tgindex
مرکز تجربه زندگی

مرکز تجربه زندگی

Статистика

https://tajrobeh.life

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
4
Всего постов
38
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Психология (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
9 815
+205 за 3 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 368
37 постов
Вовлечённость
13,9%
к подписчикам
Постов в день
0,6
всего 38
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
771
1/48двое суток
883
1/72трое суток
952

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 14 авг.4731018

    #پیشنهاد_فیلم Manchester by the Sea (2016) : کارگردان: کنت لونرگان کشور سازنده: آمریکا سال تولید: 2016 امتیاز IMDb: 7.8/10 امتیاز Rotten Tomatoes: 96% خلاصه داستان: لی چندلر، مردی گوشه‌گیر و زخم‌خورده، پس از مرگ برادرش ناچار می‌شود از برادرزاده‌ی نوجوانش مراقبت کند. بازگشت او به شهر ساحلی منچستر، او را دوباره با گذشته‌ای دردناک و سوگی حل‌نشده روبه‌رو می‌کند. این فیلم روایتِ مواجهه با سوگِ حل‌نشده و ناتوانیِ روان در عبور از فقدان است. لی در ظاهر خاموش و مقاوم است، اما در عمق، زیر بارِ گناه و غمِ فروخورده زندگی می‌کند. فیلم به‌زیبایی نشان می‌دهد که بعضی زخم‌ها التیام پیدا نمی‌کنند، بلکه فقط شکلِ زندگیِ ما را عوض می‌کنند. از این منظر، این فیلم بیش از آن‌که درباره‌ی بازسازی باشد، درباره‌ی زیستن با فقدان است.

  • آیا روان‌کاوی می‌تواند رانه‌ی مرگ را از بین ببرد؟ یکی از سوءبرداشت‌های رایج درباره‌ی روان‌کاوی این است که اگر تحلیل به اندازه‌ی کافی عمیق یا طولانی باشد، نیروهای ویرانگر روان باید به‌طور کامل از بین بروند. اما چنین برداشتی با مبانی نظری روان‌کاوی هم‌خوان نیست. فروید در ورای اصل لذت (۱۹۲۰)، با طرح مفهوم «اجبار به تکرار»، نشان داد که همه‌ی کنش‌های روانی را نمی‌توان تنها با اصل لذت توضیح داد. او در کنار رانه‌های زندگی (Eros)، از رانه‌ی مرگ (Thanatos) سخن گفت؛ مفهومی که نه صرفاً به معنای «میل به مردن»، بلکه به گرایش روان به کاهش تنش، گسستن پیوندها و تکرار الگوهای ویرانگر اشاره دارد. این مفهوم در ادامه‌ی سنت روان‌کاوی نیز بسط یافت. برای مثال، ملانی کلاین آن را با اضطراب‌های آغازین و پرخاشگری پیوند داد و آندره گرین نشان داد که ویرانگری همیشه آشکار نیست؛ گاهی به شکل تهی‌شدگی، گسست از ابژه‌ها یا کاهش سرزندگی روانی تجربه می‌شود. در سنت کلاسیک و بسیاری از رویکردهای روان‌کاوی، هدف درمان حذف رانه‌ی مرگ یا از میان بردن کامل نیروهای ویرانگر نیست، بلکه گسترش ظرفیت نمادپردازی، افزایش توانایی اندیشیدن به تجربه‌های هیجانی، تحمل تعارض و کاهش غلبه‌ی عمل‌ورزی(Acting Out) به نفع بازنمایی و تفکر است. از این منظر، موفقیت یک درمان تحلیلی را نمی‌توان صرفاً با وقوع یا عدم وقوع یک رویداد بیرونی سنجید. تغییر تحلیلی بیش از آنکه به حذف تعارض‌ها مربوط باشد، به دگرگونی رابطه‌ی فرد با امیال، تعارض‌ها، ابژه‌های درونی و شیوه‌ی مواجهه‌اش با رنج مربوط است. شاید مهم‌ترین نکته همین باشد: روان‌کاوی وعده‌ی حذف رنج یا تراژدیِ وضعیت انسانی را نمی‌دهد؛ بلکه می‌کوشد ظرفیت انسان را برای اندیشیدن، معنا دادن و زیستن در دل این پیچیدگی افزایش دهد. @tajrobeh_life🍓

