tgindex
دکتر ایاد قنیبی

دکتر ایاد قنیبی

Статистика
@EyadQunaibiFперсидский

كانال رسمى دكتر اياد قنيبى به زبان فارسی؛ (نويسنده، استاد دانشگاه و مکتشف در زمینه‌ی داروشناسی).

Последний пост
5 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
3 639
−1 за 4 дн.
Сутки
−1
−0,03%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 227
20 постов
Вовлечённость
33,7%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
634
1/48двое суток
726
1/72трое суток
783

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 5 авг.427129из MohammadBahramih

    🎙 درس: سخنان دکتر إیاد قنیبی بر مزار مادرش 👤 استاد: محمد بهرامی ⏰ مدت ارائه: 08: 19 دقیقه ☁️ حجم: 13 MB https://t.me/MohammadBahramih

  • 30 июл.1 0044621

    شخصیتِ شوخ‌مسلک و از دست رفتنِ آگاهی! بسیاری از مسلمانان امروز به شخصیتی شوخ‌مسلک و هزل‌گرا تبدیل شده‌اند؛ شخصیتی که می‌کوشد از هر چیزی سوژه‌ای برای خنده و شوخی بسازد، درباره هر موضوعی لطیفه بگوید، حرمت آنچه سزاوار احترام است را نگاه ندارد و همه چیز را به دستمایه‌ی طنز تبدیل کند. چنین کسی از جدیت می‌گریزد و هر کس او را به وقار، متانت و جدیت فرا بخواند، انسانی «عبوس» و «تلخ‌خو» می‌پندارد. این همان شخصیتی است که در طول سال‌ها، فرهنگ نمایش‌های کمدی، سریال‌ها و برنامه‌های سرگرم‌کننده آن را پرورش داده است؛ شخصیتی که حتی در مجلس عزاداری نیز تاب حفظ ظاهر جدی را ندارد. این شخصیت، به جای آنکه برای اصلاح واقعیت تلخ زندگی خود تلاش کند، به شوخی‌های بی‌مزه و سبک پناه می‌برد تا اندکی خود را سرگرم سازد؛ بلکه حتی همان واقعیت دردناک را نیز به سوژه‌ی خنده و لطیفه تبدیل می‌کند. ستم حاکمان فاسد و اطرافیانشان را نیز دستمایه‌ی طنز می‌سازد؛ بدین‌گونه احساس خشم و ستمدیدگی خود را با خنده‌ای بی‌ثمر تخلیه می‌کند، نه اینکه آن را به نیرویی برای اصلاح، تغییر و انگیزه‌ای برای دوری از امور بی‌ارزش تبدیل سازد. از همین رو تعجب نکن اگر ببینی رئیس‌جمهور، پادشاه یا وزیری از نویسنده‌ای که درباره‌ی حکومت لطیفه می‌نویسد، یا از کارتونیستی که واقعیت‌های جامعه را به سخره می‌گیرد، تجلیل می‌کند. راستی، برای ستمگران چه سودی بزرگ‌تر از این که مردم تحقیر شوند، مورد ظلم قرار گیرند، اما در نهایت به همان تحقیر و ظلم بخندند؟ صاحبان این «شخصیت شوخ‌مسلک» گاه به مرحله‌ای می‌رسند که دیگر حتی از این شوخی‌ها نیز لذت نمی‌برند. این روحیه برایشان دردسر، دشمنی، کینه، سوءتفاهم، از بین رفتن هیبت و کاهش احترام دیگران را به همراه می‌آورد؛ با این حال همچنان به شوخی و بیهوده‌گویی ادامه می‌دهند. آنان به مرحله‌ای از اعتیاد رسیده‌اند؛ مرحله‌ای که انسان از ترک عادتی که سال‌ها به آن خو گرفته می‌ترسد، هرچند دیگر هیچ لذتی از آن نمی‌برد؛ گویی راه جدیت را به کلی فراموش کرده‌اند و حتی به پیمودن آن نمی‌اندیشند. «شخصیت شوخ‌مسلک» هیچ چیز را آن‌گونه که شایسته است مقدس نمی‌شمارد و آن‌گونه که باید بزرگ نمی‌داند؛ زیرا روحیه‌ی هزل و شوخی همه‌ی احساسات و نگرش او را فرا گرفته است. این، ریشه‌ی مشکل کسانی است که با آیات قرآن، الفاظ و مفاهیم شرعی، یا سخن گفتن درباره‌ی پیامبران، فرشتگان و صحابه شوخی می‌کنند. آنان شاید قصد استهزا نداشته باشند، اما آنچه را سزاوار تعظیم و احترام است، آن‌گونه که باید بزرگ نمی‌شمارند و حرمتش را نگاه نمی‌دارند؛ تا آنجا که هر کس آنان را به این احترام و تعظیم فرا بخواند، در نظرشان فردی سخت‌گیر و عبوس جلوه می‌کند. شاید همین نکته به ما کمک کند که بفهمیم چرا سلف صالح از زیاده‌روی در شوخی نکوهش کرده‌اند؛ تا مبادا شخصیت انسان به شخصیتی هزل‌گرا، پوچ و در عین حال اندوهگین در درون تبدیل شود. زیرا به جای آنکه انسان از اصلاح جامعه و هدایت مردم شادمان گردد، به شوخی‌های بیهوده و کم‌ارزش روی می‌آورد؛ شوخی‌هایی که اندک‌اندک دامن دین او را نیز می‌گیرد و سرانجام دنیا و آخرتش را تباه می‌سازد. دکتر ایاد قنیبی https://t.me/EyadQunaibiF

  • 12 июл.1 9056715

    آیا آن سناتور آمریکایی را به یاد دارید که به دشمنی شدید با مسلمانان شناخته می‌شد؟ همان کسی که در تحریک اسرائیل علیه غزه گفت: «هر کاری لازم است انجام دهید... آنجا را با خاک یکسان کنید.» او ساعاتی پیش، به‌طور ناگهانی، درگذشت. اکنون دیگر نه مصونیتی دارد، نه نفوذی، نه عنوان و مقامی، و نه کشوری و نه ارتشی که به آن پناه ببرد. همه آنچه در این دنیا در اختیار داشت، پایان یافت؛ و اکنون زندگی برزخی و پاداش یا کیفر آن آغاز شده است، پیش از حسابرسی کامل در روز قیامت. او از دنیا رفت؛ همان‌گونه که پیش از او، ده‌ها هزار نفر از مردم غزه که خود به ریخته شدن خونشان تحریک کرده بود، از این دنیا رفته بودند. اکنون همه آنان به سرایی گام نهاده‌اند که در آن، برخلاف دنیا، ترازوی عدالت هرگز به هم نمی‌خورد، هیچ ستمی گم نمی‌شود، و هر انسانی جزای کردار خویش را خواهد دید. مرگ، خود بزرگ‌ترین پند و اندرز است؛ زیرا با آن، قدرت و سلطه پایان می‌یابد و زمانِ جزا آغاز می‌شود. دکتر ایاد قنیبی https://t.me/EyadQunaibiF

