tgindex
ترجمان علوم انسانى

ترجمان علوم انسانى

Статистика
@tarjomaanwebСкидкиперсидский

📌 ترجمۀ متون برگزیدۀ علوم‌انسانی 📕 با تخفیف، مشترک فصلنامه شوید: https://B2n.ir/bp3486 🔗 اینستاگرام: goo.gl/Dfcpf6 🔗 توئیتر: goo.gl/8uecQd 🔗 بله: goo.gl/ZciVZ6 📮 ارتباط با ما: @Tarjomaaan

Последний пост
11 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Скидки
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
42 620
−6 за 4 дн.
Сутки
−3
−0,01%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
6 063
21 постов
Вовлечённость
14,2%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 21
Упоминаний
50
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
2 160
1/48двое суток
2 475
1/72трое суток
2 669

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 11 авг.2 57043

    . 🎯 کسی وقت ندارد، اما همه محتاج دانستن‌اند؛ بهتر است «لید» را احیا کنیم 🔴 بیست‌سال پیش، که اینترنت در حال گسترش عمومی بود، خیلی‌ها خوش‌بین‌ بودند که دوران بی‌سابقه‌ای از آگاهی و تساهل و انسان‌دوستی در راه است. حالا آن خوش‌بینی‌ها دود شده و به هوا رفته‌اند. جهان درگیر چنان بحران‌هایی است که برخی محققان حتی انقراضِ قریب‌الوقوع بشر را دور از ذهن نمی‌دانند. 🔴 آدام توز، مورخ بزرگ آمریکایی-انگلیسی، می‌گوید ما واردِ دورۀ «بحران‌های چندگانه» شده‌ایم. دوره‌ای که شاخصۀ آن پیچیدگی و در هم تنیدگیِ فزایندۀ مسائل است. در عصر بحران‌های چندگانه کافی نیست که فقط یک چیز بدانید، هر چند این دانش بسیار دقیق باشد. 🔴 بلکه لازم است علاوه بر تخصص، چیزهای بسیاری بدانید، تا در بافتی از دانش قرار بگیرید که به شما اجازه دهد ارتباط موضوعات با همدیگر را درک کنید و از انواع و اقسام دام‌های ظریفی بپرهیزید که شبکه‌های اجتماعی و بنگاه‌های خبری پیش پای شما پهن می‌کنند. 🔴 ضرورتِ دانستنِ چیزهای بسیار در عصرِ بحران‌های چندگانه است که «انتخاب رسانۀ قابل‌اعتماد» را به مسئله‌ای تبدیل کرده است که می‌ارزد وقت و هزینۀ کافی برای آن صرف کنیم. «لید» خدمت رسانه‌ای جدید ترجمان، تلاشی است برای ارائۀ بسته‌های کوچکی از دانستنی‌های ضروری در قالب ویدئو. 🔴فلسفۀ «لید» از تاریخِ نامش الهام می‌گیرد. در قرن نوزدهم، اختراع تلگراف نوید انقلابی عظیم را در روزنامه‌نگاری می‌داد. اما مشکلاتی جدی وجود داشت: هزینۀ ارسال پیام با این تکنولوژی جدید بسیار بالا بود و خطوط ارتباطی هر لحظه ممکن بود قطع شود. 🔴 روزنامه‌نگاران برای فائق‌آمدن بر این مشکلات دست به ابتکار تازه‌ای زدند. آن‌ها اخبار را در کوتاه‌ترین حالت ممکن و با اولویت‌دادن به مهم‌ترین اتفاقات ارسال می‌کردند تا اگر خط‌ها قطع شد، اصلی‌ترین بخش‌های پیام‌ منتقل شده باشد. نام این روش را «لید» نوشتن گذاشتند. 🔴 در «عصر حواس‌پرتی» که هیچکس وقت ندارد، اما همه نیاز به دانستن دارند، ترجمان تصمیم گرفته است «لید» را به سبکی جدید احیا کند. لیدهای ترجمان در قالب ویدئوهایی کوتاه ارائه می‌شود که عصارۀ گزارش‌های ژورنالیستیِ مهم در مطبوعات معتبر جهانی یا کتاب‌های تازه را در قالبی فشرده ارائه می‌کند. 🔴متن‌های لید با وسواس ترجمه، خلاصه‌سازی، بازنویسی و ویرایش می‌شوند و تمرکز آن‌ها، عمدتاً بر کلان‌حوزه‌های جامعه، سیاست و فرهنگ خواهد بود. محتوای لید مستقل از محتوای مجله، سایت و شبکه‌های اجتماعی ترجمان است و آن را باید به‌مثابۀ محصولی مستقل در نظر گرفت. 📌 لید را بینید، دنبال کنید و به دوستان خودتان معرفی نمایید. 🔗https://B2n.ir/zn3120 @tarjomaanweb

  • 11 авг.2 30112

    @tarjomaanweb 👇

  • 9 авг.3 34059

    . 🎯 کسی وقت ندارد، اما همه محتاج دانستن‌اند؛ بهتر است «لید» را احیا کنیم 📌 «لید» برش‌هایی کوتاه از متن‌های بلند است، سرنخ‌هایی حیاتی برای فهم آنچه در جامعه، سیاست و فرهنگ می‌گذرد، زاویه‌هایی که در ازدحام خبرها و تحلیل‌ها گم شده‌اند، اما سمت‌وسوی فکر و نگاه ما را تغییر می‌دهند. لید مسیری جدید در کنار مجله، سایت و شبکه‌های اجتماعی ترجمان دارد. قالب، انتخاب موضوع و منطق روایت خود را دارد، هرچند در حساسیت به ایده‌های مهم، انتخاب مسئله‌های معنادار و جست‌وجوی زاویه‌های کمتر دیده‌شده، از همان جهان فکری می‌آید. هر قسمت از لید، ویدئویی کوتاه است که از دل گزارش ژورنالیستی معتبر یا برشی از کتابی تازه در حوزۀ علوم انسانی بیرون آمده است. مثل همیشه، متن‌ها با وسواس بررسی و بازنویسی شده‌اند تا صرفاً نسخۀ خلاصه نباشند، بلکه ما را به مسائل معاصرمان پیوند دهند و نشان دهند به چه چیزی باید توجه کرد. 🎬 تدوینگر: علی حاجی سالم 🎤 گوینده: رضا مداح © کاری از ترجمان علوم انسانی 🔗 لید را ببینید، دنبال کنید و به دوستانتان معرفی کنید. لید | در جست‌وجوی نقشه‌های ذهنی @tarjomaanweb

