مجموعه تحقیقاتی برهان شیعه
Статистика🔻 بسم اللّٰه الرحمن الرحیم • #برهانشیعه؛ مجموعه دفاع از مذهب حقه تشیع • 🔹گروه برهان شیعه : @borhaneshia • 🔹 پیامرسان ایتا : Eitaa.com/Borhane_shia • 🔹 اینستاگرام برهان شیعه : Instagram.com/Borhane_shia •
- Последний пост
- 29 мая
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 79
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
┅➵✺𖣐﴾﷽﴿𖣐✺➵━┅ 🔰 #امامان ۱۲ نفر هستند و نه بیشتر.. ❇️ ابن مسعود گوید: شنیدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرمود: امامان بعد از من دوازده نفرند؛ نُه نفر از نسل [امام] حسین (علیه السلام) و نهمین نفر، مهدی آنان است. ❇️ مسروق گوید: نزد عبدالله بن مسعود بوديم و مصحف هایمان را به او عرضه میکردیم. در این هنگام جوانى به او گفت: آیا پيغمبرتان از شما عهد گرفت كه بعد از او، چند خليفه هست؟ [عبدالله] گفت: تو تازه جوانی و اين پرسش را كسى پيش از تو، از من نپرسیده است. آرى! پيامبر ما (صلی الله علیه و آله و سلم) از ما عهده گرفت كه بعد از او، دوازده خليفه به تعداد نقیبان بنی اسرائیل میباشد. 📘الکفایه فی النصوص علی عدد الائمه صفحه ۴۶و ۴۷ #ائمه
ایرانیان بیش از هر ملت دیگر نیروهای خود را در اختیار اسلام قرار دادند و بیش از هر ملت دیگر در این راه صمیمیت و اخلاص نشان دادند. در این دو جهت هیچ ملتی به پای ایرانیان نمیرسد، حتی خود ملت عرب که دین اسلام در میان آنها ظهور کرد. 📚خدمات متقابل ایران و اسلام ص 323
سمپوزیوم کالج فرانسه با موضوع: فارسی دومین زبان مقدس اسلام college-de-france.fr حقیقت همین است؛ زبان فارسی پس از زبان عربی دومین زبان اسلام است. و ایرانیان، پس از اعراب دومین ملت اسلام هستند. پس از زبان عربی زبان فارسی است که صاحب بیشترین تالیفات اسلامی است. و مولفان کتب اصلی و مرجع اسلامی قریب به اتفاق ایرانی بودند. کلینی اهل کلین ری شیخ صدوق اهل قم شیخ طوسی اهل طوس خراسان احمد بن محمد برقی اهل برق رود قم بخاری اهل بخارای ایران مسلم اهل نیشابور ابن ماجه اهل قزوین ابوداود اهل سیستان نسائی اهل نسا مرو خراسان ترمذی اهل ترمذ ایران (ازبکستان) 10 تن از علمای تراز اول اسلام ایرانی بودند! بهتر است بگوییم ایرانی ها گوی سبقت را از اعراب ربودند و اعراب اسلام را از ایرانی ها آموختند! لو كان الدين معلقا بالثريا لتناوله رجال من ابناء فارس مسلمان شدن ایرانی ها به زور شمشیر افسانه ای بیش نیست؛ ممکن است در مقطعی از تاریخ جنگ های قومیتی رنگ دینی به خود گرفته باشد، اما چنین کارنامه درخشانی از ایرانی ها در اسلام، کار شمشیر نیست، بلکه کار دل و برخاسته از باور و ایمان عمیق ایرانی ها به اسلام است.
