tgindex
گروه روانکاوی دیگری

گروه روانکاوی دیگری

Статистика
@digari_psychologyперсидский

جهت دنبال کردن «گروه روانکاوی دیگری» در رسانه‌های اجتماعی بر روی لینک زیر کلیک کنید: https://zil.ink/digaripsychology پشتیبانی در تلگرام @digaripsychology_group

Последний пост
20 дек.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 343
−5 за 5 дн.
Сутки
−1
−0,07%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
977
22 постов
Вовлечённость
72,7%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 22
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 20 дек.1 19020

    без подписи

  • 20 дек.1 16619

    без подписи

  • 20 дек.1 04219

    без подписи

  • 20 дек.1 03919

    без подписи

  • 20 дек.1 004919

    دیگری‌نامه؛ ویژه مهاجرت برای مطالعه مقالات این ویژه‌نامه به این لینک مراجعه کنید. برای خرید نسخه pdf و نسخه چاپی با «دیگری» در ارتباط باشید. گروه روان‌شناسی دیگری پشتیبانی در تلگرام @digaripsychology_group +49 178 2032337 با احترام «دیگری»

  • 20 дек.1 316818

    دیگری‌نامه؛ ویژه مهاجرت برای مطالعه مقالات این ویژه‌نامه به این لینک مراجعه کنید. برای خرید نسخه pdf و نسخه چاپی با «دیگری» در ارتباط باشید. گروه روان‌شناسی دیگری پشتیبانی در تلگرام @digaripsychology_group +49 178 2032337 با احترام «دیگری»

  • 18 дек.1 0081713

    با درود دومین شماره از دیگری‌نامه با عنوان «در نکوهش و نکوداشت مهاجرت»، همزمان با روز جهانی مهاجران (۱۸ دسامبر) منتشر شد. این مجموعه، نگاهی روانکاوانه به تجربه‌ی مهاجرت دارد و در شش فصل منسجم، مهم‌ترین دغدغه‌های روانی این پدیده را بررسی می‌کند. مقالات این شماره، حوزه‌های گوناگونی را پوشش می‌دهند؛ از چالش‌های اولیه‌ای مانند یادگیری زبان جدید و شکل‌گیری دلبستگی‌های تازه، تا مفاهیم عمیق‌تری مانند بازتعریف هویت، حس تعلق و درک نوینی از «خانه» و «وطن». بخش قابل توجهی نیز به موضوعاتی از قبیل سوگ، فقدان، نوستالژی و غم دوری از زادگاه اختصاص یافته است. افزون بر این، تأثیرات روانی تروما و مکانیسم انتقال آن بین نسل‌های مختلف مهاجران، اختصاص یافته است. این مجموعه، ترجمه‌ای گزیده و منسجم از آثار پژوهشگران سرشناسی چون جورج پولاک، جولیا میرسکی و نانسی هالندر است که توسط مترجمان متخصص فارسی‌زبان فراهم آمده است. دیگری‌نامه ویژه مهاجرت، منبعی ارزشمند برای دانشجویان روانکاوی، علاقمندان به علوم انسانی، خود مهاجران و تمام کسانی است که می‌خواهند درکی عمیق‌تر و چندبعدی از این سفر پُرپیچ‌وخم زندگی به دست آورند. نسخه الکترونیک هر مقاله به صورت رایگان در وب‌سایت ما قابل دسترسی است. همچنین نسخه PDF یکپارچه و طراحی‌شده این ویژه‌نامه از طریق وب‌سایت قابل خریداری می‌باشد. در صورت تمایل به دریافت نسخه چاپی، لطفاً از طریق راه‌های ارتباطی با ما در تماس باشید تا امکانات لازم را فراهم آوریم.