  • 12 авг.9611624

    روانکاوی و انتخاب در نگاه روانکاوی، انتخاب توهمی شیرین است. ما خیال می کنیم آزادانه تصمیم می گیریم، درحالی که ناخودآگاه پیش از ما انتخاب کرده است. خواسته های سرکوب شده، عقده های حل نشده و الگوهای تکراری، دست ما را در انتخاب های مان می بندند. مثلاکسی که پیوسته عشق های نافرجام برمی گزیند، گویی ناخودآگاه تنبیهی کهن را تکرار می کند. یا کسی که از ترس موفقیت، موقعیت های عالی را رها می کند. این ها انتخاب نیستند؛ تکرارند. اما روانکاوی راه رهایی هم نشان می دهد: آگاهی. وقتی ریشه های ناخودآگاه انتخاب هایمان را بشناسیم، دیگر اسیر تکرار نمی شویم. انتخاب حقیقی جایی متولد می شود که تاریکی ناخودآگاه را روشن کنیم. آنگاه میان واکنش کور و پاسخ آگاهانه، فرق می گذاریم. انتخاب واقعی یعنی زیستن سرنوشت محتوم، اما با چشمانی باز. اما این آگاهی چگونه حاصل می شود؟ از مسیر تحلیل رویاها، لغزش های زبانی، و مهم تر از همه، رابطه انتقالی با درمانگر. در اتاق درمان، بیمار ناخودآگاه تجربه زیسته ی قدیمی رابطه ای خود را با درمانگر بازمی آفریند؛ و اینجا نقطه عطف است. درمانگر به جای واکنش تکراری، تفسیر می کند و این تفسیر، آینه ای می شود که بیمار سرانجام می تواند چهره پنهان خود را در آن ببیند. تضاد تراژیک انتخاب از سوی دیگر، روانکاوی به ما می آموزد که انتخاب همواره با دلهره فقدان همراه است. هر «بله» به یک مسیر، «نه»یی است به هزاران امکان دیگر. ما در ازای امنیت ناشی از انتخاب، آزادی مطلق را از دست می دهیم. انتخاب اصیل، آن است که از «لذت تکراری» (همان لذتی که اسیرمان می کند) دست بکشیم و به سوی «لذتی دیگر» گام برداریم، هرچند ناشناخته و همراه با اضطراب. در نگاه روانکاوی فرد میان خواست ناخودآگاه و خواست خودآگاه، میان میل به تکرار و میل به تغییر، در نوسان است. انتخاب واقعی، در این منازعه درونی معنا پیدا می کند. نه انتخاب کامل و بی خدشه، بلکه انتخاب توأم با پذیرش نقص و جهل خویش. «من» انتخاب نمی کند؛ «من» انتخاب شدن را تجربه می کند، و سپس می کوشد تا روایتی از آن انتخاب برای خویش بسازد. و همین روایت سازی است که به زندگی معنا می بخشد. پس شاید انتخاب، در عمیق ترین لایه خود، چیزی نیست جز داستانی که هرکس از سرنوشت ناخودآگاه خویش می سازد، تا از بازیگری منفعل به نویسندگی فعال بدل شود.

  • The Dream and the Underworld این کتاب شاید رادیکال‌ترین مواجهه با نظریه فروید باشد. هیلمن معتقد است بزرگ‌ترین خطای سنت فرویدی این است که می‌خواهد هر تصویر رؤیا را به معنایی پنهان ترجمه کند. از نظر او، این کار غنای تصویر را از بین می‌برد. او پیشنهاد می‌کند: بپرسیم «این تصویر چه جهانی را پیش روی ما می‌گشاید؟» در نتیجه، رؤیا دیگر «رمزی برای حل کردن» نیست؛ بلکه فضایی است که باید در آن ماند و با تصاویرش زندگی کرد. این رویکرد به سنت یونگی و روان‌شناسی کهن‌الگویی نزدیک‌تر است و با مدل فرویدی فاصله دارد. https://archive.org/details/dreamunderworld00hill

  • 10 авг.1 0231423

    🎼The Unanswered Question در تمام قطعه، ترومپت یک سؤال کوتاه را بارها تکرار می‌کند؛ در مقابل، سازهای دیگر هر بار پاسخی آشفته‌تر و بی‌نظم‌تر می‌دهند، تا سرانجام سکوت باقی می‌ماند. انگار انسان بارها از جهان می‌پرسد «معنای زندگی چیست؟» و جهان تنها با ابهام پاسخ می‌دهد.

