شعر و متون عربی معاصر
Статистикаلینک اولین پست https://t.me/sherarabimoaser/4
- Последний пост
- 9 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 32
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 2 598
- 1/48двое суток
- 2 977
- 1/72трое суток
- 3 211
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
به بهانه نهم اوت.. سالروز درگذشت محمود درویش @sherarabimoaser
لأنكِ بعيدة و مستحيلة فوضت الريح لتقبيل عنقك. «چون دوری و دستنیافتنی، بوسیدنِ گردنت را به باد سپردهام.. #لاادري #غفران_عبیات 📚:Asma_abyat
و أغار أن يُغرم أحدهم بعينيك. مجرد التفكير بكِ حياة، فكيف القربُ منكِ. ---------------------- به تو رشک میبرم، مباد که دگری دلباختهی چشمانت شود، محضِ اندیشیدن به تو، در حکم زندگیست، چه رسد به اینکه نزد تو باشم.. #أحمد_شوقي ترجمه: #محمد_حمادی @sherarabimoaser
00:00 يا مُسكّني إذا غضبت وسَكَني إذا تُهت وسكينتي إذا قَلقت وساكنتي إذا فَرغت وسكوني إذا ضُجت وسكوتي إذا انفجرت وسِكّتي إذا ضِعت وسكرتي إذا ما اضنكّت الحالة وسرّي إذا قُلت وسريرتي إذا فعلت ويا سريري إذا نِمت وسروري بكل الأوقات ای تسکینبخشِ من آنگاه که خشمگین شوم، و ای پناه و مأوایِ من آنگاه که سرگشته گردم. و ای آرامِ جانِ من آنگاه که دلهره گیرم، و ای همنشینِ خلوتم آنگاه که تهی و تنها شوم. و ای سکون و ثباتِ من آنگاه که در هیاهو و بیتابی افتم، و ای سکوتِ من آنگاه که از رنجها لبریز و خروشنده شوم. و ای راه و طریقتِ من آنگاه که گمگشته گردم، و ای شور و مستی من آنگاه که روزگار بر من تنگ آید. و ای رازِ نهانِ من آنگاه که لب به سخن گشایم، و ای حقیقتِ درونم آنگاه که به کرداری دست یازم. و ای بسترِ آرامشم آنگاه که به خواب روم، و ای سرور و شادمانیِ من در تمامیِ لحظات و اوقاتم. الحسين بن منصور الحلاج ترجمه: #محمد_حمادی @sherarabimoaser
جور مکن جفا مکن، نیست جفا سزای من لا تَظلِم ولا تَجفُ، فلَيس الجَفاءُ جزائي #مولانا تعريب: #محمد_حمادی @sherarabimoaser
الجهلُ؛ عمود الطمأنينة! ندانستنْ؛ ستونِ آسودگیخاطر است! #النفري ترجمه: #محمد_حمادی @sherarabimoaser
وأَقولُ لنفسي: سيطلع من عَتمتي قَمَرُ.. و به خود میگویم: ماهتابی از دلِ تاریکیام پدیدار آید.. #محمود_درویش ترجمه: #محمد_حمادی @sherarabimoaser
إنَّ أحسَنَ ما یألَفُ بِهِ النّاسُ قلوبَ أوِدّائهِم ونَفَوا بِهِ الضِّغنَ عَن قُلوبِ أعدائهِم، حُسنُ البِشرِ عندَ لِقائهِم وَالتَّفَقُّدُ في غَیبَتِهِم... به راستی بهترین وسیلهای که مردم با آن دلهای دوستان خود را به دست میآورند و کینهها را از دلهای دشمنانشان میزدایند، خوشرویی هنگام برخورد با آنان است و جویای احوال آنان شدن در غیبتشان... علي بن أبي طالب (ع) 📚 بحار الأنوار / جلد 78 / صفحه 57 @sherarabimoaser
سلامٌ على أولئك الذين استنزفتهم معارك الحياة بأوجاع أشد قسوة من ألم الحب والفراق، حتى كادت ذاكرتهم أن تسقط الحب من حساباتها. سلام بر آنانی که کارزارهای زندگی، با دردهایی بس بیرحمانهتر از رنجِ عشق و فراق، چنان جانشان را فرسود؛ که نزدیک بود حافظهشان، عشق را از دفترِ خاطر پاک کند. #روز_نوشت #محمد_حمادی @sherarabimoaser
