی غافل از اندیشهٔ سودائی ما گرچه زنجیر به پایِ دل شیدا زده ایم جای دیوانه چو در شهر ندادند «هما» من و دل چند گهی خیمه به صحرا زده ایم «رضا قلیخان همای شیرازی» 💐💐@rahearwah
«ازنامه های محسن میرزای سلطانی» حسب حال هیچ خبرداری که برسرما چه گذشت ؟گرمارفت ،تابستان گذشت ،پاییز رسید شعبان شد ،رمضان آمد . قیلَ لی ذاک اوّل الرّمضان لیتَنی مِتُّ آخِرَ الشّعبان کارباده نوشان تباه گشت وروزگارشان سیاه شد . سراز دریچه برون آر و سوی مابنگر که ازیمین و یسارت چه بیقرارانند درِمیخانه ببستند ،بابِ مسجد گشودند . درِمیخانه ببستند خدایا مپسند که درِخانهٔ تزویر و ریا بگشایند بساطِ باده برچیدند ،سجّادهٔ عبادت و ریا گستردند .مُغنّی رفت، موذّن آمد، رفیقانِ توبه جمع گشتند ،حریفان می و چنگ ونی پراکندند واعظان بی سواد برمنبرجستند ورندان ساغر شکستند ،مستان درخُمارِ مُسکِراتند ومخموران درحالتِ سَکَرات ،مطربان خاموش و مُقریان به خروش آمدند ،درمساجد صفِ جماعت می بندند ودرمنابر کفِ طاعت برای نجات بلند می کنند ،قومی یک ماهه عابد شوند و گروهی سی روزه زاهد ،طائفه ای مِن اوّل الّلیل الی آخِر الفجر درعبادت که اجرِ زیادت برند و زمره ای ازسپیدهٔ بام تاسیاهی شام درطاعت که بهشتِ عنبرسرشت و حور و قصور یابند ،تاچه پسند و چه درنظرآید . عالِم الغیب واقف است که این بندهٔ سراپا عیب، نه درآن یازده ماه توانستم که باحریفان ِ شوخ و شنگ گام بگذارم نه درین یک ماه قدرت داشتم که با اربابِ صلاح، حیّ علی الفلاح بگویم و کام بردارم . ___ 1_مجلّه ارمغان ،دوره29، شماره 3-خرداد ماه 1339-صفحهٔ 144 2_ترجمهٔ بیت عربی :به من می گویند که اول رمضان است ای کاش که روز آخرِ شعبان می مردم . #رمضانیّات 💐💐@rahearwah
«بلورِ مُلَوّن» سطح زمین چو گشت زبلّورِ سوده پُر پیش آر آنکه همچو بلورِ ملوّن است پر کن زجَمره¹ منقل و می سوز عودِ خام خامی مکن که وقتِ میِ ناب خوردن است أبوالفتح گفته: وَلایَفتَحُ الأقوامُ باباً إلی المُنیٰ کبابِ شرابٍ أو کبابِ کبابِ² فردوسی³ علیه الرّحمه که خاکش به نسائم فردوس معطّر باد فرموده: چه خرّم کسی کو به هنگامِ دی نهد پیشِ خود آذر و مرغ و می می[ بتی] نار پستان به دست آورد که بر نارِ بستان شکست آورد سر آنگه برون آرد از کنج کاخ که آرد شکوفه برون سر زشاخ⁴ ____ 1_جمره: پارهٔ آتش. 2_بیت عربی از ابوالفتح بُستی است ومعنی بیت چنین است: و مردمان باز نمی کنند دری به آرزو مانند درِ شراب یا مانند درِ کباب. 3_شعر از حکیم نظامی است. 4_به نقل از جنگ قطرهٔ سامانی، نسخهٔ خطّی کتابخانهٔ ملّی ایران. 💐💐@rahearwah
«فرد» لقائلِه اگر خاک مسجد زمی گِل کنی از آن به که آزارِ یک دل کنی 💐💐@rahearwah
بادهٔ خوشگوار اگر نوشی تحریر شد. اسمعیل خان۱۳۱۹ 💐💐@rahearwah
«في مُضاجَعَةِ المحبوبِ لعلیِّ ٱبنِ الجَهْمِ» سَقَي اللهُ لَیلاً ضَمَّنا بَعدَ هَجْعَةٍ وَ أدنَیٰ فُؤاداً مِنْ فُؤادٍ مُعَذَّبٍ فَبِتْنا جَمیعاً لَوتُراقُ زُجاجَةٌ مِنَ الرّاحِ فیما بَیْنَنا لَمْ تُسَرَّبِ «ترجمه» در خوابیدن با محبوب است. مر علیّ بن جهم راست. سیراب کند خدا شبی را که در برگرفت محبوب مارا بعد از خوابیدنی ونزدیک گردانید دلی را از دلی که به رنج محبّت گرفتار بود. پس شب به روز آوردیم همه ، که اگر ریخته می شد آبگینه از شراب میان ما، راهی به هیچ وجه پیدا نمی کرد به زمین. 💐💐@rahearwah
«مینای شراب» میرزا بدیع سبزواری خُلد را از کف به مینای شرابی می دهیم گر به نانی داد آدم ما به آبی می دهیم 💐💐@rahearwah
