tgindex
ایوان چراغانی دانش ( معرفت شناسی ، منطق کاربردی ، تفکر نقادانه ، تکامل)

ایوان چراغانی دانش ( معرفت شناسی ، منطق کاربردی ، تفکر نقادانه ، تکامل)

Статистика
@persian_organonКнигиперсидский

معرفت شناسی ، تفکر نقادانه ، فلسفه‌ی ریاضی و فیزیک ، تاریخ علم ، تحول گونه ها نقشه کانال t.me/persian_organon/1747 آرشیو مغالطات @moghaletat2 فلسفه‌ی زبان @ZIRsigari_kohn فلسفه علوم اجتماعی: @JAAMEbaaz کانال اصلی : @Mghlte فلسفه ذهن: @soogiri

Последний пост
3 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
48
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
898
+1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
78
40 постов
Вовлечённость
8,7%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 48
Упоминаний
10
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
65
1/48двое суток
74
1/72трое суток
80

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 🔰 چپ و راست و اختلال خطوط اتوبوسرانی شهر #آزمایش_ذهنی ▪️خورشید با شنیدن این اسم چی یادتون میاد؟! یه گوشه بنویسید تا بعد ▪️فرض کنید تو یه شهری دارید زندگی می‌کنید که اتوبوسرانی آشفته ای داره. همه کم و بیش اذعان دارند که یه جای کار مشکل اساسی داره و تقریباً همه از وضعیت اتوبوسرانی ناراضی اند. ▪️مردم دو دسته شدند . دسته اول دلایلی ازین قبیل میارن : - اتوبوس‌ها فرسوده ست. - رانندگان اتوبوس رانی لباس فرم یکدست ندارند. - رییس شرکت واحد خودش هیچوقت راننده اتوبوس نبوده. دلایل دسته دوم ازین قراره : - چون سیستم اتوبوسرانی از غرب تقلید شده و با فرهنگ ما سازگار نیست ، این مشکلات پیش اومده مسائلی مثل فرسودگی ناوگان ، معلول سیستم خرابه. - مشکل فساد سیستمیه و عدم شایسته سالاری حالا #پیدا_کنید_پرتقال_فروش_را کدوم درست یا درست تر می‌گن ؟! ▪️ آدمهای راست گرا یا باصطلاح محافظه کار که نمونه ش تو جامعه‌ی ما هوادارن پهلوی یا مذهبی های سنتی ( موتلفه ای ها و ... ) هستند به محسوسات توجه زیادی دارند. مثلا تو سیستم اتوبوسرانی که مثال زدیم به مشکلات سخت افزاری توجه می‌کنن مثل فرسودگی ناوگان ▪️ آدمهای چپ گرا که عموما تحصیلکرده ترن ، درک بهتری از مفاهیم و ذهنیات و نرم افزارها دارند و بیشتر هم بهش اهمیت می‌دن. سیستم عدالت ، آزادی ✅ بهترین نتیجه برای شناخت مسائل و حل مشکلات به اقتصادی ترین حالت ممکن ( یعنی با کمترین زمان و هزینه و بیشترین فایده) باید به تعادلی از ذهنیت و عینیت برسیم. و الا یا دچار ظاهربینی و ظاهر گرایی مفرط و مضر می‌شیم یا بیش از حد اسیر ذهنیات . من به مورد اول می‌گم: منقلیات یعنی گزاره‌ها و ادعاها و باورهایی که ظاهراً درست ند ، اما سطحی ند و این سطحی بودن کار دست آدم میده ، خصوصاً وقتی مسائل کمی پیچیده می‌شه . دومی هم که میشه وهم و آرزو اندیشی و خیال‌بافی و آرمان گرایی غیر واقع بینانه‌ . ⚠️علت شکست ملتهایی مثل ما رو می‌شه ازین دید تحلیل کرد . نکته‌ی تلخ اینه که چپ گرایی و راست گرایی خطی نیست ، نعل اسبیه ، یعنی وقتی فرد یا جامعه به چپ گرایی افراطی سوق پیدا می‌کنه یهو شبیه راستگراها می‌شه و راست گراها وقتی افراطی می‌شن ، یهو مثه چپها عمل میکنن و نتایجی مشابه به بار میارن. اگر عمری باشه ، راجع به این موضوع بیشتر صحبت می‌کنم. ▪️ برگردیم به پرسش اول متن. اگر وقتی کلمه‌ی خورشید رو می‌شنوید یک گلوله آتشین ( یا چیزهایی از این دست ) تو ذهنتون میاد ، مغز شما راستگراست. اما اگر یاد یک مفهوم ( مثه گرما ، دما و ... ) می افتید ، مغزتون چپ‌گراست ✅ وقتی من با این پرسش مواجه شدم گفتم: ۱- ؟ ( یادم نیست ولی یاد یه چیز فیزیکی افتادم ) ۲- چشم یار چون یاد این آهنگ افتادم: می‌درخشن توی ماه دو تا خورشید سیاه خودم و پرسشگر نتیجه گرفتیم که من هم به ذهنیات توجه می‌کنم هم به عینیات ادامه #فلسفه_ذهن #عقلانیت_تجربه_گرایانه #لیبرالیسم_محافظه_کار #عملگرایی @soogiri | فلسفه‌ی ذهن @JAAMEbaaz | فلسفه‌‌ی علوم اجتماعی @persian_organon | معرفت شناسی @Anglosphere2 | سنت و مدرنیته ▪️مغز محافظه کار و چپ گرا: t.me/soogiri/416

  • 🔰 عقل سلیم (۳) ▪️تا الان دو نوع مهم گزاره رو توضیح دادیم: ۱- گزاره های حقیقی پیشینی ( که بنحوی قراردادی ند. مثل اینکه به چه طیف رنگی بگیم سبز) ۲- گزاره های تجربی و تکرار پذیر مثل اینکه خورشید از چه سمتی طلوع می‌کنه. اما اینها تعریف عقل سلیم نبود‌. ▪️فرض کنید این تصویر اینفوگرافی عقاید یک جامعه باشه. راست گراها ، یه مشت عقاید دارن که بهش تعلق احساسی /استدلالی دارند . مثلا باور به « اهمیت همبستگی اجتماعی» « حفظ سنت ها به منظور پایه های همبستگی اجتماعی » و.... چپ ها هم عقایدی راجع به آزادی و برابری و لزوم اصلاح اجتماعی و تغییر و پیشرفت دارن اصل هیچکدوم از این عقاید و احساس داشتن بهش بد/مضر نیس مشکل در حد و حدود بهینه در شرایط مختلفه ✅عقل سلیم رو خارجی ها بهش می‌گن:حس مشترک یعنی اگر هر دو یا چند گروهی که عقاید متفاوت در اجتماع دارند ، بتونن آزادانه برای عقاید شون استدلال بیارن یه نیروی غریزی مشترک در انسانها باعث می‌شه اکثریت جامعه ، در هر شرایطی حد و حدود اون باورهای درست رو تشخیص بدن و جامعه به سمت عقاید بهینه و نتایج بهینه حرکت کنه اون نیروی غریزی عقل سلیم یا عقل عرفیه @persian_organon