  • без подписи

  • 3 дек.1 2681125

    ‍ چهار توضیح برای خودتخریبی نویسنده: مدرسه زندگی گروه روانکاوی دیگری یکی از عجیب‌ترین و در عین حال ناامیدکننده‌ترین پدیده‌های روانی، «خودویرانگری» یا «خود تخریبی» است. فردی که استعدادها و چشم‌اندازهای درخشانی دارد، ناخودآگاه و با نیرویی ویرانگر، پایه‌های زندگی خود را متلاشی می‌کند: شریک عاطفی‌اش را که عمیقاً دوست دارد از خود می‌راند، یا فرصت موفقیت در مسیر شغلیِ ایده‌آلی را که کاملاً درخور توانایی‌هایش است، بر باد می‌دهد. در جست‌وجوی ریشه‌های این رفتار، دست‌کم می‌توان چهار دلیل اصلی را برشمرد: خود تخریبی به‌عنوان دفاعی در برابر «همه‌توانی» در روند رشد طبیعی هر کودکی، مرحله‌ای عجیب و درعین‌حال کاملاً طبیعی پدید می‌آید که کودک در خیال خود «قادر مطلق» است. با وجود جثهٔ کوچک و محدودیت‌هایش، در اوجِ شورِ شیدایی، خود را فرمانروای بلامنازع جهان، کنترل‌کنندهٔ همه چیز، نابودکنندهٔ دشمنان و چیره بر همگان می‌پندارد. ممکن است با شمشیری پلاستیکی بر میز آشپزخانه بایستد و خود را «پادشاه» یا «ملکهٔ گیتی» بخواند. روان‌شناسان بر این باورند که این مرحله نه تنها نابه‌هنجار نیست، که کاملاً سالم و ضروری است. برای اینکه در بزرگسالی بتوانیم رابطه‌ای متعادل میان آرزوها و واقعیت، جاه‌طلبی و محدودیت‌هایمان برقرار کنیم، همهٔ ما نیاز داریم که با خیال‌پردازی‌های قدرت مطلق خود آشنا شویم و از جاه‌طلبی‌هایمان نهراسیم. باید در کودکی این فرصت را می‌یافتیم که آن‌ها را به تمامی زندگی کنیم و ابعاد واقعی‌شان را دریابیم. اما تداوم این مسیر به محیط اطراف بستگی دارد. اگر والدینی متعادل و از نظر روانی ایمن باشند، این لحظات «قدرت مطلق» کودک را با لبخندی مهربان تاب می‌آورند؛ به او اجازه می‌دهند این احساسات را بروز دهد و سپس با نرمی و قاطعیت پیشنهاد می‌کنند که «حالا وقت خوابِ پادشاه/ملکه است». در این صورت، مرحلهٔ قدرت‌طلبی هم مجال بروز می‌یابد و هم مهار می‌شود، و بستری برای رابطه‌ای بی‌دغدغه با تکانه‌های جاه‌طلبانه و خود-تعیین‌گر ٔ ما فراهم می‌سازد. اما همهٔ ما چنین اقبالی نداشته‌ایم. شاید هرگز اجازه نیافته‌ایم که خودخواهی، پرخاشگری و میل به پیروزی را—که به‌طرزی مشروع در درون همهٔ ما وجود دارد—ابراز کنیم. بزرگسالان اطرافمان آن‌قدر از توانایی‌هایمان هراسیده بودند و خود آن‌قدر شکننده و ناکافی بودند که هرگز به ما اجازهٔ «غرش» ندادند. در نتیجه، به ترسی بنیادین از قدرت خودمان دچار شدیم. اکنون ممکن است بیش از حد فروتن، ترسو و خجالتی به نظر برسیم. مدام می‌گوییم «به یک مگس هم آسیب نمی‌زنیم»، از جلب توجه متنفریم، هوش خود را پنهان می‌کنیم، فرصت‌های ترفیع را رد می‌کنیم، لباس‌های تیره و بی‌روح می‌پوشیم و خودمان را «خجالتی» می‌نامیم. اما این تمام ماجرا نیست. در ژرفای وجودمان، آرزوی پیروزی، تحسین، اغواگری و نابودی دشمنان را داریم؛ حتی شاید آرزوی ریاست‌جمهوری. اما هرگز نیاموخته‌ایم که چگونه تعادلی بالغانه میان نیروهای متعارض درون‌مان برقرار کنیم. پیروزی به شیوه‌ای سنجیده و ثمربخش برایمان بهایی گزاف دارد. از این رو، ناچاریم به موشی تبدیل شویم، گویی در کودکی از نخستین غرش‌های شیر درون‌مان به وحشت افتاده‌ایم. رای مطالعه‌ی ادامه مطلب به این لینک در وب‌سایت دیگری مراجعه کنید. بدون ثبت‌نام می‌توانید به تمام مقالات عمومی و تخصصی دسترسی داشته باشید. برای رزرو وقت روان‌درمانی با پشتیبانی «دیگری» در ارتباط باشید. گروه روان‌شناسی دیگری پشتیبانی در تلگرام @digaripsychology_group +49 178 2032337 با احترام «دیگری»

  • ‍ امر اجتماعی، ناخودآگاهِ ناخودآگاه روانکاوی است نویسنده: ایال روزمارین ترجمه: محسن سلامت انتشار گروه روانکاوی دیگری آیا روانکاو بودن به معنای داشتن حساسیت سیاسی خاصی است؟ این پرسشی است که در پی به قدرت رسیدن دانلد ترامپ و بازتاب‌های سیاسی و شخصی این رویداد در فضای تحلیلی، با شدت بیشتری مطرح شده است. در اینجا می‌کوشم با تأمل در شیوه‌ای که روانکاوی به ابعاد اجتماعی و سیاسی زندگی می‌پردازد (یا نمی‌پردازد) استدلال کنم که «امر اجتماعی، ناخودآگاهِ ناخودآگاه روانکاوی است». منظور از این گزاره آن است که برخلاف ناخودآگاهی که روانکاوی به شکل سنتی فرض می‌گیرد و هدفش آشکارسازی آن است (ناخودآگاه سائق‌ها، روابط ابژه و زندگی خانوادگی) این رشته هم در نظریه و هم در عمل، تمایلی به توجه به نیروهای اجتماعی که ساختار بنیادین وجود ما را شکل می‌دهند و زندگی‌مان را ممکن می‌سازند، ندارد. این بی‌میلی چنان شدید است که می‌توان گفت امر اجتماعی به ناخودآگاهی عمیق‌تر رانده شده، ناخودآگاهی که کاملاً از دید ناپدید می‌شود. در این مقاله پیشنهاد می‌کنم که دلیل این بی‌میلی، ترومای تاریخی جمعی ماست، به عنوان رشته‌ای که توسط آوارگان و پناهندگان ایجاد شده است. و می‌کوشم تصور کنم که اگر روانکاوی از این طفره‌روی در برابر امر اجتماعی فراتر رود، موضوع کار ما چه می‌تواند باشد. ما (و در اینجا لازم است توضیح دهم که دقیقاً منظورم از «ما» چیست) به سختی در تلاشیم تا نمایش ترسناک واقعیتی را که این روزها پیرامون‌مان در حال انفجار است، درک کنیم. واقعیتی که در آن دلقکی تهدیدآمیز به ریاست‌جمهوری رسیده و هیجانات توده‌وارِ هولناکی که او را بر اریکه قدرت نشاند. البته باید بگویم که این «ما» شامل همه نمی‌شود، چرا که بسیاری در این کشور و جهان از ریاست‌جمهوری ترامپ خوشحال‌اند. اما «ما»یی که این صفحات را گرد هم آورده، در وهله نخست به عنوان روانکاوان جمع شده‌ایم. می‌توانیم از روانکاوی برای نظریه‌پردازی درباره جهان سیاسی استفاده کنیم، که به زودی چنین خواهم کرد؛ اما پرسشی که بی‌درنگ در ذهنم می‌جوشد این است: آیا روانکاو بودن مستلزم اتخاذ موضع یا حساسیتی سیاسی است؟ به گمانم پاسخ مثبت است. اما همچنین معتقدم که این موضع باید از دل گفتمانی که همواره از چنین تعهدی سر باز زده است، استخراج شود. برای مطالعه‌ی ادامه مطلب به این لینک در وب‌سایت دیگری مراجعه کنید. ❌بدون ثبت‌نام می‌توانید به تمام مقالات عمومی و تخصصی دسترسی داشته باشید. ❌برای رزرو وقت روان درمانی با «دیگری» در ارتباط باشید. گروه روان‌شناسی دیگری پشتیبانی در تلگرام @digaripsychology_group +49 178 2032337 با احترام «دیگری»