  • 12 июл.1 121378

    من معمولاً پیاده به سمت محل کارم می‌روم. در مسیر، کارگرانی را می‌بینم که آثار خستگی و اندوه در چهره‌هایشان پیداست و برای آغاز کار روزانه‌شان راهی هستند. من هم پیش‌دستی می‌کنم و به آنان سلام می‌دهم، به امید پاداش الهی؛ زیرا شاید همین سلامِ یک غریبه، یکی از معدود جرعه‌های روحیه‌بخشی باشد که در طول روز نصیبشان می‌شود؛ اینکه احساس کنند کسی آن‌ها را دیده، برایشان احترام قائل شده و با سلام خود به آن‌ها توجه نشان داده است. با خود می‌گویم: شاید یکی از معانی سخن پیامبر ﷺ که فرمودند: «سلام را در میان خود گسترش دهید»، همین باشد؛ اینکه مسلمان با یک رفتار ساده و بی‌هزینه، که نه وقت زیادی می‌گیرد و نه زحمتی دارد، روحیه برادر مسلمانش را تقویت کند. تنها کافی است ارزش برادریِ ایمانی را بدانی و با محبت و توجه به دیگر مسلمانان بنگری. دکتر ایاد قنیبی https://t.me/EyadQunaibiF

  • 5 июл.1 462387

    سؤالی دارم و می‌خواهم کسانی پاسخ آن را بدهند که پیوسته از «شنیدن و اطاعت کردن از حاکمان» سخن می‌گویند، گویی در دورانی زندگی می‌کنیم که شریعت به‌طور کامل اجرا می‌شود. آیا این روزها این هجوم دیوانه‌وار را نمی‌بینید؟ هجومی هماهنگ به همه ارکان اسلام؛ توهین به خداوند متعال، کتاب او، پیامبر ﷺ، صحابه و مادران مؤمنان. توهین‌هایی که با هزینه از اموال عمومی مسلمانان تولید می‌شود، در استودیوهایی در میان مسلمانان ساخته می‌شود و از شبکه‌هایی در سرزمین‌های اسلامی پخش می‌گردد. آیا همه این‌ها کفری آشکار، صریح و بی‌پرده نیست؟! آیا در برابر این بزرگ‌ترین منکرات، هیچ موضع شرافتمندانه‌ای ندارید؟ آیا حاضر نیستید درباره کسانی که از آنان دفاع کردید و به خاطرشان به دعوتگران دینی طعنه زدید، سخن حقی بر زبان آورید؟ پیش از آنکه ـ طبق عادت همیشگی‌تان ـ شمشیر انتقاد را به سوی ما بکشید، پاسخ این پرسش را بدهید. ما اکنون درباره «فتنه» یا «خون‌ریزی» که همواره مردم را با آن می‌ترسانید و دعوتگران را به دعوت به آن متهم می‌کنید، سخن نمی‌گوییم؛ بلکه درباره این صحبت می‌کنیم که هر چیز با نام واقعی خود خوانده شود و از بی‌حس کردن امت و تحریف و به‌کار بردن نادرست اصطلاحات شرعی دست برداشته شود. بارالها! انتقام خود را از کسانی که به دینت و پیامبرت ﷺ جسارت می‌کنند، و نیز از کسانی که زمینه این کار را برای آنان فراهم می‌کنند و از آنان دفاع می‌کنند، بگیر. پروردگارا! ما را به سبب کارهایی که آنان انجام می‌دهند مؤاخذه مکن؛ زیرا ما از آنان و از پستی و فرومایگی‌شان بیزاریم. دکتر ایاد قنیبی https://t.me/EyadQunaibiF

  • 3 июл.1 307144из MohammadBahramih

    از نشانه‌های کم‌خردی و ناآگاهی از سنت‌های الهی در هستی این است که انسان در مسیر اصلاح جامعه گام بردارد، سپس وقتی مطلبی در امر به معروف یا نهی از منکر منتشر می‌کند و با دیدگاه‌های منفی، تمسخر، تحقیر یا ناسزا روبه‌رو می‌شود، از این برخوردها شگفت‌زده گردد یا به سبب ناراحتی، از ادامه‌ی راه اصلاح دست بکشد! بلکه چه‌بسا نبودن چنین واکنش‌هایی، نشانه‌ی آن باشد که دعوت تو هنوز به گروهی نرسیده است که بیش از دیگران به آن نیاز دارند؛ گروهی که گرفتار نادانی، شتاب‌زدگی و بدرفتاری‌اند. و بسیار اتفاق می‌افتد که زشتیِ یک نظر یا واکنش، گواه آن است که تو بر نقطه‌ای حساس دست گذاشته‌ای و باوری نادرست را که صاحبش به آن خو گرفته بود، به لرزه درآورده‌ای. همچنین ممکن است نبودِ این مخالفت‌ها، نشانه‌ی کم‌اثر بودن دعوت باشد؛ زیرا دعوتی که بر روش پیامبران باشد، ناگزیر دشمنیِ شیاطینِ انس و جن را برمی‌انگیزد؛ چنان‌که الله متعال می‌فرماید: ﴿وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنسِ وَالْجِنِّ﴾ «و بدین‌گونه برای هر پیامبری دشمنانی از شیاطینِ انس و جن قرار دادیم.» و نیز سخن عبدالرحمن بن مهدی را به یاد داشته باش: «اگر از این بیم نداشتم که خداوند نافرمانی شود، آرزو می‌کردم هیچ‌کس در این شهر نماند مگر آن‌که از من بدگویی و غیبت کند. زیرا چه نعمتی بالاتر از این که انسان در روز قیامت، حسنه‌هایی را در نامه‌ی اعمال خود بیابد که نه خود انجام داده و نه حتی از آن‌ها آگاه بوده است.» پس در راهی که موجب خشنودی الله است، استوار بمان و هر آنچه در این مسیر می‌بینی، به امید پاداش الهی تحمل کن. اللهم اجعلنا هداةً مهديين. نویسنده: دکتر ایاد قنیبی https://t.me/MohammadBahramih