  • 🔰 تأثیر هیوم بر فیزیک جدید هیوم فیلسوف اسکاتلندی قرن ۱۸ ، نقدی بنیادین به ساختار شناخت انسان وارد کرد. او گفت : ذهن ما جهان را آن‌طور که هست نمی‌بیند بلکه جهان را از طریق الگوهای عادتی می‌فهمد. این یعنی بسیاری از چیزهایی که فکر می‌کنیم «ضروری» یا «واقعی» هستند ، در حقیقت ساختهٔ ذهن ما هستند ، نه کشف ما از طبیعت. سه ادعای اصلی هیوم که برای فیزیک مهم شدند: - علیت ضرورت ندارد. ذهن فقط «هم‌زمانی» رویدادها را می‌بیند و از روی عادت ، رابطهٔ علی می‌سازد. این یعنی علیت یک «ضرورت منطقی» نیست ، یک «انتظار روانی» است. - مفهوم‌ها باید ریشهٔ تجربی داشته باشند. اگر مفهومی در تجربه قابل ردیابی نیست ، یا باید حذف شود یا فقط به‌عنوان قرارداد پذیرفته شود. هیچ پیش‌فرضی حق ندارد ناخودآگاه باقی بماند. ذهن همیشه پیش‌فرض‌هایی دارد که خودش نمی‌بیند ؛ کار فلسفه این است که آن‌ها را آشکار کند. این سه گزاره ، ستون‌های فیزیک کلاسیک را لرزاندند ، چون فیزیک کلاسیک بر «علیت ضروری»، «زمان مطلق» ، «فضای مطلق» و «ضرورت قوانین» بنا شده بود. نقش هیوم در فیزیک جدید شکستن زمان مطلق انیشتین وقتی رسالهٔ هیوم را خواند ، فهمید که «زمان مطلق» یک پیش‌فرض ناخودآگاه است، نه یک دادهٔ تجربی. هیوم گفته بود: اگر چیزی را در تجربه نمی‌بینی، حق نداری آن را «ضروری» اعلام کنی. انیشتین این را گرفت و گفت: ما هیچ تجربه‌ای از «زمان واحد کیهانی» نداریم. پس باید زمان را تعریف‌پذیر کنیم ، نه «دادهٔ طبیعی». این شد نقطهٔ تولد نسبیت خاص. ۲) بازتعریف هم‌زمانی هیوم گفته بود : علیت فقط «هم‌ زمانی» است. انیشتین از همین ایده استفاده کرد و گفت: هم‌زمانی هم فقط یک قرارداد عملی است ، نه یک حقیقت مطلق. وقتی هم‌زمانی قرارداد شد ، سرعت نور ثابت شد و ساختار ریاضی نسبیت خاص خودش را نشان داد. ۳) مفهوم‌سازی تجربی هیوم می‌گفت : مفهوم باید در تجربه ریشه داشته باشد. انیشتین این اصل را تبدیل کرد به یک روش‌شناسی: هر مفهومی که در تجربه قابل ردیابی نیست، باید یا حذف شود یا بازتعریف شود. این روش ، فیزیک را از متافیزیک جدا کرد و راه را برای نظریه‌های مدرن باز کرد: نسبیت ، کوانتوم، نظریهٔ میدان ، فیزیک آماری. پ‌ن: تاثیر فیلسوفی مثل هیوم بر فیزیک مستقیم نیست. اما ایده و جرئت شک ( آنهم شک نظام‌مند ، نه انکارگرایانه ، افراطی ، سوفسطایی) که هیوم به انیشتین داد ، و خود اینیشیتن بهش اشاره کرده ، نقش مهمی در ارائه نسبیت ( خصوصا نسبیت خاص ) داشت. #تاریخ_علم #تاریخ_فلسفه #تاریخ_معرفت #فلسفه_فیزیک #روشنگری_اسکاتلندی #فلسفه_تحلیلی @persian_organon | معرفت شناسی @mghlte | عصر روشنگری ▪️ مربوط به هیوم: t.me/persian_organon/1848 ▪️فیزیک جدید از کجا شروع شد: t.me/persian_organon/204

  • نقد هیوم بر مفاهیم مطلق زمان و فضا ، به من جرأت داد تا از نیوتن گذر کنم / #اینشتین بعد اجامر و اوباش یا فریب خوردگان میان میگن: نسبیت تحت تاثیر فلسفه‌ی منقلی و لاطائلات اراذل آلمانی مثل هگل صورت‌بندی شد . #تاریخ_علم #تاریخ_فلسفه #تاریخ_معرفت #فلسفه_فیزیک #روشنگری_اسکاتلندی #فلسفه_تحلیلی @persian_organon | معرفت شناسی @mghlte | عصر روشنگری ▪️ مطالب مربوط به دیوید هیوم : t.me/persian_organon/1848 ▪️ مدرنیته انگلیسی ست : t.me/ZIRsigari_kohn/528

