تحلیل رفتار متقابل (TA)
Статистикаارتباط با ادمین @nazilahaghighati لینک کانال https://t.me/joinchat/AAAAADwSvd_Q5-VHDulzhA ادمین این کانال مشاوره تخصصی و غیر تخصصی نمیدهد، با تشکر
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 5
- Всего постов
- 33
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Психология (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 816
- 1/48двое суток
- 935
- 1/72трое суток
- 1 008
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
اگر چیزی خوب پیش نمیرود فقط دو توضیح برای آن وجود دارد: یا مقاومت شما آزموده میشود یا باید جهت خویش را تغییر دهید. #کیمیاگر #پائولو_کوئلیو @transactionalanalysiss
خرسندی، والاترین شکل سلامت است. #دالایی_لاما @transactionalanalysiss
در عصر هوش مصنوعی، آینده متعلق به باهوشترینها نیست؛ متعلق به انسانترینهاست. ماشینها میتوانند تحلیل کنند، پیشبینی کنند و حتی خلق کنند؛ اما هنوز این انسان است که معنا میآفریند، همدلی میکند و برای دیگری اهمیت قائل میشود. شاید در آینده، تفاوت آدمها نه در میزان دانستن، که در میزان انسان ماندن باشد @transactionalanalysiss
لذت بردن را به فرزندتان یاد بدهید لذت غذا خوردن لذت به خواب رفتن لذت مطالعه کردن لذت آشپزی لذت ورزش کردن لذت حرف زدن لذت شنیدن صدای پرنده لذت دیدن ابرهای زیبا در آسمان لذت دویدن، لذت بیرون رفتن لذت خرید کردن و... لذت کار کردن در یک کلام لذت بردن از فعالیتهای روزمره زندگی... @yransactionalanalysiss
#جان_گاتمن میگه ریشهی دعوای تقریباً همهی زوجها برمیگرده به ۵ موضوع: شغل و درآمد کارهای خونه بچهها خانوادههای دو طرف روابط زناشویی اما نکتهی کلیدی و برخلاف انتظارش اینه 👇 زوجهایی که وسواس دارن همهی اختلافها رو صفر کنن، بیشتر در معرض طلاقاند. طبق پژوهشهای گاتمن: حدود ۷۰٪ اختلافهای زوجها دائمیه یعنی قرار نیست «حل» بشه. زوجهای موفق: ❌ دنبال حذف اختلاف نیستن ✅ یاد میگیرن اختلافهای حلنشدنی رو مدیریت کنن مشکل از تفاوتها شروع نمیشه؛ از جنگ برای تغییر دادن کسی شروع میشه که قرار نبوده عوض بشه. رابطهی سالم = رابطهی بیاختلاف نیست رابطهی سالم = رابطهایه که بلده با اختلاف زندگی کنه. @transactionalanalysiss
درختِ مقدس میگویند روزی شاگردی جوان، همراه استاد نجاری خود، برای انتخاب چوب راهی جنگل شدند. استاد سالها بود که با درختان زندگی کرده بود؛ از رگ و ریشهشان میگفت و از روی بافت چوب، سرنوشت هر کدام را میخواند. ساعتی در جنگل قدم زدند تا اینکه شاگرد ناگهان ایستاد. در برابرش درختی بود سترگ، با تنهای پیچخورده، شاخههایی شکوهمند و قامتی که گویی سالها با باد و باران گفتوگو کرده بود. زیباییاش از جنس نظم نبود؛ از جنس رنجی بود که به وقار تبدیل شده است. شاگرد با شوق گفت: «استاد... این درخت را ببین! چه باشکوه است. اگر آن را ببریم، میتوانیم از چوبش شاهکاری بسازیم.» استاد نزدیک شد، دست بر تنه درخت کشید و گفت: «نه... چوبش به کار نجاری نمیآید. بافتش سست است و دوام لازم را ندارد.» شاگرد هنوز نگاهش را از درخت برنداشته بود. گفت: «پس لااقل از این فرم بینظیرش یک اثر هنری بسازیم. حیف است.» استاد آرام پاسخ داد: «نه میوهای دارد، نه سایهای گسترده، نه چوبی مرغوب. برای آنچه ما میخواهیم، ارزشی ندارد.» شاگرد سکوت کرد؛ اما دلش راضی نشد. در ذهنش این پرسش میچرخید که چگونه ممکن است چیزی تا این اندازه زیبا، از نگاه یک استاد، بیارزش باشد؟ آن روز گذشت. استاد و شاگرد رفتند و درخت، همچنان در سکوت جنگل ایستاد؛ همانگونه که قرنها ایستاده بود. آن شب، استاد خوابی عجیب دید. درخت روبهرویش ایستاده بود؛ نه مانند یک گیاه، بلکه چون پیرمردی حکیم که سالها خاموش مانده و اکنون زمان سخن گفتنش رسیده است. درخت گفت: «امروز مرا دیدی، اما نشناختی. تمام روز از آنچه نداشتم سخن گفتی؛ نگفتی چه هستم، فقط شمردی که چه نیستم. گفتی چوبم مرغوب نیست... میوهای ندارم... سایهام اندک است... اما هیچ از خود پرسیدی اگر همه آنچه تو ارزش مینامی را داشتم، آیا امروز هنوز زنده بودم؟ اگر چوبی سخت و گرانبها داشتم، سالها پیش مرا بریده بودند. اگر میوهای شیرین داشتم، هر فصل برای تصاحبم میآمدند. اگر تنهای صاف و بیگره داشتم، سقف خانهای میشدم و دیگر نشانی از من باقی نمیماند. آنچه مرا تا امروز حفظ کرده، داشتههایم نبوده؛ نداشتههایم بوده است. گاهی خداوند چیزی را از انسان دریغ نمیکند تا او را محروم کند؛ دریغ میکند تا او را حفظ کند. تو نبودن را نقص میبینی؛ اما بسیاری از نبودنها، لباسِ محافظتاند. انسانها سالها برای بهدست آوردن چیزهایی میدوند که شاید همانها، روزی سبب سقوطشان شود؛ و سالها از نداشتههایشان شکایت میکنند، بیآنکه بدانند همان نداشتهها، بارها جانشان را نجات داده است. ارزش هر موجود را فقط با سودی که برای تو دارد نسنج. برخی آفریده شدهاند تا مصرف شوند؛ برخی آفریده شدهاند تا بمانند. ماندن، خود نعمتی است که همیشه نصیب ارزشمندترینها میشود.» استاد از خواب پرید. صبح، دوباره به همان جنگل رفت. این بار دیگر درختی خشک و بیثمر نمیدید؛ موجودی را میدید که قرنها ایستاده بود تا حقیقتی را به انسان بیاموزد؛ حقیقتی که هیچ کتابی به این زیبایی بیانش نمیکند. او فهمید که انسان، ارزش خود را تنها با داشتههایش تعریف میکند؛ با ثروت، مقام، استعداد، شهرت و موفقیت. اما زندگی، بارها ثابت کرده است که گاهی بزرگترین نعمتها، در چیزهایی نهفتهاند که هرگز به ما داده نشدهاند. شاید اگر همه آرزوهایمان برآورده میشد، امروز دیگر خودِ ما باقی نمانده بود. از آن روز، استاد هرگاه درختی را میدید، پیش از آنکه بپرسد «چه دارد؟»، از خود میپرسید: «شاید آنچه ندارد، راز ماندگاری او باشد.» و این، راز درختِ مقدس بود؛ اینکه ارزش انسان را تنها داشتههایش نمیسازند. گاهی نداشتههایی که با آنها جنگیدهایم، همان موهبتهای پنهانیاند که خدا برای حفظ مسیر، هویت و ماندگاریمان در زندگی به ما بخشیده است. @transactionalanalysiss
@transactionalanalysiss
مهربانی واقعی از کسی برمیآید که قدرت آسیب رساندن دارد، اما انتخاب میکند که نرمی کند. #نیچه @transactionalanalysiss
تفاوت درون گراها و برون گراها برون گراها دوست دارند مسئولیت ها و تکالیفی را که بر عهده دارند را سریع انجام دهند. آنها سریع تصمیم گیری می کنند و حتی برخی اوقات در تصمیم های خود نیز عجله می کنند. انجام دادن چندین کار برایشان راحت است و خطرپذیر هستند، آنها برای پاداش از پیشنهاد های فریبنده و گول زننده مثل دریافت پول یا مقام لذت می برند. درون گراها اغلب آرام ترند و با میل شخصی کار می کنند. آنها ترجیح می دهند که در یک زمان فقط بر روی یک مسئله تمرکز کنند و به نوعی تمرکز کامل و دقیقی داشته باشند. آنها معمولا فریفته ثروت و شهرت نمی شوند. #سوزان_کین کتاب: سکوت: قدرت درونگراها در جهانی که از سخن گفتن باز نمی ایستد. @transactionalanalysiss
@transactionalanalysiss
زنانی که مطالعه میکنند برای جامعه خطرناکند؛ زیرا آنها میتوانند دنیایی بهتر را تصور و برای به وجود آوردنش مبارزه کنند. برتراند راسل @transactionalanalysiss