  • 29 июн.1 306376

    اخیراً دو نفر از برادران درباره سخنرانی معروف دکتر جفری لانگ با عنوان: «هدف از زندگی» (The Purpose of Life) با من تماس گرفتند؛ به‌خصوص به این دلیل که من پیش‌تر این سخنرانی را تحسین کرده و به دنبال کردن آن توصیه کرده بودم. نکته‌ای که این دو برادر درباره آن اشکال داشتند، سخنی از دکتر جفری بود که گفت: «… قرآن به ما می‌گوید هنگامی که ما وارد این زندگی شدیم، او (الله) در روح ما چیزی از روح خود را دمید.» یعنی: قرآن به ما خبر می‌دهد که وقتی انسان وارد این دنیا می‌شود، خداوند چیزی از روح خود را در روح ما می‌دمد. و دکتر این سخن را به این معنا بیان کرد که میان ما و خداوند متعال «چیزی مشترک» وجود دارد. بنابراین لازم است تذکر دهیم که این یک برداشت اشتباه و رایج است که دکتر جفری لانگ ـ خداوند او را توفیق داده و هدایتش کند ـ نیز در این مورد دچار آن شده است. سخن خداوند متعال: «وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي» (و از روح خود در او دمیدم) به این معنا نیست که این روح، بخشی جدا شده از ذات خداوند است؛ بلکه این، نسبت دادن یک مخلوق به خالق آن است. روح، مخلوقی از مخلوقات خداوند سبحان است که خداوند آن را برای بزرگداشت و تکریم، به خود نسبت داده است؛ مانند: «ناقة الله» (شترِ خدا) در سوره شمس، و مانند اینکه گفته می‌شود: «شهر الله» (ماه خدا) و «أرض الله» (زمین خدا). این معنا را علما و مفسرانی مانند قرطبی، بغوی، ابن تیمیه، ابن قیم و دیگران نیز توضیح داده‌اند. این مسئله‌ای است که لازم است برای مردم و فرزندانمان روشن کنیم تا در چنین اشتباهی گرفتار نشوند. با این تأکید که سخنرانی یادشده، یعنی «هدف از زندگی»، سخنرانی مفید و تأثیرگذاری است. و چه کسی است که هرگز خطا و فراموشی نکند؟ (جز خداوند متعال) اگر این نوشته به دست کسی رسید که دکتر جفری را می‌شناسد، خواهشمندیم این نکته را با احترام و محبت در راه خدا به ایشان منتقل کند. دکتر ایاد قنیبی https://t.me/EyadQunaibiF

  • 29 июн.1 4331516

    ما در روزهای برگزاری مناسبت‌ها هستیم: جشن‌های فارغ‌التحصیلی، عروسی‌ها و مراسم‌های گوناگون. در این مناسبت‌ها رایج شده است که بعضی از دختران، عکس‌های خود را در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کنند؛ در حالی که آرایش کرده‌اند و با حالت‌های نمایشی و جلوه‌گرانه ظاهر می‌شوند. نصیحت من در اینجا ابتدا متوجه خواهران و دختران ماست؛ کسانی که برای سخن شرعیِ «خدا فرمود و پیامبر ﷺ فرمود» ارزش قائل هستند: روی چنین عکس‌هایی با دکمه پسندیدن (لایک) واکنش نشان ندهید، و فقط به جملات تبریکِ خالی از نصیحت و یادآوری بسنده نکنید. وقتی می‌نویسید: «هزار بار مبارک باشد»، «چقدر زیبا و درخشانی»، «ان‌شاءالله از این هم بالاتر بروی»، بدون اینکه هیچ یادآوری کنید که انتشار چنین عکس‌هایی شایسته نیست؛ پس جایگاه شما نسبت به سخن پیامبر ﷺ که فرمود: «هر کس از شما کار ناپسندی را دید، باید آن را با دستش تغییر دهد؛ و اگر نتوانست، با زبانش (اعتراض و تذکر دهد)؛ و اگر نتوانست، با قلبش آن را انکار کند، و این ضعیف‌ترین مرتبه ایمان است» کجاست؟ به خودت نگو: «من در قلبم آن را انکار می‌کنم، اما برای رعایت رابطه و محبت، برایش کامنت می‌گذارم.» زیرا این نوع همراهی آشکار با آن رفتار، با انکار منکر در تضاد است؛ و تو مجبور به انجام آن نیستی. کمترین کاری که می‌توانی انجام دهی این است که کامنت نگذاری و بخشی از تشویق این رفتار یا عادی‌سازی آن نباشی. و سخن پروردگار را به یاد داشته باش: «و خدا و رسولش سزاوارترند که آنان را خشنود سازند، اگر مؤمن هستند.» اما درباره دخترانی که خودشان این عکس‌ها را از ابتدا منتشر می‌کنند، و همچنین مادران و پدرانشان؛ گمان می‌کنم ما پیش از سخن گفتن درباره این پدیده خاص، نیاز داریم که زمینه‌هایی از اصول و ارزش‌های مشترک را با آنان بنا کنیم. با این حال، باید یادآوری کرد که همه فرزندان ما، چه پسر و چه دختر، نیازمند تقویت روحی و این احساس هستند که نزد خداوند، با اطاعت از او، دارای ارزش و کرامت هستند. زیرا بسیاری از جلوه‌های جشن و شادیِ غیرمشروع، ریشه در این دارد که پسر یا دختر به دنبال توجه، ارزشمندی، تقدیر شدن یا احساس موفقیت است؛ و این چیزی است که بسیاری از مربیان در آن کوتاهی می‌کنند. پس بیایید این نیاز را از راه حلال و درست تأمین کنیم، پیش از آنکه آنان آن را از راه‌هایی جستجو کنند که خالق متعال را خشنود نمی‌سازد. دکتر ایاد قنیبی https://t.me/EyadQunaibiF