  • 10 авг.1 0782313

    خواب بوده ایم و بسیار در خواب حرف زده ایم و بسیار در خواب راه رفته ایم خواب دیده ایم و بی شمار ترسیده ایم از افتادن ناگهان به بیداری. یاور مهدی پور

  • 9 авг.1 1884436

    به رفوگران بگویید زِ رفو گذشت این دل چه رفو کنم دلی را که هزار پاره دارد... راحم تبریزی

  • 9 авг.1 2631216

    #پیشنهاد_مطالعه 📚 زایش تراژدی 🖋️ فریدریش نیچه چرا انسان، رنج را فقط تحمل نمی‌کند؛ آن را به شعر، اسطوره و نمایش تبدیل می‌کند؟ اگر هنر فقط برای سرگرمی بود، شاید تراژدی هیچ‌وقت متولد نمی‌شد. اما انسان، از همان آغاز، راهی پیدا کرد تا به جای فرار از رنج، آن را روایت کند. نیچه در «زایش تراژدی» از دلِ نمایش‌های یونان باستان، پرسشی را دنبال می‌کند که هنوز تازه است: چرا بعضی حقیقت‌ها را فقط از راه هنر می‌توان دید؟ او با مفهوم آپولونی و دیونیزوسی نشان می‌دهد که انسان فقط با عقل زندگی نمی‌کند؛ شور، خیال و اسطوره نیز بخشی از تجربه‌ی او هستند. شاید به همین دلیل، این کتاب هنوز فقط به فلسفه تعلق ندارد. ردّ ایده‌هایش را می‌توان در ادبیات، هنر و روانکاوی دنبال کرد؛ جایی که رؤیا و روایت، راه‌هایی برای فهمِ روان انسان می‌شوند. اگر قرار است روزی فروید را بخوانیم، شاید بد نباشد پیش از آن، کمی کنار نیچه بنشینیم؛ جایی که تراژدی، فقط یک ژانر ادبی نیست، بلکه راهی برای اندیشیدن به انسان است. تهیه کتاب • نسخه الکترونیکی و مطالعه‌ی نمونه: طاقچه https://taaghche.com/book/133713

  • 9 авг.1 1164522

    همیشه درباره آدم‌هایی که عاشقشان هستیم دو بار خودمان را فریب می‌دهیم ابتدا برای مزیت‌هایشان، سپس برای نقصهایشان. 📚#سوءتفاهم ✍️#آلبر_کامو

  • 8 авг.1 19644

    Dreaming by the Book: Freud's The Interpretation of Dreams and the History of the Psychoanalytic Movement Dreaming by the Book صرفاً شرحی بر The Interpretation of Dreams نیست؛ بلکه روایتی جذاب از تولد یکی از تأثیرگذارترین کتاب‌های تاریخ اندیشه است. نویسندگان با تکیه بر دست‌نوشته‌ها، نامه‌های شخصی، نسخه‌های اولیه و اسناد تاریخی، نشان می‌دهند که چگونه فروید نظریه رؤیا را شکل داد، کتاب را بارها بازنویسی کرد و از خلال آن بنیان‌های روان‌کاوی را بنا نهاد. این اثر، تعبیر رؤیا را نه به‌عنوان یک متن ثابت، بلکه به‌مثابه پروژه‌ای زنده و در حال تحول بازخوانی می‌کند؛ پروژه‌ای که هر ویرایش آن، بازتابی از دگرگونی اندیشه فروید و شکل‌گیری تدریجی جنبش روان‌کاوی است. از این رو، کتاب نه‌تنها برای علاقه‌مندان به رؤیا، بلکه برای هر پژوهشگری که می‌خواهد فرایند تولد یک نظریه بزرگ را از نزدیک دنبال کند، اثری خواندنی و الهام‌بخش است. @tajrobeh_life🍓