«ابرِ بهمنی» صبحست و ژاله میچکد از ابرِ بهمنی برگِ صَبوح ساز وبده جامِ یک منی در بحر مائی و منی افتاده ام بیار می تا خلاص بخشدم ازمائی و منی¹ «خواجه حافظ شیرازی» _ 1_دیوان خواجه شمس الدّین محمّد حافظ شیرازی، به اهتمام محمّدقزوینی ودکتر قاسم غنی ،به خطّ حسن زرّین خط ،چاپ اوّل ،تهران ،انتشارات زوّار ،۱۳۶۹ه ش ،صفحهٔ ۵۳۲ 💐💐@rahearwah
«ماه شعبان و قدح» ماه شعبان مَنِه از دست قدح کاین خورشید از نظر تا شبِ عیدِ رمضان خواهد شد¹ «خواجه حافظ شیرازی» «معنی بیت» در ماهِ شعبان که آخرین فرصتِ سالانهٔ شادخواران است، قدح باده را به زمین مگذار. زیرا این خورشید تابناکِ می به ناچار برای حفظ شعائر دین درسراسر ماه رمضان غروب خواهد کرد وتا شب عید فطر(=عید رمضان= اوّل شوّال) چهره نخواهد نمود. ضمناً در این بیت بین« ماه» که دو معنی دارد: الف) قمر؛ ب) مدّت سی روزه و «خورشید» که استعاره از « می» است ، ایهام تناسب برقرار است.² ____ 1_دیوان خواجه شمس الدّین محمّد حافظ شیرازی، به اهتمام محمّدقزوینی ودکتر قاسم غنی ،به خطّ حسن زرّین خط ،چاپ اوّل ،تهران ،انتشارات زوّار ،۱۳۶۹ه ش ،صفحهٔ ۳۰۴ 2_حافظ نامه، نوشتهٔ بهاء الدّین خرّمشاهی، چاپ اوّل، تهران ،انتشارات علمی فرهنگی، ۱۳۸۰ه ش، بخش اوّل ، صفحهٔ ۶۳۲و۶۳۳ 💐💐@rahearwah
«خون در دل پیاله و ساغر» درآرزویِ آنکه لبی بر لبت نهند خون در دل پیاله و ساغر فکنده ای¹ ____ 1_جنگ نظم ونثر،نسخهٔ خطّی کتابخانهٔ لالا اسماعیل ترکیه به شمارهٔ ۴۸۷،برگ ١٣١ 💐💐@rahearwah
لجیحون خیز ای حبشی موی و فرنگی آداب کز گرسِنِگی به روم چین خورد و تاب یا تا خطِ بصره ریز درجام شراب یا شامم ده که گشته بغداد خراب 💐💐@rahearwah
«خیز ای حبشی موی» رباعی خیز ای حبشی موی و فرنگی آداب کز گرسِنِگی به روم چین خورد و تاب یا تا خطِ بصره ریز درجام شراب یا شامم ده که هست بغداد خراب¹ «جیحون یزدی» ___ 1_دیوان آقا محمّدیزدی متخلّص به جیحون، چاپ سنگی سنهٔ ۱۳۱۶ ،صفحهٔ ۲۶۶ 💐💐@rahearwah
«خط بصره» خیز ای حبشی موی و فرنگی آداب کز گرسِنِگی به روم چین خورده و تاب یا تا خطِ بصره ریز درجام شراب یا شامم ده که هست بغداد خراب¹ ____ 1_رباعی از مرحوم تاج الشّعراء میرزا محمّ یزدی متخلّص به جیحون و معروف به جیحون یزدی 💐💐@rahearwah
«شراب وعقاب» ساقی کوثر نمی دارد دریغ از ما شراب ما که می نوشیم شراب، اینجا شراب آنجا شراب [«في ردِّهِ»] ساقی کوثر نمی دارد دریغ از ما شراب من که می نوشم شراب، اینجا عقاب آنجا حساب 💐💐@rahearwah
«نکته» و امّا علم ازلى؛ پس علّت اختيار و ترجيح مُختار نمی گردد مانند علوم حادثه، مثلا علم ما به اينكه آسمان در بالا است و زمين در پائين و حُموضت ترش و حلاوت شيرين، آنها را چنان و چنين نكرده است، و هرزه اى كه خيّام در اين مقام گفته : مى خوردن من حق ز ازل می دانست گر مى نخورم علم خدا جهل بود مردود است به آنچه جناب خواجه نصير در ردّ آن فرموده: علم ازلى علّت عصيان كردن نزد عقلا ز غايت جهل بود¹ ___ 1_مقامع الفضل، علّامه آقامحمّدعلی کرمانشاهی، چاپ اوّل، قم، مؤسّسهٔ علّامهٔ مجدّد وحید بهبهانی، محرّم الحرام ۱۴۲۱ ه ق، جلد اوّل ، صفحهٔ۴۰۰ 💐💐@rahearwah
«من می خورم و....» سراج قُمری من می خورم و هرکه چو من اهل بود می خوردنِ من به پیشِ او سهل بود می خوردنِ من، حق به ازل می دانست گر من نخورم علمِ خدا جهل بود «خواجه نصیر الطّوسی» گفتی که گنه به نزد من سهل بود این نکته نگوید آنکِ او اهل بود علمِ ازلی علّتِ عصیان کردن نزد عقلا زغایتِ جهل بود¹ ___ 1_سفینهٔ تبریز،گردآوری وبه خطّ ابوالمجد محمّدبن مسعود تبریزی «تاریخ کتابت :۳_۷۲۱ قمری» ،چاپ عکسی از روی نسخهٔ کتابخانهٔ مجلس شورای اسلامی ،چاپ اوّل ،تهران ،مرکز نشر دانشگاهی ،۱۳۸۱ه ش ،صفحهٔ۵۲۴ 💐💐@rahearwah