  • 8 авг.4 12591

    — به نمایشگرتان دست نزنید 🎯 شما حواس‌پرت نیستید، حواستان را پرت کرده‌اند! 🔴 همه با نگرانی می‌گویند که «مرگ کتابخوانی» فرارسیده است. نمایشگرها در حال نابودکردن دستاوردهای تمدن‌اند و باید به «جامعۀ پساسواد» خوشامد بگوییم. اما کارلو لاکونو، کتابدار دانشگاهی در استرالیا، که هر روز شاهد بود چطور جوانان در تالارهای کتابخانه ساعت‌ها در کتابها غرق می‌شوند، نمی‌توانست به آسانی این روایتِ ساده را قبول کند. بله، آمارها می‌گویند دیگر مردم به اندازۀ سابق کتاب نمی‌خوانند، اما چیزهای بسیاری هم هست که نمی‌گویند. لاکونو فکر می‌کرد مسئله باید چیز دیگری باشد. 🔴 موضع کسانی که معتقدند جامعه رو به انحطاط می‌رود چون کتابخوانی کم شده، بر خطایی مقوله‌ای استوار است: آن‌ها «فرهنگ نمایشگرها» را پدیده‌ای واحد با تأثیر یکسان بر همه تلقی می‌کنند. 🔴 آدم‌ها هم با نمایشگرها معتاد شبکه‌اجتماعی و نفرت‌پراکنی می‌شوند، هم به حجم بی‌سابقه‌ای از کتاب و مقاله و اطلاعات علمی دسترسی پیدا می‌کنند. پش شاید مشکل نه نمایشگر، که الگوریتم‌ها باشد. گلوریا مارک از دانشگاه کالیفرنیا دو دهه دربارۀ توان تمرکز افراد بر نمایشگرها تحقیق کرده است. مردم در سال ۲۰۰۴ به‌طور متوسط دو دقیقه و نیم روی نمایشگرها تمرکز می‌کردند؛ سال ۲۰۱۶ این عدد به ۴۷ ثانیه رسید. اما این حواس‌پرتی بیشتر با الگوهای طراحی خاص ارتباط دارند تا نمایشگرها: اعلان‌ها، برنامه‌های پاداش‌دهی متغیر، و اسکرولِ بی‌پایان. 🔴 در واقع، نمایشگرها به‌خودی‌خود موجب ازبین‌رفتن تمرکز نمی‌شوند، بلکه پلتفرم‌های رایج امروزی طوری ساخته شده‌اند که برای کسب درآمد از تبلیغاتْ تمرکز مردم را به هم بزنند. 🔴 جالب اینجاست که وقتی ناگهان کتاب در دسترس عموم قرار گرفت، «ترس از خواندن» هم رایج بود، چیزی مثل ترس از نمایشگرهای امروز. امی اُربنِ روان‌شناس می‌گوید: ابتدا همۀ نسل‌ها می‌ترسند رسانه‌های جدید جوانانشان را فاسد کنند، بعد سیاستمداران از این ترس‌ها سوءاستفاده می‌کنند تا حواس‌ها را از معضلاتی چون نابرابری منحرف کنند، سپس با تأخیری طولانی تحقیقاتی آغاز می‌شوند، و تا بخواهند نشان دهند سود و زیان رسانه‌ها بستگی به طرز استفاده از آن‌ها‌ دارد، فناوری جدیدی ظهور می‌کند و این «چرخۀ سیزیف‌وار» دوباره شروع می‌شود. 🔴 اگر معضل خودِ نمایشگرها بودند، مجبور بودیم به کتاب برگردیم. ولی اگر مشکل از الگوریتم‌ها باشد، باید به مداخلات قانونی و نظارتی رو بیاوریم. زیرا همان نمایشگرهایی که تمرکز را به هم می‌زنند می‌توانند موجب افزایش آن هم شوند. 🔴 ایرادی ندارد اگر مردم رمان نمی‌خوانند. آن‌ها به محیطی که ما ساخته‌ایم خو گرفته‌اند. ما جهانی ساخته‌ایم که از حواس‌پرتی سود می‌برد، ولی افراد حواس‌پرت را بیمار فرض می‌کنیم. ما پسا-باسواد نشده‌ایم، پسا-تک‌بُعدی شده‌ایم. آنچه در موضع انحطاط‌گرایان بیش از هر چیز آزاردهنده است نتیجه‌گیری آن‌هاست. آن‌ها تبهکاران را می‌شناسند -شرکت‌های فناوری که عمداً تلاش می‌کنند آگاهی افراد را از بین ببرند- ولی بعد تسلیم می‌شوند و می‌گویند «دیگر هیچ‌چیز مثل قبل نمی‌شود. به جامعۀ پسا-سواد خوش آمدید». لاکونو این استدلال را نادرست می‌داند. 🔴 او می‌نویسد: « ضعف ما در تمرکز شکست اخلاقی نیست، مشکل از طراحی است. ما با الگوریتم‌هایی می‌جنگیم که آشکارا طوری تنظیم شده‌اند که مدام اسکرول کنیم، نه اینکه چیزی بیاموزیم. بنابراین راه چاره انضباط فردی نیست، ساختار است. باید فضاهای متفاوتی ساخته شود. باید تمرکز را مثل حواس‌پرتی دسترس‌پذیر کنیم و تفکر همان‌قدر طبیعی شود که اسکرول‌کردن در حال حاضر طبیعی است. انتخاب بین کتاب و نمایشگر نیست. انتخاب بین طراحی عمدی و هرج‌و‌مرج سودآور است.» 📌 آنچه خواندید برگرفته از گزارش «ما حواس‌پرت نیستیم، حواسمان را پرت کرده‌اند» نوشتۀ کارلونو لاکونو است که متن کامل آن در شمارۀ ۳۸ مجلۀ ترجمان منتشر شده است. @tarjomaanweb

