مدیران فرهیخته
Статистика3⃣نکات و سخنان اندیشمندان و بزرگان مدیریت 4⃣چکیده مطالب و مقالات روزدنیا 5⃣آموزش برخی مطالب حوزه آموزش و مدیریت 6⃣ تکنیکهای ارزیابی عملکرد 7⃣ آموزش مفاهیم نوین مدیریت 8⃣مطالب و مفاهیم حوزه رفتار جهت تبلیغ درکانال با شناسه زیر درارتباط باشید @darabifar_m2
- Последний пост
- 8 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 606
- 1/48двое суток
- 694
- 1/72трое суток
- 749
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔴 انسانهای موفق مزخرف! 🔸بیائید یک آزمایش فکری انجام دهیم: دو نفر را در نظر بگیرید؛ نفر اول خودخواه، دروغگو، سنگدل و متقلب. و نفر دوم بخشنده، صادق، صمیمی و کاری. شما کدام یک را بیشتر دوست دارید؟ ترجیح میدهید کدام یک رئیس، دوست و یا شریک شما باشد؟ تمایل دارید شبیه کدام باشید؟ دوست دارید موفقیت کدام یک را ببینید؟ 🔸حدس من این است که شما و اکثریت معناداری، فرد دوم را انتخاب می کنید. با اینحال یک تناقض عجیب وجود دارد؛ اگر بیشتر مردم فرد دوم را ترجیح میدهند، پس چرا افراد موفق و قدرتمند بیشتری را میبینیم که شبیه نوع اول هستند؟ 🔸دکتر نوآم اشپانسر در مقالهای پاسخ این تناقض را با استفاده از مفهوم "سهگانه تاریک" میدهد. این واژه برای توصیف سه عارضه شخصیتی در انسانها به کار میرود: ▪️خودشیفتگی (احساس برتری نسبت به دیگران، احساس محق بودن، و عدم تحمل انتقاد) ▪️ماکیاولیسم (رفتارهای فریبنده و پر ادعا با هدف تضعیف دیگران، و تمایل به بازی دادن افراد برای دستیابی به اهداف شخصی) ▪️سایکوپاتی (نبود همدلی، رفتارهای تکانشی، نگرشهای اجتماعی عاری از احساسات، و خصومت بین فردی) 🔸پژوهشها نشان میدهند افراد سایکوپات کمتر دچار ترس و اضطراب میشوند و به همین دلیل راحتتر میتوانند در شرایط مختلف اهداف خودشان را دنبال کنند. همچنین ویژگیهای خودشیفتگی و ماکیاولیستی باعث میشوند که این افراد در راستای دستیابی به اهدافشان از دیگران سوءاستفاده و بهرهبرداری کنند و به همین دلیل موفقیت کسب نمایند، در مسیر شغلی خود پیشرفت کنند، و در سازمان ها جایگاه های رهبری را صاحب شوند. 🔸با اینکه تعدادی از پژوهشها نشان میدهند افرادی که ویژگیهای سهگانه تاریک دارند، ممکن است در مسیر شغلی و زندگی خود موفقیت هایی کسب کنند؛ اما این موفقیتها، هزینههای فراوانی خواهد داشت. مانند افزایش رفتارهای غیراخلاقی، دروغ، تزویر، خشونت، فریب، خیانت، فساد و... در نهایت نیز با رسوایی به کارشان خاتمه میدهند. 🔸نکته حائز اهمیت این است که این افراد بیشتر در سازمانهایی میتوانند رشد کنند که کمترین مقاومت و اعتراض از سمت دیگران نشان داده میشود؛ در واقع این ما هستیم که ناخواسته چنین افرادی را در سیستمهای آموزشی، اقتصادی، سازمانی و اداری خود پرورش میدهیم...! ✍ دکتر رضا صالح زاده @wr_management
🔴 کتاب"غلبه بر اهمالکاری" دنیل والتر (Walter) رو دست گرفتم؛ صفحه ی 10 اون نوشته بود: "بلاتکلیفی هم یه نوع اهمالکاریه چرا که وقتی مطمئن نیستیم چه کاری رو باید انجام بدیم، هیچ کاری انجام نمیدیم. پس هرچه سریعتر تصمیم بگیریم، به همون نسبت کار کمتر عقب میفته. + عمیقا تایید کردم. 📌صفحه 23 نوشته بود؛ "این روزا حواسپرتیها و وسوسهها خیلی زیاد شدن. از گوشی و اینستاگرام و یوتیوب گرفته تا دیدن فیلم تو نتفلیکس و بازیهای کامپیوتری، همیشه یه فعالیت جذابتر از کار کردن وجود داره. اما این کار کردن روی تخصصمونه که ما رو به جایی میرسونه. نه اونها. پس دفعه بعدی که به فکر تسلیم شدن در برابر وسوسهها افتادی، یه قدم عقب برو و به این فکر کن که پس از ۱۰ دقیقه، ۱۰ ساعت یا ۱۰ روز چه احساسی خواهی داشت." + یادم افتاد که آدم از انجام ندادههای خودش بیشتر پشیمون میشه تا انجام دادههاش. 📌صفحه 36 نوشته بود؛ "مسیر حرکت ما تو زندگی مثل جادهایه که با تعداد زیادی از تابلوهایی که ما رو به استراحتگاه دعوت میکنن پوشونده شده و هرجا چشم میگردونی، یه علامت پرزرق و برق اما انحرافی رو میبینی که تو رو از رسیدن به چیزی که دنبالشی به سمت خودش جذب میکنه." + بیهوا فکری شدم. 📌صفحه 41 نوشته بود؛ "ما فکر میکنیم که با اقدام نکردن، امکان انجام کاری که منجر به قضاوت منفی میشه رو از بین میبریم و این مدلی شکستی نخوردیم که بابتش قضاوت بشیم! ولی واقعیت اینه که درست تو همون لحظهای که تصمیم گرفتیم تلاشی نکنیم، شکست رو خوردیم... + واقعی، اما تلخ بود. 