  • ‍ نخستین جلسه‌ی روانکاو نویسنده: توماس اچ. آگدن ترجمه: فرشید کردمافی انتشار از گروه روانکاوی دیگری دست از جست‌وجو نخواهیم کشید و مقصدِ همه‌ی جست‌وجوهایمان همان‌جاست که از آن آغاز کرده‌ایم و اکنون، برای بارِ ‌نخستین، بازَش می‌شناسیم. ـــ گیدینگِ کوچک، تی‌. اس. الیوت ـــ اگر قرار است که مفاهیم و فنون روان‌کاوانه همواره تر و تازه و زنده باقی بمانند، روانکاوان باید بارهاوبارها و از نو کشف‌شان کنند، طوری که گویی برای نخستین‌بار است چنین می‌کنند. روانکاو باید به خود، رخصتِ شگفت‌زده‌شدن بدهد: باید به خود مجال دهد تا ایده‌ها و پدیده‌هایی که تا پیش‌ازاین آنها را تماماً بدیهی می‌پنداشته او را به‌شکلی تازه‌تازه و اصیل شگفت‌زده کنند. برای مثال، روانکاو باید حقیقتاً بتواند از گستره‌ی نفوذ ناهشیار، از قدرت انتقال و همچنین از سماجت مقاومت‌ها غافلگیر شود ـــ و تنها پس از مواجهه با این پدیده‌های تازه‌مکشوف، نام‌های مرسومِ مقاومت و انتقال و غیره بر آنها بگذارد. اگر روانکاو به خود اجازه دهد که همواره همان مبتدی‌ای باقی بماند که حقیقتاً هست، آن‌گاه، بختِ این را خواهد یافت که آنچه تا پیش‌ازاین و به‌خیالِ خودش می‌دانسته را باز بیاموزد. این فصل مجموعه‌ای از ایده‌هاست درباب آغاز ماجرای روان‌کاوی که خطاب به خودم (و دیگر مبتدیان) نگاشته‌ام. قصد ندارم به همه‌ی جوانب قضیه بپردازم، چرا که دراین‌صورت باید پای تقریباً تمام ابعاد نظریه و فنِ روان‌کاوی را به ماجرا باز کنم. نقطه‌ی عزیمت من برای بحث درخصوص نخستین جلسه‌ی روانکاوی این است که هیچ تفاوتی میانِ فرایند روانکاوی در جلسه‌ی نخست و سایر جلسات نیست. بهتر بگویم: روانکاو در جلسه‌ی نخست همان‌قدر روانکاو است که در ادامه‌ی کار. درمانجو نیز همان‌قدر درمانجوست که در ادامه خواهد بود. و جلسه‌ی نخست هم همان‌اندازه تحلیلی است که دیگر جلسات. برای مطالعه‌ی ادامه مطلب به این لینک در وب‌سایت دیگری مراجعه کنید. بدون ثبت‌نام می‌توانید به تمام مقالات عمومی و تخصصی دسترسی داشته باشید. برای رزرو وقت درمانی با پشتیبانی «دیگری» در ارتباط باشید. گروه روان‌شناسی دیگری پشتیبانی در تلگرام @digaripsychology_group +49 178 2032337 با احترام «دیگری»

