کاروند پارسی || محمودفتوحیرودمعجنی
Статистикаمحمود فتوحی رودمعجنی، دانشآموخته زبان و ادبیات فارسی.
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 756
- 1/48двое суток
- 866
- 1/72трое суток
- 934
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
. تصویر شگرف نرگسِ شَهلا نبُوَد هر بهار آنکه بروید به لبِ جویبار چشمِ بُتان است که گَردونِ دون بر سرِ چوب آورَد از گِل برون کاهی کابلی، درگذشتهٔ ۹۸۸ هـ. آگره هند ابوالقاسم نجم الدین محمدش نام بود و در سن شباب کسب علوم در پیش مولانا عبدالرحمن جامی نمود. بنابر علو همت و سُموٌ فطرت به علوم رسمیه قناعت نکرده، روی به علم باطن آورد. به خدمت جمعی رسید و ارادت نگزید. به هندوستان رفت. به خدمت سید محمد هاشم شاه کرمانی الاصل دهلوی الموطن مشهور به شاه جهانگیر رسید و ارادت آن سید والامقام را گزید. از اماجد طریقهٔ سلسلهٔ نعمت اللهیّه محسوب و عارج معارج عالیه شد. وفاتش در سنهٔ ۹۸۸ در اگره هندوستان بود. (ریاض العارفین)
عصر یکشنبههای بخارا نقد و بررسی کتاب «چیستی ایران» تألیف محمود فتوحی که از سوی نشر سخن منتشر شده است با حضور نویسنده و سخنرانی • دکتر مسعود جعفری جزی، • مهندس سیدمحمد بهشتی • یامان حکمت یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵ خانۀ کتاب دبا
🎙پوشۀ شنیداری سخنرانی : «جدال زبانی ایران و هند» محمود فتوحی رودمعجنی تهران: انتشارات خوارزمی
چیستی ایران؛ سپهر نشانهای در ادبیات درباری - ایبنا https://share.google/bSVIpVhl9ZwBb8Iij
•••••••••••••••••••••••••••••• چگونه فارسی در هند از زبان یک تمدن به زبان حاشیه تبدیل شد؟ 🔺محمود فتوحی در نشست کتابفروشی خوارزمی با عنوان «چرا زبان فارسی در هند با آن همه شکوه کمرنگ شد؟» به تاریخ چندصدساله زبان فارسی در شبهقاره پرداخت؛ تاریخی که به گفته او روایت شکلگیری، گسترش و افول یک حوزه تمدنی است. او در این نشست تلاش کرد روند حضور فارسی در هند، شکلگیری اختلافهای درونی میان فارسیزبانان، نقش استعمار بریتانیا و سرانجام جایگزینی زبانهای دیگر را بررسی کند. 📌گزارش کامل را در سایت خوارزمی بخوانید ••• انتشارات خوارزمی
عصر یکشنبههای بخارا چهاردهمین عصر یکشنبههای مجلۀ بخارا با همکاری کتابفروشی دبا و انتشارات سخن اختصاص یافته است به نقد و بررسی کتاب «چیستی ایران» تألیف دکتر محمود فتوحی که هفتۀ گذشته به بازار کتاب عرضه گشته است. این مراسم در ساعت پنج بعد از ظهر یکشنبه یازدهم مرداد ۱۴۰۵ در محل کتابفروشی دبا با حضور دکتر فتوحی و سخنرانی دکتر مسعود جعفری جزی، مهندس سیدمحمد بهشتی و یامان حکمت برگزار میشود. کتاب «چیستی ایران» با عنوان فرعی «نشانهشناسی مفهوم ایران در ادبیات درباری»، کوششی است برای معرفی نظریۀ ایران در گفتمان هزار و صد سالۀ سلطنت در جغرافیای جیحون تا فرات پس از اسلام. ایران در این گفتمان یک سپهر فرهنگی درتنیده با سیاست است، و نه یک قلمرو جغرافیایی با حکمرانی صرف. نویسنده در مقدمه از جمله می نویسد: «بگو مگو بر سر چیستی ایران» که هشت سال پیش در نشستی دوستانه درگرفت، انگیزۀ آغازین این کتاب شد. میدان نیاوران، خیابان پور ابتهاج، پلاک ۲۱۰، خانۀ کتاب دبا