📌صفحه 47 نوشته بود؛ "هر چیزی که در حال حرکته، همچنان در حرکت باقی میمونه، بنابراین حالا وقتی احساس خستگی میکنم، واسه خودم یه قهوه درست میکنم و به جای چرت ۲۰ دقیقهای، ۲۰ دقیقه قدم میزنم. وقتی دوباره برمیگردم، آماده انجام هر کاری هستم!" + آموزنده بود. 📌صفحه 55 نوشته بود؛ "خوردن نوشابه، شما رو امروز به دیابت مبتلا نمیکنه اما اگه الان تسلیم بشید، دوباره و دوباره تسلیم خواهید شد. هر وقت عادت بدی رو انجام بدید به خودتون میگید که فردا دوباره 'خوب بودن' رو شروع میکنم، اما واقعیت اینه که اون فردای خیالی حالا حالاها قرار نیست بیاد. 📌 صفحه 63 نوشته بود؛ "واسه عادت کردن به تغییر، سعی کنید کارهای جدیدی رو انجام بدید که خارج از ناحیه امن و آرامش شما هستن، چیزهایی مثل یادگیری یه مهارت جدید، صحبت با آدمهایی که به طور معمول با اونها صحبت نمیکنید و یا تمرین کارهایی که میدونید توی اونها مهارت زیادی ندارید." 📌 صفحه 88 نوشته بود؛ "کارهایی مثل دور هم جمع شدن با عزیزان یا خوابیدن به اندازه مورد نیاز، مشکلی نداره. اما اگه بیشتر وقتتون رو صرف این کارها میکنید و اونها روی بهرهوری شما تأثیر میذارن به این معنیه که مشکلی هست!" + یه مشکل جدی که آیندهی اهداف و آرزوها رو به خطر میندازه. 📌و در نهایت صفحه 99 کتاب نوشته بود؛ "واسه غلبهی به اهمالکاری راه زیاده اما از اصلیترین مسیرهای شکست دادن اون'دست و پا زدنه'. اهمالکاری از جنس عمل نکردنه و برای غلبه بر اون باید عمل کردن رو به هر نحوی که میشه تو اولویت قرار داد. یادمون باشه، انگیزه مقدم بر عمل نیست، خروجی اونه.... @wr_management
1⃣ نکات برجسته و جدید 2⃣تجارب مدیران شرکتهای مهم دنیا 3⃣نکات و سخنان اندیشمندان و بزرگان مدیریت 4⃣چکیده مطالب و مقالات روزدنیا 5⃣آموزش برخی مطالب حوزه آموزش و مدیریت 6⃣ارایه تکنیکهای ارزیابی عملکرد 7⃣ارایه و آموزش مفاهیم نوین مدیریت 8⃣ارایه مطالب و مفاهیم حوزه رفتارسازمانی کانال تخصصی مدیران فرهیخته👇👇👇 @wr_management
1⃣ نکات برجسته و جدید 2⃣تجارب مدیران شرکتهای مهم دنیا 3⃣نکات و سخنان اندیشمندان و بزرگان مدیریت 4⃣چکیده مطالب و مقالات روزدنیا 5⃣آموزش برخی مطالب حوزه آموزش و مدیریت 6⃣ارایه تکنیکهای ارزیابی عملکرد 7⃣ارایه و آموزش مفاهیم نوین مدیریت 8⃣ارایه مطالب و مفاهیم حوزه رفتارسازمانی کانال تخصصی مدیران فرهیخته👇👇👇 @wr_management
🔴هنر «تنبلی هوشمندانه»! 🔸در «هیچ کاری نکردن» هنری وجود دارد و من سالهای زیادی از عمرم را به کمال یافتن در این هنر صرف کردهام. برخی افراد در ویولن به استادی میرسند، دیگران برای شرکت در ماراتن تمرین میکنند و من بیشتر دوران چهل تا پنجاه سالگی خود را به یافتن راههایی برای دستیابی به بیشترین نتایج با کمترین تلاشها اختصاص دادهام! 🔸انتخاب اینکه چه زمانی تنبل باشید، یا آنچه من تنبلی استراتژیک مینامم، میتواند بزرگترین دستاوردها و بهترین ایدههای شغلیتان را به همراه داشته باشد. مفهوم تنبلی استراتژیک دقیقا مربوط به هوشمندانهتر کار کردن به جای سختتر کار کردن است که همه ما درباره آن شنیدهایم ولی اجرایش برایمان دشوار است. با این حال، واقعا بسیاری از ایدههای فوقالعاده من زمانی به ذهنم رسیده است که در استراحت بودهام یا حتی روی تختم دراز کشیده بودم. ◀️ چیزی که تنبلها از قبل میدانند! 🔸میتوان گفت افرادی که «تنبل» تلقی میشوند، به مراتب راههای اثربخشتر بیشتری برای تکمیل وظایف کاری نسبت به همتایان سختکوشتر خود پیدا میکنند. به بیان دیگر: افراد تنبل سریعترین راه را برای انجام یک کار پیدا میکنند تا به هیچ کاری نکردن بازگردند. زمانی که دربارهاش فکر میکنید، واقعا شاهکار است. 🔸بر اساس یافتههای یک پژوهش در سال ۲۰۲۲ در دانشگاه تگزاس، آن دسته از کارکنانی که زمانهای استراحت استراتژیک برای خود در نظر میگیرند، تواناییهای حل مساله بهتر و بهرهوری بلندمدت بالاتری نسبت به افرادی دارند که بیوقفه کار میکنند. آن کارکنانی که تنبل تلقی میشوند، به طور غریزی از کارهایی که کمارزش هستند، اجتناب میکنند. آنها سادهسازی میکنند و از باتلاق شنی تفکر بیش از حد و فلج تصمیمگیری همکاران پرمشغلهتر خود اجتناب میکنند. ◀️ داستان هنری فورد 🔸پیش از آنکه پژوهشگران به این یافتهها برسند، هنری فورد آن را به خوبی درک کرده بود. داستان به زمانی بازمیگردد که یک مشاور در ۱۹۳۰ از فورد پرسید که چرا سالانه ۵۰ هزار دلار به یکی از کارکنانش حقوق میدهد که بیشتر اوقات کار، پاهایش را روی میز انداخته است. فورد جوابی روشن داد: «به این دلیل که چند سال پیش، همین مرد ایدهای داد که باعث یک صرفهجویی ۲میلیون دلاری برای من شد... و زمانی که آن ایده به ذهنش رسید، پاهایش دقیقا همان جایی بودند که اکنون هستند.» ◀️ چگونه هیچ کاری نکنیم؟! 