ارزیابی شتابزده
Статистикаیادداشتهای محمدرضا اسلامی - - - - در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان. ارتباط: @Mohammadreza_Eslami2
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 4
- Всего постов
- 35
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Блоги
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 1 660
- 1/48двое суток
- 2 528
- 1/72трое суток
- 2 726
Медиана по постам, которые мы застали свежими и померили через сутки.
Посты
نامه به مدیرعامل ایرانایر را از اینجا پاک کردم. در ۱۱ سال گذشته، این دومین بار بود که مطلبی را پس از انتشار پاک کردم. علت این بود: با وجود خسارت مالی قابلتوجهی که این اتفاق به من تحمیل کرد و با وجود دشواری و فشاری که این آشفتگی در سفر برای فرزندان ایجاد کرد، در شرایط جنگی کنونی نخواستم حتی به قدر یک میلیمتر باعث شادی دشمنی بشوم که با بمباران به «فرودگاهها»ی کشورم حمله کرده است. دشمنی که رسما از انفجار «زیربناهای کشور» حرف میزند و سیزده شب زیربناهای جنوب را زد. میدانم که بخشی از مشکلاتی که در آن نامه شرح شد، ناشی از سوءمدیریت داخلی است (و نقد آن نیز به جای خود باقی است)؛ اما در شرایطی که نقش دشمن خارجی در دشوارتر شدن وضعیت کشور و صنعت هوایی آن قابل انکار نیست، ترجیح دادم آن نامه را پاک کنم. با امید به روزهای بهتر برای ایران.
✍️به مناسبت روز جهانی خوشنویسی نگارش خوشنویسی روی چوب به دلیل بافت نرم و خطوط گرهدار آن نیازمند آمادهسازی سطح، استفاده از ابزار مناسب و تثبیتکننده است؛ زیرا جوهر به صورت عادی روی چوب پخش میشود و پرکلاغی یا اصطلاحاً پخشزدگی ایجاد میکند. باید سطح چوب را با سنباده نرم کاملاً صاف و یکدست کرد. جوهرهای معمولی روان هستند و روی چوب دوام ندارند. بهتر است از جوهرهای غلیظ، رنگهای اکریلیک رقیقشده یا جوهر مخصوص چوب استفاده شود. در این غزل حافظ، چند بیت شاهکار وجود دارد که یکی از ابیات، این است: در بَزمِ دُور، یکدو قدح دَرکَش و برو(!)/ یعنی طمع مدار وِصالِ مُدام را دوستی میگفت این زیباترین و بهترین بیت حافظ است! سروش صحت هم درباره این بیت یادداشتی خواندنی دارد. اما بیتی که برای ثلثنویسی از این غزل انتخاب شده: رازِ درونِ پرده ز رندانِ مست پُرس/ کاین حال نیست زاهدِ عالیمقام را حافظ دارد با طنز ظریف و گزندهاش کنایه میزند: «زاهد عالیمقام». این ترکیب عالیمقام با زاهد، آنهم زاهدی که از راز درون پرده حتی به اندازه رندِ مست! بیخبر است، از هنرمندیهای ویژه کلام حافظ است. - - - (تصنیف: شب وصل، یکی از قطعات آلبوم «آهنگ وفا»، محمدرضا شجریان) #World_Calligraphy_Day #حافظ #بازنشر https://t.me/solseghalam