  • ‍ بررسی هیستری معاصر از آموزه‌های لکان نویسنده: روبرتو کاواسولا مترجم: بهار مرادی انتشار از گروه روانکاوی دیگری بیایید سیمپتوم‌های مشهورترین کیس هیستریک فروید، دورا را در نظر بگیریم. لکان، مانند فروید، معتقد بود که زکام و سرفه دورا سیمپتوم‌هایی بودند که توسط یک فانتزی ناخودآگاه از عمل جنسی دهانی بین پدر دورا و معشوقه او، فرو کا، ایجاد شده بودند. در حالی که فروید احتمال همجنس‌گرایی دورا را در نظر گرفت، لکان این فرضیه را رد می‌کند و زکام و سرفه را به عنوان وسیله‌ای برای زیر سؤال بردن زنانگی او می‌خواند، که با استفاده از این سیمپتوم ، این سؤال را مطرح می‌کند. لکان، تفسیر فرویدی از سیمپتوم تبدیلی را به عنوان ترجمه یک فانتزی سرکوب شده حفظ کرد، اما او اضافه کرد که این سیمپتوم همچنین سؤال از ماهیت زن را مطرح می‌کند و به دنبال پاسخی به این سؤال از طریق همانندسازی با یک مرد است، در این مورد، با پدر دورا. برای لکان، نکته این نبود که بداند چه چیزی پدر یا آقای کا را راضی می‌کند، بلکه این بود که بداند چه چیزی خانم کا را راضی می‌کند. خواه تمرکز بر رضایت مرد باشد یا رضایت زن، مسئله بنیادی‌تر یافتن دانشی است که متعلق به زنان است یا حداقل دانشی درباره زنان. در هیستری، یک بن‌بست جنسی وجود دارد که می‌توانیم آن را این‌گونه بیان کنیم: فرد هیستریک نمی‌تواند این باور را که یک ماهیت زنانگی وجود دارد، رها کند. بنابراین، او تصور می‌کند که زن دیگری ممکن است نماینده ی زن واقعی یا حقیقی باشد. در مورد دورا، فرو کا نماینده‌ی این "زن دیگر" برای هیستریک بود. در قلب سؤال هیستریک، یک "من نمی‌دانم" ("من نمی‌دانم زن چیست") وجود دارد و پاسخ این پرسش در زن دیگری جستجو می‌شود. بنابراین، فقدان دانش واقعی، است و زنان به صورت فردی و تک‌به‌تک فهمیده می‌شوند، نه در رابطه با چیزی که بتواند آنها را به طور کامل شناسایی کند. این "من نمی‌دانم" اغلب با همانندسازی هیستریک با مرد پنهان می‌شود، جنبه دیگری از هیستری که فروید ذکر کرده و توسط لکان مورد تأکید قرار گرفته است. در حالی که در ابتدا برای لکان ، این عدم اطمینان بیشتر بر خود هیستریک زن سنگینی می‌کرد و او کسی بود که به زنانه بودن خود شک داشت، برای لکان متأخر، هیستریک مرد را وادار می‌کند تا بار این عدم اطمینان را به دوش بکشد. هیستریک یک چالش به وسط می‌اندازد: "بیا ببینیم تو مرد هستی یا نه!"؛ گویی می‌گفت: «به من نشان بده آیا می‌توانی مرا وادار کنی به عنوان یک زن وجود داشته باشم/ یا زیست کنم؟»." پرسش هیستریک مطرح شده به مرد وابسته می‌شود. هیستریک [زن] با آزمایش تمام مردانی که با آنها روبرو می‌شود، ثابت می‌کند که آنها برای ساختن یک زن واقعی از او کافی نیستند. برای مطالعه‌ی ادامه مطلب به این لینک در وب‌سایت دیگری مراجعه کنید. بدون ثبت‌نام می‌توانید به تمام مقالات عمومی و تخصصی دسترسی داشته باشید. برای رزرو وقت درمانی با پشتیبانی «دیگری» در ارتباط باشید. گروه روان‌شناسی دیگری پشتیبانی در تلگرام @digaripsychology_group +49 178 2032337 با احترام «دیگری»

  • ‍ چرا و چگونه باید با مجرد بودن‌مان کنار بیاییم؟ نویسنده: مدرسه زندگی ترجمه: حامد حکیمی انتشار گروه روانکاوی دیگری در میان تمام مهارت‌هایی که برای داشتن یک رابطۀ خوب لازم است، یک مهارت هست که بیش از بقیه اهمیت دارد: توانایی زندگی‌کردن بدون رابطه. فقط زمانی که واقعاً با احتمال مجردماندن کنار آمده باشیم، می‌توانیم با آرامش، ثبات و شجاعت به مشکلات روابط عاشقانه نگاه کنیم و آن‌قدر محکم باشیم که یا مشکلات را حل کنیم، یا ماه‌ها، حتی سال‌ها یا شاید دهه‌ها بیرون از رابطه منتظر بمانیم تا فرد مناسبی پیدا شود. فقط وقتی مطمئن باشیم که می‌توانیم به‌تنهایی از پس زندگی بربیاییم، اعتمادبه‌نفس لازم را خواهیم داشت که از شریک‌مان بخواهیم تغییر کند و منظورمان را جدی بیان کنیم. اتمام حجت‌‌ها اگر واقعی نباشند، بی‌اثرند. شریک زندگی‌مان به‌خوبی حس می‌کند که تا کجا می‌تواند ما را تحت فشار بگذارد؛ و کجاها اگر فشار را بیشتر کند، ما از رابطه بیرون می‌رویم. و اگر ما هیچ‌گاه نتوانیم از رابطه خارج شویم و از تنهایی بیشتر از بدرفتاری بترسیم، آنگاه هرکسی می‌تواند تا ابد با احساسات‌مان بازی کند. ما همیشه باید بدانیم که ممکن است نیاز باشد رابطه‌ای را ترک کنیم _ تا فقط از این طریق، شرایطی را ایجاد کنیم که هیچ‌گاه مجبور به ترک رابطه نباشیم. باید مانند کشوری باشیم که هر سال مانور نظامی برگزار می‌کند، نه چون قرار است حتماً جنگی رخ دهد، بلکه برای اینکه احتمال وقوع آن را کاهش دهد. عاشق‌های عاقل، حتی در گرم‌ترین و صمیمی‌ترین لحظات، می‌دانند که ممکن است روزی نیاز باشد از چمدانی که همیشه زیر تخت پنهان کرده‌اند استفاده کنند. برای مطالعه‌ی ادامه مطلب به این لینک در وب‌سایت دیگری مراجعه کنید. ❌بدون ثبت‌نام می‌توانید به تمام مقالات عمومی و تخصصی دسترسی داشته باشید. ❌برای رزرو وقت روان درمانی با «دیگری» در ارتباط باشید. گروه روان‌شناسی دیگری پشتیبانی در تلگرام @digaripsychology_group +49 178 2032337 با احترام «دیگری»