🔸تنبل بودن استراتژیک به معنای اجتناب از کارها و وظایفی نیست که واقعا اهمیت دارند. معنای آن فقط انتخاب این است که چه چیزی ارزش انرژی شما را دارد و چه چیزی باید رها شود. این رویکرد در عمل به شرح زیر است: در هر روز خود، یک زمان مشخص به «هیچ کاری نکردن» اختصاص دهید. مغز برای بازسازی سیستم توجه خود نیاز به وقفه و استراحت دارد که کار متمرکز به مدت طولانی این توانایی را کاهش میدهد. 🔸در زمان کوتاه استراحت خود، میتوانید بدون موبایل بیرون بروید. نقطهای برای خیره شدن به آسمان بیابید. این همان چیزی است که پژوهشگران «شیفتگی نرم» مینامند؛ نوعی حالت ذهنی آرام، با رهاسازی توجه و با شیفتگی نسبت به طبیعت و جهان اطراف که باعث بازسازی سیستم مغز و اعصاب میشود. گاهی بهترین راه برای حل یک مساله، توقف تلاش برای حل آن و اجازه دادن به مغز برای غرق شدن کامل در چیزی دیگر است! نویسنده: Chris Lovett @wr_management
1⃣ نکات برجسته و جدید 2⃣تجارب مدیران شرکتهای مهم دنیا 3⃣نکات و سخنان اندیشمندان و بزرگان مدیریت 4⃣چکیده مطالب و مقالات روزدنیا 5⃣آموزش برخی مطالب حوزه آموزش و مدیریت 6⃣ارایه تکنیکهای ارزیابی عملکرد 7⃣ارایه و آموزش مفاهیم نوین مدیریت 8⃣ارایه مطالب و مفاهیم حوزه رفتارسازمانی کانال تخصصی مدیران فرهیخته👇👇👇 @wr_management
1⃣ نکات برجسته و جدید 2⃣تجارب مدیران شرکتهای مهم دنیا 3⃣نکات و سخنان اندیشمندان و بزرگان مدیریت 4⃣چکیده مطالب و مقالات روزدنیا 5⃣آموزش برخی مطالب حوزه آموزش و مدیریت 6⃣ارایه تکنیکهای ارزیابی عملکرد 7⃣ارایه و آموزش مفاهیم نوین مدیریت 8⃣ارایه مطالب و مفاهیم حوزه رفتارسازمانی کانال تخصصی مدیران فرهیخته👇👇👇 @wr_management
🔴روانشناسی قدرت! 🔸برداشت عمومی در ارتباط با علت رفتار غالبا مستبدانه یک صاحب قدرت این است که فرد مزبور انسانی است که ذاتاً از طبیعتی مالامال از خصلتهای منفی از قبیل خودبزرگبینی، کیش شخصیت و نگاه از موضع بالا در رابطه خود با انسانهای دیگر است. 🔸اما مطالعاتی که در زمینههای مشترک روانشناسی و علوم سیاسی بعمل آمده، نشان میدهند که چرا افراد قدرتمند در اکثر مواقع و در طول تاریخ به نحوی شگفتانگیز از خود رفتاری به کلی متفاوت، پیش و پس از به قدرت رسیدن نشان میدهند و رفتار و کردار و حتی نحوه سخن گفتن فرد بطور بارزی پس از رسیدن به قدرت دستخوش تغییر میگردد. 🔸ادم گالینسکی، روانشناس اجتماعی در دانشگاه Northwestern University-Kellogg School of Management سالها پیش روی گروهی از دانشجویان آزمایشی انجام داد که نتیجه آن این بود که قدرت باعث میگردد که به نحوی اعجابآور، فرد تازه به قدرت رسیده، از لحظه تکیه زدن به جایگاه قدرت رفتهرفته جهان پیرامون خود را تنها از منظر خود میبیند و بطور اسرارآمیزی تجزیه تحلیلها و تصمیماتش در جهت حفظ و بقاء قدرت خویش است. 🔸دستیابی به قدرت باعث میگردد که فرد به سرعت تمامی مهارتهای خود را در ایجاد رابطه عاطفی با پیروان خود به فراموشی سپرده و دیگر دیدگاههای آنان را نبیند و صدای آنان را نشنود. او تنها چیزهائی را میبیند که دوست دارد ببیند و صداهائی را میشنود که دوست دارد بشنود. 🔸در حقیقت فرد قدرتمند با دستیابی به قدرت به این نتیجه میرسد که لابد توانائیهای فردی و مهارتهای تخصصی و یا قدرت مدیریت او از دیگران یک سر و گردن بالاتر بوده که توانسته گوی سبقت را از دیگران برباید. او با خود میاندیشد، اگر من برتر از همه نبودم چه دلیلی داشت که به این موفقیت و مقام برسم؟ از این لحظه به بعد او خود را بطور بیوقفه محق میداند که وزن به مراتب بیشتری به نظرات خود بدهد و انتخاب مردم را اینگونه تفسیر کند که چون نمیتوانستهاند و یا نمیدانستهاند که چگونه کارها باید سامان داده شود به من روی آوردهاند. 🔸اما اشکال بزرگتر در اینجاست که وقتی از نظرات مردم سخن به میان میآید خواستهای آنان نیز با نظراتشان درهم میآمیزد. وی هرگز توجه نمیکند که هر چند ممکن است در باب مدیریت و یافتن راه حل، نظر مردم صائب نباشد (که در آن هم بحث است) اما قرار نیست “خواستههایشان” نیز همپای “نقطه نظرات غیرتخصصیشان” در هم آمیخته و فاقد اعتبار گردد. ◀️ در نهایت، الزاماً این خصائل فردی که در مسند قدرت نشسته نیست که رفتار او را رقم میزند، بلکه در اکثر موارد این پروسه رسیدن به قدرت است که از فرد شخصیت جدیدی میسازد. این فرآیند میتواند کاراکتری افتاده و درویش مسلک و همراه مردم را به مستبدی سرسخت و نفوذناپذیر و بیتوجه به خواست مردم مبدل کند. تغییر و تحول یاد شده بخصوص برای آنان که خود را خادمین خداوند و یا مردم میدانند سخت هشداردهنده است. @wr_management