  • 23 июн.1 446227

    وقتی انصار از جدایی رسول خدا ﷺ ترسیدند پیش از هجرت نبوی شریف، انصار با رسول الله ﷺ پیمان بستند که اگر به مدینه آمد، از او حمایت و دفاع کنند. آنان می‌دانستند که یاری کردن پیامبر ﷺ باعث خواهد شد با تمام قبایل عرب دشمن شوند، بزرگان و بهترین افرادشان کشته شوند و شمشیرها بدن‌هایشان را بشکافد؛ با این حال برای این فداکاری‌ها آماده بودند. آن‌ها از رسول الله ﷺ سؤال مشخصی پرسیدند: «ای رسول خدا! میان ما و مردان (یعنی قبایل و خویشاوندانمان) پیوندها و رابطه‌هایی وجود دارد که ما آن‌ها را قطع خواهیم کرد. آیا احتمال دارد که اگر ما این کار را انجام دهیم و خداوند تو را پیروز گرداند، دوباره به سوی قوم خود بازگردی و ما را ترک کنی؟» رسول خدا ﷺ لبخندی زد و فرمود: «بلکه خون، خون است و ویرانی، ویرانی است (یعنی خون شما خون من است و سرنوشت شما سرنوشت من است). من از شما هستم و شما از من هستید. با هر کس که شما بجنگید می‌جنگم و با هر کس که شما صلح کنید، صلح می‌کنم.» (یعنی هرگز شما را ترک نمی‌کنم و سرنوشت من با شما یکی است.) پس پیامبر ﷺ به سوی آنان هجرت کرد و با آمدنش، شهر مدینه و دل‌های مردمش روشن شد. هشت سال پر از حوادث گذشت؛ سال‌هایی که در آن انصار محاصره شدند، دشمنی همه قبایل عرب را تحمل کردند و همان‌گونه که انتظار می‌رفت، بزرگان و بهترین افرادشان در راه اسلام کشته شدند. سپس رسول خدا ﷺ مکه را فتح کرد و همراه با سپاهی از مهاجران و انصار وارد آن شد. بعد از فتح مکه، مشرکان سراسر جزیره عربستان برای جنگ با پیامبر ﷺ گرد آمدند. رسول خدا ﷺ به سوی آنان در جنگ حنین حرکت کرد. در آن نبرد، دشمن نزدیک بود سپاه پیامبر ﷺ را شکست دهد، اما پیامبر ﷺ استوار ماند و سپس انصار بازگشتند و گرد او جمع شدند و در کنار او جنگیدند تا خداوند پیروزی را نصیبشان کرد و رسول خدا ﷺ اموال مشرکان را به غنیمت گرفت. نوبت تقسیم غنائم رسید. رسول خدا ﷺ به دشمنان دیروز، یعنی مشرکان مکه که برخی مسلمان شده بودند و برخی هنوز بر شرک خود بودند، بخشش‌های بزرگی عطا کرد تا دل‌هایشان به اسلام نزدیک شود. به فقیران مهاجر نیز عطا کرد. اما به انصار چیزی نداد. اندوه وارد دل‌های انصار شد. با خود گفتند: «آیا رسول خدا ﷺ فداکاری‌های ما را ندید؟» «آیا وقتی رسول خدا ﷺ به خانواده و قوم خود در مکه رسید، آنان را بر ما ترجیح داد؟» «آیا ممکن است رسول خدا ﷺ در مکه بماند و ما بدون او بازگردیم و مدینه دوباره تاریک شود؟» پس وقتی پیامبر ﷺ از ناراحتی و گلایه آنان باخبر شد، چه کرد؟ چه سخنانی به آنان گفت که باعث شد از شدت گریه، ریش‌هایشان از اشک خیس شود، سپس شادمان شوند و دیگر به غنائم و دنیاهایی که دیگران به دست آورده بودند توجهی نکنند؟ این بخش زیبا و تأثیرگذار از این ماجرا با عنوان «زیباترین داستان‌های وفاداری» از پادکست «چگونه رسول خدا ﷺ را دوست داشتم» انتخاب شده است. https://youtu.be/0hTAAONjYO0?si=O2Yzjk1vXDXcex4r دکتر ایاد قنیبی https://t.me/EyadQunaibiF

  • 18 июн.1 5214022

    یک تریلیون دلار... برای «ایلان ماسک» چه چیزی می‌خرد؟ ایلان ماسک به نخستین تریلیونر تاریخ تبدیل می‌شود. ثروت او از مرز یک تریلیون دلار گذشته است؛ یعنی (یک میلیون میلیون دلار). این عددی نجومی و شگفت‌انگیز است، اما سؤال واقعی این است: این رقم در زندگی واقعی چه معنایی دارد؟ ۱. آیا این یعنی ماسک آزادی بیشتری پیدا کرده است؟ هرگز! شاید به یاد داشته باشید که برخی مواضع او زمانی «جسورانه» توصیف می‌شد، اما پس از مدتی مانند دیگران در برابر نفوذ صهیونیستی سر فرود آورد و شروع به انتشار مطالبی کرد که ظلم را تأیید می‌کند و آشکارا به شریعت اسلامی حمله می‌کند. چنین افرادی بیش از هر چیز از ترسِ از دست دادن منافع مالی‌شان تسلیم می‌شوند؛ ثروتی که به جای آزادی، برایشان سرچشمه‌ی ذلت و ضعف می‌شود. در نتیجه، انسان بنده‌ی دارایی‌هایش می‌گردد، زیرا از کاهش آن‌ها می‌ترسد. ۲. آیا این ثروت حتی یک ثانیه به عمر او اضافه می‌کند؟ اگر ثروت او یک میلیون برابر ثروت یک میلیونر باشد، آیا یک میلیون برابر عمر خواهد کرد؟ آیا تریلیون دلار می‌تواند وقتی اجلش فرا برسد، حتی یک دقیقه به عمر ماسک اضافه کند؟ یا او را از بیماری و پیری نجات دهد؟ ۳. آیا زیاد بودن مال، فضیلت و اخلاق می‌آورد؟ واقعیت خلاف آن را نشان می‌دهد. برای نمونه، هشدار سازمان تنظیم ایمنی اینترنت استرالیا (eSafety) درباره‌ی این‌که محتوای سوءاستفاده جنسی از کودکان در پلتفرم X که متعلق به ماسک است، «به‌صورت نظام‌مند گسترده شده» است. ثروت عظیم می‌تواند نفوذ بخرد، اما نمی‌تواند شرافت و اخلاق بخرد. ۴. آیا این تریلیون، ماسک را در آخرت نجات خواهد داد؟ برعکس، خداوند متعال می‌فرماید: ﴿وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ۝ يَوْمَ يُحْمَىٰ عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَىٰ بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ ۖ هَٰذَا مَا كَنَزْتُمْ لِأَنفُسِكُمْ فَذُوقُوا مَا كُنتُمْ تَكْنِزُونَ﴾ (توبه: ۳۴-۳۵) «و کسانی که طلا و نقره را گنجینه می‌کنند و آن را در راه خدا انفاق نمی‌کنند، آنان را به عذابی دردناک بشارت ده؛ روزی که آن‌ها را در آتش جهنم گداخته می‌کنند و پیشانی‌ها، پهلوها و پشت‌هایشان را با آن داغ می‌کنند (و به آنان گفته می‌شود): این همان چیزی است که برای خود ذخیره کردید، پس بچشید آنچه را که ذخیره می‌کردید.» و پیامبر ﷺ فرمودند: «همانا ثروتمندانِ بسیار، در روز قیامت فقیرترین‌ها هستند؛ مگر کسی که چنین و چنان و چنان (در راه خیر) بخشیده باشد.» یعنی کسانی که مال خود را در راه‌های خیر مصرف کرده‌اند. خلاصه: انسان عاقل نمی‌پرسد: «ماسک چقدر دارایی دارد؟» بلکه می‌پرسد: «این دارایی چه سودی برای او دارد؟» و این تریلیون، همه‌اش نتیجه‌ی نبوغ ماسک نیست؛ بلکه گواهی است بر فساد نظام سرمایه‌داری ربوی؛ نظامی که به حلال و حرام، حق و عدالت توجهی ندارد. ﴿وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ﴾ «و زندگی دنیا چیزی جز کالای فریبنده نیست.» (آل‌عمران: ۱۸۵) دکتر ایاد قنیبی https://t.me/EyadQunaibiF