كـلُّ شيءٍ خَـذلَـني إلا إثنان؛ حُـزني وطَـيفكْ.. جز خیالِ تو وُ اندوهانم هرآنچه بود مرا تنها گذاشت.. #سالم_عطیر ترجمه: #محمد_حمادی @sherarabimoaser
السلاسِل والقيُود أقلُّ رمُوز العبودية هولًا! القيُود في دمائِنا وأهلِنا وأوطانِنا. القيُود في رغباتِنا وحاجاتِنا. القيُودُ في بشَريّتِنا. غل و زنجیرها، کمهراسترین نمادهای بردگیاند! بندهای حقیقی در خون، خانواده و وطنِ ما ریشه دارند. این قید و بندها در تار و پودِ خواستهها و نیازهامان نهفتهاند؛ بندهایی که با ذاتِ انسانیِ ما گره خوردهاند. مَي زِيادة ترجمه با اندکی دخل و تصرف: #محمد_حمادی @sherarabimoaser
ياحسيـن بضمايرنـه صــــحنه بـــــيك آمــــــنّه لا صيحة عواطف هاي لا دعـوه ومجــرد راي هـذي مـن مبادئنـه صِحـنـه بـیـك آمــــــــــــنّـه با وجدانمان فریاد برآوردیم که به تو ایمان آوردیم یا حسین که این نه فریادی از روی احساس و عواطف است و نه فراخوان و دیدگاهی محض بلکه از اصول و مبانی ما نشأت میگیرد شاعر: عبدالرسول محيي الدين مداح: ياسين الرميثي ۱۹۷۷ میلادی/ نجف اشرف @sherarabimoaser
تو همچنان روانی ای فرات وُ میبینمت که در بسترِ رنج و اندوه جریان داری موجها یکدیگر را به کامِ مرگ میکشند و خون فرو میریزد؛ تیرهخونی که به رنگِ ماتم است تو از آن روز به بعد، دیگر عطشِ هیچ تشنهکامی را فرو ننشاندی ای رودی که طعمِ عطشِ حسین را نچشیدی! که اگر از آن میچشیدی، امواجت تا به ابد در مسیرِ روشنایی و حیات ره میسپرد وُ قبلهگاهِ هر قطره آبی در آسمانها میشدی.. دریاها با آبِ تو وضو میساختند و ترتیلخوانان زمزمه میکردند: ای رودبارِ مقاوم و استوار، ای رودبارِ مقاوم و استوار... #موفق_محمد ترجمه: #محمد_حمادی @sherarabimoaser
السَّلَامُ عَلَى الشَّيْبِ الْمُخَضَب بالدِماء.. ▪▪▪ در سلسله اشک بود گوهر مقصود گر هست ز یوسف خبر این قافله دارد #صائب_تبریزی @sherarabimoaser
وَتَـرَشَّـفُـوا حُـبَّ الـحُـسَـيـنِ وإِنَّـمـــــــــــــــــــا حُـبُّ الـحـسَـيـنِ لِـعـاشِـقـيـهِ فُــــــــــــــــراتُ ------------------------- سرکشیدند عشق حسین را که عشقش در حکمِ فرات است برای عاشقانش #حسین_آل_جامع ترجمه: #محمد_حمادی #حي_على_العزاء 🏴🏴🏴 @sherarabimoaser
ولكن من يسلبكِ منّي، يغامر مع أعظم غضب في التّاريخ.. اما آن که تو را از من بگیرد، با بزرگترین خشم تاریخ روبهرو خواهد شد.. #منقول ترجمه: #محمد_حمادی @sherarabimoaser
في مساءٍ يثقلُ خطو الروح، أطلَّ القمرُ، ضيفٌ على العتمة صدفة، بين أزقةٍ لا تعرفُ إلا الصدى. تتبعُهُ نجمةٌ، هي وردةُ العمر الأولى، ترسمُ على الجدارِ وجهَ منفىً قديم.. ---------------------- به شامگاهی که گامهای جان را سنگین میکند، ماه سر برآورد، مهمانی ناخوانده بر تاریکی، در کوچههایی که جز پژواک نمیشناسند. ستارهای پیاش میرود، نخستین گل زندگیست او، میکشد بر دیوار، نقش کهنتبعیدگاه را.. #محمد_حمادی @sherarabimoaser
شب از نیمه گذشته است زیاد به من فکر نکن میخواهم بخوابم.. لقد جاوزَ الليلُ منتصفَه لا تفكّري فيَّ كثيراً أريدُ أن أنام.. #محمد_حمادی @sherarabimoaser
أمّا حُزني فعظيم، نعم. اندوهم اما بزرگ است، آری. #أنسي_الحاج #محمد_حمادی @sherarabimoaser
وأرىٰ فيكِ بقايا العُمرِ وأوهامي. ------------------- در وجودت باقیِ عمر وُ توهماتِ خود میبینم. #مظفر_النواب ترجمه: #محمد_حمادی @sherarabimoaser