🔴 پدیده بی تفاوتی با کلاس به عنوان یک پرستیژ اجتماعی دنیا رو کسانی که بدی می کنند نابود نمی کنند، کسانی که بی تفاوت تماشا می کنند، نابود می کنند! از روی این جمله راحت رد نشوید. برگردید و یک بار دیگر این جمله را بخوانید. 😱یکی از ریشه های فقر، ناکارآمدی و عدم توسعه یافتگی همین بی تفاوت بودن ها و خود را به کوچه علی چپ زدن هاست. ✅گاهی اوقات اصولا بی تفاوت بودن و تظاهر به بی تفاوتی تبدیل می شود به یک پرستيژ اجتماعی. یعنی اینکه من چیزهایی می دانم که شما نمی دانید! من می دانم نمی شود و شما نمی دانید و به همین خاطر بیهوده تلاش می کنید! بی تفاوتی می شود یک مصداق خلاف جریان آب شنا کردن و یک امر با کلاس و ممتاز کننده. فراگیری این پدیده بسیار خطرناک است. اما به خاطر بسپاریم سراشیبی سقوط یک جامعه از آن جایی آغاز می شود که امیدواری کم رنگ می شود و راه بی تفاوتی باز می شود. ⭕️تجویز راهبردی: چه باید کرد؟ لازمست کوچه علی چپ را گِل گرفت و ذهن را از «کوچه علی چپ» به «بزرگراه مسوولیت» هدایت کرد. چگونه؟ با تمرین های کوچک. اگر همه ما در قبال مسایل روزانه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، حساس/مسوول/با تفاوت (بر عکس بی تفاوت) باشیم جهان بهتری پیش روی ماست: آشغالی که در خیابان ریخته شده و می توانیم برش داریم اما برش نمی داریم. کتاب هایی که در کتابخانه های ما خاک می خورد و می توانیم آن را به کتابخانه های عمومی هدیه دهیم. کمک به جوان همسایه ای که پول ازدواج ندارد در حالی که ما برای موبایلمان 2 میلیون خرج می کنیم. زباله های تر و خشکی که می توانیم آن ها را در پلاستیک های مجزا تفکیک کنیم اما نمی کنیم. لامپی که در پارکینگ خانه ما روشن مانده است و می توانیم خاموش کنیم اما نمی کنیم ایده یا انتقادی که می توانیم برای مدیرمان بفرستیم اما نمی فرستیم. نکته ای که بلدیم و می توانیم آن را با دیگران به اشتراک بگذاریم اما تنبلی می کنیم. جوکی که می توانیم برای یک فرد عصبانی تعریف کنیم اما نمی کنیم. رایی که می توانیم به کاندیدای شهر یا کشورمان بدهیم اما نمی دهیم. و .... کافیست بی تفاوت نباشیم. تغییرات بزرگ از تجمیع همین تغییرات کوچک آغاز می شود. قرار نیست همه ما یک مصلح اجتماعی بزرگ یا یک کارآفرین اقتصادی جهانی باشیم. کافیست به اندازه یک آشغال جمع کردن، یک کتاب هدیه دادن، خاموش کردن یک لامپ، یک جوک تعریف کردن، ارسال یک ایده، انداختن یک رای در ساختن فردایی بهتر نقش آفرینی کنیم. درست زمانی که همگی دم از ناامیدی می زنند و بر طبل بی تفاوتی می کوبند. وظیفه شما دو برابر می شود: هم خودتان نباید بی تفاوت شوید و هم باید دیگران را به باتفاوتی (بر عکس بی تفاوتی) تشویق کنید. 🔰این نکته بسیار مهم را به خاطر بسپارید: بی تفاوت ها هیچ گاه نتوانسته اند در دنیا تفاوتی ایجاد کنند. نگذارید بی تفاوتی و بی تفاوت ها سرنوشت شما را رقم بزنند. دکتر مجتبی لشکربلوکی @wr_management
видео или голосовое, без подписи
🔴99٪ از مردم قربانی "سندرم قورباغه در آب جوش" می شوند: در اینجا نحوه تشخیص اینکه "آیا شما در این شرایط هستید؟" به صورت خلاصه آورده شده است: 1. ناراحتیِ راحت. شما در یک شغل، رابطه یا موقعیتی هستید که دوست ندارید، اما این هزینه ها را پرداخت می کنید. ایده ترک به نظر خطرناک یا دشوار است. اما، ماندن ممکن است به معنای یک زندگی متوسط باشد. 2. تفکر کوتاه مدت. شما درگیر وظایف و مسائل روزانه هستید و به نظر نمی رسد زمانی را برای تمرکز روی اهداف بلندمدت پیدا کنید. زندگی شما به آرامی در حال لغزش و بدون رضایت است. 3. کار بیش از حد. شما آنقدر درگیر کار هستید که فراموش می کنید چرا از ابتدا آن را انجام می دهید. شما سوخته اید و به نظر می رسد که زندگی شما در حال سقوط است. 4. از دست دادن ارتباطات اجتماعی. شما بیش از حد مشغول کار هستید، بنابراین زمانی برای دوستان و خانواده ندارید. یا شاید شما خیلی می ترسید که با آنها وقت بگذرانید زیرا برای مدت طولانی از آنها غفلت کرده اید. 