  • 8 авг.1 1763542

    هرکس آنچه خودش است، در تو می بیند؛ پس نگاه دیگری چه ارزشی دارد؟ هرکسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من مولانا با این دو بیت، پرده از یک حقیقت روانکاوانه برمی دارد که تا قرن ها بعد، فروید نام «فرافکنی» بر آن گذاشت: ما هرگز دیگری را آن گونه که هست نمی بینیم؛ بلکه او را آنگونه می بینیم که خودمان هستیم. عاشق، تو را معشوق خود می بیند، نه به خاطر تو، که به خاطر عطش خودش. مرید، تو را پیر مراد می بیند، نه به خاطر کمال تو، که به خاطر نیاز خودش به راهنما. دشمن، تو را تهدید می بیند، نه به خاطر خطری که داری، که به خاطر ترس های درون خودش. و تو در میان این همه نگاه، تنهاترین تنهایی: مورد علاقه ای، اما دیده نمی شوی. ستایش می شوی، اما شناخته نمی شوی. همیشه در کانون نگاه ها هستی، اما هیچکس به درون تو راه نیافته است. حالا سؤال اینجاست: اگر نگاه دیگری صرفا بازتاب خود اوست، پس اصلا نگاه دیگری چه اهمیتی دارد؟ پاسخ در دو لایه نهفته است: لایه اول ـ نگاه دیگری، آینه ای است برای خودت اگر دیگری فقط خودش را در تو می بیند، تو هم می توانی از همین نگاه، خودت را بهتر بشناسی. واکنش دیگران به تو، نقشه راه ناهشیار خود توست: کسی که تو را تحسین می کند، نشان می دهد چه نیازی در او سرکوب شده. کسی که تو را تخریب می کند، نشان می دهد چه زخمی درون خودش دارد که التیام نیافته. پس نگاه دیگری، هرچند درباره تو نیست، اما درباره جهان درونی اوست؛ و جهان درونی او، بخشی از جهان درونی تو نیز هست، چون ما همه در یک دریای ناهشیار شناوریم. لایه دوم ـ اهمیت نگاه، به خود تو برمی گردد اگر بدانی که دیگری نمی تواند عمق تو را ببیند، دیگر تشنه تایید او نمی شوی. از آن لحظه، نگاه دیگری برایت نه مایه غرور می شود، نه مایه سرخوردگی. بلکه به ابزاری برای آزادی تو تبدیل می شود: آزادی از وابستگی به قضاوت، آزادی از ترس از طرد، آزادی از این توهم که «با دیده شدن من، من کامل می شوم». پس اهمیت نگاه دیگری در همین است: نه برای آنکه تعیین کند تو کیستی، بلکه برای آنکه به تو نشان دهد دیگران چه کسانی اند، و تو چقدر از آنان جدا هستی، و در عین حال، چقدر به آنان وابسته ای تا خودت را در آینه نگاهشان بازشناسی کنی. رهایی، وقتی است که بدانی: هر کسی از ظن خود شد یارتو، اما تو، از درون خودت، اسرار خودت را جستجو کنی. و آنگاه، دیگر نه در پی نگاه کسی، که در پی نگاه خودت به خودت خواهی بود. 🌱 برای امروز: امروز وقتی کسی به تو نگاه کرد، از خودت بپرس: «او چه چیزی از خودش را در من می بیند؟» و بعد، بپرس: «من چه چیزی از خودم را در او می بینم؟» این بازی آینه ها را دریاب، تا از اسارت نگاه ها رهایی یابی. @tajrobeh_life🍓

