علیرضا ترکمن| نوشتهها
Статистикаهر سؤالی توی حوزهی روان دارین، به آیدی @Alirezatorkaman_psy یا به لینک ناشناس https://t.me/HarfBeManBOT?start=Ch_At_L1hCS0M3N0o3NVBLTHRKK0lmYUtLdz09 بفرستین، در اسرع وقت پاسخش رو میذارم.
- Последний пост
- 14 дек.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
پرسشنامهی فانتزیهای جنسی
امروز بابام ناغافل برگشته میگه: «علی، الان زردآلوها رسیده ها، بریم بگیریم مربا درست کنیم.(بابای دیابتی عزیزم عاشق مربای زردآلوئه)» بهش میگم بابا جان، الان جنگه تو بهفکر زردآلویی؟! میگه: «جنگ معلوم نیست کی تموم شه، ولی زردآلوها تموم میشه!😂» میدونید ما محکومیم به زندگی، حتی اگر زندگی ما رو به حال خودش رها کرده باشه. عباس کیارستمی تعریف میکرد که وقتی زلزلهی رودبار میآد، خیلی نگران میشه، خب احتمالاً بدونید که کیارستمی فیلمای سهگانهی کوکر رو توی رودبار ساخته. خلاصه میگه وقتی فهمیدم زلزله اومده خیلی نگران و بیتاب شدم و طاقت نیاوردم و رفتم رودبار. میگفت وقتی که رسیدم رودبار فهمیدم که همهی اعضای اون روستای کوکر که توش فیلم ساخته بودم، براثر زلزله مرده بودن. بعد تعریف میکنه که اونجا یه صحنهی عجیبی دیدم. دیدم کنار رودخونه دارن جنازهها رو میشورن بالاترش هم چند تا دختر دارن رخت میشورن. میگه نگاه کردم و دیدم که کوهها سرجاشونن، درختها سر جاشونن، صخرهها سر جاشونن و انگار زندگی هنوز هست و داره ادامه میده. کیارستمی تعریف میکنه که این خیلی آرومم کرد و برگشتم و ایدهی فیلم «زندگی و دیگر هیچ» به ذهنم رسید. این روزها من هم تلاش میکنم-با اینکه سخته- زندگی کنم و همونطوری که قبلاً گفتم همهی ما یه مرگ به خدا بدهکاریم و بالأخره یک روزی بدهیمون رو پس میدیم؛ و من پذیرفتهم که ممکنه بمیرم و این باور آرومم میکنه و باعث میشه سعی کنم زندگیمو بکنم. با اینکه باید اوضاع رو در حد بضاعتمون بهتر کنیم، اما من همیشه زندگی رو با هر کیفیتی یک موهبت میدونم، من عاشق زندگیام؛ عاشق همهی چیزهای خوب و بدش؛ همهی چیزهای ساده و پیچیدهش. من حتی با سقراط مخالفم که میگفت: «زندگی ناآزموده ارزش زیستن ندارد» بهنظرم هر زندگیای ارزش زیستن دارد، اصلاً ما کی هستیم که بخوایم به ارزندگی زندگی فکر کنیم. دوست دارم عین استیو مک کوئین تو فیلم پاپیون فریاد بزنم: آهای حرومزادهها من هنوز زندهم، آهای حرومزادهها من میخوام زندگی کنم، شما با تمامی اعمال پلید و شرارتبارتون نمیتونید جلوی میل من به زندگی رو بگیرید، زنده باد زندگی و دیگر هیچ.
🎧 آهنگیفای: جستجوی موزیک
без подписи
پاسخ در ویس پایین.
без подписи
پاسخ توی ویس پایین
без подписи
پاسخ در ویس پایین
علیرضا ترکمن| نوشتهها pinned a file
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
دوستان من این جزوهها رو برای کنکور نوشتهام. گفتم اینجا بذارم شاید برای کسی مفید باشه. جزوهها شامل: فصول علوم اعصاب کتاب فیزیولوژی پزشکی گایتون روانشناسی شناختی استرنبرگ زبانشناسی شناختی راسخمهند علومشناختی فردنبرگ علومشناختی تاگارد
«سالها تصور میشد که قشر پرهفرونتال (پیشپیشانی یا Prefrontal)، جایگاه فکر عالی در انسان است، و دلیل اصلی آن مربوط به تفاوت اصلی بین مغز میمون و انسان، یعنی برآمدگی بیشتر مناطق پرهفرونتال در انسان بود. با وجود این تلاش در نشاندادن اهمیت بیشتر قشر پرهفرونتال در اعمال فکری عالی نسبت به سایر قسمتهای مغز موفقیتآمیز نبوده است. درواقع، تخریب منطقهی درک زبان در قسمت خلفی فوقانی لوب گیجگاهی (ناحیهی ورنیکه) و ناحیهی شکنج زاویهای مجاور آن در نیمکرهی غالب نسبت به تخریب نواحی پرهفرونتال، باعث آسیب بسیار بیشتری به فکر می گردد.» هال، جان؛ هال، مایک (۲۰۲۱)، فیزیولوژی پزشکی گایتون و هال، ترجمهی بابایی، پروین و همکاران، انتشارات ارجمند، فصل ۵۸، صفحهی ۲۴۹
«شناخت ما از مفاهیم ذهنی بر اساس مفاهیم عینی شکل میگیرد و این مفاهیم عینی را جسم و بدن ما تجربه میکنند، یا بهعبارتی، مفاهیمی «جسمیشده (embodied)» هستند.» راسخمهند، محمد (۱۴۰۲)، درآمدی بر زبانشناسی شناختی نظریهها و مفاهیم، انتشارات سمت، فصل اول ص ۲۱
«ما میتوانیم امیدوار باشیم که هوش ماشین رفتار مناسبی با انسانها داشته باشد، اما دلیلی وجود ندارد که انتظار داشته باشیم رایانههای فوق هوشمند را بتوان بهگونهای برنامهریزی کرد که منافع انسان را در اوج نگه دارند. از آنجا که برنامهی رایانههای فوق هوشمند، برنامههایی سنگین و پیچیدهاند، و نوشتن آنها خارج از توانایی انسان خواهد بود، لذا آنها محصول نسلها خودبهسازی تکاملی (Evolutionary self-improvement) خواهند بود. برنامهها بهآسانی تکامل خواهند یافت تا اهداف رایانهها را توسعه بخشند نه اینکه در خدمت اهداف انسانی باشند. باورهای اخلاقی انسان ارتباط تنگاتنگی با واکنشهای احساسی نظیر همدلی و دلسوزی دارد. پیشتر استدلال کردیم که نباید انتظار داشت هوش مصنوعی همانند ما صاحب احساسات و خودآگاهی گردد. بنابراین، نسل آتی ماشینهای هوشمند ممکن است نژادی از جامعهستیزان باشند و نتوانند دلواپس سرنوشت موجوداتی زیستشناختی شوند که بر هوش آنها برتری یافتهاند.» تاگارد، پل (۱۹۹۵)، ذهن: درآمدی بر علوم شناختی، ترجمه رامین گلشائی، انتشارات سمت، فصل چهاردهم، ص ۲۸۵
без подписи