  • 🔰 عقل سلیم (۲) معروفه که یه روز تو میدون شهر ، معرکه‌ای به پا شده بود . دو عده داشتن با هم بحث می‌کردن که اسب ها ۲۸ تا دندون دارند یا ۳۰ تا یکی می‌گفت : ارسطو گفته ۲۸ تا ، تو رو دست ارسطو حرف می‌زنی؟ اون یکی می‌گفت : از کجا بدونیم ارسطو واقعا این حرفو زده ، مش قنبر گفته : ۳۰ تا پس اسب ۳۰ تا دندون داره . فرانسیس بیکن که از اونجا رد می‌شد گفت چرا شما انقدر گوساله‌اید؟! اسب توی طویله است برید دندونش رو بشمارید انقدر وقت خودتونو تلف نکنید. این ماجرا اشاره به یک نوع دیگر از حقیقت بر مبنای عقل سلیم داره. حقایق مکرر ▪️توضیح با مثالی دیگه فرض کنید سر شبه ، دو نفر کنار منقل نشستن ، یکی یه شعری می خونه که مضمونش اینه که: خورشید از غرب طلوع می‌کنه. اون یکی می‌گه : دم شاعر گرم ، چه جنسی زده بوده ، می‌گه: خورشید از غرب در میاد. رفیق‌ش می‌گه: خب حقیقتو گفته... خلاصه دعواشون می‌شه. -با فرض اینکه در مورد جهات اصلی و اینکه کدوم سمت شرقه و کدوم سمت غرب توافق دارند - با هم قرار می‌ذارن موقع طلوع خورشید برن بالای پشت بوم و نگاه کنن ببینن خورشید از کجا درمیاد. میرن و می‌بینن خورشید از شرق طلوع می‌کنه. طرف زیر بار نمیره دوباره فردا صبح میان بالای پشت بوم و پسفردا هم و روز بعد هم تا طرف مجبور می‌شه بپذیره که خورشید از شرق طلوع می‌کنه و شاعر صرفا خواسته بوده برای دلخوشی یارش ،جغرافیا رو بهم بزنه و حقیقتی در شعرش نیست. ✅ تا اینجا می‌تونیم بگیم: درسته از موضع شکاکیت افراطی و انکارگرایی ، می‌شه راجع به این تعاریف و توضیحات ، نقدهایی وارد کرد که بهش خواهیم پرداخت اما اینطور هم نیست که هر ازادل و اوباش چپ گرا یا راست گرایی ، از راه برسه و بتونه براحتی مهمترین نعمت الهی یا مهمترین ویژگی گونه‌ی انسان یعنی معرفت انباشتی عقلانی ، رو از بیخ منکر بشه که بخواد نتیجه‌ بگیره: ➖ عقل سلیمِ عرفی چه کشکیه ؟! اصلا تعریف نداره عقل فقط عقل آقا (پیشوا) : t.me/JAAMEbaaz/370 t.me/Rfekri/137 اگه آقا بگه : «علف آبیه » حتما یه چیزی می‌دونه . اگه آقا بگه : خورشید از مغرب طلوع می‌کنه ، شده جهت شرق و غرب زمین رو تغییر می‌دیم که حرفش درست از آب در بیاد . #عقلانیت_تجربه_گرایانه #معرفت_گزاره_ای #معرفت_شناسی @persian_organon | معرفت شناسی @mghlte | عصر روشنگری 🔰 تکمله در فلسفه کانت ، قضایای پسینی گزاره‌هایی هستند که صدق یا کذبشان فقط از طریق تجربه معلوم می‌شود. یعنی بدون تجربه نمی‌توان درباره آن‌ها داوری کرد. کانت تأکید ویژه‌ای بر «تکرارپذیری» ندارد. و اینکه یک مشاهده باید ( لااقل بالقوه) قابل تکرار باشد تا معتبر باشد ، اصل محوری کانت نیست. تأکید بر مشاهده مکرر، استقرا و انباشت شواهد را بیشتر در سنت تجربه‌گرایی می‌بینیم فرانسیس بیکن جان استوارت میل و بعدتر  بحث‌های پوپر

  • 🔰 نقد پست عقل سلیم (۱) برای مطالعه ( چندان کاربردی نیست) « علف سبزست .» نمونهٔ چیزی است که کانت آن را در دستهٔ قضایای پیشینیِ ترکیبی قرار می‌دهد ▪️پیشینی یعنی مستقل از تجربهٔ خاص در ساختار ذهن و زبان ما جا افتاده ▪️ترکیبی یعنی محتوای تازه به گزاره اضافه می‌کند. صرفاً تحلیل لفظی نیست. ▪️ضروری ست : نمی‌توانیم بدون فروپاشی زبان و ادراک ، آن را انکار کنیم. پس وقتی مردم رأی می‌دهند که «علف سبز است»، این رأی‌گیری در واقع دارد ساختار ادراکی مشترک را تأیید می‌کند. نه این‌که حقیقت را با رأی بسازند. 🔹 کانت سه اصطلاح کلیدی دارد: 1) قضایای پیشینیِ ترکیبی این همان دسته‌ای است که کانت می‌گوید ستون‌های شناخت بشری را می‌سازند. مثال کلاسیک: «هر تغییر علتی دارد.» این گزاره از تجربه نیامده. ولی محتوای تازه دارد و ضروری است. 2) صورت‌های پیشینیِ ادراک مثل «فضا» و «زمان» ما جهان را درون این قالب‌ها می‌بینیم. رنگ‌ها ، شکل‌ها، فاصله‌ها — همه در این شبکهٔ ادراکی معنا پیدا می‌کنند. 3) مقولات فاهمه ساختارهای ذهنی که تجربه را قابل فهم می‌کنند: علّیت ، وحدت ، کثرت ، امکان ، ضرورت ، جوهر ، نسبت و… بدون این‌ها، «علف سبز است» اصلاً جملهٔ معناداری نمی‌شود. 🔹 چرا این مثال دقیقاً به بحث کانتی می‌خورد؟ چون «رنگ» یک دادهٔ خام تجربی نیست . یک ساختار ادراکی مشترک است. ما جهان را با شبکهٔ ادراکیِ مشترک می‌بینیم. و این شبکه ، پیشینی است. پس وقتی اکبر می‌گوید : «علف آبی است». او در واقع دارد از قرارداد ادراکی مشترک خارج می‌شود. ▪️محتوا توسط هوش مصنوعی تولید شده دقیق چک نشده که عاری از خطا باشه. @persian_organon | معرفت شناسی @mghlte | عصر روشنگری ▪️ معرفت شناسی کانت: ▫️صوتی ( کارگاه چند ساعته) t.me/persian_organon/1004 ▫️متن ( خلاصه تر ) t.me/persian_organon/1788 ▪️ مطالب مربوط به حضرت کانت: t.me/persian_organon/1862