  • 17 июн.1 188184

    «آگاه باشید، به خدا سوگند سه دعا خواهم کرد: خدایا! اگر این بنده‌ی تو دروغگوست و برای ریا و شهرت برخاسته است، عمرش را طولانی کن، فقرش را طولانی گردان، و او را گرفتار فتنه‌ها کن . » «برای ریا و شهرت برخاسته است»؛ چیزی که در زمان ما شبیه آن است: برای به دست آوردن لایک‌ها، بازدیدها، دنبال‌کنندگان و بالا رفتن از شانه‌های دیگران. و خداوند دعای او را همان‌گونه که در حدیث بخاری و مسلم آمده، پذیرفت. پس درباره چنین کسانی مهم نیست که به آنان فکر کنم یا پاسخشان را بدهم؛ حتی اگر تهمتشان بزرگ باشد و عده‌ای به سبب آن تحت تأثیر قرار گرفته باشند. کار آنان را به روز قیامت واگذار می‌کنم؛ روزی که بهترین و عادل‌ترین داوران، یعنی خداوند سبحان، میان ما قضاوت خواهد کرد. اگر حقی از ما بر گردن آنان باشد، آن را در روزی مطالبه خواهیم کرد که انسان بیشترین نیاز را به حسنات دارد و از گناهان دیگران برداشته می‌شود. و از خداوند می‌خواهیم که به عاقلان و راستگویانِ مسلمانان، سلامت سینه و پاکی دل عطا فرماید. دکتر ایاد قنیبی https://t.me/EyadQunaibiF