کلید زندگی خوب، این نیست که به چیزهای بیشتر و بیشتری اهمیت بدهید؛ بلکه باید به چیزهای کمتری اهمیت بدهید، و تنها چیزهایی را مد نظر قرار دهید که حقیقی، فوری و مهم هستند. یک واقعیت پنهان در زندگی هست؛ اینکه چیزی به نام بیخیالی وجود ندارد. شما باید به چیزی اهمیت بدهید. توجه به چیزهای مختلف و اهمیت دادن به مسائل، بخشی از جسم و بیولوژیِ ماست. مسئله این است که به چه چیزهایی اهمیت بدهیم، و چگونه به چیزهایی که هیچ اهمیتی ندارند، اهمیت ندهیم. پختگی، زمانی رخ میدهد که فرد میآموزد تنها به چیزهایی اهمیت بدهد که ارزشمند هستند. مارک_منسن هنر_ظریف_رهایی_از_دغدغهها @transactionalanalysiss
عشق به تنهايى نمیتونه يک رابطه رو سرپا نگهداره اگه در رابطه اى خبرى از ، ارتباط موثر، درک و همدلى، پذيرش تفاوتها، احترام، اعتماد، امنيت، تعهد، صميميت عاطفى، مسئوليت پذيرى، تفريح و سواد رابطه ... نباشه،عشق كم كم خسته كننده و شكننده ميشه. @transactionalanalysiss
وقتی صحبت از مرزهای شخصی میشود، یکی از مهمترین نکاتی که کمتر به آن پرداخته میشود، احترام گذاشتن به مسیر زندگی دیگران است. مرزهای سالم فقط به این معنا نیست که دیگران از حریم ما عبور نکنند؛ بلکه شامل این هم میشود که ما در زندگی، انتخابها و باورهای دیگران دخالت نکنیم. شاید همیشه با تصمیمها، نگرشها یا سبک زندگی بعضی افراد موافق نباشیم، اما وظیفه ما نیست که تعیین کنیم آنها چه کسی باشند یا چگونه فکر کنند. همانطور که ما حق داریم حقیقت خودمان را زندگی کنیم، دیگران نیز این حق را دارند. گاهی این احترام به معنای ایجاد فاصلهای سالم است؛ گاهی پذیرفتن اختلاف نظر و گاهی هم انتخاب سکوت درباره موضوعاتی که میدانیم قرار نیست بر سر آنها به توافق برسیم. مرزهای واقعبینانه و قدرتمند به ما یاد میدهند که بتوانیم کسی را دوست داشته باشیم، بدون اینکه بخواهیم او را تغییر دهیم؛ و آرامش خود را حفظ کنیم، بدون اینکه انتظار داشته باشیم دیگران مطابق خواستههای ما رفتار کنند. ریحانه طهرانی|کارشناس ارشد روانشناسی @transactionalanalysiss
@transactionalanalysiss
@transactionalanalysiss
از نشانه های دلبستگی اضطرابی یا دوسوگرا در بزرگسالی : دائماً نگراناند که شریکشان ترکشان کند یا توجهش را از دست بدهند. نیاز زیادی به اطمینان، توجه و تماس دارند. رابطه برایشان مرکز هویت و احساس امنیت میشود. حساسیت بالایی نسبت به نشانههای طرد یا بیتوجهی دارند و رفتارها را بیشازحد تعبیر میکنند. هیجانات شدیدی مثل گریه، نگرانی، پیامهای پشتسرهم یا تلاش برای نزدیک شدن شدید نشان میدهند. در تعارضها معمولاً تعقیبگر هستند و کمتر میتوانند مرزبندی کنند. اغلب وارد روابط یکطرفه آزار دهنده می شوند. @transactionalanaltsiss
@transactionalanalysiss
@transactionalanalysiss
یونگ میگوید: سایهی ما آن کسی است که ترجیح میدهیم مانند او نباشیم. میتوانیم سایه را در یکی از اعضای خانوادهمان مشاهده کنیم که بیشتر دربارهی او قضاوت میکنیم، در مقامات دولتی که رفتارشان را محکوم می کنیم یا فرد مشهوری که با دیدنش سرمان را با نفرت تکان میدهیم. اگر این موضوع را به درستی درک کنیم و متوجه شویم که سایهی ما، تمام چیزهای آزاردهنده، ترسناک و منزجرکنندهی دیگران و خودمان است، یکه میخوریم و به این حقیقت هوشیار میشویم که "هر چیزی که سعی داریم از افراد موردعلاقه مان پنهان کنیم و همهی آن چیزهایی که نمیخواهیم دیگران دربارهی ما بدانند، سایهی ماست". راز سایه #دبی_فورد @transactionalanalysiss