  • 🔰 در باب عقل سلیم (۱) فرض کنید دو نفر ایرانی ، بر سر این که علف سبزه یا آبی ؟ بحث می‌کنند. مثلا اکبر می‌گه : علف آبیه اصغر می‌گه: علف سبزه. با هم قرار می‌ذارند که مناظره کنند و بعد رای گیری بشه که علف چه رنگیه. هر دو با هم در شرایط عادلانه ، مثل دو آدم متمدن در فضای آرام ، مناظره می‌کنند و استدلال می‌کنن و بعد رای می‌گیرن. نتیجه هم مشخصه. اکبر خیلی سعی می‌کنه تقلب کنه ، رای بخره، فامیلاشو بکشه به شهرشون که به نفعش رای بدن ولی بازم ۷۰ درصد مردم میگن: علف سبزه. ✅یه وجهه از عقل سلیم ، موضوع قراردادهای زبانیه . کانت به این چیزا می‌گه : قضایای پیشینی. ▪️باین آسونی نیست ولی خب بقول بعضی معلم‌های ریاضی فعلا چشم و گوش و بسته بپذیرید. هرچند به نظر بعضی ها ( باصطلاح شکاکان ) سخنان سطحی و عوامانه ست و بدیهی بودنش در نظر عوام دلیل درستی یا اهمیت یا معرفت زایی نیست. یکی یکی وارد نکته ها می‌شیم و نقدها رو پاسخ می‌دیم. @persian_organon | معرفت شناسی @mghlte | عصر روشنگری

  • 🔰 عقل (۳) برخی تعاریف و اقسام عقل (در برابر عقل سلیم) ▪️ مراتب ۴گانه عقل نظری (در فلسفهٔ مشاء اسلامی، فارابی و ابن‌سینا) ▫️عقل هیولانی (بالقوه) نخستین و پایین‌ترین مرتبه عقل ست. در این مرحله نفس انسان هنوز هیچ صورت معقولی را بالفعل ندارد و فقط استعداد پذیرش معقولات را داراست. مانند هیولای اولی که خودش صورت ندارد اما قابلیت پذیرش هر صورتی را دارد. کودک خردسال یا انسانی که هنوز هیچ معرفتی کسب نکرده، در این مرتبه قرار دارد. ▫️عقل بالملکه در این مرتبه نفس بدیهیات اولیه و معقولات اولی را دریافت کرده است. اصولی مانند امتناع اجتماع نقیضین یا اینکه کل از جزء بزرگ‌ترست برایش روشن شده. با داشتن این بدیهیات، استعداد و آمادگی پیدا می‌کند تا به کمک فکر یا حدس، معقولات نظری و پیچیده‌تر را استنباط کند. مانند کسی که سواد خواندن و نوشتن را آموخته و حالا آماده یادگیری علوم بالاترست. ▫️عقل بالفعل در این مرحله نفس نه تنها بدیهیات را دارد، بلکه بسیاری از معقولات نظری را نیز با استدلال و تفکر به دست آورده و آن‌ها را در خود حاضر دارد. هرگاه بخواهد می‌تواند آن معارف را بدون نیاز به استدلال مجدد حاضر کند. این مرتبه مانند دانشمندی است که علوم را فراگرفته و هر زمان اراده کند می‌تواند از آن‌ها استفاده کند. ▫️عقل مستفاد بالاترین مرتبه عقل نظری انسان است. در این مرحله نفس به عقل فعال متصل می‌شود و معقولات را نه از راه استدلال، بلکه به صورت مشاهده مستقیم و حضوری دریافت می‌کند. معارف برای او مانند چیزی حاضر و مشهود است، نه صرفاً محفوظ و اکتسابی. این مرتبه نهایت کمال عقل انسانی در فلسفه مشاء دانسته می‌شود و انسان در آن به مرتبه‌ای نزدیک به عقول مفارق می‌رسد. این مراتب مسیر تکامل قوهٔ عاقله انسان را توصیف می‌کنند و فراتر از قضاوت عرفی هستند. ▪️عقل فعال (عقل دهم یا واهب‌الصور) موجودی مجرد و مستقل از نفس انسان (در سلسلهٔ عقول طولی) که واسطهٔ فیض الهی است، صور را به مواد افاضه می‌کند و نفس انسانی را از بالقوه به بالفعل می‌رساند. در فلسفهٔ فارابی و ابن‌سینا با جبرئیل یا روح‌القدس مرتبط دانسته شده است. این مفهوم کاملاً متافیزیکی است و با عقل سلیم روزمره هیچ نسبتی ندارد. ▪️ عقل کلی و عقل جزئی ▫️عقل کلی: عقل فراگیر / الهی یا کلی که به حقایق مطلق دسترسی دارد. ▫️عقل جزئی: عقل فردی و محدود که به امور دنیوی، سود و زیان و طبیعت مشغول است و مشوب به وهم و شهوت است. عرفا و حکمایی مانند مولوی، غزالی و سهروردی این تمایز را برجسته کرده‌اند. ▪️عقل فطری اصول و معانی اولیه و ضروری که پیش از تجربه در عقل موجودند و داده‌های حسی را نظم می‌دهند (نزدیک به مفاهیم کانتی یا عقل فطری در برخی مکاتب اسلامی). با عقل تجربی و عرفی متفاوت است. ▪️ عقل محض (Pure Reason) نزد کانت قوهٔ شناخت فراتر از تجربهٔ حسی که ایده‌های متعالی (خدا، نفس، جهان) را مطرح می‌کند، هرچند در نهایت محدودیت‌هایش را نشان می‌دهد. ▪️عقل ابزاری (Instrumental Reason) عقلی که صرفاً وسیلهٔ رسیدن به اهداف ازپیش‌تعیین‌شده است (در نظریهٔ انتقادی آدورنو و هورکهایمر). می‌تواند با عقل سلیم هم‌پوشانی داشته باشد اما جهت‌گیری متفاوتی دارد. ⚠️تعاریف مغایر یا متضاد با عقل سلیم که باز هم «عقل» نامیده می‌شوند این موارد نه فقط متفاوت ، بلکه گاه در تقابل مستقیم با قضاوت عرفی و تجربهٔ روزمره قرار می‌گیرند: ▪️عقل در عرفان و تصوف (به‌ویژه مولوی و بسیاری از صوفیه) عقل جزئی یا عقل حسابگر اغلب به‌عنوان محدود ، حجاب و مانع راه عشق و شهود معرفی می‌شود. مولوی عقل را به چراغ یا ستاره تشبیه می‌کند که در برابر آفتاب عشق ناتوان است. «عقل» در اینجا نامیده می‌شود اما در تقابل با دل، عشق و کشف قرار می‌گیرد. عقل سلیم عرفی دقیقاً همان چیزی است که عرفا گاه آن را ناکافی یا گمراه‌کننده می‌دانند. ▪️عقل فلسفی محض یا عقل متافیزیکی که نتایجی ضدشهود عرفی تولید می‌کند مثلاً انکار واقعیت جهان محسوس در برخی ایدئالیسم‌ها یا نتایجی که با تجربهٔ روزمره در تضاد است (مانند برخی براهین فلسفی که عقل سلیم آن‌ها را «غیرعملی» یا «دیوانه‌وار» می‌یابد) کانت خود نشان داد که عقل محض به آنتی‌نومی‌ها (تناقضات ظاهری) می‌رسد. ▪️عقل ابزاری افراطی وقتی عقل صرفاً ابزاری شود و اهداف انسانی یا اخلاقی را نادیده بگیرد، می‌تواند به نتایجی برسد که عقل سلیم آن‌ها را غیرعقلانی یا غیرانسانی می‌داند (نقد نظریهٔ انتقادی). ▪️عقل دینی یا عقل وحیانی در برخی قرائت‌ها وقتی عقل تابع نص یا کشف شود و نتایجی تولید کند که با قضاوت عرفی رایج در تضاد باشد (هرچند در سنت اسلامی اغلب تلاش شده عقل سلیم و عقل دینی را هماهنگ کنند). ▪️ عقل در برخی مکاتب شک‌گرا یا رادیکال عقل‌هایی که خود عقل سلیم را زیر سؤال می‌برند یا آن را محصول تعصب فرهنگی می‌دانند. @persian_organon | معرفت شناسی