  • ‍ زنانگی؛ زنانگی/مادرانگی؛ ساخت‌دهی‌هایی برای بیان آن نوشته‌ی ماری ترز خیر بدوی مترجم: فروزان پژهان انتشار: گروه روانکاوی دیگری والدین سامیِ ۹‌ساله، به دنبال پیشنهاد روان‌شناس مدرسه، به من مراجعه کردند که به نظر می‌رسید چندان نگران مسأله‌ی پیش‌آمده نیستند و دیدگاه‌شان این بود که با عبور از این دوره‌ی سنی، مسأله حل خواهد شد. سامی که البته خیلی هم زیبا بود، می‌خواست دختر باشد و از دو سالگی شیفته‌ی عروسک‌های باربی شده بود؛ این جملاتی است که سامی بعدتر به من گفت: «می‌دانم دختر نیستم ولی دوست دارم دختر باشم؛ نمی‌خواهم مثل باربی باشم، حس می‌کنم باربی هستم! راستش وقتی از استخر بیرون می‌آیم، گیره‌ی موهایم را با حرکت خاصی که به سرم می‌دهم باز می‌کنم (همزمان با گفتن این جمله، این حرکت را تکرار کرد) چون که حس می‌کنم موهای باربی را دارم». مادرش برایم تعریف کرد که تا دو سالگی به او شیر می‌داده و سامی هیچ غذای دیگری را نمی‌پذیرفته؛ حتی شیر را از شیشه شیر نمی‌خورده. یعنی مادر در طی این دو سال، روز و شب، هر سه ساعت، برای مراقبت از سامی حاضر بوده و او را در کنار خود می‌خوابانده است. سامی هم تنها با لمس کردن سینه‌ی برهنه‌ی مادر به خواب می‌رفته. مادر در ۱۸ ماهگیِ سامی تلاش می‌کند او را از شیر بگیرد، اما گریه‌های او را تاب نمی‌آورد؛ درنتیجه همچنان به شیردهی ادامه می‌دهد و او را در تخت، کنار خود نگه می‌داشته تا این‌که مادربزرگ تصمیم می‌گیرد شب‌ها سامی را با خود ببرد که مبادا مادر دوباره نظرش را در مورد شیردهی عوض کند. «مادرم سامی را خیلی دوست داشت و از وقتی که سامی خیلی خردسال بود او را پیش خودش نگه می‌داشت، از آنجا که خانه‌هایمان مجاور هم بود این موضوع برایم کمک بزرگی به حساب می‌آمد». برای مطالعه‌ی ادامه‌ی مطلب به این لینک در وب‌سایت دیگری مراجعه کنید. ❌ بدونِ ثبت‌نام می‌توانید به تمامِ مقالاتِ عمومی و تخصصی دسترسی داشته باشید. ❌ برای رزرو وقتِ روان‌درمانی با «دیگری» در ارتباط باشید. گروه روان‌شناسی دیگری پشتیبانی در تلگرام @digaripsychology_group +49 178 2032337 با احترام «دیگری»

  • 12 нояб.1 805713

    ‍ تصاویر ذهنی و سوءتفاهمات در جنگ ترجمه: شیوا جمشیدی انتشار: گروه روانکاوی دیگری آیا جنگ گریزناپذیر است؟ این سؤال، برای دولت‌ها و شهروندان آنها مهم است. بر اساس کلیشۀ رایج و تداوم جنگ در طول تاریخ، به‌نظر می‌رسد پاسخ این سؤال مثبت باشد. چه کسی می‌تواند مقاومت کند در برابر زرق و برق رژۀ نظامیان یا نوای شیپور و ضرب نظامی؟ با مشاهدۀ نمایش پرچم کشور خود و جمعیتی که هلهله می‌کند، چه کسی هیجان‌زده نمی‌شود؟ جنگ، مردم را تشویق می‌کند منافع شخصی خود را تابع مصلحتی بزرگ‌تر قرار دهند تا بتوانند به‌خاطر هدفی والاتر، فداکاری‌های افراطی کرده و فارغ از هرگونه خودخواهی، با دیگران همکاری کنند. روحیۀ جمعی مردم در طول جنگ، ممکن است بیش از هر زمانِ دیگری در گذشته باشد. جنگ تقریباً در هر جامعه‌ای شناخته شده است؛ مگر در گروه‌هایی که با پراکندگی زیاد در سرزمینی ساکن هستند و جنگ‌افروزی میان آنها غیرممکن است. انسان‌ها از دوران ماقبل تاریخ درگیرِ جنگ بوده‌اند. اما جنگ به‌عنوان یک شکلِ سازمان‌یافته از نبرد میان افراد، تاریخچۀ کوتاه‌تری دارد و شاید مربوط به سیزده هزار سال گذشته باشد. جنگ با هدف کشورگشایی را می‌توان در شش تا هفت هزار سال گذشته مشاهده کرد. اما دلیل عمدۀ جنگ‌های اخیر، مسائل اقتصادی نبوده است. اکثر جنگ‌هایی که بین سال‌های 1850 تا 1950 میلادی رخ دادند، یا به ایدئولوژی مذهبی مربوط می‌شدند یا به غرور ملی و ربطی به مسائل اقتصادی یا امنیتی نداشتند. برای مطالعه‌ی ادامه مطلب به این لینک در وب‌سایت دیگری مراجعه کنید. ❌بدون ثبت‌نام می‌توانید به تمام مقالات عمومی و تخصصی دسترسی داشته باشید. ❌برای رزرو وقت روان درمانی با «دیگری» در ارتباط باشید. گروه روان‌شناسی دیگری پشتیبانی در تلگرام @digaripsychology_group +49 178 2032337 با احترام «دیگری»