روز جهانی خوشنویسی (World Calligraphy Day) هر سال در دومین چهارشنبه ماه آگوست (اوت) گرامی داشته میشود تا به هنر زیبا نوشتن، خطاطی و زنده نگه داشتنِ نوشتن با دست در سراسر جهان پرداخته شود. امسال این روز مقارن با ۲۱ مرداد است. اما یک تفاوت اساسی میان خوشنویسی ایرانی با «هنر زیبا نوشتن» در دیگر کشورها وجود دارد: در ایران هنر خوشنویسی پیوند عمیق با اقیانوس شعر و ادبیات کلاسیک فارسی دارد. از رودکی و خیام و عطار تا مولوی و سعدی و حافظ، از شاعران کلاسیک تا شاعران معاصری چون سایه و فاضل نظری …هزاران غزل و صدها هزار بیت و مفاهیم حکمت، معنا و ظرایف ادبی، خوشنویسی ایرانی را با تاریخ ادبیات این سرزمین درآمیخته است. عملا خوشنویسی ایرانی صرفا هنر زیبا نوشتن «نیست». حال و هوای خوشنویسی ایرانی و سلوک خطاط، در سطحی فراتر از زیبا نوشتنِ صرف، قرار گرفته است. محل تلاقیِ خط، شعر، معنا و نوعی سلوک هنری است. ایرانیان، مبدع نستعلیق، و شکستهنستعلیق بوده اند. در قاعدهمند شدنِ خط ثلث نیز ابنمقله، خوشنویس ایرانیتبار، نقشی بنیادین داشت. خلاقیت ایرانی در خوشنویسی تا روزگار معاصر نیز ادامه یافته، چنانکه خط معلّی در دوران معاصر به دست حمید عجمی ابداع شد. در این قطعه ویدئوی زیبا، یک دقیقه و بیست ثانیه، پیوند میان خوشنویسی با کلام هوشنگ ابتهاج (ه ا #سایه) را همراه با زیرصدای محمدرضا شجریان بشنویم. (به قلم خانم نرگس زارع) - - - - ** پینوشت: مهمترین راه حمایت از خوشنویسی ایرانی «خرید اثر» به شکل مستقیم از هنرمندان خوشنویس است. اقتصاد هنر، مهمترین رکن دوام و بالندگی هنر است. به یکدیگر اثر خوشنویسی هدیه بدهیم و برای منازل و محیط کار، اثر خوشنویسی سفارش بدهیم. اقتصادِ این هنر ایرانی را زنده نگه داریم. ✍️محمدرضا اسلامی https://t.me/solseghalam
نوزدهم مردادماه، سالگرد درگذشت هوشنگ ابتهاج، «ه. ا. سایه» است. او در ۱۴۰۱ از میان ما رفت و روی در نقاب خاک کشید. فردای آن روز به مناسبت درگذشت این جواهر شعر و ادب ایران، یادداشتی با عنوان «بیت و غزلِ سایه که شجریان به ما آموخت» در خبرآنلاین منتشر کردم که امروز، در سالگرد رفتنش، بازنشر میشود. در آن یادداشت درباره سایه آمده بود: «به کهنسالی رسید ولی به پرخاشگری نرسید!» و چه ویژگی ارزشمندی؛ سایه تا واپسین سالهای عمر، طنز و طنّازی، سادگی و آرامش کلامش را حفظ کرد. یادش گرامی و خدایش رحمت کناد. https://www.khabaronline.ir/news/1660777/بیت-و-غزل-سایه-که-شجریان-به-ما-آموخت - - - - - به دورِ ما که همه خونِ دل به ساغرهاست/ ز چشمِ ساقیِ غمگین که بوسه خواهد چید؟!
✍️حافظشناس فرانسوی که عطر حافظ داشت محمدرضا اسلامی 🔵در میانهٔ اخبار جنگ و منازعات بیپایان بینالمللی، خبری کمرنگ آمد و رفت: «پروفسور شارل هانری دو فوشهکور، ایرانشناس و حافظشناس برجستهٔ فرانسوی، درگذشت.» او چند روز پیش، پس از شش دهه پژوهش دربارهٔ زبان و ادبیات فارسی، چشم از جهان فروبست و روی در نقاب خاک کشید. دربارهٔ دو فوشهکور بسیار میتوان نوشت؛ اما برای من، او دو ویژگی شگفتانگیز داشت: 🔵 یک ـ چهل سال وسواس در ترجمه کلمات حافظ دو فوشهکور «نخستین ترجمهٔ کامل غزلیات حافظ به زبان فرانسه» را پدید آورد؛ کاری سترگ که حاصل چند دهه مأنوسبودن با جهان حافظ بود. او مصرع به مصرع ـ و گاه نیممصرع به نیممصرع و واژه به واژه ـ با شعر حافظ درگیر میشد. مسئله برایش صرفاً «برگرداندن کلمات» از فارسی به فرانسه نبود. میکوشید تا با دانشجویانش از ترجمهٔ مکانیکی و تحتاللفظی فاصله بگیرند و برای هر مصرع، واژگانی بیابند که تا حد امکان به منظور حافظ (دیدگاه حافظ) در فرانسوی نزدیک شوند. یعنی نخست باید میفهمید حافظ چه میگوید؛ سپس میکوشید آن «معنا» را در زبان فرانسوی دوباره زنده کند. کاری طاقتفرسا که نزدیک به ۴۰ سال از زندگی او را دربرگرفت. 