  • 8 авг.98514из golpostal

    без подписи

  • 6 авг.1 5241159

    #پیشنهاد_فیلم معرفی کلی سریال دکالوگ (ده‌فرمان) دکالوگ شاهکاری ده‌قسمتی ساخته‌ی کارگردان مشهور لهستانی، کریستوف کیشلوفسکی است. این مجموعه با الهام از ده فرمان کتاب مقدس نوشته شده و به نوعی بازخوانی عمیق اخلاقی، روان‌شناختی و اجتماعی آن‌ها است. هر قسمت یک ساعته به یکی از فرمان‌ها اختصاص دارد و در پس‌زمینه‌ی لهستان کمونیستی رخ می‌دهد. زندگی، ایمان، عقلانیت، عشق، مرگ، حسادت، دروغ، اعتماد، و از جمله مضامینی هستند که کیشلوفسکی به آن‌ها در عمقی روان‌کاوانه می‌پرازد. این مجموعه نه تنها یکی از بهترین آثار تلویزیونی تاریخ محسوب می‌شود، بلکه بسیاری آن را در سطح بهترین فیلم‌های سینمایی قرار می‌دهند. استنلی کوبریک از آن به عنوان نمونه‌ای برجسته از دراماتیزه کردن ایده‌های پیچیده یاد کرده است. دکالوگ تصویری دقیق و تأثیرگذار از جامعهٔ لهستان در آستانهٔ تغییرات بزرگ ارائه می‌دهد، اما موضوعاتش و شیوه‌ی پرداخت او فراتر از زمان و مکان هستند.

  • 5 авг.1 5751444

    «چه نیازی به کلمات است، وقتی صدا می‌تواند همه‌چیز را بهتر بیان کند؟» شاید به همین دلیل، «ووکالیز» شبیه اندوهی است که هنوز نامی برای آن پیدا نکرده‌ایم؛ احساسی که پیش از تبدیل شدن به زبان، در جایی عمیق‌تر از کلمات زندگی می‌کند.

  • 4 авг.1 9723724

    عشق، این نیست که دو نفر به هم خیره شوند، بلکه آن است که هر یک به تنهایی در برابر سکوت خویش بایستد. 📚#نامه‌های_یک_شاعر_جوان ✍️#راینر_ماریا_ریلکه

  • 3 авг.2 2275348

    چرا بعضی افراد همیشه می‌خواهند شریک زندگی‌شان را «نجات دهند»؟ گاهی انتخاب‌های عاطفی ما فقط به ویژگی‌های طرف مقابل مربوط نیست؛ بلکه ریشه در نقش‌هایی دارد که سال‌ها پیش در خانواده یاد گرفته‌ایم. کودکی را تصور کنید که در خانه مدام تلاش می‌کند تنش‌ها را کم کند، حال مادر یا پدر را بهتر کند یا بار مشکلات خانواده را به دوش بکشد. او کم‌کم این پیام را دریافت می‌کند که «ارزشمند بودن یعنی به درد دیگران خوردن.» اگر این الگو تا بزرگسالی ادامه پیدا کند، ممکن است فرد ناخودآگاه جذب کسانی شود که همیشه مشکلی برای حل کردن دارند؛ کسی که باید تغییر کند، نجات پیدا کند یا روی پای خودش بایستد. در چنین رابطه‌ای، عشق با احساس مسئولیت افراطی، فداکاری و تحمل اشتباه گرفته می‌شود. اما رابطه‌ی سالم قرار نیست پروژه‌ای برای نجات یک نفر باشد. رابطه‌ی سالم جایی است که هر دو نفر مسئول زندگی خود باشند، از یکدیگر حمایت کنند، اما بار زندگی همدیگر را به دوش نکشند. گاهی مهم‌ترین قدم در درمان، این است که از خودمان بپرسیم: «اگر قرار نباشد کسی را نجات بدهم، آیا هنوز خودم را دوست‌داشتنی و ارزشمند می‌دانم؟»

  • 2 авг.1 9663817

    خیلی از مردم وقتی ببینند چیزی دارند که مورد علاقه فرد دیگری است، آن چیز ناگهان برایشان عزیز می‌شود! چیزی که یک لحظه دیگر ممکن است آن را دور بیندازند برایشــان مهـم و قیمتی می‌شــود. زیرا یک نفر دیگر مشتاق داشتن آن است و می‌خواهد از آن استفاده کند..! 📚#قطار_به_موقع_رسید ✍️#هاینریش_بل