5. تعقیب پول. پول عالی است، اما نه زمانی که تنها چیزی باشد که به شما انگیزه می دهد. موفقیت مادی به خودی خود شما را خوشحال یا راضی نمی کند. 6. اجازه دهید ترس شما را فلج کند. شما می خواهید تغییراتی در زندگی خود ایجاد کنید، اما ترس مانع شما می شود. شما بیش از حد می ترسید که از منطقه امن خود خارج شوید و ریسک کنید. 7. حواس خود را پرت کنید. شاید الکل، مواد مخدر یا تلویزیون باشد که وقت شما را پر می کند. شما از آنها برای بی حس کردن درد خود استفاده می کنید، اما این فقط باعث بدتر شدن احساس شما می شود. 8. نادیده گرفتن رشد شخصی. شما خواندن، یادگیری یا سرمایه گذاری روی خودتان را متوقف کرده اید. شما فکر می کنید زمان لازم برای رشد ندارید، بنابراین متوقف شده اید. اما رشد شخصی برای احساس رضایت در زندگی ضروری است. 9. نادیده گرفتن صدای درونی. شما یک صدای درونی دارید که به شما می گوید شغل، رابطه یا موقعیت خود را ترک کنید. اما، شما بیش از حد از گوش دادن به آن می ترسید. نادیده گرفتن آن فقط به یک زندگی متوسط منجر می شود. ✅شناخت نشانه ها اولین قدم بیرون آمدن از دیگ آب جوش است. برای شروع تغییرات و زندگی کردن به زندگی که واقعاً می خواهید، هرگز دیر نیست. @wr_management
🔴 پدیده بی تفاوتی با کلاس به عنوان یک پرستیژ اجتماعی دنیا رو کسانی که بدی می کنند نابود نمی کنند، کسانی که بی تفاوت تماشا می کنند، نابود می کنند! از روی این جمله راحت رد نشوید. برگردید و یک بار دیگر این جمله را بخوانید. 😱یکی از ریشه های فقر، ناکارآمدی و عدم توسعه یافتگی همین بی تفاوت بودن ها و خود را به کوچه علی چپ زدن هاست. ✅گاهی اوقات اصولا بی تفاوت بودن و تظاهر به بی تفاوتی تبدیل می شود به یک پرستيژ اجتماعی. یعنی اینکه من چیزهایی می دانم که شما نمی دانید! من می دانم نمی شود و شما نمی دانید و به همین خاطر بیهوده تلاش می کنید! بی تفاوتی می شود یک مصداق خلاف جریان آب شنا کردن و یک امر با کلاس و ممتاز کننده. فراگیری این پدیده بسیار خطرناک است. اما به خاطر بسپاریم سراشیبی سقوط یک جامعه از آن جایی آغاز می شود که امیدواری کم رنگ می شود و راه بی تفاوتی باز می شود. ⭕️تجویز راهبردی: چه باید کرد؟ لازمست کوچه علی چپ را گِل گرفت و ذهن را از «کوچه علی چپ» به «بزرگراه مسوولیت» هدایت کرد. چگونه؟ با تمرین های کوچک. اگر همه ما در قبال مسایل روزانه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، حساس/مسوول/با تفاوت (بر عکس بی تفاوت) باشیم جهان بهتری پیش روی ماست: آشغالی که در خیابان ریخته شده و می توانیم برش داریم اما برش نمی داریم. کتاب هایی که در کتابخانه های ما خاک می خورد و می توانیم آن را به کتابخانه های عمومی هدیه دهیم. کمک به جوان همسایه ای که پول ازدواج ندارد در حالی که ما برای موبایلمان 2 میلیون خرج می کنیم. زباله های تر و خشکی که می توانیم آن ها را در پلاستیک های مجزا تفکیک کنیم اما نمی کنیم. لامپی که در پارکینگ خانه ما روشن مانده است و می توانیم خاموش کنیم اما نمی کنیم ایده یا انتقادی که می توانیم برای مدیرمان بفرستیم اما نمی فرستیم. نکته ای که بلدیم و می توانیم آن را با دیگران به اشتراک بگذاریم اما تنبلی می کنیم. جوکی که می توانیم برای یک فرد عصبانی تعریف کنیم اما نمی کنیم. رایی که می توانیم به کاندیدای شهر یا کشورمان بدهیم اما نمی دهیم. و .... کافیست بی تفاوت نباشیم. تغییرات بزرگ از تجمیع همین تغییرات کوچک آغاز می شود. قرار نیست همه ما یک مصلح اجتماعی بزرگ یا یک کارآفرین اقتصادی جهانی باشیم. کافیست به اندازه یک آشغال جمع کردن، یک کتاب هدیه دادن، خاموش کردن یک لامپ، یک جوک تعریف کردن، ارسال یک ایده، انداختن یک رای در ساختن فردایی بهتر نقش آفرینی کنیم. درست زمانی که همگی دم از ناامیدی می زنند و بر طبل بی تفاوتی می کوبند. وظیفه شما دو برابر می شود: هم خودتان نباید بی تفاوت شوید و هم باید دیگران را به باتفاوتی (بر عکس بی تفاوتی) تشویق کنید. 🔰این نکته بسیار مهم را به خاطر بسپارید: بی تفاوت ها هیچ گاه نتوانسته اند در دنیا تفاوتی ایجاد کنند. نگذارید بی تفاوتی و بی تفاوت ها سرنوشت شما را رقم بزنند. دکتر مجتبی لشکربلوکی @wr_management