•••••••••••••••••••••••••••••• چرا زبان فارسی در هند، با آن همه شکوه، کمرنگ شد؟ 👤سخنران: دکتر محمود فتوحی 🗓️ شنبه ۱۰ مرداد | ساعت ۱۷:۰۰ 📍تهران، خیابان انقلاب، روبهروی دانشگاه تهران، بین خیابان فخر رازی و ۱۲ فروردین، پلاک ۱۲۶۸، کتابفروشی انتشارات خوارزمی حضور برای علاقهمندان آزاد و رایگان است. ••• انتشارات خوارزمی
. آیا کشور ما در زمان رضاشاه، «ایران» نام گرفت؟ آمارها در این تصویر به پرسشِ "پیشینۀ نام ایران" و شُبهات پیرامون آن تا حدودی پاسخ میدهد. از میان نامهای مختلف ایران (خوَنیرَث، پارس، پارسه، الفُرس، عجم) ایران، پویاترین و پایدارترین نام نزد خود ایرانیان است که از کتاب اوستا تا امروز در شکلهای دیگری ازجمله ایرانویچ، ایرانوِز، آریانا، الأریان، ایرانشهر، ایرانزمین همواره زنده و معنادار مانده است. «بسامد نام ایران در سدۀ چهارم (۱۶۷۶ بار) بالاتر از دیگر سدههای پیش از دوران تجدّد است. سوای سدۀ سیزدهم بالاترین بسامد نام ایران در سدۀ چهارم است و پایینترین بسامد در سدۀ دهم (روزگار صفویان) و سپس سدۀ هفتم که دوران غلبۀ مغولان است. فراوانی آمار در سدۀ سیزدهم دو عامل دارد: یکی افزایش متنهای چاپی و دیگری ظهور احساسات میهنی. اما فراوانی در سدۀ چهارم به دلیل بسیاری نام ایران در شاهنامۀ فردوسی است. از شمار ۱۲۱۱ بار نام ایران در سدۀ چهار هجری، حدود ۱۱۸۶ بار آن در شاهنامه است.» ـــــــــــــ از کتابِ چیستی ایران. تهران: سخن. ۱۴۰۵. ص۹۱ [اینجا را هم ببینید] #کاروندپارسی #محمودفتوحی @Karvandparsi
چتجیپیتی این درخواستها را ممنوع کرد 🔹انگجت: کاربرانی که از چتجیپیتی میخواهند متنی دقیقاً به سبک نویسندگان معروف بنویسد، اکنون با پاسخ متفاوتی روبهرو میشوند. 🔹این مدل بهجای تقلید مستقیم، اعلام میکند میتواند متنی با ویژگیهای کلی همان سبک، مانند لحن، ریتم یا فضای روایی، اما بدون کپیبرداری از شیوه نگارش یک نویسنده مشخص تولید کند. 🔹این تغییر در حالی اعمال شده که شرکتهای توسعهدهنده هوش مصنوعی با شکایتهای متعددی از سوی نویسندگان، ناشران و دارندگان حقوق مؤلف روبهرو هستند. 🔹شرکت اپنایآی جزئیات رسمی درباره علت این تغییر منتشر نکرده، اما این اقدام نشان میدهد توسعهدهندگان مدلهای هوش مصنوعی در تلاشاند میان تواناییهای خلاقانه این ابزارها و ملاحظات حقوقی و مالکیت فکری تعادل برقرار کنند.
. پیراهنی از تار وفا دوخته بودم چون تاب وفای تو نیاورد کفن شد جان دگرم بخش که آن جان که تو دادی چندان ز غمت خاک به سر ریخت که تن شد هر سنگ که بر سینه زدم نقش تو بگرفت آن هم صنمی بهر پرستیدن من شد از حسرت لعل تو ز خون مژه «طالب» چندان یمنی ریخت که گجرات یمن شد طالب آملی، ۹۸۷-۱۰۳۶ هـ. ـــــــــــــــ یمنی: لعل یمانی، عقیق یمانی. سرخ رنگ است. استعاره از اشک خونین.
