- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 11
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 29
- 1/48двое суток
- 33
- 1/72трое суток
- 35
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
без подписи
میل جنسیم رو گذاشتم کنار و شروع کردم به شناختن اون دختر... دیگه برام حکم وسیله رو نداشت؛ برام آدمی نمود کرد که میل به فهمیده شدن، داشت. پای حرفاش مینشستم، گاهی با یه دختر بچه شر و شیطون روبرو میشدم و گاهی با یه دنیا رنج و اندوه و حسرت... تو وجود اون دختر بود که فهمیدم؛ چقدر لذتبخشه دونستنِ آدم، و من برای اون دختر گاهی پدر میشدم، گاهی عاشقش بودم، و گاهی همبازیش... وقتی که پیش هم بودیم؛ چشماشو خواب می برد، خمیازه میکشید و من میفهمیدم که کنارم، حس امنیت داره... اونم برام گاهی مادری میکرد، گاهی عاشقم بود، و گاهی، همبازیم. خواستم و تونستم که عمیقاً عشق رو؛ در اون دختر، تجربه کنم... و این، اوجِ من بود...
«گاهی خطرناکترین شکل قدرت، قدرتی است که مردم را وادار میکند یکسان ببینند.»
без подписи
без подписи
دلم برایت تنگ است، برای حضورت، برای صدایت، و برای تمام چیزهای که دیگر ندارم...
без подписи
без подписи
без подписи
خداوندا خود راه گریزی قرار بده برای کشتی شکستهای که نه غرق میشود و نه نجات پيدا میکند.
چطور میتوان برای کسی که قصد ماندن ندارد، از عشق و دوست داشتن گفت؟ عزیزم، کسی که تو را بخواهد، در تردید و سردرگمی رهایت نمیکند..
و نه اینکه زنده نمانده باشیم، زنده ماندیم! اما گریان و زخمی، زندگی را بر دوش خود گذاشتیم و در میانهی میدان جنگ، به هر سویی دویدیم.
و سلام بر کسانی که وقتی در تاریکیِ وجود خود غرق شده بودیم، تنها شمعشان را برای ما روشن کردند.
به او نگاه کردم و سپس چیزی در من جریان یافت، چیزی که انگار به من میگفت او کسی است که هم درد تو خواهد بود، و هم درمانت.
و دیگر هیچ سعادتی، رنج ما را بهبود نخواهد بخشید. ما هیچزمان از زخمهایمان التیام نخواهیم یافت.
без подписи
без подписи
https://t.me/sarzaminremix