🔴ويژگی های روابط خوب: 📙اعتماد: اعتماد، مبنای اصلیِ هر رابطه خوبی محسوب میشود. وقتی که اعتماد میان افراد برقرار شود، پایههای اصلی برای ارتباطات اثربخش ایجاد خواهد شد. وقتی به افرادی که با آنها در ارتباط هستید، اعتماد داشته باشید، به راحتی باورها و رفتارهای خود را بروز میدهید و مجبور نیستید زمان و انرژی زیادی برای آنچه که در پشت سر شما اتفاق میافتد صرف کنید. 📙احترام متقابل: وقتی احترام متقابل بین شما و نزدیکانتان به وجود آید، باورها و تلاشهای هر دو طرف، ارزشمند خواهد بود و این ارزشمندی، متقابل خواهد بود. احترام متقابل باعث میشود که بینشها، خلاقیت و خرد مشترکی بین شما به وجود آید وارتباط مناسبی بر اساس این عوامل میان طرفین شکل بگیرد. 📙حضور ذهن: حضور ذهن به معنای بر عهده گرفتن مسئولیت اعمال و گفتههای خود است. آنهایی که حضور ذهن و تمرکز حواس دارند، مراقب گفتهها و اعمال خود هستند. بنابراین، به خود اجازه نمیدهند که احساسات و عواطف منفی که بر دیگران تأثیرگذار است را وارد محیط روابط خودکنند. 📙پذيرش تنوع: افرادی که ارتباط خوبی برقرار میکنند، نهتنها نسبت به تنوع عقاید و افراد نگاه مثبتی دارند، بلکه از آن استقبال هم میکنند. 📙ارتباطات باز: ما همه روز ه در حال برقراری ارتباطات هستیم. ارتباطات زمانی اثربخشتر خواهد بود که به شکل صادقانه، دوطرفه، شفاف و باز باشد. تحقق این ویژگیها در ارتباطات، آن را تبدیل به یک ارتباط اثربخش خواهد کرد. 💡پنج ویژگی فوق، از جمله مهمترین ویژگیهایی هستند که برای ایجاد، توسعه و بهبود روابط خوب ضروری هستند. @wr_management
🔴قدرتِ کوتاهمدت و بلندمدت! 🔸وقتی مهمترین نیاز شما، نیاز به قدرت باشد و آن را در رابطه با دیگری به کار بگیرید، مهمترین چیزی که از دست میدهید ارتباط با اوست. شاید بتوانید کسی را به زور مجبور به کاری کنید که خودتان میخواهید، شاید با اجبار بتوانید بر رفتار او، البته وقتی جلوی چشم شماست تاثیر بگذارید، تا آنگونه باشد که شما میخواهید، اما نمیتوانید او را مجبور کنید که در نهان هم رفتار موردنظر شما را داشته باشد. 🔸در واقع اگر هم زورتان زیاد باشد به محض اینکه روی برگردانید، کاری را میکند که خودش میخواهد و اعمال زور باعث مخالفتورزی و مقابله او حتی بهگونهای غیرمنطقی میشود. 🔸شما قدرت کنترل بر افکار را ندارید، نمیتوانید کسی را مجبور کنید آنگونه بیندیشد که شما میخواهید. حتی اگر زورتان هم زیاد باشد قدرت کنترل بر فکرها را ندارید و با اعمال زور او را به سمت نقطه مقابل دیدگاه خودتان میبرید. 🔸هر چه بیشتر در موقعیتهای مختلف از جمله روابط خانوادگی، کار و حکمرانی، قدرتطلبی را به کار گیرید و بخواهید دیگری طوری زندگی کند که شما میپسندید، او را از خود دور و دورتر کردهاید. این روند شاید شما را در کوتاه مدت به خواستههای خود برساند و احساس کنید بر عالم و آدم غالب شدهاید، اما در درازمدت با دور شدن دیگران از شما و ایجاد خشم و نفرت در آنها، خواه ناخواه مجبور به عقبنشینی میشوید و در غیراین صورت، در دل دیگران حذف خواهید شد و زنده بودن چیزی نیست بجز حضور در دل دیگران! 👤جان گاتمن @wr_management
🔴رهبری مبتنی بر هوش تعارضی (Conflict Intelligence Leadership) توانایی رهبر در درک، مدیریت و استفاده مؤثر از تعارضات برای رشد و بهبود عملکرد است. درک عمیق از تعارض: رهبران هوشمند در تعارض، ماهیت و دلایل تعارضات را به خوبی درک کنند. مهارتهای ارتباطی: توانایی برقراری ارتباط موثر، گوش دادن فعال، و بیان واضح و صریح نظرات. تفکر استراتژیک: با استفاده از تفکر استراتژیک، تعارضات را به عنوان فرصتی برای بهبود فرآیندها، نوآوری و تقویت روابط در نظر میگیرند. توانایی حل مسئله: این رهبران مهارتهای حل مسئله را دارند و میتوانند با استفاده از رویکردهای مختلف، به طور مؤثر تعارضات را مدیریت و حل کنند. ایجاد اعتماد: رهبری مبتنی بر هوش تعارضی به ایجاد فضایی امن و اعتمادآمیز برای بحث و تبادل نظر در مورد مسائل مختلف کمک میکند. مدیریت تفاوتها: رهبران هوشمند در تعارض، تفاوتهای فردی و گروهی را به عنوان یک فرصت برای غنیسازی دیدگاهها و ایدهها میبینند. انعطافپذیری: توانایی انطباق با شرایط مختلف و تغییر سبک رهبری با توجه به ماهیت تعارض و افراد درگیر @wr_management
1⃣ نکات برجسته و جدید 2⃣تجارب مدیران شرکتهای مهم دنیا 3⃣نکات و سخنان اندیشمندان و بزرگان مدیریت 4⃣چکیده مطالب و مقالات روزدنیا 5⃣آموزش برخی مطالب حوزه آموزش و مدیریت 6⃣ارایه تکنیکهای ارزیابی عملکرد 7⃣ارایه و آموزش مفاهیم نوین مدیریت 8⃣ارایه مطالب و مفاهیم حوزه رفتارسازمانی کانال تخصصی مدیران فرهیخته👇👇👇 @wr_management