  • 8 авг.3 27212

    @tarjomaanweb 👇

  • 5 авг.5 863156

    🎯 با دوستتان به اختلاف خورده‌اید؟ «حرف‌زدن» همیشه بهترین راه‌حل نیست 🔴 اوایل دهۀ ۱۹۸۰، یک محقق دانشگاهی که از دوستان دبورا تانن، روزنامه‌نگاری آمریکایی، بود از اون خواست به مکالمۀ ضبط‌شدۀ دو دختر دبستانی گوش بدهد. دوستِ تانن در حال تحقیق دربارۀ نحوۀ صحبت‌کردن بچه‌ها با بهترین دوستانشان بود. در این مکالمه، جولیا به دوستش شنون، می‌گفت: «من و تو هیچ‌وقت با هم دعوا نمی‌کنیم» و اگر هم اختلافی پیش بیاید، «با هم حرف می‌زنیم و حلش می‌کنیم». تانن مبهوت شد که چقدر این مکالمه شبیهِ باوری عمومی در میان اغلب زنان بزرگسال است که «گفتگو» را راه‌حل تمام اختلافات میان دوستان می‌دانند. 🔴 تانن بعدها برای یک گزارش تحقیقی با زنان بسیار مصاحبه کرد تا بفهمد آن‌ها اختلافاتشان با دوستان صمیمی خود را چطور حل می‌کنند. او دریافت صحبت‌کردن می‌تواند نقش مهمی در آرامش و رنج، خصوصاً برای زنان، ایفا کند. زنانی که با هم دوست‌اند، در مقایسه با مردان، تمایل دارند بیشتر -در دفعات بیشتر و به مدت طولانی‌تر- و دربارۀ موضوعات شخصی‌تر صحبت کنند. اما این صحبت‌ها همیشه مرهم دردهایشان نیست. بلکه برعکس، گاهی باعث دلخوری‌های طولانی یا حتی از میان رفتن دوستی می‌شود. 🔴 حفظ دوستی‌ها برای زنان بسیار مهم‌تر از مردان است. در همین رابطه، محققان دانشگاه کارنگی ملون، رادلسکیا اسنید و شلدون کوئن، دریافتند که مواجهه‌های اجتماعی منفی با دوستان در میان زنان با افزایش خطر فشار خون بالا مرتبط است. 🔴 باور به اینکه همه‌چیز را می‌توانیم به دوستمان بگوییم، بسیار قدیمی است. اما همیشه درست نیست. طبق نظر زنانی که تانن با آن‌ها صحبت کرد، در بعضی موارد، اینکه به دوستتان بگویید از چیزی که گفته یا کاری که کرده خشنود نیستید ممکن است باعث افزایش خشم هم بشود. مثلاً زنی گفت دوست جدیدش به او گفته که «قالش می‌گذارد». او از دوستش عذرخواهی کرده و توضیح داده که این طور نیست، اما به خاطر سپرده که در آینده در رابطه‌ با این دوستش محتاط باشد. او با خودش فکر می‌کرده: «آیا این دوست جدید بیش‌ازحد حساس نیست؟» 🔴 منشأ ناراحتیِ زنی دیگر، چیزی بود که در دوستی‌های زنانه متداول است: اینکه بفهمید کس دیگری، پیش از شما، از چیز مهمی اطلاع پیدا کرده. آن زن به تانن گفت که دوستش اعتراض کرده: «چرا، قبل از اینکه به من بگویی، به کس دیگری گفتی که زایمان کردی؟» اما از نظر او این اعتراض کاملاً بیجا بود. چون آن آدم کسی بود که قرار بود روزهایی که او در بیمارستان است، از بچۀ بزرگش مراقبت کند. به‌هر‌حال، همین اعتراض باعث شد این دو دوستِ قدیمی از هم فاصله بگیرند و صمیمت آن‌ها کمرنگ شود. 🔴 حرف‌زدن همیشه راه‌حل نیست. خیلی‌ها ترجیح می‌دهند به‌جای صحبت دربارۀ اختلافاتی «که رنج آن‌ها را دوباره زنده می‌کند»، سکوت کنند و بکوشند یا صرفِ حضورداشتن در کنار دوستشان دلخوری‌شان را تسکین دهند. 🔴 این گزارش تحقیقی در نهایت تانن را به این نتیجه رساند که «همیشه نسخۀ واحدی برای حل اختلافات وجود ندارد». گاهی کلمات می‌توانند زخم‌هایی را التیام دهند که کلمات ایجاد کرده‌اند. و گاهی هم سکوت بهتر است. 📌 آنچه خواندید مروری است بر مطلب «فقط تویی که می‌تونم بهش بگم: فراسوی گفت‌وگوهای دوستانه»، نوشتۀ دبورا تانن و با ترجمۀ الهام آقاباباگلی. متن کامل این مطلب را در وب‌سایت ترجمان بخوانید. 🔗 لینک مطلب: https://B2n.ir/uj5846 @tarjomaanweb