. منتشر شد چیـستی ایـران نشانهشناسی مفهوم ایران در ادبیات درباری محمود فتوحی انتشارات سخن، ۱۴۰۵ کتاب چیستی ایران، کاوشی نشانهشناختی است پیرامون مفهوم ایران در گفتمان هزاروصد سالۀ سلطنت در جغرافیای جیحون تا فُرات پس از اسلام. ایران در این گفتمان، یک سپهر فرهنگی درتنیده با سیاست است؛ و نه یک قلمرو جغرافیایی یا حکمرانی صرف. سخن از یک سپهر نشانهشناختی است که در آن یک هویت تمدنی، فرهنگی و سیاسی خود را با نام ایران بازتولید و ارزشگذاری میکند. فضایی درهمبافته از شش نظام نشانهایِ جغرافیا، زبان، تقویم، آیینها، تاریخ و اساطیر و سیاست که ایدۀ ایران را طی یازده قرن در بیش از سی و پنج دربار پادشاهی بطور همسان صورتبندی کرده است. نشانهها در این نظامهای همبسته بهروشنی، "ایران" را از "ناایران" جدا میساختند و مفهوم یک «مملکت باستانیِ نوشونده» را برای شهریاران سلسلههای مختلف ترسیم میکردند. این پژوهش نظریۀ ایران را از منظر پایدارترین نهاد قدرت سیاسی، بر پایۀ اطلاعاتِ چکامههای سلطنتی تبیین میکند. #کاروندپارسی #محمودفتوحی @Karvandparsi
. حال و هوای شهر دهلی در روزهای حملۀ نادرشاه به هند (1151هـ) مُرَقَّع دهلی. نوشتۀ قلیخان. (۱۱۸۰ هـ). معاشران با محبوبان خود در هر گوشه و کنار دست در بغل، و عیاشان در هر کوچه و بازار به حصول مُشتهیات نفسانی در رقص جَمَل. میخواران بیاندیشه محتسب در تلاش سیاهمستی و شهوتطلبان بیواهمه مزاحمت سرگرم شاهدپرستی. هجوم أمارِد و نوخطان توبهشکنِ زُهاد و آهوپسران به عشق بیمثال برهمزن بنیاد صَلاح و سداد. تا نگاه پرواز کند مایل روییست و تا چشم وا شود حلقۀ فتراک گیسویی. سامان فواحش به مثابهی که یک عالم فُساق به کام دل میرسند و اسباب خباثت به درجهای که یک جهان فُجّار کسب تمتع مینمایند. تا کسی به حال خود وارسد أمردی چشمک میزند و تا چشم چراغ روشن کند زنکه پیام میفرستد. کوچه و بازار از نواب و خوانین لبریز و گوشه و کنار از امیر و فقیر شورانگیز. مطرب و قوال از مگس زیادهتر و محتاج و سائل از پشه افزونتر. ّ قصه مختصر، به این ترتیب وضیع و شریفِ این دیار، هواجِس ِنفسانی ترتیب میدهند و به مُستَلذاّت جسمانی فایز میشوند. در چنین هنگامهای چشم بستنها عین مصلحت و بصَر نگشودن محض بصیرت [است]. @Karvandparsi
🔊 مقالات شمستبریزی با صدای ماندگار پرویز بهرام @Karvandparsi
ویراستاری پژوهشهای هوشوارهای یک فرصت جدید شغلی شنیدم که یک فرصت شغلی جدید در حوزۀ نگارش مقالات پژوهشی و پایان نامههای تحصیلی بوجود آمده است. قضیه از این قرار است که چون سبک پژوهشهای هوشوارهنویس لو رفته و کلیشههای نگارش ماشینی بر ملا شده، کسانی پیدا شدهاند که نوشتار ماشینی را به نوشتار انسانی نزدیک میکنند. به نظر میرسد کار کمکم به جایی برسد که نهادهای ارزیاب پژوهش (مثل مجلات علمی، کمیتههای علمی دانشگاهها و کنفرانسها، و نیز ناشران معتبر) ناگزیر باشند مراحل شکلگیری پژوهش را نیز بررسی کنند یعنی از طریق مصاحبه حضوری، مشاهدۀ اسناد روند پژوهش، و بازخوانی میدان تخصصی پژوهشگر بکوشند تا از اصالت نویسنده و متن اطمینان حاصل کنند. هر چند همینها هم از شائبۀ جعل بر کنار نخواهد بود. شاید بتوان گفت که اصالت اندیشه در کار پژوهشگری قابل اتکاست که توانسته است با فعالیتها و آثارش یک "میدان تخصصی ویژه" شکل دهد و نزدیکان او شاهد روند کار تخصصی او در گذر سالیان بوده باشند. چنین پژوهشگری اگر هوشوارهها را چونان دستیاران نابغه به خدمت بگیرد همچنان در مقام "حکمرانی معنا و داده"، آوردههای اصیل و قابل اعتماد عرضه خواهد کرد. #کاروندپارسی #محمودفتوحی @Karvandparsi
تکبیتها: جهنمی است نشستن در آرزوی بهشت بنوش باده بهشت و بهار کن خود را فریدون سابق اصفهانی قرن یازدهم