┅➵✺𖣐﴾﷽﴿𖣐✺➵━┅ ✍ #چشم داشتن بزرگان اهل سنت به زیبارویان 1⃣ یحیی بن معین 🔰 الحُسَيْنُ بنُ فَهْمٍ: سَمِعْتُ يَحْيَى بنَ مَعِيْنٍ يَقُوْلُ: كُنْتُ بِمِصْرَ، فَرَأَيْتُ جَارِيَةً بِيْعَتْ بِأَلْفِ دِيْنَارٍ، مَا رَأَيْتُ أَحْسَنَ مِنْهَا، صَلَّى اللهُ عَلَيْهَا! فَقُلْتُ: يَا أَبَا زَكَرِيَّا! مِثْلُكَ يَقُوْلُ هَذَا؟ قَالَ: نَعَمْ، صَلَّى اللهُ عَلَيْهَا وَعَلَى كُلِّ مَلِيْحٍ. 🔰 حسين بن فهم مى گويد: از يحيى بن معين شنيدم كه گفت: من در مصر بودم. كنيزكى را به بازار آوردند و به هزار دينار فروختند [كه من] در زيبايى بهتر از او نديده ام، صلوات خدا بر او باد. اى ابوزكريا! آيا چون توئى چنين مى گويد؟! آرى! صلوات خدا بر او و بر هر زيباروئى [اعم از مرد و زن]. 📘نام کتاب : سير اعلام النبلاء - ط الرساله نویسنده : الذهبي، شمس الدين جلد : 11 صفحه : 87 🌐https://lib.eshia.ir/40384/11/87 √===================√ 2⃣یحیی بن اکثم: 🔰 قَالَ فَضْلَكُ الرَّازِيُّ: مَضَيْتُ أَنَا وَدَاوُدُ الأَصْبَهَانِيُّ إِلَى يَحْيَى بنِ أَكْثَمَ وَمَعَنَا عَشْرَةُ مَسَائِلَ، فَأَجَابَ فِي خَمْسَةٍ مِنْهَا أَحْسَنَ جَوَابٍ. وَدَخَلَ غُلاَمٌ مَلِيْحٌ، 👈فَلَمَّا رَآهُ اضْطَرَبَ، فَلَمْ يَقْدِرْ يَجِيءُ وَلاَ يَذْهَبُ فِي مَسْأَلَةٍ،👉 فَقَالَ دَاوُدُ: قُمْ، اخْتُلِطَ الرَّجُلُ 🔰 شخصى در احوالات يحيى بن اكثم مى گويد: يحيى بن اكثم قاضى القضات حكومت بنو عباس بود. من چند مسأله فقهى داشتم، به خدمتش رفتم و مسائل خود را مطرح كردم. وى سؤالات را جواب مى داد و پنج سؤال از مسائل مرا خوب پاسخ داد. در اين ميان نوجوان زيباروئى وارد شد.👈 وقتى يحيى بن اكثم آن نوجوان را ديد، حواسش پرت و حالش مضطرب شد و ديگر قادر به گفتگو پيرامون مسائل مطرح شده نبود. 👉[لذا دوستم [داوود گفت: برخيز برويم [حال او خراب شد و ادراكاتش] به هم ريخته است. 📘نام کتاب : سير اعلام النبلاء - ط الرساله نویسنده : الذهبي، شمس الدين جلد : 12 صفحه : 10 🌐https://lib.eshia.ir/40384/12/10 √====================√ 3⃣خطیب بغدادی 🔰مُحَمَّدُ بنُ طَاهِرٍ: حَدَّثَنَا مَكِّيُّ بنُ عبد السَّلاَم الرُّمَيْلِي قَالَ: كَانَ سَبَبُ خُرُوْج الخَطِيْب مِنْ دِمَشْقَ إِلَى صُوْر، أَنَّهُ كَانَ يَخْتلف إِلَيْهِ صَبِيٌّ مليح، فَتكلّم النَّاسُ فِي ذَلِكَ، 🔰علت رفتن خطيب از دمشق به شهر صور آن بود كه نوجوان مليحى با او رفت و آمد داشت و اين رفت و آمدها موجب حرف و سخن درباره وى گرديد. 📘نام کتاب : سير اعلام النبلاء - ط الرساله نویسنده : الذهبي، شمس الدين جلد : 18 صفحه : 281 🌐https://lib.eshia.ir/40384/18/281