  • ‍ روان‌شناسی گوستینگ (قطع ناگهانی رابطه) نویسنده: مدرسه زندگی مترجم: سها آیت‌مهر انتشار: گروه روانکاوی دیگری در دنیای قرارهای عاشقانه، زیاد طول نمی‌کشد که به پدیدهٔ غم‌انگیزی معروف به «گوستینگ» بربخوریم: کسی که زمانی به‌طور کوتاهی به او نزدیک بودیم — و منبع آرامش و اطمینان‌بخشی بزرگی بود — ناگهان و بی‌هیچ مقدمه‌ای، شاید پس از یک آخر هفتهٔ دنج یا چند ماه پرشور، از پاسخ دادن به پیام‌هایمان خودداری می‌کند، دسترسی ما به خود را از هر کانال موجودی مسدود می‌کند و عملاً از روی زمین ناپدید می‌شود. برای درک عمیق‌تر این تجربه، باید روان‌شناسی گوستینگ را در نظر بگیریم: چه چیزی ممکن است کسی را به چنین رفتاری سوق دهد؟ وسوسه‌انگیز است که به اندوه و سردرگمیِ پس از آن با خشم پاسخ دهیم و بگوییم که گوستر (قطع‌کنندهٔ رابطه یا کسی که ناپدید می‌شود) بی‌رحم و بی‌ادب، ظالم و هیولا است. ممکن است آن‌ها واقعاً این خصوصیات را داشته باشند، اما برای بهبودی ما نیز به همان اندازه مهم است که سعی کنیم بفهمیم چه چیزی محرک رفتارشان بوده است. چرا یک فرد این‌گونه سرد از کسی که زمانی با او در رابطه بوده فرار می‌کند؟ می‌توانیم فرض کنیم که در پشت صحنه، گوستر (قطع‌کنندهٔ رابطه یا کسی که ناپدید می‌شود) با سه باور اصلی عمل می‌کند: برای مطالعه‌ی ادامه مطلب به این لینک در وب‌سایت دیگری مراجعه کنید. ❌بدون ثبت‌نام می‌توانید به تمام مقالات عمومی و تخصصی دسترسی داشته باشید. ❌برای رزرو وقت روان درمانی با «دیگری» در ارتباط باشید. گروه روان‌شناسی دیگری پشتیبانی در تلگرام @digaripsychology_group +49 178 2032337 با احترام «دیگری»

  • 9 нояб.73462из digari_psychology

    ‍ همراهان عزیز دیگری در کلینیک روانکاوی دیگری می‌توانید خدمات درمان تحلیلی فردی بزرگسال، نوجوان، کودک و زوج درمانی تحلیلی دریافت کنید. برای آشنایی با درمانگران ما در مرکز دیگری به وب‌سایت‌ دیگری و یا به صفحه اینستاگرام هایلایت درمانگران مراجعه کنید. پشتیبانی در تلگرام @digaripsychology_group +49 178 2032337 با احترام «دیگری»