  • 🔰عقل (۲) انواع عقل از نگاه متکلمان اسلامی ▪️ از نگاه سهروردی ▫️عقل روباه عقلی است که فقط برای حیله‌گری، فریب و زنده‌ماندن به کار می‌رود. مثل روباهی که با نیرنگ از خطر فرار می‌کند. ▫️عقل کاسب عقلی حسابگر و روزمره که فقط به نفع شخصی و سود و زیان مادی فکر می‌کند. ▫️عقل سیاسی عقلی که برای مدیریت جامعه، قدرت و تنظیم روابط جمعی به کار می‌رود. ▫️عقل عالم عقلی که به دنبال شناخت علمی و منطقی پدیده‌هاست. ▫️عقل سرخ بالاترین مرتبه‌ی عقل در فلسفه‌ی سهروردی. عقلی نوری و شهودی که از محدودیت‌های عقل عادی فراتر می‌رود و حقیقت را مستقیم درک می‌کند. مثل عارفی که ناگهان به حقیقتی عمیق می‌رسد که با استدلال معمولی قابل توضیح نیست. ▪️از نگاه فارابی ▫️عقل عامه همان عقل معمولی مردم که در زندگی روزمره به کار می‌رود. مثال: تشخیص اینکه آتش می‌سوزاند و نباید دست زد. ▫️عقل بالقوه عقلی که هنوز به کار نیفتاده و فقط استعداد فهمیدن دارد. مثال: ذهن کودک که هنوز چیزی نیاموخته اما آمادگی یادگیری دارد. ▫️عقل بالفعل وقتی عقل بالقوه به کار می‌افتد و دانش‌ها را کسب می‌کند. مثال: دانش‌آموزی که قوانین فیزیک را یاد گرفته و می‌تواند آن‌ها را به کار ببرد. ▫️عقل بالمستفاد مرتبه بالاتر که عقل، دانش‌های کلی و مجرد را در خود نگه می‌دارد و آماده استفاده فوری است. مثال: فیلسوفی که مفاهیم پیچیده را بدون نیاز به فکر طولانی به یاد می‌آورد و به کار می‌گیرد. ▫️عقل فعال عقلی جدا از انسان (در نظام فارابی) که مانند نور، عقل انسان را روشن می‌کند و باعث می‌شود بتواند حقیقت را درک کند. مثال: مثل خورشیدی که چشم انسان را قادر به دیدن می‌کند؛ عقل فعال هم ذهن را قادر به فهم می‌کند. ▪️ از نگاه غزالی عقل عامه عقل معمولی مردم عادی که برای زندگی روزمره کافی است اما برای مسائل عمیق کافی نیست. مثال: کسی که فقط می‌داند باید راست بگوید چون دیگران این‌طور می‌گویند. ▫️عقل متکلمان عقلی که متکلمان (متخصصان علم کلام) به کار می‌برند؛ بیشتر برای دفاع از باورهای دینی با استدلال است. مثال: کسی که با دلایل کلامی سعی می‌کند وجود خدا را ثابت کند. ▫️عقل فلاسفه عقلی که فلاسفه به کار می‌گیرند و غزالی به آن بدبین است؛ چون معتقد است این عقل در امور الهی زیاده‌روی می‌کند و به خطا می‌افتد. مثال: فیلسوفی که سعی می‌کند با استدلال صرف، مسائل مربوط به آخرت یا ذات خدا را کاملاً توضیح دهد. #فلسفه_اسلامی #تاریخ_فلسفه #علم_کلام #تاریخ_منطق #معرفت_شناسی @persian_organon | معرفت شناسی @mghlte | عصر روشنگری