بر خاک نویس تا بخواند بادش بيدل سخني چند که داري يادش از خلق گذشته است استعدادش امروز تو نيز حرفي از گفتۀ خويش بنويـس بهخـاک تا بخواند بادش! *** شعرم که بهصد زبان فرود آمده است در چندين وقت و آن فرود آمده است تـورات نـبوده تـا بـگويـم کـه همـه يکبـاره ز آسمـان فرود آمـده اسـت این رباعی دوم هشداری است به پژوهندگان شعر که انتظار دارند بر مجموعۀ آثار یک مؤلف، سبک یکدست و دیدگاه واحدی غالب باشد. تناقض و تضاد و تنوع احوال و طرز بیان در مجموعۀ سخنانی که حاصل عمر یک نویسنده یا شاعر است امری است طبیعی. بویژه شاعران که "لحظهنگارند و کاتب احساسات": بگفت احوال ما برق جهان است دمی پیدا و دیگر دم نهان است گهی بر طارم اعلا نشینیم گهی بر پشت پای خود نبینیم
без подписи
درسگفتارهای نقد ادبی در سبک هندی (۷) اا═.🍃 .════════╔ جدال ادبی ایران و هند و تولد زبان اردو اا════════.🍃.═╚ نشست هفتم شنبه بیستم تیرماه/ سرطان ۱۴۰۵ برگزارکنندگان: ▫️مرکز بینالمللی مطالعات افغانستان (دانشگاه علامه طباطبایی) ▫️مؤسسۀ پژوهشی بایسنغر هرات. نشست دوم : شش رویکرد انتقادی در سبک هندی نشست سوم : سبکهای سهگانه در درون سبک هندی نشست چهارم : انشعاب دو شاخۀ نازکخیالی و دورخیالی نشست پنجم: نقش اصطلاحات ادبی نشست ششم: نقد در عمل نشست هفتم: جدال ادبی ایران و هند و تولد زبان اردو #کاروندپارسی #محمودفتوحی @Karvandparsi پرسش و پاسخ 👇
درسگفتارهای نقد ادبی در سبک هندی (۷) نشست هفتم شنبه بیستم تیر/ سرطان ۱۴۰۵ ساعت: ۲۰:۰۰ به وقت تهران ۲۱:۰۰ به وقت کابل در بستر گوکل میت نشانی ورود به جلسه https://meet.google.com/mak-sgnz-ywi #کاروندپارسی #محمودفتوحی
خیال جوهر ذاتی شعر یا بُعد تاریک زبان میدانیم که «خیال»، همچنان عنصر ذاتی و جان شعر به شمار میرود. طبق فرهنگنامۀ عربی، العین فراهیدی (سال 170 قمری) یکی از معانی کهن در کلمۀ خیال، «سایه» است: «هرچیزی که مانند سایه ببینیاش».(۱) اگر خیال را در معنی سایه و ابر بگیریم، شعر یک پدیدار زبانی است که زبان در آن دلالت سایهوار و ابری دارد؛ به عبارت دیگر شعر، سایهای است از زبان؛ که ارتباط و دلالت در آن با اختلال همراه است. دونالد دیویدسون فیلسوف تحلیلی معاصر، شاید به همین جهت استعاره را مربوط به بُعد تاریک زبان و غیر معرفتبخش میداند. بیدل میان نقش بستن خیال و خواندن خط سایه در آفتاب پیوندی خیالین ساخته است: آنجا که اوست نقش نبندد خیال ما خواندیم خط سایه زِ عنوان آفتاب با توجه به معنی سایه و ابر، هرگاه تخیل در شعر، غلیظتر و شدیدتر باشد فضایی سایهناک و ابرناکتر پدید میآید. تصویرهای روشن با روابط عقلانی و منطقی در ادب کلاسیک، فضای شعر را چنان رقم میزند که معنا مثل خورشید در پشت ابر روشن باشد؛ اما وقتی خیالات عجیب بر شعر غالب شود چنان است که ماه در پشت ابر تیرۀ پاره پاره، پدید و ناپدید شود و ادراک خواننده را میان عقل و احساس معلق نگاه دارد. این تصویر از صائب گویای چنین وضعیتی است: پیداست چو از ابر تُنُک جلوهٔ خورشید در پردهٔ چشمی که خیال تو نهان است تخیل ساده و روشن در غزل سعدی، شعر او را شفاف و آفتابی میکند اما خیالاتِ تارِ تودرتو همچون ابری غلیظ، فضای شعر بیدل را مبهم و رازناک کرده است. خوانندۀ سعدی غزل را یکجا مینیوشد و خوشنود و سرمست میآرامد؛ اما خوانندۀ بیدل، با واژه واژهٔ بیت در میآویزد و مصرع به مصرع عرق میریزد و پس از کشف معنایی یا رفع ابهامی بر سر شوق میآید. سعدی، همدمِ آرامش و قرار است و بیدل همدمِ تنش و بیقراری آدمها. آرامش و تنش، دو خواستۀ مفطور در نهاد آدمی است. گروهی این گروهی آن پسندند. ـــــــــــــــــــــــــــــ ۱. الخَيال: كُلُّ شَيءٍ تَراهُ كالظِّلِّ. (العین فراهیدی، قرن دوم هجری). معناهای دیگر خیال در همین کتاب: «چهرۀ معشوق که به خوابت درآید». و «ابری که شکل گیرد و گمان باریدن ان باشد اما نبارد و برود». التَخیُّل: خیال بستن... و سزاوار شدن ابر به باریدن. (المصادر زوزنی) #کاروندپارسی #محمودفتوحی @Karvandparsi