  • 5 авг.4 67530

    @tarjomaanweb 👇

  • 1 авг.6 04322

    📌 شمارۀ سی‌وهشتم مجلۀ ترجمان منتشر شد. 🔴 شمارۀ سی‌وهشتم مجلۀ «ترجمان» منتشر شد. پروندۀ این شماره با عنوان «جنگ بی‌پایان» دربارۀ موضوعی بحث می‌کند که ما ایرانیان در یک سال گذشته بیش از هر زمان دیگری آن را تجربه کردیم. پرسش اصلی این است که چطور آمریکا با ایده‌هایی مثل انسانی‌سازیِ جنگ، کاهش تلفات غیرنظامیان، و رعایت همه‌جانبۀ موازینِ اخلاقی موفق شد جنگ را به وضعیت مستمر و همیشگی جهان تبدیل کند و نسل جدیدی از جنگ‌های فرسایشی را به راه بیندازد. 🔴 شمارۀ سی‌وهشتم مجلۀ ترجمان در ۲۰۸ صفحه و با ۳۱ مطلب منتشر شده است. در این شماره آثاری از ساموئل موین، باربارا اِرِنرایک، استیون ام. والت، جاشوا لیفر، گیدون لویس-کراس، هیوگاسترسون، اسکات آتران، دیوید برامویچ، مایکل هِر و دیگران منتشر شده است. 🔴 توضیحی دربارۀ شمارۀ بهار و مشترکین مجله: متأسفانه به‌خاطر وضعیت کشور نتوانستیم شمارۀ بهار ۱۴۰۵ را منتشر کنیم و از این بابت از خوانندگان عزیزمان عذر می‌خواهیم. بااین‌حال، مشترکین مجله چهار شمارۀ اشتراک را دریافت خواهند کرد. برای مثال، اگر اشتراکتان از شمارۀ ۳۶ شروع شده و تا الان شماره‌های ۳۶ و ۳۷ مجله را دریافت کرده‌اید، دو شمارۀ دیگر را نیز دریافت خواهید کرد. 🔴 توضیحی دربارۀ وضعیت سایت فروشگاه: همان‌طور که پیش‌تر اعلام کردیم، متأسفانه سایت فروشگاه ترجمان به‌دلیل اختلال فنی از دسترس خارج شده است. به‌زودی سایت جدید فروشگاه راه‌اندازی خواهد شد، اما تا آن زمان می‌توانید شمارۀ جدید مجله را از طریق سفارش در شبکه‌های اجتماعی ترجمان و همچنین کتاب‌فروشی‌ها و دکه‌های سراسر کشور تهیه کنید. 🔗 عنوان این شمارۀ مجله «جنگ بی‌پایان: آمریکا چطور جنگ را به وضعیت دائمی تبدیل کرد؟» است. 📖 ۲۰۸ صفحه 🧰 قیمت با ۱۰ درصد تخفیف: ۴۵۰/۰۰۰ تومان ⭕️ مجلۀ ترجمان را می‌توانید از طریق سفارش در بله، تلگرام، اینستاگرام و یا به‌صورت تلفنی تهیه کنید. 📞 شمارۀ تماس ۸۱۶۴۰۲۴۱-۰۲۱ @tarjomaanweb

  • 1 авг.5 24010

    @tarjomaanweb 👇

  • 1 авг.6 44874

    🔴 موری در مقاله‌ای که سال ۱۹۹۶ در نشست انجمن مون‌پلرن ارائه کرد، به سوالی اساسی پرداخت: چطور می‌توان نابرابری‌های عظیمی که در اثر سیاست‌های نئولیبرال به‌وجود می‌آید را توجیه کرد؟ 🔴 پاسخ موری بر مفهوم «سرشت بشر» متکی بود. انسان‌ها «ماهیتاً» با هم متفاوتند و سرمنشأ نابرابری‌ها ژنتیک آن‌ها، ضریب‌هوشی‌شان و محیطی است که کودکی خود را در آن سپری می‌کنند. پس نابرابری جزء لاینفک زندگی بشر است و حقانیت نئولیبرالیسم نیز در این است که این تفاوت‌های ماهوی را تأیید می‌کند و به رسمیت می‌شناسد. بدین‌ترتیب راست جدید به سلاحی تازه روی آورد: اکنون می‌شد نئولیبرالیسم را توجیه کرد و گفت نابرابری‌های بی‌رحمانه‌اش ریشه در چیزی غیر از ساختارهای اجتماعی یا سیاست‌های اقتصادی دارد. 🔴 هانس-هرمان هوپ، دیگر عضو انجمن مون‌پلرن، یک گام دیگر جلو رفت و بر اساس اندیشه‌های موری، دمکراسی را با عنوان «خدایی که ناکام ماند» زیر سؤال برد. او برای الگوهای رفتار اقتصادی تبیین‌هایی نژادی می‌آورد و محافلی برای گفت‌وگو میان نظریه‌پردازان اصلاح نژاد، تجزیه‌طلبیِ قومی و اقتصاد در اتریش به وجود آورد. در آلمان، تیلو زاراتسین، نقشی مشابه به عهده گرفت و گفت: توانایی‌های شناختی نژادهای مختلف باهم تفاوت دارد. زاراتسین تجارت آزاد و نژادپرستی را درهم‌آمیخت و معجونش هستۀ فکریِ حزب راست‌گرای «آلترناتیو برای آلمان» را ساخت. 🔴 تعجبی ندارد که راست افراطی نئولیبرالیسم را چنین ایدۀ جذابی دیده است. هر دو مساوات‌خواهی و برابری اقتصادی و همبستگیِ فراملی را به سخره می‌گیرند. هر دو نظام سرمایه‌داری را ناگزیر می‌دانند و شهروندان را براساس معیارهای بهره‌وری و میزان تولید می‌سنجند. شاید جالب‌تر از همه، هر دو از قهرمانان مشابهی الهام می‌گیرند. نمونه‌اش خودِ هایک که در هر دو سمتِ دوقطبی نئولیبرالیسم/پوپولیسم به چهره‌ای اسطوره‌ای تبدیل شده است. اگر به تبارشناسی‌های فکری توجه کنیم، خواهیم دید که راست افراطی نه نقطۀ متضاد نئولیبرالیسم، بلکه فرزند نامشروع آن است. 📌 آنچه خواندید برگرفته از برشی از کتاب حرامزاده‌های هایک نوشتۀ کوین اسلوبودین است که متن کامل آن با عنوان «بازار آزاد چطور نژادپرستی و بیگانه‌هراسی را در آغوش کشید؟»، و با ترجمۀ علیرضا شفیعی نسب در شمارۀ ۳۶ مجلۀ ترجمان منتشر شده است. @tarjomaanweb