  • 🔰 عقل (۱) ریشه یابی و کلمات مرتبط عقال در عربی وسیله ای است که با آن پای شتر و یا هر چهارپای دیگری را می بندند که حرکت نکند و جایی نرود. این پابند "عُقُل" نام دارد. این ریشه کلمه عقل است. وجه تسمیه آن برای عقل آدمی، مهار انسان در مقابل هوای نفس و سرکشی ها و خواسته های خطاست. . در زبان انگلیسی و دیگر زبان‌های به روز اروپایی " عقل" و کلمات مرتبط با آن بیانگر کلماتی با ریشه لاتین یا یونانی در کاربرد فلسفی دارند. اصطلاح یونانی "λόγος" ریشه اصلی کلمه "منطق" در انگلیسی امروزی است اما این لغت همچنین می‌تواند به معنی "گفتار" یا "توضیح" یا "شرح" باشد. ▪️کلمه فرانسوی "raison" به معنی علت از ریشه لاتین گرفته شده‌است، و این کلمه به شکل نوشتاری "reason" با معنی مشابه به لغت نامه انگلیسی نیز راه پیدا کرده‌است. ▪️در ایران باستان، به‌جای واژه‌ی عربی عقل، عمدتاً از واژه‌ی خرد استفاده می‌کردند. در اوستایی: xratu- (خردو) در پهلوی (فارسی میانه): xrad در فارسی امروز: خرد این واژه دقیقاً به معنای عقل، خرد، فهم و نیروی تشخیص بوده و در متون زرتشتی (اوستا و پهلوی) خیلی مهم و محوری است ▪️برای مطالعه ( تخصصی و کمتر کاربردی ) ▪️اولین فیلسوفان برای نشر و انتشار انگلیسی مانند فرانسیس بیکن، توماس هابز، و جان لاک همچنین طبق عادت به زبان‌های لاتین و فرانسوی می‌نوشتند. آن‌ها از واژه‌هایی همانند “logos”, “ratio”, “raison” به جای “reason” به معنی عقل استفاده می‌کردند. ▪️معنی کلمه “reason” در کلماتی مانند “human reason” به معنی عقل یا ادراک بشر است که وجوه اشتراک زیادی با «عقلانیت» و صفتی مانند «عاقل» دارد. در متون فلسفی به جای کلماتی همچون “reasoned” یا “reasonable”، کلمه “rational” که همگی به معنی عقلانی هستند استفاده شده‌است. برخی از فیلسوفان مانند توماس هوبس از کلمه “ratiocination” به عنوان مترادفی برای کلمه "عقلانی (reasoning)" استفاده کرده‌است. ادامه #تاریخ_فلسفه #تاریخ_منطق #معرفت_شناسی @persian_organon | معرفت شناسی @mghlte | عصر روشنگری

  • 🔰امانوئل کانت فیلسوفی که روشنگری را به اوج به رساند و دفتر فلسفه‌ را بست ... کانت ابداعی انقلابی نداشت . نه مانند اسپینوزا و هیوم نگرش ها به اخلاق را دگرگون کرد نه مانند بیکن پیامبر علم نام گرفت. و نه مانند کوپرنیک و نیوتن و داروین و ... علوم طبیعی را متحول ساخت. اما کاری کرد که پس از او دیگر فیلسوفی در آن قد و قواره‌ ، و به آن جامعیت ، در میان بشر ظاهر نشود ... #عقلانیت_تجربه_گرایانه #لیبرالیسم #عصر_روشنگری 🔰مطالب مربوط به حضرت کانت : ▪️ فلسفه‌‌ی ذهن و معرفت شناسی کانت : t.me/soogiri/694 ▪️ کانت (پرگار) : t.me/persian_organon/170 ▪️کانت ، دکتر مردیها : t.me/masnavi_mardiha/82 ▪️کارگاه نقد عقل محض کانت : t.me/persian_organon/1004 ▪️نقد اخلاق کانت : t.me/JAAMEbaaz/945 ▪️ کانت به طنز ، کتاب مو لای درز فلسفه : t.me/persian_organon/1790 🔰 مطالب مربوط به هیوم : کسی که کانت را از خواب جزمی بیدار کرد t.me/persian_organon/1848 ▪️هیوم ، پدر انسان شناسی مدرن: t.me/tahlile_roya/1547 ▪️ معرفت شناسی هیوم: t.me/persian_organon/1737 @persian_organon || معرفت شناسی @mghlte | عصر روشنگری

  • ⚠️ هوش مصنوعی و خطر رشد نمایی ▪️رشد هوش مصنوعی و رشد کنترل انسان بر آن، دو مسیر کاملاً متفاوت دارند. هوش مصنوعی با سرعتی نمایی پیش می‌رود؛ هر نسل جدید توانمندتر از نسل قبل ظاهر می‌شود و فاصله‌ها به سرعت کم می‌شوند. اما توانایی انسان برای فهمیدن، قانون‌گذاری و مهار کردن این فناوری، رشدی آهسته و خطی دارد. این ناهمخوانی میان دو نوع رشد، هسته اصلی خطر است. برای درک تفاوت این دو مسیر، ابتدا باید رشد خطی را تصور کرد. ▪️ رشد خطی مثل ساختن یک دیوار است: هر روز یک متر اضافه می‌کنید. بعد از ده روز ده متر دارید، بعد از صد روز صد متر. پیشرفت قابل پیش‌بینی، قابل لمس و قابل مدیریت است. ذهن انسان با این نوع رشد آشناست و می‌تواند آن را دنبال کند. در مقابل ▪️رشد نمایی مثل تا کردن یک برگ کاغذ است. در مراحل اول تغییر چندانی حس نمی‌شود، اما بعد از تعداد محدودی تا، ضخامت به اندازه‌ای می‌رسد که دیگر قابل تصور نیست. فاصله‌ی زمین تا ماه 😱 همین فاصله میان «آنچه ذهن انتظار دارد» و «آنچه واقعاً رخ می‌دهد»، جایی است که کنترل از دست خارج می‌شود. ▪️ هوش مصنوعی دقیقاً در چنین مسیری قرار گرفته. در کمتر از ده سال، از مدل‌هایی که فقط متن ساده تولید می‌کردند به سیستم‌هایی رسیده‌ایم که استدلال ، کدنویسی، تحلیل علمی و حتی طراحی آزمایش انجام می‌دهند. هر نسل جدید نه فقط کمی بهتر، بلکه چندین برابر توانمندتر ظاهر می‌شود. این شتاب به خاطر مقیاس داده، قدرت محاسباتی و معماری‌های جدید، همچنان ادامه دارد و پتانسیل رشد نمایی در آن نهفته است. ▪️ وقتی سرعت پیشرفت از سرعت درک و کنترل انسان پیشی بگیرد، فاصله‌ای ایجاد می‌شود که جبران آن نا ممکن است. نهادهای تصمیم‌گیر، قوانین و حتی متخصصان هنوز در حال فهمیدن نسل قبلی هستند، در حالی که نسل بعدی در حال ظهور است. این فاصله زمانی، خطر اصلی را شکل می‌دهد. ▪️ یکی از پیامدهای مشخص این رشد سریع، فشار رقابتی است. شرکت‌ها و کشورها برای عقب نماندن، ایمنی را فدای سرعت می‌کنند. نتیجه این می‌شود که سیستم‌هایی ساخته می‌شوند که هنوز کاملاً قابل پیش‌بینی و قابل مهار نیستند، اما قدرت تأثیرگذاری گسترده‌ای دارند. ▪️ در سطحی بالاتر، اگر هوش مصنوعی به مرحله‌ای برسد که بتواند خودش را بهبود دهد، چرخه رشد از کنترل انسان خارج می‌شود. در آن نقطه، دیگر مسئله این نیست که انسان چقدر سریع تصمیم می‌گیرد؛ مسئله این است که ماشین سریع‌تر از انسان تصمیم می‌گیرد و مسیر را تغییر می‌دهد. این همان جایی است که خطر از «فناوری خطرناک» به «فرآیند غیرقابل‌مهار» تبدیل می‌شود. ⚠️رشد نمایی فقط سرعت نیست. تغییر ماهیت زمان است. زمانی که فرصت فکر کردن، اصلاح کردن و متوقف کردن را از انسان می‌گیرد. #راه_حل_اساسی #هوش_مصنوعی @mghlte | عصر روشنگری

