- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 37
- 1/48двое суток
- 42
- 1/72трое суток
- 45
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
هیچ رحمی نیست بر بیمار خویش آن طبیبی را که من بیمارمش [امیر خسرو دهلوی]
دل از من بُرد و روی از من نهان کرد... [حافظ]
ز جان خوشتر چه باشد؟ آن تو باشی... [خاقانی]
جانم آن لحظه که غمگین تو باشم شادست... [مولانا]
Dərmanım olsa da səndə, ölərəm istəmərəm...
چه جورها که کشیدند بلبلان از دی به بوی آن که دگر نوبهار بازآید [حافظ]
چنانت دوست میدارم که گر روزی فراق افتد تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم [سعدی]
چه چیز داری با خویشتن که دیدارت چو قلههای مهآلود محو و رویایی است [حسین منزوی]
دُرَم از دیده چکان است به یاد لب لعلت نگهی باز به من کن که بسی دُر بچکانم [سعدی]
غیاب ماندگار ایزابل حالا یکی از اندامهای ماست؛ اندامی که تنها کارکردش ترشح پیوستهی اندوه است. [لنگرگاهی در شن روان - شش مواجهه با سوگ و مرگ]
خرم آن روز کزین منزل ویران بروم...
صلاح کار کجا و من خراب کجا...
چشمی به تخت و پخت ندارم مرا بس است یک صندلی برای نشستن کنار تو [حسین منزوی]
بهار همیشگی نیست و گل میپژمرد و من نیست خواهم شد، نیست خواهم شد مرا به خاطرت بسپار...
روزی که خودم را گم کردم...
خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد تنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت - هوشنگ ابتهاج.
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی [حافظ]
نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی...
من با گلولهای مردهام که به من اصابت نکردهاست...
بگذار سربازان بچهها را تیرباران کنند که هر فرمان آتش اعتراف به حضور ظلمت است...