  • 1 авг.5 20981

    🎯 حرامزاده‌های هایک — چطور بازار آزاد نژادپرستی و بیگانه‌هراسی را در آغوش کشید؟ 🔴 وقتی اعلام شد که در فیلم جدید کریستوفر نولان، اودیسه، نقش «هلن تروا» -زیباترین زن در اسطوره‌های یونانی- را زنی سیاه‌پوست بازی خواهد کرد، خیلی‌ها، از جمله ایلان ماسک، این حد از تنوع نژادی در سینما را نقد کردند. بااین‌حال، حتی اگر در جایزه‌های پرسروصدای سینمایی، تنوع نژادی را پاس می‌دارند، شبکه‌های اجتماعی، پادکست‌ها و میم‌ها، آشکارا حاکی از بازگشت افراطی نژادپرستی است. این روند را معمولاً نوعی «انحراف موقت فرهنگی» دانسته‌اند، اما بازخوانی تاریخ روشنفکران و نظریه‌پردازان راست‌گرا، نور تازه‌ای به این مسئله می‌اندازد. 🔴 پس از جنگ سرد و فروپاشی شوروی، راست‌گرایان و به ویژه طرفداران نئولیبرالیسم، با هراسی پیش‌بینی‌نشده روبه‌رو شدند. کمونیسم ظاهراً از میان رفته بود، اما «اندیشه‌های سمّی» جنبش‌های سیاسی دهه‌های ۱۹۶۰ و ۷۰، مثل فمنیسم، حقوق مدنی و محیط‌زیست‌گرایی، جامعه‌ را فرا گرفته بود و دست دولت را باز گذاشته بود. رئیس انجمن مون‌پلرن، خاستگاه و یکی از مهم‌ترین کانون‌های اندیشۀ نئولیبرالیسم، در اولین جلسۀ پس از سقوط دیوار برلین اعلام کرد: «سوسیالیسم مرده، اما دولت‌گرایی نه». 🔴 نئولیبرال‌ها در پی پادزهری برای سم‌هاییِ فمنیسم و محیط‌زیست‌گرایی و دیگر انواع «ترقی‌خواهی» بودند و در این مسیر، سلسله‌مراتب‌های جنسیتی، نژادی و تفاوت‌های فرهنگی به یکی از دست‌آویزهایشان تبدیل شد. 🔴 نئولیبرال‌ها اعتقاد داشتند این قبیل سلسله‌مراتب‌ها فقط بر پایۀ سنت نیست، بلکه ریشه‌های ژنتیکی هم دارد. بدین‌ترتیب در دهۀ ۱۹۹۰، پیوندِ قدیمی ایده‌های نئولیبرال با اندیشه‌های دینی محافظه‌کارانه، سمت‌و‌سوی جدیدی پیدا کرد. برهان‌هایی از روان‌شناسیِ شناختی، رفتاری و تکاملی و بعضاً ژنتیک، ژنومیک و انسان‌شناسی زیستی وام گرفته شد و با آن‌ها از سیاست‌های نئولیبرال دفاع می‌کردند. به قول ادوارد ویلسون، اخلاق «رنگ‌وبوی زیست‌شناختی» گرفته بود و نئولیبرال‌ها پیشگام بهره‌گرفتن از این فضای فرهنگی جدید شدند. 🔴 اوج‌گیری راست جهانی در دنیای امروز تا حد زیادی مرهون همین ائتلاف جدید و عجیب است. برای مثال، چارلز موری را در نظر بگیرید. این لیبرترین صریح‌اللهجه، طی دو دهۀ گذشته، یافته‌های علم ژنتیک را با گفتمان‌های خودسازی و ارزش‌های خانوادگی درآمیخته و بدین‌ترتیب همچون پل رابطی میان نحله‌های واگرای راست نژادگرا عمل می‌کند، از جناح سیلیکن‌ولی گرفته که دغدغه‌اش ضریب هوشی است و از تنوع، انصاف و شمول بیزار است تا گروه‌های سفیدپوست ملی‌گرا که شعارشان برتریِ نژاد سفید و مبارزه با مهاجران و پناهجویان است. @tarjomaanweb

  • 1 авг.4 28942

    @tarjomaanweb 👇

  • 29 июл.11,3 тыс344

    🎯 ظهور یک نابرابری جدید — بگو چقدر پول داری تا بگویم چقدر می‌توانی سواد داشته باشی 🔴 آنقدر تحقیقات در این زمینه پرشمارند که حالا دیگر می‌توان با اطمینان گفت، «متوسط سواد انسان‌ها رو به کاهش است». مثلاً در بیشتر کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی، نمرات سوادآموزی بزرگسالان طی دههٔ گذشته ثابت مانده یا افت کرده است. تواناییِ خواندن و نوشتن در مدارس ابتدایی رو به کاهش است و اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی در میان دانش‌آموزان به‌شکلی بی‌سابقه افزایش پیدا کرده. اما یک چیز کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد: بیشترین نشانه‌های کاهش سواد و توانایی‌های ذهنی در میان فقیرترین گروه‌ها دیده می‌شود. 🔴 آنچه جان‌برن-مرداک، روزنامه‌نگار فایننشال‌تایمز، «فرهنگ پسامتنی» می‌خواند، یعنی جایگزینی خواندن با مصرفِ تصاویر و ویدئوهای کوتاه در شبکه‌های اجتماعی، می‌تواند نوعی نابرابری جدید ایجاد کند. 🔴 اتفاقی که شباهت بسیاری با مصرف خوراکی‌های ناسالم دارد. هرچه تنقلاتِ ‌فرآوری‌شده دسترس‌پذیرتر و اعتیادآورتر شده‌اند، فاصله میان کسانی که امکانات لازم را برای سبک زندگی سالم دارند و کسانی که در برابر فرهنگ غذاییِ چاق‌کننده آسیب‌پذیرند بیشتر شده است. این شکاف آشکارا رنگ‌وبوی طبقاتی دارد؛ در سراسر غرب، چاقی با فقر پیوندی قوی دارد. بعید نیست در سال‌های آینده اختلال تمرکز، عملکرد نامناسب در مدرسه و کم‌سوادی هم پیوندی قدرتمند با سطح فقر پیدا کند. 🔴 ماریان وُلف، پژوهشگر و نویسندۀ کتاب «آهسته بشتاب» نشان داده است که پرورش توانایی خواندنِ متن‌های بلند واقعاً ذهن را دگرگون می‌کند: دایرۀ واژگان را بیشتر و فعالیت ذهنی را به نیمکرهٔ چپ که تحلیلی‌تر است می‌برد و توان تمرکز، استدلال و تفکر عمیق را بیشتر می‌کند. 🔴 اما توانایی خواندنِ متن‌های بلند، مهارتی ذاتی نیست و باید آموخته شود. در تاریخ مدرن، آموزشِ این مهارتِ بنیادین یکی از وظایف اصلی مدرسه بوده، اما محیط دیجیتال چنانکه کال نیوپورت در کتاب خود، کار عمیق، نشان می‌دهد، اساساً برای حواس‌پرتی ساخته شده: اعلان‌ها برای جلب توجه رقابت می‌کنند، شبکه‌های اجتماعی عمداً اعتیادآور طراحی شده‌اند و انبوه محتوا ما را به جابه‌جا شدنِ سریع کانونِ توجه عادت می‌دهد. این الگوریتم ذهن را به سرسری‌خوانی، یافتن الگوهای تکراری و پریدن بی‌وقفه از متنی به متن دیگر خو می‌دهند. 🔴 صریح باشیم: انتخاب شناختیِ سالم آسان نیست. در فرهنگی سرشار از سرگرمی‌های فوری، توانایی خواندن متن‌های بلند شاید به‌زودی به قلمرو خرده‌فرهنگ‌های نخبگان محدود شود. 🔴 اگر چنین اتفاقی بیفتد، چه می‌شود؟ نوجوانانی که توان اندیشیدن بلندمدت را از دست داده‌اند قبیله‌ای‌تر و غیرعقلانی‌تر می‌شوند؛ به واقعیت‌ها و حتی رویدادهای تاریخی بی‌اعتنایی می‌کنند، به «وایب» اهمیت می‌دهند تا استدلال و آمادهٔ پذیرش نظریه‌های توطئه‌اند. اگر این توصیف آشناست، شاید نشانه‌ای است از آنکه تا چه اندازه در این مسیر پیش رفته‌ایم. این وضعیت فرصت تازه‌ای برای فساد در سیاست می‌سازد، چون مردم را مستعد فریب‌خوردن و ساده‌بینی می‌کند و همیشه سیاست‌مدارانی پیدا می‌شوند که از چنین مردمی سوءاستفاده کنند. 📌 آنچه خواندید برگرفته از گزارش «تفکر دارد به کالایی لوکس بدل می‌شود»، نوشتۀ مری هرینگتون است که در شمارۀ ۳۶ مجلۀ ترجمان منتشر شده است. @tarjomaanweb