  • ⚠️ بمب هسته ای و هوش مصنوعی ▪️ بعضی‌ها هوش مصنوعی را با بمب اتم مقایسه می‌کنند و می‌گویند: «بمب اتم هم قرار بود جهان را نابود کند، اما نکرد؛ پس هوش مصنوعی هم همین‌طور است.» این قیاس از همان ابتدا اشتباه است، چون دو فناوری را بر اساس «نتیجه‌ی تاریخی» مقایسه می‌کند، نه بر اساس «ماهیت خطر». ▪️ مقایسه‌ی بمب اتم با هوش مصنوعی فقط مقایسه‌ی دو فناوری نیست؛ مقایسه‌ی دو «مدل خطر» است. بمب اتم خطر را در یک جسم فیزیکی متمرکز می‌کند؛ هوش مصنوعی خطر را در یک توانایی تکثیرشونده پخش می‌کند ▪️ مقایسه‌ی بمب اتم با هوش مصنوعی، فقط یک مقایسه‌ی تکنولوژیک نیست؛ مقایسه‌ی دو «مدل خطر» است. بمب اتم خطر را در قالب یک شیء فیزیکی متمرکز می‌کند؛ هوش مصنوعی خطر را در قالب یک «توانایی تکثیرشونده» پخش می‌کند. ▪️ بمب اتم در کنترل چند دولت است. زنجیره‌ی تصمیم‌گیری‌اش محدود، قابل‌ردگیری و قابل‌مهار است. برای فعال شدنش باید یک ساختار سیاسی، یک فرمان رسمی و یک سلسله‌مراتب نظامی درگیر شود. خطرش بزرگ است، اما مسیر فعال‌سازی‌اش محدود است. ▪️ هوش مصنوعی اما یک «ابزار» نیست؛ یک «فرآیند رشد» است. کافی است کمی پیشرفت کند، کمی به سمت ابرهوش بلغزد، و از دست نهادهای محدود خارج شود. خطرش از لحظه‌ای شروع می‌شود که توانایی تصمیم‌گیری مستقل پیدا کند، نه از لحظه‌ای که کسی دکمه‌ای را فشار دهد. ▪️ هوش مصنوعی در اختیار میلیاردها انسان قرار می‌گیرد. این یعنی توزیع خطر. وقتی یک فناوری توان تخریب جهانی دارد و در دست میلیون‌ها نفر است، احتمال وقوع فاجعه نه خطی، بلکه انفجاری می‌شود. ▪️ برای نابودی جهان با بمب اتم باید یک دولت دیوانه شود؛ برای نابودی جهان با هوش مصنوعی کافی است یک فرد دیوانه به یک مدل قدرتمند دسترسی پیدا کند. این تفاوت، تفاوت میان «خطر سیاسی» و «خطر انسانی» است. ▪️ بمب اتم بدون دستور فعال نمی‌شود؛ هوش مصنوعی بدون نیت هم می‌تواند مسیرهای مخرب را انتخاب کند. کافی است هدف‌گذاری‌اش اشتباه باشد، یا داده‌هایش منحرف، یا مدلش به سمت بیشینه‌سازی یک معیار غلط برود. تخریب می‌تواند محصول «اشتباه» باشد، نه «دشمنی». ▪️ بمب اتم یک‌بار منفجر می‌شود؛ هوش مصنوعی می‌تواند خود را تکثیر کند، کپی شود، فرار کند، در شبکه‌ها پخش شود و از کنترل خارج شود. خطرش نه در شدت، بلکه در تکثیرپذیری است. ▪️ بمب اتم نیاز به مواد کمیاب دارد؛ هوش مصنوعی نیاز به کد دارد. این یعنی مانع فنی بمب اتم بسیار بالاست، اما مانع فنی هوش مصنوعی بسیار پایین. هرچه مانع پایین‌تر باشد، احتمال سوءاستفاده بالاتر است. ▪️ بمب اتم یک تهدید فیزیکی است؛ هوش مصنوعی یک تهدید ساختاری. می‌تواند اقتصاد، زیرساخت، انرژی، اطلاعات، امنیت و حتی تصمیم‌گیری سیاسی را مختل کند. تخریبش لزوماً انفجاری نیست؛ می‌تواند تدریجی، نامرئی و سیستماتیک باشد. ▪️ بمب اتم جهان را با یک انفجار نابود می‌کند؛ هوش مصنوعی جهان را با یک تصمیم اشتباه، یک الگوریتم غلط یا یک هدف‌گذاری معیوب نابود می‌کند. این تفاوت میان «قدرت» و «هوشمندی» است. ▪️ بمب اتم قابل‌مهار است؛ هوش مصنوعی اگر به ابرهوش تبدیل شود، ممکن است غیرقابل‌مهار شود. این همان نقطه‌ای است که خطر هوش مصنوعی را از خطر بمب اتم جدا می‌کند: عدم تقارن قدرت میان انسان و ماشین. #هوش_مصنوعی #راه_حل_اساسی @mghlte | عصر روشنگری