  • ‍ آغاز عشق‌بازی؛ چرا آغازگر بودن این‌قدر سرنوشت‌ساز است؟ منبع: مدرسه زندگی مترجم: سها آیت‌مهر چه کسی عشق‌بازی را آغاز می‌کند؟ شاید به نظر برسد این سئوال موضوع پیش پا افتاده‌ای است و جایی برای این همه ناراحتی و آشفتگی ندارد؛ احتمالا این موضوع به اندازه این که چه کسی باید اول سوار آسانسور شود، یا اولین میوه را از ظرف بردارد در نظرمان ساده و پیش‌پا افتاده است. اما با این حال، اگر به رنج و دل‌شکستی‌هایی که از آن ناشی می‌شود بنگریم، درمی‌یابیم که واقعاً مسئله‌ای بسیار مهم و سرنوشت‌ساز است. این موضوع، ریشه‌ی بسیاری از خیانت‌ها، جرقه‌ی مشاجرات تلخ و کینه‌هاست، آینده‌ی درازمدت فرزندان خردسال ممکن است به آن گره بخورد، و زوج‌ها به طور مرتب به خاطر آن به جلسات درمانی یا (حتی) به دادگاه‌های طلاق مراجعه می‌کنند. در قلب این درام، همه‌ی آن پیچیدگی‌ها نهفته است؛ زمانی که شب دیروقت، در تاریکی، دست یکی به نرمی و با تردید بر تن دیگری کشیده می‌شود، حرکتی که نشان از تمایل به آغاز سکس یا نوازشی صمیمانه دارد؛ و در پاسخ، هیچ اتفاق خاصی رخ نمی‌دهد. این حرکتِ به ظاهر ساده، بسیار پرتنش‌تر و دردناک‌تر از چیزی است که تصور می‌شود، چرا که کمتر به خودِ عشق‌بازی مربوط است، بلکه بیشتر درباره‌ی این اطمینان خاطر است که ما خواستنی‌ هستیم. تمایل به آغازگر بودن در عشق، چون سنگ محکی است که نشان می‌دهد یک نفر در کلیت رابطه‌اش ارج و قرب دارد یا نه؛ و در نتیجه، آیا این زوج همچنان پویا و زنده است یا نه. اینکه یکی از دو طرف هرگز آغازگر نباشد، یا تنها با بی‌حوصلگی به نوازش‌ها پاسخ دهد، در حکم این است که محال است بتواند طرف مقابلش را دوست بدارد. در حقیقت، عدم آغازگری یا پاسخگویی می‌تواند معانی بسیاری داشته باشد. گاهی، تنها نشانه‌ی خستگی مفرط پس از یک روز طولانی مراقبت از کودک یا کار اداری است. بعضی وقت‌ها، یک نوازش بی‌پاسخ، فقط یک نوازش بی‌پاسخ است. مشکل واقعی در تاریکیِ مبهم اتاق خواب، عدم پاسخگویی به خودی خود نیست؛ بلکه شیوه‌ای است که این ابهام تفسیر می‌شود: نحوه‌ای که فرضیات، بدون هیچ گفت‌وگویی شکل می‌گیرند و کینه‌های عمیق، بدون آنکه ابتدا موضوع به روشنی بیان شده باشد، به دل گرفته می‌شوند. در ژرفای این مشکل، مسئله‌ی ویرانگرتری نهفته است: شرم. نوازش بی‌پاسخ، زمانی به طور جدی خطرناک می‌شود که با درجه‌ی بالایی از «شک به خود» یا «نفرت از خویش» در کسی که جرأت کرده دستش را به سوی معشوق ببرد، همراه شود. آنچه می‌توانست صرفاً به عنوان یک بی‌میلی موقتی تعبیر شود، در سکوت و به طور خودکار، به مدرکی برای چیزی به مراتب فاجعه‌بارتر بدل می‌شود: گواهی بر این که طرف مقابل، ما را حال‌به‌هم‌زن می‌داند. در شرایط ایده‌آل، اگر همه‌ی ما به اندازه‌ی کافی خود را دوست می‌داشتیم، می‌دانستیم وقتی دستمان را به سویی دراز کردیم و پاسخی نگرفتیم، چه کار باید بکنیم: موضوع را در چارچوب رابطه، از طریق گفت‌وگویی آرام و دلسوزانه مطرح می‌کردیم و سعی می‌کردیم بفهمیم مسئله چیست. اگر شواهد به وضوح نشان از بی‌علاقگی عمیق یا ناتوانی عاطفی طرف مقابل می‌داد، رابطه را ترک می‌کردیم. در نهایت، اشکال کار این نیست که بفهمی شریک زندگی‌ات از نظر عاطفی یا جسمی از تو دریغ می‌کند؛ اشکال وقتی است که این را می‌دانی و باز هم می‌مانی. اما وقتی شرمگین باشیم، این گزینه‌ها پیش روی ما نیستند. همسران غیرپاسخگوی ما، احساسات از پیش موجودِ «دوست‌داشتنی نبودن» را تقویت می‌کنند و ما را تلخ، خاموش و شکننده می‌سازند. پیشینه‌ی ناتوانی در ارزش گذاشتن برای خودمان، شکایت مؤثر از رفتارهای ناخوشایند را برایمان به شدت دشوار می‌سازد؛ چه برسد به اینکه رابطه را ترک کنیم و در جست‌وجوی عشقی گرم‌تر برآییم. در مقام عاشقانی که از خویشتن بیزاریم، نمی‌توانیم با آن آرامش و صبرِ راهبردیِ لازم بگوییم که احساس طردشدگی داریم، نیاز داریم درک شویم و در جست‌وجوی تغییریم. یا هیچ نمی‌گوییم و ممکن است به رابطه‌ای خارج از چارچوب روی آوریم، یا منفجر می‌شویم از خشم‌هایی که تضمین می‌کند پیام‌مان شنیده نخواهد شد. شهامتِ واکاویِ نشانه‌ها را نخواهیم داشت تا با زیرکی، مسیر رابطه را بر اساس آنها تغییر دهیم. در این تنش‌هایِ حاصل از نوازش بی‌پاسخ، با مشکل کلی‌تری در عشق روبرو می‌شویم: دشواری‌هایی که وقتی پدید می‌آیند که نمی‌توانیم خواسته‌هایمان را در رابطه بیان کنیم، نمی‌توانیم به دلخوری‌ها و ناکامی‌هایمان پاسخ مناسب بدهیم، وقتی گمان می‌کنیم که سزاوار شادی نیستیم. نباید بگذاریم آن نوازش بی‌پاسخ، زمان زیادی در تاریکی بماند. باید جرأت کنیم چراغ را روشن کنیم، دردمان را بر زبان آوریم و بدون شرم، گزینه‌های پیش‌رویمان را بسنجیم.