  • 29 июл.7 46959

    @tarjomaanweb 👇

  • 18 июл.12,9 тыс264

    🎯 آمریکا را رسما یک امپراتوری در حال افول بدانید 🔴 حمله آمریکا به ایران فقط اشتباه نبود؛ این حمله به نقطه عطفی در افول امپراتوری آمریکا تبدیل شده است. شاید بعضی‌ها ترجیح بدهند به جای «امپراتوری» از واژۀ «هژمونی» برای توصیف نظمی که ایالات متحده رهبری می‌کند استفاده کنند، زیرا پرچم آمریکا در سرزمین‌هایی که از آن‌ها حفاظت یا بهره‌کشی می‌کند به اهتزاز درنمی‌آید. اما قاعده یکی است: امپراتوری‌ها وقتی بیش‌ازحد گسترش پیدا کنند، به نقطۀ پایان خودشان می‌رسند. کریستوفر کالدول، ستون‌نویس نیویورک‌تایمز، معتقد است: آمریکا با آغاز جنگ علیه ایران به چنین نقطه‌ای نزدیک شده است. 🔴 جو بایدن، خطرِ گسترشِ بیش‌ازحد را با لحنی تحقیرآمیز نادیده می‌گرفت. بایدن عادت داشت بگوید: «ما آمریکا هستیم، و هیچ کاری نیست که از عهده‌اش برنیاییم». در مقابل، ترامپ در تمام مدت حضورش در سیاست، رهبران آمریکا را نکوهش کرده است که فراتر از توان و امکانات خود عمل کرده‌اند. به‌همین دلیل، خیلی از کسانی که به او رأی داده بودند، تصورش را هم نمی‌کردند که درگیر جنگی جدید در خاورمیانه شود. آن‌ها حرف‌های ترامپ دربارۀ «عظمت آمریکا» را بیشتر لاف‌زنی می‌پنداشتند، نه میل به ماجراجویی. 🔴 هنگامی که ترامپ اعلام کرد تمرکز سیاست خارجی آمریکا را دوباره متوجه نیمکره غربی خواهد ساخت، بیشتر مردم تصور کردند آنچه در پیش است، نوعی عقب‌نشینی راهبردی در جهت کاهشِ تعهدات آمریکاست. او در «راهبرد امنیت ملی» خود نیز نوشت: «خوشبختانه، دوران سلطه خاورمیانه بر سیاست خارجی آمریکا ... به پایان رسیده است». این برنامه سیاست خارجی، منطقی به نظر می‌آمد و از نظر تاریخی، شبیه کاری بود که بریتانیا پس از جنگ جهانی دوم کرد. رهاکردنِ امپراتوری برای حفظ حداقلی از بقا.   🔴 فرض غالب در واشنگتن طی دهه گذشته این بوده است که چین به‌زودی ممکن است نه‌فقط از نظر ظرفیت نظامی و صنعتی، بلکه در حوزۀ فناوری اطلاعات نیز از آمریکا پیشی بگیرد. به‌همین دلیل، ترامپ کوشید چین را از پایگاه‌های نفوذش در نیمکره غربی بیرون براند. مداخله در ونزوئلا که ۸۰ درصد نفت خود را به چین صادر می‌کرد و تهدید کوبا و حتی نقشه‌کشیدن برای تصاحب گرینلند و دسترسی به منابع انرژی قطب شمال، در همین راستا قابل فهم است. آمریکا باید خودش را آمادۀ نبردی تمدنی با چین می‌کرد. 🔴 اما حمله به ایران را نمی‌توان در چارچوب آن راهبرد کلان فهمید. این اقدام نه نوعی تحکیم دفاعی، بلکه ماجراجویی‌ای خطرناک بود. ایالات متحده از توان نظامی لازم برای تحمیل ارادۀ خود به ایران در یک جنگ طولانی برخوردار نیست. اگر آمریکا بخواهد حتی شانس معقولی برای وادار کردن ایران به تسلیم داشته باشد، باید بخش قابل توجهی از نیروهای مسلح خود را به این جنگ اعزام کند یا انبارهای ذخیرۀ سلاح‌های دورایستای خود را تمام کند. هر دوی آن‌ها در وضعیت کنونی ایالات متحده بسیار خطرناک و تقریباً ناممکن است. 🔴 البته آمریکا هنوز گزینه‌هایی در اختیار دارد. اما هر گزینه‌ای را که انتخاب کند، ناچار خواهد بود تا بهایی بسیار سنگین بپردازد. می‌تواند از ادامه جنگ در ایران دست بکشد؛ اما در این صورت، بی‌هیچ دلیل موجهی به جهانیان نشان داده است که ارتشش بسیار ضعیف‌تر از چیزی است که ادعا می‌کند. یا می‌تواند منابع و امکانات را از جبهه‌هایی که برای منافع حیاتی ملی آمریکا اهمیت دارند ــ مانند اروپا و شرق آسیا ــ به ایران ببرد تا هزینۀ آنچه رئیس‌جمهور از آن با عنوان «سفر تفریحی» خود به ایران یاد می‌کند، تأمین شود. 🔴 در نهایت، ممکن است آمریکا به گزینه‌های نظامی افراطی متوسل شود؛ همان گزینه‌هایی که ترامپ ماه‌هاست با لحنی تهدیدآمیز در شبکه‌های اجتماعی به آن‌ها اشاره کرده. چنین تصمیمی نیز ننگی ابدی برای حیثیت آمریکا خواهد بود. بنابراین ایالات متحده یا باید اعتبارش را به باد بدهد، یا دوستانش را یا حیثیت و هویت اخلاقی‌اش را. بنیامین نتانیاهو که ترامپ را به این جنگ ترغیب کرد، شاید پس از این جنگ، با آمریکایی روبه‌رو شود که دیگر نه می‌تواند از اسرائیل حمایت کند، نه تمایلی به چنین کاری دارد. 📌 آنچه خواندید برگرفته از مطلب «آمریکا رسما یک امپراتوری در حال افول است» (America Is Officially an Empire in Decline) نوشتۀ کریستوفر کالدول در نیویورک‌تایمز است. @tarjomaanweb