┅➵✺𖣐﴾﷽﴿𖣐✺➵━┅ ✍ #ضایع شدن منصور دوانیقی و #ابوـحنیفه در مقابل امام صادق علیهالسلام √==================√ 🔰 ابْنُ عُقْدَةَ الحَافِظُ: حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بنُ مُحَمَّدِ بنِ حُسَيْنِ بنِ حَازِمٍ, حَدَّثَنِي إِبْرَاهِيْمُ بنُ مُحَمَّدٍ الرُّمَّانِيُّ أَبُو نَجِيْحٍ, سَمِعْتُ حَسَنَ بنَ زِيَادٍ, سَمِعْتُ أَبَا حَنِيْفَةَ, وَسُئِلَ مَنْ أَفْقَهُ مَنْ رَأَيْتَ? قَالَ: مَا رَأَيْتُ أَحَداً أَفْقَهَ مِنْ جَعْفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ لَمَّا أَقدَمَهُ المَنْصُوْرُ الحِيْرَةَ بَعَثَ إِلَيَّ فَقَالَ: يَا أَبَا حَنِيْفَةَ إِنَّ النَّاسَ قد فتنوا بجعفر ابن محمد فهيىء لَهُ مِنْ مَسَائِلِكَ الصِّعَابِ فَهَيَّأْتُ لَهُ أَرْبَعِيْنَ مَسْأَلَةً ثُمَّ أَتَيْتُ أَبَا جَعْفَرٍ وَجَعْفَرٌ جَالِسٌ، عَنْ يَمِيْنِه فَلَمَّا بَصُرتُ بِهِمَا دَخَلَنِي لِجَعْفَرٍ مِنَ الهَيْبَةِ مَا لاَ يَدْخُلُنِي لأَبِي جَعْفَرٍ فَسَلَّمتُ وَأَذِنَ لِي فَجَلَستُ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَيَّ جَعْفَرٌ فَقَالَ: يَا أَبَا عَبْدِ اللهِ تَعْرِفُ هَذَا قَالَ: نَعَمْ هَذَا أَبُو حَنِيْفَةَ ثُمَّ أَتْبَعَهَا قَدْ أَتَانَا ثُمَّ قَالَ: يَا أَبَا حَنِيْفَةَ هَاتِ مِنْ مَسَائِلِكَ نَسْأَلُ أَبَا عَبْدِ اللهِ فَابتَدَأْتُ أَسْأَلُه فَكَانَ يَقُوْلُ فِي المَسْأَلَةِ: أَنْتُم تَقُوْلُوْنَ فِيْهَا كَذَا وَكَذَا, وَأَهْلُ المَدِيْنَةِ يَقُوْلُوْنَ كَذَا وَكَذَا, وَنَحْنُ نَقُوْلُ كَذَا وَكَذَا فَرُبَّمَا تَابَعَنَا وَرُبَّمَا تَابَعَ أَهْلَ المَدِيْنَةِ وَرُبَّمَا خَالَفَنَا جَمِيْعاً حَتَّى أَتَيْتُ عَلَى أَرْبَعِيْنَ مَسْأَلَةً مَا أَخْرِمُ مِنْهَا مَسْأَلَةً ثُمَّ قَالَ أَبُو حَنِيْفَةَ: أَلَيْسَ قَدْ رَوَيْنَا أَنَّ أَعْلَمَ النَّاسِ أَعْلَمُهم بِاخْتِلاَفِ النَّاسِ؟. «حسن بن زیاد گفت: از ابوحنیفه شنیدم که از او پرسیدند: «فقیهترین کسی که دیدهای چه کسی بود؟» گفت: «کسی را فقیهتر از جعفر بن محمد ندیدم، هنگامی که منصور او را به حیره آورد، نزد من فرستاد و گفت: «ای ابوحنیفه، مردم به جعفر بن محمد (امام صادق) علاقهمند شدهاند، پس چهل مسئله دشوار از مسائلت را برای او آماده کن.» چهل مسئله آماده کردم. سپس نزد ابوجعفر (منصور) آمدم در حالی که امام جعفر صادق در سمت راست او نشسته بود. هنگامی که هر دو را دیدم، هیبتی از امام جعفر صادق در دل من افتاد که از ابوجعفر در دل من نمیافتاد. سلام کردم، اجازه داده شد و نشستم. سپس امام جعفر صادق رو به من کرد و گفت: «ای ابوعبدالله، این را میشناسی؟» گفت: «بله، این ابوحنیفه است.» سپس افزود: «او به نزد ما آمده است.» سپس گفت: «ای ابوحنیفه، مسائلت را بیاور تا از ابوعبدالله بپرسیم.» شروع به پرسیدن کردم، و او در مورد هر مسئله میگفت: «شما در مورد آن چنین و چنان میگویید، و اهل مدینه چنین و چنان میگویند، و ما چنین و چنان میگوییم.» گاهی با ما موافقت میکرد، گاهی با اهل مدینه موافقت میکرد، و گاهی همه ما را مخالف قرار میداد (یعنی نظر دیگری میداد). این چنین پیش رفت تا چهل مسئله را پرسیدم و از هیچ کدام فروگذار نکردم. سپس ابوحنیفه گفت: «آیا روایت نشده است که داناترین مردم، داناترینشان به اختلاف نظر مردم است؟»» 