  • 17 июн.1 093135

    چقدر دوست دارم که مسلمانان سینه‌ای پاک و خالی از کینه نسبت به یکدیگر داشته باشند... حدود یک ماه پیش، اتفاقی چشمم به تصویر روی جلد یک کلیپ از برادری افتاد که در آن عکس این بنده‌ی فقیر (ایاد) را در کنار شخصی قرار داده بود که برای اهل باطل مشروعیت قائل می‌شود، و عنوانی هم بر آن گذاشته بود که در آن تحامل و سخت‌گیری زیادی وجود داشت. این کلیپ یک سال از انتشارش گذشته بود و تعداد زیادی از مردم آن را دیده بودند، اما من تا آن زمان از آن خبر نداشتم و حتی تا الآن هم نرفته‌ام ببینم در آن چه گفته شده است؛ زیرا دوست ندارم هر چیزی را که درباره‌ام گفته می‌شود دنبال کنم. از یک دوست مورد اعتماد درباره صاحب آن کلیپ پرسیدم: آیا او از افراد عاقل و منصف است؟ گفت: بله. پس برای آن برادر، پیامی فرستادم که در آن حقیقت دیدگاه‌ها و مواضعم را توضیح دادم، از کلیپش گلایه کردم و از خدا خواستم که سینه‌اش را برای پذیرش حق گشاده کند و او را هدایت نماید. این در روزهای آغازین دهه‌ی مبارک ذی‌الحجه بود. در پایان پیامم نوشتم: «اگر برایت روشن شد که در حق برادرت ظلم کرده‌ای، از تو می‌خواهم کلیپ مذکور را حذف کنی و موضع خود را درباره برادرت اصلاح نمایی تا در پیشگاه خداوند مسئولیتی بر گردنت نماند. و من در آن صورت، در دنیا و آخرت تو را می‌بخشم. من دوست ندارم قلب و فکرم را درگیر جنگ‌های فرعی با برادرانم کنم، در حالی که همه‌ی ما مورد هدف قرار گرفته‌ایم. وگرنه خداوند می‌داند که کاری که انجام دادی، ظلم و تجاوز است. تو را به سخن پیامبر ﷺ یادآوری می‌کنم که فرمود: «هیچ گناهی سزاوارتر نیست که خداوند مجازات صاحبش را در دنیا، علاوه بر آنچه برای آخرتش ذخیره کرده، زودتر برساند، از ظلم و ستم و قطع رابطه خویشاوندی.» والسلام.» اما آن برادر ـ خداوند او را گرامی بدارد ـ جز این نکرد که فوراً عذرخواهی کرد و کلیپ را حذف نمود، سپس کلیپ دیگری منتشر کرد و در آن از سخنان قبلی خود درباره این بنده‌ی فقیر عقب‌نشینی کرد. من این کار او را بسیار بزرگ شمردم، و دنبال‌کنندگانش نیز آن را تحسین کردند. مردم برای او و برای این بنده‌ی فقیر دعاهای خیر کردند. و اکنون قلبم نسبت به آن برادر کاملاً صاف است و هیچ کینه‌ای آن را تیره نمی‌کند. اما درباره کسانی که کلیپ قدیمی او را دیدند و به خاطر آن به تو بدگویی کردند و به تو ظلم کردند چه؟ مهم نیست. خداوند ما را در چشم بسیاری از مردم زیباتر از آنچه شایسته‌اش هستیم جلوه داده است؛ پس اگر به خاطر خداوند به ما چیزی نسبت داده شد که سزاوارش نیستیم، از آن می‌گذریم. نکته‌ی اصلی این است: ای کاش این کار تبدیل به یک فرهنگ عمومی شود که افراد عاقل با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و سوءتفاهم‌ها و اختلافات را میان خودشان حل کنند، به جای اینکه مسلمانان را سرگرم جنگ‌ها و درگیری‌های فرعی کنند. به خدا سوگند، این برای هر دو طرف و برای مردم بهتر است. البته این به معنای آن نیست که من نقد یا پاسخ را نمی‌پذیرم، یا شرط می‌گذارم که کسی که به من پاسخ می‌دهد حتماً با سبکی که من دوست دارم سخن بگوید. ممکن است برادری به حق مرا نقد کند و واقعاً من اشتباه کرده باشم، و از سخنانش آشکار باشد که هدفش رسیدن به حق است نه شکار اشتباهات و تخریب. در چنین حالتی، زیاد درگیر سبک سخن او نمی‌شوم؛ چه خوب باشد چه بد، زیرا چیزی مهم‌تر مرا مشغول کرده است: آیا آنچه گفته حق است و آیا باید آن را برای کسانی که مرا دنبال می‌کنند روشن کنم تا آنان بر اشتباه باقی نمانند؟ زیرا حق شایسته‌تر است که از آن پیروی شود. شاید بپرسی: چرا در ابتدا پرسیدی که آیا آن برادر از افراد عاقل است؟ زیرا در مقابل، کسانی هستند که ـ چنان‌که از رفتارشان پیداست ـ تمام هدفشان به دست آوردن بازدید و شهرت است، حتی اگر با تهمت زدن به این بنده‌ی فقیر یا کسی بهتر از او باشد. سخن پروردگارشان نیز آنان را باز نمی‌دارد که فرمود: «و کسانی که مردان و زنان مؤمن را بدون اینکه کاری کرده باشند آزار می‌دهند، بهتان و گناهی آشکار را بر دوش گرفته‌اند.» همچنین کسانی هستند که با روش و منهج این بنده‌ی فقیر مخالف‌اند، اما نمی‌خواهند صادقانه این مخالفت را بیان کنند؛ زیرا کالای فکری‌شان نزد مردم خریدار پیدا نمی‌کند، پس راهی جز تهمت و افترا نمی‌یابند. افرادی از این دو گروه برایم مهم نیستند که بخواهم دل خود را نسبت به آنان پاک کنم، و اصلاً خودم را موظف به چنین کاری نمی‌دانم. من بهتر از سعد بن ابی‌وقاص رضی‌الله‌عنه نیستم؛ همان کسی که وقتی شخصی علیه او شدیدترین تهمت‌ها را زد و حقیقت‌ها را وارونه جلوه داد، گفت:

  • 15 июн.1 134209

    استقامت، بزرگ‌ترین کرامت است گاهی انسان آرزو می‌کند که یک «کرامت خارق‌العاده» نصیبش شود؛ به‌خصوص کسی که گرفتار سختی و آزمایش است، تا احساس کند که خداوند با اوست. اما با دقت در موضوع، همان‌گونه که عالمان ما گفته‌اند: «استقامت، بزرگ‌ترین کرامت است.» ای مسلمانِ پایدار، وقتی در این زمان دشوار بر راه حق ثابت قدم می‌مانی، در حالی که شیاطینِ انس و جن پی‌درپی علیه تو تلاش می‌کنند... (نیرنگ شب و روز) ( سبأ : ۳۳ ) و برخی جریان‌ها و مراکز، سه شیفت کاری پشت سر هم دارند تا حتی یک ساعت هم از تلاش بازنمانند! موضوع تنها به توانایی‌های انسانی محدود نمی‌شود؛ بلکه قرآن می‌فرماید: «وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ» ( انعام : ۱۲۱ ) (همانا شیاطین به دوستان و پیروان خود القا می‌کنند.) همان‌طور که می‌گوییم: شیطان به جای آنان فکر می‌کند! آنان میلیاردها هزینه برای رسانه‌ها می‌کنند و صدها مرکز برنامه‌ریزی راهبردی در جهان با بودجه‌های عظیم دارند که یکی از مهم‌ترین اهدافشان این است: «تا مردم را از راه خدا بازدارند.» ( انفال : ۳۶) میلیاردها هزینه جنگ‌های نظامی می‌کنند: «و آنان همچنان با شما می‌جنگند تا اگر بتوانند شما را از دینتان بازگردانند.» ( بقره : ۲۱۷ ) و کسانی از میان خود شما، با نام‌های اسلامی مانند نام تو، آنان را یاری می‌کنند؛ کسانی که: «حق را با باطل می‌آمیزند» و با تحریف سخنان قرآن و تغییر دادن معانی آن، استدلال می‌کنند. اگر با وجود همه این‌ها، تو بر دین خود ثابت مانده‌ای و بر فرمان خدا استقامت کرده‌ای... چه کرامتی بزرگ‌تر از این می‌خواهی؟! و چه شکستنِ عادت و امر خارق‌العاده‌ای بزرگ‌تر از این می‌طلبی؟! خداوند می‌فرماید: «وَإِنْ كَانَ مَكْرُهُمْ لَتَزُولُ مِنْهُ الْجِبَالُ» ( ابراهیم : ۴۶ )(این، قرائتی صحیح و متواتر است که در آن «لَتَزُولُ» با ضمه لام خوانده می‌شود) ترجمه : (هرچند نیرنگ آنان چنان باشد که کوه‌ها را از جای خود برکند.) با این همه، مکر و فریب آنان نتوانسته ایمان را از قلب تو برکند! پس ایمان تو از کوه‌ها استوارتر و سنگین‌تر است. بنابراین، هنگامی که استقامت می‌کنی، تو به کرامتی دست یافته‌ای که بزرگ‌تر از چیزی است که مردم معمولاً به دنبال آن به عنوان «کرامت» هستند. به همین دلیل: استقامت، بزرگ‌ترین کرامت است. دکتر ایاد قنیبی https://t.me/EyadQunaibiF