  • 18 июл.8 30648

    @tarjomaanweb 👇

  • 15 июл.8 83427

    . 🔴 نظریه‌پردازان رومانیایی بیش از هر چیز دغدغۀ «هویت ملی» را دارند. طی دویست سال گذشته تقریباً هیچ جدل فکری، فرهنگی یا سیاسی مهمی نبوده است که این مسئله در مرکز آن نباشد. این مشغولیت ذهنی شدید و هرگز پاسخی پیدانکردن لابد بخش مهمی از معنای رومانیایی‌بودن است. پارسال در انتخابات ریاست‌جمهوری رومانی، نیکوشور دان یک ریاضی‌دانِ فارغ‌التحصیل سوربن، بر رقیبِ راستِ افراطی‌اش، جورجه سیمیون پیروز شد. رئیس‌جمهور کشوری شد که یکی از بالاترین نرخ‌های بی‌سوادی را در اروپا دارد. شاید با تکیه بر هویت دوپارۀ رومانیایی بتوان به‌شکلی عملگرایانه آنچه در صحنۀ سیاست رخ داد را هم توضیح داد. 🔴 انتخابات، بیش از آنکه انتخاب بین دو برنامهٔ سیاسی رقیب باشد، انتخاب میان سیاست و ضدسیاست بود. بعد از فروپاشی رژیم چائوشسکو در ۳۵ سال پیش، سیاست در رومانی کاملاً بی‌اعتبار شده و با فساد، خویشاوندسالاری و رفیق‌بازی، مردم‌فریبی و وعده‌های توخالی عجین شده است. البته اتفاقاتی نیز افتاده، مثل ایجاد نهادهای دمکراتیک، و سرمایه‌گذاری خارجی قابل‌توجه، اما روند به‌قدری کند و ناهموار بوده که بسیاری از مردم عادی به‌سختی مزیت‌های آن را می‌بینند. آنچه می‌بینند نابرابری‌، فرار مغزها، و نرخ‌ بی‌سوادی و فقر است. 🔴 همه‌گیری کووید و جنگ روسیه و اوکراین، دور تازه‌ای از حیات جنبش‌های راست افراطی را در رومانی زنده کرد. ترکیب این موضوع با نارضایتی فزایندهٔ اجتماعی نوید یک انتخابات ریاست‌جمهوری پرهیاهو در ۲۰۲۴ را می‌داد. بحران زمانی اوج گرفت که کالین گئورگسکو، که از ناکجا ظاهر شد، در دور اول انتخابات بیشترین رأی را آورد. او ملغمه‌ای از تئوری‌های توطئه، علم‌ستیزی و ناسیونالیسم هذیانی بود. اما به‌دلیل نقاط ابهام فراوان در کارزار انتخاباتی او، نتایج این دور از انتخابات توسط دادگاه قانون اساسی رومانی لغو شد. 🔴 در انتخابات مجدد، جورجه سیمیون جای گئورگسکو را پر کرد. سیمیون شروع کرد به عکس‌گرفتن با رهبران راست‌افراطی اروپا و با انتخاب دوبارهٔ ترامپ خود را «ترامپ رومانی» خواند. او هرکسی را که می‌توانست توجهی برایش به همراه آورد می‌ستود. گاهی این کمدی سیاسی خنده‌دار می‌شد: مثلاً هنگامی که برای خوشایند یک اینفلوئنسر زمین‌تخت‌باورِ محبوب قول داد اگر رئیس‌جمهور شود، دربارهٔ اینکه زمین گرد است یا تخت مناظره‌ای ملی راه می‌اندازد. اینجا بود کاندیدای گمنام دیگری سربرآورد: نیکوشور دان، نابغۀ ریاضی و گریزان از سیاست. 🔴 اما همین غیرسیاسی بودنِ او به شکل نامنتظره‌ای به کمکش آمد. مردم که از دست سیاستمداران فاسد به ستوه آمده بودند، فکر می‌کردند شاید آدمی از دنیای علم، بهتر از جاه‌طلبانی باشد که برای به‌دست‌آوردن مقامات سیاسی از هیچ نمایشی دست نمی‌کشند. کارزار انتخاباتی‌ نیکوشور دان در بهترین حالت پراکنده بود. جذاب‌ نبود و رفتارش در موقعیت‌های رسمی مشکل‌ساز بود، به‌علاوه، دوستان اندکی در طبقهٔ سیاسی داشت. اما در نهایت به ریاست‌جمهوری رسید. هویت دوپاره این‌بار به سودِ طرفداران اروپا عمل کرد، اما آینده همچنان نامعلوم است. 📌 آنچه خواندید برگرفته از مطلب هویت دوپاره رومانی، نوشته کاستیکا براداتان، است که در  نیویورک ریویو آو بوکس منتشر شده است. گزارش مفصل‌تر این مطلب را درشماره ۳۷ مجله ترجمان بخوانید. @tarjomaanweb