📘نام کتاب : سير اعلام النبلاء - ط الحديث نویسنده : الذهبي، شمس الدين جلد : 6 صفحه : 364 🌐https://lib.eshia.ir/40383/6/364/ 📘نام کتاب : الكامل في ضعفاء الرجال نویسنده : ابن عدي جلد : 2 صفحه : 358 🌐https://lib.eshia.ir/40253/2/358/ 📘نام کتاب : تهذيب الكمال في اسماء الرجال نویسنده : المزي، جمال الدين جلد : 5 صفحه : 79 🌐https://lib.eshia.ir/40342/5/79
( 1 ) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ حَصِّنْ ثُغُورَ الْمُسْلِمِينَ بِعِزَّتِكَ ، وَ أَيِّدْ حُمَاتَهَا بِقُوَّتِكَ ، وَ أَسْبِغْ عَطَايَاهُمْ مِنْ جِدَتِكَ . (1) خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست و به عزّتت مرزهای مسلمانان را محکم و استوار ساز و به نیرویت نگهبانان مرزها را توانایی بخش و عطایای آنان را به توانگریات کامل و سرشار کن. ( 2 ) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ كَثِّرْ عِدَّتَهُمْ ، وَ اشْحَذْ أَسْلِحَتَهُمْ ، وَ احْرُسْ حَوْزَتَهُمْ ، وَ امْنَعْ حَوْمَتَهُمْ ، وَ أَلِّفْ جَمْعَهُمْ ، وَ دَبِّرْ أَمْرَهُمْ ، وَ وَاتِرْ بَيْنَ مِيَرِهِمْ ، وَ تَوَحَّدْ بِكِفَايَةِ مُؤَنِهِمْ ، وَ اعْضُدْهُمْ بِالنَّصْرِ ، وَ أَعِنْهُمْ بِالصَّبْرِ ، وَ الْطُفْ لَهُمْ فِي الْمَكْرِ . (2) خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست و تعدادشان را بیافزا و سلاحشان را تیز و برّا کن و اطراف و جوانبشان را محکم و نفوذناپذیر ساز و جمعشان را به هم پیوند ده و کارشان را رو به راه کن و آذوقه آنان را پیدرپی برسان و سختیهایشان را به تنهایی کارساز باش و به یاری خود نیرومندشان ساز و به شکیبایی مددشان ده و آنان را در چارهجویی، دقّت نظر عنایت کن. ( 3 ) اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ عَرِّفْهُمْ مَا يَجْهَلُونَ ، وَ عَلِّمْهُمْ مَا لَا يَعْلَمُونَ ، وَ بَصِّرْهُمْ مَا لَا يُبْصِرُونَ . (3) خدایا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست و آنچه را به آن، جاهلاند به آنان بشناسان؛ و آنچه را نمیدانند، به آنان بیاموز؛ و آنچه را بینش ندارند، نسبت به آن بینا و آگاهشان کن. https://erfan.ir/farsi/sahifeh27/10011/دعای-27-دعا-برای-مرزداران(ترجمه-استاد-حسین-انصاریان)