  • 10 июн.1 265254

    لطفاً با من به عنوان «برادر دینی» رفتار نکن! بارها شاهد پدیده‌ای ناخوشایند در روابط خود بوده‌ایم؛ اینکه برخی افراد هنگام تعامل با یک فرد خارجی یا مسئولی غیرمتدین، نهایت نظم، حرفه‌ای‌گری و پایبندی به زمان را نشان می‌دهند؛ اما همین که طرف مقابل «برادر مسلمان» باشد، رفتارشان به‌کلی تغییر می‌کند. در این حالت، فرد ناخودآگاه وارد چیزی می‌شود که می‌توان آن را «حالت سهل‌انگاری» یا «وضعیت بی‌خیالی» نامید: کارهایش را با تأخیر انجام می‌دهد، سر موعد حاضر نمی‌شود، روزها به پیام‌ها پاسخ نمی‌دهد، قول انجام کاری را می‌دهد و سپس ناپدید می‌شود! چرا این تناقض رخ می‌دهد؟ بیم آن دارم که این رفتار، در بسیاری از موارد، از نوعی احساس پنهان کمبود در برابر بیگانه ـ به‌ویژه خارجی‌ها ـ سرچشمه بگیرد؛ احساسی که فرد را وادار می‌کند شایستگی خود را نزد آنان ثابت کند. اما در مقابل، مفهوم «برادری اسلامی» به‌اشتباه مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد؛ به‌گونه‌ای که انتظار می‌رود برادر مسلمان، این کوتاهی‌ها و بی‌توجهی‌ها را به نام صمیمیت، گذشت و برادری تحمل کند! در حالی که چنین رفتار سهل‌انگارانه‌ای با برادر مسلمان، نشانه استحکام رابطه نیست؛ بلکه پیامی از بی‌اهمیت شمردن طرف مقابل را منتقل می‌کند و نشان می‌دهد که برای هویت مشترک اسلامی خود ارزش کافی قائل نیستیم. برادری واقعی اقتضا می‌کند که با یکدیگر نیکو رفتار کنیم، به عهد و قول خود وفادار باشیم و حقوق هم را رعایت کنیم؛ نه اینکه از این پیوند برای توجیه بی‌نظمی و بی‌مسئولیتی بهره ببریم. پس اگر برادری نزد تو به این معناست که وقت مرا تلف کنی، حق مرا به تأخیر بیندازی و سپس انتظار داشته باشی همه کوتاهی‌هایت را به نام صمیمیت ببخشم، لطفاً با من به عنوان «برادر دینی» رفتار نکن! با من همان‌گونه رفتار کن که با یک غریبه رفتار می‌کنی: با احترام، شفافیت و پایبندی به تعهدات. کاش این کاستی را جبران کنیم؛ زیرا احترام ما به برادران مسلمانمان، در حقیقت بازتاب احترام ما به هویت و ارزش‌های خودمان است. 🌹 دکتر ایاد قنیبی https://t.me/EyadQunaibiF

  • 10 июн.1 196103

    «مهمانان کوچک خانه خدا را از مسجدها فراری ندهید!» این سخنرانی را ضبط کردیم، چون با شکایت‌های بسیار زیاد و دردناکی درباره پدیده راندن و دل‌زده کردن کودکان و نوجوانان از مسجدها روبه‌رو شدیم. در این برنامه، ۱۰ نکته را مطرح کرده‌ایم که از طریق آن‌ها بسیاری از اشتباهات رایج در این موضوع حساس را بررسی می‌کنیم و تلاش داریم به نقطه تعادل برسیم؛ به گونه‌ای که از یک سو حق این فرزندان عزیز برای حضور در مسجد، احساس تعلق به آن و برخورد مهربانانه با آنان به عنوان مهمانان خداوند حفظ شود، و از سوی دیگر حق نمازگزاران برای برخورداری از آرامش و خشوع نیز رعایت گردد. همچنین بر ضرورت توجه والدین به کنترل و اصلاح رفتار فرزندانشان در مسجد تأکید شده است. امیدواریم این سخنرانی بتواند در اصلاح فرهنگ و رفتار جامعه در این زمینه مؤثر باشد. پس ای عزیزان، در نشر و انتشار آن با ما همکاری کنید. 🌹 دکتر ایاد قنیبی https://t.me/EyadQunaibiF لینک کلیپ سخنرانی 👇 https://youtube.com/watch?v=_nvw-GsGTXw&si=kyirnB7jZVTRYJW7

