من چراغها را روشن میکنم.
Статистикаاشکالی نداره اگه زندگیت تاریک شده عزیزِ دلم، تو فقط صدام کن؛ من چراغها رو روشن میکنم. روشنا صدایم کن✨ کپی نه؛ فوروارد کن.
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 28
- Всего постов
- 39
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 672
- 1/48двое суток
- 770
- 1/72трое суток
- 830
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
ما آدمها اگه یه نفر باهامون مهربون باشه، باورمون داشته باشه و امیدوارمون کنه، بلند میشیم و خیلی کارها رو که فکر میکردیم نمیتونیم، انجام میدیم. حالا فکر کن اون صدایی که باهات مهربونه و باورت میکنه، صدای خودت باشه، واگویههایِ درونیت، که مداوم هم داری میشنویش.
یه گوشه بنویس، انجام بده، تیک بزن. بذار خیلی چیزا توی سکوت اتفاق بیفته. حتی زمزمهش نکن.
شلوغترین ذهنهارو، آدمهای درونگرا دارن.
без подписи
یه روز براتون تعریف میکنم چطوری هر شب قایمکی به صندوقچه آرزوهام زل میزدم و فکر میکردم که کدومشون عمرش به دنیا میمونه، کدومش نه؟!
ممنونم از صفایِ عزیزم و چشمهاش که زیباترینها رو برایِ ما میبینه و میپسنده. این دختر برای من بیاندازه عزیزه. امروز چنلش رو ۲۰۰ تایی نمیکنین؟!
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
برای من چراغها را روشن میکنم. ✨💜 [بنفشِ آروم همیشه رنگ توئه، به رنگ گلهای آرامشبخش لاوندر و به رنگ طلوعی که دنیا رو سراسر روشنی میکنه. من قدمهات رو میبینم و گلهایی که کنار جادهها از خودت جا گذاشتی. و دنیایی که با قدمهای تو قشنگتره.✨🫂 برای تو که چراغهای قلبم رو روشن میکنی، کهکشان بنفش من. که همیشه قلبت روشن باشه و چشمات ستارهای.✨💜 ]
ما آدمها بارها به کسی که فکر میکنیم با بقیه فرق داره، فرصت میدیم که ثابت کنه مثلِ بقیهست. تازه هزاران بار هم این فکت رو باور نمیکنیم تا بار آخری که اشکمون بدتر از همیشه در بیاد. اِی آدمیزادِ ساده!
ولی بعضی وقتا، به خودم نگاه میکنم و میبینم چقدر برای استقلال داشتن، ذره ذره قدم برداشتم و چیزایی که الان دارم و برام جزو بدیهیات حساب میشن رو قبلا براشون زحمت کشیدم، کار کردم، پول جمع کردم، با ترسام مبارزه کردم و تبدیلشون کردم به داشتههام؛ اونم زمانی که بقیه داشتن بابت همینها از سمت خونواده ساپورت میشدن. گاهی هم آدم باید قدر خودش رو بدونه، به چشم خودش بیاد، به خودش افتخار کنه، خودش رو ناز کنه، خودش رو ببوسه حتی. میبوسمت زن. چقدر قوی بودی. چقدر قوی موندی.
درود بر گفتگوهایِ بالغانه، درود بر ترمیمِ رابطهای که سالهاست با هم حفظش کردید و درود بر رفاقت، حتی با کیلومترها فاصله.
وقتی یکی کاری رو بهم میسپره، واقعاً یا تمام تلاشم رو میکنم که درست انجامش بدم، یا از همون اول میگم از عهدهاش برنمیام و قبولش نمیکنم. هیچوقت نتونستم درک کنم چرا بعضیها کاری رو قبول میکنن، بعد نه درست انجامش میدن، نه حتی مسئولیتش رو جدی میگیرن. اه، واقعاً این میزان بیمسئولیتی برام قابل درک نیست!