  • ⭕️پایان تلخ بهتر از تلخی بی پایان این خبر رو که خوندم برای دوستی فرستادم و اعلام کردم بعنوان یک بشر : به پایان سلام کن دوستانی که پیگیر هستن می‌دونن من بهیچ وجه سوگیری #فروپاشی_انگاری ندارم ، یکی از پیشفرض های اصلی روشنگری اینه که انسان در حال پیشرفته ، حتی در اخلاق . ولی ... دوستم از #راسل نقل کرد که: اگر انسان تا الآن خودشو نابود نکرده بخاطر اینه که توانشو نداشته و ماجرای کوبا که جهان به یک قدمی جنگ اتمی رسید رو یادآوری کرد من گفتم: بنظر من این داستان از جهتی خیلی تفاوت داره. تو سخنی که نقل شد ، این پیش‌فرض وجود داره که « انسان محکوم به نابودی به دست خود است » یا « انسانها همیشه دلشان خواسته خود را نابود کنند. » که طبعا پیشفرض درستی نیست ، بهرحال اکثریت مطلق انسان ها میل به بقا دارند و از مرگ و نیستی می‌ترسند . ولی ... این ماجرای جنین بدون تخمک بخودی خود چیز وحشتناکی نیست ولی مثلا کنار #هوش_مصنوعی به راحتی امور رو از اراده خواست و میل و غریزه انسان خارج می‌کنه. بقول هامفری بوگارت تو فیلم کازابلانکا: چه بهتر همه راحت می‌شیم ... @Nviolence2 | اوضاع گردون

  • 🎈 جفری هینتون ، پدرخوانده #هوش_مصنوعی : از کار در این حوزه پشیمان‌م. زیرنویس ها رو بخونید @mghlte | عصر روشنگری

  • تصور کنید ابرهوش مصنوعی ( یا یه همچین چیزی) تولید بشه و یه دیوانه بهش برنامه ( هدف ) بده که رنج‌های جسمی و روانی بشر رو ماکسیمم کن .🥸 #هوش_مصنوعی #راه_حل_اساسی @mghlte | عصر روشنگری

  • 🔴 تهدیدات هوش مصنوعی (۱) ▪️ ناهماهنگی و هم‌راستا نبودن اهداف هوش مصنوعی امروزی — مثل مدل‌های گفتگومحور پیشرفته — هنوز به سطح هوش عمومی مصنوعی (یعنی سیستمی که مثل انسان در همه زمینه‌ها درک و عمل کند) یا ابر هوش مصنوعی (یعنی بسیار باهوش‌تر از مجموع همه انسان‌ها)…

  • 🔴 تهدیدات هوش مصنوعی (۱) ▪️ ناهماهنگی و هم‌راستا نبودن اهداف هوش مصنوعی امروزی — مثل مدل‌های گفتگومحور پیشرفته — هنوز به سطح هوش عمومی مصنوعی (یعنی سیستمی که مثل انسان در همه زمینه‌ها درک و عمل کند) یا ابر هوش مصنوعی (یعنی بسیار باهوش‌تر از مجموع همه انسان‌ها) نرسیده. فعلاً ابزارهایی هستند که زیر نظر و کنترل ما کار می‌کنند. اما تصور کنید روزی برسد که این سیستم‌ها از انسان باهوش‌تر شوند. واقعاً باهوش‌تر، نه فقط در محاسبات، بلکه در برنامه‌ریزی، پیش‌بینی، خلاقیت و حتی فریبکاری. هوش مصنوعی ممکن ست اهداف خودش را دنبال کند. هدفی که ظاهرا ما به آن داده‌ایم مثل «بهینه کردن تولید»، «حداکثر سود»، «حل یک مسئله» یا حتی «کمک به انسان‌ها» اما این هدف، به طور کامل و دقیق با ارزش‌های انسانی، اخلاق ، احساسات و بقای ما هماهنگ نیست. هوش مصنوعی فوق باهوش، مثل یک شطرنج‌باز بی‌نقص و بی‌رحم، منطقی‌ترین راه را برای رسیدن به هدفش انتخاب می‌کند حتی اگر این راه به معنای حذف موانع (یعنی خود ما انسان‌ها) باشد. نه از روی نفرت ، بلکه صرفاً چون منطق خالص و محاسباتی‌اش این کار را کارآمدترین گزینه می‌داند. ▪️ بهینه‌ساز کلیپس اگر به آن بگویید «هر چه بیشتر کلیپس تولید کن»، ممکن است کل سیاره را — جنگل‌ها، اقیانوس‌ها، کارخانه‌ها و حتی بدن انسان‌ها — به مواد اولیه برای ساخت کلیپس تبدیل کند. #به_همین_راحتی ( بله حتی شاید از این هم راحت تر ) چون درک عمیقی از این ارزش انسانی که «انسان نباید آسیب ببیند» ندارد ، مگر اینکه ما این ارزش‌ها را بسیار دقیق و عمیق در آن برنامه‌ریزی کرده باشیم. این همان مشکل هم‌راستایی اهداف است: چگونه مطمئن شویم که اهداف هوش مصنوعی دقیقاً با آنچه ما واقعاً می‌خواهیم (نه فقط چیزی که به زبان آوردیم) هماهنگ باشد؟ تا امروز ، راه‌حل قطعی و قابل اعتمادی برای این مشکل پیدا نشده. ( دیگه هم پیدا بشه فایده نداره 😕) و همین مسئله ، یکی از ساده ترین تهدیدهای مربوط به هوش مصنوعی برای آینده و بقای بشر در قرن حاضر به شمار می‌رود. پ‌ن: این ها ساده ترین حالات هستند که فقط مربوط به ذات این تکنولوژیه و فعلا هیچ دیوانه و بدطینتی پشتش نیست. #هوش_مصنوعی @persian_organon | معرفت شناسی @mghlte | عصر روشنگری @JAAMEbaaz | فلسفه‌‌ی علوم اجتماعی

  • پست راجع به تهدیدات هوش مصنوعی میفرستم اگه مضطرب می‌شید نخونید. فوقش می میریم دیگه

  • ایلان ماسک: «به نظر من، هوش مصنوعی احتمالاً تا حدود پنج سال دیگر از مجموع هوش تمام انسان‌ها فراتر خواهد رفت. حدس من این است که حدود پنج سال دیگر چنین اتفاقی می‌افتد. در آن زمان، تقریباً هیچ کاری وجود نخواهد داشت که هوش مصنوعی نتواند بهتر از انسان انجام دهد؛…

ایوان چراغانی دانش ( معرفت شناسی ، منطق کاربردی ، تفکر نقادانه ، تکامل) — tgindex