  • 15 июл.6 52324

    🎯 در میانۀ شرق و غرب: هویت دوپارۀ رومانی 🔴 در سال ۲۰۰۱ هفته‌نامه‌ای ادبی در بخارست از بیش از صد منتقد ادبی رومانیایی خواست که بهترین رمان رومانیایی سدهٔ بیستم را نام ببرند. انتخاب اول آن‌ها همه را شگفت‌‌زده کرد: «اشرارِ دربار کهن» اثر متیو کاراجیالی. کتابی فاقد طرح داستانی از نویسنده‌ای عجیب. کاراجیالی فرزند نامشروعِ یک نمایشنامه‌نویس و کلکسیونی از رفتارهای نامتعارف بود. خودش را از تبار اشراف می‌پنداشت و همۀ زندگی‌اش را به پای شیفتگیِ وسواس‌گونه به نشان‌های خاندان‌های اشرافی تلف می‌کرد. نوشتن همین کتاب کوچک را بیست‌سال طول داد و جز آن هم چیز مهمی ننوشت. 🔴 «اشرار دربار کهن» روایت ملاقات‌ها، گفت‌وگوها و پرسه‌زنی‌های راوی با سه شخصیت دیگر در جهان زیرزمینی بخارستِ اواخر قرن نوزدهم است، یعنی زمانی که رومانیِ مدرن و اروپایی‌شده پس از بیش از سه سده حاکمیت عثمانی در حال شکل‌گیری بود. اما احساسی که کتاب منتقل می‌کند نه جوانی و امید، بلکه گسست و تباهی است. ساختمان‌های فرو‌ریختهٔ شهر و محله‌های ویران ظاهراً بازتاب بیرونیِ فساد درونیِ ساکنان آن است. رمان شرحی استادانه از شکافِ هویت رومانیایی میان «شرق» و «غرب» است. 🔴 رومانیایی‌ها دوچهره‌ دارند: یک چهره رو به اروپا یا غرب به‌طور کلی، و دیگری رو به شرق، به منطقهٔ بالکان، روسیه و عجیب‌تر از همه، سرزمینی اسطوره‌ای که متفاوت و ممتازتر از همهٔ سرزمین‌های دیگر است و «داچیا» نامیده می‌شود. داچیا نامش را از یک پادشاهی کوچک باستانی می‌گیرد که قلمرو آن از نظر جغرافیایی منطبق بر رومانی امروزی است. این هویت دوپاره در سراسر جامعه دیده می‌شود. برخی گروه‌ها یا طبقات اجتماعی کاملاً با آنچه در دیگر نقاط اروپا رخ می‌دهد هماهنگ‌اند و برخی دیگر، از اروپا خوششان نمی‌آید و به‌دنبال یک سرزمین مادری می‌گردند. 🔴 در میانِ آن‌ها که ترجیح می‌دهد به سرزمینی مادری بچسبند، تا با اروپا همرنگ شوند، ترسی فراگیر از جهانی جهانی‌شده وجود دارد که در آن دیگر رومانی هیچ اهمیت خاصی ندارد. ای.اِم. چوران، یکی از اصیل‌ترین متفکران رومانیاییِ سدهٔ بیستم هرگز از شکایت دربارهٔ «بدبختیِ رومانیایی‌بودن» بازنایستاد. چوران در دوران دانشجویی‌اش در برلین اولین مواجههٔ خود را با این «درامِ بی‌اهمیتی» داشت. به دوستی نوشت «رومانیایی‌بودن وحشتناک است. هرگز اعتماد هیچ زنی را جلب نمی‌کنی، و آدم‌های جدی به‌شکل تحقیرآمیزی به تو لبخند می‌زنند.» @tarjomaanweb 👇

  • 15 июл.5 47913

    @tarjomaanweb 👇

  • 13 июл.7 05581

    📌 کتاب «تاریخ فشردۀ اقتصاد» منتشر شد 🔹این کتاب راوی سرگذشتی طولانی است. از یک سو، داستان سرمایه‌داری و شکل‌گیری نظام بازار را روایت می‌کند و از سوی دیگر، داستان رشتۀ اقتصاد و چند چهرۀ برجستۀ آن است. علاوه‌براین، داستان مهم‌ترین تحولات اقتصادی و نحوۀ تأثیرگذاری آن‌ها در تاریخ جهان است. 🔹چرا اروپا آفریقا را به استعمار گرفت نه برعکس؟ زمانی‌که کشورهای مختلف در دهۀ ۱۹۳۰ محدودیت‌های تجاری و مهاجرتی وضع کردند، چه اتفاقی افتاد؟ چرا متفقین پیروز جنگ جهانی دوم شدند؟ چرا در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ نابرابری در بسیاری از کشورهای پیشرفته کاهش یافت؟ 🔹حق مالکیت چطور باعث اوج‌گیری رشد چین در دهۀ ۱۹۸۰ شد؟ تغییرات اقلیمی چطور رفاه آیندۀ ما را هدف گرفته است؟ پاسخ این سؤالات و برخی سؤالات دیگر را در این کتاب خواهید یافت. 📚 تاریخ فشردۀ اقتصاد نوشتۀ اندرو لی ترجمۀ سیدامیرحسین میرابوطالبی 📖 ۲۰۰ صفحه، رقعی، جلد نرم 🧰 قیمت با تخفیف: ۴۴۷/۳۰۰ تومان ⭕️ این کتاب و کتاب‌های دیگر انتشارات ترجمان را می‌توانید از طریق سفارش در بله، تلگرام، اینستاگرام و یا به‌صورت تلفنی تهیه کنید. شمارۀ تماس ۸۱۶۴۰۲۴۱-۰۲۱ @tarjomaanweb