🔴آزمون تعیین سطح خودشیفتگی! 🔺از سال ۱۸۹۸ که پزشک بریتانیایی به نام هولاک الیس برای اولین بار اصطلاح «نارسیسم» را برای توصیف آدمهایی بهکار برد که فانتزیهای خودپرستانهشان بر واقعیت غلبه دارد، تا امروز، پژوهشگران و نظریهپردازان، هزاران صفحه درباره اختلال شخصیت خودشیفته نوشتهاند. 🔺خودشیفتهها همه جا هستند و شک نکنید که صابون آنها به تن شما هم خورده است. وقتی از اختلال روانی صحبت میکنیم، شاید تصویر یک آدم نامتعادل و درمانده و بیمصرف به ذهنتان بیاید، اما دستکم در مورد اختلالات شخصیت اینطور نیست. 🔺در میان هنرمندان مشهور، دانشمندان برجسته، قهرمانان ورزشی، سیاستمداران در بالاترین سطوح و حتی اساتید روانشناسی، مبتلایان به اختلال شخصیت بهویژه خودشیفتهها کم نیستند؛ چون این اختلالات، جز در روابط نزدیک، قاعدتا مشکلی در زندگی مبتلایان ایجاد نمیکنند. 🔺یک خودشیفته، جز اینکه با حقبهجانب و طلبکار بودن، فقدان همدلی، حسادت، تحقیر، بهانهگیری و نگاه ابزاری، دیگران را آزار دهد و آنها را از خود دور کند، داستان دیگری ندارد. اما تصور کنید آدم خودشیفته، پدر، مادر، همسر، همکار نزدیک یا رئیس شما، یا از آنبدتر، وزیر و وکیل یا حتی شخص اول مملکت باشد. آنوقت چه اتفاقی میافتد؟ 🔺نشانگر اصلی اختلال شخصیت خودشیفته، فقدان همدلی است. یعنی عدم توانایی در نگاه کردن به دنیا از دریچه چشم دیگران؛ معتبر ندانستن دیدگاه، نیاز، خواستهها و حقوقشان، و منافع خود را بالاتر از هرچیز دیدن. یک آدم خودشیفته حقیقتاً از رنج دیگران باخبر نیست، هرچند همدلی را احتراماً یا عرفاً در کلام ابراز کند. 🔺یکپای خودشیفتگی در ژن آدمهاست و پای دیگرش در تجارب اولیه کودکی، که در هر دوی آنها اراده خود فرد دخیل نیست. از اینروست که خودشیفتهها در عین آزارندگی، ترحمبرانگیزند. هرچند این نافی مسئولیتشان در قبال تصمیماتشان نیست و پیامد ناگزیر خودشیفتگی، تنهایی روزافزون در سراشیبی سقوط است. ✍ دکتر محمدرضا رجبی شکیب @wr_management
🔴مصیبتها و چالشهای مدیران منابع انسانی برای استخدام کارمند جدید @wr_management مدیران منابع انسانی معتقدند که هنگام استخدام کارمند جدید با چالشها و مصیبتهای زیادی روبرو هستند. شرکت Robert Half (رابرت هاف) از بیش از ۲۸۰۰ مدیر ارشد در آمریکا در مورد چالشهای استخدام کارمند جدید نظرسنجی کرده و نتایج جالبی را در اختیار قرار داده است. ⭕️ ۳۵ درصد مدیران منابع انسانی معتقدند که «ایجاد علاقه در داوطلب واجد شرایط» از دشوارترین بخشهای فرآیند استخدام کارمند جدید است. ✅طبق این نظرسنجی، ۲۹ درصد مدیران ارشد ادعا کردند که «شناسایی شایستگیهای ضروری از شایستگیهای خوشایند» از بزرگترین چالشهای پیشرو، هنگام تدوین شرح شغل برای موقعیتهای شغلی خالی است. 💢 جالب است بدانید که این مدیران ارشد گفتهاند «پایینتر بودن پاداش و مزایا از سطح انتظار» و «پذیرش پیشنهاد شغلی دیگر یا پیشنهاد متقابل» از رایجترین دلایل رد پیشنهاد شغلی شرکتشان از طرف داوطلبان بوده است. 🖌 صرف نظر از عملکرد ضعیف، ۳۰ درصد مدیران منابع انسانی از «مجموعه مهارتهای نامتناسب» به عنوان عاملی نام بردند که به استخدام ناموفق منجر میشود. منبع : Iranhr @wr_management
🔴مفهوم پیش نویس زندگی در تحلیل رفتار متقابل @wr_management پیش نویس زندگی اولین بار توسط اریک برن و استینر بیان شد و بعدها توسط دیگر نظریه پردازان تحلیل رفتار متقابل بررسی شد و گسترش یافت. امروزه به عنوان بخشی از نظریه ی تحلیل رفتار متقابل اهمیت زیادی دارد ♨️مطابق این نظریه انسانها طرح زندگی خودشان را در کودکی (چهار سالگی) می ریزند و بعد این طرح به وسیله والدین و پیام های آن ها تقویت می شود در دوران بلوغ آن را ویرایش می کند و امکان دارد در دوران جوانی و بزرگسالی آن را تغییر دهد درست مثل همه داستان ها یک آغاز، یک دوره میانی و یک پایان دارد. به این معنی است که فرد در کودکی به طور انتخابگرانه ای طرح هایی برای زندگی اش می ریزد که بر بقیه زندگی اش تاثیر می گذارد و آن را قابل پیش بینی می کند. پیش نویس مثل بیماری شروع، دوره و سرانجامی دارد. @wr_management ✅پیش نویس ما بر مبنای تصمیم هایی خود گیرنده هستند پس می توان با تصمیم هایی مشابه آن هارا لغو یا از آن ها صرفنظر کرد. به عقیده برن پیش نویس نتیجه ای از تکراری اجباری است ، مردم تمایل دارند رویدادهای ناشاد دوران کودکی خود را تکرار کنند . او عقیده داشت روند زندگی مردم به واسطه پیش نویس که با ایمان و وفاداری کامل آن را دنبال می کنند از همان بدو تولدشان از پیش تعیین شده است. پیش نویس ها پدیده ای ناخودآگاهانه، اجباری و تکرار شونده هستند و بیشتر افراد زندگی از پیش تعیین شده ی خودشان را زندگی می کنند. @wr_management 👌جالب است بدانیم پیش نویس های زندگی تراژیک مثل خودکشی، اعتیاد به مواد، یا بیماری های روانی غیر قابل علاج مثل(اسکیزوفرنیا) یا (روان پریشی شیدایی) نتیجه پیش نویس هستند تا اینکه نتیجه بیماری باشند و از آنجا که این اختلالات بیشتر پیش نویس هستند تا اینکه بیماری لاعلاجی باشند افراد مبتلامی توانند در کنار یک درمانگر با صلاحیت، یاری شوند تا بتوانند پیش نویس خود را تغییر دهند. همانطور که اریک برن بیان کرده بود، نمایش را تمام کنیم و نمایش بهتری روی صحنه زندگی بیاوریم. @wr_management ⭕️پیش نویس ها سبب می شوند شخص طوری رفتار کند که گویی شخصی جز خودش هست وچیزی بیش از ایفای نقش محض یا نقاب زدن بر ظاهر می باشد. کودکی که خود را ناتوان می یابد در اینکه متوجه شود تحت چه فشاری زندگی می کند نیاز دارد تصمیمش را به صورت مدلی که آگاهانه فهمیده می شود تحلیل کند. کودک خردسال پدر و مادرش را قدرت مطلق می داند و می خواهد برای برآورده کردن نیازهایش بهترین تصمیم را بگیرد. امکان دارد در همان روزهای تصمیم گیری او حوادثی پیش آمده باشد که آن حوادث جهت تصمیم گیری کودک را تعیین کرده است مثلا مرگ یکی از اعضای خانواده، بیماری، عمل جراحی. @wr_management ✳️از نظر کلود استینر سه روش اساسی وجود دارد که از آن طریق زندگی خود مختار و مستقل فرد بی نتیجه می ماند و به شکل پیش نویس تحریف می شود. این سه پیش نویس عبارتند از پیش نویس بدون عشق، پیش نویس بدون فکر، پیش نویس بدون لذت. 🔅پیش نویس بدون عشق ارتباط مستقیم با بازدارنده های اولیه کودکی در برابر ظرفیت نوازشی کودکان دارد. و نتیجه آن درجه هایی از افسردگی و احساس دوست نداشتنی بودن است. 🔅پیش نویس بدون فکر بر اساس بازدارنده های اولیه کودکی است که به ظرفیت کودک برای تفکر مربوط می شود مثل فکر نکن یا نادیده انگاری. @wr_management 🔅پیش نویس بدون لذت به یادگیری سال های اولیه زندگی مربوط می شود که پیام های جسمی و احساس ها نادیده گرفته شده است. گویی بدن از مرکز توجه خارج می شود و احساسات خود را چه خوب چه بد، درک نمی کنند. این سه پیش نویس ناراحت کننده بر اساس رفتارهایی که کودک از والدین مشاهده کرده، شکل می گیرد. می توان گفت هر فردی تا حدی متاثر از این سه پیش نویس می باشد حتی اگر یکی از آنها را برجسته تر نشان دهد. برگرفته ازکتاب پیش نویسهای زندگی (شومیز) @wr_management
🔴سیاست و روانشناسی کار؛ چرا بسیاری از سازمانها خستهاند؟ جلال الدین صدری در خیلی از سازمانها، خستگی فقط به دلیل حجم کار نیست. گاهی ریشهاش در چیزی عمیقتر است؛ در «*سیاست پنهان محیط کار*». 🖌بر اساس گزارش Gallup Global Workplace 2025، بیش از ۶۲٪ از کارکنان در سراسر جهان احساس میکنند بخش قابل توجهی از انرژی ذهنیشان صرف «مدیریت روابط و سیاستهای درونی سازمان» میشود، نه انجام کار واقعی. به بیان سادهتر، آنها *بیشتر درگیر کار با آدمها هستند تا کار برای اهداف*. 🖌مطالعهی جدیدی از Harvard Business Review (2024) نشان داده که سازمانهایی با «سیاست سازمانی بالا» (Political Climate Index بالا) تا ۴۱٪ بهرهوری پایینتر و ۲.۳ برابر فرسودگی شغلی بیشتر دارند. در چنین فضاهایی، تصمیمها نه بر اساس منطق و داده، بلکه بر پایهی ترس، نفوذ و منافع کوتاهمدت گرفته میشوند. ⭕️اما نکتهی مهمتر این است که سیاستزدگیِ مزمن، نه فقط انرژی افراد، بلکه سرمایهی اعتماد سازمان را از بین میبرد. *و وقتی اعتماد فرو بریزد، حتی بهترین استراتژیها هم زمینگیر میشوند.* در مقابل، پژوهشهای اخیر MIT Sloan (2025) نشان میدهد سازمانهایی که به «شفافیت تصمیمسازی»، «امنیت روانی» و «رهبری همدلانه» اهمیت دادهاند، تا ۳ برابر نوآوری بیشتر و ۲.۵ برابر نرخ ماندگاری بالاتر نیروی انسانی را تجربه کردهاند. چنین محیطهایی، *بهجای رقابت پنهان، میدان همکاری آشکارند.* *سیاست در کار اجتنابناپذیر است؛ اما وقتی جای “اعتماد” را بگیرد، سازمان از درون تهی میشود.* 💢در دنیایی که هوش مصنوعی دارد کارها را میگیرد، شاید بزرگترین تهدیدِ سازمانها نه تکنولوژی، بلکه فرسایش روانی انسانها باشد. سازمانهای آینده، الزاما آنهایی نیستند که بیشتر میدانند، بلکه آنهاییاند که کمتر میترسند و *بیشتر میفهمند*. @wr_management