  • 1 авг.2 2001318

    #پیشنهاد_مطالعه 📚 فراسوی نیک و بد 🖋️ فریدریش نیچه از دلِ شعر، جنون را دیدیم؛ در زبان، لایه‌های پنهان معنا را جست‌وجو کردیم و با روایت، به حافظه‌ی انسان نزدیک شدیم. اما شاید پیش از همه‌ی این‌ها، باید از خودِ «قطعیت» فاصله گرفت. اگر آنچه حقیقت می‌نامیم، بیش از آنکه کشف شود، ساخته شده باشد، چه بر سرِ یقین‌های ما می‌آید؟ «فراسوی نیک و بد» از آن کتاب‌هایی نیست که بخواهد جهان را برای خواننده توضیح دهد؛ بلکه آرام‌آرام زمینِ زیرِ بدیهی‌ترین باورها را سست می‌کند. نیچه با پرسش‌هایی روبه‌رویمان می‌کند که هنوز آسوده‌مان نمی‌گذارند: اخلاق از کجا می‌آید؟ حقیقت را چه کسی تعریف می‌کند؟ و آیا آنچه «انتخاب» می‌نامیم، همیشه از آگاهی ما سرچشمه می‌گیرد؟ شاید به همین دلیل، این کتاب فقط به فلسفه تعلق ندارد. ردّ پرسش‌هایش را می‌توان در مسیرهایی دید که بعدها به روانکاوی، هرمنوتیک و اندیشه‌ی معاصر راه یافتند. گاهی یک کتاب، پاسخِ زمانه‌ی خود نیست؛ پرسشِ زمانه‌های بعد است. تهیه کتاب • نسخه الکترونیکی و مطالعه‌ی نمونه: فراسوی نیک و بد (ترجمه داریوش آشوری) در طاقچه @tajrobeh_life🍓

  • 1 авг.1 7122733

    انتخاب ابژه از نگاه فروید؛ چرا به یک شخص خاص دلبسته می‌شویم؟ در روان‌کاوی فرویدی، «ابژه» تنها شریک عاطفی نیست؛ هر شخص یا چیزی که لیبیدوی فرد به سوی آن معطوف شود، ابژه نامیده می‌شود. از این رو، انتخاب ابژه به این پرسش می‌پردازد که چرا انسان به یک شخص خاص دلبسته می‌شود. فروید معتقد بود انتخاب ابژه تنها به ویژگی‌های فرد مقابل وابسته نیست، بلکه تاریخچه‌ی رشد روانی و مسیر سرمایه‌گذاری لیبیدو نیز در آن نقش دارند. او دو شیوه‌ی اصلی برای انتخاب ابژه توصیف می‌کند: ۱. انتخاب ابژه‌ی اتکایی (Attachment) در این شیوه، فرد ناخودآگاه به کسانی گرایش پیدا می‌کند که یادآور مراقبان نخستین او هستند؛ افرادی که در کودکی نیازهای اساسی او را برآورده کرده‌اند. ۲. انتخاب ابژه‌ی خودشیفته (Narcissistic) در این شیوه، فرد ممکن است کسی را انتخاب کند که شبیه خود اوست، زمانی خود او بوده، آرزو دارد مانند او باشد یا بخشی از خود او محسوب می‌شود؛ مانند فرزند. البته این دو شیوه مرزهای کاملاً جداگانه‌ای ندارند و ممکن است هر دو در انتخاب‌های یک فرد نقش داشته باشند. از نگاه فروید، برای فهم یک دلبستگی، تنها شناخت ویژگی‌های فرد مقابل کافی نیست؛ بلکه باید پرسید: این شخص در تاریخچه‌ی روانی و سرمایه‌گذاری لیبیدویی فرد، چه جایگاهی پیدا کرده است؟ @Tajrobeh_life🍓

  • 29 июл.1 967612

    مدرسه تجربه زندگی پس از یک سال، بار دیگر ثبت‌نام دوره «تجربه بالینی» را آغاز کرده است. اگر به یادگیری روانکاوی به‌صورت جدی و مبتنی بر تجربه بالینی علاقه‌مند هستید، این دوره فرصتی است برای آشنایی عمیق‌تر با مفاهیم روانکاوی، فهم فرایند درمان و مواجهه با مسائل بالینی در کنار یک مسیر آموزشی ساختارمند. پس از یک سال وقفه، ظرفیت جدید این دوره در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته و ثبت‌نام از امروز آغاز شده است. ✨ تا پایان این هفته، ثبت‌نام دوره با ۳۰٪ تخفیف ویژه انجام می‌شود. برای ثبت‌نام ، از طریق لینک زیر اقدام کنید: https://survey.porsline.ir/s/EFpaYiVV