🔵 دو ـ حافظ را فقط ترجمه نکرده بود؛ با حافظ زیسته بود اما آنچه در دیدار با دو فوشهکور بیش از دانش گستردهاش مرا تحت تأثیر قرار داد، چیز دیگری بود. سالهای طولانیِ مؤانست با حافظ، گویی آرامآرام در شخصیت او رسوب کرده بود. در رفتارش نوعی زلالی بود؛ در سخنش متانت؛ در حضورش آرامشی شگرف؛ و در بیانش پیراستگی و بیتکلفی. در آن دیدار، برای من تکاندهنده بود که میدیدم با پژوهشگری روبهرو نیستم که صرفاً حافظ را «مطالعه» و «ترجمه» کرده باشد. گویی او آنقدر با حافظ زیسته بود که چیزی از جهان حافظ در جانش نشسته بود. بعضی آدمها عمری دربارهٔ یک شاعر یا امر قدسی تحقیق میکنند؛ کتاب مینویسند، مقاله منتشر میکنند و درس میدهند، ولی «فقط تحقیق» میکنند! اما گاهی، در مواردی بسیار نادر، پژوهشگر چنان با موضوع پژوهش خود مأنوس میشود که مرز میان «دانستن» و «زیستن» کمرنگ میشود. شارل هانری دو فوشهکور و درک او از غزلیات برای من از این جنس بود: حافظشناسی که فقط حافظ را ترجمه نکرده بود؛ عطر حافظ گرفته بود. خدایش رحمت کناد. ▪️▪️▪️ 📌لینک یادداشت پنج سال پیش درباره مقاله حافظشناس فرانسوی در اجلاس یونسکو در شیراز 🔻 https://t.me/solseghalam/1771
آن مرد رفت؛ عطر حافظ ماند
عکس پایان دوره بوتکمپ تابآوری، «عبور از سایههاـ۲» آکادمی نسل (مردادماه ۱۴۰۵)، ویژه نوجوانان تلاشگرِ کمبرخوردار یا آسیبدیده در جنگ (۱۳ تا ۱۸ سال)، با هدف تقویت مهارتهای فردی، کار تیمی، و مدیریت بحران، در قالب یک برنامه آموزشی. 🔵این دوره چهار روزه به منظور تقویت روحیه کارآفرینی و کسبوکار، خلاقیت و «مهارت حل مسئله» طراحی شده بود. 🔻🔻 https://t.me/nasl_academy_channel
فایل صوتی سخنرانی در نشست شورای مرکزی سازمان نظام مهندسی کشور مورخ سهشنبه 6 مرداد 1405 ▪️مدت: 29 دقیقه ▪️حجم: 27 مگ - - - - - خلاصه بحث: - معادل ساختار فعلی سازمان نظاممهندسی ساختمان ایران در کشورهای آمریکا و ژاپن چگونه است؟ - اکوسیستم نهادی که باعث نظارت بر «کیفیت احداث ساختمانها» در ژاپن و آمریکا میشود چگونه دیده شدهاست؟ - چرا بخشی از مهندسین محاسب و طراح سازه در کشور ما در میانسالی و حوالی 45 تا 50 سالگی دچار حس سرگشتگی و بلاتکلیفی میشوند؟ - ساختار «شرکت مهندسین مشاور» چگونه باید باشد تا تعامل سازنده میان سازمان نظام مهندسی و شرکتهای مشاور شکل بگیرد؟ 📌اسلایدها در بالا https://t.me/solseghalam
🔻🔻
✍️سیلیکن ولیِ تهران محمدرضا اسلامی دیروز هشت گروه دانشآموزی در یک رقابت حسابشده، هشت بیزینس (ایده کسب و کار) را که طی هفته ها روی آن کار کرده بودند، برای داوران و شرکتکنندگان در مراسم ارائه کردند. شور و هیجان تیمها، نحوه تفکر مالی آنها، نحوه پرزنته کردن ایده کسب و کارشان، تحسین برانگیز بود. چند بار اشک به چشمانم نشاند. دقیقا گویی که در یک محیط استارتآپی در سانفرانسیسکو نشستهای، و عده ای جوان پرشور و انرژی دارند درباره Business Modelشان حرف میزنند و با هیجان توضیح میدهند که «برنامه موفق شدنِ» استارتآپشان چیست؟ تیمها از مقطع دبیرستان تا کوچکترین تیم که مربوط به کلاس پنجم ابتدایی بود درباره «شکلدهی به یک فعالیت اقتصادی» حرف زدند. نکته جالب این بود که برخی از تیمها هدفشان از شکلدهی به یک بیزینس امری «فراتر از پول درآوردن» بود. یک تیم دغدغه محیطزیستی داشت و تیم دیگری دغدغه توسعه مهربانی در محلهها و فضاهای اجتماعی را داشت. اما همگی به نحوه مدیریت/کسب «پول» فکر کرده بودند. نکتهای که از دیروز برایم تکان دهنده بود اینکه تیم بچههای دبیرستانی کاملا «جدی» به چالشهای «موفقیت مالی» در بیزینس فکر کرده بودند. مثلا برنامه یکی از تیمها این بود که شرکتی به اسم «حاجی مِلون» راهاندازی کنند و با چند نوآوری در تولید و توزیع آبمیوههای متفاوت در منطقه بازار تهران، فعالیت اقتصادی موفقی را شکل دهند. در این مسیر، «واقعا» همفکری کرده بودند که چقدر هزینه و درآمد خواهند داشت. بحث را کاملا به شکل منطقی طرح میکردند و به پرسشهای چالشی داوران پاسخ میدادند. یکی دیگر از تیمها ایده کسب و کاری را مطرح کردند که لباسهای دست دوم مردم را خریداری کنند و ... 🔵 محور این برنامه که در هتل لاله تهران برگزار شد «توسعه مهارت» در نوجوانان ذکر شدهبود. اینکه بچهها از این سن به فکر کسب «مهارت» باشند و از همین سن به فکر این باشند که آیا میتوانم «در قالب کار گروهی» یک فعالیت اقتصادی در بازار ایران/منطقه داشته باشم؟ هر تیم موظف شدهبود که برای داوران و حضّار توضیح دهد که در مسیر اجرای ایده خود با چه «عدم قطعیت» هایی (Uncertainties) مواجه خواهدشد؟ و برای مدیریت آنها چه برنامهای دارد؟ زمانی که ارائه بچه ها تمام شد به دوست همراه گفتم: این ایران مگر متوقفشدنی است؟ این انرژی مگر مهارشدنی است؟ نسل زد و آلفا دیگر رؤیای کارمند شدن را در سر ندارند. آنها ترجیح میدهند بهجای Employee بودن، Employer باشند؛ ولی به این موضوع به شکل منطقی فکر میکنند و نه رؤیایی. با «عدد و رقم» حرف میزنند و نه با آرزواندیشی. نوجوانی که در این سن با تحلیل بازار، مدیریت مالی و پذیرش ریسک آشنا می شود، مسیر زیستاش به آسانی به بطالت نخواهد گذشت. به دنبال مدرک نخواهد رفت، بلکه به دنبال مهارت و کار تیمی خواهد رفت. این همان نسلی است که سیلیکونولی تهران را خواهد ساخت؛ چون که از نوجوانی با زبان عدد و رقم آشناست. با مفهوم کار گروهی آشناست. ▪️▪️▪️ 🔵در پایان مراسم همگی عکس یادگاری گرفتیم. در صحبت کوتاهی با بچهها گفتم: «زمانی که ما دانشجوی لیسانس (کارشناسی) بودیم درس مقاومت مصالح با کتاب پوپوف یکی از منابع اصلی ما بود. سالها بعد زمانی که به عنوان پژوهشگر مهمان در آزمایشگاه زلزله دانشگاه برکلی مشغول به کار شدم، رئیس مرکز تحقیقات زلزله، آقای پروفسور مسلم، گفت: سالها پیش، مرا مرحوم پوپوف در اینجا استخدام کرد و به من گفت: تو الان یک استادیار جوان در برکلی هستی، ولی آگاه/آماده باش که باید حدود هر 15 سال یکبار شُغلت را عوض کنی! (یعنی که باید آماده/پذیرای کار کردن روی «موضوعات جدید» باشی). پروفسور مسلم سپس گفت: ولی آنچه که در عمل برای من رخ داد این بود که هر 5 سال یکبار شغلم را عوض کردم! (از کار روی بحث پلهای بتنی شروع کردم ولی به Machine Learning رسیدم...) در دنیای امروز باید آماده باشیم که نه مانند پروفسور پوپوف و مسلم هر پانزده یا پنج سال یکبار، بلکه هر دو-سه سال یکبار در شغل خود، مهارت جدیدی را کسب کنیم. چیز جدیدی به بیزینس خود بیفزائیم... دیدن برق چشم بچهها جانفزا بود. ▪️▪️▪️ 📌پینوشت: سپاس از آکادمی نسل و جناب مهندس سلمان زرکوب و همکارانشان بابت برنامهریزی و اجرای این دوره مهارتی. با آرزوی بیشتر شدن این قبیل فعالیتها در میان نسل پویای امروز. https://t.me/solseghalam/2717 https://t.me/nasl_academy_channel
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
فردا در کنار نسل زد درباره کارآفرینی، تابآوری و تصمیمگیری در عدم قطعیت گفتگو خواهیم کرد. در این بوتکمپ، شرکتکنندگان مدیریت یک کسبوکار فرضی را بر عهده میگیرند، با یک بحران واقعی روبرو میشوند و با تکیه بر خلاقیت، کار تیمی و تفکر تحلیلی، مسیر عبور از آن را طراحی و ارائه میکنند. آینده تکنولوژی دنیا مبتنی بر دانش فنی صِرف نیست («فقط مهندس بودن» یا «فقط کدنویس بودن» شرط موفقیت نیست) بلکه شرکتهای موفق فنآوری را نسلی خواهد ساخت که بتواند در مواجههی شرکت با بحران، فرصت خلق کند. سپاس از جناب مهندس سلمان زرکوب و همکاران محترم آکادمی نسل برای طراحی و اجرای این برنامه. https://t.me/solseghalam
видео или голосовое, без подписи
✍️سکوت محض در سیلیکونولی محمدرضا اسلامی 🔵 سیزده شب زیربناهای جنوب ایران زیر بمباران بیرحمانه قرار گرفت. نیروی مهاجم به ایران به صراحت و روشنی گفت که در این حملات، تنها «اهداف نظامی» نیستند بلکه زیرساختهای حیاتی کشور هدف بمباران هستند. برج مراقبت فرودگاه چابهار، تأسیسات حملونقل، پلها، دکلهای مخابراتی و بخشهایی از زیرساختهایی که به مردم عادی خدمت میکنند، هدف قرار گرفتند ولی از ایرانیان مقیم سیلیکنولی صدایی برنخاست. دیدن چنین صحنههایی در جنوب کشور، برای هر ایرانی که اندکی احساس تعلق به این سرزمین داشته باشد، دردناک است. اما آنچه بیش از خود این حملات تکاندهنده بود، سکوت بخش قابل توجهی از ایرانیان فعال در حوزه تکنولوژی در سیلیکونولی بود؛ افرادی که در ماههای گذشته تقریباً هر روز درباره آینده سیاسی ایران، دموکراسی، آزادی و حمایت از رضا پهلوی (به شکلرگباری) محتوا تولید میکردند. با این حال، هنگامی که زیرساختهای کشورشان هدف حمله قرار گرفت، بسیاری از آنان حتی حاضر نشدند یک جمله ساده بنویسند: «حمله به زیرساختهای ایران محکوم است.» این سکوت، اتفاقی نیست. سکوت نیز یک موضع سیاسی است. ▪️دو پرسش از ایرانیان سیلیکونولی مطرح است: 🔴۱- نخستین پرسشی که این رفتار آنها ایجاد میکند، این است که آیا دغدغه اصلی این افراد واقعاً «ایران» است یا صرفاً تغییر «حکومت»؟ این دو، یکی نیستند. کسی که برای ایران فعالیت میکند، تخریب زیرساختهای کشور، آسیب دیدن مردم و ضربه خوردن به سرمایه ملی را، فارغ از اینکه چه حکومتی بر سر کار باشد، محکوم میکند. اما اگر همه حساسیتها فقط تا جایی ادامه داشته باشد که به «پروژه تغییر حکومت»بیندیشد، آنگاه باید پذیرفت که «اولویت او ایران نیست»؛ بلکه اولویت پروژه سیاسی مورد علاقهی فرد است. میتوان با حکومت یک کشور مخالف بود و در عین حال، حمله به زیرساختهای کشور را محکوم کرد. این دو هیچ تناقضی با یکدیگر ندارند. اتفاقاً وطندوستی دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند؛ آنجا که منافع ایران را از امر سیاسی تفکیک کنیم. 🔴۲- نکته دوم، مسئلهای است که شاید سالها درباره آن کمتر صحبت شده است: موفقیت در فناوری، لزوماً به معنای بلوغ سیاسی و اجتماعی نیست. بسیاری از ایرانیان موفق در سیلیکونولی، بدون تردید از برجستهترین متخصصان ریاضیات، مهندسی و علوم کامپیوتر هستند و دستاوردهای ارزشمندی دارند. اما تجربه این سالها نشان داده است که توانایی ساخت یک استارتاپ چند میلیون دلاری (یا طراحی پیچیدهترین سامانههای هوش مصنوعی)، الزاماً به معنای درک پیچیدگیهای تاریخی، اجتماعی و سیاسی سرزمین ایران نیست. در واقع، یکی از خطاهای رایج نخبگان فناوری، این تصور است که چون در حل مسائل مهندسی موفق بودهاند، پس میتوانند مسائل چندلایه یک جامعه نَود میلیونی را نیز با همان نگاه خطی و سادهانگارانه تحلیل کنند. زیستن در فضای گلخانهای باعث میشود تا افراد فراموش کنند که سیاست، الگوریتم نیست. جامعه، کد نرمافزار نیست. ایران، مسئلهای نیست که با چند نمودار، چند توییت یا چند شعار قابل حل باشد. اتفاقات اخیر این شکاف را آشکارتر از همیشه نشان داد. بسیاری از کسانی که ماهها خود را دلسوز ایران معرفی میکردند، در آزمونی بسیار ساده مردود شدند؛ آزمونی که حتی نیازمند هزینه دادن نبود. نه انتظار میرفت موضعِ پیچیدهای بگیرند و نه بیانیهای طولانی منتشر کنند. تنها انتظار این بود که حمله به زیرساختهای کشورشان را محکوم کنند. همین. اما سکوت کردند. و سکوت، همیشه بیطرفی نیست؛ گاهی بیانگر اولویتهای واقعی انسان است. چنین وانمود کردند که گویی ۱۳ شب بمباران زیرساخت جنوب امر مهمی نیست. ▪️▪️▪️ این روزها، بسیاری از چهرههای فعال ایرانی در حوزه فناوری، ناخواسته برای خود کارنامهای به جا گذاشتند؛ کارنامهای که نشان میدهد میان شعارهای وطندوستانه و واکنش در لحظات حساس، فاصلهای جدی وجود دارد. اعتماد عمومی نه با هشتگ ساخته میشود، نه با ویدئوهای پرمخاطب و نه با دنبالکنندههای شبکههای اجتماعی. اعتماد، در لحظهای ساخته میشود که منافع سرزمین و تمدن ایران، بدون هیچ قید و شرط سیاسی، بر هر ملاحظه دیگری مقدم شمرده شود. شاید سالها بعد، کسی تعداد توییتها، لایکها یا مصاحبههای این افراد را به خاطر نیاورد؛ اما «غیبت صغری» و سکوتشان در روزهایی که زیرساختهای جنوب ایران بیرحمانه هدف حمله قرار گرفت، در حافظه بسیاری از ایرانیان باقی خواهد ماند. https://t.me/solseghalam/2712
من مدتی در غیبت صغری بودم دلیل: Claude code (این شد دلیل)
یک سکوت کامل و عجیب سنتکام پس از ۱۳ شب پیاپی بیانیهای برای حمله به جنوب صادر نکرد 📌رویترز: برای اولین بار در دو هفته گذشته، ارتش ایالات متحده، دور جدیدی از حملات روزانه علیه ایران را اعلام نکرد. - - - - این شرایط مشکوک است. آیا برنامه عوض شده و در تدارک حمله متفاوت با ۱۳ شب گذشته هستند؟ #پست_موقت