  • ‍ سازمان سائق در مرحلهٔ پیش از نوجوانی نویسنده: پِتِر بلاس ترجمه: غزل داودی بروجردی گروه روانکاوی دیگری نانسی دختر سیزده‌ساله‌ای بود که مرتکب بزهکاری جنسی شده بود. او روابط جنسی متعددی با پسران نوجوان داشت و با تعریفِ ماجراهایش مادرش را آزار می‌داد. او مادرش را بابت نارضایتی‌هایش سرزنش می‌کرد؛ از کودکی احساس تنهایی را تجربه کرده بود. نانسی باور داشت که مادرش هرگز او را نخواسته است و پیوسته و بی‌دلیل خواسته‌های افراطی از او داشت. نانسی شدیداً در آرزوی داشتن یک بچه بود؛ تمامی خیال‌پردازی‌های جنسی نانسی حول مضمون «مادر–نوزاد» می‌چرخید و در اساس، به یک حرص دهانیِ مهارناشدنی بازمی‌گشت. او در یک رؤیا با پسران نوجوان ارتباط جنسی داشت؛ در این رؤیا او ۳۶۵ کودک داشت و (در رؤیا) از یک پسر، هر روز به‌مدت یک سال یک نوزاد به دنیا می‌آورد و پس از به پایان رساندن این کار، همان پسر را با شلیک گلوله می‌کشت. کنش‌نمایی‌های جنسیِ نانسی به‌محض آن‌که با زنی ۲۰‌ساله، متأهل، باردار، و دارای سه فرزند — که روابط جنسی بی‌ثبات و پرشمار داشت — رابطه‌ی دوستانه‌ای برقرار کرد، به‌طور کامل متوقف شد. نانسی در دوستی با این زنِ شبیه‌به-دوست-و-مادر، ارضای نیازهای دهانی و مادری‌اش را یافت؛ درحالی‌که هم‌زمان از تسلیم‌شدن به کشش‌های همجنس‌گرایانه نیز محافظت می‌شد. او نقش مادر را برای کودکان آن زن بازی می‌کرد و از آن‌ها مراقبت می‌نمود، در حالی‌که مادرشان در خیابان‌ها پرسه می‌زد. نانسی در پانزده‌سالگی از دل این دوستی بیرون آمد؛ به عنوان فردی نسبتاً خودشیفته به بازیگری علاقه‌مند شده بود و به دنبال آموزش‌های لازم در این زمینه می‌رفت. با این حال، او در گذار به سوی یافتن ابژه‌ای دگرجنس‌خواهانه موفق نشد. برای مطالعه‌ی ادامه‌ی مطلب به این لینک در وب‌سایت دیگری مراجعه کنید. ❌ بدونِ ثبت‌نام می‌توانید به تمامِ مقالاتِ عمومی و تخصصی دسترسی داشته باشید. ❌ برای رزرو وقتِ روان‌درمانی با «دیگری» در ارتباط باشید. گروه روان‌شناسی دیگری پشتیبانی در تلگرام @digaripsychology_group +49 178 2032337 با احترام «دیگری»

  • ‍ معشوقانی که عشق را با تنبیه پاسخ می‌دهند نویسنده: وب‌سایت مدرسه زندگی مترجم: سها آیت‌مهر انتشار از گروه روانکاوی دیگری شاید چنین بیندیشیم که آنچه همه در تمنای آن‌اند عشق است، و واکنش طبیعی به دوست داشته شدن چیزی جز سپاسگزاری نخواهد بود. اما واقعیتِ روابط بسیار پیچیده‌تر از این تصویر ساده است. برای برخی از ما، عشق در مقام تجربه به همان اندازه هراس‌انگیز است که در مقام تصور دل‌انگیز؛ و واکنش اصلی‌مان به دوست داشته شدن ممکن است نه مهربانی و استقبال، بلکه – به شکلی شگفت‌انگیز و در عین حال بر مبنای منطقی تاریک – بیرحمی باشد. به‌بیانی ساده: برخی آدم‌ها که در کودکی به‌شدت مورد خشونت و سخت‌گیری قرار گرفته‌اند (و شمارشان اندک هم نیست)، هنگامی که با عشقی عمیق مواجه می‌شوند، ناخودآگاه شریک خود را دقیقاً به همان شیوه‌هایی درمی‌آورند که روزگاری والدین نخستین‌شان با آنان رفتار می‌کردند: با همان بی‌ثباتی و تحقیر، همان سردی و همان سادیسم. واکنش‌های آنان بدل می‌شود به نوعی طومار روانی؛ متنی بازنویسی‌شده که در لایه‌هایش می‌توان شرح دردناک‌ترین بخش‌های کودکی‌شان را بازخواند، با این تفاوت که این بار شریک عاطفی، قربانی است و خودشان در جایگاه آزارگر نشسته‌اند. برای مطالعه‌ی ادامه مطلب به این لینک در وب‌سایت دیگری مراجعه کنید. بدون ثبت‌نام می‌توانید به تمام مقالات عمومی و تخصصی دسترسی داشته باشید. برای رزرو وقت روان‌درمانی با پشتیبانی «دیگری» در تماس باشید گروه روان‌شناسی دیگری پشتیبانی در تلگرام @digaripsychology_group +49 178 2032337 با احترام «دیگری»