  • 7 июн.1 6123213

    دیروز هنگام بازگشت از نماز عشا، همراه برادر بزرگواری بودم که از نمازگزاران صف اول مسجد است؛ مردی خوش‌رو و نیک‌سرشت که یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌هایش مهربانی با کودکان مسجد و جلب محبت آنان است. او ماجرایی از دوران کودکی‌اش برایم تعریف کرد؛ اتفاقی که باعث شد ۲۵ سال از مسجد دور بماند و در این مدت نه برای نماز جمعه و نه برای نماز جماعت وارد هیچ مسجدی نشود؛ از ۱۴ سالگی تا ۳۹ سالگی! این موضوع کنجکاوم کرد و از او پرسیدم علت چه بوده است؟ گفت: «احساس می‌کردم در مسجد از من استقبال نمی‌شود. بزرگ‌ترها بر سر کوچک‌ترین مسائل از دستم ناراحت می‌شدند. یک بار در کودکی با پیراهنی که روی آن نوشته بود Chicago Bulls وارد مسجد شدم، یکی از آنها مرا بیرون کرد و گفت: "این گاو را آوردی داخل مسجد؟!" همیشه حس می‌کردم بعضی از بزرگ‌ترها با من دشمنی دارند؛ اگر کمی حرکت می‌کردم یا صدایی از من بلند می‌شد. نه خوش‌آمدگویی‌ای بود و نه درکی از اینکه من فقط یک بچه هستم. به همین خاطر امروز عمداً با کودکان مهربان رفتار می‌کنم تا خانه‌های خدا را در دلشان محبوب کنم.» سپس تعریف کرد که پس از آن ۲۵ سال دوری، در سال ۲۰۱۸ دوباره وارد مسجد شد. آنجا سخنرانی کوتاهی درباره یکی از صحابه شنید که عمیقاً بر او اثر گذاشت. از آن پس به مسجد آمدن ادامه داد و اکنون گمان می‌کنم دلش سخت به مسجد وابسته شده است. تصور کنید گناه و مسئولیت کسی که در کودکی این برادر را از مسجد گریزان کرد، چقدر بزرگ است! گاهی فردی با تندی و خشونت رفتار می‌کند، بی‌آنکه بداند ممکن است در شمار کسانی نوشته شود که مردم را از راه خدا بازمی‌دارند. مردی نزد پیامبر ﷺ آمد و گفت: «من به خاطر فلانی از نماز صبح عقب می‌مانم؛ زیرا نماز را برای ما طولانی می‌کند.» راوی می‌گوید: هرگز پیامبر ﷺ را ندیدند که در موعظه‌ای به اندازه آن روز خشمگین شده باشد. سپس فرمود: «ای مردم! برخی از شما باعث نفرت و دوری دیگران می‌شوید. هر کس امامت مردم را بر عهده می‌گیرد، باید نماز را کوتاه بخواند؛ زیرا پشت سر او پیرمرد، ناتوان و صاحب حاجت حضور دارند.» این خشم پیامبر ﷺ فقط به خاطر طولانی کردن نماز بود. پس اگر سرور مهربانان و دلسوزترین مردم نسبت به کودکان ﷺ کسانی را می‌دید که کودکان را سرزنش می‌کنند و از خانه‌های خدا دور می‌سازند، چه می‌فرمود؟ آن هم در این زمانه که بسیاری از مراکز حفظ قرآن و برنامه‌های تربیتی و تابستانی تعطیل شده‌اند! پس می‌خواهید فرزندان ما به کجا بروند؟ پس ای کسانی که دیگران را از مسجد گریزان می‌کنید! از خدا بترسید. کودکان را به حال خود بگذارید. اگر نمی‌توانید آنان را به مسجد علاقه‌مند کنید، دست‌کم آزارشان ندهید. کاملاً طبیعی است که کودکان در مسجد رفت‌وآمد کنند، گاهی بخندند و صدایشان بلند شود. اگر مزاحم نمازگزاران شدند، باید با مهربانی و محبت به آنان تذکر داده شود. حضور کودکان، نشانه زنده بودن مسجدهاست. آنان کسانی هستند که در آینده این مساجد را آباد خواهند کرد. و دور کردنشان از مسجد، تلاشی برای ویران کردن آن است؛ هرچند کسانی که چنین می‌کنند، خود متوجه نباشند. دکتر ایاد قنیبی https://t.me/EyadQunaibiF

  • 7 июн.1 150152

    این پیام زیبا دیروز به دستم رسید. این پیام درباره ویدیویی بود که با عنوان «اگر رسول خدا ﷺ در میان ما بود» منتشر کرده بودیم. نخست: زمانی که آن ویدیو را منتشر کردم، هدفم تنها تشویق مردم به پیروی از دستورهای پیامبر ﷺ به‌طور کلی بود. هرگز به ذهنم نمی‌رسید که کسی دقیقاً همان چیزی را که در ویدیو آمده بود عملی کند؛ یعنی طلبکار به بدهکار آسان بگیرد و در مقابل، بدهکار نیز بدهی خود را بپردازد. پس پاک و منزه است خدایی که خواست همین ویدیوی کوتاه، چنین مشکل بزرگی را حل کند! دوم: از این خواهر و همسر بزرگوارش به خاطر این پاسخ نیکو و پذیرش صمیمانه هدایت پیامبرمان ﷺ سپاسگزارم و به آن دو می‌گویم: از خداوند بزرگ، پروردگار عرش عظیم، می‌خواهم شما را از کسانی قرار دهد که این سخن خداوند درباره آنان صدق می‌کند: (فبشر عباد (17) الذين يستمعون القول فيتبعون أحسنه أولئك الذين هداهم الله وأولئك هم أولو الألباب (18) «پس بندگان مرا بشارت ده؛ همان کسانی که سخن را می‌شنوند و از بهترین آن پیروی می‌کنند. آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده و آنان خردمندانند.» (زمر: ۱۷-۱۸) و از او می‌خواهم در آن بخشی از بدهی (نیمی از بدهی) که برای شما بخشیده شد و نیز در تمام زندگی‌تان، برکتی فراتر از آنچه انتظار دارید قرار دهد. سوم: وجود چنین واکنشی نشان می‌دهد که در امت محمد ﷺ خیر فراوانی وجود دارد؛ خیری که محبت خداوند و رسولش ﷺ آن را به حرکت درمی‌آورد. پس ناامید نشوید، امیدوار باشید و تا می‌توانید خیر را گسترش دهید. چهارم: بسیار زیباست که وقتی از آنچه یکی از برادران یا خواهران دینی‌تان منتشر می‌کند تأثیر می‌پذیرید، او را از این تأثیر آگاه کنید؛ همان‌گونه که این خواهر و همسرش با من چنین کردند. چنین بازخوردهایی انگیزه‌ای برای ادامه نشر مطالب است. پنجم: همه این فضل و توفیق، در آغاز و انجام، از آنِ خداوند متعال است؛ همان خدایی که بر مؤمنان منت نهاد: (إذ بعث فيهم رسولاً من أنفسهم يتلو عليهم آياته ويزكيهم ويعلمهم الكتاب والحكمة وإن كانوا من قبل لفي ضلال مبين) «آنگاه که در میان آنان پیامبری از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنان می‌خواند و آنان را پاک می‌گرداند و کتاب و حکمت به آنان می‌آموزد، هرچند پیش از آن در گمراهی آشکار بودند.» سپس فضل از آنِ خداوند است که به کسانی چون ما اجازه داده است از «قال الله و قال رسول الله» سخن بگوییم و هدایت پیامبر ﷺ را به مردم برسانیم. و باز فضل از آنِ اوست که در دل آن برادر طلبکار، پذیرش هدایت پیامبر ﷺ را قرار داد و همچنین در دل بدهکار. پس ما از هرگونه تکیه بر توان، قدرت و دانش خود بیزاری می‌جوییم و از خداوند سبحان می‌خواهیم که از همه ما بپذیرد. دکتر ایاد قنیبی https://t.me/EyadQunaibiF

  • без подписи

  • 7 июн.1 1932

    без подписи

  • без подписи