بسم الله الرحمن الرحیم 🔻 آزادی بیان در حکومت امیرالمومنین علی علیه السلام #حکومت_علوی 🔻علي بن ابي طالب جرأت بر سلطان را به شما چشانده است... #سیره_حکومت_ائمه_اطهار 🔻سلام الله علی امیرالمومنین 🔸 وقتی قبیله حمدان مورد ستم بسر بن ارطاه عامل و کارگزار معاویه قرار گرفته بود سوده حمدانیه زنی از آن قبیله به دربار معاویه برای تظلم میآید و معاویه او را میشناسد که همو است که در جنگ صفین فرزندانش را به دفاع از علی(علیه السلام) تشجیع میکرده است، ➖ معاویه با غضب میپرسد چه میخواهی؟ ➖قال: هَذَا ابْن أَرْطَاة قدم بلادی وَقتل رجالی وَأخذ مالی وَلَوْلَا الطَّاعَة لَکَانَ فِینَا عز ومنعة فإمَّا عزلته فشکرناک وَإِمَّا لافعرفناک. سوده گفت: بسر بن ارطاة که نماینده توست و به دیار ما آمده ، مردان ما را کشته و اموال ما را گرفته، اگر اطاعت تو نمیکرد، عزت ما برقرار بود ، اگر او را عزل کنی از تو ممنون میشویم و اگر نه پس تو را شناختهایم (که همانند کارگزارت هستی) ➖ معاویه خشمناکتر شد و گفت: «إیای تهددین بقومک وَالله هَمَمْت أَن أَدْرَاک علی قتب أَشْرَس فَینفذ حکمه فِیک» یعنی: مرا تهدید میکنی؟ باید که تو را بر شتر ناآرامی بنشانم و نزد او بفرستم تا حکمش را بر تو جاری کند. ➖ سوده ساکت شد و گریست و شعری زیر لب چنین سرود: صلی الإلَه علی جسم تضمنه قبر فَأصْبــح فِیهِ الْعــدْل مَدْفُونا قد حَالف الْحق لا یبغی بِهِ ثمنا فَصَارَ بِالْحَقِّ وَالْإِیمَان مَقْرُونا یعنی: درود خداوند بر جسمی که قبر آن را دربر گرفته و عدل در آن مدفون شده(که مقصود او جسم مطهر امیرالمومنین علی علیه السلام بود و عدالتی که با حضرت دفن شد) او(حضرت علی) همپیمان حق بود و هرگز همتایی برای او نیست او با حق و ایمان مقرون و همزاد گشته ➖ معاویه پرسید و مَن ذلک؟ منظورت کیست؟ آن شخص کیست؟ ➖ سوده در جواب گفت: علی بن ابیطالب علیهالسلام. ➖ معاویه پرسید : مَا أری عَلَیْک مِنْهُ أثرا. او برای توچه کرده که نزد تو چنین است؟ ➖ سوده لب به سخن گشود و ماجرای خود را در خصوص شکایت از مأمور حضرت علی(علیه السلام) برای جمع آوری زکوات به نزد آنحضرت نقل کرد که من وقتی وارد دارالاماره شدم وقت نماز حضرت بود. «فَوَجَدته قَائِما یصلی فَانْفَتَلَ من الصَّلَاة ثمَّ قَالَ برأفة وَتعطف: أَلَک حَاجَة؟» پس نمازش را مختصر کرد و حضرت با رأفت و مهربانی از من پرسید: کاری داشتی؟ ➖ من جریان را برای حضرت نقل کردم ، امیرالمومنین گریست و فرمود: خدایا تو بر من و ایشان گواه باش، من هیچگاه به ستم کردن بر مردم دستوری ندادهام و بر ترک حق تو امر نکردهام. سپس قطعه پوستی از جیبش بیرون آورد و (فرمان عزل او را) بر آن نگاشت و مرقوم فرمود: {بِسْمِ اَللََّهِ اَلرَّحْمََنِ اَلرَّحِيمِ ... قَدْ جََاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ، فَأَوْفُوا اَلْكَيْلَ وَ اَلْمِيزََانَ وَ لاََ تَبْخَسُوا اَلنََّاسَ أَشْيََاءَهُمْ ... وَ لاََ تَعْثَوْا فِي اَلْأَرْضِ مُفْسِدِينَ، بَقِيَّتُ اَللََّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ وَ مََا أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ...اذا قَرَأْتَ کتابی هذا فَاحْتَفِظْ بِما فی یدِک مِنْ عَمَلِنا حَتّی یقْدَمَ عَلَیک مَنْ یقْبِضُهُ مِنْک والسلام دلیل و بینه روشنی از طرف پروردگارتان برای شما آمده است؛ بنابراین، حق پیمانه و وزن و عدالت را ادا کنید و از اموال مردم و از حق آنان نکاهید و در زمین به فساد نکوشید اگر مومن هستید...وقتی نامه ام را خواندی، هر چه در ارتباط با ما نزد توست محفوظ بدار، تا کسی بر تو وارد شده و آنها را از تو تحویل گیرد} نامه را از آن حضرت گرفتم، به خدا قسم نه آن را مهر کرد و نه بست و من آن را خواندم(یعنی بدون درنگ و بدون انکه مخفی کاری کند حق ما را به ما بازگرداند) ➖ معاویه پس انکه این را شنید مجبور شد و دستور داد که مشکل آن زن را بر طرف کنند و حقی را که از او ضایع شده بود به او برگردانند. ➖ سوده گفت: فقط حق من یا همه قبیله؟ «هی والله اذن الفحشاء ان کان عدلا شاملا والا فانا کسائر قومی» من اگر فقط به فکر خودم باشم و تنها گلیم خویش را از آب بیرون بکشم، این قبیح است و خدا از کار قبیح نهی کرده است، من نیامدهام که فقط حق شخصی خود را احیا کنم بلکه من آمدهام تا حیثیت جمعی را محترم بشمارم و امده ام حق جامعه را احیا کنم. ➖ معاویه وقتی چنین دید گفت: «هَیْهَات لقدلمظکم ابْن أَبی طَالب الجرأة علی السُّلْطَان فبطیئا مَا تفطمون». معاویه گفت: ای وای که پسر ابوطالب ،(حق خواهی و عدالت خواهی) را به شما چشانده و به دهان شما نهاده که بر سلطان جری شوید (شما را بر سلطان جری کرده) و چقدر طول خواهد کشید که بتوان این مزه را از زیر زبانتان خارج ساخت. 📚 أخبار الوافدات من النساء على معاوية بن أبي سفيان، ص ۷۰؛ بلاغات النساء، ص۴۹ 📚العقد الفريد ، ج۱ ، ص ۳۴۶ 〰〰〰〰〰〰 🔹 @Borhane_shia
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
1⃣اولا توی همان روایات محقق کتاب جناب آقای غفاری جواب دادن که ظاهراً مربوط به یک مسلمانی است که قبلش یهودی بوده 2⃣ دوماً خود علامه مجلسی در شرح این روایت پاسخ دیگری بر شما داده ⬅️ فَهَذَا مَحْمُولٌ عَلَى أَنَّهُ إِذَا شَرِبَ مِنْهُ مَنْ يَظُنُّهُ يَهُودِيّاً وَ لَمْ يَتَحَقَّقْهُ فَيَجِبُ أَنْ لاَ يَحْكُمَ عَلَيْهِ بِالنَّجَاسَةِ إِلاَّ مَعَ👈 اَلْيَقِينِ👉 3⃣ در مکتب کذای شما پر است از تناقض که در تکست بالا چند نمونه آوردم پیامبر شما خودش با خودش تناقض دارد آن وقت آمده آید به شیعه گیر میدید ؟
┅➵✺𖣐﴾﷽﴿𖣐✺➵━┅ 🔰جهال عمریه از آنجا که کل مذهب کذایشان تناقض است و ما در این کانال کلی از این مطالب را بارگذاری کردیم آمده اند اروج جدجهنمیشان به ائمه شیعه گیر دادن به عنوان نمونه (( کلیک کنید )) (( کلیک کنید )) در ادامه همین لینک پایین بیاید تا کلی از این مطالب را ملاحظه کنید پاسخ در ادامه..
راه عترت (صلی الله علیهم) قال رسول الله (صلی الله علیه و آله): إني تارك فيكم الثقلين، كتاب الله و عترتي. Raahe_Etrat | راه عترت Raahe_Etrat | راه عترت Raahe_Etrat | راه عترت
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи